محل تبلیغ شما
نمایشنامه‌های ایرانی اغلب شبیه هم شده‌اند

تاریخ خبر: 1394/3/28 01:48:36

نمایشنامه‌های ایرانی اغلب شبیه هم شده‌اند

نشر این خبر با ذکر منبع: www.sarzaminjavid.com شایسته است 

فریبا متخصص بازیگر شناخته شده تئاتر، سینما و تلویزیون پس از چند سال وقفه بعد از یک دوره زمانی مشخص فعالیت چشم‌گیرش در عرصه تئاتر، بار دیگر با بازی در نمایش "هیچ‌کس نبود بیدارمان کند" نوشته محمد امیر یاراحمدی و به کارگردانی پیام دهکردی که این روزها در تماشاخانه باران در حال اجرا است به صحنه تئاتر بازگشته است.

به بهانه حضور او در این نمایش به عنوان بازیگر، در رابطه با نقشش و همچنین مسائلی دیگر پیرامون این نمایش و... با او به گفت‌وگو نشستیم. آنچه می‌خوانید حاصل گپ‌وگفت ما با این هنرمند نام‌آشنای تئاتر درباره نمایش "هیچ‌کس نیست بیدارمان کند" است که در پی می‌آید.

خانم متخصص با توجه به اینکه شما چند سالی از صحنه تئاتر دور بوده‌اید برای ما بگویید این نمایش چه ویژگی‌هایی داشت که شما بعد از چند سال وقفه تصمیم گرفتید با آن بار دیگر به صحنه تئاتر بیایید؟

در این سالیان سال که من مرتب سر کار بودم فکر می‌کردم که کار در تئاتر یک فرصت مناسبی می‌طلبد که هنرمند بخواهد تمام هم و غم خود را صرف آن کند چون واقعا وقت‌گیر و زمان بر است و دست کم سه ماه باید در اختیار کار باشیم اما زمانی که آقای دهکردی با من تماس گرفت چون من پیشتر هم با آقای دهکردی در رادیو همکار بودم یعنی یک شناخت قبلی هم از او داشتم و می‌دانستم چه وسواس‌هایی دارد و آقای یاراحمدی هم از نویسندگان و سردبیران رادیو است و حدود بیست سال است که او و قلم را می‌شناسم، به همین دلیل زمانی که دو عامل اساسی یعنی کارگردان کار و متن خوب هر دو در کنار هم می‌تواند هشتاد درصد قضیه را حل کند این گونه بود که فکر کردم شاید برای آن بیست درصدی که من بتوانم کاری انجام دهم، به نظرم رسید بعد از سال‌ها که از تئاتر دور بودم اکنون زمان مناسبی است که به صحنه تئاتر برگردم. البته در عین حال خیلی به این موضوع فکر کردم چون من هم زمان سر کار دیگری بودم و بسیار دشوار است که زمانی که تئاتر کار می‌کنیم بخواهیم با آن نقش زندگی کنیم و بعد کار دیگری هم داشته باشیم با این اوصاف برای من شخصا کمی سخت بود که روح خود را دو تکه کنم اما علی رغم این موضوع خوشبختانه اخلالی در کارهای من به وجود نیامد و خوشبختانه تا به این زمان که از اجرای نمایش می‌گذرد مشکلی به وجود نیامده است.

کمی راجع به نقش‌تان برای ما توضیح دهید و این که چگونه توانستید خود را با این نقش تطبیق دهید.

ما برای این نمایش حدود یک ماه و نیم بی‌وقفه تمرین کردیم البته از قبل این گروه نمایش حدود یک سال درگیر متن و طرح نمایش بودند و این گونه نیست که به صورت یک و ماه و نیم کار به نتیجه رسیده باشد. بلکه ما عوامل بازیگر از اواسط راه به این نمایش پیوستیم به این معنی که کارگردان دقیقا خود می‌دانست که چه می‌خواهد. در این نمایش من نقش دایه سلطان را دارم که نزدیک به ۱۰۰سال سن دارد و در یک عمارت زندگی می‌کند و مراقبت از آنجا را برعهده دارد، چندماه پیش در منطقه سیل آمده و حالا مراسم سالگرد آقای خانه است و اهالی از تهران به آنجا آمده‌اند تا مراسم سالگرد را به جای آوردند که در این حین با اتفاقاتی مواجه می‌شوند.

احتمالا پیشنهادهای زیادی برای بازی در نمایش به شما ارائه می‌شود، می‌خواهم بدانم شاخصه‌های مهم برای شما به عنوان یک بازیگر برای قبول همکاری در یک نمایش چیست؟

من اساسا به کم بودن یا زیاد بودن نقش در نمایش و اینکه در یک صحنه یا تمام صحنه‌های نمایش حضور داشته باشم خیلی اهمیت نمی‌دهم بلکه آنچه برای من اهمیت دارد این است که نقش جای کار داشته باشد. در این نمایش احساس کردم با توجه به اینکه سالیان سال است که ما همواره در نمایش‌ها، فیلم‌ها، سریال‌های تلویزیونی یا مادر یک خانه بودیم و یا به نوعی حضوری کلیشه‌ای داشته‌ایم و به هر روی با توجه به حضور کم رنگی که اساسا زنان در آثار نمایشی دارند اما دایه نمایش "هیچ کس نبود بیدارمان کند" می‌تواند پیر دانای این نمایش باشد و اینکه بالاخره کاراکتری است که به نوعی سالیان سال است که شخصیت‌های این نمایش را می‌شناسد. علاوه بر این از نظر اقلیمی و جغرافیایی هم ارتباط خوبی با این نمایش برقرار کردم و به آن علاقمند شدم چون شخصیت‌های نمایش بومی بودند و کاراکتری که من نقش آن را به عهده دارم یک پیرزن لر است. زمانی که این نقش را مطالعه می‌کردم برایم خیلی جذاب بود. البته در مواقعی حین تمرین فراموش می‌کردم که چگونه به گویش لری صحبت کنم به این معنی که در ابتدا برای من که به این زبان آشنایی نداشتم خیلی سخت بودکه حالا باید به زبان لری صحبت کنم و اینکه برایم جا بیافتد که این زن چگونه رفتار و زندگی می‌کند. چون کار متعلق به ۶۰ سال پیش است و ما هیچ مابه ازایی نداریم که ببینیم آیا زنان ۶۰ سال پیش چگونه رفتار و چگونه فکر می‌کردند و یا حتی چه نوع پوششی داشتند و این گونه بود که کمی سخت بود که خود را به تدریج با این نقش تطبیق دهم و من مدام به این نقش فکر می‌کردم که مثلا این پیرزن اگر بخواهد فلان رفتار را از خود نشان دهد چه کار می‌کند و اینکه حتی چگونه راه می‌رود و اگر بخواهد حرف بزند کجا آکسان می‌گذارد، تمام این موارد را در ذهن خود بررسی می‌کردم. البته پیرزن‌های متفاوت بسیاری به ذهن من می‌آمدند و مدام دور و نزدیک می‌شدند اما در نهایت بر اثر تمرین آنچه که باید شکل می‌گرفت به تدریج خود را در ذهن و دل من جانشین کرد تا اینکه به نقش نهایی رسیدم.

چنانکه که مستحضر هستید متاسفانه برای بازیگران زن به ویژه از زمانی که وارد دهه چهارم زندگی خود می‌شوند و همان گونه که خود شما در بخشی از صحبت‌های خود به آن اشاره کردید فقط نقش مادران به آنها پیشنهاد می‌شود این روند در تئاتر چگونه است؟

چون حوزه تئاتر نسبت به تلویزیون وسیع‌تر و به قولی بازتر است و نقش‌ها بالاخره به نوعی دارای رنگ هستند و به هرحال نمایش‌های خارجی هم کار می شود یعنی ما صرفا نمایش‌های ایرانی کار نمی‌کنیم این قضیه در عرصه تئاتر متفاوت است. اما در تلویزیون مجبوریم یک کار ایرانی ارائه دهیم که بر این اساس یک زن ایرانی را می‌بینیم که غالبا همواره در آشپزخانه به سر می‌برد اما مثلا وقتی که شما یک نمایشی را از چخوف یا نویسنده خوب دیگری کار می‌کنید همه شخصیت‌ها رنگ دارد. در این متن آقای یاراحمدی هم می‌بینید که دقیقا تک تک کاراکترهای نمایش شخصیت‌پردازی شده‌اند و همه دیالوگ‌ها مثل هم نیست اما متاسفانه دیالوگ‌های نویسنده‌های ایرانی اکنون یک مقدار همه شبیه هم شده‌اند به طوری که اگر اسم‌ها جابه جا شوند هیچ اتفاقی در شخصیت‌ها نمی‌افتد ولی در تئاتر این گونه نیست و هر شخصیتی کاراکتر و نوع گویش مخصوص خود را دارد.

آنچنان که در نمایش "هیچ کس نبود بیدارمان کند" گویش دایه با پوراندخت و پروین و هریک از آنها با شخصیت دیگر متفاوت است به دلیل اینکه نوع نگرش و طرز فکرشان با هم متفاوت است.

 با توجه به اینکه این نمایش دومین کارگردانی آقای دهکردی در تئاتر محسوب می‌شود و شما به عنوان بازیگر با کارگردان‌های زیادی همکاری کردید، نظر شما در خصوص کارگردانی ایشان چیست؟

به نظر من آقای دهکردی نه به عنوان یک کارگردان بلکه به عنوان یک بازیگر و کسی که این نمایش به اسم او امضا می‌‌خورد از صفر تا صد این کار متعلق به او است. به این معنی که او حواسش به همه چیز هست. چون خیلی دشوار است کارگردانی مجبور باشد در نمایش خود بازی کند –چون نمی‌خواست در این نمایش بازی کند- و ده بازیگر دیگر هم داشته باشد و بخواهد کار آنها را هم کارگردانی کند؛ این به نظر من کار شاقی است و به جرات می‌توانم بگویم که کار هر کسی نیست. بنابراین به نظر من او برای کارگردانی بسیار موفق است چون برای کار وسواس زیادی به خرج می دهد و بسیار نکته بین است و از هر چیزی به آسانی نمی‌گذرد در عین اینکه بسیار منعطف است از این نظر که اگر در صحنه پیشنهادی بدهیم به راحتی اگر با شخصیت هم‌خوانی داشته باشد قبول می‌کند و در غیر این صورت با دلیل بازیگر را قانع می‌کند که به عنوان مثال فلان این شخصیت نمی‌تواند فلان حرکت یا دیالوگ را داشته باشد.

خواهش می‌کنم یک مقدار هم در رابطه با تجربه بازی با دیگر بازیگران این نمایش برای ما صحبت کنید.

من با این نمایش افتخار داشتم که برای دومین بار در خدمت خانم الهام پاوه‌نژاد باشم. او واقعا از نظر شخصیت، تجربه و درک همه چیز، همکار و همراه مناسبی است و من واقعا در کنار او و همچنین دیگر بازیگران این نمایش لذت بردم چراکه اگر هم سو و همراه نبودیم واقعا نمی‌توانستیم این راه را با یکدیگر طی کنیم چون همان طور که می‌دانید تئاتر زندگی گروهی است و شاید یکی از خروجی‌های چنین اتفاقی این است که اکنون مردم بازخورد خوبی نسبت به این نمایش نشان داده‌اند. در این نمایش دانشجویان آقای دهکردی هم بازی می‌کنند که این نمایش کار دوم آنها در تئاتر محسوب می‌شود اما مخاطب زمانی که نمایش را می‌بیند متوجه این تفاوت میان بازیگران نمایش نمی‌شوند اگرچه ممکن است کمی به لحاظ تجربه از هم متفاوت باشند اما آقای دهکردی به قدری با همه کار می‌کرد و وسواس به خرج می‌داد که همه در این کار یک سطح هستند به این معنی که تماشاگر یک کار یک دست می‌بیند.

خانم متخصص شما جزو بازیگران توانمندی هستید که احتمالا در عرصه نمایش پیشنهادات زیادی دریافت می کنید و شما هم بازیگری گزیده کار هستید، می‌خواهم بدانم بین نمایش‌های ایرانی و نمایش‌های خارجی تفاوتی قائل می‌شوید یا خیر؟

برای من مهم خارجی یا ایرانی بودن متن نیست اما ترجیح می‌دهم متن‌هایی را انتخاب کنم که جای کار داشته باشد و به دل من بنشیند و یک مقدار هم با فضای روز ما هم‌خوانی داشته باشد، چون بسیاری از نمایشنامه‌ها دیگر کهنه شده‌اند و به نظر من تکرار آنها دیگر در هر شرایطی نمی‌گنجد اما برخی از نمایشنامه‌ها مانند آثار شکسپیر را در هر برهه‌ای از تاریخ می‌توان کار کرد یعنی تکرار همان شخصیت‌ها، حسدها، بخل‌ها و خصلت‌هایی است که هیچ وقت از بین نمی‌رود و در هر دوره و برهه‌ای از تاریخ وجود دارند. من دوست دارم کارهایی را انجام دهم که تمام این خصایص در آنها وجود داشته باشد.

خانم متخصص شما هنرمندی هستید که در عرصه تصویر، رادیو و تئاتر تجربه دارید، اگر در شرایطی قرار بگیرید که مجبور باشید فقط کار در یکی از این عرصه‌ها را انتخاب کنید کدام را انتخاب خواهید کرد؟

فکر می کنم تئاتر را انتخاب می‌کنم چون تئاتر به خاطر نفس تماشاگر و به دلیل اینکه ما چندین و چند ماه باید با آن زندگی کنیم برای بازیگری که اتفاقا کار را هم با تئاتر شروع کرده است جایگاه ویژه‌ای دارد اما بنا به شرایطی نمی‌توان تنها بازیگر صرف تئاتر بود و مجبور هستیم که به عنوان مثال سریال هم کار کنیم و همان گونه که می‌دانید من در استخدام رادیو هم هستم و مجبورم کار روتین خود را انجام دهم اما واقعا دوست دارم که در سال حداقل یک بار یک کار تئاتر خوب داشته باشم و حالا از این به بعد با این طلسمی که شکسته شد فکر می‌کنم وسوسه شوم که بیشتر به سمت و سوی تئاتر برگردم. البته الآن در حال حاضر آنقدر جوان‌های مستعد و کاردان در این عرصه داریم که فکر می کنم لازم است خود را با زمانه امروز وفق بدهم.

خانم متخصص قصد کارگردانی تئاتر ندارید؟

هیچ وقت به این که بخواهم کارگردانی کنم فکر نکردم و به طور کلی هیچ علاقه‌ای به کارگردانی در هیچ حوزه‌ای ندارم.

به عنوان سخن پایانی دوست دارم اگر نکته‌ای هست که فکر می‌کنید مخاطب باید درباره این نمایش و یا به طور کلی در مورد تئاتر بداند و در این گفت‌وگو به آن نپرداختیم، بفرمایید.

من دوست دارم به خاطر زحمتی که برای تئاتر کشیده می‌شود چون واقعا وقت‌گیر است و بعضی حقیقتا عمر خود را برای آن صرف می‌کنند، خرید بلیت و تئاتر دیدن برای مردم سخت نباشد و با دیدن نمایش، هنرمندان تئاتر را در این عرصه تشویق کنند.

انتهای پیام/

سهیلا سالاروند