محل تبلیغ شما
چراایران مثنوی معنوی راباترکیه شریک شد؟

تاریخ خبر: 1395/3/21

چراایران مثنوی معنوی راباترکیه شریک شد؟

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

«ثبت مثنوى مولانا با مشاركت تركيه به هيچ وجه به معنى تأييد ادعاى تركيه مبني بر تُرك بودن مولوى نيست. حتی اگر نسخه‌ای از مثنوی در آكسفورد بود، ایران برای ثبت آن به صورت مشترک با انگلستان وارد مذاكره می‌شد.»

مثنوی مولانا

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، 11 خرداد امسال سیدرضا صالحی امیری، مشاور رئیس جمهور و رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی از توافق ایران و ترکیه برای ثبت مشترک «مثنوی مولوی» به صورت مشترک خبر داد و مولانا را یکی از نقاط مشترک فرهنگی ایران و ترکیه دانست، این در حالی است که پس از انتشار این خبر انتقادها و اعتراضاتی نسبت به این اقدام شده است، اعتراضاتی از این دست که «چرا با ترکيه به صورت مشترک؟؟؟ مولانا متعلق به ماست» یا اینکه «مثنوي مولانا چه ارتباطی با ترکيه دارد؟».

فرهاد نظری، مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی در این زمینه به خبرنگار ایسنا گفت: «مثنوى معنوی» مولانا مهم‌ترين اثر عرفانى به زبان فارسى است و به همين اعتبار قرار است ثبت جهانى شود.

او هر نوع انتقاد، اعتراض و بروز حساسیت در این زمینه را ارزشمند دانست و تاکید کرد: ثبت مثنوى با مشاركت تركيه به هيچ وجه به معنى تأييد ادعاى تركيه مبني بر ترك بودن مولوى نيست.

وی مطرح شدن این انتقادات را به این دلیل دانست که شايد دست‌اندرکاران این بحث، حافظه جهانى را به جامعه و اهالى رسانه درست نشناسانده‌اند و توضیح داد: ثبت مثنوى با مشاركت تركيه به معناى دلالت بر تُرك بودن مولانا نيست. قضيه بسيار ساده است. ما كتاب مثنوى را پيشنهاد كرده‌ايم و چون كهن‌ترين و كامل‌ترين نسخه مثنوى در قونيه است، با تركيه مشاركت كرديم. در واقع فقط به دلیل آن‌که نسخه‌ى مهمى از مثنوى در این کشور قرار دارد.

مدیر کل دفتر ثبت آثار تاریخی ادامه داد: حتی اگر اين نسخه در آكسفورد بود، ایران برای ثبت آن به صورت مشترک با انگلستان وارد مذاكره می‌شد.

نظری در ادامه با اشاره به ثبت «کلیات سعدی» و «مسالک‌الممالک» در سال گذشته در حافظه جهانى یونسکو اظهار کرد: «مسالک‌الممالک» که توسط «ابواسحاق ابراهيم اصطخرى» اهل استان فارس در حوزه‌ى جغرافياى تاريخى نوشته شده و نسخه‌ى كهنى از آن در آلمان نگهدارى مي‌شود، با کشور آلمان به صورت مشترک به ثبت رسید، در این شرایط آیا بايد این‌طور تعبیر شود كه ثبت مشترك «مسالك‌الممالک» با آلمان به منزله آلمانى قلمداد كردن اصطخرى است؟

وی اضافه کرد: بنابراين در این شرایط برای ثبت مثنوی معنوی به مشترك با ترکیه بايد گفت که فقط به اعتبار وجود یک نسخه كهن و كاملى از كتاب مثنوى در تركيه به سراغ این کشور رفتيم و این اقدام به هيچ وجه تأييد كننده هيچ‌نوع ادعايى در خصوص مليت مولانا نيست.

به گفته‌ نظری، در پرونده‌ی این اثر که  به یونسکو ارسال شده، تاکید شده است: «مهم‌ترين اثر عرفانى در زبان فارسى است» و قرار است آن با همين معيار ثبت شود

یک مولاناپژوه:صاحب بزرگان خود نیستیم

کامل احمدنژاد با اشاره به خبر ثبت مشترک «مثنوی معنوی» مولانا با کشور ترکیه گفت: ایرانی‌ها کاری برای مولانا نکرده‌اند و به همین دلیل ما صاحب بزرگان خود نیستیم.

مولانا

این مولاناپژوه در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا درباره خبر ثبت مشترک «مثنوی معنوی» مولانا با کشور ترکیه در یونسکو گفت: در ایران هنوز ذهن اغلب بزرگان ما با مولانا صاف نیست و حتی زمانی که یک بزرگداشت برای مولانا برگزار می‌شود که در رأس آن آقای حدادعادل هم هست می‌بینیم که این بزرگداشت چندان مناسب نیست و به نوعی به توهین به مولانا منجر می‌شود.

او درباره اقدامات کشور ترکیه برای ثبت مولانا به نام خود گفت: اصلا در ترکیه کسی نمی‌تواند اصل آثار مولانا را بخواند چون زبانش فارسی است، ولی خب مولانا متولد افغانستان است ولی در قونیه کارش به نتیجه رسیده است. آن‌ها هم الان استفاده کرده‌ و «مثنوی» را به 20 زبان زنده دنیا ترجمه کرده‌اند اما در ایران هیچ حمایتی از مولانا نشده است و حتی اگر می‌خواهند کاری انجام دهند آن‌قدر با مولانا معارضه می‌شود که جایی برای کار باقی نمی‌ماند.

احمدنژاد در ادامه اظهار کرد:‌ آثار مولانا برخاسته از فرهنگ ایرانی است. اندیشه او محصول فرهنگ اسلام است اما فرهنگش ایرانی است. قلمرو ایران هم همان جایی است که مولوی، فردوسی، نظامی، خیام و سعدی در آن بوده‌اند. اما وقتی ایرانی‌ها کاری برای مولانا نکرده‌اند و نمی‌کنند ترک‌ها میخ‌شان را چنین محکم می‌کوبند و ادعای مالکیت این شخصیت‌ را هم دارند.

این مصحح و پژوهشگر آثار مولانا ادامه داد: زبان مولانا فارسی است، فرهنگش هم ایرانی است و اندیشه او از امام محمد غزالی متأثر شده است. با این حال مولوی الان به یک روح جهانی تبدیل شده است آن‌چنان که ترجمه آثارش در آمریکا با تیراژ‌های 300هزار تایی منتشر می‌شود و به فروش می‌رسد و اگر به عنوان شخصیت ایرانی شناخته شود برای ایرانی‌ها خیلی مهم است. اما متأسفانه عاملان و مسئولان فرهنگی ایران خیلی قوی نیستند که  همین موضوع باعث شده است الان ما صاحب بزرگان خود نباشیم. دلیل آن هم این است که کسانی که این کارها را دنبال می‌کنند آدم‌هایی عامی‌ هستند.

او افزود: حتی برای خیام و حافظ که مزارشان هم در ایران است نمی‌توانیم کاری بکنیم و آن‌ها را در دنیا جا بیاندازیم. برای این کار باید کسانی وجود داشته باشند که بینش و دانش آن را داشته باشند. این گفته‌های من هم بر مبنای حقیقت است وگرنه خیلی روحیه ناسیونالیستی ندارم ولی نمی‌پسندم که وقتی مولانا متعلق به فرهنگ ایران است به نام دیگری ثبت شود. هر چند خود من آذربایجانی هستم اما مولانا مال فرهنگ ایرانی است.

احمدنژاد با بیان اینکه گزیده غزلیات شمس را آماده انتشار کرده گفت این اثر دو ماه دیگر زیر چاپ می‌رود.

او همچنین اظهار کرد: الان روی «هفت پیکر» نظامی کار می‌کنم که تصحیح آن رو به پایان است و امیدوارم تا پایان سال از سوی انتشارات آمه منتشر شود. همچنین کار دیگری دارم که بر روی آثار حافظ انجام می‌دهم.

این پژوهشگر ادبیات کلاسیک افزود: کتابی به اسم «فرهنگ اصطلاحات بدیعی» نیز آماده کرده‌ام که همین روزها به چاپ می‌رسد.

او درباره این کتاب توضیح داد: آرایه‌های بدیعی، اصطلاحات متعددی دارد و گاهی برای یک آرایه چند اسم وجود دارد که این موضوع بسیاری از دانشجویان را دچار مشکل می‌کند. این فرهنگ شامل بیش از 200 آرایه ادبی است که در این کتاب گرد آمده و امیدوارم بتواند جواب‌گوی نیاز دانشجویان باشد.

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

0 0
موسوی   1395/3/23 09:09:34

آخرین وضعیت ثبت‌جهانی مثنوی‌معنوی/ ایران مدیریت پرونده را برعهده دارد
فرهاد نظری در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا در مورد اعتراض افغانستان به ثبت جهانی «مثنوی معنوی» از سوی ایران و ترکیه گفت: باید توجه کنیم که موضوع، ثبت مولانا نیست؛ بلکه ثبت مثنوی معنوی است و شرایط این است که هر کشوری که تقاضای ثبت می‌دهد، باید یک نسخه کهن و کامل مثنوی معنوی که اصالت آن نیز تایید شده را داشته باشد.

وی ادامه داد: اگر افغان‌ها نسخه‌هایی از مثنوی را داشته باشند که در کنار نسخه ایران و قونیه قابل ارائه باشد؛ ما از حضور آنها در این پرونده استقبال می‌کنیم و برای ما امری مطلوب است، زیرا که مولانا زاده بلخ است و به مردم افغانستان نیز تعلق دارد، هرچند که مولانا را نمی‌توان در قید و بند یک کشور و مرز دانست، زیرا او متعلق به همه جهان است، اما اکنون موضوع مثنوی معنوی است که اگر عزیزان افغان یک نسخه کهن از آن داشته باشند ما استقبال می کنیم.

مدیر کل ثبت آثار و حفظ و احیاء میراث معنوی و طبیعی سازمان میراث فرهنگی افزود: باید توجه کنیم که مردم افغانستان فارسی زبان هستند و مثنوی معنوی نیز سراسر فارسی است. همچنین حتی اگر هند، تاجیکستان و هرکشور دیگری که نسخه کهن قابل ارائه‌ای از این کتاب را داشته باشند؛ می‌توانند با ما مشارکت کنند و ما از این مساله استقبال حداکثری می‌کنیم.

وی با اشاره به اینکه ایران مدیریت پرونده ثبت جهانی مثنوی معنوی را بر عهده دارد، اظهار کرد: ترکیه پس از مکاتبات و صحبت‌هایی که انجام دادیم، این مساله را پذیرفته است.

نظری در پایان خاطرنشان کرد: ما سعی می‌کنیم با افغان‌ها تماس بگیرم تا در صورت داشتن شرایط به این پرونده ملحق شوند، زیرا که این امر عظمت مولوی را نشان می‌دهد.

0 0
mehran   1395/3/23 09:03:19

رییس دبیرخانه‌ کمیته ملی حافظه جهانی:
ایران و ترکیه باید همزمان مثنوی را ثبت کنند/ افغانستان مثنوی‌اش را ارایه کند
براساس آیین‌نامه‌ی حافظه‌ی جهانی، ایران و ترکیه نسخه‌هایی قدیمی از مثنوی معنوی را دارند که می‌توانند به‌طور مشترک آن را به ثبت جهانی برسانند.

فرهاد نظری (رئیس دبیرخانه کمیته ملی حافظه جهانی) در رابطه با وضعیت ثبت جهانیِ مثنوی به خبرنگار ایلنا گفت: ایران و ترکیه؛ هر دو نسخه‌‌ای کامل و قدیمی از مثنوی دارند. هر دوی این نسخه‌ها بنابر آیین‌نامه‌ی ثبت جهانی، به اندازه‌ی کافی قدمت دارند لذا این دو کشور می‌توانند به‌طور مشترک مثنوی را ثبت کنند.

او با اشاره به اینکه ایران و ترکیه با هم قرار گذاشته‌اند که پرونده‌ی مثنوی را برای ثبت جهانی بفرستند؛ ادامه داد: شرایطی که مدنظر حافظه‌ی جهانی است در این پرونده وجود دارد. در این بین افغانستان هم اعتراض کرده که در ثبت جهانی مثنوی سهمی داشته باشد. مولوی متولد بلخ بوده است. همچنین پدر وی، بهاء ولد، از صوفیان بلخ بوده و در اینکه مولانا پرورش یافته‌ی بلخ بوده شکی نیست.

نظری افزود: در سال 2007 در بزرگداشت مفاخر یونسکو، ایران، ترکیه و افغانستان با مشارکت یکدیگر، بزرگداشتی برای مولانا گرفتند. اما در اینجا مسئله‌ی مولانا مطرح نیست بلکه مسئله‌ی ثبت مثنوی مطرح است. ما نمی‌خواهیم مولوی را ثبت کنیم، می‌خواهیم مثنوی را ثبت کنیم. اگر افغانستان هم نسخه‌ای قدیمی که دارای شرایط حافظه‌ی جهانی داشته باشد، ما از مشارکت این کشور در ثبت جهانی مثنوی استقبال می‌کنیم و این نشان دهنده‌ی عظمت مثنوی است که تنها مختص یک کشور نیست.

رئیس دبیرخانه کمیته ملی حافظه جهانی در پاسخ به این سوال که ثبت مشترک مثنوی چه زمانی انجام می‌شود، گفت: هر دو سال یکبار کشورها موظفند آثار خود را برای ثبت جهانی پیشنهاد کنند. در سال 2018 نتایج برای ثبت جهانی مثنوی مشخص می‌شود.

وی در پاسخ به این سوال که برخی معتقدند مثنوی متعلق به ایران است و مشارکت در ثبت آن با ترکیه کار درستی نیست، اظهار کرد: مولانا را نمی‌توان به یک کشور و یک ملت محدود کرد. افکار مولانا جهانی است و یک عارف و شاعر فارسی زبان است که در قونیه زندگی می‌کرده. در گذشته چنین مرزبندی‌هایی وجود نداشته اما امروز، قونیه جزو ترکیه است.

نظری ادامه داد: این فرهنگ‌ها در گذشته باهم یکی بوده‌اند به اندازه‌ای که مولانا از بلخ به قونیه می‌رود. این تقطیع و خط کشی و تکه‌تکه کردن مولانا کار درستی نیست. اما به واقع در اینکه او شاعر فارسی‌زبانی بوده شکی نیست.

0 0
arad   1395/3/21 20:33:18

حواشی شراکت «مثنوی» مولوی با ترکیه؛
استدلال‌های عجیب برای عبور از اعتراض هزار شاعر
به گفته مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی سازمان اسناد و کتابخانه ملی، علت ثبت مشترک با ترکیه، قرار داشتن کهن ترین و کامل ترین نسخه «مثنوی» در اختیار ترکیه است و در این زمینه گفته: «حتی اگر اين نسخه در آكسفورد بود، ایران برای ثبت آن به صورت مشترک با انگلستان وارد مذاكره می‌شد» با این استدلال اگر قرار باشد منشور کوروش در یونسکو به ثبت برسد، باید به عنوان میراث مشترک ایران و انگلستان ثبت شود!
پس از درخواست مسئولان دولتی برای ثبت مشترک «مثنوی» مولوی میان ایران و ترکیه در یونسکو، نقدهایی در این زمینه مطرح و در نهایت به نامه نگاری اعتراض آمیز بیش از هزار شاعر پارسی زبان منتهی شد. در پاسخ به این اعتراضات، توجیه عجیب برای این ثبت مشترک و حتی نادیده گرفتن سایر کشورهای فارسی زبان، مالکیت ترکیه بر کامل‌ترین نسخه «مثنوی» است.

به گزارش «تابناک»؛ به تازگی مسئولان کتابخانه ملی دولت یازدهم خبر دادند با ترکیه بر سر ثبت مشترک «مثنوی» مولانا جلال الدین بلخی توافق کرده‌اند تا بدین ترتیب، مولانا یکی از نقاط مشترک فرهنگی ایران و ترکیه در نظر گرفته شود؛ اتفاقی عجیب و غیرمنتظره که تصور می‌شود، بیش از آنکه جنبه‌های فرهنگی در وقوعش لحاظ شده باشد، جنبه‌های سیاسی لحاظ شده بود، زیرا حتی اگر قرار بر ثبت مشترک باشد، باید افغانستان و تاجیکستان به عنوان کشورهای فارسی زبان سهیم باشند، به خصوص اینکه مولانا متولد بلخ واقع در افغانستانِ امروزی است.

حتی اگر سهم زبان ترکی در اشعار مولوی نیز در نظر گرفته شود، تعداد اشعار ترکی مولانا بسیار اندک و اشعار عربی مثنوی به مراتب بیشتر است و به همین دلیل کشورهای عربی در اولویت بالاتری از ترکیه برای ثبت «مثنوی» قرار می‌گیرند. این مسأله از آن جهت قابل توجه است که درباره ثبت «مولوی» به عنوان شخصیتی جهانی بحث نمی‌شود، بلکه درباره یکی از آثار مولوی بحث می‌شود که کاملاً به زبان فارسی است و شاعرش همچون دیگر آثارش متأثر از شمس تبریزی به خلقش پرداخته است.

این ثبت از آن جهت خطرناک است که پیش از این پان‌ترک‌ها تلاش وسیعی برای ترک خواندن «مثنوی معنوی» به کار برده بودند و حتی برخی از آنها این تعبیر مضحک را به کار می‌برند: «اگر مولانا ایرانی است پس لابد قونیه هم یکی از شهرهای ایران است!». با این اوصاف، چنین ثبتی در شرایطی که قریب به اتفاق اشعار مولوی به فارسی و اندکی از این اشعار نیز به زبان عربی است، صرفاً ایجاد بستر لازم برای بهره برداری بیشتر از مولوی برای این قشر خواهد بود.


پس از نقد «تابناک» که جزو معدود نقدهای مطرح شده به این خطای تاریخی بود، هزار تن از شاعران فارسی‌زبان در ایران و افغانستان، با امضای بیانیه‌ای، خواستار فعالیت بیشتر مسئولان فرهنگی افغانستان در این زمینه و مشارکت بیشتر در این زمینه و تجدیدنظر برای ثبت این اثر از سوی دو کشور شدند و البته همچنان نام تاجیک‌ها در این ثبت نادیده انگاشته شده است.

استدلال‌های عجیب برای عبور از اعتراض هزار شاعر

در بخشی از نامه هزار شاعر که چهره‌هایی چون سهیل محمودی، محمدعلی بهمنی نیز در میان آنها حضور دارند، تأکید شده است: «مثنوی معنوی اثر جاودانۀ خداوندگار بلخ، مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، یکی از آثار ماندگار جامعۀ بشری و به‌ خصوص زبان فارسی است. درست است که مولانا بیشتر عمرش را در قونیه گذرانده و هم در آنجا مدفون است، اما شخصیت علمی و ادبی او در سایۀ خاندان دانشمند و به ویژه پدرش بهاء‌الدین ولد شکل گرفته که از بلخ بدان دیار کوچیده بودند.

همچنین شخصیت عرفانی او متأثر از نفس گرم شمس‌الدین تبریزی است. آثار او در همه این قلمرو زبانی، به ویژه افغانستان و ایران درس مدرسه و وِردِ خانقاه بوده و شاعران، پژوهشگران و هنرمندان بزرگی از این دو کشور، در حفظ این میراث سهم داشته‌اند.

با این وصف، به نظر می‌آید که انحصار و اختصاص میراث معنوی مولانا به دو کشور ایران و ترکیه (با در نظر داشتن مرزهای کنونی) و نادیده گرفتن کشور افغانستان که زادگاه مولانا در آن است، کاری است نامنصفانه و مایۀ ایجاد کدورت در میان مردمی که با آثار این شاعر بزرگ زیسته‌اند و او می‌تواند حلقۀ وصلی بین آنان باشد.

به باور ما، شایسته است که ترکیه و جمهوری اسلامی ایران، برای پرهیز از جنجال‌های بی‌حاصل میان کشورهای منطقه، تدبیری بیندیشند که این اثر گرانقدر، با انتساب به هر سه کشور، مایۀ وفاق و همدلی این ملل شود، نه وسیلۀ نزاع و بددلی. به همین گونه از دولت اسلامی افغانستان هم تقاضامندیم پای پیش نهد و بکوشد در این تعاملات و انتساب‌ها نقشی پررنگ داشته باشد».

در این شرایط فرهاد نظری، مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی سازمان اسناد و کتابخانه ملی در توجیه اینکه چرا باید «مثنوی» با ترکیه به ثبت مشترک برسد، گفته است: «ثبت مثنوى با مشاركت تركيه به معناى دلالت بر تُرك بودن مولانا نيست. قضيه بسيار ساده است. ما كتاب مثنوى را پيشنهاد كرده‌ايم و چون كهن‌ترين و كامل‌ترين نسخه مثنوى در قونيه است، با تركيه مشاركت كرديم. در واقع فقط به دلیل آن‌که نسخه‌ى مهمى از مثنوى در این کشور قرار دارد. حتی اگر اين نسخه در آكسفورد بود، ایران برای ثبت آن به صورت مشترک با انگلستان وارد مذاكره می‌شد.»

با این استدلال، اگر قرار باشد منشور کوروش در یونسکو به ثبت برسد، باید به عنوان میراث مشترک ایران و انگلستان ثبت شود! اما از این استدلال غیرقابل پذیرش‌تر، سکوت مسئولان سازمان میراث فرهنگی و معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که یکی از آنها متولی ثبت میراث ایران و دیگری متولی حوزه کتاب در کشور است اما نهاد سومی به اسم کتابخانه ملی، به دنبال ثبت «مثنوی» مولوی رفته و در نهایت چنین شرایط عجیبی رقم خورده است.

به گفته مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی سازمان اسناد و کتابخانه ملی، پرونده «مثنوی معنوی» با عنوان «مهم‌ترين اثر عرفانى در زبان فارسى» به یونسکو ارائه شده است. در واقع مطابق با این طرح ملیت مطرح نیست که این رویکرد نیز در نوع خود قابل توجه است. انتظار می‌رود سایر متولیان از جمله معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان میراث فرهنگی در این زمینه مداخله نمایند و در رویه در نظر گرفته شده برای ثبت «مثنوی معنوی» تجدیدنظر شود!

0 0
داریوش   1395/3/21 20:32:22

چرا سینماگران ایرانی حاضر به ساخت فیلمی درباره مولوی نیستند؟!
تنها سناریوی فیلم «طاووس مست» درباره زندگی شمس و مولانا توسط مجتبی راعی پیشنهاد شد که نتوانست نظر مساعد سازمان سینمایی را به عنوان سرمایه‌گذار جلب کند و سایر سینماگران سراغ چنین پروژه‌ای نرفتند. شاید حواشی پروژه‌های فاخر برای فیلمسازان باعث شده سینماگران گرایش جدی برای ساخت اثری تاریخی با محوریت زندگی مولانا جلال‌الدین نداشته باشند...
پس از مطرح شدن خبر ساخت فیلمی درباره زندگی «مولوی» توسط کمپانی آمریکا و با نقش آفرینی لئوناردو دی کاپریو، انتقادهای جدی در این زمینه مطرح شد و به خصوص برخی در ایران درباره ساخت این فیلم و به خصوص به تصویر کشیدن این شاعر ایرانی به عنوان یک چهره ترکیه‌ای ابراز نگرانی کردند. در این شرایط این پرسش مطرح می‌شود که چرا علی‌رغم تسهیلات مالی که مسئولان سینمایی برای ساخت چنین پروژه‌ای در نظر گرفته‌اند، هیچ‌ یک از سینماگران جدی حاضر به ساخت فیلمی درباره مولوی نیستند؟!

به گزارش «تابناک»، «دیوید فرانزونی» فیلمنامه‌نویس برنده اسکاری که آثاری چون «گلادیاتور» را در کارنامه‌اش دارد، هفته پیش به همراه تهیه کننده این فیلم سینمایی، به استانبول سفر کرده تا با محققان و کارشناسان زندگی مولانا ملاقات کند و بتواند با تکمیل فیلمنامه، ساخت آن را سال آینده با تهیه کنندگی استیون جوئل براون کلید بزند. فرانزونی از لئوناردو دی کاپریو به عنوان چهره‌ای نام برده که دوست دارد نقش مولانا را بازی کند و همین توضیحات واکنش‌هایی را در پی داشته است.

منتقدان در سطح بین‌الملل تأکید کردند، چهره بازیگر تایتانیک چندان به کسی که متولد افغانستان باشد، شباهت ندارد و رابرت داونی جونیور نیز به فردی که سفیدپوست نباشد، شبیه نیست! البته این نقدها تنها در سطح منتقدان سینمایی نبوده و کاربران فضای مجازی نیز با استفاده از هشتگ «رومی سفیدپوست نبود #RumiWasntWhite» خشم خود را نسبت به این موضوع اعلام کرده‌اند. در واقع مطابق با این تفسیر نیز «مولانا» باید با هیبتی شبیه زردپوستان به تصویر کشیده شود، چرا که برخی نژادهای افغانستان نیز شباهتی با نژادهای ایرانی ندارند اما نژاد نزدیک به مغول، چهره مورد اشاره برای مولانا تصور شده است!

بدین ترتیب مولانا یا چهره‌ای سفیدپوست شبیه دیکاپریو و یا چهره‌ای مغولی خواهد بود اما با توجه به آنکه تحقیقات درباره شخصیت مولانا به جای آنکه در افغانستان و ایران انجام شود، در ترکیه انجام شده، باید به ترکی استانبولی سخن بگوید و یا شخصیتی ترک باشد؛ تعریفی که هیچ نسبتی با شخصیت این شاعر پارسی‌زبان ندارد و به همین دلیل، نقدهایی را در سطح افکارعمومی کشورمان نسبت به این نحوه تصویر کشیدن مولانا در پی داشته است.
چرا سینماگران ایرانی حاضر به ساخت فیلمی درباره مولوی نیستند؟!
مثنوی معنوی و دیوان شمس در میان برترین آثار ادبی جهان جای دارند و به زبان‌های بسیاری ترجمه شده‌اند. مولوی در بلخ به دنیا آمد و پس از حمله مغول‌ها همراه با خانواده‌اش از بغداد، مکه و دمشق سفر کرد و در نهایت در قونیه ساکن شد و در همین شهر درگذشت.

تلگراف گزارش داده در سال 2014، نسخه جیبی اشعار عارفانه مولانا شامل مثنوی معنوی و دیوان شمس به عنوان پرفروش‌ترین کتاب شعر سال در ایالات متحده شناخته شد و به همین دلیل استودیوهای هالیوودی را برای ساخت یک اثر سینمایی درباره این شخصیت پارسی گو، ترغیب کرده است.

در مقابل، در ایران حجت الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی که همزمان رئیس بنیاد خصوصی شمس تبریزی و مولانا است، از همان زمانی که مسئولیت سازمان سینمایی را بر عهده گرفت، از سینماگران خواست تا پروژه‌ای درباره شمس تبریزی بسازند و تأکید کرد، در صورتی که پروژه جدی در این زمینه از سوی سینماگران پیشنهاد شود، با حمایت مالی سازمان سینمایی همراه خواهد بود.

در این زمینه تنها سناریوی فیلم «طاووس مست» درباره زندگی شمس و مولانا توسط مجتبی راعی پیشنهاد شد که نتوانست نظر مساعد سازمان سینمایی را به عنوان سرمایه‌گذار جلب کند و سایر سینماگران سراغ چنین پروژه‌ای نرفتند. شاید حواشی پروژه‌های فاخر برای فیلمسازان باعث شده سینماگران گرایش جدی برای ساخت اثری تاریخی با محوریت زندگی مولانا جلال‌الدین نداشته باشند اما به هر حال در مقابل تصویری که توسط سینماگران ایرانی از مولانا خلق نشده، به زودی تصویر آمریکایی شکل می‌گیرد.

به هر صورت انتظار می‌رود در این فضا سینماگران کشورمان نیز در این زمینه گام جدی بردارند و در آینده نزدیک شاهد خلق یک اثر برجسته و ماندگار درباره زندگی و شخصیت «مولوی» باشد؛ اثری که رنگ و بوی سفارشی بودن نداشته باشد و آنچنان خوش ساخت باشد که علاوه بر به صف کردن تماشاگران ایرانی پشت در سالن‌های سینما، در سطح بین‌الملی نیز توجه عمومی را جلب کند. آیا همتی در این رابطه نزد سینماگران وجود دارد تا خالق چهره سینمایی مولانا باشند؟ امیدواریم چنین اراده و جدیتی وجود داشته باشد!

0 0
فرهاد   1395/3/21 16:49:51

پاسخ به اعتراض افغانستان درباره توافق ایران و ترکیه
مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی به اعتراض افغانستان در زمینه توافق ایران و ترکیه برای ثبت «مثنوی معنوی» در یونسکو پاسخ داد.
چند روز قبل کشور افغانستان به توافق ایران و ترکیه مبنی بر ثبت مثنوی مولانا به عنوان میراث مشترک فرهنگی این دو کشور در یونسکو اعتراض کرد، حتی تجمع‌های اعتراضی از سوی مردم کابل در این زمینه برگزار شد و نصیر احمد اندیشه، سرپرست و معاون اداری و مالی وزارت امور خارجه افغانستان در دیدار با پتریشیا مک فلپس، نماینده یونسکو در افغانستان، با ابراز نگرانی از تصمیم دولت‌های ایران و ترکیه گفت: «هرگاه قرار باشد این اثر شناخته‌شده ادبی و شاهکار عرفانی مولوی ثبت میراث جهانی یونسکو شود، واقعیت تاریخی زادگاه خداوندگار بلخ نباید نادیده گرفته شود و پیوند مولانای بزرگ با افغانستان نباید فراموش شود.»

فرهاد نظری ـ مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ـ درباره‌ این اظهار نگرانی‌ها به خبرنگار میراث فرهنگیی ایسنا توضیح داد: مکان تولد مولوی و ثبت کتاب مثنوی معنوی، هر کدام دو چیز متفاوتند. برای مثال، اگر کشور تاجیکستان یک نسخه از «فیه‌مافیه» یا «مجالس سبعه» را داشته باشد و هیچ کشور دیگری این نسخه را نداشته باشد به تنهایی می‌تواند آن را ثبت کند. حتی اگر نسخه مثنوی را در اختیار داشت، از حضور این کشور نیز برای مشارکت در تهیه پرونده استقبال می‌کردیم.

او با تاکید بر این که اگر کشور افغانستان به دلیل تعلق به مولوی، نسخه‌ای از مثنوی دارد که می‌تواند از نظر قدمت، کامل و نفیس بودن با نسخه قونیه و نسخه‌های ایران با یکدیگر در قالب یک پرونده باشند، از حضور افغانستان نیز استقبال می‌شود، افزود: این خواسته ماست. هر قدر پرونده مثنوی گسترده‌تر باشد عظمت مولوی و آثار او را نشان می‌دهد که محصور به یک کشور نیست و به کل جهان تعلق دارد. موضوع کاملا تکنیکی است. اگر آنها نسخه‌ای از مثنوی داشته باشند، طبیعتا ما استقبال می‌کنیم.

نظری اظهار کرد: با توجه به مدیریت ایران در این پرونده، دبیرخانه حافظه جهانی در کتابخانه ملی سعی می‌کند در روزهای کاری آینده، در تماس با مسؤولان افغانستانی وضعیت آن‌ها در این زمینه را بررسی کند.

او با اشاره به برنامه‌ یونسکو با نام «همراهی با گرامیداشت مفاخر»، اظهار کرد: کشورها پیشنهاد کردند برای مفاخر خود گرامیداشتی در مقر یونسکو برگزار کنند که در سال 2007 میلادی ایران، ترکیه و افغانستان گرامیداشتی برای مولوی برگزار کردند.

وی افزود: آنجا مساله شخصیت مولوی بود، این‌جا مساله‌ مثنوی است؛ اما به هر حال مثنوی جدا از شخصیت مولوی نیست. با این وجود مساله کاملا تکنیکی و فنی است و باید کتاب و اسناد کامل در این زمینه ارائه شود، اگر موارد مورد نظر ناقص باشد شانس ثبت را کمتر می‌کند.

مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی درباره‌ عکس‌العمل یونسکو در این شرایط نیز اظهار کرد: یونسکو معمولا به کشورهای معترض در این موارد پیشنهاد می‌دهد، به افغانستان نیز برای ارائه‌ نسخه خود پیشنهاد دهند. یونسکو در هیچ زمانی تحکم‌آمیز برخورد نمی‌کند و یک دستورالعمل دارد تا آن‌ها نیز مشارکت کنند. به ایران نیز این پیشنهاد را می‌دهد. حتی اگر یونسکو پیشنهاد ندهد، ما با خود با افغانستان وارد مذاکره می‌شویم و علاقه‌مندیم تا نشان دهیم مثنوی و دایره فرهنگی و نفوذ آن چقدر گسترده است و محدود به ایران و ترکیه نیست. این خواست ماست، چون مثنوی و مولوی به کل جهان متعلق هستند.

نظری درباره اقداماتی که ایران و ترکیه تا کنون برای تهیه و ثبت این پرونده انجام داده‌اند گفت: ما نسخه اولیه را تهیه کرده‌ایم. افغانستان نیز در صورت تمایل باید نسخه‌های خود را ارائه دهد تا پرونده را به یونسکو ارائه دهیم.

0 0
rahman   1395/3/21 16:49:03

جنجال بر سر ایفای نقش مولانا توسط دی‌کاپریو
ایرانی، ترکیه‌ای و یا افغانستانی بودن مولانا به اندازه کافی مناقشه برانگیز بوده و حالا یک جنجال تازه ای هم به آن اضافه شده؛ این که بازیگر نقش مولانا در یک فیلم هالیوودی از چه نژادی و چه رنگی باشد؟
جلال الدین محمد بلخی را در ایران به نام مولوی و یا مولانا می‌شناسند و نام بین‌المللی او “رومی” است. او در بلخ از شهرهای “خراسان بزرگ” در ایران قدیم به دنیا آمد که حالا جزو کشور افغانستان است. آرامگاه این شاعر و عارف نامی در قونیه در کشور ترکیه امروزی است و همین باعث برخی مناقشات درباره انتساب او به یکی از این کشورها است. هرچند برخی معتقدند که این شاعر فارسی زبان فراتر از مرزهای سیاسی امروز و میراث فرهنگی منطقه است.
در آن سوی دنیا، دیوید فرنزونی، تهیه کننده و فیلمنامه‌نویس برنده جایزه اسکار که فیلمی مثل گلادیاتور را در کارنامه دارد، تصمیم به ساخت فیلمی در مورد مولانا گرفته است.
تا این جای کار مشکلی نیست اما فرنزونی اعلام کرده که گزینه نخست او برای ایفای نقش مولانا، لئوناردو دی‌کاپریو است و می‌خواهد به رابرت داونی جونیور پیشنهاد بازی در نقش دوم فیلم، یعنی شمس تبریزی، دوست و مراد مولانا را بدهد.
اعتراض‌ها با هشتگ #RumiWasntWhite – به معنای رومی سفید نبود- در توییتر بالا گرفته و خیلی‌ها هالیوود را به باد انتقاد گرفته‌اند؛ این که چرا هیچ وقت نقش‌های مهم و مثبت به بازیگران خاورمیانه‌ای داده نمی‌شود و نقش شخصیت‌های غیر آمریکایی و اروپایی تاریخی هم به بازیگران اروپایی و آمریکایی می‌رسد. بعضی‌ها معتقدند این مساله ناشی از “ترجیح نژادی” حاکم بر مناسبات هالیوود و صنعت سینمای اروپا است.
اگرچه این اولین بار نیست و آخرین بار هم نخواهد بود که تصویر شرقی‌ها و به خصوص ایرانی‌ها در فیلم‌های سینمایی جنجال‌برانگیز می‌شود. پیش از این نقش “دستان” در فیلم “شاهزاده پرشیا” را هم جیک گیلنهال، بازیگر سفید پوست و چشم آبی ایفا کرد و محبوبیت و جایزه اسکار او باعث جلوگیری از اعتراض‌ها نشد. رضا اصلان، نویسنده ایرانی آمریکایی مشاور استودیوی دیزنی برای ساخت این فیلم بود و در دفاع از انتخاب گیلنهال گفت: “ایرانیان از نژاد آریایی هستند. اگر به دوران ایران باستان و بیش از ١٧٠٠ سال پیش بازگردید همه ایرانیان آن زمان شکل جیک گیلنهال بوده‌اند!”

0 0
dal   1395/3/21 16:48:24

ترکیه به اعتراض افغانستان در مورد ثبت مثنوی مولانا رسیدگی می‌کند
در پی اعتراض‌ها افغانستان به ثبت مثنوی از سوی ایران و ترکیه در یونسکو، وزیر خارجه ترکیه به مسوولان بخش دستور داده تا این موضوع را پی‌گیری کنند.
به‌گزارش خبرگزاری آوا، مولود چاوش اوغلو، وزير خارجه تركيه این موضوع را در دیدار با صلاح‌الدین ربانی وزیر خارجه کشور مطرح کرده‌است.
آقای ربانی در این دیدار از وزیر امور خارجه در مورد ثبت مثنوی مولانا به عنوان میراث مشترک فرهنگی ایران و ترکیه در یونسکو، معلومات خواست.
وزیر خارجه ترکیه از این موضوع اظهار بی اطلاعی کرد و به مسوولین بخش هدایت داد تا این موضوع را پیگیری کند.

آقای اوغلو به مسوولین همچنان هدایت داده است تا پیشنهاد و ملاحظه افغانستان به عنوان زادگاه مولانا جلال الدين محمد بلخی را در زمینه ثبت مثنوی در یونسکو در نظر بگیرند.

گفته می‌شود که سال گذشته در جریان بازدید زلفی تومان، رئیس کتابخانه ملی ترکیه از کتابخانه ملی ایران، ثبت مشترک مثنوی با همکاری دو کشور مطرح شد.

انتشار مجدد این خبر در هفته گذشته و سخنان رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در رابطه با ثبت مشترک کهن‌ترین نسخه موجود از مثنوی در حافظه جهانی یونسکو از سوی ایران و ترکیه، انتقاداتی را به همراه داشته و دارد.

در جدیدترین واکنش‌ها عطا محمد نور سرپرست ولایت بلخ اعتراضش را ضمن یک نامه رسمی به آدرس نمایندگی دایمی افغانستان در سازمان ملل فرستاده است.

نور این نامه را عنوانی محمود صیقل، نماينده دایمى افغانستان در سازمان ملل فرستاده و از وی خواسته تا به این اقدام اعتراض جدی خود را به یونسکو مطرح کند.

سیده مژگان مصطفوی، معین امور نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ در اعتراض به ثبت مثنوی به عنوان میراث فرهنگی ایران و ترکیه، گفته است، میراث‌دارِ راستین مولانا افغانستان است.

خانم مصطفوی در بیانیه‌ای نوشت: میراث‌داران راستین مولانا، شاعران و هنرمندان بزرگی‌اند که مخصوصا در افغانستان سهم به سزایی در ماندگاری اثر گرانسنگ مثنوی معنوی، و پاسداری از آن داشته‌اند.

وی تاکید کرد که مثنوی معنوی مولانا باید به عنوان میراث مشترک فرهنگی هر سه کشور افغانستان، ایران و ترکیه ثبت یونسکو شود.

0 0
dal   1395/3/21 16:47:40

باتوجه به اینکه مولوی در قونیه دفن شده، اما به زبان فارسی شعر گفته، هم ما و هم تُرک‌ها شرایط ثبت داشتیم اما ما این حوزه مناقشه را به حوزه وحدت تبدیل کردیم.”

افغانستان به توافق ایران و ترکیه مبنی بر ثبت مثنوی مولانا به عنوان میراث مشترک فرهنگی این دو کشور در یونسکو اعتراض کرد.
به گزارش عصرایران به نقل از بی بی سی، یک مقام وزارت امور خارجه افغانستان در دیدار با نماینده یونسکو در افغانستان گفته است:”هرگاه قرار باشد این اثر شناخته شده ادبی و شاهکار عرفانی مولوی ثبت میراث جهانی یونسکو گردد، واقعیت تاریخی زادگاه خداوندگار بلخ نباید نادیده گرفته شود و پیوند مولانای بزرگ با افغانستان نباید فراموش گردد.”

رئیس سازمان اسناد ایران درباره ثبت جهانی مثنوی مولانا گفته بود:” باتوجه به اینکه مولوی در قونیه دفن شده، اما به زبان فارسی شعر گفته، هم ما و هم تُرک‌ها شرایط ثبت داشتیم اما ما این حوزه مناقشه را به حوزه وحدت تبدیل کردیم.”

جلال الدین محمد بلخی، ملقب به مولوی و مولانا، در سال ١٢٠٧ میلادی (٦٠٤ هجری قمری) در بلخ متولد شد و خانقاه بهاالدین ولد، پدر او، در ولایت بلخ در شمال افغانستان قرار دارد.

0 0
محبوبه   1395/3/21 16:47:06

از مولوی بزرگ تا مولوی‌های کفاش و خیاط
آیا مولانا می‌تواند تنها افغانستانی باشد؟
نه چنین چیزی ممکن نیست به همان صورت که نمی‌تواند ایرانی یا تاجیکستانی باشد برای این که آن خطوطی که امروز به عنوان خطوط مرزی کشورهای فارسی زبان شناخته می‌شود در گذشته وجود نداشته و مولانا در یک سرزمین وسیع فرهنگی متولد شده است و شهر به شهر و کو به کو همراه پدر و خانواده‌اش رفته تا در قونیه سکنی گزیده و پس از یک عمر اندیشه و نگارش چشم از جهان فروبسته است؛ اما نام و آثار جاودانه‌اش هنوز بر تارک افتخار این جغرافیای فرهنگی می‌درخشد.
در این روزها مسوولین فرهنگی جمهوری اسلامی ایران از اقدام جالبی صحبت می‌کنند و آن این است که می‌خواهیم مثنوی معنوی مولوی را به عنوان میراث مشترک کشورهای ایران و ترکیه به ثبت برسانیم.
در گذشته هم خبرهایی از این دست منتشر شده بود و یکی از آن‌ها تیتر پر سر و صدای خبرگزاری مهر بود که در واکنش به سخنان قنبرعلی تابش شاعر و پژوهشگر افغانستانی در نشستی درباره میراث مشترک فرهنگی جهان اسلام نوشته بود: "شاهنامه زیرگوش مسئولان ارشاد به یغمای افغان‌ها رفت!/ ایرانی‌ها کوتاه نیامدند". (خبرگزاری مهر ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱)
چند سال پس از آن نیز روزنامۀ شرق زیر عنوان "پیکر شهریار عدل را به هرات می برند؟" از قول احسان یغمایی –باستان شناس ایرانی- نوشت: "این سوگ‌نامۀ سازمان میراث فرهنگیِ فعال است که بعد از یک هفته هنوز قبر شهریار عدل مشخص نیست؟ آیا باید او را در هرات به خاک بسپارند؟ تا همچون بسیاری از بزرگان ایران نظیر مولانا، نظامی و ... متعلق به سرزمین‌های دیگر شود؟" (گزارش روزنامه شرق/ ۸ تیر ۱۳۹۴ / شماره ۲۳۳۶)
من همان وقت در مطلبی نوشته بودم که پر کردن جای سه نقطه در این سطور کار سختی نیست و منظور از کسانی مانند سنایی، ناصر خسرو، جامی، انصاری، رودکی، کمال خجندی و امثال این‌هاست و امروز هم که بحثی دوباره در این مورد به راه افتاده و این بار نام مولانا بر سر زبان است از این سوی مرز یعنی افغانستان در مورد انتشار چنین خبری از وجوه مختلفی می‌توان صحبت کرد.
مسألۀ میراث مشترک که در عرصه فرهنگ و زبان هنوز نقطۀ اتصال محکمی حداقل میان مردم سه کشور پارسی زبان یعنی ایران، تاجیکستان و افغانستان است نمی‌دانم چگونه می‌توان شک کرد وقتی همین مولانا میگوید: "ما از پی سنایی و عطار آمدیم" منی که در افغانستانِ امروز نفس میکشم نمی‌توانم عطار را بیگانه بپندارم و سنایی و مولانا را خودی؛ همین وضعیت در مورد هم میهنان فرهنگی من در تاجیکستان، ایران و سمرقند و بخارا نیز صادق است.
از این رو هر جدلی در مورد این مسأله می‌تواند ما را به طرح سطحی‌ترین بحث‌ها در مورد عمیق‌ترین چهره‌های این فرهنگ و زبان بکشاند و بحث را به جایی برساند که مثلا بگوییم مولانا در بلخ و از پدر و مادری اهل این شهر متولد شده است و اگر امروز زندگی می‌کرد باید برای رفتن به تهران هفته‌ها پشت دروازۀ کنسولگری ایران می‌نشست بلکه بتواند مجوز عبور از مرز را بگیرد مگر نه همین گونه است امروز؟
بر فرض تصور کنید اگر مولانای هشتصد سال آیندۀ این جغرافیای فرهنگی نه این که در بلخ متولد شود بلکه از پدری بلخی و حتی مادری تهرانی همین امروز مثلا در مشهد یا نیشابور یا تبریز به دنیا بیاید آیا دستگاه حکومتی ایران به او حق شهروندی و تابعیت ایرانی می‌دهد؟ نه نمی‌دهد!
مگر هم اکنون استعدادهای کمی از کودکان بلخی به دلیل محدودیت‌ها در ایران تمام زندگی‌شان کفاشی و خیاطی می‌شود و چه شده که این رویکرد در مورد مولانا متفاوت شده است و می تواند پدر، مادر و زادگاهش مهم نباشد همین که از خاک امروزی ایران عبور کرده است و در قونیه آرمیده کافی باشد که میراث مشترک ایران و ترکیه شود و نیازی نیافتد که نامی از مردم افغانستان، تاجیکستان، سمرقند، بخارا و دیگر پارسی زبانان جهان به میان بیاید.
بدیهی است که من به عنوان یک پارسی زبانِ علاقه‌مند به این فرهنگ و مدنیت نمی‌خواهم مولانا را صرفا به جغرافیای کوچکی که امروز به نام افغانستان یاد می‌شود منتسب کنم برای این که نمی‌توانم فردوسی را تنها به جغرافیای کوچکی که امروز ایران نامیده می‌شود نسبت بدهم چرا که نگرانی‌های فرهنگی و دنیای فردوسی از بلخ تا سمنگان و زابل و بامیان و فاریاب و بدخشان و... ادامه دارد قصه‌های شاهنامه و بار فرهنگی این کتاب عظیم از گوشه گوشۀ این جغرافیای مشترک فرهنگی و زبانی برخواسته و بر این اساس همان قدر که مثنوی معنوی نمی‌تواند منتسب به یکی از کشورهای امروزی ما باشد شاهنامۀ حکیم فرزانۀ توس نیز نمی‌تواند تنها متصل به یک کشور شناخته شود.
در شرایطی که در نقاط دیگر جهان کشورهای مختلف به دنبال نقاط کوچکی برای اشتراک می‌گردند تا گرد هم بیایند و متحدتر قدرتمندتر شوند جدال بر سر انتساب انحصاری چهره‌های فرهنگی به عنوان مهم‌ترین دست آورد تاریخ ما در کشورهای فارسی زبان خواسته یا ناخواسته تیشه زدن به ریشه این مدنیت است و بند تفرقه بر جوی خویش افکندن.
اگر امروز مولانا در قونیه، نظامی در گنجۀ آذربایجان، رودکی در پنجکنت، جامی در هرات، سنایی در غزنه، فردوسی در توس و حافظ و سعدی در شیراز آرمیده اند فقط یک معنی دارد و آن این که دامن این فرهنگ به وسعت این جغرافیاست نه به محدودیت مرزهایی که به دور خود کشیده‌ایم و اگر دست‌مان برسد به انتساب حافظ و مولوی به روستای محل تولدمان هم دریغ نمی‌کنیم و آن‌ها را حتی نسبت به دیگر شیرازی‌ها و بلخی‌ها بیگانه معرفی می‌کنیم.
جناب یغمایی در مورد دفن شهریار عدل از عبارت سوگنامۀ سازمان میراث فرهنگی استفاده کرده بودند و من می‌خواهم با استفاده از این عبارت بگویم سوگنامۀ فرهنگی ما تیشه زدن است به ریشه فرزندان مولوی و رودکی و فردوسی که امروز در گوشه‌های این جغرافیا جدای از هم افتاده‌اند و گاهی در ذهن‌شان طناب دار یک دیگر را می‌بافند.
ثبتِ نام و آثار هر کدام از این چهره‌ها در هر سازمانی مستلزم این است که در مواردی به عنوان میراث مشترک این جغرافیای فرهنگی -که استادان و خبرگان این فن می‌توانند به خوبی آن را تعریف کنند- باشد و در مواردی به عنوان میراث مشترک پارسی زبانان که جغرافیایی است حتی فراتر از سه کشوری که امروز زبان رسمی‌شان فارسی است.