محل تبلیغ شما
پرونده مقابله با مخاطرات طبیعی

تاریخ خبر: 1394/6/11

پرونده مقابله با مخاطرات طبیعی

نشر این خبر با ذکر منبع: www.sarzaminjavid.com شایسته است 

آموزش همگانی دغدغه‌ای ملی

مهراب شریفی‌سده  مدرس موسسه آموزش عالی هلال‌ایران

آموزش یک حق انسانی است که در کنوانسیون حقوق بشر  به‌عنوان نمادی برای ترویج آزادی‌های انسانی و توانمندسازی موردتوجه قرار گرفته است.
ما در کشوری زیست می‌کنیم که مخاطرات طبیعی بخش جدایی‌ناپذیر زندگی مردم آن است، کشوری با خطرپذیری بالایی نسبت به زلزله، در معرض سیل‌های برق‌آسا، متاثر از تغییرات اقلیمی و درحال دست‌وپنجه نرم‌کردن با معضل کم‌آبی و خشکسالی فراگیری که سال‌هاست دامنگیر آن شده است. در بخش مخاطرات انسان‌ساخت نیز حال و روز چندان خوشی نداریم. با همه تمهیداتی که اندیشیده شده، همچنان هر ‌سال جاده‌های  ناایمن در آن جان  قریب به٢٠هزار نفر را می‌گیرند و رقمی چندین برابر معلول و مجروح بر جای می‌گذارند. هوای آلوده و ریزگرد نیز میهمان ناخوانده‌ای است که مدت‌هاست جای خوش کرده است. با همه این اوصاف بخش بزرگی از جمعیت کشورمان در معرض انواع مخاطرات قرار داشته و به دلایل متعدد آسیب‌پذیری ما نیز بسیار است. از این‌رو کاستن از خطر همواره باید مدنظر مدیران و برنامه‌ریزان قرار داشته باشد.
یکی از مهمترین، موثرترین و آسان‌ترین رویکرد‌های کاهش خطر در جوامع در معرض خطر، آموزش همگانی مردم است. هدف اصلی از آموزش همگانی ایجاد آمادگی پاسخگویی و مقابله در برابر حوادث و سوانح است و هدف غایی و نهایی رسیدن به  وضع مطلوب یا جامعه آماده است. در جامعه آماده نه‌تنها آگاهی‌بخشی به اقشار گوناگون  مردم انجام شده است و مردم مخاطرات طبیعی و انسان‌ساخت پیرامون محیط زندگی خود را می‌شناسند، بلکه آنان دانش و مهارت‌های مقابله و گریز از خطرات را آموخته‌اند و هنگام مواجهه با خطرات به‌خوبی می‌دانند که چه واکنش‌هایی از خود بروز دهند تا آسیب و خسارات کمتری ببینند.
برنامه‌ریزی برای آموزش همگانی مستلزم درک درست از مخاطرات منطقه است، بنابراین مطالعات خطرپذیری مناطق مختلف کشور باید به انجام رسیده و نقشه خطرپذیری کشور آماده شود. پس از آن می‌توان با یک برنامه مدون آموزشی به آموزش مردم پرداخت.
در آموزش باید ابتدا به جلب‌نظر مردم و حساس ساختن آنان در مورد مخاطراتی که با آنها مواجه‌اند پرداخت و پس از آن  ضرورت آموزش و کسب دانش و مهارت‌های ضروری برای دوری جستن از خطر را به آنان گوشزد کرد. پس از آن می‌توان با تغییر در نگرش و در پایان با تغییر رفتار به منافع آموزش اندیشید.
در آموزش همگانی اگرچه آموزش همه مردم مطلوب بوده و در این راستا برنامه‌ریزی می‌شود، ولی انتخاب گروه‌هایی از فراگیران که با علاقه و جدیت بیشتر این آموزش‌ها را فرا گرفته و در پخش و اشاعه این آموزه‌ها در بین مردم و خانواده تلاش بیشتری می‌کنند، در اولویت برنامه‌ریزان قرار دارد. پس از انتخاب مخاطب باید نیاز‌های او مورد توجه قرار گرفته و براساس مخاطراتی که مخاطب با آنها مواجه است، مناسب‌ترین محتوای آموزشی انتخاب شود و در گام بعدی موثرترین روش آموزشی مورد بررسی قرار گیرد و در پایان رسانه و ابزاری که می‌توان پیام ایمنی را به مخاطب رساند، برگزیده شود و آموزش به انجام رسد. اگرچه آموزش‌ها اغلب موثر بوده و نتایج خوبی را عاید برنامه‌ریزان و مدیران می‌کند، ولی ارزیابی و ارزشیابی آموزش‌ها نیز با جدیت باید به انجام رسد تا اصلاحات ضروری در برنامه لحاظ شود.  با توجه به جمعیت ٨٠میلیونی کشور و استعداد بالای آسیب‌پذیری مردم، ضرورت دارد هرچه زودتر «طرح جامع ملی آموزش همگانی» برای آموزش اقشار گوناگون مردم آماده و با بهره‌جستن از همه ظرفیت‌های آموزشی و رسانه‌ای موجود، کار بزرگ و مداوم آموزش مردم آغاز شود. حوادث اخیر به‌خوبی آماده نبودن مردم و سردرگمی آنان را در مواجهه با مخاطرات نشان داد.
آموزش همگانی باید دغدغه ملی همه مدیران و برنامه‌ریزان کشور باشد؛ آموزشی که حق آنان است. جمعیت هلال‌احمر به‌عنوان مسئول کارگروه آموزش همگانی می‌تواند با کمک و همت همه اعضای کارگروه برنامه‌ملی و جامع آموزش همگانی را در کشور طراحی کند و با کمک دولت در تخصیص منابع لازم این وظیفه حاکمیتی و  ملی را در گستره ملی  به  اجرا درآورد. آگاه‌سازی عمومی می‌تواند خطر حوادث را به میزان قابل‌توجهی کاهش دهد. فراموش نکنیم آگاهی می‌تواند نجات‌بخش باشد.

آموزش مقابله با بحران برای سنین گوناگون تعریف نشده است

مرتضی مرادی‌پور  مسئول آموزش همگانی جمعیت هلال‌احمر

آموزش همگانی، به آموزشی اطلاق می‌شود که هر طبقه و با هر سنی در جامعه را دربربگیرد و البته این آموزش از طریق رسانه‌های همگانی و سایر امکانات در دسترس جامعه قرار می‌گیرد. جمعیت هلال‌احمر نیز به‌عنوان متولی کارگروه امداد و نجات و آموزش همگانی، از حدود یک دهه پیش شعاری را مبنای کار خود قرار داد با عنوان «هر خانواده ایرانی یک امدادگر» و از این طریق تلاش کرد تا کار آموزش را از خانواده‌ها و البته از سنین کودکی آغاز کند. بر این اساس سازمان جوانان و داوطلبان مجری این طرح شدند. اما درخصوص آموزش آنچه بیش از هرچه دارای اهمیت است و توجه را به خود جلب می‌کند، کافی نبودن آموزش‌هاست. جامعه‌ای آماده است که همه اعضایش آماده باشند نه این‌که ما صرفا تیم‌هایی را در هلال‌احمر و... برای مواقع بحرانی آموزش دهیم. این افراد نمی‌توانند هنگام بحران آنطور که خود مردم می‌توانند به خود کمک کنند، حاضر شوند. نکته دارای اهمیت دیگر این است که آموزش‌هایی که ما تاکنون مدنظر داشته‌ایم، آموزش مقابله با زلزله است. این درحالی است که ما برای سایر بحران‌ها آمادگی نداریم و همین‌طور برای بحران‌های چندگانه و بالاخره زمانی باید از این حالت تک‌بعدی خارج شویم که این هم عزم ملی می‌طلبد. درست است که هلال‌احمر به نوعی مسئول بحث آموزش است اما این امر هرگز با حضور ما به تنهایی ممکن نخواهد بود و اگر به تاریخ کشورهای پربحران هم نظری بیفکنیم می‌بینیم که مقابله با بحران پیش و پس از بحران صرفا با کمک و حمایت تمامی ارگان‌ها ممکن شده که ژاپن یکی از موفق‌ترین موارد در این راستا است. از سویی کارگروه امدادونجات و آموزش همگانی دارای ١٨ عضو است که حضور و خواست همه این ١٨ عضو در کنار مردم می‌تواند آموزش را به امری نهادینه بدل سازد. مردم اما از نظر من مهم‌ترین رکن هستند. مردمی که احساس خطر نمی‌کنند، مطالبه نمی‌کنند و همین هم می‌شود که کیفیت آموزش‌ها نازل است. انسان وقتی نگرانی خاصی داشته باشد، می‌تواند برای آن تلاش و برنامه‌ریزی کند و اگر این نگرانی وجود نداشته باشد، همان‌طورکه تاکنون بوده، ما هرگز نمی‌توانیم حتی گامی به جلو برداریم. از سوی دیگر در این حوزه هنوز اجباری هم حاکم نیست.
ما در گذشته شاهد این امر بودیم که کمربند ایمنی تا زمانی‌که اجباری نبود، کسی هم وقعی به بستنش نمی‌گذاشت اما از زمانی‌که این امر اجباری شد، مردم آن را انجام دادند. مسأله این است که این امر در درون مردم نهادینه شود و هرگاه این امر رخ داد آنها آموزش درست را هم مطالبه خواهند کرد. اما اگر بخواهیم نگاهی به برنامه‌های آموزشی فعلی داشته باشیم، بزرگترین نقدی که می‌توان به آنها داشت وجود بی‌برنامگی است. باید برای پاسخ به بحران‌ها برنامه‌های بلند‌مدت، میان و کوتاه‌مدت داشته باشیم که متولی آن هم سازمان مدیریت و پیشگیری از بحران و همچنین وزارت کشور است که تاکنون شاهد چنین برنامه‌هایی نبوده‌ایم. نکته دیگر در بحث نحوه آموزش است که ضعف دیگر این‌جا خود را عیان می‌کند. آموزش‌های ما برای کودکان مناسب سن آنها نیست و در حقیقت ما همان آموزشی که به بزرگسالان می‌دهیم، به کودکان نیز می‌دهیم. این درحالی است که آموزش باید برای سنین پایین جذاب باشد نه آن‌که آموزش‌ها به صورت کتابی و کلاسی باشد. این نوع آموزش‌ها درنهایت نتیجه خاصی در بر نخواهد داشت و چون برای بچه‌ها جذابیت خاصی ندارد برایشان درونی هم نخواهد شد. ما مدت‌هاست که برای تغییر این رویه تلاش کرده‌ایم، طرح داده‌ایم و خواسته‌ایم که این نحوه آموزش یکسان تغییر کند اما درنهایت چون قدرت اعمال‌نظر نداریم این اتفاق نیفتاده و ما همچنان شاهد همان رویه قدیمی هستیم. این مورد همچنین درخصوص سربازان نیز وجود دارد. نیروهای جوان و آماده‌ای که می‌توان با آموزش‌های درست از آنها نیروهایی مناسب شرایط بحرانی ساخت که متاسفانه توجهی به این موارد صورت نمی‌گیرد و ما هم به تنهایی امکان عملیاتی کردن این موارد را نداریم و نیاز است قدرتی فراتر این موارد را به نظم درآورد. فارغ از تمام کاستی‌ها اما عدم‌درک و توجه مردم به بحران و درنتیجه عدم‌مطالبه‌گریشان نکته قابل‌تأملی است که نیاز به فرهنگ‌سازی و درنتیجه زمانی طولانی‌مدت دارد و از اینرو باید از حالا آموزش درست به کودکان را در دستور کار جدی قرار داد.

آموزش درست، کم‌هزینه‌ترین راه مقابله با بحران

جامعه هدف برای آموزش تعریف نشده است

| فروغ فکری |  آموزش مقابله با بحران در ایران، گویا تنها آموزش مقابله با زلزله است که آن هم به ایستادن در گوشه دیوار و رفتن زیرمیز و فاصله گرفتن از شیشه‌ها خلاصه می‌شود و این چیزی است که حالا سال‌ها در زمان‌های به‌خصوصی در مدارس و مانورهای گوناگون بر آن تأکید شده است. با این وجود اگر از هر یک از مردم شهر درخصوص چگونگی مواجه با بلایای طبیعی گوناگون بپرسیم، هیچ‌یک نحوه مقابله درست با آن را نمی‌دانند. چنانچه این امر به واقع هنگام وقوع سیل در شهر تهران دیده شد و گویی مردم حتی نمی‌دانستند که باید در موقعیت بارش شدید باران از بستر رودخانه دوری کنند و اینجاست که ضعف گسترده در پیکره آموزش همگانی خود را نشان می‌دهد. ضعفی که از کودکی آغاز می‌شود و در سنین بالا به اوج خود می‌رسد.
مردم مطالبه نمی‌کنند
در این میان جمعیت هلال‌احمر متولی کارگروه امداد و نجات و آموزش همگانی است. کارگروهی که باید در آن، با همراهی سایر سازمان‌ها و ارگان‌ها، طرح‌ریزی مباحث آموزشی صورت گیرد و البته همواره در ارایه و عملیاتی‌شدن طرح‌های آموزشی، این جمعیت جای سایر ارگان‌ها را خالی می‌داند و از سوی دیگر انتقاداتی نیز   از این حیث وارد است که آنچنان که باید و شاید در حوزه ارایه طرح‌های آموزشی موفق عمل نکرده ایم. در میان این دو بحث اما بسیاری از کارشناسان نقش کمرنگ مردم و عدم مطالبه‌گری آنان را ازجمله اصلی‌ترین عوامل موثر در این زمینه می‌دانند. چنانچه حمیدرضا اسکاچ، کارشناس حوزه مدیریت بحران به «شهروند» می‌گوید: «بحث آموزش مثلثی است که سه رأس دارد یک رأس جمعیت هلال‌احمر است، رأس دیگر سایر سازمان‌ها و رسانه‌ها هستند و رأس سوم که اتفاقا دارای اهمیت بسیار زیادی است خود مردم هستند. مردم باید مطالبه کنند، نه آن‌که بی‌خیال از کنار امری به این مهمی بگذرند. این حساسیت در بین مردم ما وجود ندارد. هرچند این امر مسئولیت مسئولان را کم نمی‌کند اما باید بدانیم که جمعیت پتانسیل محدودی دارد. کشور ما وسیع و متنوع است و این‌بار گران به راحتی به دوش کشیده نمی‌شود و از این‌رو مشارکت جدی‌تری را می‌طلبد.» یکی از موارد اصلی موفقیت مدیریت بحران در سایر کشورها نیز بر پایه همراهی مردم و مطالبه‌گری آنهاست. اسکاچ نیز با اشاره به  تجربه سایر کشورها، پیشرفت آنها را بر مبنای «مدیریت بحران جامعه‌محور»  دانسته و می‌افزاید: «می‌توان به تجربه ارزنده کشورهای پیشرویی مثل هند، پاکستان، کانادا، آمریکا، ترکیه و برخی کشورهای اروپایی اشاره کرد که آنها مخاطرات محتمل خود را شناسایی کرده‌ و با استراتژی به «مدیریت بحران جامعه‌محور» پرداخته‌اند. براساس مطالعاتی که در این راستا انجام داده‌ایم، اغلب قریب به اتفاق این کشورها با حساس‌سازی جامعه شروع کردند و همین هم عاملی شده تا نتیجه مطلوب را کسب کنند، چراکه مردم جامعه با جدیت با مقوله بحران و مقابله با آن مواجه شدند و همین هم عاملی شد تا نتیجه مطلوب هنگام بحران ایجاد شود.» لازمه حضور مردم در این حوزه اما پیش از هر چیز در این است که جامعه هدف به‌درستی برای این امر تعریف شود و اما هنوز تعریف درستی از جامعه هدف در حوزه آموزش وجود ندارد و همین مورد هم عاملی شده است تا آموزش‌ها به شکلی جسته و گریخته و دوره‌ای باشند. انتخاب و جداسازی جامعه هدف در گام نخست می‌تواند نظم و ترتیب مناسبی را به مقوله آموزش دهد و درنهایت نیز می‌تواند عاملی باشد برای آن‌که هنگام بحران هر گروه بتواند با دقت و جدیت وارد عمل شود. چنانچه اسکاچ نیز بر این امر تأکید کرده و می‌گوید: «در حوزه آموزش در گام نخست با این مشکل مواجهیم که گروه هدف مشخصی نداریم. به این ترتیب گروه‌های هدف باید شناسایی شوند. برای هر گروه هدف، باید روش کار و عناوین متناسب با خودشان طراحی شود و نباید یک نسخه را برای عامه مردم تجویز کرد. مشکل دوم در روش‌ها و ابزار است که این روش‌ها باید عام و متنوع باشند. تمام این موارد اما ارتباط تنگاتنگی با پذیرش و اهتمام دستگاه‌های مختلف دارد. مثلا برای آموزش دانش‌آموزان باید آموزش‌وپرورش در را باز کند و مشارکت و فعالیتی در این راستا وجود داشته باشد و این درخصوص تمامی سازمان‌ها و ارگان‌ها مطرح است. حال آن‌که ما شاهد چنین چیزی در ارگان‌ها و سازمان‌هایمان نیستیم».
جای خالی آموزش در مدارس
بچه‌ها در مدارس آموزش خاصی نمی‌بینند و این را می‌توان در صحبت با آنها و در مقاطع سنی گوناگون دید. این عنوان برایشان غریب است و برخی از آنها حتی از شنیدن برنامه آموزشی مقابله با بحران تعجب می‌کنند و این درحالی است که بهترین زمان برای نهادینه‌کردن آموزش، سنین کودکی و نوجوانی است.‌ هاله ازجمله کسانی است که آموزش مقابله با بحران برایش عنوان غریبی است. او دانش‌آموز مقطع سوم دبیرستان است و به «شهروند» می‌گوید: «تا به ‌حال آموزش‌های مقابله با بلایای طبیعی در مدرسه نداشته‌ایم و هیچ‌وقت حتی صحبتی هم از آن نشده است مگر یک روز در ‌سال که زنگ زلزله در مدرسه زده می‌شود، حرف دیگری در این خصوص نیست.» سینا هم که امسال پایه سوم دبستان را سپری کرده مانند ‌هاله با این موارد ناآشناست و می‌گوید:   «امسال فقط یک روز اومدن و گفتن وقتی زلزله اومد برید زیر میز و دستاتونو بگیرید رو سرتون و ما هم این کارو انجام دادیم. بعدم بردنمون تو حیاط و از کارامون تو حیاط و کلاس عکس انداختن.»  صحبت‌های ارشیا که دانش‌آموز مقطع هفتم است نیز مانند سایرین است و او هم می‌گوید که دو یا سه بار در ‌سال گذشته، تنها آموزش‌های مقابله با زلزله از قبیل زیر میز رفتن و... را به آنها داده‌اند. خانم میرزایی هم معلم پنجم دبستان است. او هم آموزش‌های فعلی را دارای نقص دانسته و می‌گوید: «آموزش مقابله با بحران به آموزش‌های مقابله با زلزله خلاصه شده و تا آن‌جا که من اطلاع دارم یک بخشی از کتاب علوم مقطع پنجم دبستان تحت‌عنوان «زمین ناآرام» به مقوله زلزله و مقابله با آن می‌پردازد و در سایر مقاطع چنین چیزی ندیده‌ام. البته آموزش‌های کتاب هم نقص‌هایی دارد و معلمان خود باید آن را بسط داده و بچه‌ها را با شرایطی که ممکن است با آن مواجه شوند، روبه‌رو کنند و اما در هر حال به جز این فصل در کتاب پنجم و مانورهای مقطعی چیز دیگری ندیده‌ام.»
 این امر درحالی است که برخی طرح‌ها برای مقاطع تحصیلی گوناگون طراحی شده اما در عمل این طرح‌ها در محدوده مشخص و از طرفی به صورت دوره‌ای عملیاتی می‌شوند و همین هم عاملی شده تا نتوان به نتایج آنها دل بست. چنانچه اسکاچ هم بر این امر تأکید می‌کند: «این طرح‌ها بسیار محدود و موقتی است و یک سالی یک طرحی آغاز می‌شود اما بعد از آن‌ سال صرفا اسمش می‌ماند اما طرح فعال و عملیاتی نمی‌شود. اما به‌تازگی شاهد یک‌سری فعالیت‌ها هستم و اخیرا جلساتی در معاونت آموزشی پژوهشی جمعیت هلال‌احمر و با حضور افراد متنوع و باتجربه برگزار می‌شود که افراد گرد هم می‌آیند و برای یک جهش و با رویکرد جدید برنامه‌ریزی می‌کنند. افرادی که به زحمت می‌توان آنها را یک‌جا جمع کرد، باانگیزه دور هم جمع شده‌اند و روی گروه‌های هدف و روش‌ها مطالعه می‌کنند که این اتفاق بسیار خوبی است که نتایج آن را به‌زودی می‌توان دید. البته آنچه اجرایی‌شدن آن را ضمانت می‌کند، متعهدشدن سازمان‌ها و دستگاه‌های مختلف است که دست به‌کار شوند و به این نتیجه برسند که آموزش درست، کم‌هزینه‌ترین راه مقابله با بحران است.»

برخی طرح‌ها برای آموزش مقابله با بحران

هلال‌احمر
طرح کانون غنچه‌های هلال در مهدکودک‌ها‌ و مدارس دبستانی و طرح‌هایی برای کانون دانش‌آموزی و دانشجویی به صورت ملی به‌اجرا در آمده است که در این طرح‌ها افراد پایین ٢٩‌سال آموزش می‌بینند و اکنون بیش از ٣هزار کانون در سراسر کشور وجود دارد که در حدود دو‌میلیون نفر در این کانون‌ها به صورت سازمان‌یافته آموزش‌های اولیه دیده‌اند و در حدود ٥٠‌هزار نفر نیز به آموزش‌های تخصصی دست یافته‌اند.

سازمان بهزیستی
طرح محب: این طرح به منظور پیشگیری و کاهش بروز مشکلات روانی- اجتماعی در بلایای طبیعی توسط سازمان بهزیستی تحقق می‌یابد. در اجرای این طرح سعی بر آگاه‌سازی همگانی با آموزش مهارت‌های زندگی به‌ویژه مدیریت استرس است تا مردم محله‌ها را به‌گونه‌ای توانمند کند تا پروژه‌های مدیریت بحران را قبل از حادثه تدوین کنند. گسترش طرح محب و مدیریت بحران باید به‌صورت لایه‌ای در تمام مجموعه بهزیستی اجرا شود تا منطق رفتاری، بهینه‌سازی و اثربخشی خود را در سطح جامعه نشان دهد.

سازمان مدیریت و پیشگیری از بحران

تئاتر آموزشی در مدارس: در راستای توانمندسازی مدارس جهت مقابله با حوادث طبيعی و همچنين ارتقای تعامل و اشتراك مساعی پايدار، سند همكاری في‌مابين اين سازمان و سازمان آموزش‌وپرورش شهر تهران منعقد شده که براساس آن حساس‌سازی و بسترسازی آموزش‌های مورد نظر (آمادگی در برابر زلزله و پياده‌سازی سيستم مديريت بحران) در دانش‌آموزان مقطع اول راهنمايی مدارس پسرانه و دخترانه شهر تهران برگزار شده است و پس از بررسی علمی و فنی برنامه و نمايشنامه گروه هنری، چندين برنامه آزمايشی تئاتر در مدارس اجرا شد و درنهايت پس از سنجش و ارزيابی اثربخشي آنها مراتب تعميم اجرای نمايش در ديگر مدارس شهر تهران اتخاذ شده است.
داوطلب واكنش اضطراري محله (دوام): سازمان پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران مصمم به اجراي پروژه ايجاد گروه‌هاي داوطلب واكنش اضطراري در سطح محلات شهر تهران شده است. در اين طرح داوطلبان پس از طي دوره‌هاي آموزشي مرتبط با بحران و مديريت آن شامل امداد و نجات، كمك‌هاي اوليه، اطفای حريق و... گروه داوطلب واكنش اضطراري محله«دوام» را تشكيل مي‌دهند.
متقاضيان پس از اداي سوگند به‌طور رسمي وظايف خود را در قالب اين گروه‌ها آغاز مي‌كنند. داوطلباني كه خواهان شركت در گروه‌هاي دوام هستند بايد پس از دريافت و تكميل فرم ثبت‌نام داوطلبان آن را به ستاد مديريت بحران منطقه خود تحويل دهند. لازم به ذكر است كه داوطلبان مي‌توانند با مطالعه شرح وظايف داوطلبان با اموري كه در آينده به آنها محول خواهد شد،
آشنا شوند.

تاثیراتی که یک بلای طبیعی روی شما می‌گذارد

١- احساس اضطراب، گیجی یا خستگی
٢- احساس غم و خشم
٣- شوک و رخوت
٤- تردید درباره آینده
٥- احساس تنهایی
٦- سردرد، بدخوابی، بی‌اشتهایی و کاهش وزن
٧- خشم و مقصر دانستن دیگران
٨- تمایل به استفاده موادمخدر
٩- تمایل به خودآزاری یا خودکشی
اقداماتی که به ما کمک می‌کند
١- توجه به زمانی که اضطراب شدیدی دارید و دریافت کمک. توجه داشته باشید که این امر زمان زیادی می‌طلبد اما ارزشش را دارد.
٢- صحبت‌کردن درباره احساسات و حتی خشم و ناراحتی‌تان با کسی که به او اعتماد دارید. این امر کمک می‌کند که شما به مسائل از بیرون نگاه کنید و همچنین اجازه می‌دهد کسانی که در شرایط شما هستند را بشناسید و احساس تنهایی نکنید.
٣- برنامه‌ریزی کنید.
٤- از خودتان با خوب‌خوردن، ورزش‌کردن و خواب مراقبت کنید. سعی کنید با وجود همه سختی‌ها به زندگی عادی بازگردید.
٥- از دیگران کمک بگیرید، نهادهای اجتماعی، دوستان و فامیل گزینه‌های مناسبی هستند. به آنها از مشکلات‌تان بگویید و مشکلات‌شان را بشنوید.
٦- اگر بعد از ٤ هفته احساس بهتری نداشتید، حتما از یک نیروی متخصص کمک بگیرید. از مشاوره رفتن نترسید.
چطور به بچه‌ها کمک کنیم
١- کودکانتان را به‌شدت تحت ‌حمایت خودتان قرار دهید، اجازه ندهید آنها خودشان را مقصر اتفاقی که افتاده بدانند. بچه‌ها واقعا ممکن است فکر کنند این بلا به خاطر یک کار آنها به وجود آمده است.
٢- احساسات خودتان درباره موقعیت پیش آمده را بیان کنید و اجازه دهید بچه‌ها هم نظرشان را به اشتراک بگذارند.
٣- سعی کنید هرچه سریع‌تر به زندگی عادی برگردید.
٤- اگر فرزندتان در چهار هفته بهبود پیدا نکرد، حتما از کمک یک متخصص استفاده کنید.

برای هر نوع از بلایا یک برنامه آمادگی تنظیم کنید

* مهم‌ترین اسناد و مدارک خود و خانواده خودتان را مانند شناسنامه، کارت شناسایی، پاسپورت و دفترچه‌های بیمه، در مکان امنی قرار دهید که در مواقع ضروری بتوانید به‌سرعت آنها را بردارید و از خانه خارج شوید. همچنین از همه این مدارک، یک اسکن (کپی‌دیجیتالی) بگیرید و درون یک فلش‌مموری ذخیره کنید و این فلش را در کنار مدارک دیگر قرار دهید. یک جعبه قابل‌حمل و ضدحریق، برای این کار مناسب است.
*یک چمدان آماده کنید و مطمئن شوید که می‌توانید لااقل برای چند روز، ایمن و گرم بمانید و کنسرو، آب، رادیو، باتری و قرص‌های موردنیاز و حتی نسخه‌های دارویی را در آن داشته باشید. شما باید بتواند حداقل برای ٧٢ ساعت، با این چمدان، از خود مراقبت کنید.
*مطمئن باشید که یک نقشه صحیح از بهترین راه‌های فرار از خانه را در اختیار همه اعضای خانواده قرار داده باشید و مکانی را مشخص کنید که اگر اتفاق وحشتناکی افتاد، همگی یکدیگر را در آن مکان ملاقات کنید.
*این نقشه‌های فرار را در محل کار خود نیز پیگیری کنید و اگر نمی‌دانید، از مسئولان بپرسید. اگر کسی نمی‌دانست، خودتان بروید و بهترین مسیرها را مشخص کنید. ببینید امن‌ترین و نزدیک‌ترین مسیر برای خارج شدن از ساختمان کدام است. همچنین باید از محل نزدیک‌ترین جعبه کمک‌های اولیه باخبر باشید.
*هیچ‌چیز به اندازه عکس‌العمل سریع نمی‌تواند جان شما را نجات دهد. مسیر فرار و تمرین برای شرایط اضطراری، بدون لحظه‌ای تامل، می‌تواند خیلی مهم باشد. بسیاری از افراد در حوادث جانشان را به سادگی از دست می‌دهند تنها به این دلیل که نمی‌دانند باید چه کار کنند و منتظر می‌مانند تا افراد دیگر به آنها بگویند.

طوفان و گردباد

گمان نکنید که اگر در منطقه ای هستید که به طور خاص مستعد طوفان نیست، خطری شما را تهدید نمی کند. در هر جایی که طوفان می آید، گردباد هم می تواند اتفاق بیفتد. میزان آسیب و خسارتی که گردباد می تواند وارد سازد، خیره کننده است.

پیش از وقوع: علایم هشدار را یاد بگیرید و آماده باشید

* مطمئن شوید که طرحی برای مقابله با بحران دارید. ممکن است فکر کنید که بیش از حد در این مورد حرف می زنیم، اما حقیقتا این موضوع بسیار مهمی است. اگر خطر گردباد در منطقه ای که شما در آن زندگی می کنید وجود دارد، باید بدانید که دقیقا چه کاری انجام دهید و کجا پناه بگیرید.
* با علایم وقوع گردباد آشنا شوید. گردباد معمولا به دنبال طوفان شدید یا رعد و برق همراه است؛ اما همواره اینطور نیست. به آسمان نگاه کنید. آسمان ناگهان تیره می شود و صدای خروش رعد شدیدی را خواهید شنید. ممکن است باد برای لحظه ای شدت بگیرد، اما ناگهان خاموش می شود. به ابرها دقت کنید که به شکل دایره وار می چرخند. گردباد می تواند ناگهان به وجود بیاید. ابرهای قیفی شکل، علامت خوبی برای تشخیص آن هستند، اما ابرها تا زمانی که پایین بیایند و باد، اشیاء را به هوا  بلند بکند، این علامت مشخص نمی شود.
* به رادیو اضطراری گوش دهید (در ایران چنین کانال رادیویی وجود ندارد). این موضوع نیز بسیار مهم است، گرچه قبلا توصیه شده است. اطلاعات آب و هوایی شدید، غالبا ابتدا توسط بخش هواشناسی این رادیو اعلام می شود. گرچه اخبار دست دوم که در نرم افزارهای آب و هوایی، اخبار تلویزیونی و هواشناسی اعلام می شود، می تواند حاوی اطلاعات مفیدی باشند، اما اینها همواره از اخبار آب و هوایی شدید، عقب هستند.
* تفاوت اخطار و سایر اخبار را متوجه باشید. زمانی که اعلام خطر می شود، باید به سرعت به دنبال پناهگاهی باشید.

هنگام وقوع: پایین بمانید و از پنجره یا دیوارهای خارجی فاصله  بگیرید

* آنچه که در زمان وقوع گردباد انجام می دهید، می تواند جانتان را نجات دهد. تصورات غلطی در باب اینکه به هنگام وقوع گردباد چه باید بکنید یا کجا پنهان شوید، وجود دارند. به طور مثال حمام یا دستشویی، لزوما امن ترین مکان نیستند، مگر آنکه اتاقی کوچکی در وسط خانه باشند. هرگز و به هیچ عنوان، پنجره را باز نکنید با این خیال باطل که «فشار هوا کم شود». در عوض این نکات را به خاطر بسپارید تا ایمن بمانید.
* اگر در خانه هستید، در زیرزمین، انبار یا طبقات پایینی ساختمان پناه بگیرید. اگر در ساختمان بلندی زندگی می کنید و می توانید از پله ها پایین بروید، این کار را انجام دهید. همچنین از پنجره ها، درها، و ورودی ساختمان دور بایستید.
* اگر درون خانه هستید و نمی توانید به طبقات پایین تر بروید،   تا حد امکان از دیوارهای حدفاصل میان فضای بیرون و درون ساختمان فاصله بگیرید.
* اگر در حال رانندگی هستید و نمی توانید پناه بگیرید، از ماشین پیاده شوید؛ در حالی که صورتتان رو به زمین است، دراز بکشید. دست هایتان را روی سرتان قرار دهید و به داخل حفره یا خندق آبی بروید که از سطح جاده و ماشینتان، پایین تر قرار بگیرید. اگر نمی توانید از ماشین پیاده شوید، درون ماشین، پناه بگیرید. پایین بروید و سرتان را از پنجره ها پایین تر نگاه دارید و سعی کنید سرتان را با متکا یا کُت یا پتویی بپوشانید.
*  اگر در حال رانندگی هستید و یک گردباد را دیدید، سعی نکنید از آن پیشی بگیرید؛ ماشین را به سرعت کنار بزنید و به یکی از دو طرق بالا، پناه بگیرید. از پل های هوایی،
ساختمان های بلند و اجسام معلق و آویزان دوری کنید.

بعد از وقوع: مراقب آثار مخروبه و ساختمان های آسیب دیده باشید

* اغلب موارد، صدمات و مصدومیت هایی که به دنبال وقوع گردباد و بعد از رفتن آن اتفاق می افتد، به موجب افرادی است که برای نجات دیگران تلاش می کنند، یا اینکه توسط مردمی که به هنگام ارزیابی خسارات، آسیب می بینند. به رادیو اضطراری گوش کنید و با نیروهای محلی در مورد اینکه بازگشتن به محل سکونتتان امن است، مشورت کنید.
* به خاطر داشته باشید که گردباد می تواند خسارات زیادی را بر جای بگذارد و به خطوط برق و تلفن و گاز آسیب بزند و بعضی ساختارها و بناها را در خطر ریزش قرار دهد. بسیاری از آسیب دیدگی هایی که بعد از رفتن گردباد اتفاق می افتد، به این دلیل است که افراد پا بر روی میخ یا چیزهای تیز می گذارند یا از شیشه های شکسته، آسیب می بینند. در هر حال باید مراقب باشید؛ هم زمانی که در حال پناه گرفتن هستید و هم زمانی که مشغول مرتب و تمیز کردن خرابی ها هستید.

زمین لرزه

از آنجایی که ما نمی‌دانیم یک زلزله چه زمانی و با چه قدرتی رخ خواهد داد، آمادگی در برابر آن، بسیار ضروری است. آنچه هنگام زلزله و بعد از آن انجام می‌دهید، می‌تواند جان شما را نجات بدهد یا جانتان را بگیرد. اما آنچه پیش از زلزله انجام می‌دهید، از همه مهم‌تر است.

پیش از زلزله: درمورد زلزله به اندازه کافی اطلاعات کسب‌کنید

 مطمئن شوید که برنامه‌ای برای زلزله دارید. به‌دلیل این‌که زلزله از پیش خبر نمی‌کند و ناگهان به‌وقوع می‌پیوندد و سبب مشکلات و خطرات دیگری مثل آتش‌سوزی و تسونامی می‌شود، بسیار ضروری است که برنامه‌ای برای خود و خانواده خودتان داشته باشید.
* خانه‌تان را به لحاظ مقاومت، بازرسی کنید. خطرات، قفسه‌ها را به دیوار محکم کنید؛ مواد سمی و چیزهای شکستنی را درون کابینت قرار دهید، به‌طوری که مطمئن باشید در زلزله به پایین سقوط نمی‌کنند. چیزهای سنگین را نیز در طبقات پایین‌تر قرار دهید و هرکدام از دیوارها که نیاز به مرمت دارند را مرمت کنید.
*با حرف‌های عمومی درمورد زلزله آشنا باشید. نظریه‌های مردمی و عوامانه درمورد زلزله بسیار است و باعث می‌شود افراد رفتار صحیحی هنگام زلزله انجام ندهند. به‌طور مثال، حتما شنیده‌اید که می‌گویند «هنگام وقوع زلزله، در چارچوب در بایستید تا از ریزش دیوارها درامان باشید». چنین چیزی اصلا درست نیست؛ چارچوب‌های در، در اغلب خانه‌ها، بسیار سست هستند و به‌راحتی فرومی‌ریزند. تنها اگر مطمئن هستید که به اندازه کافی محکم است، می‌توانید در آن‌جا بایستید. حرف‌های دیگر مثل این‌که «زلزله تنها در روز اتفاق می‌افتد» یا «مناطق گرم و خشک، مناطق زلزله‌خیزند» همگی اشتباه هستند.

هنگام زلزله: زیر لوازم محکم پناه بگیرید یا مکان بازی را پیدا کنید

*خودتان را با سپر محکمی، محافظت کنید یا زیر لوازم محکم، پناه بگیرید. قانون قدیمی «زیر میز خود پناه بگیرید» قانون خوبی است اما به این شرط که میزتان به اندازه کافی مقاوم باشد که تحت فشار، فرو نریزد. اگر در رختخواب هستید، سعی کنید خودتان را، خصوصا سر خود را با بالش، بپوشانید.
*اگر داخل خانه هستید، جای امن بایستید. در خانه، سعی کنید از مکان‌های خطرناک مثل پنجره، لوازم آویزان، قفسه‌ها و سایر چیزهایی که سست هستند و به‌راحتی سقوط می‌کنند، دور شوید. تنها درصورتی‌که حس می‌کنید جایتان خطرناک است، آن‌جا را ترک کنید، در غیراین‌صورت، سعی کنید پناه بگیرید. معمولا ماندن و پناه‌گرفتن امن‌تر است.
*اگر خارج از خانه هستید، از اشیای بلندی که امکان سقوط دارند، دوری کنید. اشیای بلند مانند ساختمان‌ها، درختان، ستون‌ها و دیرک‌ها، چراغ‌های راهنمایی و لوازم ساخت‌وساز که با زلزله امکان سقوط دارند، دوری کنید. سعی کنید به مکان باز مثل پارک یا پارکینگ‌های بدون سقف بروید.
*اگر در وسایل نقلیه هستید، ترمز کنید و از اشیای بلندی که بیان شد، دوری کنید. در خودروتان باقی بمانید و پناه بگیرید.  زمانی که زلزله تمام شد، رادیو را روشن کنید و همچنین مراقب پل‌ها، سطوح شیب‌دار و سایر ساختارهایی که ممکن است آسیب‌دیده باشند، باشید.

بعد از زمین‌لرزه: از ساختارهای آسیب‌دیده دوری کنید و منتظر پس‌لرزه‌ها باشید

*بعد از آن‌که زلزله تمام شد، گمان نکنید که خطر برطرف شده است. در بسیاری از موارد، ساختمان‌های آسیب‌دیده، بعد از زلزله، فرو می‌ریزند. شرایط را به خوبی بسنجید و برنامه‌تان را اجرا کنید. دوستان، اعضای خانواده یا همکارانتان را در جای امنی، به دور از ساختمان‌های آسیب‌دیده، یا سایر خطراتی مثل کابل‌های آویزان، منابع گاز و ... مستقر کنید.
*اگر در زیر آوار، گیر افتاده‌اید تا جایی که می‌توانید، دیگران را صدا کنید، سوت بزنید یا فریاد بکشید تا سرویس‌های نجات بتوانند شما را پیدا و خارج کنند. با لباسی دهانتان را بپوشانید تا گرد و غبار را تنفس نکنید. سعی کنید مسیری را برای خارج‌شدن پیدا کنید، اما به چیزی برخورد نکنید یا چیزی را تکان ندهید که منجر به ریزش آوار شود.
*اگر سالم هستید و جایتان امن است، کمک‌های اولیه را تهیه‌کنید و به افرادی که احتیاج دارند، برسانید. به رادیو گوش دهید. اگر در نزدیکی ساحل زندگی می‌کنید، برای حرکت به‌سمت مکان‌های مرتفع، آماده شوید؛ چراکه زلزله می‌تواند منجر به تسونامی شود.
*اگر زلزله خفیف بود، خانه و لوازم آن را بازرسی کنید تا مطمئن شوید که لوله گاز آسیب ندیده، کابل‌ها یا درختان، آویزان نشده‌اند و همچنین سایر چیزهایی را که ممکن است برای رفتن به داخل خانه، خطرناک باشند نیز بازرسی کنید.

بازی زامبی‌ها برای آمادگی در مقابل بحران

برگردان: مجتبی پارسا | بحران و شرایط اضطراری همواره ما را تهدید می‌کند. این‌که یک بلای طبیعی در چه زمانی و در چه ابعادی ممکن است اتفاق بیفتد، برای هیچ‌کدام از ما روشن نیست. بنابراین همین موضوع سبب می‌شود که همواره درحال آماده‌باش برای مواجهه با بلایای طبیعی باشیم. چیزی‌که در این میان از اهمیت وثیقی برخوردار است، آموزش همگانی برای چنین شرایطی است. از آن مهم‌تر، «شیوه» آموزش است؛ به‌طوری‌که اول، آموزه‌ها در ذهن افراد حک شود، دوم، نحوه آموزش، خسته‌کننده و ملال‌آمیز نباشد و سوم، آموزش، بتواند قدرت ایده‌پردازی و خلاقیت افراد را جهت عکس‌العمل در شرایط پیچیده، تقویت کند. شیوه نوینی از آموزش در آمریکا درحال پیاده‌سازی و اجراست. شیوه‌ای‌که با استفاده از شرکت دادن مردم در یک بازی، آنها را وادار به فرار، پنهان‌شدن، همکاری با یکدیگر و بهترین عکس‌العمل در کمترین زمان ممکن می‌سازد. خانم «جنی گاستین» بازی را تحت عنوان «the go game» طراحی کرده که در این بازی، افراد- اعم از کودکان و بزرگسالان- شرکت می‌کنند. این شرکت‌کنندگان باید از دست «زامبی‌ها»، یعنی افرادی که به دنبال آنها هستند، فرار کنند و در طول این بازی، مجبور به انجام کارهایی می‌شوند که باید در شرایط وقوع یک حادثه طبیعی انجام دهند.


در مواقع بحرانی، برداشتن منابع کافی و درست و داشتن دانش، برای نجات شما ضروری است اما تمرین چنین کارهایی می‌تواند ملالت‌آمیز و خسته‌کننده باشد. به همین دلیل است که «جنی گاستین»، طراح بازی «فرار کن» در تلاش برای استفاده از ایده‌اش در آمادگی در برابر زلزله و تعمیم آن در سراسر کشور است.
گاستین امیدوار است که به مردم، برای آمادگی در مقابل بحران، بازی‌هایی را آموزش‌ بدهد که باعث افزایش رقابت و ایجاد محیطی شاد و دوستانه و اجتماعی شود.
او پیشتر حتی بازی‌های آمادگی مقابل آتش‌سوزی و زلزله را طراحی کرده است که در کالیفرنیا برای آموزش به افراد به منظور مقابله با آن بلایا، اجرا شد. بعضی از بازی‌های خانم گاستین، با موضوع زامبی‌ها است که مردم را دنبال می‌کنند و در این میان مردم مهارت‌های عملی زیادی می‌آموزند؛ مثلا این‌که چطور به ایستگاه رادیوی اضطراری دست‌یابند یا مسیرهای فرار را در فرصت و زمان کم، پیدا کنند یا حتی یک زخم را بانداژ کنند.
گاستین می‌گوید: «مردم دایما گلایه می‌کنند که عموم مردم در جامعه نسبت به موضوع بلایا بی‌تفاوت‌اند، اما من اینطور فکر نمی‌کنم. بلایا و بحران‌ها مانند روح سرگردان هستند که واقعا ترسناک و بزرگند و وقتی با آنها روبه‌رو می‌شوید، بسیار مهم است که در زمان اندک، بتوانید ذهنتان را متمرکز کنید و عکس‌العمل مناسبی انجام دهید.»
این بازی‌ها برای همه مردم قابل دسترسی است و آنها می‌توانند در این بازی‌ها شرکت و خود را آماده کنند.
اریک گاردن، رئیس آزمایشگاه بازی در کالج امرسون می‌گوید:   «این بازی‌ها باعث می‌شود که مردم با ایده‌های پیچیده‌تری سر و کار داشته باشند و  در عین حال سرگرم هم باشند. قدرت واقعی این بازی‌ها در آن است که می‌تواند گفتمان بلایای طبیعی را از حالت خشک و جدی به بازی و سرگرمی تبدیل کند و در عین حال، آموزش خود را داشته باشد. بازی‌ها باید به اهمیت این موضوعات توجه داشته باشند.»
خانم گاستین به منظور بسط این بازی‌ها در رابطه با بلایای کالیفرنیا، با موسئولان رده اول مصاحبه می‌کند و اعضای صلیب‌سرخ، آتش‌نشانی، دپارتمان‌های پلیس و همه مراکز درگیر کنترل و پیشگیری از بحران را ملاقات می‌کند تا این پروژه متوقف نشود و در سراسر کشور آمریکا توسعه پیدا کند. او حتی با اعضای انجمن‌ها صحبت می‌کند تا بداند آنها از آمادگی در مقابل بحران چه می‌دانند و چه می‌خواهند بدانند.
پابلو سوارز، دستیار مدیر تحقیقات و ابداع در صلیب‌سرخ/ هلال‌احمر معتقد است که این بازی‌ها پتانسیل بسیار بالایی برای آموزش دارند. او می‌گوید که تجربه ما در بخش مطالعات انسانی نشان داده که هیچ‌چیز نمی‌تواند به اندازه بازی‌ها به مردم کمک کند تا خطر را درک و سعی کنند در مورد آن بیشتر بدانند. گاستین می‌گوید، «واکنش به بازی‌هایی که او در کالیفرنیا ایجاد کرده، تاثیرات چشمگیری داشته است. مردم می‌خواهند باز هم در مورد شرایط بحرانی بدانند و عضوی از جامعه‌ای باشند که برای مقابله با بحران‌ها آماده است. ارتقای روابط بین افراد برای واکنش به یک شرایط بحرانی بسیار موثرتر و سودمندتر از رفتار فردی مردم است. چراکه وقتی آنها درحال پیاده‌کردن نقشه‌ها و برنامه‌هایشان در شرایط بحرانی هستند، همه با هم متحد می‌شوند.»
متخصصان با این سخن خانم گاستین موافقند. مطالعه روی موج گرمای مرگبار در شیکاگو در‌ سال ١٩٩٥، نشان می‌دهد که افرادی که به لحاظ اجتماعی، از دیگران جدا بودند، در معرض خطر بیشتری قرار گرفتند؛ و کسانی که ارتباط خوبی با دوستان محلی داشتند یا واجد روابط قوی اجتماعی مثل فعالیت‌های انجمنی بودند، کمتر در معرض مرگ بودند و کمتر جان خود را از دست دادند.
«نیکول لاری»، مشاور باراک اوباما درباره آمادگی و واکنش در مقابل بحران، در دانشگاه نیویورک گفت: «تحقیقات و مطالعات زیادی در این باب صورت گرفته که نشان می‌دهد افرادی که روابط اجتماعی قوی‌تری با دیگران دارند، در مواجهه با بحران‌ها عکس‌العمل بهتری از خود نشان می‌دهند و عمر طولانی‌تری دارند.»
سایر بازی‌های آماده‌سازی در مقابل بحران نیز درحال محبوبیت بیشتر هستند. در پورتلند، بازی زامبی‌ها صورت نمی‌پذیرد، اما آنها درحال شبیه‌سازی شرایطی هستند که مردم در زلزله با آن مواجه می‌شوند. در شهری که به‌خاطر فرهنگ دوچرخه‌سواری‌اش شهره است، مسئولان پورتلند شرایطی را طراحی می‌کنند که نشان دهند چگونه دوچرخه‌های حمل محموله می‌توانند منابع ضروری را در سطح شهر، در شرایطی که مسیرها محدود شده است، توزیع کنند. افراد شرکت‌کننده از دوچرخه‌هایشان استفاده می‌کنند تا منابع و محموله‌های ١٠٠ پوندی (٤٥ کیلویی) را از نقطه آغاز تا نقطه پایان حمل کنند. آنها در طول مسیر، در مکان‌های مختلف، محموله‌ها را برمی‌دارند.
آژانس‌های فدرال نیز در این میان درحال استفاده از بازی‌های آنلاین برای آمادگی در مقابل زلزله هستند. سایت Ready.gov خدمات عمومی کمپین تبلیغاتی ملی برای آمادگی در مقابله با فاجعه است که از بازی‌های آنلاین برای آموزش کودکان جهت عکس‌العمل در شرایط مختلف بحران، استفاده می‌کند. همچنین آژانس مدیریت بحران فدرال و دپارتمان امنیت داخلی، روی بازی‌ای به نام «قهرمان بحران» سرمایه‌گذاری کرده‌اند. مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC) در ابتدا از ایده بازی زامبی‌ها به‌عنوان ابزاری آموزشی و ارتباطی برای آمادگی در مقابل بحران استفاده کرد.
اولین گروه‌های مسئول در مدیریت بحران، از افسران پلیس گرفته تا آتش‌نشانان و تیم‌های عملیاتی، به‌طورکلی از تمرین‌های آموزشی عملی استفاده می‌کنند تا اطمینان حاصل کنند که مردم می‌توانند عکس‌العمل خوبی در مواجهه با شرایط بحرانی از خود نشان دهند. آنها در این کار از بازیگران و ارایه نمایش هم استفاده می‌کنند. خانم گاستین می‌گوید: «زمانی که آنها توسط این شیوه آماده شدند، هیچ‌چیز نمی‌تواند این آموزش‌ها را از ذهن آنها پاک کند». او امیدوار است که با ایجاد بازی‌هایی جهت آمادگی در مقابل بحران، بتواند به عموم مردم، آموزش دهد که در مواقع اضطراری، عکس‌العمل مثبت و سازماندهی شده‌ای را داشته باشند.
خانم گوستین، می‌گوید: «این بازی‌ها فوق‌العاده آموزنده و فوق‌العاده جذاب هستند... و من امیدوارم که این بازی‌های آمادگی در مقابل بحران را در همه شهرها ببینم.»
منبع: www.huffingtonpost.com

اریک گاردن، رئیس آزمایشگاه بازی در کالج امرسون می‌گوید:   «این بازی‌ها باعث می‌شود که مردم با ایده‌های پیچیده‌تری سر و کار داشته باشند و  در عین حال سرگرم هم باشند. قدرت واقعی این بازی‌ها در آن است که می‌تواند گفتمان بلایای طبیعی را از حالت خشک و جدی به بازی و سرگرمی تبدیل کند و در عین حال، آموزش خود را داشته باشد. بازی‌ها باید به اهمیت این موضوعات توجه داشته باشند»

«تحقیقات و مطالعات زیادی در این باب صورت گرفته که نشان می‌دهد افرادی که روابط اجتماعی قوی‌تری با دیگران دارند، در مواجهه با بحران‌ها عکس‌العمل بهتری از خود نشان می‌دهند و عمر طولانی‌تری دارند.»     

شهروند

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid