محل تبلیغ شما
هرمیداس باوند:مخمصه‌هسته‌اي

تاریخ خبر: 1394/1/23

هرمیداس باوند:مخمصه‌هسته‌اي

نشر این خبر با ذکر منبع: www.sarzaminjavid.com شایسته است 

ايران‌هرچه‌زودترخود را ازمخمصه‌هسته‌اي رها كند 
 
آرمان– احسان انصاري: دكتر داوود هرميداس باوند، استاد برجسته حقوق و روابط بين‌الملل است. وي از سال ۱۳۵۴ به استخدام وزارت خارجه ايران درآمد و از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۸۲ در سازمان ملل فعاليت كرده و يك سال رياست كميته حقوق مجمع عمومي سازمان ملل را بر عهده داشت. باوند دكتراي روابط بين‌الملل خود را از دانشگاه آمريكن در واشنگتن دي‌سي در سال ۱۹۶۳ دريافت كرده و در دانشگاه‌هاي رودآيلند، تهران، امام صادق (ع) و دانشگاه آزاد تدريس كرده است. كنوانسيون سوم حقوق درياها با موضوع «درياهاي بسته و نيمه بسته» از سوي دكترباوند در كميسيون حقوقي مجمع عمومي سازمان ملل در سال ۱۹۷۶ مطرح شد و به تصويب رسيد. دكتر باوند از اعضاي هيات موسس انجمن علوم سياسي ايران، انجمن ايراني روابط بين‌الملل و انجمن ايراني مطالعات سازمان ملل متحد است. در ادامه متن گفت‌وگوي آرمان با دكتر داوود هرميداس باوند، استاد برجسته روابط بين‌الملل درباره تفاهم هسته‌اي ايران و كشورهاي1+5 را از نظر مي‌گذرانيد. 
 
 ايران و كشورهاي1+5 پس از مذاكرات پي در پي بالاخره در لوزان سوئيس به راه‌حل نهايي دست يافتند. اين تفاهم موجي از اميد را دردل مردم كشور بيدار كرده است. به نظر شما اميد مردم مبتني بر واقعيت‌هاي سياسي و اقتصادي است يا اينكه بيشتر جنبه رواني دارد؟چشم‌انداز اين تفاهم را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
 اتفاقات مهم عرصه بين‌المللي مانند تفاهم ايران و 1+5 را بايد در شرايط و مقتضيات همان زمان تحليل و بررسي كرد. قبل از مذاكرات هسته‌اي و در دوران آقاي احمدي‌نژاد سياست خارجي ايران به صورت تهاجمي، مقاومتي و با نگاه به «شرق» دنبال مي‌شد. نگاه به شرق به اين معنا كه ايران تلاش مي‌كرد بيشتر مراودات سياسي و اقتصادي خود را با كشورهايي چون روسيه، چين و هند ساماندهي كند. نتيجه اينگونه سياست‌ها هم عدم موفقيت بود. در همين دوران پرونده هسته‌اي ايران از شوراي حكام به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع داده شد كه منجر به صدور يك بيانيه و پنج قطعنامه عليه ايران شد. كار به جايي رسيد كه اين قطعنامه‌ها از مساله هسته‌اي ايران عبور كرد و به سيستم موشكي و سيستم دفاعي متعارف ايران مربوط شد. حتي بازرسي در فرودگاه‌ها، بنادر و درياهاي آزاد را هم شامل مي‌شد. به موازات آن تحريم‌هاي يكجانبه و مضاعف از سوي آمريكا، انگليس و كانادا و همچنين تحريم‌هاي اتحاديه اروپا عليه ايران شكل گرفت. مجموعه اين تحريم‌ها و بويژه تحريم‌هاي مضاعف كه مسائل بانكي، بيمه و حمل و نقل ايران را تحت الشعاع قرار داده بود فشار مضاعفي را به كشور و مردم وارد كرد. اگر ما به روند مذاكرات ايران و 1+5 دقت كنيم متوجه مي‌شويم كه پس از پايان هر دور از مذاكرات هيچ كس عنوان نمي‌كرد كه مذاكرات با شكست مواجه شده است و بلكه عنوان مي‌شد مذاكرات بي‌نتيجه بوده است. در نتيجه هنگامي كه عنوان مي‌شد مذاكرات بي‌نتيجه بوده شرايط براي تحريم‌ها و فشارهاي بيشتر عليه ايران مهيا مي‌شد. اين مساله در هشت سال گذشته به شكل‌هاي مختلف مرتب تكرار مي‌شد. از طرف ديگر برخی  سوء مديريت ها در مسائل داخلي سبب شد جامعه دچار مشكلات بزرگ اقتصادي و مالي شود. اين مشكلات و سومديريت‌ها سبب شد جامعه دست به نوعي بازنگري در سياست خارجي خود بزند. آقاي روحاني در مبارزات انتخاباتي خود شعار «تعامل با دنیا» را براي رفع اين مشكلات مطرح كرد و اين شعار مورد توجه مردم قرار گرفت و بيش از هجده ميليون نفر از مردم به اين سياست رأي دادند. در ادامه اين مسير آقاي روحاني در مجمع عمومي سازمان ملل ملاقات‌هايي را با سران كشورهاي غربي انجام داد و تغيير موضع ايران در عرصه بين‌المللي را براي جهانيان تبیين كرد. پس از آن توافق نامه ژنو با كشورهاي 1+5 بسته شد و در ادامه در مذاكراتي پيچيده و طولاني ايران و 1+5به راه‌حل نهايي در لوزان سوئيس دست پيدا كردند. بنده بايد به اين نكته نيز اشاره كنم كه آن چيزي كه اعتبار اسناد حقوقي را تعيين مي‌كند «عناوين» نيستند. بلكه محتوا و متن اصلي اين اسناد حائز اهميت است. در تفاهم نامه اخير بين ايران و1+5 تصريح شده ايران مي‌تواند در چارچوب پروتكل الحاقي به غني‌سازي صلح آميز خود ادامه بدهد و نطنز و فردو در راستاي اهداف انرژي صلح آميز هسته‌اي به فعاليت خود ادامه مي‌دهند. با اين وجود غربي‌ها معتقدند براي استفاده صلح آميز ايران از مساله هسته‌اي6000سانتريفيوژ هم كفايت مي‌كند. همچنين غني‌سازي در حد5/3تا5 درصد هم براي اين مقصود قابل پذيرش است. مهم‌ترين بخش اين تفاهم پذيرفتن اصل حق غني‌سازي براي ايران بوده است. برخي از مقامات غربي اين نظريه را دنبال مي‌كردند كه ايران به هيچ عنوان نبايد از حق غني‌سازي 
بهره مند شود. اين در حالي است كه ايران به عنوان عضو 
ان پي تي اين حق را همواره براي خود قائل بوده و خواهد بود. نكته ديگر اينكه توافق ايران و 1+5 بايد به تصويب شوراي امنيت سازمان ملل متحد هم برسد تا تحريم‌هاي ايران به صورت قانوني برداشته شود. مساله مهم اين است كه تائید توافق هسته‌اي توسط شوراي امنيت سازمان ملل تصميم‌گيري اتحاديه اروپا درباره تحريم‌هاي ايران را تضعيف خواهد كرد. بند5ماده2منشور سازمان ملل، كليه كشورهاي عضو سازمان ملل را ملزم به رعايت مصوبات اين سازمان مي‌كند. به نظر من تفاهم هسته‌اي ايران و كشورهاي1+5 در راستاي خير و منافع و مصالح عمومي مردم و كشور بوده است. 
 دكتر ظريف عنوان كردند بلافاصله پس از انجام توافق نهايي، تحريم‌هاي ايران برداشته خواهد شد؛ اين در حالي است كه وزارت امورخارجه آمريكا اعلام كرده برداشتن تحريم‌ها منوط به اقدامات عملي ايران در راستاي راستي‌آزمايي از تاسيسات هسته‌اي ايران خواهد بود. وضعيت تحريم‌ها به چه شكل پيش خواهد رفت؟
اين مساله ‌اي طبيعي است كه تحريم‌ها پس از اينكه آژانس بين‌المللي اتمي صحت اقدامات ايران در راستاي راستي‌آزمايي را تائید كرد برداشته شود. تفاهم لوزان هم حاوي همين نكته است. در اين راستا شوراي امنيت سازمان ملل يك قطعنامه جديد صادر خواهد كرد و پس از صدور اين قطعنامه برداشتن تمامي تحريم‌ها براي تمامي كشورهاي عضو سازمان ملل لازم الاجراست و كسي نمي‌تواند برخلاف اين رويه حركت كند. اتحاديه اروپا هم براي برداشتن تمامي تحريم‌هاي خود مشكلي ندارد و اين كار را خواهد كرد. درباره تحريم‌هاي آمريكا هم بايد عنوان كنم آن چيزي كه در اختيار رئيس‌جمهور ايالات متحده آمريكاست بايد برداشته شود و مانعي در اين باره وجود نخواهد داشت اما تحريم‌هايي كه به كنگره آمريكا مربوط مي‌شود شرايط متفاوتي خواهد داشت. اقدام كنگره آمريكا در برداشتن تحريم‌ها هم بستگي به شرايط سياسي و مقتضيات زمان خواهد داشت. من پيش بيني مي‌كنم با توجه به وضعيت اقتصاد آمريكا و شرايط منطقه خاورميانه كنگره نيز با برداشتن تحريم‌هاي ايران مشكلي نخواهد داشت و اين تحريم‌ها را لغو مي‌كند. البته قانون اساسي آمريكا اين حق را براي رئيس‌جمهور آمريكا قائل شده كه مصوبات كنگره را تا يك سال به حالت تعليق دربياورد. بنابراين برداشتن اين نوع از تحريم‌ها وقت گير خواهد بود و در كوتاه‌مدت امكان پذير نيست. افراد زيادي در اروپا و آمريكا بر اين نظرند كه برداشتن تحريم‌هاي ايران مرحله به مرحله خواهد بود. ديدگاه‌هاي اين افراد نيز در راستاي منافع كشور خود مطرح مي‌شود. به عنوان مثال لوران فابيوس وزير امورخارجه فرانسه كه از ابتدا با ديدگاه اسراييل و كشورهاي عربي همسو بود به تازگي اعلام كرده هيچ گونه توافقي درباره چگونگي برداشتن تحريم‌هاي ايران صورت نگرفته است. باراك اوباما و جان كري اما معتقدند به محض اينكه آژانس انرژي اتمي مندرجات توافق با ايران را تائيد كند تمامي تحريم‌ها عليه ايران برداشته خواهد شد. البته از اين نكته نيز نبايد غافل شد كه اوباما به شكلي اين تفاهم را توجيه و تفسير مي‌كند كه از مواضع اسراييل و كشورهاي عربي فاصله زيادي نگيرد تا كشورهاي هم پيمان آمريكا از اين كشور آزرده خاطر نشوند. به همين دليل هم است كه بلافاصله پس از تفاهم در كاخ سفيد اعلام مي‌كند كه هنوز هيچ چيز قطعي نيست و همه مسائل به عملكرد ايران درباره راستي‌آزمايي باز مي‌گردد. مذاكره به معناي سازش است و طرفين بايد با توجه به محتواي يك مذاكره مواضع خود را تعديل كنند. از طرف ديگر آقاي ظريف هم براي اينكه برخي از منتقدان توافق هسته‌اي را راضي نگه دارد به شكلي سخن مي‌گويد كه باعث تحريك بيشتر «دلواپسان» نشود. در نتيجه تفاوت در قرائت از تفاهم هسته‌اي كه از سوي دو طرف ابراز مي‌شود بيشتر براي راضي نگه داشتن مخالفان داخلي اين توافق در آمريكا و ايران است. 
 برخي از منتقدان داخلي در ايران معتقدند اين تفاهم چربش بيشتري براي غربي‌ها داشته است. نظر شما درباره اين اظهارنظرها چيست؟آيا شما معتقد هستيد يك توافق برد-برد صورت گرفته است؟
من معتقدم بايد هر اتفاق بزرگي را با توجه به شرايط و مقتضيات همان زمان مورد تحليل و بررسي قرار داد. در شرايطي كه اقتصاد ايران در دوران احمدي‌نژاد با درآمد افسانه‌اي700ميليارد دلار روبه رو بوده اما در نهايت دولتي بدهكار را تحويل آقاي روحاني داده به شكلي كه حتي صندوق ذخيره ارزي نيز خالي بوده است. توقع مي‌رود منتقدان هسته‌اي با واقع‌بيني و درك عميق‌تري به اين مساله نگاه كنند. منتقدان هسته‌اي گمان مي‌كنند تا ابد مي‌توانند تحريم‌ها را دور بزنند و گزندي به اقتصاد ايران وارد نشود. اين در حالي است كه دور زدن تحريم‌ها هزينه‌هاي بسياري براي ايران در پي داشته است. در شرايط فعلي توافق هسته‌اي يك ضرورت براي مردم و كشور است. ادامه داشتن تحريم‌ها وضعيت اقتصادي جامعه ما را روز به روز سخت تر خواهد كرد. توافق برد-برد به معناي توافق50-50نيست. حتما نبايد دو طرف در يك مذاكره به دستاوردهايي شبيه به هم دست پيدا كنند. براي ايران كه در طول مدت تحريم‌ها فرصت‌هاي اقتصادي زيادي را از دست داده است اين توافق نوعي «برد» به شمار مي‌رود. انتظار هم مي‌رفت ايران با نوعي مسامحه از تنگنايي كه در آن قرار داشت خارج شود كه چنين اتفاقي هم افتاد. با اين وجود برخي از عوامل بيروني مانند حوادث منطقه خاورميانه و مشكلات اقتصادي اروپا و آمريكا نيز به پيشبرد مذاكرات كمك كرده است. اين نكته صحيح است كه كشورهاي1+5 همه با هم با ايران مذاكره مي‌كنند اما در واقع هر كدام از اين كشورها بيشتر به منافع داخلي كشور خود مي‌انديشند. مجموعه اين عوامل دست به دست هم داده كه دوطرف تفاهم را برتخاصم ترجيح بدهند. من اين توافق را براي ايران نوعي «برد» قلمداد مي‌كنم. 
 روسيه و چين متحدان استراتژيك ايران در مذاكرات به شمار مي‌رفتند. با اين وجود اين دو كشور و بويژه چين زياد راغب به توافق نهايي ايران و كشورهاي اروپايي و آمريكا نبود. آيا چيني‌ها گمان مي‌كنند با برداشتن تحريم‌ها و از سرگرفته شدن روابط اقتصادي ايران و اروپا بازار مهم ايران را از دست مي‌دهند؟
در هشت سال گذشته دولت احمدي‌نژاد بيشتر نگاهش به «شرق» و مراوده اقتصادي با چين و روسيه بود. به نظر من روسيه از تحريم‌هاي ايران استفاده ابزاري كرد. روسيه و چين به قطعنامه‌هاي شوراي امنيت عليه ايران هم رأي مثبت داده بودند. چين حتي درباره قطعنامه عليه كره شمالي موافقت نكرد، اما درباره قطعنامه عليه ايران موافقت كرد. روسيه درباره نيروگاه بوشهر سياست تاخير و تعلل را در پيش گرفت. اين دو كشور به صورت رسمي اعلام كرده‌اند خود را به قطعنامه‌هاي شوراي امنيت متعهد مي‌دانند و در عمل نيز به قطعنامه‌هاي كه عليه ايران صادر شد متعهد بودند. روسيه و چين حتي با اينكه مي‌توانستند در مقابل تحريم‌هاي مضاعف آمريكا و اتحاديه اروپا متعهد نشوند اما نسبت به اين تحريم‌ها هم حساسيت نشان دادند و با آمريكا و اروپا همراهي كردند. اين دو كشور به جاي پرداخت ارز به ايران كالا دادند كه اين مساله براي آنها بسيار پرسود و پردرآمد بوده است. به همين دليل اين كشورها و هند تمايل دارند وضع موجود همچنان ادامه داشته باشد تا به سودهاي بيشتري دست پيدا كنند. به همين دليل به سود ايران است كه هرچه زودتر خود را از مخمصه هسته‌اي رها كند تا كشورهاي ديگر از اين وضعيت سود نبرند. 
 توافق هسته‌اي بين ايران و كشورهاي1+5به شكل‌هاي مختلف از سوي تندروهاي داخلي در آمريكا و ايران تهديد مي‌شود. آيا تهديد تندروها مي‌تواند در آينده توافق هسته‌اي اثر منفي بگذارد؟
اتحاديه اروپا اگر اعلام كند در برداشتن تحريم‌ها دنباله رو كنگره آمريكا نخواهد بود وضعيت برداشتن تحريم‌ها شكل منطقي‌تري به خود خواهد گرفت و از گزند تندروهاي سياسي دور خواهد شد. اتحاديه اروپا با جدا كردن خود از آمريكا مي‌تواند نقش مهمي در اين زمينه ايفا كند. هم‌اكنون برخي از تندروهاي سياسي در كنگره آمريكا تلاش مي‌كنند مصوبه‌اي را با دو سوم آرا به تصويب برسانند كه «وتو» اوباما را بي‌اثر كند. با اين وجود به نظر نمي‌رسد تندروهاي سياسي در آمريكا بتوانند به اهداف خود دست پيدا كنند، چرا كه افكار عمومي آمريكا به دنبال حل مسالمت آميز پرونده هسته‌اي ايران است. درباره «دلواپسان» هم بايد عنوان كنم اين عده بيشتر به دنبال اهداف جرياني و جناحي خود هستند. اين گروه از مجموعه شرايط تحريم‌ها مانند «دور زدن ها» در جهت منافع شخصي خود استفاده كردند و به همين دليل حاضر نيستند به راحتي از منافع خود دست بكشند. منافع دلواپسان را بيشتر بايد در «بحران»و وجود«دشمن» جست‌وجو كرد. بنابراين اين عده به هر مساله كه برخلاف ايجاد بحران باشد و پديده «دشمن» را كمرنگ قلمداد كند روي خوش نشان نمي‌دهند. در سال‌هاي اخير نقش دشمن را براي اين عده آمريكا بازي كرده است. استمرار دشمني با آمريكا براي دلواپسان خوشايند است. اين سخن به اين معنا است كه اين عده منافع خود را در دشمني با آمريكا جست‌وجو مي‌كنند. اين در حالي است كه آقاي روحاني نسبت به هجده ميليون نفري كه به وي رأي داده‌اند و از وي تعامل با جهان را خواستار شده‌اند مسئول است. روحاني در پيشگاه تاريخ و نسل آينده نيز مسئول است. حتي احساس مي‌شد برخي به صورت تعمدي قصد داشتند فضا براي آقاي روحاني و تيم مذاكره‌كننده هسته‌اي تنگ‌تر هم بشود. با اين وجود تيم مذاكره‌كننده هسته‌اي با تمام اين مشکلات موفق شده پرونده هسته‌اي را به نتيجه مطلوب نزديك كند. 
 با توجه به مذاكرات نزديك، مستمر، طولاني و بي‌سابقه وزراي خارجه ايران و آمريكا در حين مذاكرات، آينده رابطه ايران و آمريكا را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟آيا اين احتمال وجود دارد مذاكرات هسته‌اي باب گفت‌وگوي مستقيم ايران و آمريكا را درباره مشكلات تاريخي دو كشور باز كند؟
ما مشاهده كرديم كه وزراي خارجي ايران و آمريكا در حين مذاكرات گفت‌وگوي‌هاي طولاني و بي‌سابقه‌اي با هم داشتند. آقاي كري و آقاي ظريف حتي با يكديگر از محل مذاكرات خارج شدند و قدم زدند. قدم زدن دو وزير در محوطه بيروني مذاكرات به معناي تلاش براي عدم «استراق سمع» توسط سرويس‌هاي اطلاعاتي قوي اسراييلي بوده است. قدم زدن آقاي ظريف و كري نشان‌دهنده نوعي نزديكي ذهني بين دو وزير خارجه است. با اين وجود بنده معتقدم تا زماني كه ما و آمريكا مشكلات تاريخي خود را حل و فصل نكنيم نمي‌توانيم به يك جمع‌بندي منطقي و مطلوب در زمينه‌هاي مختلف دست پيدا كنيم. اين مساله بويژه درباره مشكلات منطقه‌اي و مواجه‌هاي ما با كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس صادق است. در دهه‌هاي اخير هرگاه كه تخاصم بين ايران و آمريكا بيشتر شده كشورهاي عربي هم گستاخ ترو جسورتر عمل مي‌كنند و در مقابل در مقاطعي كه مواضع ايران و آمريكا به هم نزديك‌تر مي‌شود كشورهاي عربي نيز مواضع ملايم‌تري در مقابله با ايران اتخاذ مي‌كنند. پس از تفاهم هسته‌اي ايران و غرب نيز كشورهاي عربي و بويژه عربستان احساس خطر مي‌كند و به همين دليل تلاش مي‌كند به شكل‌هاي مختلف در روند اين مذاكرات كارشكني كند. ما بايد اين نكته را قبول كنيم كه در سياست «هرگز»، «هيچگاه»و «به هيچ‌وجه» وجود ندارد. اين احتمال وجود دارد كه دشمن ديروز شما به دوست امروز تبديل شود و در حالت عكس دوست ديروز به دشمن امروز تبديل شود. بنده حتي تحولات منطقه خاورميانه را نيز در نزديكي ايران و آمريكا موثر مي‌دانم. به هر حال در اغلب بحران‌هاي خاورميانه ايران و آمريكا اگر نگوييم كه اشتراك نظر دارند، حداقل مواضع نزديكي به هم دارند و يك خواست مشترك را دنبال مي‌كنند. ظهور داعش واتفاقاتي كه در بحرين و افغانستان رخ داد مواضع ايران و آمريكا را به هم نزديك‌تر كرده است. با تمام اين اوصاف بايد عنوان كنم كه منافع آمريكا به صورت نسبي ايجاب مي‌كند كه مواضع خود را به مواضع ايران نزديك‌تر كند. اوباما به‌شدت در داخل ايالات متحده زير فشار انتقادات است. يكي از مهم‌ترين دليل اين انتقادات هم اين است كه دولت وي در عرصه سياست خارجي موفقيت خاصي نداشته و عملكرد قابل قبولي از خود ارائه نكرده است. بنابراين موفقيت ايجاد ارتباط با ايران در عرصه سياست خارجي مي‌تواند اوباما را از بحران عدم موفقيت در سياست خارجه نجات دهد. ضمن اينكه با توجه به اينكه جمهوري‌خواهان كنگره را به دست گرفته‌اند، اين موفقيت مي‌تواند به حزب دموكرات آمريكا در انتخابات آينده رياست‌جمهوري هم كمك كند و باعث كسب اعتبار اين حزب در داخل آمريكا شود. 
 آيا قدرت جمهوري‌خواهان در كنگره آمريكا كه سياست خصمانه‌تري نسبت به ايران دارند بر روند مذاكرات هسته‌اي اثر منفي نخواهد گذاشت؟البته اين احتمال هم وجود دارد كه جمهوري‌خواهان در انتخابات رياست‌جمهوري آينده نيز پيروز باشند. در اين صورت چه اتفاقي خواهد افتاد؟
 در آمريكا برخلاف اروپا، مسائل ايدئولوژيك زياد نمي‌تواند در مسائل سياسي تاثيرگذار باشد. به عنوان مثال نمي‌توانيم عنوان كنيم كه به فرض ايدئولوژي حزب سوسيال دموكرات يا حزب كمونيست سرنوشت انتخابات را رقم مي‌زند. در آمريكا حتي حوادث دوهفته مانده به انتخابات هم مي‌تواند در سرنوشت انتخابات تاثيرگذار باشد. به همين دليل نمي‌توان پيش بيني كرد كه چون جمهوري‌خواهان در انتخابات كنگره موفقيت بيشتري كسب كردند حتما پيروز انتخابات رياست‌جمهوري هم هستند. ممكن است تا آن زمان نظر مردم آمريكا نسبت به جمهوري‌خواهان تغيير كند و به سمت دموكرات‌ها متمايل شود. آمريكا هم‌اكنون با چند مساله بسيار مهم درگير است. حوادث منطقه خاورميانه، چالش با روسيه و همچنين اختلافات با چين بسياري از انرژي آمريكايي‌ها را مصروف به خود كرده است. نكته بعدي بحث اقتصاد آمريكاست. اگر تا پايان دولت باراك اوباما وضعيت اقتصادي مردم آمريكا بهبود پيدا كند ممكن است مردم در انتخابات رياست‌جمهوري اقبال بيشتري نسبت به حزب دموكرات پيدا كنند. با تمام اين اوصاف بايد عنوان كنم كه سياست آمريكا در مقابل ايران سياستي تعريف شده و با ثبات است كه با روي كارآمدن جمهوري‌خواهان يا دموكرات‌ها اين سياست‌ها بر حسب دولتي كه بر سركار است تغيير پيدا مي‌كند. يعني مخالفت‌ها يا موافقت‌ها با ايران با توجه به روي كار آمدن اين دو حزب تشديد يا تعديل مي‌شود. به همين دليل بايد منتظر ماند و ديد كه كدام يك از اين دو حزب در انتخابات رياست‌جمهوري پيروز خواهند شد. اين در حالي است كه بايد تاثير اتفاقات مختلف تا زمان برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري آمريكا را نيز در نظر گرفت.