محل تبلیغ شما
چیزی که کم داریم،جگر

تاریخ خبر: 1395/4/5

چیزی که کم داریم،جگر

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

توصیه های عرفانی/6

حجت الاسلام قرائتی: چیزی که الان در مملکت ما کم است، جگر است!

 

 ما در مملکت‌مان مشکل جگر داریم. لیسانس اوه... فوق لیسانس اوه... حجت الاسلام اوه... هر چه بخواهی داریم. آن چیزی که الان در مملکت ما کم است، جگر است.

به گزارش میزان، حجت الاسلام قرائتی در برنامه ای  با عنوان "تشبیه همسر به لباس در قرآن" ، در بخشی از  سخنانش اظهار کرد: حالا من که مسئول مملکتی نیستم. نه اختیار پول دارم، نه اختیار چیز دیگری. هیچ قدرتی هم ندارم. خدا هم کند که قدرت به دست من نیفتد. چون اگر من قدرت داشته باشم، دست به یک کارهایی می‌زنم. 
      
یک سال بودجه‌ ورزش را حذف می‌کنم، همه‌ جوان‌های عزب را زن می‌دهم. جوان نان ندارد، خانه ندارد، زن ندارد، بچه ندارد، کلی خرجش می‌کنیم برود آن طرف دنیا بازی کند و برگردد. دختر از اینجا می‌رود ایتالیا کشتی بگیرد و برگردد. همینجا در کوچه‌ خودت با دختربچه‌ها کشتی بگیر. 
      
یک کسی گفت: برویم همدان هفت متر می‌پرم. همینجا بپر ببینیم. این پولی که می‌خواهی خرج این دختر کنی، برود آن طرف کره‌ی زمین کشتی بگیرد و برگردد. جهیزیه‌اش را درست کن. ما در مملکت‌مان مشکل جگر داریم. لیسانس اوه... فوق لیسانس اوه... حجت الاسلام اوه... هر چه بخواهی داریم. آن چیزی که الان در مملکت ما کم است، جگر است. 
      
وزیر به من می‌گوید: در تلویزیون بگو، مصرف آب کم بشود، نگران آب و جیره‌بندی آب و قحطی آب هستیم. گفتم: خوب نمی‌شود عوض اینکه به مردم بگوییم آب کم مصرف کنید، چمن را حذف کنید. سبزی بکارید. سبزی هفته‌ای یک بار دوبار آب می‌خواهد. چمن هر روز آب می‌خواهد. می‌گوید: یعنی در ادارات سبزی بکاریم؟ می‌گوید: زشت است. نمی‌شود. چرا نمی‌شود؟ آمریکا این کار را کرد. یک سال در آمریکا آب کم آمد، بخشنامه آمد چمن حذف، سبزی بکارید. منتهی ما فکر می‌کنیم اگر چمن بکاریم، روشنفکر هستیم، سبزی بکاریم، دهاتی هستیم. 
      
تازه زنده‌باد دهاتی‌ها! دهاتی‌ها به گردن ما حق دارند. دهاتی تولید کننده هستند، شهری‌ها مصرف‌کننده هستند. دهاتی بر شهر ارزش دارد. ببینید ما جگر اینکه چمن را تبدیل به سبزی کنیم نداریم. طرح‌هایی باید باشد. یک نامه خدمت مقام معظم رهبری نوشتیم که برای ازدواج یک وزارتخانه درست شود. وزارت ازدواج. 
      
ضرورت برنامه ریزی مسولان برای ازدواج جوانان
 
      
ازدواج مهم‌تر از ورزش است. ما وزارت ورزش داریم، وزارت ازدواج هم باید داشته باشیم. پنجاه شصت قفل به ازدواج خورده است که این قفل‌ها را غیر از عزم ملی نمی‌تواند باز کند. همه گیر کرده‌اند. کار فکری می‌خواهد، کار فرهنگی می‌خواهد. کار اعتقادی می‌خواهد، کار اقتصادی می‌خواهد. کار مسکن می‌خواهد. کار اشتغال می‌خواهد. اشکال دارد که بعضی از درس‌های آموزش وپرورش حذف بشود؟ به جایش یک شغل یاد بگیرند. دیپلم ما در این دوازده سال یک هنری یاد بگیرد؟ دانشگاه ما هم در این چهار سال یک هنری یاد بگیرد. منتظر استخدام نباشند، استخدام نیست، نیست، نیست. یک بار دیگر نیست، نیست، نیست، استخدام نیست. 
      
من سی سال معاون وزیر آموزش و پرورش بودم. سه تا هم بچه‌ لیسانس دارم. یکی از آن‌ها را هم استخدام نکردند. استخدام نیست. خانم‌ها بروید و یک چیزی یاد بگیرید. هی لیسانس، لیسانس، لیسانس، حال ندارد کار کند، کار هم بلد نیست کند. ازدواجش عقب می‌افتد، سر سفره‌ پدرش می‌نشیند. افسرده می‌شود. گناه می‌کند، غصه می‌خورد. 
      
همه‌ مشکلات برای این است که این جوهر نیست. کار نمی‌تواند بکند. دوازده سال جوان در اختیار آموزش و پرورش است. یک هنری یاد بگیرد. حالا هر هنری که دوست دارد. اگر هر دیپلم ما یک هنر داشت و هر لیسانس ما دو هنر داشت، انقدر کارها گیر نمی‌کرد. کارهایی که گیر کرده است، از بی‌عرضگی ماست. 

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

0 0
راحله   1395/4/5 02:35:25

سونامي بيكاري چيست؟
اين روزها بحث درباره بيكاري بيش از گذشته مطرح مي‌شود، ولي واقعيت اين است كه با نگاه سطحي به آمار بيكاري كه از سوي مركز آمار ايران منتشر مي‌شود، نمي‌توانيم درك درستي از ماجرا و ابعاد آن به دست آوريم. در واقع اين آمار نادرست نيست، بلكه همه ماجرا را شرح نمي‌دهد. اگر به آمار بيكاري توجه كنيم، طي ١٠‌ سال گذشته، بيشترين رقم بيكاري ٥/١٣‌درصد و مربوط به‌سال ١٣٨٩ بوده و كمترين رقم نيز مربوط به‌ سال ١٣٩٢، يعني ٤/١٠‌درصد است. اين ارقام در مقايسه با ارقام بيكاري در كشورهاي ديگر و حتي كشورهاي توسعه‌يافته مثل اسپانيا، چندان ارقام بدي نيست؛ ولي واقعيت ماجرا چيز ديگري است، زيرا مسأله مهم نرخ فعاليت است كه مورد غفلت واقع مي‌شود.
نرخ فعاليت چيست؟ نسبت افراد بالاي ١٠ يا ١٥‌سال (هر دو مورد را می‌توان در نظر گرفت) كه شاغل بوده يا جوياي كار هستند را به كل جمعيت اين گروه نرخ بيكاري مي‌نامند؛ به عبارت ديگر اگر تعداد جمعيت بالاي ١٠‌سال يك جامعه ١٠٠ نفر باشد و ٤٠ نفر از آنان شاغل يا جوياي كار باشند، نرخ فعاليت در اين جامعه ٤٠‌درصد است. حال اگر ٤ نفر از اين افراد بيكار و ٣٦ نفر آنان شاغل باشند، نرخ بيكاري نيز ١٠‌درصد خواهد شد (٤ نفر از ٤٠ نفر). حالا فرض كنيد كه ٢ نفر از اين ٤ نفر به هر دليلي از پيدا كردن شغل نااميد شوند و ديگر جوياي كار نباشند، بنابراين نرخ فعاليت به ٣٨‌درصد خواهد رسيد. ولي جالب اين است كه از اين ٣٨ نفر فقط دو نفرشان بيكار هستند، پس نرخ بيكاري به ٣/٥‌درصد (٢ نفر از ٣٨ نفر) تنزل پيدا مي‌كند. بدون آنكه هيچ تحولي در وضعيت اشتغال جامعه ايجاد شده باشد. عكس اين هم صحيح است. اگر به هر دليلي به جاي ٤٠ نفر، ٤٢ نفر وارد بازار شوند، نرخ فعاليت ٤٢‌درصد مي‌شود، حال اگر دو نفر جديد شغلي پيدا نكنند و به ٤ نفر بيكار قبلي اضافه شوند، نرخ بيكاري به ٣/١٤‌درصد (٦ نفر از ٤٢ نفر) خواهد رسيد.
بنابراين براي فهم واقعيت بيكاري در ايران بايد ابتدا تحولات نرخ فعاليت را بررسي كنيم. نرخ فعاليت در ايران در ‌سال ١٣٨٤، حدود ٤١‌درصد بود ولي اين نرخ به دليل نبودن شغل، به مرور كم و كمتر شد و در ‌سال ١٣٩٠ به ٩/٣٦‌درصد رسيد كه بسيار كم بود و در ‌سال ١٣٩٤ با قدری افزایش به ٧/٣٧‌درصد رسيده است. اينها به چه معناست؟ در‌ سال ١٣٨٤، حدود ٥٨ ميليون نفر بالاي ١٠‌سال داشته‌ايم. با نرخ ٤١‌درصد افراد موجود در بازار كار حدود ٢٤ ميليون نفر بوده‌اند كه ٥/١١‌درصد آنان، يعني حدود ٣ ميليون نفر بيكار بوده‌اند و حدود ٢١ ميليون نفر شاغل. در‌ سال ١٣٩٤ (١٠‌سال بعد)، حدود ٦٥ تا ٦٦ ميليون نفر افراد بالاي ١٠‌سال داريم، ولي نرخ فعاليت ٧/٣٧ است، يعني حدود ٥/٢٤ ميليون نفر در بازار كار هستند و از اين تعداد باز هم حدود ٣ ميليون نفر بيكار هستند.
پرسش اين است كه سونامي كجاست؟ واقعيت اين است كه اگر يك جامعه پيشرفت كند و افراد آن آموزش بيشتري ببينند، تقاضا براي حضور در بازار كار بيشتر مي‌شود و نه كمتر. شايد در وضعيت فعلي جامعه ايران حداقل نرخ فعاليت بايد ميان ٤٥/٠ تا ٥٠/٠ باشد، نه اينكه به حدود ٣٨‌درصد تنزل كرده باشد. اگر حداقل ٤٥/٠ را هم در نظر بگيريم، در اين صورت تعداد افرادي كه بايد يا مي‌توانند يا علاقه دارند كه وارد بازار كار شوند، حداقل در شرايط حاضر ٥/٢٩ يا ٣٠ ميليون نفر است؛ به عبارت ديگر حدود ٥ ميليون نفر پشت بازار كار قرار دارند تا به محض آنكه ظرفيتي براي اشتغال ايجاد شود، وارد اين بازار شوند. در نتيجه حتي اگر بازار كار فعال و اشتغال زياد شود، غيرممكن است كه نرخ بيكاري در بلندمدت و حتي ميان‌مدت كم شود. اگر نيمي از اين افراد هم وارد بازار شوند، نرخ بيكاري را تا دو برابر افزايش خواهند داد؛ و اين همان سونامي بيكاري است. ريشه اين سونامي در ركود اقتصادي سال‌هاي ١٣٨٤ تا ١٣٩٢ است. اگر سياست‌هاي دولت اصلاحات ادامه مي‌يافت و سالانه مطابق معمول آن سیاست‌ها حداقل ٦٠٠ تا ٨٠٠‌هزار شغل ايجاد شده بود، امروز نرخ فعاليت در ايران به حدود ٤٦ تا ٤٧‌درصد مي‌رسيد و تعداد شاغلان نيز نزديك به ٣٠ ميليون نفر بود و به احتمال زياد نرخ بيكاري نيز تک‌رقمی مي‌شد. ولي از دست رفتن اين فرصت ١٠ساله ميان سال‌هاي ١٣٨٤ تا ١٣٩٤، ضربه جبران‌ناپذيري به اقتصاد ايران زد كه چند دهه طول خواهد كشيد تا بخشي از آن جبران شود. ولي فراموش نكنيم كه بخش مهمي از آن هیچ‌گاه در آينده نيز جبران نخواهد شد، زيرا ظرفيت توليد و اشتغال در اين ١٠ سال از ميان رفت، آنچه هم كه در آينده ايجاد شود، مربوط به آينده است و اگر اين ظرفيت در گذشته از ميان نمي‌رفت، ظرفيت‌هاي آينده نيز به آن اضافه مي‌شد.