محل تبلیغ شما
نابودی محیط زیست،خط قرمزرفتار

تاریخ خبر: 1394/5/11

نابودی محیط زیست،خط قرمزرفتار

نشر این خبر با ذکر منبع: www.sarzaminjavid.com شایسته است 

طاهر جمشیدزاده-از به هم خوردن پلک گرفته تا بازی بستکبال و یا نوشتن برنامه کامپیوتری و نگاه کردن و زوم نمودن به مناظر طبیعی و چشم اندازهای بکر، هرگونه رفتار آدمی وابسته به هماهنگی فرایندهای متعددی در بدن است این هماهنگی در نتیجه فعالیت دستگاه عصبی مرکزی و به یاری غدد درون ریز حاصل می شود، برای نمونه جریان هایی را که باید هماهنگی موثری داشته باشند تا بتوان اتومبیل خود را پشت چراغ قرمز متوقف کرد از نظر بگذارنیم: نخست باید چراغ راهنمایی دیده شود؛ این بدان معناست که نور باید بر یکی از اندامهای حسی (چشم) اثر بگذارد؛ سپس تکانه های عصبی از چشم به مغز انتقال یابند؛ و آنگاه در مغز خصوصیات گوناگون محرک تحیل شوند و با اطلاعات موجود درباره ی رویدادهای قبلی که در حافظه ذخیره شده، مقایسه شوند؛ اینک شخص در می یابد که وجود چراغ قرمز در شرایط حاضر به معنای توقف است؛ این مثال برای این آورده شده که بگویم رفتارها در قبال عدم زیست و محیط زیست پیرامونمان در حالت توقف است و انگار پشت چراغ قرمز هستیم.
چندی پیش جناب دکتر اسماعیل کهرم استاد دانشگاه و مشاور رئیس سازمان محیط زیست از یکی از شبکه های سیما در حالیکه دست چپش را بر ساقه یک درخت خشک شده گذاشته بود با دست دیگرش از محاسن درخت فوق الذکر می گفت و از انعامی همچون سایه؛ میوه و آرامش و تسکین که ... به آدمی هدیه می کند اما غافل از اینکه ما با رفتار نادرستمان گاهی به جان او می افتیم و هم از او مواهب بی بهره می شویم و هم از بابت اینکه طبیعت بکر و زیبایمان را که باید به نسل فردا درست و بهینه تحویل بدهیم کوتاهی دو چندان نموده ایم و میراث دار خوبی برای فرزندانمان و تاریخ نیستیم در اینجا یاد شعری از احمد شاملو می افتم که گفته است: سلاخی زار می گریست؛ به قناری کوچکی دل باخته بود» و یا همتایش سهراب که زیبا گفته است: «پشت پنجره ها، پشت فاصله ها، قدمی بگذار بگذار احساس هوایی بخورد؛ از تو تا دنیا فاصله ای نیست.» چرا باید بی رحمانه با طبیعت و محیط زیستمان رفتار کنیم؟ خداوند طبیعت را بر اساس فرمول ریاضی و ریتم آفریده است مثل مترونوم که در کنار پیانوها تعبیه شده است و با آن ریتم را تنظیم می کنند و این جریان منظمی که در طبیعت و محیط زیست خود مشاهده می کنیم جاذبه و گردش و درخشش است؛ اعدادی در طبیعت هستند که به اعداد طلایی معروفند مثل داوینچی کُد 618/1 که اگر از پایین تا کمر محاسبه کنیم یک ضریب به دست می آید که عدد طلایی داوینچی معروف است یا عدد «پی-14/3» یونانیان باستان برای نمای ساختمانهایشان از یک نوع سنگ های نما استفاده می کردند که ابعاد آن سنگ نما برایشان خوشایند بود این سنگ های بنایی در واقع مستطیل شکل بوده است و نسبت طول این مستطیل های سنگی به عرضشان برابر 618/1 درآمده است و اسم این عدد را عدد طلایی گذاشته اند هنرمندان یونان قدیم احساس می کردند که مستطیل هایی با این نسبت اعداد به چشم خوشایندتر است و به همین دلیل در خلق آثار هنری معروفی از جمله ساختمان ( پارتنون) در اتن و مجسمه معروف آپولو در بلودیر از این نسبت طلایی استفاده شده است. ما باید بیاموزیم و به درستی یاد بگیریم که چگونه از این اعداد و نمادها استفاده درست بکنیم و چگونه به محیط پیرامونمان درست رفتار نمائیم روانشناسان معتبر دنیا در تعریف یادگیری می گویند: «یادگیری تغییر نسبتاً دایمی در رفتار است که در نتیجه تمرین حاصل شود.» تغییراتی در رفتار که حاصل رسُش (و نه تمرین)، یا شرایط موقت جاندار (مثل خستگی یا حالات ناشی از مصرف برخی داروها) باشند، مشمول این تعریف نمی شوند از چهار نوع یادگیری مشخص و تعریف شده می توان گفتگو کرد: 1- خوگیری 2- شرطی سازی کلاسیک 3- شرطی سازی عامل 4- و آنچه یادگیری پیچیده نامیده می شود . خوگیری که ساده ترین نوع یادگیری است عبارت است از نادیده گرفتن محرکی که با آن مانوس شده ایم و پیامد مهمی برای ما ندارد مثلاً یاد گرفتن اینکه صدای تیک تاک ساعت تازه ای را نشنویم ؛ شرطی سازی کلاسیک و شرطی سازی عامل هر دو متضمن تشکیـــل پیــوند و ارتباط هستند به این معنا که در آنها همانندی رویدادها آموخته می شود در شرطی سازی کلاسیک جاندار یاد می گیرد که رویدادی در پی رویداد دیگری می آید مثلاً : نوزاد می آموزد که دیدن پستان ، چشیدن شیر مادر در پی دارد و در شرطی سازی عامل جاندار یاد می گیرد متعاقب پاسخی که می دهد پیامد معینی روی خواهد داد مثلاً کودک می آموزد که کُتک زدن برادر یا خواهر، سرزنش و تنبیه والدین را به دنبال دارد و یادگیری پیچیده چیزی بیش از تشکیل پیوندهاست مثلاً به کارگیری راهبرد معینی برای حل یک مساله، یا تشکیل نقشه ی ذهنی از محیط خود هدف از یادآوری یادگیری های چهارگانه که ما عالی ترین نوع سادگیری (یادگیری پیچیده) به همراه پریماتها دارا هستیم این سوال اساسی را پیش می کشد که چرا بعضی اوقات از یاد می بریم عکس العملمان و رفتارمان را در قبال محیط زیست و محیط اطرافمان و رویکردمان نسبت به تخریب محیط زیست چیست؟ رویکرد نوعی نگرش به موضوع است خصوصاً اگر محیط زیستمان باشد که هولناک تر و فاجعه تر است و به قول یکی از سینماگران کشور (سعید قطبی زاده) که در شبکه مستند صحبت می کرد درگاهی بی نظیر گفت: «کنجکاوی برانگیز» است اگر چه آن برنامه راجع به تجزیه و تحلیل یک فیلم مستند غیر از محیط زیست بود در روانشناسی هر موضوعی را می توان با رویکردهای گوناگون بررسی و کاوش نمود فرض کنید درختی را در جنگلی سرسبز قطع می کنید با رویکرد زیست شناختی این عمل را می توان شلیک عصب هایی به شمار آورد که عضلات دست شما را به کار می اندازد تا درخت را انداخته و از پا در بیاورید اما رویکرد رفتاری؛ همین عمل را بدون اشاره به رویدادهای داخل بدن توصیف می کند به این معنا که جنگل سرسبز محرکی تلقی می شود که شما با نگاه کـــردن و عبور از آن به آن پاسخ می دهید عمل نگاه کردن به جنگل و عبور از آن را می توان با رویکرد شناختی نیز بررسی کرد، یعنی از راه توجه به فرایندهای ذهنی سازنده آن رفتار ، رویکرد شناختی عمل شما را بر حسب هدفها و نقشه هایتان تبیین می کند. می خواهید به جمع دوستانتان در آن سوی جنگل بپیوندید، عبور از جنگل و قطع درختی از ساکنانش (چرا واحد شمارش درخت خرما هم نفر است) بخشی از نقشه ی رسیدن به آن هدف است.
یاد جمله ای از آرنولد بین پدر علم محیط زیست جهان می افتم که گفته است: «وقتی خطر انقراض برای موجودی یا زیستگاهی به صدا در می آید کل آن مجموعه و اکوسیستم و زیرگونه هایش با خطر نابودی مواجه می شود.» و یا در روزنامه ها می خوانیم در تالاب هورالعظیم» در جنوب (خوزستان) خشک شد و همین طور دریاچه ارومیه دریاچه هامون، دریاچه پریشان، جازموریان، زاینده رود، بختگان و ... و شکار و صید بی رویه همچنان ادامه دارد و بلای جان طبیعت ایران است و یکی از اصلی ترین دلایل کاهش جمعیت های جانوری و انقراض گونه هاست اما نقش تخریب زیستگاه ها به دست ها را نمی شود کتمان کرد. این نشان از وضعیت قرمز و فوق هشدار ما در قبال محیط زیستمان است که چرا به این حال و روز افتاده است در دو دهه اخیر متولیان امر برنامه ای مدون؛ منسجم، اصولی و کارگاهی با نظم و برنامه مشخص ارائه نکرده اند اگر چه با روی کار آمدن دولت یازدهم و به کار گماشتن رسمی سازمان محیط زیست با تجربه و کار کشته و شایسته خانم دکتر ابتکار و مشاورین کار بلد سعی در احیای این مهم از طرف رئیس جمهور لایق و شجاع و توانمند شده است و تلاش های پیگیر و خوب و زیادی در این راستا انجام گرفته است اما برای احیای مجدد این ویرانی و خرابی به تلاش های تصاعدی زیادی نیازمندیم تا عرضه محیط زیست با نشاط و سر سبز گذشته مان را دوباره با طراوت و شاداب کنیم، آمارهای سال های گذشته اسفناک است اما انسان با امید به آینده زنده است و زندگی می کند «دوری از افراطی گری و خشونت» را در سر لوحه اهداف و برنامه های خویش قرار داده است