محل تبلیغ شما
طوفان مجازی «پیشنهادبنربه شهرداری»

تاریخ خبر: 1395/4/14

طوفان مجازی «پیشنهادبنربه شهرداری»

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

برخی از شهروندان به بنرهای «حقوق بشر آمریکایی » واکنش نشان دادند

طوفان مجازی «پیشنهاد بنر به شهرداری»

 

 شهرداری تهران باز هم در فضای مجازی طوفان به پا کرد؛ این‌بار با نصب بیلبوردهایی با نام «حقوق بشر آمریکایی» و با هدف نشان‌دادن ضعف‌ها و مشکلات اجتماعی جامعه آمریکا. بیلبوردهایی که خیلی زود برخلاف آنچه مسئولان شهرداری انتظار داشتند با واکنش برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه شد. شهرداری در این بیلبوردها جمله‌هایی چون: «در آمریکا از هر ٥ نوزاد ٢ نوزاد به صورت نامشروع به دنیا می‌آیند»  یا «در هر ٩ ثانیه یک زن آمریکایی مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد.» به کار برد. اما کاربران شبکه‌های اجتماعی در مقابل با هشتگ «بنر پيشنهادی برای شهرداری تهران» تعداد زیادی جمله‌ با واقعیت‌های اجتماعی ایران را به شهرداری پیشنهاد کردند؛ مثلا  «آيا مي‌دانستيد تهران از نظر كيفيت زندگي در ميان ١٤٠ پايتخت دنيا موفق به كسب مقام شامخ ٨٠‌ام شده است؟»
دامنه این هشتگ به قدری زیاد شد که در روزهای آخر هفته به مهم‌ترین موضوع شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد و هزاران پست با این هشتگ در توییتر و تلگرام نوشته شد. نوشته‌های کاربرانی که به شهرداری پیشنهاد بنر داده‌اند بیشتر به مسائل اجتماعی و معضلاتی که جامعه ایران درگیر آن است، می‌پردازد. ازدواج یکی از آنها است: «از هر ۱۰ عاشق ۹ نفر به دلیل نداشتن پول و خونه از ازدواج منصرف می‌شوند.» یا بیکاری که مشکل بسیاری از جوانان ایرانی است:  « منم تنهام، اگه می‌شه واسه بیکاری و بی‌پولی منم بنر بزن جناب شهردار.» برملاشدن فیش‌های میلیونی هم در این پیشنهادها جای خود را پیدا کرد:  «آيا مي‌دانيد در همين تهران، عده‌اي به نون شب محتاجن و عده‌اي ديگر «ماهيانه» چندده ميلیون حقوق باكمترين زحمت از دولت دريافت مي‌كنند؟» پیام‌ها به رفتارهای گذشته شهرداری و تضادش با شعارهای امروزش هم پرداخت: «آیا می‌دانید علی‌چراغی در اثر برخورد اتفاقی با پنجه‌بوکس مأموران شهرداری ‌تهران مُرد؟» پست‌هایی درباره کار کودکان مانند «آیا می‌دانید روزانه ده‌ها کودک در شهر تهران دستفروشی می‌کنند؟» و یا در حوزه سلامت مانند: «آیا می‌دانستید در استان سیستان‌و‌بلوچستان از هر صدهزار نفر، ۷۸ نفر مبتلا به سل هستند؟» هم در فضای مجازی بسیار دیده شدند.
خواستم بگویم
 مسئولان حواسشان باشد
این نخستين‌بار نیست که شهرداری تهران بعد از توافق هسته‌ای ایران با آمریکا و کشورهای اروپایی بیلبوردهایی از این دست را به صورت گسترده در شهر با شعارهایی این‌چنینی پر می‌کند. در بحبوحه مذاکرات هسته‌ای هم بیلبوردهایی با نام «صداقت آمریکایی» در شهر منتشر شد که در آنها با استفاده از طرح و عکس درباره مذاکره با آمریکا هشدار داده شده بود؛ این بنرها با انتقاد بسیاری ازجمله وزارت امورخارجه و اعضای اصلاح‌طلب شورای شهر تهران مواجه شد. غلامرضا انصاری یکی از اعضای این فراکسیون شورای شهر بود که در جلسه علنی شورا نصب این بیلبوردها را کاری «غیراصولی و ضدامنیت ملی» دانسته بود. البته گویا محسن پیرهادی، عضو شورای شهر تهران و رئیس سازمان بسیج شهرداری تهران در جریان نصب بیلبوردهای صداقت آمریکایی بوده؛ چراکه در این‌باره گفته بود: «تعدادی از تشکل‌های خودجوش مردمی این پوسترها را طراحی و نصب کرده‌اند و پیش از این‌که نصب کنند به ما اطلاع داده بودند. ما در بسیج شهرداری تهران اطلاع داشتیم و مانع از نصب این پوسترها و تصاویر نشدیم چون محتوای آنها را خارج از سیاست‌های نظام ندیدیم.»
اقبال شاکری یکی از اعضای اصولگرای شورای شهر تهران در گفت‌وگو با «شهروند» معتقد است که نصب این بیلبوردها «یک کار ملی است و به هیچ‌وجه سیاسی‌کاری» نیست و با منافع کشور سروکار دارد.
شاکری از این‌که این بیلبوردها با واکنش منفی بخشی از جامعه مواجه شده، متعجب است و می‌گوید هدف اصلی از این کار این بوده که به مسئولان و مردم یادآوری شود که در مراودات و معامله و مذاکره با آمریکا «حواسشان جمع باشد» که با چه حکومتی مواجه‌اند. او این بنرها را «بازخوانی رفتارهای یک حکومت زورگوی قلدرمآب» می‌داند که در چند دهه اخیر رفتارهایش در تضاد با منافع مردم ایران بوده است و بر همین اساس «باید حواسمان باشد که در معاهدات با آمریکا حقوق ملت پایمال نشود.»
او دلیل دوم نصب این بنرها روی بیلبوردهای تهران را نزدیکی به روز قدس دانست چرا که آمریکا بزرگترین حامی اسراییل است و به این کشور بودجه می‌دهد و اجازه نمی‌دهد در مجامع بین‌المللی هیچ قطعنامه‌ای علیه اسراییل صادر شود.
 شاکری در پاسخ به این‌که «وضعیت تولد نوزادان آمریکایی چگونه به شناساندن دولت زورگوی آمریکا منجر می‌شود؟» می‌گوید این نوع اطلاعات هم «جنبه دیگری» از کار را نشان می‌دهد چون به اعتقاد او «فرهنگی که در درون خود انواع مصیبت‌ها را دارد، نمی‌تواند پیام دوستی برای دیگر کشورها داشته باشد» و همچنین نشان می‌دهد «کشورها باید به توانمندی و نیروهای خود اتکا کنند.»
این عضو اصولگرای شورای شهر تهران معتقد است وقتی آمریکا تمام راه‌های زندگی مردم ایران را بسته و در سیستم‌های بانکی سنگ‌اندازی می‌کند «بالاخره ما هم باید دادی و فریادی بزنیم» و نمی‌توان سکوت کرد. به اعتقاد او هدف این بنرها بیش از این‌که نشان دادن «مفاسد و معایب» جامعه آمریکا باشد این است که نشان دهد دولت آمریکا چگونه منافع مردم ایران را با رفتارهای خود به خطر انداخته است.
بازخورد منفی به دلیل کاهش اعتماد اجتماعی به منبع پیام
اما چرا جامعه پیام مورد هدف طراحان این بنرها را درک نکرده ‌است و اتفاقا با واکنش منفی آنها مواجه شده است؟ غلامرضا علیزاده، جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه این موضوع را وابسته به عوامل متعددی می‌داند. به عقیده او بخشی از عوامل موثر در واکنش منفی جامعه به این‌گونه شعارهای تبلیغاتی «عوامل نزدیک» هستند و آنچه به‌عنوان یک عامل زیربنایی در انتقال مفهوم «اثر جدلی و معکوس» دارد از نظر جامعه‌شناسی ارتباطات «کاهش اعتماد اجتماعی به منبع پیام» است.
علیزاده با اشاره به موضوع می‌گوید: «یکی از عواملی که باعث می‌شود نبود اعتماد به منبع خبر به صورت واگیر اجتماعی در لایه‌های مختلف تسری پیدا کند، این است که اصولا جامعه زمانی که با نارسایی‌ها مواجه است، انتظار دارد مسائل درون جغرافیایی به وسیله مسئولان مطرح و برای آنها راهبرد اجرایی ارایه شود.»
به عقیده این جامعه‌شناس این نوع پیام‌ها از دید مردم «فرار به جلو و فرافکنی» تلقی می‌شود چون مردم به این نتیجه می‌رسند که برای «پوشش مسائل جامعه و لاپوشانی کردن مشکلات جامعه از مسائل کشورهای دیگر استفاده می‌شود و جنبه‌های منفی آن کشورها برجسته می‌شود و این‌طور القا می‌شود که فقط ما نیستیم که مشکل داریم و همه جهان مشکل دارند.»
او این گزاره که «همه جای جهان مشکل دارند» را گزاره درستی می‌داند اما معتقد است مردم انتظار دارند هزینه‌هایی که برای شعار و بنر می‌‌شود «راهکاری برای جامعه خودی داشته باشد و برای مشکلاتی مانند بیکاری، اعتیاد، طلاق، آلودگی، ترافیک و سایر پدیده‌ها راهکاری در آنها ارایه شود.»
این جامعه‌شناس همچنین معتقد است در این بیلبوردها و بنرها «مسأله غیرواقعی گفته نمی‌شود اما به این دلیل مردم به آن واکنش منفی نشان می‌دهند چون دانستن آنها مشکلی از مردم حل نمی‌کند» ضمن این‌که گفتن این پیام‌ها با این‌که «با حسن نیت همراه است اثر عکس دارد.» به گفته علیزاده در جامعه‌شناسی ارتباطات اجتماعی «هرگاه جامعه‌ای مورد یورش قرار گیرد نوعی هم‌حسی در جوامع دیگر ایجاد می‌کند، درست مانند نقش منفی فیلم‌ها که حتی اگر به او ظلم شود مردم با او احساس همدردی می‌کنند.»
او همچنین می‌گوید مردم در مقابل این نوع شعارها و اطلاعات دست به مقایسه می‌زنند و در این‌باره فکر می‌کنند که «چرا سالانه هزاران نفر از تحصیلکردگان کشور که هزینه بسیاری برای آنها شده از کشور خارج می‌شوند و این خروج میلیاردها دلار به کشور صدمه می‌زند و مقصد اغلب این افراد هم آمریکا است؟» به گفته علیزاده برخی شعارها با «این‌ واقعیت‌ها تضاد و تزاحم» دارد که باعث می‌شود خروجی آنها آن‌گونه نباشد که طراحان آن انتظار دارند.
این مدرس دانشگاه همچنین این موضوع را اضافه می‌کند که «مباحث تبلیغی و ترویجی و ارتباطات کلامی تکنیک‌ها و فنونی دارد و برای تأثیر باید کلمات با مهارت کنار هم چیده شوند؛ ضمن این‌که گیرندگان پیام هم باید مشخص شوند و لایه‌های مختلف درآمدی، اجتماعی و سنی آنها مشخص شود.»
علیزاده یکی دیگر از عوامل بی‌اعتمادی به منبع پیام را «رفتارهای گذشته منبع پیام» می‌داند و معتقد است با این‌که شهرداری کارهای بزرگی انجام داده اما مردم انتظار دارند شهرداری به مشکلات خود آنها بپردازد و ارتباطش با لایه‌های اجتماعی مختلف افزایش پیدا کند.»

بیلبوردهای بحث برانگیز شهرداری، روی میز شورای شهر

ناصحی رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر: قطعاً تذکر می‌دهیم/ شاکری عضو کمیسیون فرهنگی شورای شهر: بیلبوردها هم دلیل دارد و هم توجیه

فاطمه جمال‌پور


«آیا می‌دانستید در امریکا از هر 5 نوزاد، 2 نوزاد نامشروع‌اند»، «آیا می‌دانستید در امریکا در هر 9 ثانیه یک زن مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد» و... ‌این‌ها بخشی از شعارهایی است که شهرداری در طرحی با نام «حقوق بشر امریکایی» بر روی بنرهایی درسطح شهر تهران نصب کرده و واکنش‌های زیادی را به همراه داشته است. کاربران فضای مجازی با هشتگ «شعار پیشنهادی برای بیلبوردهای شهرداری تهران» موجی از انتقادات را نسبت به عملکرد شهرداری تهران و وضعیت آسیب‌های اجتماعی همرسانی کردند، اعتراضات پررنگ که شهرداری شهری که 15 هزار کارتن‌خواب و بیشتر از چندهزار کودک‌کار دارد و معتادان متجاهرش چهره شهر را از ریخت انداخته‌اند،  آیا بهتر نبود که بودجه نصب چنین بیلبوردهایی برای کاهش آسیب‌های اجتماعی و همین کودکان کار یا برای جلب توجه به آسیب‌های فزاینده اجتماعی و هشدار به خانواده‌ها صرف می‌شد؟
این نخستین بار نیست که شهرداری چنین حرکتی کرده و چنین بنرهایی را نصب کرده است. پیش از این هم در زمان مذاکرات هسته‌ای شهرداری بیلبوردهایی در مخالفت با این مذاکرات اکران کرد. حالا مسئولان در رابطه با این اقدام شهرداری موضع مختلفی دارند؛ از یک سو «عبدالمقیم ناصحی» رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر با گرایش اصولگرایی  در قامت منتقدی جدی در گفت‌وگو با «ایران» از ضرورت تذکر شورا به رئیس سازمان زیباسازی تهران خبر می‌دهد و از سوی دیگر مجتبی شاکری اصولگرا که عضو شورای تأیید کننده محتوای بیلبوردهای شهری است تمام قد از آن دفاع می‌کند.
ممکن است این بیلبوردها واقعیت داشته باشند!
ناصحی در پاسخ به سؤال «ایران» در رابطه با دلیل اجرای چنین طرحی گفت: هرچه در رابطه با عدم هماهنگی دولت امریکا با ملتش سخن بگوییم انصافاً کم گفته‌ایم. در جریان این مطلب باشید که دولت امریکا و ملتش از هم جدا هستند. ما روی سخنمان با دولت امریکاست که این همه جنایت در حق ملت ما انجام داده است. در حقیقت مجریان خواسته‌اند خشمی که از عملکرد دولت امریکا دارند را با این بیلبوردها بیان کنند. در آستانه‌ روز قدس که می‌دانیم این غده سرطانی- اسرائیل- را امریکا در بین کشورهای اسلامی کاشته است وسرزمین فلسطین را گرفته است و می‌خواستند در آستانه این روز به مردم بگویند که مسلمانان فلسطین در معرض و چنگال صهیونیست‌ها گرفتار شده‌اند و مسبب همه این‌ها امریکاست.
درپاسخ به این سؤال که آیا بهتر نبود شهرداری در عوض این طرح، به آسیب‌های اجتماعی توجه بیشتری می‌کرد گفت: ممکن است محتوای نوشته این بیلبوردها واقعیت داشته باشند، اما ‌ اینکه، این‌ها را به تصویر بکشیم در عرصه بیلبوردها و پل‌ها و در معرض دید عموم قراردهیم در حالی که خودمان دچار مشکلات و آسیب‌های اجتماعی هستیم؛ بحث اعتیاد کودکان، اعتیاد و.... مطرح است، جای تأمل دارد. رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر ادامه داد: من می‌پذیرم اگر در رابطه با مسائل عدیده و آسیب‌های اجتماعی خودمان، بیلبوردها، مسائلی را مطرح و در این خصوص به مردم هشدار دهند و اطلاع‌رسانی کنند تا  کمکی به رفع آسیب‌های اجتماعی شود، اقدام مفید‌تری است.
ناصحی گفت: قطعاً در این زمینه به سازمان زیباسازی تذکر می‌دهم و باید روی محتوای این شعارها نظارت بهتری شود.
ما صدایش را در می‌آوریم
مجتبی شاکری دیگر عضو کمیسیون فرهنگی شورای شهر و عضو کمیته تأیید شعارهای سازمان زیباسازی با اعلام اینکه این شعارها حاصل یک کمپین است، گفت: من سه‌شنبه آلبوم این آثار را دیدم و پیام‌ها نسبتاًقابل قبول بود. وی در برابر این انتقاد مطرح شده که آیا بهتر نبود شهرداری به جای چنین اقدامی به آسیب‌های اجتماعی توجه کند افزود: آسیب‌های اجتماعی سر جای خود، اطلاع‌رسانی هم سرجای خود. آنها حقوق بشر را رعایت نمی‌کنند و از ما ایراد می‌گیرند و مجموع زندانیان آنها به نسبت جمعیت 5 برابر ماست. ما نمی‌گوییم وضع آسیب‌ها در کشور ما خوب است در کشور ما هم بد است اما هرچیز جای خود. ما می‌گوییم شمایی که ادعا می‌کنید ما محکومیم خود شما وضع بدتری دارید اما صدایش را در نمی‌آورید ما صدایش را در می‌آوریم.
شاکری در برابر این پرسش که نفع چنین اقدامی چیست؟ گفت: مردم ما باید بدانند امریکایی که خود فضای مجازی را اداره می‌کند و حقوق ما را به خاطر حقوق بشر نمی‌دهد خود حقوق بشر را رعایت نمی‌کند، آنها اعدام قاچاقچیان ما را محکوم می‌کنند در حالی که این از نظر ما خوب است و جزئی از قانون ماست، آنچه آنها درست می‌دانند ما نمی‌دانیم و بالعکس. وی در برابر این پرسش که شعار محبوب وی در میان این شعارها چه بود؟ گفت: این کارها به قوت کارهای اوج و دموکراسی امریکایی نبود. من آن کارها را بیشتر می‌پسندیدم اما آن طرحی که اوباما به جای دست دادن اسلحه به دست بود بیشتر از همه دوست داشتم.
عیسی علیزاده مدیر عامل سازمان زیباسازی شهرداری تهران با بیان اینکه این طرح هم توجیه و هم دلیل دارد از گفت‌و‌گو امتناع کرد و آن را منوط به کسب اجازه از «گیل‌آبادی» مدیر روابط عمومی شهرداری تهران دانست.

اجرای بیلبوردهای «حقوق بشر آمریکایی» ازسوی شهرداری

«اوج»گیری در پایتخت

 

معصومه اصغری: چندمین بار متوالی است که بیلبوردهای فرهنگی و اجتماعی و نه تبلیغاتی شهر تهران به‌جای هم‌افزایی بین ملت و دولت، زمینه اختلاف و چالش بین شهرداری و دولت یا شهرداری و مردم را فراهم می‌کند. شهرداری تهران برای چندمین بار است که به دليل دادن فضای تبلیغ گسترده به مؤسسه‌ای به نام «اوج» و بیلبوردهای پرحاشیه این مؤسسه زیر علامت سؤال گروهی از مردم می‌رود. پس از بیلبوردهای «صداقت آمریکایی»، «با یک گل بهار نمی‌شود» و... حالا مؤسسه اوج با جملاتی تأمل‌برانگیز «حقوق بشر آمریکایی» را به رخ تهران پرآسیب این روزها کشیده است. حالا اما شهرداری تهران در جواب پیگیری‌های خبرنگاران راه عدم پاسخ به تماس‌ها، از دسترس خارج‌شدن و خلاصه فرار از پاسخ‌گویی را پیش گرفته است.  
جملاتی نظیر «آیا می‌دانید در هر ٩ ثانیه یک زن آمریکایی مورد ضرب‌وشتم قرار می‌گیرد؟»، «آیا می‌دانید که از هر٠ ١١ شهروند آمریکایی یک نفر در زندان است؟» یا «آیا می‌دانید در آمریکا از هر پنج نوزاد، دو نوزاد به صورت نامشروع به دنیا می‌آید؟» این روزها روی در و دیوار و منظر عمومی شهر قرار گرفته است؛ جملاتی که قبل از هر واکنش رسمی با واکنش مردم و هنرمندان و کنشگران اجتماعی در فضاهای در دسترس‌شان و البته تعاملات روزمره خودشان به وجود آمد. وقتی که در تاکسی نشسته‌ایم و با عبور از این تابلوها بحث بین مسافران شروع می‌شود که: «خودمان کم عیب داریم؟»، «خودمان کم معتاد و جوان بی‌کار و خشونت و دزدی داریم؟»، «کسی خشونت علیه زنان خودمان را محاسبه کرده؟ چرا عددش را اعلام نمی‌کنند؟»، «چشممان را به همه بچه‌هایی که این روزها داستان فروختن و معتاد به دنیا آمدنشان را می‌شنویم، ببندیم و دنبال شمردن فرزندان نامشروع آمریکایی‌ها برویم؟»...  
مؤسسه‌ای که این بیلبوردها را تهیه و اجرا کرده است، مؤسسه فرهنگی و رسانه‌ای «اوج» نام دارد. براساس آنچه در بخش معرفی سایت این مؤسسه آمده است، سازمان هنری و رسانه‌ای «اوج» در سال ٩٠ فعالیت خود را آغاز کرده و در این حدود پنج سال به پشتوانه گرمی که داشته و دارد، توانسته اثری درخور توجه داشته باشد و در چندین بزنگاه مهم، اثرگذاری مورد نظرش را داشته باشد. این مؤسسه در بخش معرفی سایت خود یادآور شده که تیم جوان و پیگیر آن بعد از دو دهه تجربه‌اندوزی و مطالعه سرنوشت دستگاه‌های فرهنگیِ رسمی و غیررسمی و به موازاتِ این مطالعات، انجام فعالیت و اقداماتِ مثمر و جریان‌سازی و اثربخشیِ فرهنگی و هنری، نهایتا از سال ١٣٨٨  تا ١٣٩٠ به برنامه‌ریزی، طراحی، شناسایی و سازماندهی پرداخته است و این مؤسسه رسما از بهار سال ١٣٩٠ راه‌اندازی می‌شود. 
آنچه در این گزارش به آن پرداخته می‌شود وجهی غیر از آن چیزی است که مؤسسه اوج در فعالیت‌های سینمایی و فرهنگی یا بعدها در شبکه تلویزیونی «افق» اجرائی کرده است. «اوج» در این حدود پنج سال با دست بازی که در تولید داده‌ها و مفاهیم در حوزه‌های مختلف و البته گستره بدون مرز فضاهای تبلیغات شهری داشته است، تنها با چند تابلوی اصلی در چند نقطه از شهر حتی روی روند مذاکرات هسته‌ای هم تأثیر گذاشته است. حتما مردم و مخاطبان، تابلوی معروفی که به شکل نمادین مذاکره‌کننده ایرانی و آمریکایی را روبه‌روی هم نشان می‌داد یا بیلبورد بزرگی نزدیک میدان ولیعصر که در آن رئیس‌جمهور آمریکا را در کنار شمر قرار داده بود و... یادشان هست که درست در روزهایی که مذاکره‌کنند‌گان هسته‌ای در گیرودار گفت‌وگو با ١+٥ بودند فضا را به سمت تردید و سؤال برای مردم و حس بی‌اعتمادی برد. این‌گونه بود که محتواهای تولیدشده این مؤسسه با حمایت بی‌دریغ و بی‌توضیح شهرداری تهران در نقاط مهم و پرتردد شهر به عنوان موضع نظام جمهوری اسلامی ‌ایران قلمداد شد و تا مدت‌ها موج منفی رسانه‌های غربی را به همراه داشت. اما بیلبورد‌های «صداقت آمریکایی» تنها اقدام اتاق فکر این مؤسسه نبود. پس از ابلاغ سیاست‌های جمعیتی از سوی مقام معظم رهبری و موج خبری که در ادامه آن درباره افزایش جمعیت و ضرورت‌های آن به وجود آمد، این مؤسسه هم در تلاش برای تبلیغ افزایش جمعیت و تشویق به فرزندآوری اقدام به تحلیل محتوا و نصب بیلبوردهایی در شهر با عنوان «با یک گل بهار نمی‌شود» کرد. این بیلبوردها که مقایسه‌ای نابرابر بین خانواده پرجمعیت و کم‌جمعیت بود، از رسانه‌های مکتوب و دیداری و شنیداری رسمی تا شبکه‌ها و گروه‌های مجازی غیررسمی بازتاب پیدا کرد. این بیلبوردها هم با اثری منفی و بالعکسی که روی مفهوم افزایش فرزند داشت، خیلی زود از سطح شهر جمع‌آوری شد.
از آنجایی که شهرداری تهران و زیرمجموعه آن یعنی سازمان زیباسازی، مسئول اول و آخری بیلبوردهای شهر تهران هستند، هفته قبل و چند روز پس از واکنش‌ها به بیلبوردهای «حقوق بشر آمریکایی» تلاش کردیم تا با مدیرعامل سازمان زیباسازی درباره دلیل اجرای این بیلبوردها صحبت کنیم. او در جلسه‌ای در همین رابطه با مدیران فرهنگی و روابط عمومی شهرداری تهران بعد از توضیح کوتاهی قول داد تا با توجه به دلایلی که از اجرای کار می‌داند، مفصل در این رابطه توضیح دهد اما بعد از قطع تلفن تا لحظه تهیه این گزارش او یا در دسترس نبود يا دیگر به هیچ تماسی پاسخ نداد. تماس‌های روابط‌عمومی شهرداری تهران به شکل جالبی قطع می‌شد و تلفن معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری و روابط‌عمومی‌شان هم یا اشغال بود یا بوق آزاد داشت؛ اما دریغ از پاسخ! عیسی علیزاده در همان توضیح کوتاه به «شرق» گفت این بیلبوردها در راستای برنامه‌های پیش‌بینی‌شده برای هفته حقوق بشر آمریکایی است و در آن به اعمال حقوق بشر به وسیله آمریکا در این کشور و در کل دنیا پرداخته است. اما این موضوع خیلی زود محل انتقاد و چالش مخالفان و موافقان در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی و هنرمندان و فعالان فرهنگی و اجتماعی قرار گرفت. دراین‌میان واکنش‌های متفاوت اعضای شورای شهر درخور توجه بود. مدیرعامل سازمان زیباسازی که دو هفته قبل به خاطر نحوه اجرای «نگارخانه‌ای به وسعت یک شهر» با انتقاد جدی چند عضو اصولگرا مواجه شده و متهم به نفوذ یک جریان سکولار و افراطی در زیباسازی شده بود این‌بار تقدیر این اعضا  را به دست آورد. دیروز مجتبی شاکری بی‌اطلاع از فرار به عقب شهرداری تهران و جمع‌کردن تعدادی از این بیلبوردها از سطح شهر، اقدام سازمان زیباسازی را «کار خوبی که باید تشویق شود» خطاب کرد و گفت: از میان ٣٧ نوع تصویری که در فضاهای تبلیغاتی سطح شهر به نمایش درآمده، تصاویری که با محتوای سرفصل‌های نقض حقوق بشر به‌وسیله آمریکا نظیر کودتای ٢٨ مرداد، تحریم‌های اقتصادی، تحریم‌های دارویی و جنایات علیه ملت یمن بود رویکرد خوبی است. شاکری به راه‌افتادن کمپین در واکنش به این بیلبوردها را برنامه‌ریزی گل‌نخوردن آمریکا خوانده است. اما احمد مسجدجامعی، یکی از اعضای اصلاح‌طلب شورا که روزی وزیر فرهنگ هم بوده است، دیروز در شورا گفت: اختلاف ما با آمریکا اختلافی عمیق، استراتژیک و بنیانی است و با نگاه سطحی نباید آنها را در ذهن‌ها تقلیل داد و احیانا نتیجه عکس از آن گرفت. ما با ملت آمریکا مشکلی نداریم که به آنها نسبت‌های ناروای خارج از چارچوب‌های عرفی، اخلاقی و مذهبی بدهیم و سطح دعوا را حتی به نامشروع‌بودن فرزندان آنها بکشانیم. اتفاق درخور توجه درباره این بیلبوردها آن بود که واکنش‌های مردمی به بیلبوردها و جملات آنها همراه با عکس‌ها و هشتگ‌ها و جملات اعتراضی‌شان قبل از هر رسانه و مسئولی توجه‌ها را جلب کرد. این یعنی حتی اگر با انحصار و دسترسی‌های غیررقابتی، درودیوار شهر برای یک جریان، یک تفکر یا حتی یک رنگ خاص باشد، مردم خیلی خوب می‌توانند خوب‌وبد پشت آن را تشخیص بدهند و حتی اگر بر زبانشان نیاورند، در ذهنشان نگه دارند و به قضاوت بنشینند.  اما دراین‌میان برخی سؤالات و ابهامات وجود دارد. از جمله اینکه مؤسسه‌ای که هنوز پنج سال از عمر فعالیت آن نگذشته، چطور می‌تواند این‌طور در فضای تبلیغات شهری یکه‌تازی کند؟ شهرداری تهران در فروش و یا تحویل موقت و دائم این بیلبوردها در میدان‌های مهمی چون فردوسی، ولی‌عصر(عج) یا جداره اتوبان‌های اصلی تهران تنها نقش «طرف قرارداد» را دارد و به محتوا و نحوه عملکرد روی این بیلبوردها نظارت ندارد که حالا جواب رسانه‌ها را نمی‌دهد؟ گرچه در این سال‌ها درباره تابلوها و بیلبوردهای تبلیغات شهری، ساماندهی و رتبه‌بندی درخورتوجهی صورت‌گرفته اما شهرداری تهران هنوز نتوانسته انحصار شرکت‌ها، مؤسسه‌ها و سازمان‌های دولتی و نیمه‌دولتی و وابسته به نهادهای خاص را بشکند.  آیا شهرداری تهران به همه مؤسسه‌های تبلیغاتی در سطح شهر تهران اجازه می‌دهد با این دسترسی گسترده و فراگیر و این سطح از بیان «مفاهیم دلسوزانه»، فعالیت کنند؟ آیا شهرداری تهران در این بازار آشفته بی‌پولی که به جان فروش زمین‌های ذخیره و باغات شهر تهران افتاده، از این مؤسسه پول نقد دریافت می‌کند یا اینجا هم تهاتر و جایگزینی پروژه و... است؟

 

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid