محل تبلیغ شما
تجمع پستانداران مقابل صداوسیما !

تاریخ خبر: 1397/1/18

تجمع پستانداران مقابل صداوسیما !

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

تجمع پستانداران مقابل صداوسیما !

صدا و سيما يك گرگ ماده را سانسور كرد؛اقدامي عليه آبروي ملي

سانسـور انحـرافي

سانسور اساطیر رم

عذرخواهی ایرانی‌ها از رمی‌ها پس از سانسور شبکه سه؛شرمنده با گرگ

اذعان خبرنگار صداو‌سیما به عدم محبوبیت

بازتاب فوق‌العاده اقدام عجیب صدا و سیما؛با سانسور لوگوی باشگاه رم به شهرت جهانی رسیدیم

 

صبح امروز جمع کثیری از پستانداران کره زمین به سرکردگی گرگ‌های منطقه سیبری مقابل در بلال صداوسیما دست به تجمع اعتراضی زدند. آنها در این تجمع به نادیده گرفته شدن عضو مهمی از بدن خود که هویت آنها محسوب می‌شود معترض و هم‌اکنون نیز در حال دادن شعارهای زیر هستند‌:
بزها‌:
«ما به شما شیر می‌دیم، شما به ما گیر می‌دین»
گوسفندها‌:
«کلسیوم آدما، داخل پستان ما»
گرگ‌ها‌:
«عادل فردوسی پور، حمایت حمایت»
گاوها‌:
«لوگوی رُم یه گرگه، برای ما بزرگه»
تخمگذاران سراسر دنیا نیز طی بیانیه‌ای حمایت خود را از پستانداران اعلام کردند که این بیانیه ابتدای تجمع توسط یک تمساح خوانده شد. آنها در این بیانیه اعلام کردند‌
اول سراغ کمونیست‌ها آمدند. همه سکوت کردند چون کمونیست نبودند. بعد سراغ لهستانی‌ها آمدند باز هم سکوت کردند، چون لهستانی نبودند. یک روز هم صداوسیما سراغ سازها رفت همه ساکت ماندند چون نوازنده نبودند. یک روز سراغ تماشاچیان والیبال رفت کسی حرف نزد. چون والیبالست نبودیم. اما امروز ما از پستانداران حمایت می‌کنیم تا اگر فردا صداوسیما تخم‌های ما را سانسور کرد، پستانداران به حمایت از ما برخیزند.
گاوها، گوسفندان و بزهای ایرانی نیز تا اطلاع ثانوی جایگاه‌های ارائه شیر خود را تعطیل کردند و دست به اعتصاب سراسری زدند.
تعدادی از گاوها طاقباز مقابل صداوسیما خوابیده‌اند به‌طوری‌که «شیرگاه»هایشان کاملا مشخص است. آنها پلاکاردهایی هم در دست دارند که روی آن خطاب به مسوولان صداوسیما نوشته شده‌
«سعی کنید پستان‌های ما برایتان عادی باشد
چند تن از آهوهای حاضر در محل نیز عضو شیرده خود را روی دست گرفتند و آن را به معرض نمایش عموم گذاشته‌اند.
جو تجمع بسیار سنگین گزارش می‌شود. صداوسیما تا به حال این حجم از برجستگی را در چنین فاصله اندکی از خود ندیده بود. شبکه‌های تلویزیونی ایران در احاطه تعداد انبوهی از برآمدگی هستند و مدیران سیما از پنجره اتاق‌هایشان نظاره‌گر این «صحنه» هستند و چاره‌ای جز قبول این واقعیت تلخ ندارند.

جهان صنعت

 

صدا و سيما يك گرگ ماده را سانسور كرد

اقدامي عليه آبروي ملي

 

صدا و سيما با دقتي مثال‌زدني براي عدم اشاعه منكرات، عكس پستان‌هاي يك عدد گرگ در لوگوي باشگاه رم ايتاليا را سانسور كرده است. اين كار نه تنها در رسانه‌هاي داخلي بازتاب داشته كه در رسانه‌هاي خارجي هم مورد توجه قرار گرفته، طراح طنازي روي سر گرگ روسري سر كرده و دو شيشه شير به دستش داده است. بساط تمسخر و استهزاي ايران مهيا شده و حالا هر كس سر سوزن ذوقي داشته باشد از اين سفره بهره‌اي خواهد برد. در پس اين شوخي‌ها و لطيفه‌ها پرسش‌هاي مهمي نهفته است و حذف اندام شيردهي يك گرگ فرصت خوبي است تا سوالاتي درباره ماهيت فهم مسوولان صدا و سيما از مخاطبان خودش را مطرح كنيم. آيا از نظر آنها بينندگان با ديدن نقاشي يك گرگ در حال شير دادن به بچه‌هايش تحريك مي‌شوند و به گناه مي‌‌افتند؟ آن نقاشي چه آسيبي به چه كسي مي‌زده و چه قانوني را زير پا مي‌گذاشته؟

آن لحظه‌اي كه در آن لوگو دست بردند فكر مي‌كردند تنها منبع مردم صدا و سيماست و امكان دستيابي به اصل تصوير براي هيچ كس مهيا نمي‌شود؟آيا امكان پيش‌بيني اين رسوايي براي آن مسوولي كه دستور اين كار را داده، سخت و دشوار بوده؟اصلا ساختاري كه يك نفر را مجبور مي‌كند براي حفظ جايگاهش چنين كاري كند و براي اينكه بهانه به دست كسي ندهد و راه را بر خطر ببندد يك نقاشي را سانسور كند در اين آشفته بازار و ماهواره‌ها و شبكه‌هاي مجازي، ما را به كجا خواهد رساند؟

چند روز پيش در همين روزنامه اعتماد نوشته بوديم براي جلب اعتماد مردم به صدا و سيما بايد آن را از تك صدايي خارج كرد تا براي گروه‌هاي منتقد هم مجال طرح بحث فراهم شود تا ديگر كسي محتاج صداي بيگانه نشود. اما پيام سانسور نقاشي اين گرگ براي ما اين است كه خيلي پرتيم از اصل ماجرا. وقتي مادگي يك گرگ سانسور مي‌شود توقع داريم حرف‌هاي اصلاح‌طلبان مطرح شود و صداي منتقدان شنيده شود؟

در چنين فضايي ما كه مي‌نشينيم به اين فكر مي‌كنيم كه چگونه مي‌شود اعتماد از دست رفته را به اين رسانه بازگرداند و در ميدان رقابت صدها شبكه ماهواره‌اي مردم را به رسانه ملي ترغيب كنيم، بيشتر از همه سرافكنده مي‌شويم. در ساختار قضايي ايران يك اتهام هست به نام اقدام عليه امنيت ملي، كاش اقدام عليه آبروي ملي هم يك جرم تلقي مي‌شد و با هر كسي كه زمينه استهزاي نام كشورش را فراهم مي‌كرد در هر رتبه و مقامي برخورد قضايي مي‌شد.

 

اعتماد


سانسـور انحـرافي

«برادر عزيزمان علي آقاي مطهري خيلي فوتبالي است و مرتب تماس مي‌گيرد كه چرا فلان فوتبال پخش نشد و من مي‌گويم راست مي‌گوييد، امشب پخش مي‌كنيم. ولي همين‌قدر كه فوتبالي است پدر ما را در مي‌آورد به عنوان مثال تماس مي‌گيرد و مي‌گويد در بين تماشاگران يك خانم با لباس آستين كوتاه نشسته است. فرداي آن روز من فيلم بازي را با صحنه آهسته تماشا مي‌كنم و مي‌بينم درست مي‌گويد ولي وقتي عادي بازي را تماشا مي‌كنيم آن صحنه به چشم نمي‌آيد. به آقاي مطهري مي‌گويم شما چطور آن صحنه را ديديد؟ ما بازي‌ها را با هفت ثانيه تاخير پخش مي‌كنيم. سه نفر پشت سه دستگاه نشسته‌اند و تصاوير را كنترل مي‌كنند. يكي صحنه را تشخيص مي‌دهد، ديگري حذف مي‌كند و يك نفر صحنه ديگري را جايگزين مي‌كند». اين صحبت‌هايي است كه عزت‌ا... ضرغامي در روزهايي كه رييس سازمان صدا و سيما بود درباره سانسور گفت. ماجراي سانسور بخشي از لوگوي باشگاه رم در صدا و سيما واكنش‌هاي متعددي را در فضاي مجازي به همراه داشته است. باشگاه رم و صفحات خبرگزاري‌هاي معتبر خارجي نيز با انتشار شاهكار جديد صدا و سيما،‌ اين اتفاق را پوشش داده‌اند. هرچند بارها ثابت شده كه مسئولان صدا و سيما با پديده‌ عذرخواهي آشنا نيستند اما با توجه به انتشار گسترده سوتي جديد صدا و سيما به نظر مي‌رسد ارائه توضيح درباره اين اتفاق ضروري است. به هر ترتيب اين نخستين‌بار نيست كه صدا و سيما با ارائه سانسورهاي عجيب نشان داده كيفيت برنامه‌ها در اولويت قرار ندارند، مدت‌هاست كه اين سازمان تبديل به محلي براي تبليغ سامانه‌هاي پيامكي شده و بسياري از برنامه‌ها فاقد محتواي جذاب براي مخاطبان هستند به طوري‌كه به نظر مي‌رسد صرف داشتن يك حامي مالي مي‌تواند منجر به ساخته شدن هر برنامه‌اي با هر كيفيتي شود. به بهانه بازتاب جهاني سانسور آماتورگونه لوگوي باشگاه رم، نگاهي داريم به سانسورهاي عجيب صدا و سيما در حوزه ورزش كه بازتاب زيادي در جامعه داشته است.
اين به جاي آن!
تير سال 1394 بود كه تيم‌ملي فوتبال ساحلي كشورمان در رقابت‌هاي جام‌جهاني به مصاف اسپانيا رفت؛ ديداري كه در نهايت با نتيجه 6 بر پنج به سود ملي‌پوشان كشورمان به پايان رسيد اما نكته جالب ماجرا وقتي اتفاق افتاد كه اسپانيا موفق شد دروازه ايران را باز كند. با توجه به پوشش نامناسب تماشاگران، احتمال سانسور در اين بازي عجيب نبود اما سانسورچي صدا و سيما تصميم گرفت به جاي آنكه شادي پس از گل بازيكن اسپانيا يا حداقل بخشي از اين بازي را پخش كند، قسمتي از بازي آرژانتين و نيجريه را براي بينندگان به نمايش بگذارد. اتفاقي كه واكنش‌هاي متعددي را در فضاي مجازي به همراه داشت.
سانسور نكرد
شبكه ورزش در سال‌هاي اخير نشان داده به هيچ عنوان توانايي تبديل شدن به شبكه‌اي جذاب براي مخاطبان ورزشي را ندارد. بيشتر بازي‌هاي جذاب در سال‌هاي اخير از طريق شبكه سه سيما پخش شده‌اند و بازي‌هايي كه اهميت كمتري دارند در شبكه ورزش به نمايش گذاشته مي‌شود. اما سوتي جنجالي شبكه ورزش در سانسور منجر به انتشار گسترده بخشي از يك برنامه در فضاي مجازي شد. ماجرا به پخش يك رقابت سواركاري مربوط بود و سواركار خانم وقتي مربي مرد خود را در آغوش گرفت، مجري برنامه نگاهي به عوامل پشت صحنه كرد. اين بار نه سانسور بلكه سانسور نكردن چنين اتفاقي، حاشيه‌ساز شد. هرچند كه اين اتفاق پيش از اين در مسابفات واليبال نيز رخ داده بود و پخش تصاوير يك تماشاگر زن ايراني مدت‌ها سوژه فضاي مجازي شد.
شادي گل جنجالي
در لحظاتی که نفس‌های مردم جهان در سینه حبس بود تا آخرین پنالتی از ماراتن لیگ قهرمانان اروپا را ببینند، مردم یک کشور نتوانستند از دیدن پنالتی کریستیانو رونالدو لذت ببرند و مجبور شدند آن لحظه حیاتی را پس از فهمیدن اینکه پنالتی گل و رئال مادرید قهرمان شده است، تماشا كنند. ماجرا اين بود كه رونالدو پس از گلزني در ال‌كلاسيكو پيراهن خود را از تن در آورد و همين موضوع باعث سانسور شد. اتفاقي كه عصبانيت مخاطبان صدا و سيما را در پي داشت.
تكرار و تكرار
تيم‌ملي واليبال ايران در رقابت‌هاي ليگ جهاني و جام‌جهاني عملكرد درخشاني داشته و باعث شده اقبال هواداران به واليبال بيشتر شود. اما مخاطبان هربار كه مسابقات ملي‌پوشان را در تلويزيون تماشا مي‌كنند با چالشي جدي مواجه هستند. آن‌ها مجبورند صحنه‌هايي از بازي را بارها و بارها تماشا كنند. صحنه‌‌هايي كه مربوط به تماشاگران است،‌ گاه اين تكرار به قدري آزار دهنده است كه مخاطبان قيد تماشاي بازي را مي‌زنند و از شبكه‌هاي ماهواره‌اي ديدارهاي تيم‌ملي را تماشا مي‌كنند. گاه علاوه بر صحنه‌هاي آهسته بازي، يك تماشاگر كه به طور معمول مرد است، بارها روي آنتن زنده به نمايش گذاشته مي‌شود.
حمله به ماريا
افتتاحيه‌هاي مراسم مختلف، قرعه‌كشي رقابت‌هاي جام‌جهاني، ليگ قهرمانان اروپا و حتي آسيا نيز بارها زير تيغ صدا و سيما رفته‌اند و مخاطبان مجبورند به جاي تماشاي اين مراسم‌ها، گزارش‌‌‌ها را بشنوند و مراسم كامل را از سايت‌هاي مختلف دانلود كنند. هرچند كه سال گذشته عادل فردوسي‌پور مراسم قرعه‌كشي جام‌جهاني را با كمترين سانسور روي آنتن برد اما به نظر مي‌رسد رويه سانسور در مراسم‌هاي مختلف ادامه‌دار باشد. ماجرا به شكلي شده كه مخاطبان تلويزيون ملي ايران، پيش از مراسم جام‌جهاني از ماريا كومانديانا درخواست كردند لباسي مناسب به تن كند تا آن‌ها بتوانند اين مراسم را با كمترين سانسور تماشا كنند.
شاهكار آخر
آخرين شاهكار صدا و سيما مربوط به سانسور بخشي از لوگوي باشگاه رم است. اتفاقي كه واكنش باشگاه رم را نيز در پي داشت. همه چیز از شب بازی رم و بارسلونا شروع شد جایی که سانسور قسمتی از لوگو باشگاه رم باعث شد تا فضای توییتر پر از این اتفاق شود. همان‌طور که مانند قبل چنین اخباری با استقبال رسانه‌های خارجی مواجه می‌شود این بار نیز سایت‌های انگلیسی از جمله بی بی سی و دیلی میل در کنار روزنامه زرد سان به تمسخر این اقدام و بازتاب آن پرداختند. رمولوس و رموس دو برادر دوقلویی هستند که ماده گرگی به آن‌ها شیر می‌دهد و آن‌ها را از مرگ حتمی نجات می‌دهد. این دو بعدها اولین پادشاهان شهر رم می‌شوند. همين موضوع باعث شكل گرفتن لوگوي باشگاه رم شد اما سانسور بخشي از آن در تلويزيون ايران منجر به بازتاب جهاني اين اتفاق شد. بی بی سی و کوریره دلواسپورت برای مثال نوشتند: «آیا فکر می‌کنید لوگو تیم شما مناسب برای پخش در تلویزیون ایران است؟» باشگاه رم نیز خود از این اقدام طرفدارانش در ایران تشکر کرد که متوجه این سانسور شدند و در بیانیه‌ای از تمام هواداران ایرانی این تیم به خاطر حمایت‌شان تشکر کرد و نوشت: «ما افتخار می‌کنیم که این همه هوادار پرشور ایرانی داریم». همچنین سایر سایت‌های خبری مهم دنیا از جمله سایت‌های ایتالیایی زبان نيز به نشر این خبر بسنده کردند و از سانسور لوگوی باشگاه رم در تلویزیون ایران خبر دادند.
افزايش حساسيت‌ها به چه قيمتي؟
مثال‌هايي از اين دست فراوان است، صدا و سيماي ايران كه نشان داده در طول ساليان گذشته هرگز تلاشي براي حرفه‌اي شدن نداشته است اين بار با رقم زدن اتفاقي عجيب، موجب حيرت مخاطبان شد. حال مخاطبان از خود مي‌پرسند چگونه ذهن سانسورچي به سمت لوگوي باشگاه رم رفته و آن‌ها را وادار به ثبت اين اتفاق كرده است؟ آيا نيازي به انجام چنين كاري بود؟ بدون شك همه ما از خطوط قرمز و عرف جامعه‌مان مطلع هستيم اما آيا افزايش حساسيت‌ها در شرايط فعلي كه اقبال به صدا و سيما كمتر شده است و شبكه‌هاي ماهواره‌اي طرفداران بيشتري دارند لزومي داشت؟

قانون


سانسور اساطیر رم

شهروند|  پخش زنده دیدار بارسلونا و رم در چارچوب مرحله یک‌چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا از شبکه سوم سیما حاشیه‌های زیادی را به پا کرد. سانسور لوگوی باشگاه رم در صداوسیمای ایران بازتاب‌های زیادی در رسانه‌های خارجی داشت و این باشگاه ایتالیایی نیز به این مسأله واکنش نشان داد؛ اگرچه مردم به جای مسئولان در پی عذرخواهی و تلطیف فضای به وجود آمده، برآمدند.
بازتاب‌های خارجی
بعد از این‌که در جریان برنامه گزارش ورزشی چهارشنبه‌شب، سانسور لوگوی باشگاه رم در نمایشگر پشت‌سر رضا جاودانی و محمدرضا احمدی مشخص شد، برخی از رسانه‌های معتبر خارجی به این مسأله پرداختند. سایت‌های انگلیسی ازجمله بی‌‌بی‌سی و دیلی‌میل در کنار روزنامه سان به تمسخر این اقدام و بازتاب آن پرداختند. بی‌بی‌سی و کوریره دلواسپورت برای مثال نوشتند: «آیا فکر می‌کنید لوگو تیم شما مناسب برای پخش در تلویزیون ایران است؟» همچنین تصویر لوگوی سانسورشده باشگاه رم پشت‌سر رضا جاودانی، مجری برنامه گزارش ورزشی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست و به یکی از سوژه‌های اصلی 2روز اخیر تبدیل شد.
واکاوی لوگوی باشگاه رم
بعد از انتشار خبر سانسور لوگوی باشگاه آ.اس رم برای خیلی از علاقه‌مندان به فوتبال این سوال پیش آمد که به‌طورکلی طرح این لوگو چه ماجرایی در پس پرده دارد. لوگوی تیم ایتالیایی متشکل از یک گرگ و دو کودک است که آن دو کودک درحال شیرخوردن از آن گرگ ماده هستند. آن دو کودک در لوگوی باشگاه رم «رمولوس» و «رموس» دو برادر دوقلویی هستند که ماده گرگی به آنها شیر می‌دهد و آنها را از مرگ نجات می‌دهد. این دو بزرگ می‌شوند و با تشکیل قدرت «آمولیوس» بر فراز تپه پالاتین، شهر رم را برپا می‌کند و نخستین پادشاه رم می‌شوند. باشگاه رم هم سال‌هاست که با چنین لوگویی به میدان می‌رود اما شاید برای نخستین‌بار است که با سانسور لوگوی خود مواجه شده است.
واکنش رمی‌ها چه بود؟
در پی گسترده‌شدن ماجرای باشگاه رم نیز در فضای مجازی به سانسور لوگوی خود توسط صداوسیمای ایران واکنش نشان داد. این باشگاه با انتشار تصویری از لوگوی اصلی خود در کنار تصویری که لوگوی باشگاه را به شکل مات و شطرنجی نمایش داده بود، نوشت: «اگر منو در این حالت دوست نداری، می‌توانی اینطوری دوستم داشته باشی!» رسانه‌های ایتالیایی هم به این ماجرا دامن زدند و به تحلیل شخصی خود از این ماجرا پرداختند تا فضای نسبتا بدی علیه ایران به وجود بیاید.
دلجویی هواداران ایرانی
بعد از بازتاب گسترده سانسور لوگوی باشگاه رم توسط تلویزیون ایران در رسانه‌های خارجی، برخی از هواداران فوتبال در ایران به دلجویی از باشگاه ایتالیایی پرداختند. ایرانی‌ها کامنت‌های زیادی در اینستاگرام باشگاه رم برای دلجویی از این باشگاه ثبت کردند و به شکل‌های مختلف سعی در تلطیف فضا داشتند. حتی برخی در کنار این نماد باشگاه رم تصاویری از خود منتشر کردند و از تاریخچه این باشگاه نوشتند. این استقبال گسترده رمی‌ها را هم به واکنش واداشت. باشگاه رم در پاسخ به کاربران ایرانی درباره این‌که اقدام صداوسیما مورد رضایت مردم ایران نیست، نوشته است: «سپاس برای همه حمایت‌ها از ایران. مفتخریم به این‌که هواداران فراوان و پرشوری در ایران داریم
مسئولان در دسترس نمی‌باشند!
با وجود بازتاب‌های گسترده‌ای که ماجرای سانسور لوگوی باشگاه رم در فضای مجازی و رسانه‌های خارجی داشت، انتظار می‌رفت مسئولان شبکه سوم و صداوسیما پاسخ روشنی به چرایی این اتفاق بدهند. با این‌که روز گذشته با حسین ذکایی تهیه‌کننده برنامه گزارش ورزشی و رضا جاودانی و محمدرضا احمدی مجریان این برنامه تماس گرفتیم، هیچ‌کدام حاضر به پاسخگویی در این رابطه نشدند. حسین آقازمانی، مدیرگروه ورزش شبکه سوم سیما نیز پاسخگویی در این رابطه را برعهده ذکایی گذاشت. همچنین صداوسیما هیچ واکنش رسمی به این اتفاق نداشت و باید دید با این وضع چه تصمیمی برای بازی برگشت 2 تیم و نمایش لوگوی رم روی نمایشگر استودیوی شبکه سوم گرفته خواهد شد. این بازی سه‌شنبه هفته جاری برگزار خواهد شد و همه در انتظار برخورد تلویزیون هستند تا متوجه شوند این اتفاق اصلاح خواهد شد یا ادامه‌دار خواهد بود. شاید هم مجریان برنامه گزارش ورزشی در جریان برنامه این هفته در این رابطه توضیح بدهند.
در انتظار پاسخی روشن
مشخص نیست چه کسی تصمیم به حذف بخشی از لوگوی باشگاه رم گرفته اما به نظر می‌رسد با توجه به سوال‌ها و ابهام‌هایی که در ذهن هواداران ایرانی و خارجی فوتبال به وجود آمده، بهتر است مسئولان صداوسیما پاسخ روشنی به این ماجرا بدهند. این‌که چرا قبلا چنین اتفاقی برای لوگوی باشگاه رم نیفتاده بود و چطور در جریان یکی از بازی‌های مهم لیگ قهرمانان اروپا چنین تصمیم ناگهانی گرفته می‌شود. البته بارها شاهد چنین اقداماتی از سوی صداوسیما در حوزه‌های مختلف بودیم اما این‌بار موضوع حالت بین‌المللی پیدا کرده و بازتاب‌های بیشتری داشته است.

عذرخواهی ایرانی‌ها از رمی‌ها پس از سانسور شبکه سه

شرمنده با گرگ

روسری‌کردن سر مرد تایلندی، فرمان باید ببازی، ممانعت از وزنه‌زدن دختر هشت‌ساله، حمله به صفحات مجازی ورزشکاران سرشناس، حالا باید به این ندانم‌کاری‌های ورزشی یک مورد عجیب دیگر هم اضافه کرد؛ سانسور لوگوی باشگاه رم ایتالیا که باعث شد یک‌بار ‌دیگر رسانه‌های بین‌المللی یک گاف ایرانی را به یک سوژه بین‌المللی تبدیل کنند. 
این دسته‌گل جدید را مسئولان تلویزیون به آب دادند و با دستکاری لوگوی باشگاه رم ایتالیا اقدام عجیب خود را جهانی کردند. ماجرا به پخش بازی بارسلونا-رم در چارچوب لیگ قهرمانان اروپا برمی‌گردد. چهارشنبه‌شب شبکه سوم سیما در هنگام پخش این دیدار اروپایی به دستکاری لوگوی باشگاه رم پرداخت.  نشان باشگاه رم یکی از معروف‌ترین و بامعنی‌ترین نشان‌های باشگاه در فوتبال جهان است.
 در لوگوی این باشگاه دو کودک در‌ حال شیر‌خوردن از یک گرگ ماده دیده می‌شوند. تصویری که به تاریخ شهر باستانی رم برمی‌گردد. طبق یک افسانه رومی، سزار یکی از شهرهای لاتینی دستور داد فرزندان دوقلوی خواهرزاده‌اش، یعنی رموس و رومولوس را به رودخانه بیندازند، زیرا از این می‌ترسید که این دو بزرگ شوند و جای او را بگیرند. کودکان در نقطه کم‌آبی از رودخانه افتادند، ماده‌گرگی آنها را نجات داد و به آنها شیر داد تا زنده بمانند. سپس چوپانی آن دو کودک را یافت و بزرگشان کرد. در بزرگ‌سالى رموس به‌دلیل اختلاف‌نظر در محل ساختن شهر، به‌دست برادرش كشته می‌شود. رومولوس شهر رم را بنا می‌کند و اولين پادشاه آن می‌شود. افسانه‌ای اساطیری و زیبا و لوگویی پرمعنی؛ اما تلویزیون ایران با برخی موارد در این لوگو که شیرخوردن دو کودک دوقلو از یک گرگ ماده را نشان می‌دهد مشکل داشت!
 مسئولان شبکه سوم در هنگام پخش بازی بارسا-رم لوگوی باشگاه رم را مات کردند تا پستان ماده‌گرگ واضح نباشد. 
لوگوی سانسور‌شده باشگاه رم خیلی زود در شبکه‌های اجتماعی به یک سوژه مهم تبدیل شد. خیلی‌ها از حرکت حیرت‌انگیز شبکه سوم در سانسور اندام طرح یک گرگ ماده انتقاد کردند. مانند ندانم‌کاری‌های قبلی این‌بار هم این آبروریزی داخلی به یک آبروریزی بین‌المللی تبدیل شد. 
چندین رسانه معتبر بین‌المللی مانند بی‌بی‌سی، کوریره دلو اسپورت ایتالیا، موندو اسپورتیوو ایتالیا، دیلی‌میل و سان انگلیس، سایت معتبر گل و... به گزارش و حتی تمسخر این اقدام صداوسیمای ایران پرداختند. «آیا نشان تیم شما برای تلویزیون ایران مناسب است؟».
 این جمله‌ای است که در تمسخر کار تلویزیون ایران به دفعات در رسانه‌های خارجی منتشر شد. چندین کاریکاتور هم که دراین‌باره کشیده شده، پیاز‌داغ ماجرا را بیشتر کرد. 
کار آن‌قدر بالا گرفت که باشگاه رم هم مجبور به واکنش غیررسمی شد. صفحه این باشگاه ایتالیایی ابتدا با انتشار لوگوی کامل و لوگوی سانسور‌شده‌اش به هر دو لوگو اشاره کرد و نوشت: «اگر من را در این ‌حالت دوست نداری (‌لوگوی صحیح)، می‌توانی این‌طوری دوستم داشته باشی (‌لوگوی سانسور‌شده)». این جمله‌های صفحه باشگاه رم کنایه‌ای بود به سانسور اندام گرگ حاضر در نشان این باشگاه قدیمی. 
کاربران ایرانی هم بی‌کار ننشستند؛ آنها که از صبح پنجشنبه در فراگیرشدن اقدام شبکه سه نقش داشتند، این‌بار با مراجعه به صفحات اجتماعی باشگاه رم از آنها دلجویی کردند. صدها پیام عذرخواهی از سوی ایران در صفحات باشگاه رم نوشته شد. ایرانی‌ها نوشتند اقدام تلویزیون ایران را‌ تأیید نمی‌کنند. 
حجم دلجویی و عذرخواهی آن‌قدر زیاد بود که باشگاه رم پیام تشکری صادر کرد. رمی‌ها در صفحه خود نوشتند: «سپاس برای همه حمایت‌ها از ایران. مفتخریم به اینکه هواداران فراوان و پرشوری در ایران داریم». صدا‌و‌سیما واکنشی به اتفاقات روزهای اخیر نشان نداد.

 

شرق

بازتاب فوق‌العاده اقدام عجیب صدا و سیما؛با سانسور لوگوی باشگاه رم به شهرت جهانی رسیدیم

بازهم یک اقدام عجیب و پرحاشیه از سوی صدا و سیما و باز هم داستان تکراری سانسور. انگار مسئولان امر در این سازمان عریض و طویل علاقه خاصی به این کار آنهم به شیوه‌های عجیب و البته بی دلیل دارند؛ از حذف قسمت‌هایی از سریال‌های پرطرفدار نوروزی و گذاشتن آباژور به جای ساز گرفته تا سانسور متحیر کننده قسمتی از بدن یک حیوان! ماجرا از این قرار است که پنجشنبه شب «بارسلونا» میزبان «آ. اس. رم» بود. در طول پخش این بازی و درست در زمانی که کارشناس برنامه در حال صحبت بود، بینندگان متوجه سانسور قسمتی از لوگوی باشگاه «آ. اس. رم» شدند. لوگوی این تیم ایتالیایی متشکل از یک گرگ و دو کودک است که آن دو کودک در حال شیرخوردن از آن گرگ ماده هستند که صدا و سیما آن قسمت را سانسور می‌کند و جنجال برانگیز می‌شود. اما نکته اینجاست که پیش از این اقدام ، شاید کمتر کسی به لوگوی این باشگاه توجه داشت اما صدا و سیما با کاری که انجام داد بیشتر نگاه‌ها را معطوف به لوگوی این باشگاه ایتالیایی کرد.

واکنش باشگاه
به هر حال تغییر پیکر گرگ توسط صدا و سیما با بازتاب‌های بسیاری از جمله خود باشگاه «آ. اس. رم» مواجه شده است. این باشگاه نشان سانسور نشده را در کنار نشان سانسور شده این باشگاه در توئیتر منتشر کرده و در بالای تصویر اصلی و سانسور شده اینطور نوشته است: «اگر به این شکل عاشق من نیستید، می‌توانید همچنان با این شکل عاشق من باشید

واکنش کاربران
از سوی دیگربه دنبال پوشاندن لو گوی باشگاه «آ. اس. رم» 
شاهد بازخوردهای خارجی نسبت به این موضوع بوده‌ایم. اما در داخل نیز بسیاری از کاربران ضمن واکنش به این اتفاق به شوخی با این حرکت صدا و سیما پرداخته‌اند .
یکی از کاربران در این مورد نوشته است:«قسم می‌خورم که تا حالا هیچ ایرانی‌ای به لوگوی باشگاه رم از این زاویه نگاه نکرده بود!».
فرد دیگری نوشته است:« بنظرم فقط حمید معصومی‌نژاد از رم میتونه این قائله رو ختم کنه
شخصی نیز عنوان داشته است:« خیلی کنجکاوم بدونم کسی که ایده سانسور لوگوی تیم «آ. اس. رم» را مطرح کرده چجور آدمیه و مهمتر اینکه مخاطبای تلویزیونو در چه حد نابود تصور میکنه!».
دیگری نوشت:« برزیل به خاطر فوتبال و قهوه. یونان به خاطر تاریخ کهن. چین به خاطر صادرات.کره جنوبی به خاطر سریال‌هاش به شهره رسیدن و ما
به وسیله سانسور لوگوی رم به شهرت رسیدیم
یکی دیگر از کاربران گفته است:« من نمیدونم صدا و سیما چه اجباری داشته لوگوی باشگاه رم رو نشون بده و سانسور کنه که آبروی ما بره ...»
کاربران دیگر نوشته‌اند:« از بچگی دارم فوتبال میبینم تا حالا همچین چیزی تو لوگو باشگاه رم ایتالیا به چشمم نخورده بود»،« این خبر تو اکثر سایتای بین المللی منعکس شده متاسفانه»

 

اذعان خبرنگار صداو‌سیما به عدم محبوبیت

جعبه جادو! وقتی تلویزیون پا به عرصه وسایل ارتباط جمعی گذاشت آنچنان مورد توجه قرار گرفت که توانست چنین لقبی را برای خودش دست و پا کند. تلویزیون هنوز به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای اطلاع رسانی و سرگرمی شناخته می‌شود. در صداوسیمای ایران اما این جادو شکل دیگری دارد. رسانه‌ای که دست کم دو بار پخش زنده سخنرانی رئیس جمهور کشور را قطع کرده، دلواپس برجام است و دست از سر این توافق برنمی دارد و گاه در مهم‌ترین بزنگاه‌های خبری به پخش آشپزی و مستند پنگوئن‌ها در قطب جنوب پرداخته است. اینها بخشی از جادوهای رسانه ملی است. به ویژه در ده سال گذشته مدیران این رسانه پا روی پسوند «ملی» گذاشته اند و کم و بیش به تریبون محافظه کاران تبدیل شده‌اند. حالا عادت کرده‌ایم که بیش از آنکه تماشاگر برنامه‌های صداوسیما باشیم گاف‌ها یا رخدادهای پرسروصدای آن را در فضای مجازی دنبال کنیم. به تازگی برنامه «دورهمی» با اجرای مهران مدیری که تا حدی توانسته رخوت را از برنامه‌های صداوسیما دور کند یک خبرنگار از معاونت سیاسی این رسانه را به عنوان مهمان دعوت کرده بود. ایمان مرآتی خبرنگار واحد مرکزی خبر (در حال حاضر با نام خبرگزاری صداوسیما) برای بسیاری شناخته شده است. مخاطبین با دیدن او در قاب تلویزیون گزارش‌های جهت دار این خبرنگار در ذهنشان تداعی می‌شود. به ویژه در حوادث سال 88 مرآتی نقش مهمی در برنامه سازی‌های صداوسیما ایفا کرد. حدود سی دقیقه گفت وگوی مهران مدیری و ایمان مراتی را اگر با نگاهی عمیق تر از یک سرگرمی شبانه نگاه کنیم ابعاد مختلفی دارد که نه تنها او را به عنوان یک خبرنگار صداوسیما که ویژگی‌هایی از رسانه ملی را در دورنمایی مهم‌تر روشن می‌کند.

تردید در بی طرفی!
زمانی که بحث واگذاری املاکی از سوی شهرداری تهران به برخی از افراد خارج از مجموعه شهرداری مطرح شد نام ایمان مرآتی نیز در ردیف آنهایی بود که در صف گرفتن ملک از شهرداری قرار داشتند. او در برنامه «دورهمی» دراین باره به دفاع از خود پرداخت. او گفت:«سال 89 نامه‌ای از واحد مرکزی خبر به چند ارگان زده شد که یکسری از کارمندان ما منزلی ندارند، اگر می‌توانید کمک کنید یا تعاونی مسکن اگر وجود دارد ثبت نام کنیم تا نیروهای ما خانه دار شوند. آقای قالیباف قبول کردند، یکسری اسم از صداوسیما داده شد که شامل تایپیست، صدابردار، دبیر خبر و خبرنگار بود، من و کامران نجف زاده با توجه به اینکه شناخته شده بودیم روی ما زوم شد.» هرچند مرآتی با لحنی توضیح می‌داد که گویی همه چیز روی اصول و قاعده بوده اما سوال اینجاست چرا شهرداری تهران باید به نیروهای صداوسیما برای خانه دار شدن کمک کند؟ بودجه‌ای که از جیب تهرانی‌ها به شهرداری می‌رسد چرا باید اینگونه هزینه شود؟ و موضوع مهم‌تر اینکه چرا هیچ ارگانی پاسخی به این نامه نداده جز شهرداری تهران! درحالی که می‌دانیم محمد باقر قالیباف در سال 92 بزرگترین خیز خود را برای تصاحب ریاست جمهوری داشت، چرا او قبول کرده تا چنین امتیازی را به معاون سیاسی صداوسیما به عنوان مهم‌ترین بخش رسانه ملی بدهد!؟ اگر صداوسیما با همین رویه در بخش‌های مختلف، خود را وام دار گروه‌های جناحی و حاکمیتی کند چگونه می‌توان انتظار داشت این رسانه بی طرفی خود را در موضوعات مختلف سیاسی و اجتماعی حفظ کند!؟ در واقع توضیحات ایمان مرآتی نه‌تنها قانع کننده نبود بلکه سوالات بسیاری را در سطحی بالاتر برای جامعه ایجاد کرد. این درحالی است که هزینه صداوسیما از محل بودجه در سال 89 (همان سالی که به شهرداری نامه زده شده تا نیروهایش خانه دار شوند) برابر با 892 میلیارد تومان بوده است. این رسانه سالانه میلیاردها تومان نیز از محل تبلیغات به دست می‌آورد. اگر میزان دریافتی‌های سازمان صداوسیما به یورو از محل صندوق توسعه ملی را هم اضافه کنیم بودجه سالانه این سازمان مبلغی بالا خواهد شد. با این حال زمانی که به راندمان و عملکرد رجوع می‌شود در رقابت با شبکه‌های چند‌ده‌نفره ماهواره‌ای میدان را در برخی موارد واگذار کرده‌اند. چگونه است که این میزان از دریافتی نه تنها به برنامه‌هایی مخاطب پسند نمی‌انجامد بلکه درمان نیاز نیروهای خودی را هم دربرندارد!؟

خیلی دروغ به خودم گفتم!
بخش دیگری از مصاحبه مرآتی مربوط به ماجرای عکسی است که چندسال پیش در فضای مجازی پیچید! عکسی که در آن یک خانم مصاحبه شونده درحالی روبه دوربین است که صدابردار متنی را مقابل او گرفته تا در جواب سوال صداوسیما از روی آن بخواند و پاسخ را بگوید. مرآتی در دورهمی گفت: «این خانم خودش خواسته که مصاحبه کند و گفته که دوست دارد تصویرش پخش شود اما نمی‌داند چه بگوید و از ما خواست تا جواب را برای او بنویسیم تا از رو بخواند!» او مدعی شد: «فیلم این صحنه وجود دارد و چنین اقدامی طراحی شده بود و پسری که همراه آن خانم بود از صحنه عکس گرفت تا در مواقعی که یک موج خبری راه می‌افتد از آن عکس استفاده کنند تا من را بزنند.» با این حال اگر چنین تصویری وجود دارد معلوم نیست چرا تاکنون در صداوسیما از طرقی آن را پخش نکرده است تا پاسخی باشد برای آنانی که می‌گویند مصاحبه‌ها در صداوسیما جهت دار و از پیش تعیین شده است. نکته جالب اینکه معاونت سیاسی صداوسیما عرفی دارد که پشت صحنه‌های گزارش‌های خبری را در قالب آیتمی طنز در روز خبرنگار در بخش‌های خبری پخش می‌کند. چنین تصویری که پخش آن هم جنبه طنز بالایی خواهد داشت و هم رسانه ملی را از بار یک اتهام خلاص می‌کند عجیب است که پخش نشده است! نکته دیگری که در این گفت و گو مطرح شد به مصاحبه محمدعلی ابطحی معاون دولت اصلاحات و محمد عطریانفر فعال سیاسی اصلاح طلب که بعد از حوادث سال 88 بازداشت شدند و حین بازداشت با ایمان مرآتی مصاحبه کردند. او در برنامه دورهمی گفت این مصاحبه به خواست خود ابطحی و عطریان‌فر انجام شده است اما به خاطر انجام چنین مصاحبه‌ای از مردم فحش شنیده و حتی تهدید به مرگ شده است! این ادعا که دو فعال سیاسی اصلاح طلب در زندان خواسته اند با صداوسیما مصاحبه کنند موجب شد تا محمدعلی ابطحی به صحبت‌های مرآتی واکنش نشان دهد. او در کانال تلگرامی خود نوشت:«امروز کلی پیام داشتم که در برنامه دیشب دورهمی آقای خبرنگاری که آمده بود توی زندان با ما مصاحبه کرده بود گفته ما از توی زندان از ایشان یا صدا وسیما درخواست کرده بودیم قدم رنجه کنند و با ما مصاحبه کنند. البته از بس که دروغ شنیدیم شاخ درنیاوردم ولی کل حرفهایی که در مورد آن مصاحبه در زندان گفت، دروغ بود.» البته مرآتی در این برنامه در پاسخ به این سوال که تا به حال دورغ گفتید، پاسخ داد:«خیلی، البته دروغ به خودم

شهر خیالی آزاد شد!
اما سومین بخش از گفت و گوی مرآتی که باید مورد توجه قرار گیرد اینکه خبرنگار رسانه ملی که 20 سال سابقه دارد و به قول خودش خبرنگار جنگی محسوب می‌شود برای تهیه خبر به سوریه رفته بی آنکه حداقل‌هایی از زبان عربی را بداند. او اشاره می‌کند که وقتی چند شهر در سوریه به دست نیروهای اسد آزاد شد تابلویی با عنوان «الی الضم الیمین» را مشاهده کردیم و در ابتدای خبر ساعت 9 شب شبکه یک نیز گفتیم: «الضم الیمین آزاد شد! و از وسعت و اهمیت این شهر گفتیم» اما گزارشی را از سوریه دریافت کردیم که چنین منطقه جغرافیایی وجود ندارد و بعد از آنکه فیلم تابلو را برای آنها ارسال کردیم، گفتند این تابلو به معنی از سمت راست حرکت کنید!» هرچند مشخص نشد چگونه وقتی این شهر وجود خارجی نداشته او در خبر اطلاعاتی درباره وسعت و اهمیت آن داده است اما این خاطره شیرین آقای خبرنگار با قهقهه‌های او و دست زدن حاضرین تمام می‌شود. در روزگاری که خبرنگاران داخلی نیز باید دست کم یک زبان خارجی را بدانند چگونه یک خبرنگار پرسابقه سازمان صداوسیما به منطقه‌ای عرب زبان اعزام می‌شود درحالی که عربی را در حد بدیهیات نمی‌داند! بارها و بارها از مدیران صداوسیما شنیدیم که آنها در خط مقدم رقابت و مبارزه با رسانه‌های خارجی هستند تا در جنگ نرم قافله را واگذار نکنند! سواد رسانه‌ای امروز فراتر از سواد عادی طبقه بندی می‌شود. چنین کم و کاستی‌هایی درحالی است که همانطور که گفته شد جمع دریافتی‌های این سازمان دست کم حدود دو هزار میلیارد تومان است

نگرانی از فضای مجازی
خبرنگار خبرگزاری صداوسیما گریزی هم به رقیب این روزهای رسانه ملی زد و گفت:«فضای مجازی خیلی تاثیرگذار بوده، تغییرات در فکر و ذهن مردم و جوانان زیاده شده است، باید کار شود.» او تصریح کرد:«فضای مجازی مشکل دامنگیری است که درباره هرچیزی سریع نظر می‌دهند و آن را پررنگ می‌کنند. مثلا بدون هیچ مقدمه‌ای می‌زنند سازمان صدا و سیما سازمانی است که سانسور می‌کند» در واقع او هم مانند بسیاری از هم طیفان خود نگران افزایش ضریب نفوذ شبکه‌های اجتماعی بود که در ردیف اول انحصار صداوسیما را شکسته‌اند. اما واقعیت ماجرا این است که آب رفته به جوی باز نمی‌گردد و فضای مجازی امروز به بخش مهمی از فرآیند اطلاع رسانی تبدیل شده است. چاره کار هم تحمیل پیام رسان سروش وابسته به صداوسیما نیست بلکه رسانه ملی باید به شکلی جدی در راستای راهبرد ملی گام بردارد و در این راه قطعا نیاز به خبرنگارانی حرفه‌ای دارد که با تابلوهای خیابانی آشنایی بیشتری داشته باشند. در پایان به نظر می‌رسد باید به آغاز برنامه دورهمی اشاره کرد وقتی ایمان مرآتی وارد شد و حاضرین به رسم عادت در این برنامه تشویق کردند. او گفت یعنی مردم من را دوست دارند؟ مهران مدیری از مرآتی پرسید یعنی شک داری؟ که خبرنگار صداوسیما پاسخ داد: «بله!» شاید اگر این رسانه راه و رسم ملی بودن را در پیش گیرد نیروهای سازمان هم وقتی از ساختمان شیشه‌ای جام جم خارج می‌شوند نگران واکنش‌های مردم به خود نخواهند شد.

آفتاب یزد

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

0 0
زهرا ساروخانی   undefined 1397/1/20 18:34:03

در حالی‌که شما در ایام نوروز مشغول «کلاچ- ترمز» در جاده چالوس و «دید بلافاصله بازدید» در شهرتان بودید، ما طبق قراردادی که با صداو سیما بسته بودیم، یک فیلمنامه‌ پلیسی-جنایی برای سازمان نوشتیم. شروع داستان به این‌صورت بود: «مردی در اولین صبح زندگی مشترک برای خرید مایحتاج صبحانه به سوپر حمید آقا بقال سر کوچه می‌رود. حمید آقا مشغول دیدن برنامه‌ ویژه جام جهانی است و متوجه حضور مرد کت و شلوارپوش با چکمه‌های بلند سیاه نمی‌شود. مرد ناشناس اسلحه‌ای بیرون می‌آورد و به تازه داماد شلیک می‌کند، پنیر و مربا از دست تازه داماد بر زمین می‌افتد. مرد چکمه‌پوش فرار می‌کند. پلیس از راه می‌رسد و یک کارآگاه جذاب و باهوش برای حل این معمای جنایی انتخاب می‌شود».

دیروز باهامون تماس گرفتن و گفتن به دلیل حساسیت‌هایی که اخیرا در جامعه به وجود اومده و از اونجایی که رسانه ملی به شدت هرچه تمام‌تر به اعصاب و روان مخاطبانش احترام میذاره، بخش‌هایی از فیلمنامه ممیزی خورده که از طریق پیام‌رسان سروش برامون ارسال میشه. متاسفانه چون ما پیام‌رسان سروش رو نصب نکرده بودیم (البته نه که سروش مشکلی داشته باشه‌ها، هرگز، مشکل موبایل ماست که یازده دوصفره، وگرنه که هرکی دانلود کرده خیلی هم راضی بوده و اذعان کرده روی هم رفته فضای من حیث‌المجموعی توش برقراره).

یک کفتر نامه‌بر با آپشن کاکل به سر رو فرستادیم تا لیست اصلاحیه‌ها رو برامون بیاره:

۱. نام حمید تغییر کند. حمید یادآور حمید معصومی‌نژاد، یادآور رم، یادآور آ.اس.‌رم، یادآور ماده گرگ، یادآور حرکاتی شنیع.

۲. جام‌جهانی تغییر کند. جام‌جهانی یادآور عدم راهیابی ایتالیا، پایتخت ایتالیا رم، آ.اس.رم، ماده گرگ.

۳. کت و شلوار تن مرد نباشد. کت و شلوار یادآور برندهای ایتالیایی، پایتخت ایتالیا رم؛ (رجوع کنید به ۲)

۴. چکمه پای مرد نباشد. چکمه یادآور نقشه ایتالیا؛ (ر.ک. ۲)

۵. دست مرد اسلحه نباشد. اسلحه یادآور مافیا، مافیا یادآور سیسیل، سیسیل تو ایتالیا؛ (ر.ک. ۲)

۶. پنیر تغییر کند. پنیر فرآورده شیر، شیر یادآور گاو ماده، گاو ماده ماهیتی مشابه گرگ ماده؛ (ر.ک. ۲)

۷. مربا تغییر کند. مربا عموما با کره تناول می‌شود. کره فرآورده شیر، شیر یادآور گاو ماده؛ (ر.ک. ۶)

۸. کارآگاه جذاب نباشد. جذاب یادآور بوفون، بوفون دروازه‌بان ایتالیا؛ (ر.ک. ۲)

۹. کارآگاه باهوش نباشد. باهوش فقط مختص مسئولان سانسور صدا و سیماست. در اين مقطع زماني هم کلمه سانسور مستقیما یادآور ماده گرگ است.

۱۰. مرد تازه داماد نباشد. تازه داماد بودن یادآور خیلی چیزهاست و مخاطب رسانه ملی برنخواهد تابید.

فیلمنامه را اصلاح شده پس فرستادیم:

«پیرپسری برای خرید مایحتاج صبحانه به سوپر اژدر آقا بقال سر کوچه می‌رود. اژدر خان مشغول دیدن تکرار سریال در پناه تو از آی‌فیلم است و متوجه حضور مرد پیژامه و رکابی‌پوش با دمپایی ابری نمی‌شود. مرد ناشناس توپ پلاستیکی را از زیر رکابی‌اش بیرون می‌آورد و به سمت پیرپسر می‌اندازد و می‌گوید بغلی بگیر. تخم‌مرغ محلی و روغن کرچک از دست پیری بر زمین می‌افتد و به دلیل کهولت سن سکته می‌کند. مرد دمپایی‌پوش فرار می‌کند. پلیس از راه می‌رسد و گروهبان گارسیا را مسئول رسیدگی به پرونده مرحوم می‌کند».

خوشبختانه اصلاحیه‌های ما تایید شد و قرارداد همکاری با يك موسسه‌ فرهنگی هنری معتبر رو امضا کرده و پولدار و خوشبخت شدیم.