محل تبلیغ شما
شب یلدا+کارت تبریک ها+پرونده

تاریخ خبر: 1393/9/28 20:54:41

شب یلدا+کارت تبریک ها+پرونده

نشر این خبر با ذکر منبع: www.sarzaminjavid.com بلامانع است 

یلدا در راه است.

يلداي ايراني،شب زاده شدن خورشيد

يلدا در افسانه ها و اسطوره هاي ايراني حديث ميلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر مي شود.
 


شب يلدا فرصتي براي شنيدن افسانه هاي ناشنيده

 «ماه دلداده مهر است و اين هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر مي آيد. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آميزد، اما هميشه در خواب مي ماند و روز فرا مي رسد که ماه را در آن راهي نيست. سرانجام ماه تدبيري مي انديشد و ستاره اي را اجير مي کند، ستاره اي که اگر به آسمان نگاه کني هميشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نيمه شبي ستاره، ماه را بيدار مي کند و خبر نزديک شدن خورشيد را به او مي دهد. ماه به استقبال مهر مي رود و راز دل مي گويد و دلبري مي کند و مهر را از رفتن باز مي دارد. در چنين زماني است که خورشيد و ماه کار خود را فراموش مي کنند و عاشقي پيشه مي کنند و مهر دير بر مي آيد و اين شب، «يلدا» نام مي گيرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها يک شب به ديدار يکديگر مي رسند و هر سال را فقط يک شب بلند و سياه وطولاني است که همانا شب يلداست. »
يلدا در افسانه ها و اسطوره هاي ايراني حديث ميلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر مي شود.
در زمان ابوريحان بيروني به دي ماه، «خور ماه» (خورشيد ماه) نيز مي گفتند که نخستين روز آن خرم روز نام داشت و ماهي بود که آيين هاي بسياري در آن برگزار مي شد. از آن جا که خرم روز، نخستين روز دي ماه، بلندترين شب سال را پشت سر دارد پيوند آن با خورشيد معنايي ژرف مي يابد. از پس بلندترين شب سال که يلدا ناميده مي شود خورشيد از نو زاده مي شود و طبيعت دوباره آهنگ زندگي ساز مي کند و خرمي جهان را فرا مي گيرد.

پيوند يلدا با ميترائيسم

از آنچه که از منابع و متون کهن برمي آيد، يلدا زاد روز ايزد مهر يا ميترا است. ايزدي که در کيش ميترائيسم پرستش مي شد و اين دين، يکي از تاثير گذارترين مذاهبي بود که نخست در شرق و بعدها در غرب و در دين مسيحيت رد پاي بسياري از خود به جاي گذاشت.
ريشه کلمه يلدا متعلق به زبان سرياني است و به معناي تولد يا ميلاد است. در برخي منابع آمده است که پس از مسيحي شدن روميان، سيصد سال پس از تولد عيسي مسيح، کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز عيسي پذيرفت، زيرا زمان دقيق تولد وي معلوم نبود. در واقع يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميترائيسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند. وقتي ميترائيسم از تمدن ايران باستان به ساير جهان منتقل شد در روم و بسياري از کشورهاي اروپايي روز 21 دسامبر به عنوان تولد ميترا جشن گرفته مي شد ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباه محاسباتي، اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت و از سوي مسيحيان به عنوان روز کريسمس جشن گرفته شد. از اين روست که تا امروز بابا نوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر مي شود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگاري از کيش مهر است.

تنوع برگزاري يلدا

يکي از آيين هاي شب يلدا در ايران، تفال با ديوان حافظ است. مردم ديوان اشعار لسان الغيب را با نيت بهروزي و شادکامي مي گشايند و فال دل خويش را از او طلب مي کنند. در برخي ديگر از نقاط ايران نيز شاهنامه خواني رواج دارد. نقل خاطرات و قصه گويي پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نيز يکي از مواردي است که يلدا را براي خانواده ايراني دلپذيرتر مي کند. اما همه اين ها ترفندهايي است تا خانواده ها گرد يکديگر جمع شوند و بلندترين شب سال را با شادي و صفا سحر کنند.
در سراسر ايران زمين، جايي را نمي يابيد که خوردن هندوانه در شب يلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در نقاط مختلف ايران، انواع تنقلات و خوراکي ها به تبع محيط و سبک زندگي مردم منطقه مصرف مي شود اما هندوانه ميوه اي است که هيچ گاه از قلم نمي افتد، زيرا عده زيادي اعتقاد دارند که اگر مقداري هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک يعني زمستاني که در پيش دارند سرما و بيماري بر آنها غلبه نخواهد کرد.
مردم شيراز در شب يلدا به شب زنده داري مي پردازند و بعضي نيز بسياري از دوستان و بستگان خود را دعوت مي کنند. آنها در اين شب سفره اي مي گسترانند که بي شباهت به سفره هفت سين نوروز نيست و در آن آينه و قاب عکس حضرت علي (ع) را جاي مي دهند. انواع و افسام آجيل و تنقلاتي چون نخودچي، کشمش، حلوا شکري، رنگينک و خرما و ميوه هايي چون انار و به و بخصوص هندوانه خوراکي هاي اين شب را تشکيل مي دهند.
در آذربايجان مردم هندوانه چله (چيله قارپوزي) مي خورند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثيري ندارد.
در اردبيل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم مي دهند که زياد سخت نگيرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچي و کشمش مي خورند.
در گيلان هندوانه را حتما فراهم مي کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگي نمي کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» يکي ديگر از ميوه هايي است که در اين منطقه در شب يلدا رواج دارد و به روش خاصي تهيه مي شود. در فصل پاييز، ازگيل خام را در خمره مي ريزند، خمره را پر از آب مي کنند و کمي نمک هم به آن مي افزايند و در خم را مي بندند و در گوشه اي خارج از هواي گرم اطاق مي گذارند. ازگيل سفت و خام، پس از مدتي پخته و آبدار و خوشمزه مي شود. آوکونوس ازگيل در اغلب خانه هاي گيلان تا بهار آينده يافت مي شود و هر وقت هوس کنند ازگيل تر و تازه و پخته و رسيده و خوشمزه را از خم بيرون مي آورند و آن را با گلپر و نمک در سينه کش آفتاب مي خورند.
دکتر محمود روح الاميني روايت جالبي از يلداي مردم کرمان ذکر مي کند. بنا به روايت او مردم کرمان تا سحر انتظار مي کشند تا از قارون افسانه اي استقبال کنند. قارون در لباس هيزم شکن براي خانواده هاي فقير تکه هاي چوب مي آورد. اين چوب ها به طلا تبديل مي شوند و براي آن خانواده، ثروت و برکت به همراه مي آورند.
«جمشيد کيومرثي» مردم شناس زرتشتي درباره يلدا مي گويد:« نزد ايرانيان، زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسيم مي شود. چله بزرگ از اول ديماه تا 10 بهمن ماه را در بر مي گيرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک مي گويند. يلدا، شب نخست چله بزرگ است.»
بنا به روايت او زرتشتيان در اين شب جشن مي گيرند و فديه مي دهند:« فديه، سفره اي است که در هر خانه گسترده مي شود و در آن خوراکي هاي مرسوم شب يلدا چيده مي شود. زرتشتيان در اين شب دعايي به نام «ني يد» را مي خوانند که دعاي شکرانه نعمت است. خوراکي هايي که در اين جشن مورد استفاده قرار مي گيرند، گوشت و 7 ميوه خشک شده خام (لورک) را شامل مي شوند.»
آشوريان ايران نيز در جشن يلدا با ساير اقوام ايراني شريک هستند. «آلبرت کوچويي» رئيس سابق انجمن آشوريان تهران ضمن تاييد اين نکته مي گويد:« ما معتقديم يلدا، سنت ديرينه آشوري است. يلدا يعني تولد و آشوري ها معتقدند به دليل نزديکي عيد ميلاد مسيح و شب يلدا، آشوري ها بعد از مسيحيت، يلدا را به عنوان شب تولد مسيح جشن مي گرفتند ولي بعدها به علت تغييراتي که در گاهشماري ها پيش آمد و سال هاي کبيسه را هم محسوب کردند، اين تاريخ تغيير کرد و شب يلدا سه روز عقب تر آمد و ما اين سال ها در 4 دي ماه ميلاد مسيح را جشن مي گيريم.»
وي در ادامه مي افزايد:« آشوريان نيز در شب يلدا آجيل مشکل گشا مي خرند و تا پاسي از شب را به شب نشيني و بگو بخند مي گذرانند و در خانواده هاي تحصيل کرده آشوري تفال با ديوان حافظ نيز رواج دارد.»

يلدا در روسيه

يلدا که جشني ايراني است در کشور روسيه همسايه شمالي ما نيز رواج دارد. دکتر «داريوش کياني هفت لنگ» مدير سازمان اسناد ملي ايران درباره برگزاري يلدا در روسيه چنين روايت مي کند:« اين جشن در روسيه نيز از دير باز، از روزگاري که هنوز مسيحيت به آن جا راه نيافته بود، به مدت 12 روز پر سرور و پر آئين با آداب ويژه اي برگزار مي شده است و گويا هنوز هم در ميان دهقاناان و روستائيان معمول است. در روسيه جشن يلدا، عيد سالانه دهقانان و روستائيان بود. پختن نان شيريني محلي به صورت موجودات زنده، بازي هاي محلي گوناگون، کشت و بذر پاشي به صورت تمثيلي و باز سازي مراسم کشت، پوشانيدن سطح کلبه با چربي، گذاشتن پوستين روي هره پنجره ها، آويختن پشم از سقف، پاشيدن گندم به محوطه حياط، ترانه خواني و رقص و آواز و مهم تر از همه قرباني کردن جانوران از آيين هاي ويژه اين جشن بوده و هست....يکي ديگر از آيين هاي شب هاي جشن، فالگيري بود و پيشگويي رويدادهاي احتمالي سال آينده. همين آيين ها در روستاهاي ايران نيز کم و بيش به چشم مي خورند که نشان از همانندي جشن يلدا در ايران و روسيه دارند.»

 

 

يلدا 

صبح صادق ندمد، تا شب يلدا نرود
سعدي                                           

دي ماه، در ايران کهن، چهار جشن را در بر داشت : نخستين روز ماه دي - که موضوع اين جستار است - و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست وسوم، سه روزي که نام ماه و نام روز يکي بود. 

امروز، از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا، را جشن مي گيرند.  يعني آخرين شب پائيز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال. 

واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است. ولادت خورشيد ( مهر، ميترا ) و روميان آن را ناتاليس انويکتوس يعني روز تولد ( مهر ) شکست ناپذير نامند. 

  بنابر باور پيشينيان، در پايان اين شب دراز، که اهريمني و نامبارکش مي دانستند ( و مي دانند )، تاريکي شکست مي خورد، روشنايي پيروز و خورشيد زاده مي شود و روزها رو به بلندي مي نهد، و : « ... نام اين روز ميلاد اکبر است، مقصود از آن انقلاب شتوي است. گويند در اين روز نور از حد نقصان به حد زيادت خارج مي شود، و آدميان نشو و نما آغاز مي کنند و "پري" ها به ذبول و فنا روي مي آورند. »

زايش خورشيد و آغاز دي را، آيين ها و فرهنگ هاي بسياري از سرزمين هاي کهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزي که خورشيد از چنگ شب هاي اهريمني نجات مي يافت و روزي مقدس براي مهر پرستان بود. 

در سدهً چهارم ميلادي بر اثر اشتباهي که در محاسبهً کبيسه ها رخ داد روز 25 دسامبر را (به جاي روز 21 دسامبر) روز تولد ميترا دانسته و تولد عيسي مسيح را نيز در اين آغاز سال قرار دادند. اشارهً سنايي نيز به اين تقارن است :

 به صاحب دولتي پيوند، اگر نامي همي جويي        که از پيوند با عيسي چنان معروف شد يلدا

بنا بر اين نويل اروپايي (سالروز تولد مسيح) همان شب يلدا است، و نويل واقعي، يعني انقلاب شتوي در سي آذر برابر با بيست و يکم دسامبر است.

از مقاله ها و پژوهشهاي فراواني که دربارهً يلدا شده، در لغت نامه دهخدا، چکيده اي از برهان قاطع، انندراج، حواشي علامه قزويني بر آثار الباقيه شرح پور داود بر يشت ها، فرهنگ فارسي دکتر معين و يادداشت هاي مرحوم دهخدا آورده، که نقل آن بي مناسبت نخواهد بود :  

يلدا لغت سرياني است به معني ميلاد عربي، و چون شب يلدا را با ميلاد مسيح تطبيق مي کرده اند، از اين رو، بدين نام ناميده اند. بايد توجه داشت که جشن ميلاد مسيح که در 25 دسامبر تثبيت شده، طبق تحقيق، در اصل جشن ظهور ميترا بوده که مسيحيان در قرن چهارم ميلادي آن را روز تولد مسيح قرار دادند. يلدا اول زمستان و شب آخر پاييز است که درازترين شب هاي سال است. و در آن شب، يا نزديک بدان، آفتاب به برج جدي تحويل مي کند و قدما آن را سخت شوم و نامبارک مي انگاشتند.  در بيشتر نقاط ايران در اين شب مراسمي انجام مي شود. شاعران زلف يار و همچنين روز هجران را از حيث سياهي و درازي بدان تشبيه کنند. و از شعرهاي برخي از شاعران مانند سنائي، معزي، خاقاني و سيف اسفرنگي، رابطه بين مسيح و يلدا ادراک مي شود. يلدا برابر با شب اول جدي و شب هفتم دي ماه جلالي و شب بيست و يکم دسامبر فرانسوي است.  

انگيزه هاي پايدار ماندن اين جشن را مي توان، از جمله بدين گونه برشمرد :

 1- شب زايش خورشيد ( مهر ) است، از باورهاي ديني کهن.

 2 - بلند ترين شب سال، يعني طولاني ترين تاريکي است، نشانهً اهريمني شبي شوم و ناخوشايند که از فردا به کوتاهي مي گرايد.

 3 - پايان برداشت محصول صيفي و آغاز فصل استراحت در جامعهً کشاورزي است. همهً قشرها و گروههايي که از فراورده هاي کشاورزي و تلاش کشاورزان بهره مندند، در جشن نخستين روز دي ماه و برداشت محصول، در شگون و شادي کشاورزان شرکت مي کنند.    

«  و ... در اين روز پادشاه با دهقانان و برزگران مجالست مي کرد و در يک سفره با ايشان غذا مي خورد، و مي گفت (...) قوام دنيا به کارهايي است که به دست شما مي شود. »  

آيين و جشن شب يلدا و يا شب چله بزرگ، تا به امروز در تمامي سرزمين کهنسال ايران و در بين همه قشرها و خانواده ها برگزار مي شود. 

يلدا را همچنين مي توان جشن و گردهمايي خانوادگي دانست. در شب يلدا خويشاوندان نزديک در خانهً بزرگ خانواده گرد مي آيند. به بياني ديگر در سرماي آغازين زمستان، دور کرسي نشستن و تا نيمه شب ميوه و آجيل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش کردن از ويژگي هاي شب يلدا است.  

جشن خانوادگي : برگزاري مراسم يلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آييني خانوادگي است، و گردهمايي ها به خويشاوندان و دوستان نزديک محدود مي شود. در کتاب ها و سندهاي تاريخي به برگزاري مراسم شب يلدا اشاره اي نشده است. ابوريحان بيروني از جشن روز اول دي ماه، که آن را خرم روز نامند، در دستگاه حکومتي و پادشاهي ياد مي کند و نامي از شب يلدا در ميان نيست، که مي توان به دليل خانوادگي و همگاني و غير رسمي بودن آن دانست.    

کنار کرسي : بي گمان براي جوانان نسل امروز کرسي گذاشتن، کنار يا دور کرسي نشستن نياز به توضيح و توصيف دارد. ابزارهاي گرمازاي تکنولوژي جديد - و نيز عامل هاي ديگر - کرسي و فرهنگ مربوط به آن را به دست فراموشي سپرده است.   در زمستانها، استفاده از کرسي براي گرم کردن خانه و دور کرسي نشيني معمولا از شب يلدا، نخستين شب زمستان، شروع مي شد و تا پايان چلهً بزرگ - و در برخي خانواده ها تا پايان چلهً کوچک - ادامه داشت. اعضاي خانواده از کوچک و بزرگ، دور کرسي، که روي آن را ميوه و آجيل پوشانده بود، مي نشستند.   

  تا مي توان ز فرش چو کرسي جدا مباش      آتش به فرق ريز و مکن اختيار برف  ( ميرالهي همداني )

خوراک : در همهً جشن ها و آيين ها، در جامعه هاي ابتدايي يا متمدن، خوردن و آشاميدن بخشي از مشغوليت ها و سرگرمي هاي جمع را تشکيل مي دهد.  

براي شب يلدا، خوراک ويژاه اي نمي شناسم، و تهيه شام بستگي به وضع اقتصادي و روند تغذيه خانواده دارد. خوردني هاي ويژه شب يلدا ميوه هاي فصل تابستان چون خربزه، هندوانه، انگور، انار، سيب، خيار، به و مانند آن است. ميوه هايي که مي بايستي در اين شب تمامي آنها بجز سيب و به خورده شود و چيزي براي فردا، يعني فرداي زمستان باقي نماند. ميوه هايي را که شب يلدا بر آن مي گذشت نمي خوردند.   

به ياد دارم، تا سال 1323 که در کوهبنان ( از بخش هاي کرمان ) بودم، در خانهً روستايي ما، خربزه و هندوانه و انار را در انبار گندم مي گذاشتند و انگور را يا همچنان که بر درخت بود، در کيسه ها مي کردند و يا در جايي خنک به بند مي آويختند. و در شب يلدا تمامي آنها مي بايستي خورده شود.  

آجيل و شب چره که شامل دانه هايي چون گندم و نخود برشته، تخم هندوانه و کدو، بادام، پسته، فندق، کشمش، انجير و توت خشک است، در بسياري از شب نشيني ها، مهماني ها و گردش ها فراموش نمي شد. ولي در شب يلدا مي بايست ( و مي بايد ) بر سر سفره باشد. خوردني هاي شب يلدا، در واقع، ميوه و آجيل است نه غذا. برخي از خانواده ها در شب يلدا، پس از خوردن شام، براي شب نشيني شب يلدا به خانهً خويشاوند بزرگتر مي روند.

فال حافظ : يکي از رسم هاي شب يلدا، فال حافظ گرفتن است. اگر رسم ها و آيين هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ( که بايستي چنين باشد )، ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا - و نيز در تيرما سيزه شو ( جشن تيرگان در مازندران ) - در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است.   

فال حافظ گرفتن، در شب نشيني هاي زمستان و مناسبت هايي چون چهارشنبهً آخر ماه صفر، چهارشنبه سوري، شب سيزده صفر، بعد ازظهر سيزده بدر، تيرما سيزه شو ( جشن تيرگان در مازندران ) نيز از باورهاي همگاني است ر... و در شب يلدا گويا بيشتر وصف الحال است. ممکن است در شب يلدا، براي فال حافظ گرفتن، به خانً ملا و باسواد محل رفت :   

در روستاي کاورد دودانگه ساري، خواندن کتاب حافظ چندان رونقي ندارد. تنها در سال يک بار، آن هم در شب يلدا از ديوان حافظ فال مي گيريم. براي فال گرفتن غروب شب يلدا همسايگان و نزديکان، با آجيل و ميوه به خانهً ملاي ده مي رويم، که فال ما را گرفته و ببيند چه سرگذشتي دربارهً ما نوشته است. 

همه رسم ها و آيين هاي شب يلدا را ( بجز دور کرسي نشستن، که به اصطلاح نتوانسته است حرف خود را بر کرسي بنشاند ) تا آنجا که پژوهش ها اجازه مي دهد، در همهً شهرها و آبادي ها سراغ داريم.  

پژوهش و مطالعهً کمي دربارهً برگزاري آيين ها و رسم هايي که همگاني است و جنبهً خانوادگي دارد آسان نيست، و تنها مي توان نمونه هايي انگشت شمار را مشاهده و مطالعه کرد.  

امروز نمود برگزاري آيين و رسم شب يلدا را ميتوان در روزهاي بيست و نهم و سي ام آذرماه، در بازارها و فروشگاه هاي ميوه و آجيل فروشي ها ديد. اين خريدها تا پاسي از شب يلدا ادامه دارد. در آخرين لحظه ها نيز کساني را مي بينيم که از سر کار برگشته و ميوه هايي چون خربزه و هندوانه و انار را که به آساني نمي توان در بخچال نگهداري کرد، مي خرند.  

باشد که اين جشن و آيين، که در حد جشن نوروز و به روايتي، خود جشن نوروز و سال نو بوده، با وجود اشاعه و دگرگوني هاي فني و صنعتي امروز، به عنوان گوشه اي از نمودهاي فرهنگي و قومي و تاريخي اين مرز و بوم، به دست فراموشي سپرده نشود.

همهً شب هاي غم آبستن روز طرب است                        يوسف روز ز چاه شب يلدا آيد

شب است و گيتي غرق در سياهي

شب بلند است و سياهي پايدار ، ولي
باور به نور و روشنايي است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکي مي رهاند
و از دل شبهاي يلدا ، جشن مهر و روشنايي به ما ارمغان مي رساند
تيرگي هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاري نگه داريم .

*******************

آيا ميداني به چه دليل ما ايرانيان شب يلدا را پاس مي داريم؟

 

در ايران با ستان يعني7000 سال پيش از امروز که از چين تا يونان بوده است در طولاني ترين شب سا ل دردامنه کوههاي پامير(ميترا) چشم به جهان گشود و آن شب را  سبب تولد ميترا، يلدا نامگذاردند
ميتراي پيامبرکه ييامبر مهر است با پوشيدن لباس وکلاهي قرمز (همان کلاه قرمزي که بر سر پاپ امروز مي بينيم) به استمداد مستمندان ميشتافت و درنمي کوفت و هر آنچه که داشت بر پشت درِ خانه مستمندان مي نهاد بدون بجاي گذاشتن هيچ اثري از خود مبادا که آنها احساس شرمندگي کنند.

 

به همين دليل مردم آنزمان بر اين پندار بودند که کسي از آسمان ميايد، مهر ميايد و مهرباني را بر روي زمين گزارده و ميرود.
پارسيان از آن پس همواره زادروز اين پيامبر مهر را بمدت يک هفته بزرگ ميداشتند باروشن نمودن چراغهاي پي سوز و تزئين کاج سوزني وشيريني وتنقلات آنزمان جشن و پاي کوبي ميکردند.
اين سنت  بين ايرانيان همچنان ادامه پيدا ميکند تا زمان (پيام آور آئين بهي، زرتشت) که ايرانيان به دين زرتشت گرويدند و همچنان اين آئين را همواره گرامي داشتند.
درسنهء 600 پس از ميلاد مسيح درقستنطنيه يک کشيش والا مقام به نام (نيکولاس) وجود داشت که ايشان به ايران سفرهاي بسياري کرده بودند که در اوايل سلطنت انوشيروان عادل بوده است.
نيکلاس پس از باز گشت به قستنطنتنيه برگذاري اين آئين درايران را به آگاهي ديگر کشيشان رساند وچون براي زادروز عيسي مسيح مبداء تاريخي بخصوصي نداشتند زادروز ( سرور ميترا ) را براي عيسي مسيح درنظر گرفتند که با همان آئين ميترائي جشن خود را برگذارکردند.
و تاريخ ميلاد مسيح، همانند زادروز ميترا، براي مسيحيان به اين روز شد.

واينکه چطور اين تاريخ از 21 دسامبر به 24  منتقل شد بايد گفت که، چون که در آن زمان گاه شماري وجود نداشته بنابر اين روز در اين هفته انتخاب شده است که زياد جاي نکوهش باقي نمي ماند.

شب يلدا و جشن های دی ماه

شب قبل از فرا رسيدن نخستين روز دی ماه درازترين شب سال است و به آن شب يلدا يا شب چله می گويند. دی ماه را ايرانيان باستان خورماه نيز می گفتند. نخستين روز آن خرم روز است. اين روز و اين ماه هر دو به نام اهورمزدا نام گذاری شده بنابراين روز اول دی جشنی بزرگ است.

مراسم شب چله خانوادگی برگزار می گردد و هنوز همه مراسم آن پابرجاست. در اين بلندترين شب سال افراد دور و نزديک در منزل بزرگ خانواده گرد می آيند و با خوردن ميوه و آجيل شب را به شادی می گذرانند. خوردن هندوانه، خربزه، انار، سيب، و به و نيز انواع خشکبار، به خصوص آجيل شيرين و تخمه بو داده شور، در اين شب معمول است. يکی دو روز قبل از فرا رسيدن شب چله مردهای جوان خوانچه های آراسته ميوه را به خانه نامزدهای خود می فرستند و خود به مهمانی خانه عروس می روند. خانواده دختر نيز لباس و پارچه نبريده به جان آن هديه می فرستند.
خوانچه طبق مستطيل شکل چوبی است که روی آن را با سفره قلمکار يا ترمه می پوشانند و بر آن ظرف های بزرگ ميوه را، پيچيده در زرورق های رنگين و آراسته با گل و نوارهای مواج، می چينند. اين خوانچه را بر سر می گذراند و گاه چند مرد که هريک خوانچه ای بر سر دارند در پی يکديگر راهی خانه عروس می شوند. گرد آمدن شب چله دور کرسی با نقل خاطرات شيرين و خواندن کتاب های داستانی تا ديرگاه شب ادامه می يابد. در اين شب خوردن برف و شيره نيز معمول است.
بنابريک سنت ديرين، در نخستين روز دی ماه هر سال، پادشاه از تخت شاهی به زير می آمد و با جامه سپيد در صحرا بر فرشی سپيد می نشست. دربان ها و نگهبانان را مرخص می کرد و بارعام می داد. نيز با دهقانان و برزگران بر سر يک سفره می نشست و ايشان را برادر می ناميد و از غذای ايشان می خورد. اين جشن را نود روز نيز می گفتند زيرا ميان آن تا نوروز نود روز تمام فاصله است.
در روزهای هشتم، پانزدهم و بيست و سوم اين ماه نيز تطابق نام روز و ماه را جشن می گرفتند و معتقد بودند که آسمان در يازدهمين روز ماه دی آفريده شده است. سير سور يا جشن سير در روز چهاردهم دی ماه برگزار می شد. شانزدهمين روز دی ماه که به ايزدمهر منسوب بوده جشن و مراسم خاصی از شادخواری و شادکامی و رقص و موسيقی برپا می شده است. در افسانه های مربوط به اين روز اغلب از گاوی سخن می رود که فريدون با شير او پرورده شد. اين گاو برمايون نام دارد و احتمال داده اند که به معنی گاو پرمايه باشد. مناسبت جشن روز شانزدهم دی ماه را باز گرفتن فريدون از شير گاو و رها شدن گاوهای ايرانيان به وسيله فريدون از بند ضحاک گفته اند. آمده است که در شب اين جشن در آسمان گاوی از نور آشکار می شود که شاخهای او از طلا و پاهايش از نقره است. اين گاو گردونه ماه را به دنبال می کشد و حدود يک ساعت در آسمان می ماند. هرکس آن را ببيند و آرزويی کند، آرزويش برآورده خواهد شد.
در اين روز مردم برای تبرک، شير گاو می نوشند و معتقدند هرکس در بامداد اين روز پيش از سخن گفتن به بخورد و ترنجی را ببويد آن سال را به خوشی و در نعمت خواهد گذراند و از خشک سالی و بيچارگی و بدبختی در امان خواهد بود. باز برخی از ايرانيان معتقد بودند که در اين روز ضحاک جمشيد را کشت و براثر آن بر خانه های مردم بلا باريد. از همين رو، برخی از جوانان تمام شب بيدار می ماندند، به درخانه های مردم می رفتند، در می کوفتند و با آوازخوانی بلا را از صاحبان خانه بر می گرداندند. صاحبان خانه در را بروی آنان می گشودند و با آجيل و شيرينی از آن ها پذيرائی می کردند.
بنابر افسانه ای ديگر، جمشيد در اين شب پری زيبای رنگارنگی را ديد که بر گاو سپيدی سوار بود و دسته ای گل سوسن در دست داشت و گاه گاه آن را می بوييد. گاو از هفت فلز ساخته شده بود. زر، سيم، مس، قلع، آهن، سرب و روی. آن پری نام يکايک آدميان را بر زبان می آورد و صفات ايشان را بر می شمرد آنگاه از نور و روشنايی وجود خويش آن ها را بهره ور می ساخت. جمشيد از پری پرسيد " توکيستي؟" پری گفت " من بخت هستم و وجود خويش را بين مردم تقسيم می کنم." آنگاه از نظر پنهان گشت.
مراسم شب يلدا مراسمی بسيار کهن و مربوط به دوران پيش از زرتشت و شب زاده شدن ايزد مهر است. چه، اگر بتوان در طی سال شبی را در نظر گرفت که در آن ايزد مهر- ايزدی که خورشيد گردونه اوست- متولد شود، بايد آن شب در تاريکی و درازی از تمام شب های سال ممتاز باشد و چنين شبی همان شب يلدا ست. قرينه اين امر آن است که يلدا کلمه ای سريانی و به معنی " ميلاد" است. هنگام رواج آئين مهر در اروپا، مراسم شب يلدا با شکوه تمام برگزار می شد. هنگامی که مسيحيت، پس از کشتار بی رحمانه پی روان مهر، در اروپا رواج يافت، اوليای دين جديد پی بردند که برانداختن برخی سنت های آئين مهر ناممکن است و ياد آن هم چنان در خاطر مردم زنده خواهد ماند. از اين روی شب ميلاد ايزد مهر را به ميلاد مسيح بدل کردند که در ۲۵ دسامبر برگزار می شود. فاصله مختصری که ميان اين دو جشن وجود دارد بر اثر اشتباه محاسبه در تقويم پديد آمده و ميلاد مسيح همان شب يلدای پی روان مهر است که در ايران نيز گرامی داشت آن با رواج دين زرتشت نيز از ميان نرفته و هنوز هم مردم بی آن که علت آن را بدانند، آن شب را بزرگ می دارند.

شب يلدا (شب چله)؛ فلسفه، تاريخچه و ارتباط آن با کريسمس
 
ايرانيان قديم تعهد 
مي سپردند که هر سال 
يک درخت سرو تازه 
بکارند

 

    شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ايرانيان نزديك به 4 هزار سال است كه شب يلدا ــ آخرين شب پاييز و آذرماه ــ را كه درازترين و تاريكترين شب در طول سال است تا سپيده دم بيدار مانده، در كنار يكديگر خود را سرگرم كرده تا اندوه غيبت خورشيد و تاريكي و نيز سردي هوا روحيه آنان را تضعيف نكند و با به روشني گراييدن آسمان (حصول اطمينان از بازگشت خورشيد در پي يك شب طولاني و سياه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب رفته و لختي بيآسوده اند.
     پيشتر، ايرانيان (مردم سراسر ايران زمين) روز پس از شب يلدا (يكم دي ماه) را «خور روز» و «ديگان = دي گان» مي خواندند و به استراحت مي پرداختند و تعطيل عمومي بود. در اين روز عمدتا به اين لحاظ از كار دست مي كشيدند كه نمي خواستند احيانا مرتكب بدي كردن شوند كه ميترائيسم ارتكاب هر كار بد، ولو كوچك را در روز تولد خورشيد گناهي بزرگ مي شمرد. 
    «هرمان هيرت» زبانشناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبيقي زبانهاي آريايي را نوشته است كه پارسي از جمله اين زبانها است نظر داده كه «دي» به معناي «روز» به اين دليل بر اين ماه ايراني گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشيد است. بايد دانست كه انگليسي يك زبان گرمانيك (خانواده زبانهاي آلماني) و ازخانواده بزرگتر زبانهاي آريايي (آرين) است. هرمان هيرت در آستانه «دي گان» به دنيا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشيد بود، مباهات بسيار مي كرد.
    فردوسي به استناد منابع خود، يلدا و «خور روز» را به هوشنگ از شاهان پيشدادي ايران ( كيانيان كه از سيستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در اين زمينه از جمله گفته است: 
    
 

 

    
     كه ما را ز دين بهي ننگ نيست
    
     به گيتي، «به» از دين هوشنگ نيست
    
     همه راه «داد» است و آيين مهر
    
     ..... نظر كردن اندر شمار سپهر 
    
    آداب شب يلدا در طول زمان تغيير نكرده و ايرانيان در اين شب، باقيمانده ميوه هايي را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات مي خورند و دور هم گرد هيزم افروخته و بخاري روشن مي نشينند تا سپيده دم بشارت شكست تاريكي و ظلمت و آمدن روشنايي و
    گرمي (در ايران باستان، از ميان نرفتن و زنده بودن خورشيد كه بدون آن حيات نخواهد بود) را بدهد، زيرا كه به زعم آنان در اين شب، تاريكي و سياهي در اوج خود است.
    «خور روز (دي گان)، يكم دي ماه» در ايران باستان درعين حال روز برابري انسانها بود. در اين روز همگان از جمله شاه لباس ساده مي پوشيدند تا يكسان به نظر آيند و كسي حق دستور دادن به ديگري را نداشت و كارها داوطلبانه انجام مي گرفت، نه تحت امر. در اين روز جنگ كردن و خونريزي، حتي كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. اين موضوع را نيروهاي متخاصم ايرانيان مي دانستند و در جبهه ها رعايت مي كردند و خونريزي موقتا قطع مي شد و بسيار ديده شده است كه همين قطع موقت جنگ، به صلح طولاني و صفا انجاميده بود.
     واژه «يلدا» از دوران ساسانيان كه متمايل به بكار گيري خط سرياني (الفباي از راست به چپ) شده بودند بكار رفته است. «يلدا » همان "ميلاد" به معناي زايش، زادروز يا تولد است كه از آن زبان سامي وارد پارسي شده است. بايد دانست كه هنوز در بسياري از نقاط ايران مخصوصا در جنوب و جنوب خاوري براي ناميدن بلندترين شب سال ، به جاي شب يلدا از واژه مركب شب چله ( 40 روز مانده به جشن سده ــ شب سياه و سرد ) استفاده مي شود.
    مراسم شب يلدا (شب چله) از طريق ايران به قلمرو روميان راه يافت و جشن «ساتورن» خوانده مي شد. جشن ساتورن پس از مسيحي شدن رومي ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه يافت كه در همان نخستين سده آزاد شدن پيروي از مسيحيت در ميان روميان، با تصويب رئيس وقت كليسا، كريسمس (مراسم ميلاد مسيح ) را 25 دسامبر قراردادند كه چهار روز و در سالهاي كبيسه سه روز پس از يلدا (شب 21 دسامبر) است و مفهوم هر دو واژه هم يكي است. از آن پس اين دو ميلاد تقريبا باهم بر گزار مي شده اند. آراستن سرو وكاج در كريسمس هم از ايران باستان اقتباس شده است، زيراكه ايرانيان به اين دو درخت مخصوصا سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاريكي و سرما مي نگريستند و در «خور روز» در برابر سرو مي ايستادند و عهد مي كردند كه تا سال بعد يك نهال سرو ديگر كشت كنند.

یلدا؛ بهانه‌ای برای گفت‌و‌گو با اعضای خانواده

بنا به دلایل متعدد منطقی و غیر منطقی فرصت گفت‌و‌گویمان با اعضای خانواده‌مان کمتر شده است. همین مسئله مشکلات زیادی را برای ما بوجود آورده است که از جمله آن می‌توان به فقر محبت در خانواده‌های اشاره کرد و احساس تنهایی و فاصله عاطفی و...

جام جم سرا: یکی از راه‌های افزایش صممیت در خانواده‌ها ایجاد فرصت‌هایی برای گفت‌و‌گو در فضای مناسب بین اعضاء خانواده است.

در تحقیقی که چند سال قبل داشتم میانگین زمان گفت‌و‌گو در میان خانواده‌های ایرانی ۱۵ دقیقه بود البته الان فکر می‌کنم این زمان کمتر هم شده باشد. چون این روز‌ها ماهواره، وایبر، تانگو، اینترنت و... جای همصحبتی حتی با اعضای خانواده‌ها را هم گرفته‌اند.

نمی‌دانم آخرین زمانی که با همه اعضاء خانواده با هم صحبت صمیمی داشتید چه زمانی بود؟ راجع به چه موضوعی بود؟ چقدر در رابطه با خودتان بود، چقدر در رابطه با دیگران؟ کجا با هم صحبت کردید؟ چقدر طول کشید؟ نتیجه چه شد؟... ولی این را می‌دانم که اگر فرصت‌های با هم بودن با صحبت‌های شیرین و دلنشین همراه باشد ما را تشنه محبت دیگران نخواهد کرد.

شاید بخواهید بگویید که دلت خوش است؟ باور کنید که داشتن دل خوش به نوع نگاه ما به زندگی بر می‌گردد. هیچ کسی نیست که مشکلی نداشته باشد و همه امور زندگی‌اش همیشه بر وفق مرادش باشد. هر کسی مشکلات و گرفتاری‌های خاص خودش را دارد ولی نوع برخورد ما با مشکلات، تعیین کننده سبک زندگی ماست.

کاهش زمان گفت‌و‌گو یا فقدان آن در خانواده موجب می‌شود تا فاصله عاطفی بین آنان افزایش یابد و فقر محبت جایگزین غنای محبت درخانواده‌ها گردد. فقری که بعد‌ها با پول، بخشنامه و... نمی‌توان آن از بین برد و آثارش در جای جای زندگیمان باقی خواهد ماند. احساس تنهایی، بی‌توجهی، سوء تفاهم‌ها و...

بیاییم فرصت صحبت کردن با هم را از دست ندهیم. گفت‌و‌گوی خوب در زندگی و افزایش صمیمیت و صحبت بین اعضاء خانواده «معجزه» می‌کند؛ معجزه‌ای که هیچ گاه مزه و طعمش را فراموش نخواهیم کرد. معجزه‌ای که موجب می‌شود گرمای صفای خانواده ما را برای رسیدن به خانه و بودن با اعضاء خانواده ترغیب کند. دیگر خانه را خوابگاه ندانیم.

البته کیفیت گفت‌و‌گو هم بسیار مهم است. چند وقت پیش، شب رفته بودم منزل یکی از دوستان تا کتاب‌هایی را از ایشان بگیرم. رفتم و چای خوردم. در همین هنگام از گرفتاری‌هایی که داریم و موجب می‌شود کمتر خانه باشیم صحبت شد. همسر دوستم به این موضوع اشاره کرد که شرایط ز ندگی امروز سخت شده و لازم است تا زمان بیشتری برای کار بگذارید ولی فراموش نکنید که کیفیت حضور شما‌ها در منزل بسیار مهم و تاثیر گذار است.

بیاییم به بهانه شب یلدا که بلندین شب سال است و یکی از فرصت‌های شب نشینی و گفت‌و‌گو است موثر‌ترین راه افزایش محبت بین خودمان، که‌‌ همان گفت‌و‌گوی سازنده و با نشاط است را سر لوحه زندگیمان قرار دهیم. یلدا بر شما مبارک

برخی به آن اعتقاد ندارند و اصولا دل بستن به چنین مستمسک‌هایی را به ویژه در دنیای مدرن کاری عاقلانه نمی‌دانند. برخی اما پس از گذشت قرن‌ها جای آن‌را در مراسم ایرانی و باستانی خود خالی نمی‌کنند و هنوز تفال می‌زنند؛ تفال به حافظ؛ دیوانی از شمس‌الدین محمد از قرن هشتم قمری؛ یادگاری برای طولانی‌ترین شب سال؛ یلدا.

برخی کار‌شناسان به‌رغم اینکه اعتقاد به فال حافظ را برای یک انسان قرن بیست و یکمی منطقی نمی‌دانند اما آن‌را وسیله‌ای می‌دانند برای بازخوانی و دوباره‌خوانی شعر حافظ، فراموش نشدن این کتاب، زنده نگه داشتن زبان فارسی و حفظ سنت‌های ایرانی.

محمد بقایی ماکان هم بر این اعتقاد است. این نویسنده، پژوهشگر و مترجم حوزه‌ی ادبیات فلسفه و اقتباس‌شناسی در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایلنا؛ با شرحی اجمالی از سنت‌های ایرانی در شب یلدا، به بررسی رسم تفال به دیوان خواجه‌ی حافظ شیرازی که هنوز در طولانی‌ترین شب ایرانیان انجام می‌شود، می‌پردازد.

بیدارنشینی ایرانیان و برآمدن خورشید؛ احترام به نور

بقایی ماکان می‌گوید: سنت‌های ایرانی در مناسبت‌های مختلف خود را می‌نمایانند که یلدا یکی از آن‌هاست.

او توضیح می‌دهد که: ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن می‌نویسد؛ بسیاری از سنت‌های ایرانی همچنان در طول تاریخ راه پیموده‌اند و تا امروز در میان جامعه ایرانی به‌صورت‌های نوین مورد توجه قرار دارند که از جمله آن‌ها یلداست. به عقیده‌ی ویل دورانت میترائیسم همچنان خود را بر صورت خورشید بر گرد صورت قدسیان می‌نماید.

بقایی، مشخص‌ترین میوه‌های سفره‌ی این شب را انار و هندوانه می‌داند که هر دو سرخ رنگ‌اند. سرخی نهفته در وداع میترا با آفریدگان. او همچنین بیدارنشینی ایرانیان را تا سپیده‌دم و برآمدن خورشید را احترامی می‌داند که فرهنگ ایرانی به نور می‌گذارد چراکه لطیف‌ترین عنصر در تشبیه به ذات خالق جهان است و در همه‌ی ادیان بزرگ؛ این تشبیه بیان شده است.

سهروردی نیز در حکمت اشراق عالی‌ترین نور را «نورالانوار» می‌نامد که درواقع برگردان ترکیب «شیدان شید» در فرهنگ ایران باستان است. بقایی بنا به همین اعتبار می‌گوید: سنت‌های ایرانی در جریان هزاره‌ها به صورتی نو تغییر شکل داده‌اند که هسته‌ی مرکزی آن‌ها‌‌ همان باور‌ها، دیدگاه‌ها و اسطوره‌های کهن است که نمونه‌های دیگرش را در آیین‌های نوروزی دیده‌ایم.

یلدا؛ زیبا‌ترین نماد هویت ایرانی

تغییر سنت‌ها در طول تاریخ همیشه جریان داشته است. چیزی که این نویسنده این‌گونه تعبیرش می‌کند: براساس تحولات فرهنگی؛ تغییراتی در سنت‌ها ایجاد شده و شاخ و برگ‌های تازه‌ای بر تنه‌ی اصلی آن‌ها اضافه می‌شود که درواقع با مذاق انسان‌های جدید‌تر سازگارتر می‌‌شود.

بعدهم می‌گوید: از آنجا که حافظ فقط نماد شعر فارسی و درواقع بخشی از هویت ایرانی‌ست نه تنها در شب یلدا بلکه در میان جامعه‌ی ایرانی حضوری والا و مشخص دارد و در هر محفلی به نوعی مطرح است. شب یلدا یکی از زیبا‌ترین آن‌هاست.

غزل حافظ وقف روح و روان انسان و مکنونات قلبی

اینکه چرا به دیوان خواجه‌ی شیراز تفال می‌زنند؛ بقایی در توضیح آن می‌گوید: غالب غزل شامل ابیات مستقلی است که در هریک مضمون و اندیشه‌ای متفاوت مطرح می‌شود که به‌طور طبیعی می‌تواند در یک جمع؛ شامل احوال افراد مختلف شود. از سوی دیگر غزل حافظ؛ وقف روح و روان انسان و مکنونات قلبی اوست و به قول خواجه؛ هرکسی به قدر دانش خود از آن ادراک می‌کند:

تو را چنان که تویی هر نفس کجا بیند/ به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک

از بهانه‌ برای شیرین کردن محفل تا عاملی مهم در پیوند اقوام 

دیوان حافظ در شبی که اعضای خانواده؛ یک به یک گردهم آمده و میوه‌های سرخ را در میانه‌ی سفره‌های محرمانه‌ی خود می‌چینند و لب به داستان‌سرایی و گاه زمزمه می‌گشایند؛ بیشترین عنصر هماهنگ‌کننده‌ی فرهنگ‌هاست.

بقایی این راز را چنین توصیف می‌کند: برای برخی که اعتقادی به تفأل ندارند؛ حافظ بهانه‌ای‌ست برای شیرین کردن محفل و مذاق‌ها. این رسم به تنهایی عامل مهمی در پیوند اقوام ایرانی‌ست تا در شبی طولانی در میانه‌ی همه‌ی شب‌های سال؛ ایرانیان را با هر عقیده و مسلک و اندیشه‌ای به‌هم پیوند بزند. از پیرمرد پابرهنه‌ای که در سواحل گرم خلیج‌فارس سر می‌کند تا زنان پا به سن گذاشته‌ای که در شالیزارهای لنگرود و رودسر میانه‌ی آب؛ برنج نشاء می‌کنند یا دخترکان دستار به‌سر بسته‌ی ترکمن و صحرانشینان چوخه‌پوش. همگی با حافظ پیوند می‌‌خورند. این‌‌ همان تاثیری است که ما در دیگر سنت‌های ایرانی مانند سیزدهم نوروز، سفره‌ی هفت‌سین و دیگر موارد نیز شاهدیم.

اصلی‌ترین شکل تفال

مترجم حوزه‌ی ادبیات؛ فلسفه و اقتباس‌شناسی؛ شکل اصلی تفال را جستجوگری میان غزل‌های حافظ می‌داند و معتقد است شکل‌های دیگر تفال به حافظ مثل فال کوزه بیشتر جنبه‌ی امروزی‌تر داشته و چیزی‌ست که بیشتر نسل جوان از رسانه‌هایی مثل تلویزیون یاد گرفته‌اند. رفتاری ابتدایی‌تر و بازاری‌تر با غزل‌های حافظ که می‌تواند جنبه‌ی تفریح و شوخی داشته باشد.

از گوته تا مردم کوچه و بازار

می‌گویند بعداز کتاب آسمانی؛ در خانه‌ی هر ایرانی؛ حتما نسخه‌ای از دیوان حافظ وجود دارد. اقبالی که ایرانیان به مناسبت‌های مختلف به دیوان حافظ دارند نشان از علاقه‌ و توجه ایرانیان به این کتاب است. بقایی؛ این توجه را خواسته‌ای والا تعبیر می‌کند که ریشه در معانی عمیق و اندیشه‌های همیشه ماندنی حافظ دارد که هر کسی را در هر سطح آگاهی و دانش، مجذوب خود می‌کند. از گوته که یکی از پنج غول تفکر در تاریخ بشریت است تا مردم کوچه و بازار که از خواندن حافظ لذت می‌برند گو اینکه چندان درک عمیقی از آن برایشان ممکن نباشد.

دلایل جهان‌شمولی حافظ؛ لفظی خوش‌آهنگ و معانی عمیق

دلیل جذابیت و جهان‌شمولی حافظ چیست؛ بقایی ماکان اعتقاد دارد: سروده‌های حافظ نه تنها دربرگیرنده‌ی معانی عمیق و اثرگذار است که به لحاظ لفظی یکی از خوش‌آهنگ‌ترین نمونه‌های شعر در زبان فارسی است و این دو عامل مهم که هماهنگی لفظ و معناست درکنار شگردهای صنایع شعری، سبب گرایش فارسی‌زبانان نه در ایران که در محدوده‌ی ایران فرهنگی و هر جایی که فارسی‌زبانی هست؛ می‌شود تا آن‌ها هم بدون شعر حافظ؛ روزگار نگذرانند.

بقایی در توضیح جهان‌شمولی حافظ هم می‌گوید: در اکثر خانه‌های مردم بنگلادش، هند، پاکستان، ترکیه، افغانستان، تاجیکستان و به‌طور کلی کشورهای آسیای مرکزی و خاورمیانه و اکثر کشورهای عربی؛ اشعار حافظ مورد توجه‌اند. حتی برخی از غزل‌ها که به زبان‌های دیگر ترجمه شده؛ در کشورهای غیرفارسی زبان هم طرفداران خاص دارد.

اختلاف طبقاتی معنا ندارد

برخی؛ حافظ را با فال حافظ می‌شناسند. از کودکان کار فال به دست تا مجلات عامیانه یا مجریان شبکه‌های ماهواره‌ای و سایت‌هاو وبلاگ‌ها. اما چه کسانی می‌توانند با این اثر ارتباط روحی یا ذهنی برقرار کنند و به تفال چه کسانی می‌توان اعتماد کرد؟، بقایی ماکان پاسخ می‌دهد: همه‌ی طبقات به حافظ گرایش دارند و اینکه حافظ در طبقات پایین هم وجود دارد دلیل بر بی‌اهمیت بودن شهرتش نیست. زیرا شعر او باب مذاق همه طیف‌هاست و می‌تواند افرادی را که به لحاظ دانش و تسلط بر زبان فارسی در حد بالایی نیستند را هم جذب کند.

ساقی سیم‌ساق من گر همه درد می‌دهد/ کیست که تن چو جام می‌جمله دهن نمی‌کند

کدامین شنونده با کلماتی این‌چنین و بازی تا این اندازه زیبا با حروف و کلمات؛ مجذوب حافظ نمی‌شود و هوس ورق زدن آن به ذهنش خطور نمی‌کند تا باب میل خود در دنیای خیال شاعر فرو رود.

آنگونه که بقایی ماکان می‌گوید؛ انسانی که در قرن بیست و یکم زندگی می‌کند؛ گاه نیازمند گفتگوی میان دل خود با اهل دلی‌ست که به او ایمان دارد. پاره‌ای اوقات گفته‌هایش را می‌خواند تا در آن تعقل کند و پاره‌ای اوقات آن را می‌خواند تا دل ناآرامش را با آن آرام کند. و این هر دو ارزشمند است. گروه دوم همان سنتی‌ را زنده نگاه می‌دارند که در شب‌ یلدا و آغازین روزهای بهاری رسم است. رسمی که با دید و بازدید و ابراز محبت و هدیه دادن همراه است.

خواص میئه های شب یلدا

مردم ایران هم طبق سنت هر ساله، کالاهایی را برای شب یلدای خود خرید می‌کنند. برآوردها نشان می‌دهد قیمت یک سبد یلدایی84 هزار تومان تمام می‌شود.

به گزارش مهر، در این میان فروشندگان آجیل و خشکبار و میوه نیز خود را برای فروش کالا به مشتریان آماده می‌کنند. اگرچه کالاهای یلدایی در بازار این روزها با تقاضای بالایی مواجه می‌شود، اما فاکتور قیمتی نیز عاملی است که فروشندگان خود را برای تنوع آن آماده کرده اند تا شاید بتوانند مشتریان بیشتری جذب کنند.
بیش از همه بازار خرید انار و هندوانه و البته فروش در قالب‌های مختلف و با نرخ‌های متفاوت، رواج زیادی یافته است؛ از دست فروشان و چرخ به دستان گرفته تا میادین میوه و تره بار و وانت بارهایی که در سطح شهر انار و هندوانه یلدا را فریاد می‌زنند. در عین حال، مغازه‌های سطح شهر، در شمال و جنوب پایتخت تلاش دارند تا با رنگ و لعاب بخشیدن به میوه‌های خود و البته چاشنی قیمت مناسب، فروش بیشتری داشته باشند.
فروشندگان آجیل و خشکبار در بازار بزرگ تهران می‌گویند، اگرچه قیمت بالا رفته است اما تقاضا همچنان وجود دارد. اگرچه ممکن است برخی مردم به دنبال آجیل با قیمت مناسب باشند تا هم به نوعی مراسم این شب را به جا بیاورند و آجیل شیرین شب یلدا را در خانه های خود داشته باشند و هم البته پول زیادی را بابت آن نپردازند.
یکی از فروشندگان آجیل و خشکبار بازار تهران در گفتگو با مهر می گوید: امسال رنج قیمتی آجیل شیرین شب یلدا از ۳۰ هزار تومان آغاز شده و حتی تا ۵۵ هزار تومان هم قیمت‌گذاری شده است، البته تلاش ما این است که بتوانیم برای مشتریان طیف کیفی و البته قیمتی متفاوتی را عرضه کنیم.
او می افزاید: مردم اغلب به دنبال حد متوسط آجیل شب یلدا هستند، چراکه افرادی که برای خرید آجیل شب یلدا مراجعه می‌کنند، کسانی هستند که به هرحال تکمیل بودن اقلام یلدایی برای آنها مهم است، اما به هرحال فاکتور قیمتی را نیز نباید از نظر دور داشت، این در حالی است که حجم خرید مردم کمتر شده است، یعنی اگر در سال‌های قبل، یک خانواده یک کیلوگرم آجیل خرید می‌کرد، امسال باز هم خرید می کند اما حجم کمتری را به خانه خود می‌برد، یعنی سطح خرید خود را به عنوان مثال از یک کیلوگرم به ۷۰۰ گرم کاهش داده است.
در این میان، خریداران آجیل شب یلدا به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ افرادی که در کنار مهم بودن اینکه آجیل شب یلدا در سبد اقلام یلدایی شان وجود داشته باشد، اما به کیفیت نیز اهمیت بسیاری می دهند و به سمت خرید آجیل‌های مرغوب می‌روند و دسته دوم، آنهایی که در کنار مهم بودن آجیل شب یلدا برایشان، به فاکتور قیمتی توجه دارند، این در شرایطی است که رنج قیمتی که این افراد عموما خرید می کنند، آجیل با رنج قیمتی ۳۰ تا ۳۵ هزار تومان است.
مصطفی احمدی، رئیس اتحادیه آجیل و خشکبار تهران با اشاره به قیمت آجیل و خشکبار در شب یلدا گفت: هر کیلو گرم آجیل معمولی شب یلدا ۲۲ هزار تومان و آجیل مرغوب ۳۸ هزار تومان قیمت دارد، البته آجیل اعلا هم عرضه می‌شود که به مراتب قیمتی بالاتر از آجیل مرغوب دارد تا مرز ۵۰ هزار تومان هم می‌رسد.
وی افزود: آجیل و خشکبار قیمت مصوبی ندارد و تابع عرضه و تقاضا است، این در حالی است که این تفاوت قیمت ناشی از میزان اقلام مخلوط در آجیل شب یلدا است.
در کنار آجیل شب یلدا، هندوانه و انار نیز مشتریان خاص خود را دارد، البته شیرینی را نیز نباید از یاد برد. هم اکنون قیمت هندوانه رنج‌های متفاوتی دارد که از کیلویی ۱۲۵۰ تومان گرفته تا حتی ۳۰۰۰ تومان نیز در مناطق مرکزی شهر تهران به فروش می رسد.
برخی اخبار غیررسمی حکایت از هندوانه های ۵ هزار تومانی نیز در شمال شهر تهران وجود دارد که به گفته فروشندگانشان، این نوع هندوانه تضمین شده قرمز و به اصطلاح خودشان به شرط چاقو است.
انار هم طیف قیمتی متفاوتی دارد، حتی رنج قیمتی انار در برخی مغازه های سطح شهر به ۸ هزار تومان هم رسیده که به گفته فروشندگانشان، این نوع انارها خاصیت دارویی داشته و به انار سیاه معروف است و البته دانه های بسیار خوشرنگ و شیرینی هم دارد و به درد شب یلدا می خورد.
هم اکنون در میدان بارفروشان قیمت هر کیلوگرم هندوانه دزفول ۶۰۰ تومان، هندوانه میناب ۱۵۰۰ تومان است، اما در مغازه های سطح شهر، انار کاشان ۵۰۰۰ تومان، انار ساوه ۴۵۰۰ تومان و انار شیراز ۳۸۰۰ تا ۴۵۰۰ تومان است. البته هندوانه های معمولی رنج قیمتی ۲۵۰۰ تومان تا ۳۵۰۰ تومان دارند.
در کنار میوه و آجیل شب یلدا، شیرینی هم مشتریان خاص خود را دارد که اگرچه قیمت آن تغییری نداشته است، اما به هرحال یکی از کالاهایی است که در سبد مصرفی مردم برای شب یلدا، کاربرد دارد.
در حال حاضر قیمت هر کیلوگرم شیرینی تر ساده ۱۲۵۰۰ تومان، شیرینی تر دسر ۱۵۵۰۰ تومان، انواع شیرینی خشک در محدوده قیمتی 11 هزار تومان تا 14 هزار تومان بستگی به انواع مغزی که در این شیرینی ها استفاده می‌شود، است.
در عین حال، اگر یک سبد یلدایی را شامل یک کیلوگرم آجیل 40 هزار تومانی، دوکیلوگرم انار 4 هزار تومانی، دو کیلوگرم هندوانه 2500 تومانی، یک کیلوگرم شکلات ایرانی 10 هزار تومانی، یک کیلوگرم پرتقال 2800 تومانی، یک کیلوگرم سیب 3500 تومانی، یک کیلوگرم خیار 2800 تومانی و یک کیلوگرم شیرینی خشک 12 هزار تومانی در نظر بگیریم، قیمت این سبد کالایی حدود 84 هزار تومان خواهد شد.
خواص علمی میوه‌های شب یلدا
مصرف هندوانه از بروز حملات آسم، سرطان کولون و حتی آرتروز جلوگیری کرده و به علت خواص آنتی اکسیدانی مانع بروز برخی از انواع سرطان می‌شود.
انگور که به همراه انار و هندوانه میل می‌شود، کاهش دهنده فشار خون است و به دلیل وجود آنتی اکسیدان‌های بسیار قوی از پیشرفت بیماری آرتروز جلوگیری می‌کند.
انار نیز مانند هندوانه باید در شب یلدا خورده شود. این میوه زمستانی دارای خواص بسیار است به نحوی که مصرف یک انار حدود 15درصد از نیاز افراد را به ویتامین C و دو درصد از نیاز روزانه به آهن را بر طرف می کند.
پسته: در پسته مقادیر زیادی آهن و کلسیم است که برای افراد دچار کم خونی می تواند موثر باشد.
بادام: این مغز از نظر تغذیه ای ارزش غذایی بسیاری دارد به طوری که هر 100گرم از آن حاوی 21 گرم پروتئین بوده و بیشتر از بادام زمینی به عنوان منبع مناسبی از پروتئین محسوب می گردد. به علاوه در این مغز در حدود 240 میلی‌گرم کلسیم وجود دارد که می تواند توسط افرادی که در معرض پوکی استخوان هستند و قادر به مصرف شیرنیستند، استفاده شود.
فندق: مصرف این مغز برای افراد مستعد به بیماری های قلبی و پوکی استخوان بسیار مناسب است. به طور کلی، متخصصان تغذیه مصرف مخلوط این مغزها را در حجم کم توصیه می نمایند تا یک وعده غذای کامل به بدن برسد.
توت و انجیر: توت یکی از خشکبار مناسب به خصوص برای افرادی است که در حال کاهش وزن هستند
 

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid