محل تبلیغ شما

مهدی طایفه تنها «خلبان» محیط‌زیست

1393/7/26 01:14:41

گفت‌وگوی «ایران» با تنها «خلبان» محیط‌زیست
پرواز ناتمام یگان هوایی محیط‌زیست
 




   زهرا کشوری

«مهدی طایفه» تنها خلبان چهار دهه اخیر ایران در حوزه محیط‌زیست است. او نخستین خلبان تنها وسیله پرنده (جایروپلن) محیط زیست  تهران بود  و در دو سال فعالیت حدود 680 سورت پرواز عملیاتی با جایروپلن معروف در راستای اجرای گشت هوایی برای سازمان محیط زیست انجام داد. بدون شک تجربیات او در سال‌های اخیر می‌تواند گره‌گشای راه‌اندازی گشت هوایی برای حفاظت بیشتر از محیط‌زیست شود و با راه‌اندازی این گشت می‌توان پایانی بر آتش‌سوزی‌های بی‌شمار سال‌های اخیر در زیستگاه‌ها و جنگل‌ها بویژه جنگل‌های گلستان و... متصور شد. آتش‌سوزی‌های متعدد جنگل‌های گلستان بهانه‌ روزنامه ایران برای گفت‌وگو با طایفه شد!

   شما به عنوان خلبان گذرتان به محیط زیست افتاد تا یکی از پرماجراترین خبرها در طول سال‌های اخیر شکل بگیرد. چطور شد که به محیط زیست رفتید؟
جرقه راه‌اندازی گشت هوایی در سال 86 به دنبال آتش‌سوزی‌های بسیار در جنگل‌ها و مناطق حفاظت‌شده زده می‌شود. البته سازمان محیط زیست در زمان ریاست آقای دکتر منافی از طریق ستاد کل نیروهای مسلح  با برخی نهادهای نظامی از جمله  هوانیروز و سپاه قرارداد داشت و از آنها هلی‌کوپتر اخذ می‌کرد. در آن‌زمان در یکی از رده های  نیروهای مسلح کارم هماهنگی پروازهای بیرون از سیستم نظامی بود. چند بار خدمت آقای منافی رسیدم و  برای ایشان توضیح دادم که سازمان حفاظت از محیط زیست قبل از انقلاب یگان هوایی داشته و سرپرست آن هم خلبانی به نام مرحوم سیگارودی بود. جالب اینجا بود که خود منافی از موضوع مطلع نبود، من سابقه این موضوع را برایش درآوردم و بررسی کردم. قدیمی‌های محیط زیست آمدند و تأیید کردند.
 هواپیماها و ادوات یگان هوایی سازمان محیط زیست چه شد؟
 بعد از انقلاب تمام هواپیماها که استعداد آنها حدود سه فروند بود با دستور نخست وزیر وقت تحویل سازمان جهاد کشاورزی و قسمت خدمات هوانوردی که کار سمپاش را انجام می‌دهد شد. لاشه یکی دو تا از هواپیما‌ها مانده بود که هنوز در پارک پردیسان  قطعاتی از صندلی و بال هواپیماها موجود است. آن زمان درباره راه‌اندازی گشت با آقای منافی صحبت کردم. آقای منافی یک جمله‌ای را به من گفتند که هنوز یادم هست: «زیرساخت این کار در سازمان محیط‌زیست فراهم نیست. اینها دیدش را ندارند. اینها فکر می‌کنند که هلی‌کوپتر، موتور گازی است، نه وسیله پرنده.»
 گفت‌وگوی شما با آقای منافی به جایی رسید؟
نه. سال 86 به خاطر شرایطی که داشتم، از مجموعه کاری‌ام به عنوان جوان‌ترین خلبان نیروهای مسلح بازنشسته شدم و به واسطه مسئول بازرسی آن زمان سازمان محیط زیست، که از بستگان خانم دکتر جوادی (رئیس وقت محیط زیست) و از همکاران سابق من در زمان اشتغالم در بخش نظامی بود، به دفتر خانم جوادی معرفی شدم.
 و استارت گشت هوایی در این سال زده شد؟
بله. البته آن زمان به من نگفتند شخص دیگری هم در سازمان دارد چنین کاری را به صورت موازی انجام می‌دهد.
 یعنی همان زمان دو گشت هوایی استارت خورده بود؟
بله.  کسی  رفته بود با برخی از سازمان‌ها و نهاد‌ها صحبت کرده بود اما موضوع کارشناسی نشده بود؛ یعنی یک خلبان یا کارشناس هوافضا توی کار نیامده بود.  برخی افراد غیرکارشناس دور همدیگر جمع شده و در نهایت به این نتیجه رسیده بودند که یک پاراگلایدر موتوردار بیاورند. اینها ذهنشان از آوردن یک پاراگلایدر موتوردار استارت خورده بود.
 مگر با پاراگلایدر می‌شود مأموریت رفت؟
نه. ایران یک توپوگرافی خاصی دارد. از شمال با دریا شروع می‌شود که اغلب بارانی و مه‌آلود است به البرز که می‌رسد، کوهستانی می‌شود. تهران ارتفاعات بسیار بلندی دارد. مناطق حفاظت شده هم ارتفاعات خاص خودشان را دارند، یعنی شما در بخش حفاظت شده البرز وسیله‌ای می‌خواهید که بتواند 7هزار تا 8 هزار فیت پرواز کند. دو ساعت و نیم طول می‌کشد که به منطقه برسید.
 مگر پاراگلایدر می‌تواند دو ساعت و نیم پرواز کند؟
نه، سوخت این وسیله برای نیم ساعت تا 40 دقیقه طراحی شده است. در این مدت کجا برود؟ چه کاری انجام بدهد؟
 یعنی یک مسیر کوتاه راه برود و برگردد.آیا می‌تواند امنیت جانی خلبان را تضمین کند؟
نه. یک باد 10 تا 15 نایتکال مایلی بوزد، کاملاً خلبان را می‌زند. یک چتر است دیگر.
 پس همان موتور گازی است؟
بله. تشبیه خوبی است، یک  وسیله‌ای که آنی محیط‌بان بنشیند؛ پرواز کند با محدودیت های بسیار خاص، برفراز  منطقه ای تخت بلند شود، روی منطقه پرواز کند، اشراف پیدا کند و برگردد بیاید و بنشیند. البته وقتی موضوع پاراگلایدر را پیش می‌کشند، به آنها می‌گویند که محدودیت دارد و بروید سراغ هواپیما. یک پله می‌آیند بالاتر.
 بعد چی شد؟
بعد از آن. در جلسه‌ای که با خانم دکتر جوادی داشتم، توضیحاتی درباره اینکه اگر هلی‌کوپتر داشته باشید، چه بهره‌برداری می‌کنید و اگر هواپیما بخواهید، با چه مشکلاتی رو‌به‌رو می‌شوید، دادم. ایشان از من خواستند تا راهکار بدهم.
 چه راهکاری دادید؟
پیشنهاد دادم که بیایید در یک استان و از یک وسیله استفاده کنید. حتی قبل از اینکه یک وسیله خریداری کنند، بیایند از یکی دو تا از پرنده‌های جاهای مختلف اجاره‌ای استفاده کنند. یک فاصله یک ماهه بین این موضوع افتاد تا اینکه دوباره من را خواستند و با من صحبت کردند. من مطلع شدم در این یک ماه محیط‌زیست استان تهران یک «جایرو پلن» را از همان مجموعه‌ای که من به عنوان خلبان پرواز می‌کردم، خریداری کرده است.
 جایرو پلن چه طور پرنده‌ای‌است؟
چیزی بین هواپیما و هلی‌کوپتر.
 یعنی زمانی که شما و دکتر واعظ جوادی در حال گفت‌وگو بودید، محیط‌زیست استان
جایرو پلن را خریده بود؟
نه تنها این وسیله را خریده بود که توافقنامه ای برای تنظیم  قرارداد خرید 20 فروند هواپیمای فوق سبک  را هم با یک مجموعه ای بسته بودند.
 برای محیط زیست؟
بله. 20 فروند هواپیما و یک فروند هلی‌کوپتر. یک فروند هلی‌کوپتر چهار نفره شاهد نظامی.  توافقنامه ای هم منعقد کرده بودند.
 آیا این هواپیماها کارکردی برای مناطق محیط زیست و پارک‌های ملی داشت؟ یا  برای مثال در اطفای حریق می‌شد استفاده کرد؟
بررسی کارشناسی انجام نگرفته بود. اصلاً مشکل همین جاست. برای همین است که الان این هواپیماها و وسایل آن در داخل فرودگاه رها شده‌اند. خیلی از آنها از بین رفته‌اند.
 پس قرارداد منعقد شد و تعدادی هواپیماها را خریدند؟
 بله. مدیران برخی استان ها قرارداد بستند یک سری را خریدند و یک سری را هم درایت کردند و نخریدند. عرض می‌کنم چه اتفاقی افتاد. آن زمان استارت زده و قراردادشان را بسته بودند. توی تهران هم پیش پرداخت 100 میلیون تومان را به یک شرکتی وابسته به تشکیلاتی پرداخته بودند.
 برای خرید همین جایروپلن؟
بله.
 100 میلیون تومان را سازمان محیط زیست پرداخته بود؟
نه. اداره محیط زیست تهران بخشی از پولش را از بودجه استانداری پرداخت کرده بود. در استان‌های دیگر هم استانداری‌ها برای خرید هواپیما برای اداره محیط زیست وارد شده بودند.
 ولی سازمان تا جایی که من خبر دارم، آن زمان اصلاً خلبانی نداشت!
 با شما هم که هنوز قراردادی بسته نشده بود.
نه. حتی یک خلبان هم نداشت.
 یعنی زمانی که ما داشتیم 20 تا هواپیما را می‌خریدیم، هنوز سازمان هیچ خلبانی نداشت؟
نه.
 با چه استدلالی؟
استدلال این بود کسی به آنها گفته بود که شما در بخش «فوق سبک» اگر فعالیت کنید، می‌توانید محیط‌بانان را هم آموزش خلبانی بدهید.
 محیط‌بانی که هنوز نمی‌توانست از اسلحه‌هایی که نزدیک به 40 سال به دست گرفته، استفاده کند؟
دقیقاً. اینها رفته بودند در برخی از استان‌ها کنکور برگزار کرده بودند، افرادی را جذب کرده بودند که فوق لیسانس محیط زیست یا لیسانس محیط زیست داشتند. این دید را توی سر آنها کرده بودند که این وسیله «موتور گازی» است باید با آن پرواز کنند.
 گفتید یک سری استان‌ها را اجازه ندادید که بخرند؟
در بیشتر استان ها  داشتند دو فروند قرارداد می‌بستند.  من در سازمان در دفتر سرپرست معاونت توسعه مدیریت و امور مجلس سازمان حفاظت محیط زیست ، حکم مشاور داشتم. آن‌زمان تمام  تلاشم را کردم و موفق شدم با کمک سرپرست وقت معاونت توسعه جلوی خرید یک سری از استان‌ها را بگیریم و کنسل کنیم.
 گفتید  جایروپلن را به شما تحویل دادند!
به من گفتند که محیط زیست استان تهران یک فروند جایرو پلن خریده است. بروید بررسی کنید ببینید موضوع چیست! به من نگفتند که استان‌های دیگر هم در حال خرید هستند. با آقای بزرگیان قرار ملاقاتی گذاشتم. ایشان هم شرح دادند که ما یک وسیله خریداری کردیم به قیمت 100 میلیون تومان. احتمال دارد که این 100 میلیون بیت‌المال از بین برود یا احتمال دارد که شما بیایید و این طلسم را بشکنید.
 جایرو پلن صد میلیون قیمت داشت؟
بله. حدوداً
 چی گفتید؟
گفتم انجام می‌دهم. من در همان شرکتی که این جایرو پلن خریداری شده بود، خلبان بودم. کارمند آن شرکت بودم و حقوق می‌گرفتم. به عنوان شغل دوم و به عنوان کارشناس هوانوردی.
 خبر نداشتید که شرکت دارد جایرو پلن به محیط زیست می‌فروشد؟
نه. وقتی بحث پیش کشیده شد، آن شرکت از اینکه من نماینده محیط زیست تهران بشوم و به عنوان خلبان این وسیله پرواز کنم، استقبال کرد. کنار قرارداد خریدشان یک قرارداد دیگر بسته شد که یک نفر خلبان هواپیما یا هلی‌کوپتر  بیاید، آموزش پرواز این وسیله را ببیند. توی قرارداد مشخص کرده بودند که طرف خلبان باشد نه یک نفر را جذب کنند و خلبان کنند که شرکت هم من را ترجیح داده بود. من مکاتبات‌شان را دارم و اسنادش موجود است. در این قرارداد نوشته شده طایفه بیاید و آموزش خلبانی تایپ این وسیله را ببیند. چون خلبان است و گواهینامه دارد.
 اینجا شما از خرید جایروپلن مطلع شده بودید؟
بله. اما یک مشکلی وجود داشت. مهندس بزرگیان (اداره کل محیط زیست تهران) بعد از دو جلسه با من دقیقاً این کلام را گفت. آقا ما پول نداریم، خلبان استخدام کنیم. اصلاً ما پول نداریم این طرح را عملیاتی کنیم. ضمناً اینجا مدیرکل استان جمع حقوقش 600هزار تومان است. ما چه جوری می‌توانیم به یک خلبان حقوق یک میلیون تومان بدهیم.
 حقوق  یک مدیرکل استان در چه سالی 600هزار تومان بود؟
سال 86.
 خب!
جلسه سوم یا چهارم بود که رفتم پیش آقای بزرگیان و گفتم آقای بزرگیان قرارداد من را ولش کنید. چیزی که شما خریداری کردید و الان هم اصرار دارید که در هفته دولت جلوی خانم دکتر جوادی پرواز کند، اصلاً وجود ندارد.
 یعنی چی؟
وسیله‌ای که خریداری کرده بودند به صورت یک کیت قطعات یدکی به همراه یک کانتینر قطعات یدکی وارد گمرک و بعد هم وارد شرکت شده بود، از هم باز است. یعنی قطعات باید مونتاژ می‌شد.
 چرا؟
اصلاً این وسیله تا حالا مونتاژ نشده بود توی کشور. یک فروند آماده برای یگان هوایی یک نهاد نظامی خریداری شده بود.  این اتفاق سوم، چهارم شهریور افتاد و ششم یا هشتم قرار بود دکتر جوادی بیاید و گشت پرواز را استارت بزند. جشنی بگیرد و هفته دولت باشد و اعلام کنند که گشت هوایی در استان تهران شروع شد. گفتم آقای بزرگیان چه کار کنیم؟ زنگ زد به چند شرکت و آنها هم حرف مرا تأیید کردند.
 بعدش چه کار کردید؟
 گفتم یک فروند از این پرنده را یک نهاد دیگری تحویل گرفته بود. به بزرگیان پیشنهاد دادم که این فروند را از آن شرکت قرض بگیرید یک خلبان آموزش دیده هم دارد. می‌توانید آن روز با آن بپرید.
 همین اتفاق افتاد ؟
بله. اسناد و مدارکش موجود است که جایرو پلن سازمان به پرواز درنیامد.  جشنی با حضور استاندار، فرماندار  و تمام مدیران محیط زیست در مجموعه هوانوردی شرق تهران برگزار شد و خانم دکتر آمد و قیچی هم زد. گشت افتتاح شد و آن خلبان رفت پرواز. داستان تمام شد. آنجا جلوی همه خانم دکتر به من گفت که بزودی شما را به عنوان سرپرست عملیات پرواز معرفی می‌کنیم. رفتند و داستان تمام شد.
 داستان تمام شد یعنی چی؟
اصلاً چیزی به عنوان گشت هوایی در استان تهران منتفی شد.
 پس قضیه جایرو پلنی که خریداری کردند، چه؟
مسأله متوقف ماند تا زمانی که اعتراض شرکت فروشنده بلند شد.60 یا 80 میلیون تومان پول را دریافت کرده بودند اما الباقی آن  مانده بود، اسنادش موجود است. الان به شما نشان می‌دهم. بنابراین یک روز سازمان تهران دوباره من را دعوت کرد، همان روزی که هواپیما
آماده شد.
 پس بالاخره قطعات مونتاژ شد؟
بله. همان روزی که هواپیما آماده شده بود، آقای بزرگیان به من گفت برویم پرواز. گفتم آقا این هواپیما مجوز سازمان هواپیمایی کشور را ندارد. من با مجوز نظامی الان پروازش می‌دهم، من و استادی که من را آموزش می‌داد، اما مجوز سازمان هواپیمایی را می‌خواهد. استادم کسی بود که گواهینامه چک این هواپیما را داشت، حتی نمی‌دانستند که این وسیله‌ای که خریداری شده، باید تست شود. باید برود به سازمان هواپیمایی کشور چک شود. برای آن مجوز پرواز صادر شود و قبل از مجوز باید بیمه شخص ثالث بدنه پرواز صادر شود.
 پس اینجا دیگر پرنده شده بود؟
بله مونتاژ شده بود ولی همان طور ولو بود.
 چرا؟
نه شرکت فروشنده قبول می‌کرد که صاحبش محیط زیست است چون بخشی از  پولش را داده بود، نه محیط زیست توانش را داشت که پول را کامل بپردازد. بعد از مدتی مدیر محیط زیست تهران موافقت کرد که آموزش پرواز با این وسیله شروع شود.
 بدون مجوز از سازمان هواپیمایی کشور ؟
بله. در ایران تنها یک نفر بود که مجوز آموزش پرواز این وسیله را داشت. بنابراین در کنار انجام گشت هوایی، استارت آموزش من هم در کنار او زده شد. بعد از 8-7 ساعت پرواز آموزشی روی پرنده مستقر شدم و پرواز مستقل را شروع کردم.
 مثل اینکه برای تأمین بنزین پرواز هم با مشکلاتی برخوردید، چرا؟
بله.صبح به صبح می‌رفتم اداره کل استان تهران، آقا تو را به خدا 20 لیتر بنزین سوپر برای یک ساعت می‌خواهم.
 چه جالب. سوخت جایرو پلن همین بنزین معمولی ماشین‌هاست؟
بله.
 خب؟
می‌گفتند نداریم. بنزین کارتی شده نمی‌توانیم بگیریم.
 بالاخره چه کار کردید؟
بالاخره کار به اینجا رسید که یک کارت و یک پیت بنزین به من دادند و گفتند صبح به صبح که سازمان می‌آیی، بنزین 20 لیتری بگیر و اندازه آن 20لیتر هم پرواز کن.
 خود این وسیله سهمیه نداشت؟
وسیله‌ای بود که هنوز مجوز نداشت چطور می‌خواستند برایش سهمیه بگیرند. اصلاً توی اداره پالایش نفت که ما می‌رفتیم می‌خندیدند، می‌گفتند مگر می‌شود پرنده‌ای با بنزین معمولی پرواز کند. بابا می‌شود چرا نمی‌شود!
 پس برای آنها هم ناشناخته بود!
کمتر کسی می‌شناخت.
 خب چطور جایرو پلن را انتخاب کردند؟
نمی‌دانم چطوری انتخاب کردند آنها دنبال هلی‌کوپتر بودند. قیمت هلی‌کوپتر را می‌گرفتند، می‌گفتند چهار میلیارد تومان. چهار میلیارد را می‌شنیدند، می‌گفتند که بودجه کل سازمان چهار میلیارد تومان نیست.
 که نکته کاملاً درست و البته دردناکی است.
بله. بعد قیمت این را پرسیده بودند، گفته بودند 100 میلیون تومان. فکر کرده بودند که با 100 میلیون تومان دو تا ماشین می‌خریم می‌گذاریم زیر پای محیط‌بان، روز سوم چپ می‌کند و از بین می‌رود. خب می‌رویم یک هواپیما می‌خریم. تصورشان هم این است که مدیرکل با تشکیلات می‌آید سوار جایروپلن می‌شود. به آن می‌گویند برو پردیسان. از پردیسان بلند شو و برو به مناطق.
 مگر جایرو پلن راحت می‌تواند روی شهر بپرد؟
نه ولی  تحقیق نشده بود. اصلاً مجاز نیست که بپرد.
 فقط مسأله مجاز نبودن در میان بود یا کارکرد محیط زیستی هم نداشت؟
نه خانم. اصلاً اول بحث کارکردش نیست. در قانون هوانوردی هیچ هواپیمایی اجازه ندارد روی تهران پرواز کند. یک مسیر کریدوری برایش انتخاب کردند که از زمانی که وارد «ورامین» می‌شود، بیاید تا مهرآباد بنشیند. شما الان دیدید توی تهران یک هواپیما بیاید رد شود؟ بعضی از موارد بالای «40 هزار پا» تو زمستان‌ها یک دود سفیدی می‌بینیم هواپیما‌ها عبوری می‌آیند رد می‌شوند، بالای 40 هزار پا.
 برویم سر مسأله مجوز. شما مجوز نداشتید ولی پرواز می‌کردید!
من مجوز از طرف سازمان هواپیمایی کشوری نداشتم، با مجوزهای نظامی که شرکت مورد نظر داشت، به عنوان تست پرواز می‌کردم. ما پرواز آموزشی و حتی پرواز گشت را انجام دادیم یعنی به محض اینکه در خجیر آتش‌سوزی می‌شد، ما به عنوان هواپیمای آموزشی و در حال آموزش بلند می‌شدیم می‌رفتیم خجیر.
 در حال آموزش؟
در حال آموزش. من خلبان گواهینامه‌دار بودم، هم خلبان هواپیما و هم هلی‌کوپتر ولی خلبان جایرو پلن نبودم باید مجوز می‌گرفتم برای این وسیله.
 مشکل مجوز را چه‌کار می‌کردید؟
خوبی این شرکت این بود که مناطقی که به عنوان مناطق پروازی ثبت کرده بود، دقیقاً مناطق در اختیار سازمان حفاظت از محیط زیست بود یا در مسیر محیط زیست بود به طور مثال این شرکت مجاز بود از جاجرود تا دشت «مشا» مسیر پروازی داشته باشد. دقیقاً این مسیر ثبت شده، مسیری بود که ما خجیر را داشتیم. جاجرود را داشتیم. به لتیان می‌رسیدیم. پارک سرخه حصار با کمی تغییر اسم در مسیرمان بود. پرواز می‌کردیم عکس می‌گرفتیم و گزارش ارائه می‌کردیم. در زمان آموزش منطقه را هم می‌شناختم. منطقه ورامین تا پارچین را زیر پا می‌گذاشتم هم منطقه را پایش می‌کردم که مثلاً نیازمندی‌های منطقه چیست و هم جایگاه فرود وسیله را در مواقع ضروری مشخص می‌کردم.
 جای فرود پیدا کردید؟
توی تهران نداشتیم. این وسیله مثل هواپیماست باید در مسیری 200 متر بدود. مثل هلی‌کوپتر صفر می‌تواند بنشیند ولی اگر بنشیند، باید 200 متر بدود تا بلند شود.
 بنابراین به درد مناطق محیط‌زیستی نمی‌خورد، چون محیط‌زیست جنگل و صخره و مسیرها صعب‌العبور است.
دقیقاً همین مشکل را داشتیم.
 بیاید سر بنزین صحبت کنیم. بنزین‌تان را چطور تأمین می‌کردید؟
صبح به صبح سر خیابان رسالت بنزین سوپر می‌گرفتم عقب ماشین می‌گذاشتم و می‌رفتم سازمان با 20 لیتر پرواز می‌کردم. یک کارت بنزین دست من بود هنوز کپی‌هایش را دارم.  
 بعد مسأله قرارداد شما پیش آمد و همکاری‌ها قطع شد؟
بله.
 دیگر بنزین هم نمی‌خواست؟
نه!
 جایرو پلن چه شد؟
جایرو پلن یک سالی خوابید، بعد پروازش دادند، ‌زمین خورد و خلبانش هم کشته شد. قصه‌اش طولانی است و در این مقام نمی‌گنجد.

حروف تصویر