محل تبلیغ شما

گفتني‌ها كم نيست، ديدني‌ها كم شده

1393/9/21

شرق:نازنین متین نیا

نشر این خبر با ذکر منبع: www.sarzaminjavid.com بلامانع است 

يك‌وقت‌هايي هم اين‌طور مي‌شود؛ اين‌طور كه در فضاي مجازي هيچ صداي مشترك دسته جمعي بين كاربرها وجود ندارد و هركسي درباره هرچيزي كه دلش مي‌خواهد حرف مي‌زند.
همچين وقت‌هايي، همه‌چيز شبيه دنياي واقعي مي‌تواني درباره اتفاق‌هاي مختلف بخواني و فريادهاي «ما بهتريم و دوستامون»، شنيده نمي‌شود. اين‌طور مي‌شود كه در هفته گذشته، مي‌بيني كه عده‌يي مشغول شمردن تعداد صفرهاي اختلاس ١٢ هزار ميلياردي هستند، عده‌يي ديگر دنبال جوك‌هايي مي‌گردند كه با اسم و فاميل آدم‌ها بازي كرده و به آن مي‌خندند، عده‌يي با يكديگر درباره آزادي بيان حرف مي‌زنند و اينكه آيا بايد به مخالفي كه هميشه و همواره تريبون قدرتمند خودش را داشته، اجازه حرف زدن از تريبون ديگري هم داد يا نه و در نهايت عده‌يي هم براي خودشان موسيقي و فيلم معرفي مي‌كنند. اين هفته همه سرگرم خود بودند و حتي جمله كوبنده حسن روحاني درباره فساد و گروهي كه همه‌چيز در دست دارد هم نتوانست  اين جو آرام هركسي به كار خويش را بهم بزند.
رييس‌جمهور مدت‌ها بعد از ورود به خيابان پاستور، بالاخره دست از گزارش مشكلات و بحران‌هايي كه مديريت دولت گذشته به وجود آورده و ضربه‌هايي كه زده برداشت و درباره مشكلات فعلي حرف زد. جمله‌يي كه جز چند استتوس ساده «روحاني متشكريم» و «اگر اطلاعات، توپ و سرمايه را يكجا جمع كنيم ابوذر و سلمان هم فاسد مي‌شوند» و حرف‌ها و تحليل‌هايي ساده، هيچ‌واكنش ديگري نداشت و تعداد كمي هم فقط پرسيدند، حالا با اين فساد چه برخوردي مي‌شود؟
 به اين ترتيب، روزهاي خنثاي فضاي مجازي، بعد از يك ماه التهاب و موج، شروع شد. انگار آدم‌ها، خسته از بحث‌ها و جنگيدن در جبهه‌هاي مختلف، احتياج به رخوتي دارند كه حتي با سخنراني مهم رييس‌جمهور و حتي خبري به اهميت اختلاس ١٢ هزار ميلياردي، نمي‌شكند و هركسي سر در لاك خود، جامعه، سياست، اخبار و همه آنچه تا ديروز شأن و منزلت فضاي مجازي را مي‌ساخت، رها كردند و سردرگريبان، ترجيح مي‌دهند به بازي با اسم و فاميل آدم مشهورها بخندند و روح‌شان را تازه كنند. ديگر نه كسي به اين توجه مي‌كند كه سخنراني رييس‌جمهور بعد از حدود يك سال و نيم از رياستش، يكي از مهم‌ترين سخنراني‌هاست يا تا امروز، ١٢ هزار ميليارد تومان پول از سرمايه ملي، از دست رفته.
اين بي‌علاقگي و سكوت نسبي، دقيقا در روزهايي اتفاق مي‌افتد كه تكليف مذاكرات هسته‌يي هم نامشخص است و با بالا رفتن قيمت نان و دلار، آدم‌ها در زندگي واقعي نگران آن چيزي هستند كه معيشت مي‌خوانند. درگيري‌هاي واقعي زندگي، توان معاشرت و بازي در جبهه‌هايي مجازي را كم مي‌كند و همين مي‌شود كه رنگ و بوي دنياي مجازي بااهميت، خنثي مي‌شود. شرايطي كه اتفاقا برعكس هميشه، چندان خوب نيست و واكنش جمعي و خواست مردمي، مي‌توانست رنگ و بويي ديگر به تلاش روحاني براي مديريت صريح، كارآمد و تاثيرگذار بدهد. اما ضربه‌ها بر جسم بي‌رمق، هيچ تكاني وارد نمي‌كند؛ چون حتي آدم مجازي‌ها هم براي تكان خوردن و سرذوق آمدن، به جز نشانه‌ها و حرف‌هاي مجازي، به نشانه‌ها و اتفاقات واقعي نيازمندند.
 تا وقتي كه نان گران باشد، حتي خبر دستگيري مديران درگير اختلاس ١٢ هزار ميلياردي يا وعده دادگاه بابك زنجاني هم، تغييري ايجاد نمي‌كند. واقعيت اين است كه هيچ‌كسي به اندازه آدم‌هاي دنياي مجازي، نمي‌داند كه حرف‌هاي خوب، وعده‌هاي دوست‌داشتني، خبرهاي خوشايند و... تا وقتي كه در دنياي واقعي نشانه‌يي نداشته باشند، فقط واژه‌هايي بي‌كاركرد به حساب مي‌آيند و براي همين است كه در چنين روزهايي وقتي مي‌بينند كه جمع دوستان و آشنايان به شوخي با اسم و فاميل، به خنده مي‌افتند، ترجيح مي‌دهند كه روي اين شوخي‌ها سرمايه‌گذاري كنند تا اينكه خبرها و حرف‌ها را بخوانند و تحليل كنند و در مقابل واكنشي خنثي و سرد مثل «خب كه چي؟»، «حالا كه چيزي نشده» و... ببينند.
كاربران واقعي دنياي مجازي خيلي وقت است كه مي‌توانند اين بازي سرمايه‌گذاري را روي اتفاقات و خبرها و حرف‌ها به خوبي انجام بدهند و الگوي ثابت پيشين هم نشان داده؛ هميشه برنده آن كسي كه مي‌داند، در نهايت تاثير در دنياي واقعي برنده ميدان است.