محل تبلیغ شما

تیلاپیا؛ مهاجمی از چین

1393/7/16 06:50:51

آیا محیط زیست دریایی ایران یک بار دیگر شکست می‌خورد؟
تیلاپیا؛ مهاجمی از چین
 




   زهرا کشوری

آیا تیلاپیا، آزولای جدید محیط زیست می‌شود؟ گیاه آزولا، گونه‌ای‌‌ است مهاجم که چنگال بر گلوی تالاب انزلی انداخته، آن را به مرز نابودی کشانده و صرف میلیاردها تومان هزینه هم نتوانسته این بخش از اکوسیستم کشور را نجات بدهد. گونه‌ای که کارشناسان محیط زیست از آن به نام «شیطان سبز» یاد می‌کنند و تا به امروز هیچ راهی برای شکستن طلسمش پیدا نکرده‌اند. حالا هم شیلات می‌خواهد ماهی پرورشی «تیلاپیا» را وارد اکوسیستم دریایی ایران کند، تصمیمی که به اعتراض دامنه‌دار و جدی کارشناسان حوزه محیط زیست دریایی منجر شده است. آنها می‌پرسند وقتی گونه‌های وارداتی زخم کاری و غیر قابل درمانی را به محیط زیست دریایی وارد کرده‌اند، چرا باید دوباره به دنبال یک ریسک خطرناک رفت؟ موافقان ورود تیلاپیا به ایران در حالی به دنبال مجوز هستند که این گونه چینی نه تنها قلب محیط زیست دریایی را نشانه رفته که تحقیقات نشان می‌دهد مصرف آن می‌تواند زنگ خطر را برای قلب مصرف کنندگان زیانبار باشد!

انتقال گونه‌های آبزی برای پرورش در مناطق جدید یکی از راهکارهایی است که سازمان شیلات ایران برای افزایش میزان تولیدات آبزی‌پروری، افزایش سرانه مصرف پروتئین‌های دریایی، افزایش اشتغال و کاهش بیکاری بویژه در میان جوانان تحصیلکرده، کاهش فشار بر ذخایر آبزیان دریایی، افزایش تنوع تولیدات آبزی‌پروری و... همواره در دستور کار خود قرار داده است. دستوری که البته همیشه به بهترین نحو انجام نشده و هماره بهترین نتیجه را در بر نداشته است. بلکه گاهی اوقات مرگ کامل یک اکوسیستم را رقم زده است.
انتقال ماهیان خاویاری از حوزه دریای خزر به استان‌های تهران، یزد، خوزستان و... برای تکثیر و پرورش نمونه کوچکی از چنین انتقالات درون سرزمینی است. تیلاپیا انتقالی درون سرزمینی نیست اما کارشناسان هشدار می‌دهند که حتی انتقال‌های درون سرزمینی هم می‌تواند به تخریب یک اکوسیستم منجر شود چون مرزها در محیط زیست براساس مرزهای سیاسی تعیین نمی‌شود! بلکه این اکوسیستم است که مشخص می‌کند کدام گونه در کدام سیستم مهاجم است و در کجا بومی. انتقال و پرورش ماهی «تیلاپیا» که چند سالی در یزد شروع شده هم یکی از این انتقال‌هاست که به نگرانی روزافزون کارشناسان حوزه محیط زیست منجر شده.
با وجود اصرار شیلات برای ورود گونه پرورشی «تیلاپیا»، برخی کارشناسان محیط زیست شک ندارند که این گونه مهاجم و غیر بومی بعد از مدتی تمام محیط‌های آبی قابل زیست کشور را به اشغال خود درخواهد آورد. چیزی که باید از آن به یک حمله تمام عیار نام برد که آن طور که عبدی می‌گوید، باعث نابودی بسیاری از گونه‌های آبزی و تنوع زیستی رودخانه‌ها و تالاب‌های کشور می‌شود.
دکتر اصغر عبدلی، عضو هیأت علمی گروه تنوع‌زیستی و مدیریت اکوسیستم‌های پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی، نسبت به صدور مجوز برای پرورش ماهی تیلاپیا هشدار می‌دهد. او که از استخرهای پرورش تیلاپیا در بافق دیدن کرده آژیر قرمز را به صدا درمی‌آورد و می‌گوید: «درصورت صدور مجوز برای پرورش ماهی تیلاپیا، این گونه مهاجم می‌تواند در مدت کوتاهی بسیاری از محیط‌های آبی قابل زیست را کاملاً به اشغال خود درآورد و باعث نابودی بسیاری از گونه‌های آبزی و تنوع زیستی رودخانه‌ها و تالاب‌های کشور شود.»
کارشناسان محیط زیست دریایی در حالی نسبت به پرورش این آبزی هشدار می‌دهند که سازمان حفاظت از محیط زیست کشور سال گذشته مخالفت خود با ورود این گونه آفریقایی را اعلام کرده است. مخالفتی که مثل بسیاری از مخالفت‌ها بی اثر مانده و همچنان خبر از پافشاری‌ها برای گرفتن مجوز این‌گونه مهاجم می‌رسد. البته گفته‌های مجید خرازیان مقدم، مدیرکل تنوع زیستی و حیات وحش سازمان محیط زیست نشان می‌دهد این فشارها تا حدودی مؤثر بوده است. محیط زیست به آنها پیشنهاد داده از روش تک جنس‌های ژنتیکی استفاده شود که احتمال خطا و خطر کمتری دارد که شیلات قبول نکرده‌ است. خرازیان می‌گوید: «روش تک‌ جنس‌سازی به لحاظ ژنتیکی کامل نشده است اما سازمان شیلات متقاضی است تا نسبت به واردات ماهی تک جنس نر از سایر کشورها اقدام کند چرا که روش تک جنس‌سازی با استفاده از فرمول ژنتیکی دو تا سه سال زمان لازم دارد.»

تجربه‌های بی مصرف
سؤال اینجاست چرا از تجربه‌های گذشته درس نمی‌گیریم؟ مسأله فقط اصرار بر حضور گونه‌های مهاجم نیست. در حال حاضر آژیر کمبود آب در کشور به بلندترین شکل ممکن به صدا درآمده است نتیجه آن چه شد؟ آیا سدسازی‌ها پایان گرفت؟ آیا انتقال آب‌های مضر و بدون کارشناسی پایان گرفت. خیر! یکی از انتقال‌های بسیار خطرناک انتقال آب زاینده‌رود از تونل گلاب و بهشت است که با وجود همه تلاش‌ها و حتی توقف این پروژه در یکی دو سال گذشته، دوباره شروع شده تا لرزه بر اندام چهارمحال و بختیاری و خوزستان بیندازد؟ چهارمحالی که بیش از 200 روستای خود را در پر آب‌ترین نقطه کشور با تانکر آب تغذیه می‌کند. در نهایت نتیجه هشدارها درباره کمبود آب فقط به پیام‌ها و تبلیغات تلویزیونی برای شهروندان محدود شد و تأکید روی این مسأله که شهروندان پر مصرف با قطع آب شرب رو‌به‌رو می‌شوند. تجربه حضور گونه‌های مهاجم و غیر بومی در ایران کم نیست همان طور که در کشورهای اروپایی و امریکایی هم به بن‌بست رسیده. یکی مرگ تلخ‌ هامون و آبزیانش. مرگ‌ها در ‌هامون جزئیات ریز‌تری هم دارد. ‌هامونی که یک روز در جغرافیای سیستان و بلوچستان تعریف می‌شد و امروز به یک بغض تاریخی تبدیل شده است. خشکسالی‌های چند ساله، ناخن خشکی افغان‌ها در نرسیدن حقابه کافی به دلیل آبیاری زمین‌های کشاورزی، شهرنشینی، زخم کهنه و عمیق سدسازی و قطع جریان آب ورودی هیرمند از عوامل همدست در مرگ‌ هامون است اما‌ هامون پیش از مرگ خویش، به سوگ مرگ آبزیان خود نشسته بود. اکوسیستم منحصر به فردی که نزدیک به سه دهه پیش پذیرای نزدیک به یک میلیون پرنده مهاجر و غیر مهاجر بود. رقص ماهیان کپور نقره‌ای و خالدار در لابه‌لای نیزارهایی که محلی‌ها به آن «لوئی» می‌گفتند، هنوز از خاطره‌ها محو نشده است. اما مهاجمی از چین، نسخه آنها را پیچید تا باز هم نام چین و یک محصول چینی در میان باشد؛ گونه‌ای ماهی به نام «آمور». آمور گونه‌ای از سرزمین چشم بادامی‌های خاور دور، نظم اکوسیستم را بهم زد. در ابتدا همه چیز خوب بود. همه خوشحال بودند. آمور رشد خوبی داشت و صید و صیادی رونق بسیار گرفته بود. آموری که خیلی زود زیستگاه میزبان را به تصرف درآورد تا نابودی و تخریب تمام اکوسیستم منطقه را رقم بزند. ماهی آمور، گیاه خوار است. کام و زبان زبر او آفریده شده برای گیاه‌خواری. تعداد آمورها که زیاد شد، به سمت نیزارهای‌ هامون حمله بردند. نیزارهایی که محل زیست ماهیان کپور نقره‌ای بود. نیزارها خورده شدند و پرندگان رفتند. نابودی نیزارها فقط به نابودی کپور منجر نشد. سفره محلی‌ها هم کمرنگ شد. زندگی آنها در گرو حصیره‌بافی، گاوداری و شکار پرندگان بود. ماهی آمور سیری‌ناپذیر بود و آنقدر ادامه داد تا زندگی در ‌هامون را خورد اما این تجربه هم راه ورود گونه‌های مهاجم را به محیط زیست دریایی کشور نبست.
عبدلی هم از مخالفت سازمان محیط زیست به علت خطراتی که این گونه مهاجم می‌تواند برای آب‌های ایرانی داشته باشد، خبر می‌دهد. به گفته او، این سازمان تاکنون با پرورش تیلاپیا در استان‌های مختلف مخالفت کرده و تنها برای پرورش این ماهی به شکل آزمایشی و با اهداف پژوهشی در بافق یزد مجوز صادر کرده است.

تجربه تلخ شانه‌دار مهاجم
تجربه تلخ برای ورود گونه‌های مهاجم به ‌هامون و ماهی آمور ختم نمی‌شود تا محیط زیست ختم پشت ختم شاهد مرگ گونه‌هایش باشد. عبدلی از گونه دیگری نام می‌بردکه زخم کاری به اکوسیستم دریای خزر زد؛ ماهی شانه‌دار مهاجم. این گونه با آب توازن کشتی‌ها وارد خزر شد. او هم اشتهای سیری‌ناپذیری داشت. غذای کیلکاها را خورد تا جمعیت کیلکاها کاهش یابد. بحران اکولوژیک تنها یک پیامد تلخ ماجرا بود. او جامعه بزرگی از صیادان کیلکا در شمال کشور را به خاک سیاه نشاند. مطالعات «حمیدرضا غفارزاده» استادیار دانشگاه محیط زیست و انرژی دانشگاه آزاد اسلامی نشان می‌دهد این گونه به تنهایی صنعت صیادی در سواحل خرز را از سال 79 تا 83 با خسارت 5/962 میلیارد ریال رو‌به‌رو کرد.در نتیجه سازمان شیلات ناگزیر به پرداخت میلیاردها تومان خسارت به صیادانی شد که به صید کیلکا تشویق شده بودند. میلیاردها تومان هم هزینه پژوهش برای رفع این مشکل شد اما باز هم پایانی بر این تلخی بی‌پایان نوشته نشد. تعدادی از ماهیگیران مجبور به مهاجرت شدند. شانه‌دار مهاجم بعد از آن «فک‌های خزری» را نشانه رفت تا انقراض این گونه خزری سرعت یابد. فک‌هایی که تعداد آنها به طور محسوسی کاهش یافته و صدای آژیر نیستی کامل آنها از سواحل خزر چند سالی است به گوش می‌رسد.

رونق اقتصادی
کسانی که به ‌دنبال اخذ مجوز پرورش تیلاپیا هستند، می‌گویند که با پرورش تیلاپیا غذای مردم تأمین می‌شود، اشتغال رونق می‌گیرد و باعث ارزآوری می‌شود اما باید در نظر داشت که ده‌ها عیب هم دارد. براین اساس، درصورت راهیابی این ماهی به محیط‌های طبیعی و ایجاد خسارت‌های گسترده، کدام سازمان یا فرد پاسخگو است؟ استدلالی که بیش از این هم بارها از سوی مسئولان و مجریان پروژه‌های مختلف به گوش رسیده است اما هرگز به سرمنزل مقصود نرسیده است. جاده ابر در جنگل‌های باستانی هم به گفته موافقان جزو مطالبات مردمی بود اما جز جنگل‌تراشی و رانش زمین هیچ چیزی برای مردم منطقه نداشت. مردمی که نه راه دسترسی قدیمی هم داشتند و اصلاً نیازی به جاده جدید نبود. سد گتوند هم قرار بود هم بخشی ازشهرهای خوزستان را سیراب کند و هم زمین‌های کشاورزی را آبیاری، اما حالا یک سد بزرگ آب شور مانده که نه می‌شود از آن استفاده کرد و نه می‌توان پشت سد به حال خود رها کرد.
عبدلی هم درباره بازار پررونق ماهی آمور پس از رها سازی این گونه مهاجم در سیستان می‌گوید: «اما این خوشحالی یک دهه بیشتر دوام نیاورد و ابتدای دهه 1370 شکایت‌ها شروع شد زیرا مردمی که تنها منبع آبی آنها‌ هامون بود و از نیزارهای اطراف این تالاب برای حصیربافی، تغذیه دام، صید ماهی بومی و پرندگان پناه گرفته در لابه‌لای نیزارها استفاده می‌کردند به‌ناگاه دیدند که تالاب از نیزار خالی شد و نه‌تنها منبع غذای دام‌هایشان را از دست دادند بلکه صنایع‌دستی حصیربافی هم تعطیل شد.»
قصه تلخ کامل شد. به گفته عبدلی طرحی که قرار بود رونق اقتصادی منطقه را پررنگ‌تر کند، هر آنچه بود هم نابود کرد. مسئولان در حالی‌ هامون را گرفتار آمور کردند که به گفته او پژوهش‌ها نشان داد ورود ماهی غیربومی به‌ هامون که با اهداف توسعه اقتصادی و افزایش درآمد مردم صورت گرفته بود، باعث نابودی این نیزارها شد. در سال‌های بعد هم مشکل کم‌آبی، نابودی تدریجی ‌هامون را تشدید کرد.
تک‌جنسیتی جواب نمی‌دهد
گزارش‌های منتشر شده از سوی سازمان‌های جهانی حفاظت از طبیعت تیلاپیا را در فهرست 100 گونه مهاجم قرار داده و نسبت به تأثیر بسیار تخریبی آن بر طبیعت هشدار داده است.
تولیدمثل این گونه مهاجم بسیار زیاد است. همه‌‌چیز می‌خورد و در مقابل تغییرات محیطی مانند دما و شوری آخ هم نمی‌گوید. در رقابت با گونه‌های بومی پیروز می‌شود و بسیاری از آنها را حذف می‌کند. تیلاپیا حتی در خزر هم دوام می‌آورد و قادر به زیست در بسیاری از تالاب‌ها و رودخانه‌های کشور است و تنها چیزی که می‌تواند رشد این گونه را محدود کند، دمای کمتر از 10 درجه است، به همین دلیل تاکنون هیچ کشوری موفق به حذف یا کنترل جمعیت این گونه مهاجم در رودخانه‌ها و تالاب‌ها نشده است.
شیلاتی‌ها در مقابل اعتراض گروه‌های مختلف تک‌جنسی کردن تیلاپیا را پیش می‌کشند اما مدیرکل تنوع زیستی و حیات وحش سازمان محیط زیست می‌گوید: «استفاده از فرمول هورمونی برای تک جنس‌سازی تیلاپیا صد درصد جوابگو نیست.»
همچنین کارشناسان اعتقاد دارند بسیاری از مخازن سد‌های کشور نیز محل مناسبی برای رشد و زندگی تیلاپیا است، اما این به معنای بی‌خطر بودن حضور آنها در مخزن سد نیست. اگر این ماهی‌ها به مخازن سدهای آب شرب راه پیدا کنند، در دوره‌های کم‌آبی یا تغییرات دمایی دچار مرگ‌ و میر گسترده می‌شوند و با آلوده کردن آب، مخازن سدها باعث بروز فاجعه می‌شوند. از سوی دیگر شیلاتی‌ها در حالی روی ورود این گونه تأیید می‌کنند پژوهش‌های زیادی در کشور در زمینه ردیابی اثرات زیست محیطی انتقال گونه‌های مختلف به اقلیم‌های متفاوت انجام نگرفته و کارشناسان از آنچه انجام گرفته، به عنوان «پژوهش‌های ناچیز» یاد می‌شود. تیلاپیا را متخصصان قلب و تغذیه هم رد کرده‌اند اما چرا باز هم روی ورود آن اصرار می‌شود؟ تنها به یک دلیل، صرفه اقتصادی. تیلاپیا زود تکثیر می‌شود و با قیمت پایین خوب به فروش می‌رسد اما آیا به نابودی یک اکوسیستم می‌ارزد؟

حروف تصویر