محل تبلیغ شما
اقتصاد ایران یک اقتصاد بیمار، ناکارآمد و فاسد دولتی است

تاریخ خبر: 1396/4/6

اقتصاد ایران یک اقتصاد بیمار، ناکارآمد و فاسد دولتی است

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

صادق زیباکلام و روزهای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری 

 

خبرنگاراگرچه مدت‌ها از ۲۹ اردیبهشت می‌گذرد و یقیناً  خستگی از تن‌تان بدر رفته اما واقعاً خسته نباشید. ممنونم که این فرصت را دادید و به عنوان اولین سؤال می‌خواهم بپرسم آیا خودتان هیچ می‌دانید که به‌تنهایی چه نقشی در پیروزی آقای روحانی داشتید؟

زیباکلام: با سلام به شما، از روی خودنمایی نمی‌گویم اما واقعاً  در آن یک‌ماهه تنها احساسی که نداشتم خستگی بود. خیلی اتفاق افتاده بود که از یک استان می‌آمدم و پرواز بعدی من به یک استان یا شهرستان چند ساعت بعدش بود و صرف نمی‌کرد به منزل بروم و برگردم، در همان سالن فرودگاه یا توی نمازخانه می‌خوابیدم.

خبرنگار: ظاهراً همیشه هم تنها بودید.

زیباکلام: بله

خبرنگار: آقای دکتر آمار جاهایی که رفتید را دارید؟

زیباکلام: نه اما به‌صورت استانی، جاهایی که رفتم گیلان،  مازندران، اصفهان، ایلام، مشهد، کردستان، گلستان و یکسری جاهای دیگر هم بود.

خبرنگار: خوزستان و سیستان بلوچستان ‌هم بود.

زیباکلام: آره عرض کردم آمارش را نگه نداشتم.

خبرنگار: در استان‌ها شهر به شهر می‌رفتید؟

زیباکلام: نه بالطبع همه شهرها را نمی‌توانستم و نمی‌شد. مثلاً اهواز یک‌شب ماندم. شبی که وارد اهواز شدم همان‌جا سخنرانی داشتم. فردایش رفتم مسجدسلیمان، رامهرمز و هفتکل. یا در ایلام به‌جز خود ایلام در شهرستان‌های سابله و ایوان ‌هم سخنرانی داشتم و شب آمدم کرمانشاه برای پرواز. گیلان البته دو بار رفتم. بار اول در خود رشت، انزلی و آستانه‌اشرفیه بود و بار دوم روزهای آخر بود که دو تا سخنرانی خیلی بزرگ در خود رشت داشتم بعلاوه در شهرستان‌های رودبار، رضوانشهر و فومن.

خبرنگار: ظاهراً مازندران ‌هم خیلی مفصل بود.

زیباکلام: آره آخرین روز انتخابات که می‌شد چهارشنبه ۲۷خرداد،  صبح از رشت حرکت کردیم و یکی، دو تا ماشین از مسئولین ستاد آقای روحانی بودند. آمدیم رامسر، عباس‌آباد، شهسوار، چالوس، نور،‌ بابلسر، بابل، ساری، قائم‌شهر، جویبار، بهشهر تا آنجا که یادم می‌آید.

خبرنگار: همه این‌ها را در یک روز رفتید؟

زیباکلام: بله البته گفتم صبح نسبتاً زود راه افتادیم و آخرین سخنرانی مربوط به بهشهر بود سخنرانی‌ام حدود ۳۰/۱۱ بعد از نیمه‌شب بود و حدود ۳ برگشتیم دومرتبه ساری و دیگر نماندم ساری همان موقع حرکت کردم به سمت تهران. یادم هست داشتیم راه می‌افتادیم اذان صبح می‌گفتند.

خبرنگار: جمعیت توی این شهرها چه جوری بود؟

زیباکلام: خیلی خیلی زیاد. مثلاً توی بهشهر بااینکه ۳۰/۱بعد از  نیمه‌شب بود فکر کنم چندین هزار نفر منتظر بودند یا فومن، نجف‌آباد، خوانسار و خیلی جاهای دیگر.

خبرنگار: آقای دکتر ترکیب جمعیتی معمولاً چه طوری بود؟ تفاوتی می‌کرد توی شهرهای بزرگ یا کوچک؟

زیباکلام: نه تفاوتی نمی‌کرد. تقریباً همه‌جا چه در شهرهای بزرگ یا کوچک اکثریت جوانان و اقشار و لایه‌های امروزی‌تر بودند.

خبرنگار: مخالفین نمی‌آمدند؟

زیباکلام: ان قدر جمعیت طرفدار زیاد بود که صدای مخالفین گم می‌شد. البته چند جا که توی سالن بودیم سعی می‌کردند با شعار و سروصدا مانع سخنرانی بشوند.

خبرنگار: واکنش شما چه بود؟

زیباکلام: سعی می‌کردم جمعیت طرفداران را آرام کنم؛ و بعد هم خطاب به معترضین می‌گفتم که ۳۶۵روز از سال ۲۴۴ساعت رادیوتلویزیون که من و امثال من مالیاتش را می‌دهیم دست شماست؛ ۵۲جمعه تریبون نماز جمعه در انحصار شماست و ما شما را تحمل می‌کنیم؛ اما شما یک ساعت هم حاضر نیستید ما که اکثریت این مملکت هستیم را در مملکت خودمان تحمل‌کنید. ولی این‌قدر جمعیت در سخنرانی‌ها زیاد می‌شد که چند ده تا مخالف صدایشان بجایی نمی‌رسید. البته کارهای دیگر هم می‌کردند. مثلاً یکی از کارهای متداولشان این بود که جایی که من سخنرانی می‌کردم صدای بلندگوهایشان را بالا می‌بردند و آهنگ و سرود پخش می‌کردند یا در نجف‌آباد که من در تکیه بزرگ وسط شهر سخنرانی می‌کردم بسیجی‌ها با چهل پنجاه‌تا موتور راه افتاده بودند گاز می‌دادند.

خبرنگار: نیروی انتظامی چی؟

زیباکلام: بیشتر وقت‌ها همراه بودند و سعی می‌کردند راه‌بندانی که سخنرانی‌ها ایجاد می‌کرد را باز کنند و نگران بودند درگیری نشود.

خبرنگار: آقای دکتر در این ده‌ها سخنرانی چه می‌گفتید؟

زیباکلام: چند تا تم کلی بود. یکی این بود سطح اخلاق در این  انتخابات به‌شدت نزول کرده و تندروها از گفتن هیچ دروغ و دادن وعده‌های عوام‌فریبانه صرفاً به‌منظور کسب رأی خودداری نمی‌کنند و پشیزی برای اصول و اخلاق ارزش قائل نیستند؛ دومی این بود که روحانی در این سه سال و نیم معجزه نکرده اما کارنامه‌اش به آن ناموفقی و سیاهی که تندروها سعی می‌کنند نشان دهند نبوده‌است. سومی این بود که اقتصاد ایران یک اقتصاد بیمار، ناکارآمد و فاسد دولتی است و از زمان انقلاب صنعتی در قرن هیجده‌ام تا به امروز محض نمونه حتی یک اقتصاد دولتی هم نتوانسته موفق شود. چه روحانی، چه احمدی‌نژاد، چه حتی اگر آقای رئیسی یا قالیباف رئیس‌جمهور شوند ازنظر کلان اقتصادی خیلی تغییر بنیادی نمی‌توانند به وجود آورند همچنان که درزمان مرحوم آقای هاشمی یا آقای خاتمی به وجود نیامد. چون اقتصاد ما دولتی است و همه امکانات اقتصادی و سیاست‌ها در دست حکومت است. ما باید ببینیم کشورهای دیگر همچون برزیل، آرژانتین، مکزیک، مالزی، هند، ترکیه، چین و سایرین کدام مسیر را ظرف چند دهه گذشته رفته‌اند که توانسته‌اند از مدار توسعه‌نیافتگی خارج بشوند و تبدیل به اقتصادهای موفق صنعتی و صادرکننده شده‌اند، درحالی‌که خیلی از آن‌ها نه یک بشکه نفت داشته‌اند و نه یک کپسول گاز، ما هم همان را الگو قرار دهیم و شعارهای پرزرق‌وبرق اما توخالی و پوک را که سی-چهل سال است تکرار می‌کنیم، همچون الگوی اقتصاد ایرانی اسلامی، اقتصاد توحیدی، اقتصاد اسلامی یا الگوی توسعه بومی و امثالهم را کنار بگذاریم و مسیری را برویم که درستی و کارآمدی خود را در آن اقتصادها نشان داده است.

خبرنگار: راجع به برجام هم ظاهراً مطالبی می‌گفتید؟

زیباکلام: بله می‌گفتم که مخالفین روحانی و دلواپسان در مورد برجام دروغ می‌گویند که هیچ دستاوردی نداشته. اشاره می‌کردم که چگونه قطر ۳میلیونی به‌واسطه تحریم‌ها موفق شده بود در سال۹۲ به‌عنوان‌مثال ۵۰هزار میلیارد تومان از حوزه مشترک پارس‌جنوبی بیشتر از ایران ۸۰‌میلیونی گاز برداشت نماید؛ و بعد هم به‌منظور نشان دادن اینکه ۵۰هزار میلیارد تومان یعنی چقدر پول، توضیح می‌دادم که کل بودجه عمرانی کشور در سال ۹۵کمتر از ۱۳هزار میلیارد تومان و کل بودجه سالیانه محیط‌زیست ما ۳۰۰میلیارد تومان و برخی ارقام و آمار دیگر. درعین‌حال توضیح می‌دادم که آن ۵۰هزار میلیارد تومانی که قطر در سال ۹۲ بیشتر از ما گاز برداشت کرده بود صرفاً یکی از ضرر و زیان‌های سیاست‌های هسته‌ای اصولگرایان در فاصله ۹۲-۸۴ است و خدا می‌داند که هسته‌ای چه هزینه هنگفتی برای کشور به بار آورد بدون آنکه دستاوردی برای منافع ملی‌ ما داشته باشد و اضافه می‌کردم که اگر دولت روحانی هیچ دستاورد دیگری هم برای کشور در برنداشت، همین‌که تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای توانست کشور را از چاه ویل هسته‌ای که اصولگرایان در زمان احمدی‌نژاد ایران را با سر درون آن انداخته بودند بیرون آورد، بزرگ‌ترین خدمت بود. این را هم توضیح می‌دادم که برخلاف آنچه تندروها تبلیغ می‌کنند که آمریکایی‌ها دروغ گفتند و نارو زدند و هیچ‌یک از تحریم‌ها را برنداشته‌اند، درنتیجه برداشته شدن برخی از تحریم‌ها به دنبال برجام کمپانی‌های بزرگ نفتی غربی توانسته‌اند به ایران بازگردند و برای نخستین بار در اوایل امسال برداشت گاز ایران از پارس‌جنوبی برابر قطر شده بعلاوه افزایش تولید و صادرات نفتی‌. بدون تردید اگر تحریم‌ها برداشته نشده بودند، کمپانی‌های بزرگ نفتی نمی‌توانستند به ایران بیایند و ما همچنان در همان وضعیت قبل از روحانی به سر می‌بردیم و درحالی‌که کشور رو به قهقرا می‌رفت ما فقط شعارهای انقلابی علیه غرب و آمریکا می‌دادیم.

خبرنگار: پیرامون مسائل سیاسی و اجتماعی چه می‌گفتید؟

زیباکلام: اشاره می‌کردم که در زمینه آزادی‌های مدنی، تأمین حقوق شهروندی، انتخابات آزاد و این دست مسائل دولت روحانی خیلی موفق نبوده. ولی...

خبرنگار: ببخشید آقای دکتر راجع به حصر هیچ اشاره‌ای نمی‌کردید؟

زیباکلام: چرا اتفاقاً حصر و آزادی زندانی‌های سیاسی و یا رد  صلاحیت‌های غیرقانونی شورای نگهبان را هم همواره به فهرست لیست توقعاتی که آقای روحانی نتوانسته برآورده سازد اضافه می‌کردم. درعین‌حال دو نکته را هم توضیح می‌دادم. نخست اینکه برخی از آن توقعات ازجمله رفع حصر اساساً در دست آقای روحانی به‌عنوان رئیس قوه مجریه نیست. نکته دوم اینکه در برخی حوزه‌های آزادی‌های سیاسی واقعاً پیشرفت‌های خوبی صورت گرفته؛ ازجمله در دانشگاه‌های کشور. خیلی‌ها الآن یادشان نیست یا اساساً متوجه نشدند که بعد از حوادث خرداد۸۸ چه فضای ارعاب و امنیتی در دانشگاه‌های کشور حاکم شد. هزاران دانشجو مشکلات امنیتی پیدا کرده بودند. خیلی‌ها از تحصیل محروم شدند، ستاره‌دار و تعلیق شدند، خیلی که شانس می‌آوردند از آن‌ها تعهد گرفته می‌شد که هیچ فعالیت سیاسی نبایستی داشته باشند. تشکل‌های مستقل دانشجویی منحل شدند و فقط به تشکل‌های وابسته به حکومت اجازه فعالیت داده می‌شد. درب انجمن‌های اسلامی مستقل بسته شده بودند. بماند اخراج، تعلیق و بازنشستگی ده‌ها استاد به دلایل سیاسی یا طرفداری از میرحسین موسوی یا فعالیت در ستادهای ایشان یا آقای کروبی در دوران انتخابات سال۸۸. این فضای دانشگاه‌ها در دور دوم ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد از مهر سال۸۸ به بعد بود. واقعاً نخواهید که فضای دانشگاه‌های کشور را از زمان به روی کار آمدن دولت آقای روحانی با قبلش مقایسه کنید. تشکل‌های مستقل دانشجویی مجدداً ظاهر شده و جان گرفته‌اند، بساط امنیتی که کمیته‌های انضباطی به راه انداخته بودند بسیار محدود شده، برخی از اساتیدی که بعد از حوادث سال ۸۸ اخراج یا محروم از تدریس در دانشگاه شدند بعلاوه شمار قابل‌توجهی از دانشجویان محروم از تحصیل مجدداً به دانشگاه‌ها بازگشته‌اند. واقعاً نخواهید که وضعیت و فضای آزادی که در دانشگاه‌های کشور در دولت آقای روحانی به وجود آمده را با دوران دوم آقای احمدی‌نژاد مقایسه کنید.

خبرنگار: آقای دکتر هیچ‌وقت دچار این ناامیدی می‌شدید که ممکن است آقای روحانی رأی نیاورد و آقای رئیسی انتخاب شود یا مجدداً حوادث سال ۸۸ تکرار شود؟

زیباکلام: اگر بگویم نه دروغ گفته‌ام.

خبرنگار: یعنی شما هم مطمئن نبودید آقای روحانی پیروز می‌شود؟

زیباکلام: آره و نه

خبرنگار: یعنی چی؟

زیباکلام: توضیحش یک مقداری پیچیده است. ببینید یک از موضوعاتی که تقریباً توی همه سخنرانی‌ها می‌گفتم این بود که سرنوشت این انتخابات در دست کسانی است که نمی‌خواهند در انتخابات شرکت کنند.

خبرنگار: چرا؟

زیباکلام: ببینید ما حسب آمار وزارت کشور در ۲۹‌اردیبهشت قریب به ۵۶‌میلیون رأی‌دهنده داشتیم. من سبد آراء اصولگرایان را حدس می‌زدم که در حدود ۱۰‌میلیون نفر باشد که خوب حدسم در عمل درست نبود و ۱۶میلیون نفر می‌شدند که به آقای رئیسی رأی دادند. سبد اصلاح‌طلبان را تخمین می‌زدم که بالغ‌بر ۱۵‌میلیون نفر باشد. حسب تخمین من قبل از انتخابات ۲۵میلیون در انتخابات پای‌کار بودند یعنی نیازی به تشویق و ترغیب نداشتند و می‌رفتند پای صندوق؛ اما ۳۱میلیون تحریمی‌ها یا کسانی بودند یا هستند که انتخابات را به‌هرحال قبول نداشتند و ندارند و همین حرف‌هایی که می‌زنند که «این‌ها همه‌اش بازی است برای فریب مردم، این‌ها یعنی آقای روحانی و رئیسی همه دستشان توی یک کاسه هست، ما اصل نظام را قبول نداریم و شرکت در انتخابات یعنی تأیید نظام. اگر راست می‌گویید رفراندوم بگذارید ببینید چند درصد مردم نظام را قبول دارند، من افتخار می‌کنم شناسنامه‌ام سفید است و اصلاً مهر جمهوری اسلامی تا حالا نخورده و...» ازاین‌دست حرف‌ها...

خبرنگار: شما در حقیقت در سخنرانی‌ها به این دسته متوسل می‌شدید که در انتخابات شرکت کنند؟

زیباکلام: بله دقیقاً. ببینید آن ۳۱میلیون تحریمی یا آراء خاکستری یا بقول فرنگی‌ها undecided نزدیک ۶۰ درصد رأی‌دهندگان را تشکیل می‌دادند. من عقلم می‌رسید که با هیچ زبانی ما نمی‌توانستیم همه آن ۳۱میلیون تحریمی را پای صندوق‌های رأی بکشانیم؛ اما یقین داشتم که یک‌درصدی را می‌توانستیم وسوسه کنیم یا تحریک کنیم که در انتخابات شرکت کنند. ببینید ما اگر می‌توانستیم ۳۰یا حتی ۲۰درصد تحریمی‌ها را پای صندوق رأی بکشانیم، نزدیک ۷تا ۱۰میلیون رأی می‌شد که رأی روحانی را از ۱۵میلیون به بالای ۲۰میلیون می‌برد و درهمان دور اول کار را تمام می‌کرد.

 

خبرنگار: آقای دکتر من این تحلیل شما را بارها و بارها در سخنرانی‌ها یا مصاحبه‌های شما در دوران انتخابات شنیدم که با همه وجود از تحریمی‌ها می‌خواستید که بیایند پای صندوق. سؤالم این است که چرا این‌قدر مطمئن بودید که اگر تحریمی‌ها بیایند پای صندوق کار تمام می‌شد و به نفع آقای روحانی رأی می‌دادند؟

زیباکلام: واضح است، ببینید شما اصلاً نیازی نیست که رأی‌دهندگان بالقوه اصولگرا را ترغیب کنید که پای صندوق رأی بروند. آن‌ها ز‌ودتر از اصلاح‌طلبان پای صندوق هستند. ایضاً اصلاح‌طلبان بالقوه. اگر تحریمی‌ها پای صندوق رأی بروند، واضح است که به اصولگرایان رأی نخواهند داد یا دست‌کم کسر قابل‌توجهی از آن‌ها کاملاً مخالف اصولگرایان و سیاست‌های آن‌ها هستند؛ بنابراین من مطمئن بودم که هر ۱۰۰نفر تحریمی را که بتوانیم مجاب کنیم که پای صندوق بروند بالای ۸۰درصد آن‌ها به آقای روحانی رأی می‌دهند.

خبرنگار: استدلالتان رو قبول دارم ولی دنبال این هستم که چرا شما این‌قدر مطمئن بودید و این‌قدر اصرار داشتید و به‌اصطلاحِ تحریمی‌ها شده بودند گروه هدف و مخاطب اصلی شما؟

زیباکلام: اولاً تعدادشان خیلی زیاد بود و هست. آخرش هم دیدیم که علیرغم همه دوندگی‌ها نزدیک ۱۵میلیون نفرشان بازهم حاضر نشدند در انتخابات شرکت کنند؛ بنابراین ما راجع به نزدیک ۳۰میلیون رأی‌دهنده‌ای صحبت می‌کنیم که خیلی مطمئن نبودند که در انتخابات شرکت خواهند کرد. مقصودم این است که ما راجع به دو سه یا ۵میلیون رأی صحبت نمی‌کردیم. پای ۳۰میلیون رأی در میان بود که بیش از ۸۰درصد آن‌ها اگر می‌رفتند پای صندوق به آقای روحانی رأی می‌دادند.

خبرنگار: به این پرسشم هنوز پاسخ نداده‌اید که چقدر احتمال می‌دادید که حوادث سال۸۸ تکرار نشود؟

زیباکلام: اگر می‌توانستیم تحریمی‌ها را بکشانیم پای صندوق یک سِیلی به راه می‌افتاد که اصولگرایان را هم با خود می‌برد. همچنان که دیدیم در ۲خرداد۷۶ به راه افتاد و یک نامزد ناشناس که مورد تأیید حاکمیت هم نبود با ۲۰ میلیون رأی رئیس‌جمهور شد. این بار هم اگر می‌توانستیم موج روبه‌راه بیندازیم اصولگرایان هیچ کاری نمی‌توانستند بکنند. بعلاوه وزارت کشور هم دست ما بود.

خبرنگار: جدای از آن مطالبی که اشاره کردید، خطاب به تحریمی‌ها آیا نکته خاصی بود که می‌گفتید؟

زیباکلام: بله به آن‌ها می‌گفتم که اشتباه می‌کنید که فکر می‌کنید این‌ها همه یک بازی و انتخابات هیچ تأثیری بر روی سیاست‌های کلان کشور و زندگی ما ندارد. به آن‌ها می‌گفتم که برای تغییر و پیشرفت هیچ راهی به‌جز صندوق رأی وزارت کشور نداریم. صندوق رأی معجزه نمی‌کند اما تنها بخش نظام که هنوز انتخابی باقی‌مانده و رأی مستقیم ما بر سرنوشت آن تأثیرگذار است همین انتخابات ریاست جمهوری است. در پاسخ آن‌هایی که می‌گفتند نظام از رأی ما به نفع خودش بهره‌برداری سیاسی می‌کند هم می‌گفتم اشکالی ندارد بگذارید بهره‌برداری نمایند و بگویند «مردم به نظام رأی دادند و این انتخابات یک رفراندوم بود در تأیید مشروعیت نظام» و ازاین‌دست حرف‌ها. مسئله مهم این است که نگذاریم با انتخاب آقای رئیسی کشور دومرتبه به شرایط دوران احمدی‌نژاد بازگردد. به آن‌ها می‌گفتم که همه احمدی‌نژادی‌ها گرد آقای رئیسی و ستادهای ایشان جمع شده‌اند. پس‌فردا که آقای رئیسی رئیس‌جمهور شدند از سوئیس و کره ماه که همکارانش را نمی‌آورد همین آقایان احمدی‌نژادی که الآن ‌همه‌کاره ستادها و کمپین انتخاباتی‌اش هستند فردا می‌شوند اعضاء دولتش. در سال۸۴ هم همین نیروهای سیاسی و اجتماعی، همین روحانیت مبارز، جامعه مدرسین، ائمه جمعه و جماعات که از آقای رئیسی حمایت می‌کنند، با همه وجود از آقای احمدی‌نژاد حمایت می‌کردند. خُب آن شرایطی که کشور ازنظر اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و بین‌المللی در دوران حاکمیت اصولگرایان از سال۸۴ پیدا کرده بود خیلی عالی بود که دومرتبه همه زمام امور کشور بیفتد دست اصولگرایان؟ همه تلاشم این بود که به تحریمی‌ها ثابت کنم که اشتباه می‌کنند و انتخابات در ایران بسیار جدی است و رأی ما بر سرنوشتمان اثرمی گذارد و این تئوری‌های توطئه و توهمات دایی جان ناپلئونی را بگذارند کنار که رئیس‌جمهور تعیین شده و این‌ها همه بازی و برای فریب مردم است.

خبرنگار: و گفتید همچنان احتمال می‌دادید که آقای رئیسی رأی بیاورند؟

زیباکلام: بله کاملاً. ببینید بخش‌های مهمی از حاکمیت نظام از آقای رئیسی حمایت می‌کردند. اصلاً شوخی نبود و ماجرا خیلی جدی بود. قدرت شوخی ندارد و اصولگرایان و همه نهادهای مهم قدرت وابسته به آنان از آقای رئیسی حمایت می‌کردند؛ و ما فقط رأی‌دهندگان را داشتیم.

خبرنگار: یعنی اگر موج به راه نمی‌افتاد آقای رئیسی پیروز می‌شدند؟

زیباکلام: آره من خیلی جدی اعتقاد دارم که به راه افتادن موج در آن روزهای آخر همه برنامه‌های اصولگرایان و تندروها رو برهم ریخت.

خبرنگار: از چه زمانی شما متوجه شدید که موج به راه افتاده؟

زیباکلام: روزهای آخر یا درست‌تر گفته باشم شب‌های آخر بود. فکر می‌کنم سه‌شنبه‌شب یعنی ۲۶خرداد بود، شب توی رشت سخنرانی‌ام در ستاد آقای احمد رمضانپور رهبر اصلاح‌طلبان رشت. نزدیک ۱۲شب بود و ازآنجا باید می‌رفتیم فومن. من دیدم هزاران نفر که اکثراً جوان بودند توی مرکز رشت جمع شده بودند و به نفع آقای روحانی شعار می‌دادند. فردای آن روز در بابل، چالوس و ساری یواش‌یواش متوجه شدم مثل‌اینکه موج راه افتاده است. روز جمعه صبح خانه بودم و بعضی از دوستان تماس می‌گرفتند و می‌گفتند استاد به قول شما موج راه افتاده است. عصر رفتم حسینیه ارشاد و یکی دو جای دیگر برای من یقین شد که موج راه افتاده. من البته خودم جنوب شهر نرفتم اما می‌گفتند که برخلاف حوزه‌های رأی‌گیری در مراکز و شمال شهر که صف‌های چندساعته تشکیل شده جنوب شهر خبری نیست.

خبرنگار: از شهرستان‌ها هم خبر داشتید؟

زیباکلام: بله خیلی از دوستان از مراکز استان‌ها تماس می‌گرفتند و می‌گفتند هجوم رأی‌دهندگان بی‌سابقه است.

خبرنگار: و شما دیگر مطمئن شدید که موج به راه افتاده؟

زیباکلام: حدود ظهر بود که من دیگر مطمئن شدم موج به راه افتاده.

خبرنگار: و حسب نظریه شما به راه افتادن موج به معنای آن بود که تحریمی‌ها بقول شما پای صندوق رفته‌اند؟

زیباکلام: دقیقاً.

خبرنگار: و این باز حسب تحلیل شما یعنی روحانی پیروز شده بود؟

زیباکلام: بازهم دقیقاً یعنی من تقریباً از بعدازظهر و عصر روز جمعه مطمئن شده بودم که کار تمام‌شده. جالب است که من ساعت۸ آن شب با CNN در حسینیه ارشاد برای مصاحبه زنده  قرار داشتم. همان‌جا با اشاره به صف طولانی رأی‌دهندگان گفتم که این علامت خوبی است و هجوم به صندوق‌های رأی یعنی خوشبختانه تحریمی‌ها نظرشان عوض شده و تصمیم گرفته‌اند در انتخابات شرکت کنند؛ این یعنی روحانی کار را تمام کرده و پیروز شده است. با تلویزیون آلمان ‌هم صحبت کردم و همین‌ها را گفتم.

خبرنگار: آقای دکتر شاید پرسیدن این سؤال درست نباشد و  جنبه شخصی پیدا کند ولی امیدوارم حمل بر جسارت نشود. شما چه هزینه‌ای از ستاد آقای روحانی برای این مسافرت‌ها و سخنرانی‌ها دریافت می‌کردید؟

زیباکلام: هیچی. همه‌اش رایگان بود.

خبرنگار: هیچی؟!

زیباکلام: بله هیچی.

خبرنگار: من نمی‌توانم متوجه بشوم؛ یعنی شما بابت اینکه  صدها کیلومتر با ماشین و هواپیما این‌طرف آن‌طرف می‌رفتید و در ده‌ها شهر بزرگ و کوچک برای آقای روحانی سخنرانی داشتید و نزدیک یک ماه همه کار و زندگی‌تان را گذاشته بودید کنار هیچ حق‌الزحمه‌ای دریافت نکردید و به قول خودتان رایگان بود.

زیباکلام: دقیقاً

خبرنگار: خود ستاد روحانی چطور؟ آن‌ها هیچ پیشنهاد پرداخت  حق‌الزحمه‌ای ندادند به شما؟ بازهم عذر می‌خواهم که این سؤالات را مطرح می‌کنیم چون حرف‌وحدیث‌هایی بوده.

زیباکلام: من به آقای دکتر نصیر عبادپور که از شاگردان خودم در دانشگاه تهران بودند و از اعضای ستاد مرکزی آقای روحانی در تهران بودند در همان ابتدا گفتم که هیچ مبلغی نمی‌خواهم. برخی از ستادها هم مسئله پرداخت حق‌الزحمه را مطرح کردند که به آن‌ها هم گفتم چیزی دریافت نمی‌کنم.

خبرنگار: یعنی شما هیچ حق‌الزحمه‌ای از ستاد آقای روحانی یا  نهاد ریاست جمهوری یا استانداری‌ها در جریان انتخابات دریافت نکردید؟

زیباکلام: کاملاً

خبرنگار: بعد از تمام شدن انتخابات و پیروزی آقای روحانی چطور؟

زیباکلام: یعنی بعدازاینکه آقای روحانی پیروز شدند مثلاً مبلغی را به عنوان پاداش یا حق‌الزحمه به بنده بدهند مقصودتان این است؟

خبرنگار: حالا به عنوان قدردانی یا پاداش.

زیباکلام: قطعاً اگر می‌دادند هم نمی‌پذیرفتم.

خبرنگار: اصلاً از شما هیچ‌گونه تشکری کردند؟

زیباکلام: خیر

خبرنگار: آقای دکتر این را دیگر واقعاً نمی‌توانم قبول کنم! اینکه بعد  از انتخابات هیچ‌کس از طرف آقای روحانی یک تشکر خشک‌وخالی هم از شما نکرده باشد. نه خودشان، نه اطرافیان و دستیارانشان نه حتی آقای شریعتمداری که ریاست ستاد انتخاباتی ایشان را بر عهده داشتند. حتی یک تقدیرنامه خشک‌وخالی حالا نه به امضاء خود آقای روحانی، حداقل از طرف آقای شریعتمداری یا نهاوندیان رئیس دفترشان. این را اصلاً نمی‌توانم بفهمم

زیباکلام: میدانید چرا متوجه نمی‌شوید؟ چون همه ‌اشکال شما این است که متوجه انگیزه من نشده‌اید.

خبرنگار: چرا پست اینستاگرام شما را بعد از پیروزی آقای روحانی  خواندم که نوشته بودید به خاطر روحانی نبود بلکه به خاطر گسترش توسعه سیاسی و رشد دموکراسی بود که آن فعالیت‌ها را کردید.

زیباکلام: خوب پس دیگر مشکلتان چیست؟

خبرنگار: درست است که انگیزه شما آزادی و توسعه سیاسی  بود اما چه خود آقای روحانی و چه نزدیکان ایشان دست‌کم یک تشکر خشک‌وخالی، یک دست‌مریزاد، یک خدا قوتی، یک خسته نباشید ساده هم نمی‌بایستی به شما می‌گفتند؟ این‌ها دیگر حداقل‌های انسانی و اخلاقی است. آن‌هم با توجه به اینکه شما حاضر نشدید یک ریال هم از آن‌ها دریافت نمایید؟

زیباکلام: فراموشش کنید. فقط یادتان باشد نه روحانی و نه  اطرافیان و حلقه نزدیکش نلسون ماندلا، ماهاتما گاندی، محمد مصدق، مهدی بازرگان و یا سید محمد خاتمی نیستند. آن‌ها حسین فریدون، باقر نوبخت، نهاوندیان، حسام‌الدین آشنا، مرتضی بابک، حسن روحانی، شریعتمداری و چه می‌دانم این‌ها هستند. انتظارتان از آن‌ها در حد و حدودی که هستند بایستی باشد و نه بیشتر.

خبرنگار: آقای اسحاق جهانگیری؟

زیباکلام: نه جنس اسحاق جهانگیری با اطرافیان نزدیک آقای  روحانی خیلی متفاوت است. ایشان را من کاملاً از آن حلقه نزدیک جدا می‌کنم. در مرتبه بعدی هم برخی از وزرای آقای روحانی خیلی مسئولانه‌تر عمل کردند. آقایان دکتر طیب نیا، ظریف، مهندس زنگنه و حتی می‌خواهم بگویم آقای رحمانی فضلی با آقای روحانی در جریان انتخابات یک حداقل همکاری و همراهی نشان دادند. مابقی وزرا و حلقه نزدیک ایشان اساساً مثل‌اینکه در ایران نبودند یا خبر نداشتند انتخابات هست یا به مرخصی استعلاجی رفته بودند. شاید باورشان نمی‌شد رئیسشان ممکن است پیروز شود و دست‌به‌عصا راه می‌رفتند که اگر اصولگرایان به قدرت بازگشتند بتوانند بگویند ما بی‌تقصیریم و ارادت داریم. حالا من به کنار، نزدیکان و اعضاء کابینه روحانی برای رئیسشان هم حاضر نشدند قدمی بردارند. بعد هم من به آنچه بعد از انتخابات گفتم واقعاً اعتقاد دارم و پایبندم.

خبرنگار: اینکه به خاطر روحانی تلاش نمی‌کردید؟

زیباکلام: بله. من واقعاً به خاطر روحانی نبود که می‌دویدم بلکه به  خاطر این بود که در مقایسه با آلترناتیوهای دیگر یعنی جناب آقای رئیسی یا قالیباف، روحانی صد پله بالاتر می‌ایستاد؛ و چاره‌ای نداشتیم و نداریم که برای او بدویم. یادمان باشد که رقبای روحانی نلسون ماندلا یا مارتین لوترکینگ نبودند. بحث هم بحث فردی نبود. عرض کردم همه احمدی‌نژادی‌ها جمع شده بودند در ستاد آقای رئیسی. خوب به نظر شما اگر آقای رئیسی انتخاب می‌شدند غیرازاین می‌شد که احمدی‌نژادی‌ها دست‌کم به مدت چهار سال دیگر زمام امور مملکت را به دست می‌گرفتند؟ یا آقای قالیباف با آن مدیریتی که در شهرداری تهران داشتند و وضعیتی که بعد از ۱۲سال شهر تهران درآمده، حالا رئیس قوه مجریه هم می‌شدند؟ نه، هیچ تردیدی به خودتان راه ندهید که در مقایسه با نامزدهای دیگری که داشتیم، روحانی صد پله از هردو آن‌ها بهتر و مناسب‌تر بود. رقبای آقای روحانی که عرض کردم باراک اوباما و آنگلا مرکل که نبودند.

خبرنگار: به چهار سال بعدی آقای روحانی چقدر خویشتن و امیدوار هستند؟

زیباکلام: خیلی زیاد.

خبرنگار: چرا؟

زیباکلام: در کل ازنظر اجرایی و توانمندی‌های شخصی روحانی را بسیار باهوش و توانمند می‌بینم.

خبرنگار: حلقه نزدیکش چطور؟

زیباکلام: برخی از اطرافیان و وزرایش انصافاً توانمند و مدیر هستند.

خبرنگار: به‌جز اسحاق جهانگیری دیگر به کدامشان نمره بالایی می‌دهید.

زیباکلام: به بیژن نامدار زنگنه، طیب‌نیا، ظریف، مسعود سلطانی‌فر، اکبر ترکان، رحمانی فضلی...

خبرنگار: رحمانی فضلی؟

زیباکلام: بله رحمانی فضلی

خبرنگار: آقای دکتر خیلی‌ها معتقدند که ایشان را می‌بایستی در دولت جدید تغییر دهند. چون معتقدند که اصولگرا هستند و بسیاری از مدیران احمدی‌نژاد را هنوز تغییر نداده‌اند.

زیباکلام: نه اصولگرا بودن و نه تغییر ندادن مدیران احمدی‌نژاد دلایل موجهی برای تغییر رحمانی فضلی نیستند.

خبرنگار: حصر چه می‌شود؟

زیباکلام: دلم نمی‌آید بگویم نوری در انتهای تونل نمی‌بینم.

خبرنگار: ولی می‌دانید که بیشترین انتظارات از ایشان و  درعین‌حال بیشترین انتقادات به‌واسطه آن بود که کاری در مورد حصر نکرده‌اند.

زیباکلام: بله خودم هم در سخنرانی‌ها شاهد بودم که بیشترین گلایه این بود که چرا روحانی در مورد رفع حصر اقدامی نکرده.

خبرنگار: پاسخ شما چه بود؟

زیباکلام: همان ترجیع‌بند همیشگی‌ام، اینکه حصر نه قانونی است، نه اسلامی، نه اخلاقی و نه انسانی.

خبرنگار: پس چرا آقای روحانی اقدامی نمی‌کند؟

زیباکلام: دست او نیست؛ اما او می‌تواند نشان دهد که به فکر  رفع حصر هست؛ و چیزی که دردآور است این است که آقای روحانی هیچ نشان نمی‌دهد که به فکر رفع حصر هست.

خبرنگار: شما می‌فرمایید دست او نیست. پس دیگر چه انتظاری از او دارید؟

زیباکلام: عرض کردم نشان بدهد که حصر را فراموش نکرده و به فکر رفع آن هست.

خبرنگار: اصلاً اراده‌ای برای رفع حصر وجود دارد؟

زیباکلام: آره و نه. ببینید بسیاری از مسئولین نظام متوجه  شده‌اند که حصر بدل به یک عامل ایجاد نارضایتی شده. فی‌الواقع حصر به‌جز هزینه و هزینه و بازهم هزینه هیچ سود و دستاوردی برای نظام نداشته. باعث شده تا برای بسیاری از جوانان رفع حصر تبدیل به یک مطالبه سیاسی، یک شعار و یک عاملی در جهت ضدیت با نظام شود؛ یعنی واقعاً حصر هیچ نفعی برای نظام ندارد و همه‌اش هزینه و زدن گل به خود است. البته از سوی دیگر اگر رفع حصر شود بسیاری از تبلیغاتی که اصولگرایان بعد از سال۸۸ کرده‌اند به زیر سؤال می‌رود. به‌علاوه اگر امروز حصر برداشته شود، میلیون‌ها نفر در تهران و از شهرستان‌ها برای دیدن میرحسین موسوی و کروبی می‌روند درب منزلشان. حصر آن‌ها را قهرمانان ملی ساخته و هرقدر که می‌گذرد بر شدت محبوبیت آن‌ها افزوده می‌شود.

خبرنگار: پس راه‌حل چیست؟

زیباکلام: اینکه حصر به‌مرور برداشته شود. در وهله اول نزدیکان  درجه‌یک بتوانند هر وقت می‌خواهند به دیدار آنان بروند. در مرحله بعدی نزدیکان و اقوام دورتر هم اجازه پیدا کنند به دیدارشان بروند. در مرحله سوم شخصیت‌های سیاسی بتوانند به دیدار آن‌ها بروند. بالطبع در فضای مجازی و سطح جامعه مطرح می‌شود که در حصر تغییر و تحولی به وجود آمده. حالتی مثل‌اینکه هم حصر هست و هم نیست. بعد مثلاً اعلام شود که آقای میرحسین موسوی در حرم امام رضا دیده‌شده‌اند. یا آقای کروبی مثلاً در یک مراسمی حضور پیدا کنند.

خبرنگار: یعنی رفع حصر به‌مرورزمان صورت گیرد؟

زیباکلام: دقیقاً

خبرنگار: آقای دکتر این را به آقای روحانی هم گفته‌اید؟

زیباکلام: شاید باورتان نشود من از روزی که ایشان رئیس‌جمهور شده‌اند در سال ۹۲ هیچ‌وقت ایشان را ندیده‌ام.

خبرنگار: علاقه و اصراری هم به دیدارشان ندارید؟

زیباکلام: علاقه و اصراری هم به دیدارشان ندارم.

خبرنگار: هیچ‌وقت به مراسمی که ایشان در آن حضور دارند دعوت‌شده‌اید؟

زیباکلام: چند بار دعوت‌شده‌ام.

خبرنگار: خُب؟ ...

زیباکلام: نرفتم.

خبرنگار: چرا نرفتید؟

زیباکلام: من کلاً از مراسم رسمی و تشریفاتی گریزانم.

خبرنگار: اگر مرحوم آقای هاشمی رفسنجانی دعوتتان می‌کردند؟

زیباکلام: خیلی علاقه‌ای به دیدار هاشمی رفسنجانی سال۷۰  نداشتم، اما یکی از افتخاراتم شرفیابی خدمت هاشمی رفسنجانی بعد از سال۸۸ است.

خبرنگار: ممکن است یک روز هم افتخار کنید به دیدار حسن روحانی؟

زیباکلام: شاید؛ اما هنوز آن روز نیامده.

خبرنگار: ممنونم

زیباکلام: من هم از شما ممنونم

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid