محل تبلیغ شما
بازی دوسرباخت محیط بانان

تاریخ خبر: 1395/4/9

بازی دوسرباخت محیط بانان

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

انتقاد کهرم از بازی دو سر باخت محیط‌بانان

مشاور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ضمن انتقاد از وضعیت قضایی و معیشتی محیط‌بانان، اظهار کرد: در شرایط کنونی اگر محیط‌بانان مقابل شکارچی متخلف مقاومت و از اسلحه استفاده کنند محکوم به اعدام می‌شوند و اگر از آن استفاده نکنند شهید می‌شوند، بنابراین باید اسلحه را از آنها بگیرند.

اسماعیل کهرم در گفت‌وگو با ایسنا، ضمن ابراز تاسف از شهادت سه تن از محیط ‌بانان کشور گفت: محیط‌بانان افراد شجاعی هستند که جانشان را کف دست گرفته‌اند و بخاطر علاقه‌ای که به محیط زیست و شغل خویش دارند چنین فداکارانه کار می‌کنند. حادثه اخیر شهادت مظلومانه این محیط‌بانان فاجعه‌ای است که خانواده‌ها و دوستان و همکاران و جامعه محیط زیست کشور را داغدار کرده است.

اسلحه را از محیط‌بانان بگیرند

 وی با تاکید بر اینکه شرایط مناسب حمل و استفاده از سلاح برای محیط بانان کشور وجود ندارد، گفت: در این شرایط باید اسلحه را از محیط‌بانان بگیریم چون اگر مقابل شکارچی متخلف مقاومت و از اسلحه استفاده کنند محکوم به اعدام می‌شوند و اگر از آن استفاده نکنند شهید می‌شوند، بنابراین وجود اسلحه از هر دو طرف برای آنها مشکل‌زاست. از یک طرف با اعدام و از طرف دیگر با شهادت مواجه هستند.


به گفته کهرم، اگر مجرم و متخلفی در حین عملیات توسط پلیس کشته شود، این نیروی پلیس حتی یک ساعت هم بازداشت نمی‌شود چه برسد به آنکه محاکمه و حکم قصاص او صادر شود، چون برای برقراری نظم و امنیت و مقابله با متخلفین این اتفاق افتاده است در حالیکه ما به محیط‌بانی اسلحه داده‌ایم که در دادگاه به جرم قتل محکوم می‌شود. 


وی با اشاره به اینکه اسلحه نوعی عامل تحریک‌کننده برای متخلف محسوب می‌شود، اظهار کرد: پلیس انگلستان مسلح نیست و از زمانی که اسلحه از تجهیزات پلیس حذف شده میزان کشته شدن آنها به 3/1 کاهش یافته است. وقتی شکارچی، اسلحه محیط‌بان را می‌بیند تحریک می‌شود و از اسلحه خود استفاده می‌کند در حالیکه اغلب شکارچیان بومی منطقه و برای محیط‌بانان شناخته شده هستند بنابراین هنگامی که تخلفی از این افراد سر می‌زند محیط‌بانان می‌توانند آنها را به راحتی شناسایی و اقدام به دستگیری آنها کنند در حالیکه داشتن اسلحه در حین عملیات عامل تحریک کننده‌ای برای شکارچی متخلف محسوب می‌شود.

مشاور رئیس سازمان حفاظت محیط زیست افزود: به کارگیری سلاح توسط محیط‌بان شرایط خاص خود را دارد که باید رعایت شود اول اینکه باید اسلحه به نام فرد مشخص تخصیص یافته باشد. در هنگام استفاده هم محیط بان باید سه دفعه ایست بدهد و بعد تیرهوایی شلیک کند و در صورتی که جان خود یا همکارانش در خطر بود می‌توانند از کمر به پایین شلیک کنند.

کهرم تاکید کرد: قاضی بر اساس کتاب قانون رای صادر می‌کند و با شرایط کنونی محیط بان محکوم به قتل می‌شود، بنابراین یا باید محیط‌بان که اجازه حمل سلاح دارد تمام امتیازهای آن را داشته باشد یا باید اسلحه را از او بگیرند.

وی در ادامه با اشاره به سه تن از محیط‌بانان محکوم به اعدام که به تازگی با کسب رضایت شاکیان آزاد شدند، گفت: قبل از عید و در شروع سال 95 بود که سه تن از محیط‌بانان کشور بعد از گذراندن سال‌ها در زندان، با سختی بسیار و با دادن دیه‌های سنگین از دم تیغ رهایی یافتند و حالا هم  طی دو روز شاهد به شهادت رسیدن سه تن از محیط بانان دلسوز و شجاع کشور بودیم.

محیط‌بانی پشت میله‌های زندان


کهرم افزود: این افراد چه گناهی داشتند که باید چندین سال از بهترین سال‌های جوانی و عمر خود را در زندان بگذرانند در حالی که قصد آنها حفاظت از کشور بود. در حال حاضر نیز محیط‌بان دیگری به نام "افضلی" در زندان کرمان روزهایش را  سپری می‌کند.

این مقام مسئول سازمان حفاظت محیط زیست، همچنین با انتقاد از میزان دریافتی‌های محیط‌بانان اظهار کرد: این گروه با این سختی کار و تحمل دوری از خانواده از هر کارمند دولتی دریافتی کمتری دارند. در این خانواده‌ها معولا زنان به تنهایی مسئولیت اداره امور داخلی خانواده را برعهده دارد چون مردان ساعات بسیاری را در منطقه در حال خدمت هستند.

وی افزود: بسیاری از محیط‌بانان به من می گویند که به خاطر دوری از خانه و خانواده اصلا متوجه نمی‌شوند که فرزندانشان چه زمانی بزرگ می‌شوند و شاهد اتفاقات مهم زندگی فرزندانشان نیستند ولی با این وجود نه حقوق مناسبی دارند و نه زودتر از موعد می‌توانند بازنشسته شوند.  

مجلس کاری برای بهبود وضعیت قضایی و معیشتی محیط‌بانان انجام دهد


کهرم در پایان در مورد اظهار نظر برخی نمایندگان مجلس در این باره و اعلام آمادگی کمیسون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی  و فراکسیون محیط زیست و توسعه پایدار به منظور وضع قوانین جدید حمایت از محیط‌بانان اظهار کرد: امیدوارم شاعری، رئیس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی و سایر نمایندگان دست به کار شده و کاری برای بهبود وضعیت محیط‌ نان در در حوزه قضایی و معیشتی انجام دهند

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

0 0
kahar   1395/4/10 14:48:20

محيط‌بان‌ها، منهاي ٣

اشك محيط‌بان
به پاسگاه محيط‌باني (به آن شكارباني مي‌گفتيم)، نيريز رسيدم. با لندرور سازمان حفاظت محيط زيست. شكاربان‌ها جلوي دروازه پاسگاه ايستاده بودند. معمولا وقتي بنده را مي‌بينند، ملاقات با اين بچه‌ها در سراسر ايران هميشه با ماچ و بوسه و شادي همراه است ولي آن روز نه: يك متخلف ٩ قوچ و ميش را شكار كرده بود و براي بردن آنها به نيريز رفته بود كه وانت ببرد و بار كند كه گرفتار شد. مردان كارآزموده با چهره‌هاي آفتاب‌سوخته و دست‌هاي كاركرده در حياط اداره محيط زيست نيريز در كنار توده‌اي از لاشه قوچ و ميشي كه برخي از آنها آبستن بودند، اشك مي‌ريختند. در سكوت، چهره لطيف مردان كوه و صخره و تفنگ كه نديده بودم.
شرايط دشوار
وسط زمستان به سواحل جنوب درياچه اروميه رسيدم. موقع سرشماري نيمه زمستان پرندگان مهاجراين دشت پوشيده از برف بود. سفيد سفيد. با خليلي به راه افتاديم. هر دو جوان بوديم و اهل بيابان. دسته‌هاي قو، پرندگان مهاجر، مرغابي‌، اردك، غاز و ... به استقبال ما آمدند. خليلي مسلح بود. يك شيش تير كمري، همين. از تپه مقابل چيزي مانند يك توده كوچك بهمن از بالا به پايين آمد. يك گرگ بود. پايين تپه، زوزه را سر ‌داد. يكي ديگر از تپه ديگر پايين آمد و سومي هم از راه رسيد. به هم پيوستند و با آرامش و صبر دنبال ما راه افتادند. وقتي مي‌ايستاديم نزديك‌تر مي‌شدند. مچ پاي من از قبل ترك خورده بود و حركت من آرام بود و دردناك. يك نهر بين ما و قهوه‌خانه آن طرف و جاده و دهكده وجود داشت . در قسمتي از رودخانه يك درخت پلي از اين طرف به آن طرف نهر ساخته بود. آن طرف نهر، ٢ متري با زمين فاصله داشت. خليلي از درخت بالا رفت، آن طرف نهر از ٢ متري به روي زمين پريد. من هم از درخت بالا رفتم و از همان ارتفاع به زمين پريدم. آن پايين خليلي ايستاده بود. من را مثل فرزندش در آغوش گرفت. گرگ‌ها آن طرف نهر با خشم دندان به ما نشان مي‌دادند.
ساده‌زيستي
آنان كه دم از ساده‌زيستي مي‌زنند سري به منزل يك محيط‌بان يا پاسگاه او بزنند. به كليبر رفتيم. در پارس‌آباد مغان. آن روزها راهي احداث نشده بود...

بايد با قاطر مي‌رفتيم. هر ٨ ساعت يك دهكده بود. زيبايي اين مناطق كه با حركت آهسته قاطر به چشم مي‌آمد به راستي پس از حدود ٤٠ سال در ذهن من نشسته. به كلبه‌اي رسيديم. يك كلبه شكارباني با پرچم ايران بر فراز آن و يك رختخواب كه جمع شده بود و گوشه اتاق لوله شده بود. اواسط تابستان بود ولي هوا سرد بود به خصوص در شب‌ها. سياه‌خروس‌ در منطقه فراوان بود. شب با نان، پنير، كره محلي و ماست پرچرب كه بوي دود مي‌داد پذيرايي شدم. در همان اتاق خوابيدم. نيمه‌شب‌ صداي خش‌خش در سقف شنيده مي‌شد. از علي پرسيدم اين چيه؟ با لهجه تركي غليظ گفت: چيزي نيست. مارها به دنبال موش مي‌گردند! صبح متوجه شدم كه تمام تن من به وسيله كك‌ها گزيده شده بودند! آن ايستگاه را ككيدي مي‌نامم!

دوري از خانواده
به پاسگاه دلبر در پارك ملي خارتوران رسيدم. ساعت ١١ شب بود. يك چراغ بيرون پاسگاه روشن بود. هزاران حشره بالدار و بي‌بال دور آن جمع شده بودند. سعي كردم پا روي آنها نگذارم. داخل پاسگاه فقط يك نفر محيط‌بان بود. نگهبان و آشپز پاسگاه سلام و عليك و روبوسي. گفتم بچه‌ها كجا هستند؟ گفت گشت. ساعت ١٢ شب بازگشتند. دور سفره آبگوشت كم گوشت نشستيم. درددل‌ها باز شد. بچه‌ها خسته و خاك‌آلوده بودند و آفتاب‌سوخته. چقدر خاكي و دلير مي‌نمودند. نادر گفت كه دو هفته است كه از خانواده‌اش بي‌خبر است. موبايل آنتن نمي‌داد. منزلش در كرج بود. دو هفته در پاسگاه دلبر- يك هفته خانه. آن يك هفته چقدر زود مي‌گذشت!

علاقه علاقه علاقه
مصطفي درويش پوريان را در كفي‌هاي شهرضا ديدم. گله را باز كرد؛ مي‌گفت بچه‌هاي من به دنيا آمدند، من نبودم. دبستان و دانشگاه رفتند. نديدم. ازدواج كردند و نوه‌دار شدم، نديدم. همه وقتم در كفي (دشت‌هاي مسطح و فراخ) در شوري، اين شده چشم‌انداز من. از پاسگاه آمديم بيرون. دوربين كشيديم. در دوردست يك گله آهو در حال چرا بودند. گاهي جست و خيز مي‌كردند، خوش بودند. مصطفي آنها را ديد. گل از گلش شكفت، گفت: جانم، اينها خانواده‌هاي من هستند. مي‌ارزد كه ما اينها را تحمل كنيم ولي اينها اينجا باشند. مي‌ارزد.

شناخت طبيعت
بنده هيچگاه، هيچگاه به آگاهي خود و آنچه آموخته‌ام، در طبيعت اتكا نمي‌كنم. محيط‌بان‌ها در محل زندگي مي‌كنند و محيط خود را به مراتب بيش از هر متخصصي مي‌شناسند. در دشت‌هاي ديوان‌دره و زرينه اوباتو در هواپيماي سازمان با مرحوم «سيغاريان اصل» خلبان سازمان در جست‌وجوي ميش مرغ بودم. حدود چهار ساعت گشتيم. نتيجه‌اي نداشت تمام دشت را زير پا گذاشتيم. بنزين در حال اتمام بود به فرودگاه سنندج بازگشتيم. در اداره به محيط‌بان‌ها گفتم كه در دشت ميش مرغ نيست. جواد با ٢٣ سال خدمت در لباس محيط‌باني برافروخته شد. من را به دشت برد.
اين بار با لندرور آشنا بعد از دو ساعت يك گله ٣٢ تايي را ديدم. جواد گفت آنها صبح اينجا چرا مي‌كنند. بعدازظهر به ساير تپه‌ها مي‌روند و غروب را در سر ارتفاعات شب‌گذراني مي‌كنند! همه را درست گفت! جواد بيش از هر كسي منطقه‌اش را مي‌شناخت.

مبارزه با طبيعت خشن
در تابستان جاده دورود به درياچه گهر به راستي دلپذير است. زيبا و گسترده چهار ساعت راهپيمايي در جايي كه روزگاري دايناسورها قدم مي‌زدند. ولي در زمستان اين بهشت چهره‌اي ديگر مي‌نمايد. برف سنگين گاه تا ٣ متر عمق دارد. سه نفر از محيط‌بان‌هاي دورود براي گشت به منطقه رفته بودند كه برفگير شدند. سرماي شديد در شب‌ها و بوران شديد زندگي آنها را تهديد مي‌كرد. در دل برف حفره‌اي ايجاد كردند.
در آن نشستند و قطعه‌اي از لباس خود را به اسلحه‌شان آويختند و بر فراز كلبه برفي خود افراشتند. بعد از سه روز آنها را يافتند. زنده و سالم محيط‌بان‌هاي بومي خطرهاي طبيعي منطقه خود را بيش از هر كس ديگر مي‌دانند.
محيط‌بان‌ها چه آدم‌هايي هستند؟
در تهران از هر ١٠ نفر شش نفر نمي‌دانستند كه محيط‌بان يعني چه؟ اينها آدم‌هاي خاص هستند از ميان بهترين جوان‌هاي ايران انتخاب مي‌شوند. به استخدام سازمان حفاظت محيط زيست درمي‌آيند. دوره‌هاي گوناگون مي‌بينند. ضابط دادگستري هستند و تعليم در مورد قوانين مي‌بينند و اسلحه را خوب مي‌شناسند. طبيعت را خوب مي‌فهمند؛ چون اغلب در دل آن به دنيا آمده‌اند و در آن بزرگ شده‌اند. اكنون كم نيستند محيط‌بان‌هايي كه ليسانس و فوق ليسانس دارند و حتي دكتري! آنها از ديدن يك بره آهو به گريه مي‌افتند و از صداي يك پرنده به وجد مي‌آيند. نماد صبر و تحمل هستند، مانند چدن سخت و مانند مخمل نرم و دلپذير، مظلوم و فراموش شده در مناطقي خدمت مي‌كنند كه نه آب است و نه آباداني ولي هر جا هستند طبيعت زنده است.
اخيرا اقداماتي براي معيشت آنها، براي جايگاه اجتماعي آنها ، براي آموزش آنان، ضوابط حمل سلاح و افزايش اعتبار آنها صورت گرفته. ولي كافي نيست. اخيرا با شهادت سه محيط‌بان پرويز هرمزي، محمد دهقاني و منوچهر شجاعي، مجلس شوراي اسلامي قول رسيدگي به وضع آنها را داده. اميدم آن است كه مرگ اين سه تهمتن پهنه‌هاي طبيعت ايران به هدر نرود
اسمعيل كهرم فعال محيط زيست

0 1
پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران   1395/4/9 21:11:11

اظهارات نسنجیده دکتر کهرم در مورد خلع سلاح محیطبانان موجب تضعیف یگان محیط زیست می شود ۷ تیر ۱۳۹۵
دکتر اسماعیل کهرم از اساتید و پیش کسوتان محیط زیست کشور اخیرا پس از شهادت سه محیط بان در اظهاراتی نسنجیده برای چندمین بار در گفت و گو با رسانه ها اعلام کرده است که «بهتر است اسلحه را از محیط بانان بگیرند.»

متاسفانه در شرایط حساس کنونی که محیطبانان نیاز به تقویت و تجهیز بیشتری برای دفاع از جان خود و طبیعت کشور دارند و می توان از فضای بوجود آمده در جهت تجهیز هرچه بیشتر و تخصیص اعتبارات و امتیازات گوناگون به یگان محیط زیست استفاده نمود، چنین اظهارات نادرستی فضای بوجود آمده را مخدوش و موضع یگان محیط زیست کشور را تضعیف خواهد نمود.

ضمن احترام به مقام علمی و کسوت دکتر کهرم، ایشان تخصصی در زمینه جرم شناسی و شیوه های برخورد با متخلفین نداشته و اظهار نظر در این رابطه باید به کارشناسان نظامی و افسران پلیس پیشگیری ناجا سپرده شود.

بطور حتم اگر از کارشناسان نظامی و افسران مربوطه سوال شود که آیا ضابطین قضایی در یگان محیط زیست می توانند بدون اسلحه سازمانی با متخلفان شکار که همگی مسلح هستند برخود قانونی کنند، قطعا این اظهار نظر نادرست را مردود خواهند دانست.

در حال حاضر که نیروهای یگان محیط زیست مسلح هستند همواره توسط شکارچیان متخلف کشته و مجروح می شوند. حال اگر محیط بانان همین سلاح را نیز در اختیار نداشته باشند بطور حتم آسیب پذیر شده و همه روزه از سوی متخلفین مورد تعرض و تهدید قرار می گیرند.

باید از دکتر کهرم پرسید، آقای دکتر اگر محیط بانان بدون سلاح در ارتفاعات یا در قلب کویر و یا در دل جنگل با گروهی از شکارچیان متخلف روبرو شوند چه اقدامی باید انجام دهند؟ باید مخفی شوند تا متخلفین آنها را نبینند؟ باید با دست خالی متخلفین را دستگیر کنند؟ یا باید از دست شکارچیان فرار کرده و به پاسگاه محیط بانی پناه ببرند؟

آقای دکتر کهرم اگر شکارچیان متخلف با علم به اینکه محیط بانان مسلح نیستند به آنها تعرض کرده و با تهدید اسلحه آنها را تحقیر نموده، گروگان گرفته و یا تجهیزاتشان را به سرقت ببرند شما پاسخگو خواهید بود؟

آقای دکتر کهرم آیا شما می دانید هنوز بسیاری از محیط بانان شرکتی، قراردادی و حتی پیمانی سلاح سازمانی در اختیار ندارند و این موضوع مشکلات متعددی را در راه حفاظت از مناطق برای آنها بوجود آورده است؟

آقای دکتر کهرم آیا شما می دانستید که علی آرامش فر محیط بانی که سه هفته قبل در دنا هدف گلوله شکارچی متخلف قرار گرفته و پای راستش در آستانه قطع شدن قرار دارد، در زمان حادثه مسلح نبود؟ و آیا می دانستید شهید منوچهر شجاعیان در هنگامیکه اسلحه به همراه نداشت به ضرب گلوله شکارچی متخلف به شهادت رسید؟ که اگر این دو شهید و جانباز گرامی مسلح بودند شاید این اتفاقات تلخ رخ نمیداد.

البته اسماعیل کهرم پیش از این در اظهار نظر نسنجیده دیگری وزیر محترم بهداشت و درمان کشور را که از سوی هیئت دولت برای بررسی موضوع ریزگردها ماموریت داشت «نخود هر آش» خطاب کرده بودند که این موضوع موجب سرافکندگی رییس سازمان حفاظت محیط زیست گردید و این سازمان مجبور شد این اظهارات را نظر شخصی ایشان و خلاف مواضع سازمان اعلام کند.

متاسفانه برخی رسانه های خارجی و داخلی که صرفا سوار بر موج مسائل روز محیط زیست می شوند و حاضر نیستند برای تهیه یک گزارش خبری کوچکترین زحمتی به خود داده و در هر زمینه ای با متخصصین همان شاخه صحبت کنند، پس از وقوع هر رخداد مهمی در طبیعت کشور اعم از ریزگردها، خشک شدن تالاب ها، شکار و صید جانوران وحشی، شهادت محیط بانان، آلودگی هوای کلانشهرها، مدیریت پسماندها و … بلافاصله با دکتر اسماعیل کهرم تماس گرفته و با گرفتن یک مصاحبه از ایشان رسالت خبرنگاری و رسانه ای خود را به پایان می برند.

البته از آنجاییکه افراد در ابراز نظرات شخصی آزاد هستند، دکتر کهرم نیز مختار به ارائه هرگونه اظهار نظری در هر زمینه ای هستند اما از آنجاییکه ایشان بعنوان مشاور رییس سازمان حفاظت محیط زیست معرفی شده اند، متاسفانه برخی سخنان نسنجیده ایشان بعنوان موضع رسمی سازمان حفاظت محیط زیست تلقی شده و موجب تضعیف این سازمان می گردد.