محل تبلیغ شما

توقیف نمایش پائیز

1393/12/19

 مدیر تماشاخانه ایرانشهر اعلام کرد که شخصا نمایش «پاییز» را توقیف کرده و مسئولیت این موضوع به عهده اوست. 
 
مجید سرسنگی در گفت‌وگویی با ایسنا‌، درباره دلایل توقیف نمایش «پائیز» به کارگردانی نادر برهانی مرند که فقط 5 شب دیگر اجرا دارد‌، توضیح داد: حتی اگر یک شب دیگر از اجرای این نمایش باقی مانده بود، باز هم آن را توقیف می‌کردم. 
 
او اضافه کرد: آقای برهانی مرند متنی خوب را پیشنهاد داد و من هم پذیرفتم اما متاسفانه در طول کار، یکی از بازیگران نمایش مطالبی را اضافه کرد که در متن نبود و تماما از آن رکاکت و استهجان می‌بارید. 
 
سرسنگی در پاسخ به این پرسش که چرا به جای تذکر دادن نمایش را توقیف کرده است‌،توضیح داد: چندین بار تذکر دادم و حتی خود اقای برهانی مرند حاضر و ناظر است، اما متاسفانه این آقای بازیگر حتی به حرف کارگردان هم گوش نداد. 
 
مدیر تماشاخانه ایرانشهر اضافه کرد: این سالن یک هویت فرهنگی دارد مردم انتظار ندارند روی صحنه اینجا سیاه بازی‌های «گلریزی» ببینند، بعد از چندین بار تذکر بار دیگر نمایش را دیدم و با اینکه آقای برهانی مرند قول داده بود اصلاحات انجام شود متاسفانه آقای بازیگر دست از شیطنت برنداشت. 
 
سرسنگی اضافه کرد: تا زمانی که کار اصلاح نشود و بازیگر متوجه نشود صحنه تئاتر جای چنین سخنانی نیست، این نمایش توقیف خواهد بود. بنابراین باید اصلاح و بار دیگر بازبینی شود تا در صورت برطرف شدن مشکلات اجرایش را از سر بگیرد. 
 
وی خاطرنشان کرد: اصلاح این نمایش زمان بر نخواهد بود چون فقط کافی است آنچه را بازیگر اضافه کرده حذف کند. 
 
او در پاسخ به این پرسش که آیا فشارهای بیرونی باعث توقیف این نمایش شده است‌، تاکید کرد: هیچ فشار بیرونی نبود، بلکه تصمیم شخصی من بود و تمام مسئولیتش هم متوجه من است، زیرا به عنوان مدیر در قبال تماشاگران مسئول هستم و در این مدت تماشاگرانی که با خانواده آمده بودند نسبت به آنچه در این نمایش گفته می‌شد، اعتراض داشتند. 
 
مدیر ایرانشهر با تاکید بر اینکه نمایش «پاییز» قطعا امشب 19 اسفند ماه اجرا نمی‌شود توضیح داد: با تماشاگران تماس گرفتیم و خبر دادیم که نمایش اجرا ندارد یا پولشان را به صورت الکترونیکی بر می‌گردانیم یا می‌توانند بلیت خود را برای نمایش دیگری حفظ کنند. 
 
سرسنگی در پایان صحبتش به ایسنا گفت: کار درستی انجام دادم چون آدم تئاتری فقط کسی نیست که تحصیلات تئاتر داشته باشد یا در این رشته کار کند بلکه باید نسبت به سرنوشت تئاتر دلسوز باشد و کاری نکند تئاتر مورد بی‌مهری قرار بگیرد، در حالی که این آقای بازیگر برای بسیاری از نمایش‌ها مشکل درست کرده است. 
 
منبع: ایسنا

نمایش پاییز و تقابل سرگشتگی آدم ها در جامعه

تهران-ایرنا- نادر برهانی مرند در نمایش پاییز تقابل، دو رویکرد فکری در اجتماع سرگشته ایران پس از جنگ را به شکلی هنرمندانه به نمایش می گذارد.

 

به گزارش روز شنبه خبرنگار حوزه تئاتر ایرنا، نمایش پاییز به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانی مرند از 18 بهمن در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته و اجرای آن تا 25 اسفند ادامه دارد. 

نمایش پاییز بیش از دو دهه قبل با همین سبک و سیاق توسط برهانی مرند اجرا شده و حالا در سال 93 بدون تغییری در متن و بازی ها و حتی طراحی صحنه بار دیگر روی صحنه رفته است. 

پاییز که از مضمونی اجتماعی بهره می برد، درباره تناقض ها و تضادهای دنیای متفاوت دو برادر است که یکی کنده شده از حال و هوای معنوی جبهه و جنگ به دنیای به شدت متفاوت اجتماعی پس از قطعنامه پرتاب شده که با سرعتی سرسام آور به سمت مادی گرایی رهنمون می شود و برادر دیگر به سازگاری و همرنگی با همین جامعه تن داده است.

کنتراست میان روحیات این دو برادر که در بستری اجتماعی و خانوادگی به نمایش در می آید یادآور مضمون اغلب فیلم های ابراهیم حاتمی کیا درباره جنگ و تبعات آن است و به آدم هایی می پردازد که گویی به سیاره جدیدی پا نهاده اند و واقعیت های اجتماع را برنمی تابند و طریق انزوا را برگزیده اند. 

برهانی مرند در مطلبی که در بروشور نمایش پاییز آمده، آورده که ابتدا قصد داشته پاییز را با تغییراتی در متن بازتولید کند، اما مشکلات ناشی از بیماری اجازه نداده متن را نسبت به یک دهه گذشته امروزی تر کند؛ ولی به نظر می رسد تماشای این نمایش برای بسیاری از تماشاگران حالتی نوستالژیک دارد و یادآور خاطرات بسیاری از تناقض های دهه 70 است و البته یادآور خاطرات شیرین آن دوران نیز هست. 

نویسنده در نمایش پاییز انزوا و انفعال آدم هایی مثل علی را زیر سوال می برد و سرگشتگی آنها را به بوته نقد می گذارد و به نظر می رسد سازگاری جواد با جامعه ای که به زیان آدم هایی مثل علی به شدت درحال دگرگونی است را شیوه ای ثواب قلمداد کرده است و این رویکرد فکری در بطن نمایش به شیوه ای هنرمندانه و البته مودبانه به نمایش در می آید. 

تقابل روحیات علی و جواد سبب می شود مخاطب علی القاعده در مواجهه با کاراکتر منفعل و سرگشته علی حق را به شخصیت پر انرژی و فعال و پر روحیه جواد بدهد و گویی که ما به ازای دوست داشتنی و قابل احرام تری از آدم هایی مانند علی در جامعه وجود ندارد و همانند کاراکترهای فیلم های حاتمی کیا فقط مظلومیت و غربت این آدم ها به علاوه صبغه ایثارگرانه آنها سبب می شود تا انسان هایی قابل احترام باشند و نگاه عمومی جامعه به این گونه آدم ها مانند عنصری زیادی و ناسازگار است که حتی قابل درک هم نیستند. 

سبک کار نادر برهانی مرند در ارائه کارهای نمایشی خود کلاسیک است و در پرداخت این سبک هنری تبحر دارد و در دراماتیزه کردن قصه موفق نشان می دهد و تماشای این نمایش بر خلاف رویه پرشتاب و آزار دهنده تئاتری امروزه که به سمت نمایش هایی با سبک و مضمون غیر وفادار به آموزه های کلاسیک می رود خالی از لطف نیست. 

انتخاب بازیگر در نمایش پاییز جزو نقاط قوت آن است. امیر جعفری بازی خیره کننده ای از خود به نمایش می گذارد و ستاره پسیانی نیز در قالب خواهر علی و جواد در کنار بازی طنازانه ناهید مسلمی و بهرام افشاری و همچنین احمد کاوری خوش درخشیده است. 

نمایش پاییز به نویسندگی و کارگردانی نادر برهانی مرند تا 25 اسفند هر روز با دو اجرا در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می رود. 

این نمایش جایزه بهترین کارگردانی و بهترین متن از بیستمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر در سال 1381 برای نادر برهانی مرند و برنده جایزه بهترین بازیگری مرد از بیستمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر 1381 را برای امیر جعفری به خود اختصاص داده است. 

فراهنگ*3054**1027

باید محیط را سالم کرد          

                                                                                                                                                                            کاظم هژیرآزاد            

نمایش ( پاییز) را بی گمان می توان یکی از دیدنی ترین نمایش های ایرانی آخر سال ۹۳ به حساب آورد. یاد اکبر رادی گرامی به خیر، کجاست تا ببیند که تلاشش چگونه ادامه یافته و ایضا چطور به مقتضای ریتم زمانه کم کم به بار می نشیند.

برهانی این بار، زاویه عدسی نگاهش را روی یک خانواده از طبقه متوسط  متمرکز کرده و تضاد ها و تناقضات درونی آنها را به تصویر کشیده و رنگ باختن آرمان نسل نو را به سوگ نشسته است. به واقع می توان گفت پاییز، اثری است که پس از تماشای آن می توان مدت ها در باره آن به بحث پرداخت.

  پدر خانواده راننده کامیونی بوده که زندگی متعارفی را شامل چند فرزند و همسری سنتی و غریزی شکل داده، در یک حادثه رانندگی کشته شده است. اکنون گذران خانواده، با تلاش پسر بزرگ – جواد - که از زن اول پدر است می گذرد. او که در ژاپن کار کرده و پول پله ای به ایران آورده، مشغول تلاش معاش است و روزی خانواده به او متکی است.

علی پسر کوچک بسیجی است که در میان عشق و وظیفه سرگردان است. همرزم ش یوسف،  شوهر افسانه است و از او فرزندی دارد. علی هم افسانه را قبلا دوست می داشته است. یوسف در جبهه و درآغوش علی شهید می شود و در لحظات آخر در تکه کاغذی وصیّت می کند که بعد از شهادتش علی  برای فرزندش  پدر باشد. و علی که عشق و وظیفه را یکی می انگارد، مساله وصیّت یوسف را به افسانه اطلاع می دهد و افسانه که میان عشق و وظیفه، عشق را اولی می داند به علی جواب منفی می دهد.

جواد هم سرگذشتی مشابه دارد او نیز خود را موظف به پایبندی به خانواده و دایی و مادر و خواهرش می داند و از سوی دیگر دل در گرو عشق   " دختری به نام پروانه " دارد. که رسیدن به او نیز با وظیفه ای که به عهده گرفته در تناقض است.

در سوی دیگر پروین ، خواهر علی و جواد، قراردارد که مخفیانه محمودی نامی را دوست دارد که هر دو برادر به نا موجه بودنش ایمان دارند.

ما در این خانواده شاهد چند نوع سلوک و خصال هستیم که بازخورد و محصول محیط متناقض اجتماعی است. علی در محیط باورهای اخلاقی و مذهبی و جبهه و جنگ و شهادت رشد یافته و جواد در ژاپن و محیط لمپنیسم نمو کرده و پروین که در یک محیط ورزش رزمی در حال بالیدن است. مادر هم مانند بسیاری از زنا ن خانه دار ایرانی هدفی جز زندگی غریزی ندارند. بنابراین نقش محیط اجتماعی را در سلوک این شخصیت ها و تغییر ناگزیر خصال شان به وضوح می بینیم. این اثر که نمایش عین زندگی است راهی را برای تغییر نشان نمی دهد اما این سوال را در ذهن ایجاد می کند که چیزی باید تغییر کند. آنگاه که با سرخوردگی این شخصیت ها همزاد پنداری کرده، دل می سوزانیم، به این واقعیت پی می بریم که فقط باید محیط اجتماعی را سالم کرد. فرد سالم در خانواده سالم، و خانواده سالم در محیط اجتماعی و مناسبات سالم اجتماعی امکان وجود خواهد داشت.

 نمایش پاییز گویای خوش بینی نیست، اما بد بینی آن مبنای واقعی دارد. پاییز، قصه ی خانواده نا منسجمی در دل یکی از شهرهای بزرگ ایران است که به اقتضای تناقضات  و ایضا نیازمندی های فردی، غریزی و اجتماعی،  جوانش  - جواد - را برای کسب درآمد به ژاپن می کشد، - علی - را به جبهه جنگ می فرستد و دختر یکی یک دانه خانه – پروین - را به ورزش (رزمی) سوق می دهد که مظهر خشم و مبارزه است.

 اگر به این گفته باورمند باشیم که قهرمان داستان کسی است که هدفی را دنبال می کند و به آن می رسد، اشخاص این قصه همه ضد قهرمان اند؛ گویا تقدیر نسل نو چنین ایجاب می کند که دیگر بی هدف متعالی و آرمان باشد و یا درست برعکس ، برای رسیدن به امیال خود، ماکیاولیسم پیشه کند و مانند پروین برای رسیدن به هدف، و فرار از این مناسبات، از هر وسیله فرومایه ای همچون محمودی استفاده کند. پس بنا به تعریف مورد قبول، قهرمان این داستان  پروین است که با هر ترفندی می خواهد گلیم خود را از آب بیرون بکشد و این خود عین نزول اخلاقی از نوع محمودی است. در حالی که همگی در رسیدن به امیال خود شکست خورده می نمایند، پروین دختر ته تغاری خانواده بالاخره برای رسیدن به زندگی متفاوت، راهی، اگرچه نادرست می جوید تا رهایی یابد.

این قصه را بازیگران صاحب نامی مانند ناهید مسلمی ، ستاره پسیانی، امیر جعفری و احمد کاوری به خوبی منتقل می کنند.

ناهید مسلمی نقش مادر را چنان بازی می کند که تو بگو نمونه ای از هزاران مادر ایرانی است. همو ست که با رفتار منطبق با واقعیت " آن " های زندگی صحنه ای زیبا و نوستالژیکی از شخصیت مادران ایرانی خلق می کند و باعث خنده تماشاگر می شود. تو بگو تماشاگر مادر خود را روی صحنه می بیند.

ستاره پسیانی را در این سال ها در نقش های دختری هم سن خودش دیده ایم. او نیز در این نقش قابل قبول و باور کردنی است. دختری زیرک، امروزی ،  آب زیر کاه و در ضمن مبارز را به خوبی ایفا می کند.

بازی احمد کاوری نیز در نقش یک بسیجی معتقد ولی با تردید های هملتی گویا و قابل باور است.

از بهرام افشاری در نقش دایی نمی توان نگفت که در متن نیست و به اجرا اضافه شده که با لطف بازی افشاری به گونه ای حضور می یابد که انگار می بایست نوشته می شد و نمی توان حذف ش کرد. حضورش، خانواده و به ویژه شخصیت جواد را معنی کرده و مفاصل ارگانیسم نمایش را به هم متصل می کند. حضور سالمندان در خانواده عین واقعیت اند، به قول معروف درب مسجد اند نه می توان سوزاند و نه دور انداخت. اگر به درستی به آنها نگاه شود، - همچنان که در این نمایش دیده شده -  چاشنی زندگی اند. اضافه شدن نقش دایی به نمایش، نشان می دهد که هنر، مانند مصنوعات صنعتی نیست که یک بار برای همیشه تولید شده و تمام شوند، بلکه هنر، هر زمان می تواند خوانشی نو و جلوتی تازه و مستدام یابد.

اما امیر جعفری که یکه تاز این نمایش است، از صدا و اندام خوب و ایضا نرمش رفتار و گفتار منحصر به فرد و گویایی برخوردار است که برای ایفای نقش هایی که به عهده اش می گذارند، به یاری اش می آید. او را به طور عمده در نقش هایی می بینیم که  قسمتی از وجود و سلوک و شگرد های بیانی و رفتاری خود را وارد نقش می کند و به جذابیت نقش می افزاید. به نظر می رسد که برهانی این نقش را برای امیر جعفری شوخ،  حاضر جواب ، مجلس گرم کن نوشته باشد. اما زیبنده است که برهانی و امیر اگر موافق باشند ، هر دو بکوشند کمی از اغراق ها و طنّازی های این نقش را روتوش کنند و کمتر به سوی خنده گرفتن بروند. زیرا نه این که بخواهم توهینی به ساحت سینمای گذشته کرده باشم ولی نقش جواد آدم را یاد فردین، گنج قارون و سلطان قلب ها می اندازد و طریق اولی اندیشه والای اثر را به سایه می برد.