محل تبلیغ شما
چگونه مدیریت انسانی غلط، تالاب بختگان را به کام مرگ کشاند؟

تاریخ خبر: 1395/10/27

چگونه مدیریت انسانی غلط، تالاب بختگان را به کام مرگ کشاند؟

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

این یک عادت تکراری در نظام مدیریتی و نحوه برخورد ما با محیط زیست است که در گام نخست تمام اقدامات و برنامه های توسعه ای خود را بدون رعایت کوچکترین ملاحظات زیست محیطی اجرا می کنیم و پس از آشکار شدن خسارات، به فکر جبران ندانم کاری ها برمی آییم. مثل تالاب تاریخی و باستانی بختگان که احداث چند سد و کشاورزی افسار گسیخته آن را خشکاند و حالا مسئولان به فکر احیای آن هستند.

به گزارش «تابناک»؛ یکی از تالاب هایی که تحت تأثیر عواملی مثل کاهش نزولات جوی و دخالت های انسانی با مشکل رو به رو و در ادامه با بی توجهی مسئولان به کلی خشک شد، تالاب بختگان در استان فارس است؛ تالابی که جدا از کارکردهای زیست محیطی در شکل گیری تمدن باستانی ایران نیز نقش ویژه ای داشت و حالا به دلیل خشکی، اثرات نامطلوبی برای منطقه ایجاد کرده است.
 

تالاب بختگان در حوضه آبریزی با همین نام است که مساحتی بالغ بر 31000 کیلومتر مربع دارد و رودخانه کر به همراه انشعابات فرعی اش، مهم ترین آب های سطحی آن را تشکیل می دهند. در این حوضه آبریز و اطراف آن از شهرهایی مثل کامفیروز، اردکان، فاروق، مرودشت، شیراز، ارسنجان، خرامه، سعادت شهر، نی ریز، استهبان و فسا می توان یاد کرد.

 

تالاب بختگان که روزگارانی باعث افزایش رطوبت هوا و به علت بلند بودن ارتفاع کوه‌ های پیرامونش، رطوبت حاصله در هوای همان منطقه باقی مانده و باعث ثمردهی درختان انجیر، بادام، رز و زیتون در کوه ‌ها می شد، اکنون و تحت تأثیر برخی عوامل انسانی و طبیعی ـ که در ادامه به آنها اشاره می شود ـ به کلی خشک شده است.

در پی کاهش ورودی آب رودخانه کر به دلیل ساختن سد درودزن در دهه های گذشته، ورودی آب این تالاب، تنها محدود به سیلاب های منطقه آباده طشک، شهرستان بختگان، خیر، نیریز، خرامه و ارسنجان شد و در این میان پس از ساختن سد سیوند بر روی رود سیوند در تنگه بلاغی، دیگر سیلاب رودخانه سیوند نیز به رود «کر»، نرسید و در نتیجه منابع آبی این تالاب به کلی از بین رفت.

مجموعاً ساختن سه سد به نام های سیوند، درودزن و ملاصدرا همه منابع آبی و حقابه این تالاب را در اختیار کشاورزی، شرب و صنعت بالادست حوضه آبریز قرار داد و جالب اینکه هم اینک نیز مسئولان اجرای دو سد دیگر به نام های تنگ سرخ و جورک بیضاء را در دستور کار خود دارند.

وضعیت کنونی حوضه آبریز به گونه ای است که در بالادست تالاب و در مناطقی مثل شهرستان کامفیروز شالی کاری و کاشت صیفی جات رونق فراوان دارد و از آن سو در پایین دست تالاب کشاورزی به کلی نابود شده و خشک شدن تالاب نیز زمینه ساز گسترش روزافزون ریزگردها در آسمان منطقه شده است.

چگونه مدیریت انسانی غلط، تالاب بختگان را به کام مرگ کشاند؟ 

 

به رغم اینکه وضعیت اسفناک تالاب تداوم دارد و نشانه ای از مدیریت بهینه در آن دیده نمی شود، در رابطه با مشکلات تالاب و نحوه مدیریت آن، «ابوالفضل آبشت» مدیر ملی حفاظت از تالاب های کشور به «تابناک» گفت: سازمان محیط زیست چند سالی هست که موضوع برنامه مدیریت جامع تالاب ها را در دستور کار خود قرار داده است.

در رابطه با تالاب بختگان نیز ما در حال تهیه برنامه مدیریت جامع هستیم. این برنامه را دفتر طرح حفاظت از تالاب ها پیش می برد و هدف از آن، تقویت نظام مدیریتی حوضه آبریز تالاب بختگان است، چون ما معتقدیم عامل بخش عمده ای از مشکلات کنونی، نقص در مدیریت یکپارچه و توسعه ناپایدار حوضه آبریز است.

خلاصه طرح مذکور این است که طی یک بازه زمانی مناسب از همه دستگاه های مرتبط با وضعیت تالاب مثل وزارت نیرو، سازمان جهاد کشاورزی، آب منطقه ای و... خواسته می شود تا نظام مدیریتی خود را بر اساس منافع تالاب تغییر دهند و از مجموعه کارهایی که تاکنون در مسیر تخریب تالاب انجام داده اند، دست بردارند.

ما به عنوان محور طرح تلاش می کنیم طی جلسات مشترک، دغدغه های نهادهای مختلف را بشنویم و تلاش می کنیم به یک نقطه مشترک برسیم. پیش از این طرح حفاظت مذکور برای تالاب های ارومیه، شادگان و پریشان برگزار شده است.

«آبشت» در مورد جزئیات این طرح گفت: طرح مدیریت جامع تالاب بختگان آغاز شده و تلاش ما این است که برای نهادهای مختلف وظیفه تعیین کنیم. برای مثال در این چارچوب، وظیفه جهاد کشاورزی توسعه کشاورزی پایدار با هدف کاهش قابل توجه مصرف آب خواهد بود.

مدیر طرح حفاظت از تالاب های کشور در مورد شعاری و آرمانی بودن این گونه اقدامات نیز گفت: قدم اول، تهیه برنامه مدیریت است و ما ناگزیر به اجرای آن هستیم و تا این طرح نباشد، نمی توان به یک اجماع مشخص دست یافت. سازمان حفاظت محیط زیست، نمی تواند به تنهایی اقدام به احیای تالاب بکند. اقدامات متعددی از جمله کشاورزی ناپایدار در حال اجراست که نیاز به تغییر دارد.

وی در مورد سدهای بزرگ موجود در حوضه آبریز بختگان ـ که کارشناسان آنها را عامل اصلی خشک شدن تالاب می دانند ـ و احتمال تخریبشان نیز گفت: موضوع تخریب سدهای حوضه آبریز، موضوع خیلی قابل بحثی است، ولی کار درستی نیست. موضوع مهم تر مدیریت پایدار است. ما معتقدیم سدها باشند، ولی حقابه های تالاب نیز پرداخت شود؛ موضوعی که هم اینک رعایت نمی شود.

«آبشت» در پایان گفت: در الفبای محیط زیست آمده است که در طبیعت حتی یک سنگ را نباید جابه جا کرد. سدهای کشور پایداری اکوسیستم را به هم زده اند، ولی با توجه به مشکل آبی کشور و نیاز به مدیریت امنیت غذایی کشور، ناگزیر به احداث سد هستیم، اما در عین حال، باید پایداری طبیعت را نیز مورد توجه قرار دهیم.

بر اساس آنچه رفت، در مورد شرایط کنونی تالاب بختگان و حوضه آبریز این منطقه باید گفت، مدیریت ناهماهنگ، توسعه ناپایدار و عدم رعایت ملاحظات و حقابه های زیست محیطی این حوضه آبریز کاملاً مشهود است. اکنون و در شرایطی که مجموعه اقدامات تا کنون به نابودی تالاب منجر شده است، مدیریت طرح حفاظت از تالاب های کشور تلاش دارد تا همه نهادی ذی نفع و تأثیرگذار را برای احیای تالاب هماهنگ کند؛ اقدامی که البته با وضعیت به شدت نگران کننده تالاب بختگان نمی توان به مفید بودنش امید داشت.

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

0 0
مهران زند   1395/11/8 18:44:30

دلایل طوفان نمک در جنوب استان فارس؛
سدی که به جای آب به بیابان ختم شد
از روزهای ابتدایی ماه مرداد توفان نمک زندگی مردم شهرهای جنوبی استان فارس در حاشیه دریاچه‌های خشکیده بختگان و طشک را مختل کرده است. طوفانی که از چند سال پیش کارشناسان محیط زیست وقوع آن را پیش‌بینی کرده بودند.

بختگان و طشک تا میانه‌های دهه ۸۰ دریاچه‌های پرآبی بودند و از سال ۸۶ با افتتاح سد سیوند به سرعت خشک شدند. سدی که نه تنها دریاچه‌های طبیعی را خشک کرد بلکه به دلیل احداث در مکان اشتباه هیچ آبی را ذخیره نکرده و به جای دریاچه یک بیابان را در پشت خود ایجاد کرده است.

طوفانی که سلامتی مردم جنوب فارس را تهدید می‌کند.
مدیر پارک ملی بختگان روز چهارشنبه ۱۳ مرداد در گفتگو با خبرگزاری ایرنا توفان نمکی که در این منطقه به راه افتاده را این گونه توصیف کرده‌است:
توفان نمک تا شعاع سی کیلومتری شهر آباده طشک به راه افتاده و بسیاری از روستاها و شهرهای این مناطق در معرض آسیب‌های ناشی از خشکسالی قرار دارند .هم اینک در همه خانه‌های شهر آباده طشک لایه‌ای از نمک و شوره زار روی همه وسایل قرار گرفته و ذرات نمک تنفس بسیاری از شهروندان را با مشکل مواجه کرده است. خشکی دریاچه طشک باغ ها و کشتزارهای این منطقه را هم خشک کرده و لایه های نمک با باد همراه با توفان به روی اراضی کشاورزی می‌نشیند.

قبل از آبگیری سد سیوند گزارش‌های زیادی در رسانه‌ها در مورد تخریب آثار باستانی در پاسارگاد به دلیل احداث این سد منتشر شده بود. این سد به هیچ وجه برای آثار تاریخی مشکلی ایجاد نکرد چون اساسا نتوانست دریاچه‌ای را در پشت خود ایجاد کند.

آقای محمدجانی در ادامه افزوده که حتی یک قطره آب هم به این دو دریاچه نمی‌رسد و اندک آبی که در رودخانه وجود دارد به وسیله پمپ های کشاورزی مکیده و به صورت غیر مجاز در اراضی کشاورزی تغذیه می‌شود. در حالی که بسیاری از چاه‌های کشاورزی هم با نرسیدن آب به این منطقه خشکیده‌اند.

زمانی دریاچه طشک کانون مهاجرت پرندگان آبزی و کنار آبزی بود و در فصل زمستان شمار پرندگان مهاجر در دریاچه طشک به ۳۰۰ هزار قطعه می‌رسید اما هم اینک فقط تعداد اندکی دُرنا به این دریاچه می‌آید.

بختگان و طشک چگونه خشکیدند؟

بختگان و طشک دو دریاچه در جنوب استان فارس هستند که در زمان پرآبی به یکدیگر متصل می‌شدند. مساحت دریاچه بختگان در زمستان حداکثر تا ۷۲۰ کیلومتر مربع و دریاچه طشک تا ۴۲۰ کیلومتر مربع می‌رسید. این دریاچه‌ها هم به طور مستقیم از طریق صید ماهیگیری و پرندگان در معیشت مردم منطقه نیریز نقش داشتند و هم با توجه به شرایط کوهستانی منطقه٬ رطوبت حاصل از آنها در دامنه کوهها باقی مانده و به باروری باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی و پوشش گیاهی طبیعی منطقه کمک می‌کردند.

حیات وحش منطقه به قدری متنوع و غنی بود که این منطقه از سال ۱۳۴۷ به عنوان مجموعه حفاظت‌شده و از سال ۷۴ بخشی از آن به عنوان پارک ملی بختگان تعیین شد. زمین‌های بین دو دریاچه تا دهه ۸۰ محل زندگی حیواناتی همچون کل و بز، قوچ و میش، کفتار، گراز و سیاهگوش بود و حتی پلنگ و آهو هم در آن مشاهده شده بودند. در مجموع ۴۶ گونه از پستانداران، ۲۱۸ گونه از رده پرندگان، ۲۶ گونه از رده خزندگان، سه گونه از رده دوزیستان و ۲۳ گونه از رده ماهیان در آن شناسایی شده بود.

منبع اصلی تامین آب این دو دریاچه رود کر بود. ورودی آب رود کر از سال ۱۳۵۱ با ساخت سد درودزن (با نام قدیمی سد داریوش) کاهش پیدا کرده و در یک روند تدریجی تا سال ۸۵ مساحت دریاچه به یک‌ دهم وسعت تاریخی خود رسید. اما تا میانه‌های دهه ۸۰ هر دو دریاچه همچنان زنده بودند و سیلاب‌های زمستانی و بهاره میزان آب دریاچه را افزایش می‌داد.

اما سد سیوند در سال ۸۶ تیر خلاص را به سوی دریاچه بختگان شلیک کرد. وقتی این سد با جنجال فراوان افتتاح شد پیش بینی کارشناسان در مورد نابودی دریاچه بختگان و طشک محقق شد و هر دو دریاچه با سرعت عجیبی به سوی خشکی کامل پیش رفتند.

سراب سیوند
قبل از آبگیری سد سیوند گزارش‌های زیادی در رسانه‌ها در مورد تخریب آثار باستانی در پاسارگاد به دلیل احداث این سد منتشر شده بود. این سد به هیچ وجه برای آثار تاریخی مشکلی ایجاد نکرد چون اساسا نتوانست دریاچه‌ای را در پشت خود ایجاد کند. اشتباهات فاحش فنی در انتخاب محل ساخت سد باعث شده تا هر آبی که به دریاچه پشت سد می‌رسد یا تبخیر شده و یا در زمین نشست پیدا کند. سد سیوند به عجیبترین سد ایران تبدیل شده که یک بیابان عظیم با گودال‌های آب کوچک را در پشت خود ایجاد کرده است.

مسئولانی هستند که همواره گناه را به گردن طبیعت انداخته و خشکسالی را مقصر خشکی تمام رودها و دریاچه‌ها می‌دانند. آن هم در شرایطی که سال گذشته بارندگی در اکثر نقاط ایران بالاتر از میانگین سی ساله بود

سیوند فقط یکی از سدهایی است که نه تنها آب را از مناطق پایین‌دست خود دریغ کرده و دریاچه‌های طبیعی را خشک کرده بلکه هیچ کمکی به تامین آب در اطراف خود نکرده است. سدسازی اگر در همه جای دنیا یکی از روش‌های تامین آب است اما در ایران به ابزاری برای کسب رای در انتخابات و دریافت بودجه از دولت و اشتغال‌زایی تبدیل شد و فقط افزایش تعداد سدها بدون توجه به ظرفیت رودخانه‌ها، بدون جایابی مناسب و بدون مدیریت درست در دستور کار قرار گرفت.
نتیجه آن شد که با تمام تبلیغاتی که در مورد اهمیت آب سدها برای کشاورزی می‌شود ایران واردکننده اکثر محصولات اساسی کشاورزی از گندم و برنج و جو و ذرت گرفته تا پنبه و چای و شکر و روغن است.

مسئولانی هستند که همواره گناه را به گردن طبیعت انداخته و خشکسالی را مقصر خشکی تمام رودها و دریاچه‌ها می‌دانند. آن هم در شرایطی که سال گذشته بارندگی در اکثر نقاط ایران بالاتر از میانگین سی ساله بود. واقعیت این است که آمارهای بارش در درازمدت تفاوت قابل توجهی را در میزان بارندگی ایران نشان نمی‌دهند و اینکه آب حتی در پشت سدها هم وجود ندارد به دلیل سدسازی‌های اشتباه و دیگر تغییرات طبیعی است که چرخه‌های طبیعی ورود و خروج آب را مختل کرده و سرچشمه‌های رودخانه‌ها را خشکانده است.