محل تبلیغ شما
روز جهانی مقابله با کار کودک

تاریخ خبر: 1395/3/23

روز جهانی مقابله با کار کودک

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

کار؛ بازی سیاسی که کودکان دوست ندارند


همدلی- سام بوربور- 12 ژوئن از سوی سازمان کار جهانی روز جهانی مقابله با کار کودک نامیده شد و این فرصتی مناسب برای پرداختن به مقوله کار کودک و ریشه‌های آن است.
مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را می‌توان از علل پدید آمدن کار کودک نام برد. اگر نیروی کار را بتوانیم دسته‌بندی عینی کنیم آن‌چه در جامعه هدف ما قابل لمس خواهد بود به سه دسته تقسیم می‌شود؛ اول، نیروی کار گران قیمت: نیروی کاری که با توجه به مبلغ دریافتی‌اش نام گران‌قیمت برایش اصلا صحیح نیست ولی کارگران مرد و بعضا زن با مهارت ویژه را شامل می‌شود. دوم، نیروی کار زنان: زنانی که با دریافتی کمتر از مردان مشغول به کار هستند و سومین گروه؛ نیروی کار ارزان و بی دفاع که همان نیروی کار کودک است، نیروی کاری که به دلیل سن کم، طبعا از تجربه، مهارت یا تخصصی برخوردار نیست و این بهترین بهانه برای کارفرما جهت پرداخت حداقل حقوق است. از آن نظر که کودک توان ایجاد تشکل و سندیکا و ... را ندارد به این سبب نه مبلغ مشخصی برای کارش تعیین می شود نه فرصتی برای اعتراض به شرایط سخت کاری می یابد.
چرا خانواده کودکش را روانه کار می‌کند؟
مشکلات اقتصادی، بیکاری را سبب می‌شود و بیکاری فقر را؛ نتیجتا حاصل فقر به جز اجبار خانواده برای کار کودک و ... نخواهد بود. خانواده‌هایی پر جمعیت که بعضا مهاجرینی هستند که از جنگ‌ها آواره شده و به دیگرکشورها پناه برده‌اند تا مرز بقاء تلاش می‌کنند و جویای شغل هستند. ولی کالای مورد عرضه‌شان با این قیمت خریدار ندارد و در نهایت متوجه می‌شوند بستر برای کار نیروی ارزان‌قیمت فراهم‌تر است. فقر است که اجبار بر کار کودک می‌کند و بیش از چهارصد میلیون کودک در سراسر دنیا در این رقابت از والدینشان پیشی گرفته‌اند. در این بین کودکان یتیمی هم حضور دارند که حاصل جنگ‌ها و بلایای طبیعی هستند و قربانیان آزار و بهره‌کشی مضاعف می‌شوند. در کشورهایی همچون ایران به علت مشکلات اقتصادی ناشی از سال‌ها جنگ، تحریم، سوء مدیریت‌ها و پایین نگه‌داشتن حقوق کارگران جهت جلب نظر سرمایه‌گذار خارجی فشارهای بیشتری به طبقه کارگر وارد آمده. عدم برابری میزان افزایش حقوق به نسبت هزینه که در نهایت حقوق پرداختی به نیروی کار گران قیمت، یک‌سوم حداقل دریافتی تا خط فقر است و در نتیجه شاهد همکاری همه اعضاء خانواده از جمله کودکان جهت امرار معاش هستیم.
در رقابت نیروی کار کودک با کارگرهای بزرگسال چه کسی پیروز می‌شود؟
کودکان علاوه بر خیابان در کارگاه ها، فروشگاه‌ها، معادن، کارهای خانگی و ... به کار گرفته می‌شوند که اغلب به اقتضای سن، به دلیل نداشتن تجربه و مهارت در کارهایی مشارکت دارند که کارگران ساده مشغول هستند لذا نیروی کار کودک رقابتی تنگاتنگ در به‌دست آوردن شغل با کارگران ساده خواهد داشت. برخی از عوامل انتخاب کودک در این رقابت به شرح زیر است:
1_ نیروی کار بزرگسال حدود 5 برابر بیشتر از نیروی کار ارزان (کودک) مزد می‌گیرد، بیمه، حق مسکن، اضافه کاری، مرخصی و... می خواهد و دسترسی به تشکل های کارگری جهت اعتراض و ... را دارد.
2_ نیروی کار ارزان( کودک) بیمه نمی‌شود، حق مسکن نمی‌خواهد، بدون پرداخت مبلغی ساعت ها اضافه کاری می کند و به مرخصی هم نمی رود، نه خود توان اعتراض دارد نه تشکیلات صنفی برای اعتراض در دسترس دارد، مبلغ دستمزد را هم کارفرما مشخص می‌کند.
ناگزیراولین برنامه هر بنگاه اقتصادی پایین آوردن هزینه ها از جمله هزینه تولید و... بوده و خواهد بود ( ضمن احترام به همه تولید کنندگان و کسبه‌ای که در سراسر دنیا مسائل اخلاقی و انسانی را همواره مورد توجه قرار داده اند) در نتیجه با محاسبه 
سر انگشتی خواهیم یافت که کارگاهی با 5 نفر نیروی کار ارزان(کودک)پرداختی معادل یک نفر نیروی کار گران قیمت خواهد داشت. حال در نظر بگیرید هزینه های این بنگاه اقتصادی تا چه حد پایین تر از رقبایی خواهد بود که از نیروی کار گران قیمت استفاده می کنند.
چرا میلی به پایان بهره کشی از کودکان وجود ندارد؟
آمار کودکان کار شاغل دنیا به بیش از 400 میلیون نفر رسیده است اگر میزان حقوق دریافتی هر کارگر ساده در دنیا را فقط«1000 دلار» در نظر بگیریم و دریافتی کودکان را برای انجام همان کار«200 دلار» حساب کنیم خواهیم یافت که 
تعداد کودکان کار * حقوق ماهیانه = مبلغ دریافتی ماهیانه کودکان کار
(دریافتی ماهانه کودکان کار به دلار80.000.000.000 =200*400.000.000)
حال در نظر می گیریم در ازای همین تعداد کودک از بزرگسالان استفاده شود
تعداد * حقوق ماهیانه = مبلغ قابل پرداخت به بزرگسالان در صورت جایگزینی نیروی کار گران قیمت به جای کودکان کار
(400.000.000.000=1000*400.000.000
مبلغ پرداختی ماهیانه در صورت استفاده از بزرگسالان به دلار)
مبلغ دریافتی نیروی کار بزرگسال (در صورت جایگزینی) – مبلغ دریافتی کودکان = ما به التفاوت پرداختی ماهیانه
ما به التفاوت ماهیانه به دلار (320.000.000.000=80.000.000.000-400.000.000.000)
مابهالتفاوت ماهیانه * تعداد ماه های سال = ما به التفاوت سالیانه ناشی از استفاده چهارصد میلیون کودک به جای بزرگسالان
(دلار3.840.000.000.000=12*320.000.000.000
ما به التفاوت سالیانه ناشی از استفاده چهارصد میلیون کودک کار به جای بزرگسالان)
مطمئنا نقد و اعتراض های بسیاری از جانب فعالین حقوق کودک به نحوه محاسبه خواهد بود، چرا که کودکانی در آفریقا و یا حتی ایران با دستمزد ماهیانه 20 دلار مشغول به کار هستند، از آن نظر که این رقم به دست آمده نیز اصل موضوع را نشان می دهد به حداقل‌ها رضایت داده شد
درآمد اُپک از فروش نفت در سال 2014 برابر با 730 میلیارددلار بوده است.
اُپک تولیدکننده تقریبا 40 درصد نفت خام مورد نیاز جهان است، صادرات نفت این سازمان 60 درصد کل نفت مبادله شده در سطح بینالمللی ر اتشکیل می‌دهد
با مقایسه ای ساده متوجه می شویم که رقم فوق بیش از 5 برابر درآمد نفتی اُپک به سرمایه گذاران منفعت می رساند، حال جنگ های تاریخی بر سر نفت را بنگرید و دلایل کار کودک را از خود بپرسید.
همان‌طور که می‌بینید رقم به خودی خود آن‌قدر بزرگ هست که از درآمد ناشی از جنگ‌ها هم بیشتر شود، آن هم بدون این‌که لشگری کشیده شود، برای آغاز جنگ‌ها به راحتی توجیه سیاسی یا ایدئولوژیک پیدا می‌شود این‌که حتی نیازی به توجیه هم ندارد کافی است سکوت کنند، در نهایت هم کی بود کی بود من نبودم و همه کار کودک را محکوم می‌کنند. 
وقتی به این مقوله با دقت بیشتری توجه می‌کنیم متوجه انفعال بسیاری از سازمان‌های دولتی و 
غیر دولتی بین‌المللی در مورد کار کودک می‌شویم که با اندکی تحقیق می‌یابیم که یا سهم مستقیمی در این مبلغ دارند یا منفعتی غیر مستقیم، به هر حال عمق این نابرابری بین ملل محسوس تر از پیش خواهد بود و در افکار عمومی محکوم است.در این میان نقش فعالین مدنی حوزه کودک بسیار تعیین‌کننده و حیاتی است چرا که با اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی به جامعه‌ای که قلبا پذیرای چنین ظلم‌های آشکاری نیست بستر را برای جنبش لغو کار کودک مهیا می‌کند، در واقع این فعالین در حال مچ‌اندازی با صاحبان سرمایه و قدرت در دنیا هستند و در این مسیر از هیچ تلاشی فروگذار نکرده‌اند، شخصا نقش سازمان ملل در این مقوله را بسیار محافظه‌کارانه و بیش از تلاش برای لغو کار کودک تلاش برای برقرای تعادل است و تلاش فعالین حقوق کودک سازمان ملل را هم ناچار به فعالیت‌های ریشه‌ای تر در راستای لغو کار کودک کرده و خواهد کرد چرا که جامعه امروز ما بیش از این پذیرای چنین فجایعی نخواهد بود و افکار عمومی سکوت را محکوم خواهد کرد، با تحرکات مدنی این فعالین، سازمان ملل نیز به ناچار گامی بلند تر خواهد برداشت.با شرایط موجود شاید ما هم راهی جز این نداشته باشیم که هم‌عقیده شویم با کسانی که این نام گذاری‌ها را بر اساس فشار جامعه می‌دانند نه خواست قلبی دولت‌ها، سازمان ملل و سازمان جهانی کار و این بهترین دستاورد فعالان حقوق کودک در سال‌های گذشته بوده است.
نتیجه کار کودک چیست؟
کار، انتخاب آگاهانه و اختیاری کودکان نیست؛ کودکان کار خواسته یا ناخواسته به دلیل هم‌زمانی درس و کار از تحصیل باز می‌مانند و ایمنی و سلامت و رشد آن‌ها به خطر می‌افتد. زمانی برای بازی و شادی و استراحت ندارند و به منظور انواع قاچاق و فعالیت‌های سخت و زیان‌آور به کار گرفته می‌شوند؛ در محیط کار مورد سوء استفاده های جنسی واقع می‌شوند؛ کار به سلامت روانی و جسمی آن‌ها صدمات جدی می‌زند و موجب می‌شود تا کودک در آینده به جایگاه اجتماعی واقعی خود دست نیابد. در نتیجه دنیای آینده را با چهارصد میلیون نفر انسانی تصور کنید که نه آموزش درستی دیده‌اند نه از نظر بهداشت جسمی و روانی در سلامت کامل به سر می‌برند و نه از نظر ذهنی به پیشرفت کافی رسیده‌اند؛ در عین حال توان کنترل خشم و اضطراب و مهارت‌های کافی زندگی را ندارند، با این شرایط طبعا آینده دنیا امن‌تر از امروز نخواهد بود.آن‌چه فعالین حقوق کودک برای کودکان دنیا متصور هستند لغو کار کودک و پایان این بهره‌کشی و مقدم شمردن کودکان بر تمام سیاست‌ها، نژادها، مذاهب و ... است، نگاه یکسان و برخورداری همه کودکان از حق آموزش با کیفیت و اجباری و بهداشت رایگان فارغ از جنسیت، رنگ پوست، ملیت، نژاد، ایدئولوژی. برخورداری همه کودکان از رفاه اجتماعی، به رسمیت شناختن سن کودکی تا سن 18 سال تمام، دادرسی همه کودکان طبق قوانین بین المللی و مصونیت کیفری کودکان زیر 18 سال و ... است.جنبش لغو کار کودک زمانی به نتیجه خواهد رسید که فعالین این عرصه باور قلبی بر امکان لغو کار کودک داشته باشند، کار کودک در همین لحظه قابل لغو است و با این باور به آگاه‌سازی و اطلاع‌رسانی در این حوزه پافشاری می‌کنیم و بیش از پیش در جهت تصویب قوانین کارآمد در حوزه حقوق اجتماعی و قضایی کودک با ضمانت اجرای معتبر گام خواهیم برداشت. باور داریم با تمرکز بر عملکرد سازمان‌های دولتی و اهرم فشار مناسب بر دولت‌ها تا لغو کارکودک راهی نیست و با این مقاومت تغییر برای همه کودکان دنیا دور از دسترس نخواهد بود و این رویا به واقعیت
نزدیک است.

پویان خوشحال: ماده 32 پیمان جهانی حقوق کودک می گوید:«کودک باید در برابر هر کاری که رشد و سلامت او را تهدید می‌کند حمایت شود.» اما صبح تا شب در سطح شهر کودکانی می بینیم که تمامی ماده های جهانی و داخلی حقوق کودک در موردشان نادیده گرفته شده است. پشت یکی از همین چراغ قرمزهای سطح شهر، ناگهان دستی کوچک می‌آید جلوی شیشه خودرو و سعی در شستن شیشه خودرو شما دارد. بعد نگاهش را به چشمان و دستان شما 
می دوزد و درخواست پول دارد. اینکه پشت چراغ قرمزی بایستند و ناگهان بر سر ماشینی خراب شوند ساده ترین نوع از کار کودکان محسوب می‌شود. اما کودکانی هم وجود دارند که در مشاغل سخت تر از این به کار گرفته می شوند. کودکانی که به دور از چشم هر جنبنده‌ای در کوره‌های آجرپزی، کارگاه های تولیدی و...نه تنها تن نحیف خود را به کاری سخت می سپارند بلکه از کودکی خود بازمی‌مانند.
23 خرداد روز جهانی منع کار کودک
آخرین آمار که در سال 2012 منتشر شده است نشان 
می دهد بیش از 264 میلیون کودک کار در دنیا وجود دارد. بر اساس آمار سازمان جهانی کار، سالانه ۲۵۰ میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله در جهان از کودکی محروم می‌شوند، طبق این آمار ۱۲۰ میلیون‌ نفر از آن‌ها وارد بازار کار شده و مشغول به کار تمام‌ وقت هستند، ۶۱ درصد این کودکان در آسیا، ۳۲ درصد در آفریقا و۷ درصد در آمریکای لاتین زندگی می‌کنند. روز 12 ژوئن روز جهانی منع کار کودکان است. روزی که در ایران نیز گرامی داشته می شود. از ماده‌های قانونی پیمان جهانی حقوق کودک که گذر کنیم به تناقضاتی می‌رسیم که در جامعه کار کودک در ایران دیده می شود. آمارهای غیررسمی می گوید 7 میلیون کودک کار در ایران کار می کنند. هر چند مسوولان این آمارها را تکذیب کنند اما در همین سطح شهر می بینیم والدینی که با فرزندان کوچکشان که پشت چراغ قرمزهای شهر هر یک به فروش کالایی مشغول هستند و یک فروشگاه را پشت چراغ قرمز راهنمایی تشکیل داده اند
اشتغال به کار کودکان زیر 15 سال ممنوع است
بیش از 25 سال از تدوین و اجرای پیمان جهانی حقوق کودکان می گذرد. یک پیمان‌نامه بین المللی که به طور کلی با چهار محور «بقا»، «رشد»، «حمایت» و «مشارکت» را برای کودکان پیگیری می‌کند. در ایران سن اشتغال به کار 15 سال است. افراد زیر 15 سال نیز اگر به کار گمارده شوند، کودک کار محسوب می شوند. در ایران، کار کودکان بیشتر معطوف به دست فروشی و گدایی می شود. هرچند از آنها در کوره های آجرپزی، کارگاه های تولید کفش، مزارع کشاورزی و... نیز استفاده می شود. ماد‏ه‏‌ 79 قانون کار، اشتغال به کار کودکان زیر 15 سال را ممنوع کرده است البته کارگران شاغل در کارگاه‌های خانوادگی که کارفرمای آن‌ها، همسر یا بستگان و خویشاوندان نسبی درجه‏ یک باشند، مشمول قانون کار نیستند در نتیجه حداقل سن کار در مورد چنین کارگرانی رعایت نمی‏‌شود؛ بر اساس قانون کار اگر یک کارفرما کودک زیر 15سال را به کار بگیرد، متخلف خواهد بود و برای نخستین بار مجازات نقدی، بار دوم مجازات نقدی و حبس و بار سوم علاوه بر این موارد، کارخانه یا کارگاه پلمپ و پروانه کار فرد متخلف ابطال خواهد شد
مافیای کودک کار
صبح آن‌ها را با مهربانی بیدار می‌کند، با خودرو شخصی خود کودکان را به چهارراه ها و پارک های سطح شهر می برد، اجناسی در اختیارشان می گذارد که به فروش برسانند، وعده های غذایی آن‌ها را تامین می‌کند، شب هنگام پس از اتمام ساعات کاریشان برای بردنشان می‌آید و در نهایت برایشان مکانی برای خواب در نظر می‌گیرد، این انسان به ظاهر مهربان که تمام نیازهای این کودکان را فراهم می‌کند، بابا لنگ‌دراز این قصه نیست، بلکه فردی است که به طور سازماندهی شده سرپرستی این کودکان را به عهده دارد
نعمت الله احمدی، وکیل دادگستری در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی روزنامه «ابتکار» در این باره می‌گوید: واژه کودک کار یک واقعیت تلخ است. اشتغال کودک خلاف قانون است اما چون به صورت سازمان یافته انجام می شود بسیار دقیق بوده و به گونه ای زیرزمینی محسوب می شود. اگر سری به یکی از چهارراه ها بزنیم و رفت و آمد این افراد را کنترل کنیم. به خوبی دیده می شود که فردی این کودکان را می آورد و سپس در زمان مشخص می برد. در واقع در بحث کودک کار ما با یک مافیا مواجه هستیم
اگر پای صحبت کودکان کار بنشینید، هیچگاه حرفی از مکانیکه در آن زندگی می کنند نمی زنند. نمونه های زیادی از این کودکان وجود دارند که به دست همین مافیا معتاد شده اند. اعتیاد موجب وابستگی این کودکان به آن ها شده و نهایتا زندگی آن ها را تباه می‌کند
خلا اجرای قانون 
هر چند قانون اشتغال به کار کودکان زیر 15 سال را ممنوع کرده است اما میلیون ها کودک وجود دارند که از این حق قانونی بی بهره هستند. احمدی با تایید این موضوع می گوید: مدتی پیش خبری از دختر 9 ساله به نام رویا منتشر شد که او را معتاد به تریاک کرده بودند و از او کار می‌کشیدند و تکدی گری می کرد. اخیرا آموزش و پرورش بخشنامه کرده است که اگر والدین کودکی را از مدرسه رفتن منع کنند یارانه شان را قطع می‌کند. باید توجه داشت که قانون سرجایش است و ما خلا قانونی نداریم؛ بلکه در چنین مبحثی می توان گفت تورم قانون نیز داریم. در واقع خلا در اجرای قانون است نه در متن قانون. طبق قانون، به کار گیری کودکان در کارگاه ها ممنوع است. اما شما در پارک هرندی و مناطق مشابه آن ببنید، بچه های طلاق و نوزادان خرید و فروش می شوند و هیچ کسی جلوی آن ها را نمی گیرد.
ضعف در اجرای قوانین، فقر، بی مسوولیتی والدین و وجود مافیای به کار گیری کودکان در مشاغل از جمله مواردی است که موجب شده برخی کودکان نه تنها از تحصیل که از کودکی نیز جا بمانند.

افخم صباغ روز شنبه به مناسبت 12 ژوئن(23 خرداد) روز جهانی منع کار کودک در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی ایرنا،بیان داشت: براساس ماده 32 پیمان نامه جهانی حقوق کودک، هر فعالیت و کاری که ممکن است کودک را در معرض استثمار اقتصادی قرار بدهد و برای او زیان بار باشد، به تحصیل کودک خللی وارد کند، به سلامتی کودک یا به رشد جسمانی،ذهنی،اخلاقی یا اجتماعی او آسیب برساند کار کودک محسوب می شود.
وی توضیح داد: کار کودک می تواند آشکار و یا پنهان باشد. کارهایی که در فضاهای عمومی و یا در خیابان ها و معابر عمومی نظیر دستفروشی و یا پاک کردن شیشه ماشین ها و یا زباله جمع کنی قابل مشاهده هستند.
صباغ ادامه داد: همچنین کارهای دیگری که کودکان در فضاهای بسته، مشغول به کار می شوند و به چشم نمی آید نظیر کار در کارگاه ها ،کوره های آجرپزی و یا کار در خانه و یا مزارع است.
وی با اشاره به کار کودکان پناهجو بیان داشت: متاسفانه این امر در خصوص کودکان پناهجو بسیار اسفناک تر است. کودکان مهاجر و یا پناهجو هر چند ممکن است به لحاظ ملیت و ظاهر با دیگر کودکان تفاوتی داشته باشند، اما همه آنها در یک ویژگی ذاتی مشترک هستند و آن کودکی و انسان بودن است.
صباغ تصریح کرد: ورود کودکان به چرخه کار و تولید، دلایل بسیاری دارد و از مهمترین آنها می توان به وضعیت فقر ، تامین نبودن غذا و سرپناه و نیازهای اولیه در خانواده اشاره کرد.
وی گفت: سقوط به ورطه فقر در اثر گرانی، ناتوانی سرپرست خانواده به علل گوناگون نظیر اعتیاد، بیماری، فوت، زندانی بودن و از هم پاشیدگی خانواده می تواند موجب پیدایش کودک کار شود. رشد شهرنشینی ناموزون و بدون ایجاد زیر ساخت های لازم که منجر به حاشیه نشینی می شود عامل دیگری برای افزایش روزافزون تعداد کودکان کار است.
صباغ معتقد است، کودکی که باید کودکی را تجربه کند، از حق مسلم آموزش، تغذیه، سلامت، بهداشت و درمان مناسب بهره مند باشد، در محیطی گرم نیازهای عاطفی کودکانه خود را برطرف کند متاسفانه در معرض بدترین آسیب های اجتماعی نظیر خشونت، تبعیض، تحقیر و در مواردی تجاوز قرار می گیرد.
وی با اشاره به نقش دولت در مهار کار کودک گفت: این وظیفه دولت است که مطابق پیمان نامه حقوق کودک از کودکان در برابر نقض حقوقشان دفاع کند. این دولت است که باید حافظ منافع کودکان باشد. ملزم کردن شرکت ها و کارفرمایان به استفاده نکردن از نیروی کار کودکان و افزایش سیاست های حمایتی و رفاهی از وظایف دولت است. کودکان به هیچ تریبون و ابزاری برای پیگیری مطالبات خود دسترسی ندارند.
وی به عنوان یک فعال حوزه کودکان کار در سازمان مردم نهاد(سمن) مهر و ماه، افزود: روز جهانی منع کار کودک فرصتی است تا بار دیگر مسئولیت نهادهای دولتی را در راستای لغو کار کودک یادآور و خواستار تغییر اساسی در ایجاد و بهبود قوانین متضمن حمایت از کودکان شویم. فعالان حوزه کار کودکان براین باورند با مشارکت مردمی می توان موثرتر در جهت احقاق حقوق کودکان مطالبه گری کرد.
به گزارش ایرنا ،سازمان بین المللی کار اعلام کرد: تعداد کودکان کار در جهان از 245 میلیون نفر در سال 2000 میلادی به 168میلیون نفر در سال 2012 کاهش یافته است
بیش از نیمی از کودکان کار (85میلیون نفر)در کارهای پرخطر فعالیت می کنند. این آمار در سال 2000میلادی برابر با 171 میلیون نفر بود.
آمار رسمی درباره تعداد کودکان کار درایران اعلام نشده است.

آمار کودکان کار در ایران در حال افزایش است

قربانیان «کوچک» فقر

٢ میلیون کودک در ایران کارگری می‌کنند ٣٠ درصد کودکان کار به مدرسه نمی روند

شهروند| دیده نمی شود، زیر کوه بزرگی که بر دوش دارد، پنهان است. کیسه بزرگ خاکستری رنگ اجازه نمی دهد، دیده شود. او همیشه زیر این کیسه بزرگ پنهان است، شانس می‌داشت، یک چرخ دستی را هل می‌داد تا کیسه بزرگ دیگر روی دوشش نباشد، اما او از این شانس هم محروم است. کیسه بزرگ با هر خیابانی که طی می‌کند، بزرگ و بزرگ تر می‌شود و او زیر سنگینی اش خم تر. کیسه را که کنار بگذارد، شاید سنش دو رقمی باشد. شاید تازه دو تا یک برای نشان دادن سنش کنار هم نشسته باشند و شاید هم نه.
چراغ که قرمز می‌شود، پشت خط سفید یک به یک خودروها صف می‌کشند. ٣٠، ٢٩، ٢٨ و... ثانیه شمار پایین می‌آید و زمان زیادی برای پول درآوردن نیست. هجوم می‌آورند، یکی دستمالی در دست دارد و می‌خواهد با قدی که نمی‌رسد، شیشه خودروها را دستمال بکشد. آن یکی چهار جعبه دستمال کاغذی را به زور در بغلش جا داده و یکی دیگر، بطری خالی آب معدنی در دست دارد که داخلش پر از اسپند است و در دست دیگرش ذغال گردانی که با دست درست شده. بین خودروها می‌چرخند و یک به یک راننده‌ها و سرنشینان را نگاه می‌کنند، به امید اینکه کسی دستش در جیبی فرو رود.
آنها هر روز تعدادشان بیشتر می‌شود. در گذشته ای نه چندان دور اگر در هر محله یا کوی و برزنی، یکی یا دو کودک با گونی‌های بزرگ دیده می‌شد، حالا چندین کودک دیده می‌شود. کمی پیش ترها اگر در هر چهارراه چند کودک سرگردان بودند و با هر چراغی که قرمز میشد می‌دویدند تا به چراغ برسند، حالا سر هر چهاراهی، کودکان تقسیم شده اند و انقدر تعدادشان زیاد است که دیگر به دویدن نیازی ندارند. آنطور که نایب رئیس انجمن حمایت از حقوق کودکان، می‌گوید، «علیرغم آنکه در سطح جهان آمار کودکان کار رو به کاهش بوده اما در ایران به دلیل شرایط اقتصادی حاکم، شاهد افزایش تعداد کودکان کار هستیم.»
آنها نان آوران خانه هستند. اگر خانه و کاشانه ای هم نباشد، نان آوران زندگی خود هستند. کمک خرج پدری که نمی تواند با حداقل حقوقی که هر ماه می‌گیرد، اجاره خانه، خرج زندگی و هزینه‌های تحصیل را پرداخت کند. «تا زمانی که ساختارهای اقتصادی کشور اصلاح نشوند و تا فقر ریشه کن نشود، این روند ادامه خواهد داشت.» این را طاهره پژوهش به ایسنا می‌گوید، نایب رئیس انجمن حمایت از حقوق کار کودکان. «زمانی که حداقل دستمزد یک کارگر ۸۰۰ هزار تومان است، درحالیکه قیمت اجاره خانه‌ها سر به فلک می‌زند، با یک محاسبه سرانگشتی می‌توان فهمید که با این میزان حقوق و دستمزد حتی نمی‌توان یک سرپناه مناسب داشت و از حداقل‌ها بهره‌مند بود؛ به این ترتیب وقتی از اوضاع اقتصادی نابسامان‌مان آگاه نیستیم و ساختارهای غلط را اصلاح نمی‌کنیم؛ عجیب نیست که در آیین نامه هایمان مدعی آن شویم که با پرداخت ماهیانه ۵۰ هزارتومان به هر کودک کار می‌توان آنان را به چرخه تحصیل برگردانده و از رشد این معضل در کشور جلوگیری کرد! چنانچه بخواهیم کودکی را از چرخه تولید خارج کنیم، باید درک صحیحی از شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور داشته باشیم.»  حال بد اقتصاد کشور و شکاف درآمد و هزینه هایی که روز به روز هم بیشتر می‌شود، حالا تعداد کودکان کار را به شکل قابل توجهی افزایش داده. آمارهای رسمی از تعداد کودکان کار وجود ندارد، آخرین آمار مربوط به مرکز آمار است که سال ٨٥ منتشر و اعلام کرد که «یک میلیون و ٧٠٠ هزار کودک در ایران به صورت مستقیم درگیر کار هستند.» اما آمارهای غیررسمی گاهی تند می‌شوند و خبر از کارگر بودن چند میلیون کودک حکایت می‌کنند، نه یک میلیون و ٧٠٠ هزار نفر. ثریا عزیز پناه، عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان و فعال کودک، از بالا رفتن تعداد کودکان کار، نگران است. او اما افزایش این کودکان را به وضعیت معیشت مردم، گره می‌زند و به «شهروند» می‌گوید:« ما در کشور با دو مقوله در ارتباط با کار کودکان مواجه هستیم، یکی از عمده ترن آنها وضعیت معیشت مردم است، موضوعی که دست اندرکاران و سیاست گذاران، بارها به آن اشاره کرده اند، ما زمانیکه می‌گوییم دچار ریزش تحصیلی هستیم، یا می‌گوییم چهار میلیون دانش آموز ترک تحصیل کرده اند، به این معنی است که خیلی از این افراد وارد بازار کار شده اند، هر چند یک بررسی علمی در این زمینه انجام نشده اما مشخص است که این کودکان از پشت نیمکت مدرسه ها، به سمت چهارراه‌ها برای دستفروشی، یا کارگاه‌های زیرزمینی برای کارهای سخت پرتاب می‌شوند، ما خیلی از آنها را کنار سطل‌های مکانیزه می‌بینیم که در حال جمع کردن ضایعات و پلاستیک هستند. اینها همان کودکانی هستند که باید در مدرسه درس می‌خواندند.» او ادامه می‌دهد:« شرایط سخت اقتصادی، وضعیتی که با تورم و سقوط قیمت نفت ایجاد شده، منجر شده تا دهک‌های پایین جامعه، کودکانشان را از سیستم آموزشی خارج کنند و آنها را به کارگاه‌ها و خیابان‌ها بفرستند، این تقصیر خانواده‌ها نیست.»  این فعال حقوق کودک، به کار کودکان مهاجر در کشور هم اشاره می‌کند:« ما اکنون با مشکل کودکان مهاجر و پناهنده مواجه هستیم، کسانی که به طور غیررسمی از کشورهای همجوار بویژه افغانستان وارد کشور می‌شوند، آنها به قصد کار می‌آیند و می‌خواهند به معیشت خانواده هایشان کمک کنند اما به دلیل نداشتن کوچکترین اوراق هویتی، در دشوارترین شرایط و بدترین مکان ها، مشغول به فعالیت می‌شوند، متاسفانه برخی از دستگاه‌ها از جمله شهرداری آنها را به کار می‌گیرند، ما خیلی از این کودکان را در حال جمع آوری زباله زیر گونی‌های بزرگی که چندین برابر وزن خودشان، وزن دارد، می‌بینیم.» عزیزپناه، کار کودکان مهاجر در کشور را مقوله پنهانی توصیف می‌کند که به آن توجه زیادی نمی‌شود:« ما ٣٠ سال است که با موج مهاجران افغان مواجه هستیم پس چه زمانی می‌خواهیم به این موضوع بپردازیم، چه زمانی می‌خواهیم شرایط کار این کودکان را تغییر و متوقف کنیم، همه اینها در شرایطی است که ایران عضو کنوانسیون منع کار کودک است، کنوانسیونی که تاکید می‌کند، بکارگیری کودک در تفکیک و جمع آوری زباله، در ساخت و ساز، در کوره پس خانه، در مکان‌های پرسر و صدا، در کارهای شبانه و خطرناک و ... ممنوع است.» برخی گزارش‌های غیررسمی می‌گویند که حدود ٣٠ درصد کودکان کار را افرادی تشکیل می‌دهند که به مدرسه نمی روند. او می‌گوید:« چرا کودکان ما به جای حضور در مدارس و نشستن پشت نیمکت‌ها، در حال دستفروشی و بنایی و کار در مزارع هستند، دیدن این کودکان نیاز به یک اراده دارد، ما باید وجود این کودکان را بپذیریم، کنوانسیون منع کار کودک از ١٢ ژوئن سال ٢٠٠١، از سوی سازمان جهانی کار، این موضوعات را پیگیری می‌کند، آنها از همان سال تمام اشکال مشقت بار کار کودکان را رصد می‌کنند و  کشورهای عضو را موظف کرده تا در این زمینه نظارت دقیق داشته باشند.» به گفته این فعال حقوق کودک، قانون کار، مشاغل خانگی را از شمول نظارت خارج کرده، این در حالی است که خیلی از این کودکان در همین مشاغل خانگی، به بدترین شکل مشغول کار هستند، دولت باید تنگنای خانواده‌ها را بپذیرد، یکی از آنها هم ورود به معیشت خانواده هاست، چرا که وقتی معیشت به خطر می‌افتد، اولین محرومیت‌ها شامل حال کودکان می‌شود و کودک را از آموزش، تحصیل، بهداشت و ... محروم می‌کند. اینها همه چرخه فقر را سرعت می‌بخشند.  این عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان به آمار حاشیه نشینی که از سوی وزیر کشور اعلام شده، اشاره می‌کند:« وزیر کشور می‌گوید ما ١١ میلیون حاشیه نشین داریم، از آن طرف می‌گویند ١٠ میلیون بی‌سواد مطلق در کشور وجود دارد، از آن طرف آمارهای بانک از وضعیت معیشت مردم را در کنار بیکاری قرار دهیم، آنچه به دست می‌آید، چاله‌هایی است که با کار کودکان پر می‌شوند.» او از اینکه در برنامه‌های چهارم و پنجم توسعه به کار کودک توجهی نشده، گلایه می‌کند:« متاسفانه در برنامه ششم توسعه هم به صورت مشخص محرومیت کودکان در نظر گرفته نشده است.»

سازمان جهانی کار  12 ژوئن را روز جهانی لغو کار کودک نام نهاده است. تاکید امسال سازمان جهانی کار بر مساله کار کودک و زنجیره های تولید است.

بر اساس اعلام این سازمان در حال حاضر حدود 168 میلیون کودک همچنان در بازار کار فعالیت دارند. این کودکان علاوه بر بخش های غیررسمی اقتصاد، در همه بخش های تولید از کشاورزی گرفته تا واحدهای تولید صنعتی فعالیت دارند.

دبیر کل سازمان جهانی کار معتقد است اگر اقتصاد جهان سامان یافته و قانونمند باشد،  کار کودک در هیچ یک از زنجیره های تولید اقتصادی نباید وجود داشته باشد،  هر کشوری که می خواهد به توسعه پایدار دست پیدا کند یکی از مهمترین مولفه‌های آن، حذف کامل کار کودک است. فردای اقتصاد جهان باید فردایی بدون کار کودکان باشد. آینده را بدون کودکان کار ترسیم کنیم.

در ایران نیز در آستانه روز جهانی لغو کار کودکان، فعالان حقوق کودک به مدت سه روز در "خانه هنرمندان" به اجرای برنامه می پردازند.

شبکه یاری با  همراهی ۳۲ انجمن فعال در این حوزه عصر ۵ شنبه از ساعت 3 تا ۵ فیلم "رقص خاک" را با حضور ابوالفضل جلیلی اکران خواهد کرد . مستند "کودک و استثمار" نیز با حضور محمدرضا اصلانی در روز جمعه از ساعت ۶ تا ۸ در خانه هنرمندان اکران خواهد شد.

همچنین از روز پنج شنبه به مدت سه روز نمایشگاه عکس کودکان کار با مشارکت جمعی از عکاسان مطبوعاتی ایران یکبار دیگر درد و رنج کودکانی را به نمایش می گذارد که کودکی شان زیر فشار فقر، کار و آسیب به یغما می رود . این برنامه در روز پایانی از ساعت ۵ تا ۷ شنبه با برگزاری یک نشست تخصصی برای معرفی بدترین اشکال کار کودکان و گفت و گو میان نمایندگان وزارت کار، شهرداری و سازمان های غیر دولتی پایان می پذیرد.

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid