محل تبلیغ شما
فوتبال؛همه تیم‌ها برابرند،‌ برخی برابرتر!شلختگی در برگزاری مسابقات لیگ برتر،افراد غیرمتخصص ورزش ایران؛ از چلوکبابی تا تجارت!

تاریخ خبر: 1399/10/9

فوتبال؛همه تیم‌ها برابرند،‌ برخی برابرتر!شلختگی در برگزاری مسابقات لیگ برتر،افراد غیرمتخصص ورزش ایران؛ از چلوکبابی تا تجارت!

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

شلختگی در برگزاری مسابقات لیگ برتر همه تیم‌ها برابرند،‌ برخی برابرتر!

 تمام افراد غیرمتخصص ورزش ایران؛ از چلوکبابی تا تجارت!
استقلال و پرسپولیس؛ 90درصد با مدیران غیرورزشی

مغز شطرنج ایران در کلاس مربیگری فوتبال!
حیدر بهاروند؛ عاشق ابدی میز خدمت !

 

سازمان لیگ با در نظر گرفتن شرایط خاص برای برخی تیم ها از جمله استقلال و پرسپولیس، با چالش زمانبندی به منظور برگزاری مسابقات روبرو شده و تصمیمات جدید این سازمان اعتراضات متعددی را به وجود آورده است.
به گزارش ایسنا، به طور حتم یکی از مهم ترین چالش های سازمان لیگ برتر فوتبال ایران در فصل جاری برنامه زمان بندی مسابقات خواهد بود و با توجه به خشت اولی که کج نهاده شده این قصه سر دراز دارد و بعید است به زودی شاهد کاهش هجمه و انتقادات از سوی برخی تیم ها باشیم، چه بسا همان تیم هایی نیز که به خاطر آن ها تغییراتی در زمان برگزاری مسابقات ایجاد شده، نسبت به این مساله مدعی و منتقد هستند.

 

اولین چالش سازمان لیگ از سوی آبی‌ها
دهم آذر پرویز مظلومی، سرپرست باشگاه استقلال عنوان کرد که باید دیدار تیم‌های فوتبال پرسپولیس و سپاهان که به دلیل حضور پرسپولیسی‌ ها در فینال رقابت‌های لیگ قهرمانان آسیا زمان نامعلومی مقابل آن از سوی سازمان لیگ درج شده بود برگزار شود تا استقلال در هفته هشتم مقابل پرسپولیس به میدان برود. سهیل مهدی، سرپرست کمیته برگزاری مسابقات لیگ برتر فوتبال نیز در واکنش به این اظهارات، اعلام کرد که پس از فینال لیگ قهرمانان آسیا بازی‌های معوقه را برگزار خواهیم کرد و پس از آن نیز سراغ شهرآورد خواهیم رفت.
نکته قابل اشاره اما اظهارات محمود فکری سرمربی آبی پوشان پایتخت است. وی به تازگی و پس از مشخص شدن تاریخ شهرآورد عنوان کرد اگر قرار بود بازی بیشتری داشته باشیم، همان زمانی که پرسپولیس برگشت می‌ توانستند بازی را برگزار کنند و بعد از شهرآورد بازی‌های عقب افتاده ‌شان را انجام دهند اما اگر قرار باشد باز هم ما بازی بیشتری داشته باشیم، باز هم به همان شکل قبل می‌شود و فرقی نمی‌کند! شاید ما و باشگاه استقلال زورمان کم است که نمی‌ توانیم کاری انجام دهیم و با تعداد بازی برابر به مصاف پرسپولیس برویم. آن‌ها قول دادند که به شکلی برنامه را بچینند که بازی‌ها برابر باشد اما باز هم دو بازی بیشتر داریم.

 

آغاز دردسرهای فینال لیگ قهرمانان آسیا
مسئولان باشگاه پرسپولیس در آستانه دیدار مقابل نساجی مازندران با سازمان لیگ و باشگاه نساجی برای تغییر محل بازی این دو تیم از قائم‌شهر به تهران نامه ‌نگاری کردند تا دیدار رفت این دو تیم در ورزشگاه آزادی و بازی برگشت در قائم‌شهر برگزار شود؛ درخواستی که از سوی باشگاه نساجی برای تغییر میزبان و مهمان در بازی رفت و برگشت رد و اعلام شد با اجرای پروتکل‌های بهداشتی پذیرای پرسپولیس در قائم‌شهر خواهد بود.
باشگاه پرسپولیس از سازمان لیگ درخواست کرده بود تا به دلیل شیوع ویروس کرونا و اجتناب از سفر به این شهر و نیز زمین چمن مصنوعی ورزشگاه شهید وطنی، دیدار این تیم برابر نساجی مازندران در تهران برگزار شود که مورد پذیرش باشگاه نساجی قرار نگرفت و در نهایت سازمان لیگ به منظور همراهی با پرسپولیس، رای به لغو این دیدار داد.
دیدار تیم های فوتبال پرسپولیس و ذوب آهن اصفهان در هفته ششم لیگ برتر نیز در حالی لغو شد که طبق اعلام این تیم اصفهانی تعداد بازیکنان مبتلای این تیم به ویروس کرونا هفت نفر بوده است یعنی باید بر اساس قانون ۵+۱۱ دیدار این دو تیم برگزار می شد!
بر اساس اعلام مسئولان باشگاه ذوب‌آهن به خبرنگار ایسنا، تعداد مبتلایان این تیم به ویروس کرونا قبل از دیدار مقابل پرسپولیس به هفت نفر کاهش یافت و درست شب قبل از بازی بود که به صورت غیر رسمی به ذوب آهنی ها اعلام شد دیدار این تیم مقابل پرسپولیس در هفته ششم لیگ برتر برگزار نخواهد شد، آن هم در شرایطی که کاروان ذوبی‌ها در تهران حضور داشتند! سوالی که در مورد تصمیم سازمان لیگ برتر فوتبال ایران وجود دارد این است که دیدار تیم های فوتبال پرسپولیس و ذوب آهن با استناد به کدام قانون لغو شد؟
در نهایت هرچند که قرار بود دیدار این دو تیم ۱۰ دی ماه برگزار شود، اما باز هم یک روز به تعویق افتاد و طبق اعلام سازمان لیگ با توجه به شرایط جوی پیش آمده در هفته هشتم و ضرورت رسیدگی به پرونده مسابقه معوقه پرسپولیس و ذوب آهن از هفته ششم لیگ برتر، این مسابقه قرار است ۱۱ دی ماه برگزار شود.

 

دستور از بالا؟
ماجرا زمانی جالب‌تر می‌شود که مسئولان باشگاه پرسپولیس و از جمله یحیی گل ‌محمدی، سرمربی این تیم صراحتا عنوان کردند که درخواستی برای لغو دیدار با ذوب‌آهن نداشته و اتفاقا به منظور آماده‌سازی بیشتر قبل از رفتن به قطر، روی انجام بازی با این تیم اصفهانی تاکید داشته‌‌اند.
صحبت‌های جواد نکونام، سرمربی تیم فولاد خوزستان در مورد لغو دیدارهای پرسپولیس اما عجیب تر است. وی می گوید سهیل مهدی عنوان کرده لغو بازی‌های پرسولیس در اختیارش نبوده و از بالا و جای دیگر گفته اند! نکونام در این رابطه که منظور از «بالا» همان وزارت ورزش است؟ نیز می گوید: نمی‌دانم، بالا می‌تواند طبقه بالا هم باشد. سرمربی تیم فولاد خوزستان با انتقاد از برنامه ریزی صورت گرفته از سوی سازمان لیگ تصریح کرد: مگر می‌شود برنامه‌ریزی‌ای انجام داد که همه تیم‌ها معترض باشند؟ ما اعلام کردیم که مخالف این برنامه هستیم و در آخر همان برنامه را دادند. یعنی چه؟ یعنی برنامه برای تیم‌های دیگر نیست و مشخص است که برای چه تیم‌ هایی تدوین می‌شود.

 

بی‌نظمی در برنامه‌ریزی جدید
در آخرین برنامه زمان بندی مسابقات لیگ برتر اما بیش از هر زمان دیگری شاهد به‌هم‌ریختگی برای انجام مسابقات هستیم و در حالی که زمان برگزاری مسابقات تا هفته دوازدهم اعلام شده است اما به دلیل مسائل پیش آمده قبل از برگزاری شهرآورد و همچنین لغو برخی مسابقات به دلیل حضور پرسپولیسی ها در فینال لیگ قهرمانان آسیا، برخی معوقات هفته هفتم بعد از هفته دهم لیگ برگزار می شود، دو دیدار از هفته نهم به دیدارهای هفته یازدهم چسبیده اند و شهرآورد که انجام آن مربوط به هفته هشتم است بعد از شروع رقابت های هفته یازدهم برگزار خواهد شد تا در نهایت هفته دوازدهم تیم ها به تعداد بازی های برابر برسند.

 

همه شاکی هستند به جز...
یکی از موضوعات قابل اشاره این است که مگر به انتهای لیگ رسیده ایم که​​ باید تعداد مسابقات برای هر تیم با سایر تیم ها مساوی شود؟ ضرورت به تساوی رساندن مسابقات انجام شده در هفته دوازدهم لیگ برتر چیست که موجب شود چنین فشار و بی نظمی را شاهد باشیم؟ از طرفی اگر قرار است که مثلا داربی در شرایطی انجام شود که پرسپولیس و استقلال بازی‌های برابری داشته باشند (طبق درخواست استقلالی‌ها) چرا سایر تیم‌ها چنین خواسته‌ای نداشته باشند؟ چه تفاوتی بین استقلال و سایر تیم‌های لیگ برتری وجود دارد؟
تصمیمات اخیر سازمان لیگ صدای اعتراض مربیان، مدیران، بازیکنان و سایر عوامل تیم‌های لیگ برتری را درآورده و موجب شده شائبه حمایت از دو تیم پایتخت نشین حول محور تصمیمات این سازمان طرح شود و در این زمینه دو سوال بسیار مهم وجود دارد؛ ابتدا اینکه به چه دلیل باید از اظهارات سرپرست باشگاه استقلال برای سازمان لیگ ملاک عمل واقع و به دلیل جلوگیری از فشار هواداران این تیم، تصمیم بر این شود که پرسپولیس قبل از برگزاری شهرآورد همه دیدارهای خود تا هفته هفتم را برگزار کند و چنین بی نظمی در برگزار مسابقات شکل گیرد؟
موضوع دیگر مربوط به لغو دیدارهای پرسپولیس مقابل نساجی مازندران است؛ به چه علت سازمان لیگ پس از درخواست سرخپوشان مبنی بر برگزاری دیدار این تیم مقابل نساجی در ورزشگاه آزادی به جای ورزشگاه شهید وطنی تصمیم به لغو این دیدار گرفت؟
مساله قابل تامل بعدی مربوط به ابهام در لغو برگزاری دیدار تیم های فوتبال پرسپولیس و ذوب آهن است که بدون توجه به مقررات و قوانین لغو شد و کماکان مشخص نیست که چرا سازمان لیگ - در حالی که ذوب آهنی ها در تهران به سر می بردند و تعداد مبتلایان آن ها به حدنصاب برای عدم برگزاری این مسابقه نرسیده بود و پرسپولیسی ها نیز خواستار برگزاری دیدار خود مقابل نماینده اصفهان بودند - تصمیم به لغو این مسابقه گرفت؟ابتکار

 

تمام افراد غیرمتخصص ورزش ایران؛ از چلوکبابی تا تجارت!

حضور رئیس صنف چلوکبابی قزوین در تیم والیبال نوجوانان حواشی زیادی را برای این فدراسیون به وجود آورد

بارها درباره حضور افراد غیرورزشی در سمت‌های مختلف ورزشی صحبت شده و منتقد اصلی این اتفاق هم اهالی ورزش بوده‌اند. در طول زمان با وجود این انتقادها شاید شرایط کمی بهبود پیدا کرده، اما همچنان شاهد انتصاب‌های عجیبی در تیم‌ها و فدراسیون‌های مختلف هستیم.

در روزهای اخیر با انتشار خبر رئیس صنف چلوکبابی و تالارهای پذیرایی قزوین به‌‌عنوان سرپرست تیم والیبال نوجوانان بار دیگر این مسأله سر باز کرده و به سوژه رسانه‌ها و کاربران مجازی تبدیل شده است.

میلاد تقوی، دبیر فدراسیون والیبال در این‌باره می‌گوید: «سرپرست یک تیم باید سابقه ورزشی داشته باشد و نیاز نیست که حتما یک فرد والیبالی باشد. ما از سرپرست کار فنی نمی‌خواهیم. عسگری هم 17سال سابقه ورزشی دارد، اما متأسفانه خبر انتخاب او خیلی بد مطرح شد. او رئیس و دبیر فوتسال قزوین بوده و سرپرست تیم‌های لیگ یکی و لیگ دویی را در رشته فوتبال برعهده داشته است. دوسالی هم هست که سرپرستی تیم شهرداری قزوین را در لیگ دسته اول و حالا لیگ‌برتر برعهده دارد. حالا اینکه پدر او یکی از رستوران‌دارهای معروف قزوین است، چه اشکالی دارد؟»

اما بد نیست به همین بهانه اتفاقات مشابهی که در یک‌دهه اخیر در ورزش ایران رخ داده را مرور کنیم.

تیم‌های ملی؛ از والیبال تا کشتی و فوتبال

در همین رشته والیبال معمولا فدراسیون در سال‌های اخیر سیاستش بر این بوده که از افراد غیرورزشی در پست سرپرستی استفاده کند. در هر دوره هم دلیل خاصی برای این اتفاق بیان شده؛ مثلا حضور چند فرد نظامی به‌عنوان سرپرست تیم‌های نوجوانان و جوانان از سوی فدراسیون به این دلیل رخ داده بود که کار خروج بازیکنان به خاطر نداشتن کارت پایان خدمت به مشکل برنخورد. حضور افراد دیگری همچون همین علی عسگری، رئیس صنف چلوکبابی قزوین نیز به دلیل امکاناتی است که امثال او می‌توانند برای تیم‌های ملی در رده سنی پایه فراهم کنند.

در کشتی هم بعد از حضور علیرضا دبیر در رأس فدراسیون چنین تفکری حاکم شد. مدتی است که حجت کریمی به‌عنوان سرپرست تیم‌های ملی کشتی آزاد و فرنگی منصوب شده. او که فرد شناخته‌شده‌ای در ورزش نیست و اکثرا در اردوها حضور ندارد، از نظر مالی و همچنین فراهم‌کردن امکانات می‌تواند کمک حال تیم‌های ملی باشد.

قبلا نیز در فوتبال چندباری شاهد حضور افراد غیرورزشی بودیم که شاخص‌ترین آنها هوشنگ مقدس بوده است. این فرد که مقیم امارات است، در دوره ریاست کفاشیان و اوایل دوره ریاست تاج، با تیم‌ملی همکاری می‌کرد و حتی مدتی هم به‌عنوان سرپرست در اردوها حاضر بود. او که یک تاجر در امارات به حساب می‌آید، وظیفه انتقال پول را هم برای فدراسیون فوتبال ایران به حساب‌های خارجی برعهده داشت.

فدراسیون‌ها؛ سیاسیون علاقه‌مند به ورزش

در یکی، دودهه اخیر بارها و به دفعات زیاد شاهد حضور افراد نه‌چندان متخصص در رأس فدراسیون‌های ورزشی بودیم. آنها این شعار را هم دارند که حتما نباید روسای فدراسیون‌ها ورزشکار بوده باشند یا عکس با شورت ورزشی داشته باشند! از فدراسیون فوتبال در گذشته بگیر تا فدراسیون‌هایی مثل تیروکمان، سه‌گانه و حتی جانبازان و معلولان افراد غیرورزشی را در رأس خود دیده‌اند. حتی موردی داشتیم که سرپرست یک فدراسیون ورزشی، رئیس اتحادیه صنف تالار‌های پذیرایی و تجهیز مجالس هم محسوب می‌شد! واردکردن افراد غیرورزشی به فدراسیون‌ها معمولا از سوی وزارت ورزش و در گذشته سازمان تربیت بدنی صورت گرفته. این افراد بعد از دوره کوتاهی که به‌عنوان سرپرست وارد فدراسیون می‌شوند، گویا فضای ورزش موردپسندشان هست و در این حوزه می‌مانند. آنها حتی بعد از مدتی خودشان را یک مدیر ورزشی معرفی می‌کنند.

اخیرا هم صدور حکمی از سوی رئیس فدراسیون جودو برای حسن کردمیهن به‌عنوان مشاور و رئیس کمیته فرهنگی فدراسیون با واکنش‌های زیادی همراه بود. او که به‌عنوان یک فرد سیاسی شناخته می‌شود و سبقه‌ای در حوزه ورزش ندارد، مشخص نیست چطور می‌تواند در زمینه فرهنگی برای ورزشکاران مثمرثمر عمل کند.

مربیگری؛‌ فامیل بازی به جای شایستگی

در بحث مربیگری موضوعی که بیش از بقیه توی ذوق می‌زند، استفاده سرمربیان از نزدیکان خود در کادرفنی است. نمونه‌های زیادی از این اتفاق در تیم‌های فوتبال و حتی رشته‌های دیگر ورزشی به چشم می خورد. شاید مثلا استفاده علی دایی از برادرش محمد در کادرفنی همه تیم‌هایی که حاضر است، از جمله همین موارد باشد. یک نمونه دیگر مربوط به تیم والیبال نوجوانان بود که سال گذشته در آستانه اعزام به مسابقات جهانی مشخص شد سرمربی تیم پسرش را در نقش آنالیزور بدون هیچ سابقه‌ای در لیست اعزامی قرار داده است! و البته بازهم هستند نمونه‌های این‌چنینی که نشان می‌دهد افراد مشهور هم دوست دارند از نزدیکان خود در پست‌های غیرتخصصی استفاده کنند.

استقلال و پرسپولیس؛ 90درصد با مدیران غیرورزشی

اگر به لیست مدیران سال‌های اخیر استقلال و پرسپولیس نگاهی بیندازیم، به این نکته پی می‌بریم که اکثرا افراد غیرورزشی در رأس این دو باشگاه قرار گرفته‌اند. از محمد رویانیان بگیر تا حمیدرضا سیاسی و مهدی رسول‌پناه در پرسپولیس و اسماعیل خلیل‌زاده و خیلی‌های دیگر در استقلال. نه‌تنها در هیأت‌مدیره بلکه در رأس دو باشگاه سرخابی پایتخت با هواداران میلیونی بارها انتخاب‌های سیاسی انجام شده است. به نظر می‌رسد این رویه از سوی دولتمردان در گذشته وجود داشته و همچنان نیز ادامه پیدا می‌کند. بهانه نیز همیشه همینطور بوده که حضور افراد غیرورزشی باعث می‌شود تا هیأت‌مدیره و مدیران سرخابی بتوانند برای تیم‌های پرطرفدار پایتخت منابع مالی بهتری را فراهم کنند.

شهروند

 

مغز شطرنج ایران در کلاس مربیگری فوتبال!

مغز شطرنج ایران در کلاس مربیگری فوتبال! دومین دوره کلاس‌های مربیگری فوتبال جلال چراغپور هفته گذشته در حالی در یکی از کافه‌های شمال تهران برگزار شد که یک میهمان ویژه داشت. میهمان افتخاری این کلاس‌ها، احسان قائم‌مقامی، اولین استادبزرگ شطرنج ایران بود؛ یکی از مغزهای متفکر شطرنج کشور که در آستانه 39سالگی همچنان عضو تیم ملی این رشته است و حالا از نبوغ خود در تاکتیک‌های مختلف فوتبال رونمایی کرده است. قائم‌مقامی که از طرفداران سرسخت پرسپولیس هم به حساب می‌آید، از سوی بعضی از دوستانش، علاقه‌مند شده که مربیگری در فوتبال را تجربه کند. برای دقایقی با دارنده سه مدال برنز شطرنج آسیا هم‌کلام شدیم تا بیشتر از دلایل ورود او به عرصه فوتبال مطلع شویم.
 آقای قائم‌مقامی شما در چند روز اخیر یکی از چهره‌های خبرساز ورزش کشور بودید. حضورتان در کلاس‌های دانش‌افزایى مربیگری فوتبال جلال چراغپور، توجه خیلی‌ها را به خودش جلب کرد. چه شد که استادبزرگ شطرنج ایران سر از مربیگری فوتبال در‌آورد؟
علاقه و شروع ارتباط من با فوتبال به سال‌های خیلی دور برمی‌گردد؛ زمانی که از پنج‌سالگی به صورت جدی فوتبال بازی می‌کردم. در زمان کودکی ما، بچه‌ها تفریح زیادی نداشتند و بیشتر گل‌کوچیک بازی می‌کردند. من هم که ساکن جنوب شرق تهران بودم و در کوچه‌پس‌کوچه‌های آن محله‌ها هم همه گل‌کوچیک بازی می‌کردند. این‌گونه شد که با فوتبال آشنا شدم. پدرم هم برای اینکه در این رشته پیشرفت کنم، تشویقم می‌کرد و خیلی برایم وقت می‌گذاشت. در مجموعه ورزشى زینبیه و زمانى كه در مسابقات مدارس و آموزشگاه‌هاى تهران بازى می‌كردم، به کلاس‌های فوتبال آقای چراغپور رفتم. به نظر من آقای چراغپور علاوه بر دانش بالاى مربیگرى همواره یکی از بهترین مربیان فوتبال رده‌های سنی پایه كشورمان بوده‌اند که نظیر ایشان را کم داریم. در مدتى كه زیر نظرشان كار كردم با الفباى فوتبال علمى و اصولى آشنا شدم و به نسبت سن درك خوبى از زمین و توپ و جریان بازى پیدا كردم. آن روزها گذشت و شطرنج مسیر زندگی من را تغییر داد و باعث شد كه نتوانم مانند ١٢ سال اول زندگی‌ام براى فوتبال وقت بگذارم. البته از آن به بعد هر زمانی که فرصت شده، گل‌كوچیك و سالنی و چندین بار هم در زمین بزرگ بازى كرده‌ام. دلیل حضورم هم در کلاس دانش‌افزایی مربیگری استاد چراغپور، آقای مجتبی جباری بود. من و آقای جباری هر دو در محفلی بودیم که در آن صحبت از فوتبال بود. ایشان وقتی متوجه شدند من شاگرد استاد چراغپور بودم و با مباحث علمى فوتبال آشنا هستم، تحت تأثیر قرار گرفتند و به من پیشنهاد این را دادند تا توانمندی‌هایی را که در این زمینه دارم، ارتقا دهم. خوشبختانه در دو روز اول این دوره چیزهاى زیادى یاد گرفتم. علاوه بر مجتبى جبارى خیلی از دوستان و چهره‌های مطرح فوتبال‌مان ازجمله وریا غفوری و غلامرضا عنایتى در این دوره حضور داشتند. قرار است این دوره ادامه داشته باشد و ساعت‌های بیشتری را با هم بگذرانیم. احتمالا در ادامه نشست‌ها از تبیین و تعمیم استراتژى‌ها و تاكتیك‌هاى شطرنج براى فوتبال هم تا حد امكان
 بهره خواهیم گرفت.
 بعد از اینکه دوره‌های دانش‌افزایی را پشت سر گذاشتید، چه برنامه‌ای دارید؟ می‌خواهید حرفه مربیگری فوتبال را ادامه بدهید؟
من این پتانسیل را در خودم می‌بینم که در این زمینه به صورت حرفه‌ای فعالیت کنم. دوستان فوتبالی به من می‌گویند كه می‌توانم مربى بزرگى بشوم اما مسئله این است که من در حال حاضر بازیکن تیم ملی شطرنج هستم و فعلا باید به عنوان یك شطرنج‌باز تمرکز داشته باشم. شاید یک‌روزی مربی فوتبال شوم ولى این‌گونه نیست كه بگویم دو سال دیگر روی نیمکت مربیگری یک تیمی باشم و فعلا به آن فکر نمی‌کنم. الان فقط می‌خواهم علم فوتبال را یاد بگیریم و از آن  لذت ببرم.
 حضور در این کلاس‌ها تداخلی با برنامه و تمرینات شطرنج برایتان ایجاد نکرده؟
نه، من رشته تحصیلی‌ام مدیریت بوده و توانستم وقتم را مدیریت کنم که به علاقه‌مندی‌های خودم برسم. فکر می‌کنم در شرایط کرونا مردم بیشتر می‌توانند به خیلی از کارهایشان برسند. حداقل در مورد من که این‌طور بوده و توانستم در خیلی از ابعاد اقتصادی و اجتماعی به چیزهایی که قبلا نمی‌توانستم برسم، رسیدگی کنم.
 در ابتدای صحبت‌تان گفتید با وجود اینکه فوتبال را حرفه‌ای دنبال می‌کردید اما یکباره مسیر زندگی‌تان تغییر کرد و به شطرنج روی آوردید. چه شد که این اتفاق افتاد؟
راستش من در معرض انتخاب قرار گرفتم که به شطرنج رسیدم. آن‌موقع که من فوتبال بازی می‌کردم، هم‌زمان شطرنج هم بازی می‌کردم. در آن مقطع مسابقات فوتبال و شطرنج نونهالان کشوری یک روز برگزار شد. فوتبال در مازندران بود و شطرنج در بندرعباس. با اینکه در فوتبال جلوتر بودم و خیلی پیشرفت کرده بودم اما شطرنج را انتخاب کردم و به بندرعباس رفتم. بعد از آن تلاش‌هایم برای یادگرفتن فوتبال کم‌رنگ شد اما این‌طور نبود که فراموشش کنم. همیشه مسابقات را تماشا می‌کنم و پیگیر اخبار فوتبال روز دنیا هستم.
 شما یکی از طرفدارهای پروپاقرص تیم پرسپولیس هستید. از پرسپولیس و حضور اخیر این تیم در فینال جام باشگاه‌های آسیا هم برای خواننده‌ها صحبت می‌کنید؟
به همه بازیکن‌های پرسپولیس و کادر فنی این تیم خسته نباشید می‌گویم. در چند سال اخیر پرسپولیس دغدغه‌های زیادی را پشت سر گذاشته اما در چند ماه اخیر و مدیریت فعلی تصمیم‌هایی اتخاذ شد که قدری از آن فشارها از روی تیم برداشته شد و بازیکنان با آرامش بهتری در این مسابقات شرکت کردند. امیدوارم برنامه‌ریزی بهتری برای این تیم بشود. به نظر من به تیم استقلال هم در این مدت توجه درستی نشده است. مردم از این تیم‌های بزرگ انتظار دارند؛ به خاطر اینکه از این تیم‌ها حس خوب می‌گیرند. پس باید به اندازه شأن این تیم‌ها به آنها توجه شود. عدم ثبات مدیریت و پرداخت‌های بی‌مورد می‌تواند لطمه‌های زیادی به تیم بزند که در نهایت همه آنها از کیسه مردم، بازیکنان یا خود باشگاه‌ها می‌رود. قسمت بدترش هم این می‌شود که بازیکنان به لحاظ روانی، ذهنی و جسمی تحلیل می‌روند و نمی‌توانند کیفیت مناسب را ارائه بدهند. پرسپولیس در فینال جام باشگاه‌ها با خیلی از مسائل دست‌و‌پنجه نرم کرد. تیمی که 20 روز بازی نکرده بود، به نظر من نمایش خوبی داشت. البته تک‌اشتباه‌هایی داشت که به دلیل عدم انسجام ذهنی بعضی از بازیکنان بود اما نباید انتظار گزاف از این تیم داشته باشیم. به اندازه‌ای که سرویس می‌دهیم باید توقع داشته باشیم. از تیمی که نفرات ذخیره‌اش کم است و متناسب با چنین بازی مهمی نیست نباید انتظار یک عملکرد ایدئال و بدون نقص را داشت. مردم هم به عقیده من دارند قدری احساسی با این قضیه برخورد می‌کنند. بازی‌کردن با تیمی مثل اولسان که سطح بالایی از امکانات را دارد، خیلی سخت است. پرسپولیس در کار تیمی موفق بوده و حتی یک الگو است. برای حفظ ساختار تیم پرسپولیس تلاش‌های مداومی از سوی ارکان اصلی تیم صورت می‌گیرد. مثال بارزش هم مصاحبه‌های حرفه‌ای بازیکنان این تیم به‌خصوص سیدجلال حسینی است که همیشه سعی می‌کند اتحاد و انسجام را برای تیم خود حفظ کند. یحیی گل‌محمدی به عنوان یک مربی هوشمند و با درایت تا حد امکان از حاشیه‌ها فاصله می‌گیرد.
 از فوتبال فاصله بگیریم و به شطرنج برسیم. در این مدت که کرونا همه مسابقات را تعطیل کرده، رقابت‌های شطرنج به صورت مجازی برگزار شده و شطرنج‌بازان سرشان شلوغ بوده است. از تجربه این مدت بگویید.
بله برگزار شده اما متأسفانه برگزاری مسابقات آنلاین شطرنج با مشکلات زیادی همراه است. خیلی از اتفاق‌ها از دید داوران و ناظران پنهان می‌ماند. استفاده از ابزارهای ناصحیح، اصلا حس مسابقه را در فرد ایجاد نمی‌کند. شرایط مسابقات مجازی و حضوری به‌هیچ‌وجه با هم قابل مقایسه نیستند. امیدوارم هر‌چه زودتر کرونا برود تا با شور و هیجان قبل، مسابقه بدهیم. اما در بحث آموزش خوشبختانه شرایط خوبی در این مدت مهیا بوده است. اتفاقا حتی بازار آموزش‌های آنلاین به نسبت زمانی که کرونا نبود، خیلی داغ‌تر شده است. پخش سریال ملکه شطرنج هم در این روزها باعث شده تا بچه‌ها به این رشته ورزشی بیش از پیش علاقه‌مند شوند و سمت آن بیایند. نگاه خانواده‌ها به شطرنج واقعا فرق کرده. به هر حال شطرنج نگاهی استراتژیک روی ذهن افراد حاکم می‌کند که آدم‌هایی با ذهن خلاق باشند و در لحظه، بهترین تصمیم را بگیرند. اینها همه کمک کرده که در شرایط فعلی استعدادهای زیادی به جمع خانواده شطرنج اضافه شود اما متأسفانه تشکیلات شطرنج کشور در حال حاضر اوضاع مناسبی ندارد. 10 ماه است که فدراسیون شطرنج رئیس ندارد و هنوز انتخابات آن برگزار نشده است. هرچند سرپرست فعلی فدراسیون تلاش می‌کند که امورات را پیش ببرد اما بعضی افراد جریاناتی را به وجود آوردند که باعث شده این رشته لطمات زیادی ببیند. متأسفانه عده‌ای منافع شخصی را به منافع گروهی و ملی ترجیح دادند. فکر نمی‌کنم صندلی ریاست این فدراسیون به‌جز حس مسئولیت و خدمت، ارزش دیگری داشته باشد. این خوب نیست که عده‌ای از بزرگان شطرنج با زیرسؤال‌بردن ارزش‌ها بر مبنای منافع شخصی این‌چنین به شطرنج ضربه می‌زنند. امیدوارم با یک نگاه جامع بتوانیم با همدلی و اتحاد با استفاده از تمامی ظرفیت‌های موجود شطرنج کشور به یک ساختار منسجم برای هدایت این رشته ورزشی دست پیدا کنیم و با انتخاب یک گزینه اصلح، شرایط خوبی را پیش‌روی شطرنج ایران  قرار دهیم.

شرق

 

 

بررسی کارنامه فردی مدیران فوتبال

حیدر بهاروند؛ عاشق ابدی »میز خدمت«!

 

حیدر بهاروند که از مجریان اصلی فوتبال ورشکستگه و ناکام فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ در پنج سال گذشته بوده اکنون به عنوان مدعی درجه یک، اصرار به حضور بازنشستهها در فوتبال و تقابل با قوانین جاری کشور دارد. در دوره پنج ساله هیات رئیسه فدراسیون فوتبال، حیدر بهاروند از گردانندگان اصلی این مجموعه بود. او که در ابتدای این دوره، به عنوان یک عضو ساده از هیات رئیسه انتخاب شده بود، در پایان این دوره، به عنوان رئیس فدراسیون )سرپرست( به کارش پایان میدهد. نگاهی به کارنامه مدیریتی او در این پنج سال هیچگونه دستاورد ملموسی را برای ارتقای جایگاه فوتبال ایران نشان نمیدهد. نه تنها فوتبال پیشرفت نکرده، بلکه چندین قدم هم رو به عقب برداشته است اما سوال اصلی این است که او بر اساس چه متر و معیاری به این نتیجه رسیده که حضور او در فوتبال کمک حال این رشته خواهد شد؟ واقعیت ماجرا این است که بهاروند بعد از سالیان متمادی حضور در هیات فوتبال و هیات رئیسه، اکنون حامیانی در مجمع فدراسیون دارد اما نگاهی به جامعه فوتبال نشان از موضوع دیگری است که قطعا صالحیت بهاروند را برای استمرار حضور در فدراسیون فوتبال تایید نمیکند. بهاروند را باید نماینده بازنشستههای فوتبال دانست که از زمان تصویب قانون منع بهکارگیری بازنشستهها، یک تنه مقابل مسئوالن و نهادهای نظارتی و بازرسی ایستاد و آنطور که از شواهد و قراین بر میآید قصد کوتاه آمدن ندارد چرا که مدیریت بر سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال در پنج سال گذشته برای رئیس سابق هیات فوتبال لرستان خوشایند بوده و حاال قصد دارد به طور رسمی کرسی ریاست را از آن خود کند. این گزارش، نگاهی به آثار به جا مانده از پنج سال مدیریت بهاروند خواهیم داشت که وضعیت و عملکرد او را برای حضور یا عدم حضور در چهار سال آینده مشخص میکند. * شروع مدیریت در فدراسیون با تخلف بزرگ! سناریو تخلف و پشت کردن به اساسنامه فدراسیون فوتبال زمانی نوشته شد که مهدی تاج برای بازگرداندن اسالمیان به هیات رئیسه، از حیدر بهاروند کمک گرفت؛ کمکی که زندگی بهاروند را زیر و رو کرد. تا قبل از این اتفاق، بهاروند در انتخابات به عنوان کارشناس هیات رئیسه انتخاب شد اما به حدنصاب نرسیدن آرای اسالمیان برای نایب رئیس دوم، او را از گردونه خارج کرد. در نتیجه تاج، بهاروند را سرپرست نایب رئیسی دوم و سرپرست سازمان لیگ کرد تا جا برای نامزدی اسالمیان برای عضو کارشناس هیات رئیسه خالی شود. انتخاب بهاروند به عنوان نایب رئیس دوم مصداق بارز تخلف آشکار بود. در واقع بهاروند برای این جابجایی باید از سمت کارشناس هیات رئیسه استعفا میداد که طبق بند ۸ ماده ۳۳ اساسنامه فدراسیون فوتبال کسی که از سمت خود استعفا می دهد نمیتواند دست کم در یک دوره برای هیچ سمت دیگری کاندید شود. اما در آن مقطع این موضوع برای متولیان فوتبال اهمیتی نداشته چرا که همه کاره بودند و کسی برای اینکه یقه آنها را بگیرد و علت تخلف از اساسنامه را بپرسد وجود نداشت. در نتیجه مهرههای تاج در جایگاه جدید خود نشستند و آب از آب تکان نخورد. نکته جالب اینجاست که کسانی که روزگاری به قانون پشت کردند، حاال از سایرین خواهان اجرای قانون و حضور بازنشسته ها در فدراسیون هستند چون منافع آنها در این صورت تامین میشود. * دعوای ریاست با بازگشت کفاشیان بعد از استعفای مهدی تاج، به طور قانونی علی کفاشیان باید عهدهدار ریاست فدراسیون فوتبال میشد اما او در آن مقطع از هر گونه فعالیت فوتبالی به مدت پنج سال محروم بود؛ رایی که از سوی کمیته اخالق در پرونده حق پخش تلویزیونی بازیهای تیم ملی صادر شده بود و در ادامه توسط کمیته استیناف کاهش یافت و لغو شد. در نتیجه، حیدر بهاروند به عنوان نایب رئیس دوم در نبود تاج و کفاشیان روی صندلی ریاست نشست ولی بازگشت ناگهانی کفاشیان تمام معادالت را به هم ریخت؛ بازگشتی که حامیانی از نهادهای مختلف داشت و تهدیدی برای بهاروند بود. حتی کفاشیان پیش از بازگشت به هیات رئیسه احتمال سرپرستی را رد نکرد و همواره تاکید داشت که ”فعال“ نایب رئیس است و باید ببیند در آینده چه اتفاقی رخ میدهد. مهمترین مخالف کفاشیان، دوستان سابق او و رقیبان کنونی بودند. مهدی تاج و حیدر بهاروند صندلی ریاست را در حضور نایب رئیس اول از دست رفته میدیدند. برای مدتی بهاروند از تشکیل جلسه و دیدار با کفاشیان پرهیز میکرد تا اینکه جلسهای میان کفاشیان و تاج برگزار شد و رفقای قدیمی به یک نتیجه برای ادامه همکاری دست یافتند که کفاشیان در صورت بازگشت سرپرست نشود و بهاروند اداره امور را در اختیار داشته باشد. نهایت بهاروند دستور برگزاری جلسه را صادر کرد و کفاشیان به فدراسیون فوتبال برگشت ولی او در بازگشت کفاشیان سابق نبود و رشته امور از دستانش خارج و در اختیار بهاروند و نبی قرار گرفته بود. * بهاروند بازنشستگی را دوست ندارد از زمان اجرای قانون منع به کارگیری بازنشستهها تاکنون، حیدر بهاروند بیش از هر کس دیگری مقابل این مصوبه مجلس ایستاده است و آن را قبول ندارد. او تحت هیج شرایطی حاضر به اجرای قانونی که در کل ایران جاری شده نیست. بعد از رفت و آمدهای بسیار و باقی ماندن او بر سر قدرت تا اتمام دوره قانونی اعضای هیات رئیسه، بهاروند برای دوره جدید هم شمشیر را از رو بسته و نمیخواهد پا پس بکشد. در شرایطی که تمام مسئوالن دولتی خواهان اجرای این قانون در انتخابات فدراسیون فوتبال هستند، بهاروند میگوید بازنشستهها میتوانند در انتخابات شرکت کنند و بارها این موضوع را اعالم کرده است؛ موضوعی که به زودی پای فیفا را هم وسط میکشد و این همان اتفاقی است که بهاروند دوست دارد. او اخیرا در حضور وزیر ورزش و معاونش که مجری قانون هستند اتمام حجت کرد که از خواسته خود برای شرکت در انتخابات کوتاه نمی آید: ”فقط اساسنامه معیار و مالک برگزاری انتخابات است. موظفیم براساس اساسنامه انتخابات را برگزار کنیم و الغیر.“ این صحبتها به این معنی است که قوانین مجلس را قبول ندارد و مالک برای او اساسنامه است؛ موضوعی که خودش هم در هنگام انتخابات نایب رئیس دوم آن را نقض کرد. * دو سال محرومیت برای بهاروند از سوی کمیته اخالق یکی از جنجالبرانگیزترین پروندههای سالهای اخیر فوتبال ایران مربوط به دیدار فینال جام حذفی در سال ۹۸ است که اتفاقات عجیب و غریب و تاخیر بیش از چند ساعت در بازی پرسپولیس و داماش به وقوع پیوست. ناهماهنگی های ایجاد شده در آن مسابقه باعث شد هواداران داماش نتوانند به ورزشگاه اختصاصی فوالد در اهواز راه پیدا کنند و به همین خاطر مدیران داماش اجازه برگزاری بازی را ندادند. ماجرایی تا جایی پیش رفت که بعد از حدود ۵.۲ ساعت هواداران داماش به ورزشگاه راه داده شدند و بازی برگزار شد و در نهایت، پاسی از شب گذشته مسابقه تمام شد. در پی این بینظمی و درگیری بین هواداران که باعث به هم خوردن برنامهریزیها شد، کمیته اخالق فدراسیون فوتبال حیدر بهاروند رئیس سازمان لیگ را به مدت دو سال محروم کرد. در ادامه فدراسیون فوتبال به جای دفاع از احکام کمیته اخالق، از مدیران خود حمایت کرد و بعد از ارسال پرونده به کمیته استیناف، همه این افراد تبرئه شده و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده بود و هیچ کسی هم جریمه یا محکوم نشد! * حامی درجه یک بازنشستهها بهاروند نه تنها خودش نمیرود، بلکه سایر بازنشستهها را هم کنار دستش نگه داشته است. او معدود کسانی را هم که قانون بازنشستگی را اجرا کرده بودند، مجددا به ”میز خدمت“ بازگردانده است. نمونه این اتفاق درباره فریدون اصفهانیان رخ داد که به نشانه تبعیت از قانون، کمیته داوران را ترک کرد اما بعد از گذشت حدود یک سال و نیم، بهاروند او را به عنوان سرپرست انتخاب کرده تا مجددا اصفهانیان به کمیته داوران بازگردد و به انتقادات و اعتراض اهالی فوتبال گوش نمیدهد! * وعدههای سر خرمن برای نصب VAR تقریبا تمام مسئوالن سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال از سال ۹۷ به این سمت و اجرا شدن کمک داور ویدیویی در لیگهای مختلف اروپایی، وعده اجرای سیستم کمک داور ویدیویی را دادهاند. آخرین اظهارنظر مربوط به حیدر بهاروند است که در ۳۰ تیر امسال وعده داد تا نیم فصل این سیستم در ایران اجرا میشود. آنطور که از روند برگزاری مسابقات بر میآید، این سیستم ویدیویی حتی تا لیگ بیست و یکم هم در ایران نصب نخواهد شد چرا که ورزشگاههایی در ایران وجود دارد که با دوربینهای بسیار قدیمی و کم کیفیت تصویربرداری میشود. در چنین شرایطی چطور میتوان انتظار داشت که ۱۰ دوربین پیشرفته، برای اجرای سیستم کمک داور ویدیویی در هر ورزشگاه نصب شود؟ * تیمهای ملی یتیم شدند قصه تیمهای ملی پایه در دوران مدیریت تاج و سپس بهاروند بسیار پرغصه است. در این مدت، بدترین اتفاقات برای تیم ملی جوانان رخ داده است. مربیان مختلف بدون کوچکترین شناخت برای هدایت این تیم انتخاب شده اند و گوش کسی هم بدهکار انتقادات نیست. به جز این، باید وضعیت تیم های ملی بانوان را هم در نظر داشت که هیچ یک در وضعیت ایده آل قرار ندارند. در واقع بهاروند در مدت یک سال گذشته همانطور که پیش بینی می شد، همه چیز را در سازماندهی تیم های ملی پایه به امان خدا رها کرده است و قطعا هیچ کسی در خانواده فوتبال از این وضعیت رضایت ندارد.

ندای اصلاحات

 

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است