محل تبلیغ شما

درباره جدايي

1393/11/1 19:43:41

دکتر حافظ باجُغلي/ روان پزشک

استاد دانشگاه ماهيدل تايلند

هيچ‌وقت تصميم‌هاي تکانه‌اي بهترين انتخاب‌ها نيستند. براي همه ما زمان‌هايي در زندگي پيش مي‌آيد که تصميم‌هاي کودکانه و نپخته مي‌گيريم. به راحتي عطاي يک رابطه را به لقايش مي‌بخشيم و چشممان را روي همه چيز مي‌بنديم؛ همه خاطره‌ها، خوبي‌ها، لحظه‌هاي خوش با هم بودن و واقعيت‌هاي ريز و درشت. فقط مي‌خواهيم «راحت شويم»! همه مشکلات را به طرف مقابل نسبت مي‌دهيم و فکر مي‌کنيم با طلاق همه چيز به صورت معجزه‌آسايي حل مي‌شود، عالمي ديگر ساخته مي‌شود و ما هم آدمي ديگر مي‌شويم! در حالي که واقعيت شيفته احساس‌هاي لحظه‌اي و خطاهاي شناختي ما نمي‌شود. واقعيت بي چون و چرا خودش را به سرنوشت انسان تحميل مي‌کند، چه آن را بپذيريم چه انکارش کنيم. مولانا در يکي از غزل‌هايش چه خوش گفته است: «گر گريزي بر اميد راحتي/ آن طرف هم پيشت آيد آفتي». بايد بپذيريم که در اين کره خاکي براي ما انسان‌هاي معمولي معجزه‌اي وجود ندارد. خيلي وقت‌ها بهتر است به جاي فرار از مشکلات با آنها جسورانه رويارو شويم، چشمانمان را در چشم مشکلات بدوزيم و از آنها نترسيم. زندگي جنگ است و معمولا در جنگ فرار شايسته نيست. البته درست است که گاهي طلاق بهترين راه‌حل است، اما فقط «گاهي». هميشه بايد به اين تصميم شک و آن را دوباره و چندباره ارزيابي کرد. به زبان خودماني طلاق چيز خوبي نيست. هزار و يک مشکل ناشناخته و پيش‌بيني‌نشده به همراه مي‌آورد. اطمينان دارم بيشتر افرادي که طلاق گرفته‌اند، ته دلشان پشيمان هستند. از مشکلاتي راحت شده‌اند اما به دام مشکلات بيشتري افتاده‌اند. افراد بسيار کمي هستند که واقعا از طلاقشان احساس رضايت دروني دارند. هميشه نقطه تاريکي در گوشه‌اي پنهاني از ذهنشان وجود دارد. حتي آنهايي که ازدواج دوم موفق داشته‌اند، باز هم از افکار مزاحم مربوط به طلاق در امان نيستند. يکي از شيوه‌هاي درست حل مساله در زمان‌هاي بحراني که قضاوت ما مختل شده است، «تصميم‌گيري پلکاني» است. بهتر است پيش از طلاق رسمي براي مدتي «جدايي موقتي» داشته باشيد. اين جدايي موقت تا حد زيادي شما را با واقعيت طلاق مواجه مي‌کند. اين جدايي موقت بايد شرايطي داشته باشد که هر 2 نفر آن را بپذيرند. زمان آن بايد از پيش تعيين‌شده باشد. اين زمان نبايد خيلي کم يا خيلي زياد باشد. به نظر مي‌رسد 3 تا 6 ماه زمان مناسبي است. در مورد محل زندگي در اين دوره بايد بين 2 نفر توافق شود؛ اينکه چه کسي در خانه مشترک بماند و چه کسي به جاي ديگري برود لازم است مورد توافق هر 2 نفر باشد. در اين مدت در مورد کارهاي ضروري مانند مسائل مربوط به بچه‌ها يا مسائل مالي با هم در رابطه باشيد. يکي از توافق‌هاي مهم در اين دوره تعهدمندي است. وارد شدن در يک رابطه عاطفي ديگر در زمان جدايي موقت بسيار اشتباه و آسيب‌رسان است. در زماني که دوران جدايي موقت را سپري مي‌کنيد، به جاي اينکه خيال‌پردازي کنيد که «حالا خودش مي‌فهمد اشتباه کرده و دلش برايم تنگ مي‌شود و برمي‌گردد» از فرصت استفاده و رفتارهاي خودتان را دوباره ارزيابي کنيد. همچنين تلاش کنيد در دوره جدايي موقت از مشاوره‌هاي تخصصي بهره‌مند شويد. حمايت خانواده‌ها در اين دوره بسيار مهم است. خانواده‌هاي 2 طرف بايد بدانند جدايي موقتي به معناي «قهر» يا «سازش‌ناپذيري» نيست بلکه شيوه‌اي پخته براي حل بحران‌هاي زناشويي است. ‌اي کاش در قانون حمايت خانواده پيش‌بيني مي‌شد که هر زوجي که تصميم به طلاق قانوني دارند، موظف باشند يک دوره چند ماهه جدا از هم زندگي کنند و در صورتي که پس از آن همچنان اصرار به طلاق داشتند، دادگاه حکم طلاق را صادر مي‌کرد. باز هم به زبان خودماني تاکيد مي‌کنم طلاق چيز خوبي نيست.