محل تبلیغ شما

سوت و کور بودن شب های شهرهای بزرگ

1393/12/22 12:28:12

نشر این خبر با ذکر منبع: www.sarzaminjavid.com شایسته است 

همین نزدیکی ها بود. همین چند سال پیش که وقتی در خیابان های تهران قدم می‌زدی، شهر برایت زنده بود. تا صبح مشکلی نداشتی. از شیر مرغ گرفته تا جان آدمیزاد همه و همه را می‌ توانستی در خیابان پیدا کنی. اگر به مشکلی برمی خوردی که نیاز به دکتر یا بیمارستان داشتی، همین نزدیکی ها بود. همین چند سال پیش... 
خاک مرده روی شهر
رفته رفته، شهر سوت و کور شد. رنگ تاریکی به شهر زده شد. کمی تا قسمتی می‌توان گفت که به قول برخی خاک مرده بر روی شهر ریخته شد. کرکره مغازه ها زودتر از قبل پایین آمد. رستوران ها بسته شد و گاهی باید در شهر دور دور کنی تا بتوانی مایحتاج خود را تامین کنی. در این شهر، کوچه ها تاریکند و دکان ها بسته
خیابان یک طرفه
امیر، یکی از فروشندگان لوازم لوکس کنار خیابان ولیعصر است. وی می‌گوید: زمانی که خیابان ولیعصر دو طرفه بود یعنی ماشین ها می‌توانستند از بالا به پایین سرازیر شوند، اینجا هم رونق داشت. اما متاسفانه با واسطه خط ویژه بی آر تی، شاید بسیاری از مشکلات ترددی در این مسیر حل شده باشد اما مشکلی به مشکلات ما اضافه شده است. مشتری ها به خاطر عدم دسترسی راحت به پیاده رو و مغازه ها سعی می‌کنند به مکان هایی مراجعه کنند که بتوانند راحت در آن عبور و مرور داشته باشند.
ارتباطی دو سویه
عبـوری می‌خواهد تا به راحتی بتوانی ببینی که کار مغازه و عبور مشتری، یک ارتباط دو سویه را می‌طلبد. محمد به همراه خانواده اش به خیابان میرزای شیرازی آمده است. خیابانی که کودکان را وسوسه می‌کند تا دستان پدر و مادر خود را به سمت مغازه های عروسک فروشی بکشاند و آنها را وادار به خرید کند. وی در این مورد به خبرنگار ابتکار می‌گوید: جیب پر پول می‌خواهد تا بتوانی به خیابان های شهر بیایی. وقتی دخترم از من چیزی می‌خواهد، مگر دلم می‌آید که به او بگویم، نه؟! دختر من از کجا می‌خواهد بداند که حقوق من حتی کفاف زندگی مان را هم نمی‌دهد. یا اینکه حقوق من را کی پرداخت می‌کنند؟ قدرت خرید مردم به شدت پایین آمده است
شهر آبادانی
اینجا، تهران... شهری که واژه آبادی و آبادانی را با خود یدک می‌کشد. شهر زنده و پایتخت ایران. ساعت حدود 10 شب... رضا، صاحب بوتیک لباس زنانه در خیابان ونک. کرکره مغازه را پایین می‌کشد. به سراغش می‌روی تا از او در مورد ساعات حضورش بپرسی. وی می‌گوید: وقتی که در مغازه می‌خواهی بنشینی و به قول معروف مگس بپرانی، چه کاری است؟ خب مغازه را تعطیل می‌کنم و به سراغ کار و زندگی خودم می‌روم. مردم قدرت خرید آنچنانی ندارند و همین باعث می‌شود که بازار کار ما هم کساد شود. تا زمانی که مشتری باشد، ما هم هستیم ولی وقتی که حتی برای پرسیدن قیمت هم به مغازه وارد نمی‌شوند، برای چه بمانی؟ کار ما به طور مستقیم با آنهاست. خودتان بودید، وقت زندگی خود را صرف مگس پراندن می‌کردید؟ 
اینجا میدان آرژانتین
اینجـا میدان آرژانتین... شاید نورانی تر از همه خیابان ها و میدان های شهر است. به واسطه فروشگاه شهروند که در ضلع جنوب شرقی میدان آرژانتین مستقر است، رنگ و لعاب دیگری به خود گرفته است. رنگ و لعابی که نور را تا صبح به اطراف این فروشگاه می‌افکند. زندگی در این گوشه میدان جریان دارد
رستوران های زنده
رستوران های شهر اما حکایت دیگری دارند. گرچه دستور اماکن است که باید تمامی رستوران ها در ساعت 12 شب، کار خود را تعطیل کنند اما همیشه پر رفت و آمد هستند. بیشترین متقـاضی را شاید همین مکان ها داشته باشند. نورهایی که خیابان ها را روشن می‌کند و تو می‌توانی کمی امنیت را در آن احساس کنی و به راحتی قدم بزنی، بدون اینکه به همان کوچه های تاریک فکر کنی و کیف و موبایل خودت را دو دستی بچسبی. هیــچ وقت رستــوران ها تعطیــــل نیستند. علی، مدیر یکی از رستوران های خیابان تجریش می‌گوید: اینجا همیشه رفت و آمد هست. بقیه مغازه ها شاید مجبور باشند که کار خود را تعطیل کنند. یک کرکره پایین کشیدن است. ظهرها مغازه را می‌بندند حالا یا اینکه در آن استراحت می‌کنند یا به دنبال کار خود می‌روند. اما ما مجبوریم که همیشه اینجا حضور داشته باشیم. روز و شب نمی‌شناسیم. مشتری، کم و زیاد به اینجا می‌آید و می‌رود و کافی است که یک روز تعطیل باشیم. دیگر همان مشتری ثابت یا حتی عبوری را از دست می‌دهیم
گشت زنی خیابان ها
امنیت در این شهر می‌تواند برقرار باشد اگر... گرچه نیروی انتظامی، گشت زنی خود را در خیابان های شهر برقرار کرده است اما بسیاری از همان آدم هایی که ما به آنها سارق می‌گوییم، در کمین می‌نشینند تا چراغ های گردان ماشین های گشت زنی نیروی انتظامی خاموش شود و در کوچه دیگری وارد شوند تا بتوانند رگ و ریشه ناامنی را در سایه های تاریک شهر بدوانانند. آنها هم به کمین همین مغازه های تاریک نشسته اند. گاهی بسته شدن مغازه های شهر به سارقان و آنها که خواب ناامنی را برای کوچه پس کوچه های تاریک می‌بینند، می‌تواند کمک شایانی بکند. اما... 
امنیت یا ناامنی
مغازه ها و تمامی فروشگاه ها از ساعت 12 به بعد شب تعطیل می‌شوند. تعطیلی که تصور می‌شود به امنیت شهر، کمک چندانی هم نمی‌کند. اما مسئولان مربوطه بر این باور هستند که شهر ساکت و تاریک، امن تر خواهد بود. امنیت شاید از نظر حضور آنها که ناامنی را ایجاد می‌کنند درست باشد. اما امنیت مسافری که از شهرستان در تاریکی های نیمه شب به شهری که به مثابه شهر ارواح است، چطور؟
نیمه شب- ترمینال غرب- خانواده تازه وارد شده
ساک های شان را در دست گرفته اند. حیران و سرگردان شاید به دنبال حتی یک تاکسی می‌گردند که آنها را بتواند به مقصدشان برساند. کورسوی چراغ در دل خیابان جناح. مسافران خسته و گرسنه هستند. نگاهی به ساعت می‌اندازند. ساعت یک بامداد را به خوبی نشان می‌دهد. سری به راست و چپ می‌گردانند. اما رستورانی تا دوردست ها دیده نمی‌شود
تحمل درد دندان تا صبح
مریم، یکی از ساکنان همین شهر است. وی می‌گوید: شب، دندان درد شدیدی گرفتم. هر کاری کردم و هر چقدر مسکن خوردم، نتوانستم دردم را تسکین بدهم. با همسرم به دنبال کلینیک شبانه روزی دندانپزشکی بودم. هر چقدر گشتیم، نتوانستم یک کلینیک درست و حسابی پیدا کنم که بتواند لااقل درد مرا تا صبح تسکین بدهد. به یک کلینیک شبانه روزی در خیابان شریعتی مراجعه کردم. در آنجا نهایتا برای من مسکنی تجویز کردند و حالا باید به دنبال دارو و داروخانه شبانه روزی می‌گشتم. ولی انگار فقط اسم شبانه روزی، روی داروخانه هاست. هیچ یک از آنها باز نبودند. ناچار درد را تا صبح تحمل کردم تا اینکه بتوانم خودم را به دکتر خودم برسانم
اینجا تعطیل است
مرد خسته و وامانده در کنار ترمینال غرب، لحظه ای به خیابان سوت و کور تهران نگاهی می‌اندازد. چراغ اتومبیل زرد رنگی توجهش را به خود جلب می‌کند. اتومبیل نزدیک و نزدیک تر می‌شود. مرد دست تکان می‌دهد. سوار ماشین می‌شوند و حالا این هم شروع ماجرای دیگری است. باید در این شهر تاریک و سوت و کور به دنبال مسافرخانه ای بگردند. مسافرخانه ای که صاحب آن از سر خستگی خمیازه ای نکشد و بتواند با آغوش باز، پذیرای مسافران باشد. بدون اینکه روی در آن برچسبی بچسبانند که «اینجا تعطیل است

ابتکار:غزاله پورخاکی