محل تبلیغ شما

ادبيات فارسي رادربرنامه درسي دريابيد!

1393/7/27 02:18:04

هماي گو مفكن سايه شرف هرگز

در آن ديار كه طوطي كم از زغن باشد

همان‌طور كه مي‌دانيم برنامه درسي يكي از حوزه‌هاي معرفت بشري است و از موضوعات مهم نظام تعليم و تربيت هر كشور محسوب مي‌شود. از آنجا كه تعليم و تربيت كوششي منظم و حساب شده است و برخي طرح‌ها براي هدايت چنين كوششي ضروري به نظر مي‌رسد، حال با توجه به ضرورت و حساسيت آن نبايد بي‌گدار به آب زد.

در تعريف برنامه درسي آمده است: برنامه درسي به مجموعه‌يي هماهنگ از اهداف، سرفصل‌ها، محتواي دروس و روش‌هاي تدريس و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي اطلاق مي‌شود. (حسيني1384:22) اما از نظر تاريخي همچنين در حال حاضر، مفهوم متداول برنامه درسي عبارت است از: «موضوعات مواد درسي كه بايد به وسيله معلم تدريس شده و به وسيله فراگير ياد گرفته شود». (حسيني 1384:19). برنامه درسي با اين مفهوم در نظريه‌هاي فراواني در ارتباط با اصول گزينش، تسلسل و جايگزيني كلاسي موضوع درسي در كلاس و سال تحصيلي مناسب منعكس شده است.

تا قبل از شروع آموزش نوين در ايران تعليم و تربيت عمدتا در مكتبخانه‌ها صورت مي‌گرفت. مكتبخانه‌ها در سراسر كشور پراكنده بودند و اداره آنها را روحانيون و علماي مذهبي بر عهده داشتند و برنامه آموزشي و درسي منظم و يكساني بر آنها حكمفرما نبود. در هر مكتبخانه، خود ملا نوع مواد درسي و چگونگي آموزش را انتخاب مي‌كرد.

نخستين برنامه درسي در سال 1288 از سوي وزارت معارف تدوين و تصويب شد و اين نخستين اقدام براي تشكيل مدارس جديد به شكل امروزي است.

بعد از پيروزي انقلاب با تصويب لايحه تشكيل شوراي عالي آموزش و پرورش در تاريخ 27/11/58 توسط شوراي انقلاب و تصويب مجدد اين قانون در تاريخ 25/9/65 و 29/7/81 توسط مجلس شوراي اسلامي موضوع «بررسي و تصويب برنامه درسي» در نظام آموزشي كشور به طور شفاف جزو وظايف شوراي عالي آموزش و پرورش قرار گرفت. در اصول 20 گانه مباني برنامه درسي از اهداف و اعتبار آن سخن به ميان آورده شد. دريغ از اينكه به ساعت و كيفيت و كميت آن توجه شود. در هيچ جاي اين مباني از معلم كلاس كه صاحبنظر است و خود در وسط ميدان كلاس، نظري خواسته نشد.

از سال تحصيلي گذشته ساعت تدريس ادبيات از پنج ساعت در هفته به چهار ساعت رسيد و عملا آرزوي چندين ساله همكاران مبني بر اضافه شدن به ساعت تدريس آن بر باد رفت. ما شش ساعت تدريس آن را در هفته نخواستيم، همان پنج ساعت بس‌مان است.

سوال اينجاست آيا در كم كردن ساعت ادبيات از پنج ساعت در طول هفته به چهار ساعت، با نظر كارشناسان اين اتفاق افتاد يا نه؟ آيا از معلمان اين درس نظرخواهي شد؟ آيا با اضافه شدن كتاب آموزش مهارت نوشتاري (نگارش و انشا) اين تقليل ساعت آسيبي به روند درس ادبيات فارسي نمي‌زند؟ آيا براي املاي فارسي كه يك درس مستقل است و در كارنامه به عنوان يك درس مستقل به آن نگاه مي‌شود، فكري كرده‌ايم؟

اين عدم تفكر و آينده نگري حقير را به ياد يك افسانه چيني انداخته بد نيست شمه‌يي از آن در اين مقاله بگنجد:

روزي جغدي از جنگل‌هاي غرب به سوي جنگل‌هاي شرق پناه برد و نفس‌زنان خود را بر شاخه درختي رساند. فاخته‌يي جغد را ديد كه نفس نفس مي‌زند. گفت: چه شد؟ چرا نفس مي‌زني؟ اتفاقي افتاده است؟ گفت: مردمان غرب آواز مرا ناخوش مي‌دارند، آمدم تا آشياني ديگر بنا كنم و... فاخته در جوابش گفت: آشيان درست كردن كار بيهوده‌يي است آوازت را تغيير بده!

آموزش و پرورش در طول اين 90 سال سير و صعودهايي را با خود داشته است. هر سال طرحي نو درانداختيم و در باختيم بدون اينكه به چند سال بعد از اجراي آن فكر كنيم. خنده‌دار اينكه هر طرح جديد در جهت موازي با طرح قبلي بوده و آن را به جاي اينكه تكميل كند زير سوال برده يا به كلي در حذف آن از هيچ كاري فروگذار نكرده است.

همان‌طور كه مي‌دانيم اهميت و حساسيت آموزش و پرورش ايجاب مي‌كند كه هر طرح و برنامه‌يي كه قرار است در مدارس به مرحله اجرا درآيد ابتدا توسط جمعي از صاحبنظران بررسي شده و به تاييد آنها مي‌رسد. اين اصل اساسي از يك قرن پيش همواره مورد توجه بود.

به طوري كه از سال 1275 به اهتمام چند تن از فضلا و دانشمندان انجمني به نام معارف تاسيس شده است. در سال 1300 با تصويب مجلس شوراي ملي وقت شوراي عالي معارف پايه‌گذاري شده است. در سال 1316 نام وزارت معارف به وزارت فرهنگ تغيير كرد و به تبع آن شوراي عالي معارف نيز به شوراي عالي فرهنگ تبديل شد.

در سال 1343 وزارت فرهنگ به وزارت آموزش و پرورش، فرهنگ و هنر و سازمان اوقاف تفكيك شد. پس از تصويب قانون جديد شوراي عالي آموزش و پرورش نخستين جلسه رسمي شوراي عالي آموزش و پرورش در سال 1347 به رياست وزير وقت تشكيل شد.

با در نظر گرفتن رسالتي كه آموزش و پرورش در راه رشد و خودكفايي و بهسازي جامعه دارد و لزوم برقراري ضوابط تعليماتي براي توسعه علوم و فنون و اصلاحات تربيتي بر مبناي اعتقادات ديني و تامين استقلال و آزادي و بنا به ضرورت مشاركت عمومي فرهنگيان، مربيان و صاحبنظران در امر تعليم و تربيت كشور، تشكيل شده است. اين جلسات از آن تاريخ تاكنون در راستاي تغيير و تحولات نظام آموزشي كشور تشكيل شده و مي‌شود.

سوال اينجاست چرا در اين جلسات با توجه به اينكه در اساسنامه آن مشاركت عمومي فرهنگيان در نظام تعليم و تربيت كشور لحاظ شده فقط در حد حرف باقي ماند. آيا در ديگر كشورها، آموزش و پرورش به ادبيات سرزمين خود اينقدر جفا مي‌كند؟ آيا در كم و زياد كردن ساعات درسي در طول هفته و برنامه درسي اعضاي محترم شوراي عالي آموزش و پرورش، فرهنگستان و... نظر معلمان را لحاظ مي‌كنند؟ جفايي كه به درس ادبيات با كم كردن ميزان ساعات تدريس آن در طول هفته از پنج ساعت به چهار ساعت عملا تيشه به ريشه ادبيات اين سرزمين زديم. برادران مسوول و طراح و برنامه‌ريز محترم شوراي عالي آموزش و پرورش و فرهنگستان به داد ادبيات فارسي برسيد.

سال‌هاي سال بود كه فرياد زديم ساعت تدريس ادبيات را در راهنمايي (دوره اول متوسطه) از پنج ساعت به شش ساعت برسانيد. فريادمان به گوش كسي نرسيد. نه‌تنها به شش ساعت نرسيد بلكه الان دو سال است كه پنج ساعت را به چهار ساعت رسانديد. با ورود كتاب جديدالتاليف آموزش مهارت نوشتاري (نگارش و انشا) و اختصاص هفته‌يي دو ساعت به آن، املاي فارسي بدون ساعت ماند. قرائت فارسي هم از سه ساعت سابق به دو ساعت برگشتن. املا ساعت ندارد. آقايان محترم ما از طلا گشتن پشيمان شديم مرحمت كنيد ما را به مس برگردانيد.

در شرح و وظايف شوراي عالي آموزش و پرورش آمده است: اين شورا به عنوان مرجع سياستگذار در حوزه وظايف آموزش عمومي و متوسطه در حوزه برنامه درسي داراي وظايف و اختيارات زير است:

? بررسي و تصويب برنامه درسي و تربيتي كليه موسسات آموزشي كشور در حوزه وزارت آموزش و پرورش.

? تاييد انطباق مطالب كتاب‌هاي درسي با برنامه‌هاي مصوب شورا.

آيا با كم كردن ساعت درس ادبيات دوره اول متوسطه از پنج ساعت به چهار ساعت در طول هفته مطالب اين كتاب با ساعت آن انطباق دارد؟ ما سه درس داريم؛ قرائت فارسي، آموزش مهارت نوشتاري، املاي فارسي. كمي دست به عصا راه برويم. ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه است.

احمد باوند سوادكوهي

http://etemadnewspaper.ir/Released/93-07-27/93.htm#292924

حروف تصویر