محل تبلیغ شما
توجه به شيوه‌هاي جايگزين مجازات؛شلاق

تاریخ خبر: 1395/3/19

توجه به شيوه‌هاي جايگزين مجازات؛شلاق

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

شلاق‌زدن ١٧نفر از كارگران معدن آق‌دره آذربایجان‌غربی نه‌تنها در داخل كشور كه در سطح جهاني نيز انعكاس داشته است. در داخل به تغيير برخي مديران استاني و فراخوان وزراي مرتبط به مجلس منجر شده است. در اين زمينه مي‌توان از دو زاويه به نقد و تحليل نشست؛ منظر اول قانوني بودن يا نبودن اين اتفاق و يا امكان عملِ  مجازات با شيوه ديگر است. پاسخ به این پرسش‌ها كه آیا مراحل قانون جدید دادرسي به نحو كامل رعایت شده؟ يا در صورت اثبات وقوع جرم، شرايط رخ دادن آن ازجمله مشكلات و اخراج كارگران در نظر گرفته شده است يا خير؟ دیگر اينكه آیا دست‌اندركاران اداري استان مي‌توانستند مانع از اجراي حكم يا تغيير آن شوند يا نه؟ آيا در صورت قطعي‌بودن وقوع جرم، بهتر نبود كه حكم به صورت تعليقي درمي‌آمد؟ در هر حال چه خوب است كه اصل متن احكام (با حذف اسامي محكومان) در اختيار افكار عمومي قرار گيرد تا واقعيت ماجرا
شناخته شود. همان‌طور كه در قضيه شلاق زدن تعدادي جوان در قزوين سخنگوي دستگاه قضائي اعلام كرده است: «حکم صادره در این رابطه منطبق با آیین دادرسی بوده است و اگر کسی اعتراض دارد، بگوید به چه چیز آن معترض است.» و اين در پاسخ به ابهامات قانوني مطرح شده عليه اين حكم است كه در اين مورد هم براي رفع این ابهامات پيشنهاد مي‌شود كه اصل احكام صادره با حذف اسامي آنها منتشر شود تا جاي ایرادي باقي نماند.
ولي هدف اين يادداشت پرداختن به موضوع از زاويه ديگري است؛ اينكه فلسفه وجود شلاق به‌عنوان يك نوع مجازات در قانون جزاي ما چيست؟ واقعيت اين است كه زدن‌ شلاق براساس رويه جاري در فقه شيوه اصلي مجازات است؛ هر چند اين شيوه در نخستين قانون مجازات كه ٣٣‌سال پيش نوشته شد، رايج‌تر بود و به مرور زمان شيوه‌هاي ديگر جايگزين آن شد و در عمل هم صدور احکام شلاق و اجراي اين مجازات كم شد؛ یک علت آن حساسیت‌هایی است که به مجازات شلاق وجود داشته و همچنان وجود دارد؛ چرا به  اصل مجازات شلاق حساسيت هست ولي به زندان حساسيت كمتري وجود دارد؟ علت اصلي اين حساسيت در معناي جدید مجازات بدنی و شلاق است كه نوعي تحقير و توهين محسوب مي‌شود و فراتر از مجازات به‌عنوان تنبیه است. در حالي كه اين مفهوم در گذشته از زدن شلاق وجود نداشت يا به‌شدت امروز نبود. اگر از محكومان بپرسيم، تحمل چند ضربه شلاق را راحت‌تر از تحمل ماه‌ها و سال‌ها زندان مي‌دانند؛ ولي چون بار جديدي بر اين نوع مجازات اضافه شده است، کمتر كسي حاضر به پذيرش آن است. در واقع مي‌توان گفت آنچه كه به‌عنوان شلاق‌زدن در امروز مي‌بينيم، متفاوت است از شلاق‌زدن در‌ هزار ‌سال پيش؛ اين تحقير حتي در اعدام هم نيست. اگر توجه كنيم در گذشته در مدارس نيز تنبيه بدني رايج بود و كسي حساسيت زيادي نداشت، بيشتر بزرگسالان و پدران امروز در گذشته و در مدرسه تنبيه شده‌اند و از آن حس حقارت‌باري ندارند، ولي امروز همان پدران اجازه نمي‌دهند كه فرزندشان در مدرسه تنبيه بدني شوند، زيرا آن را مترادف با تحقير و نه تنبيه مي‌دانند.
ممكن است گفته شود كه اجراي شلاق نظر شرع است. پاسخي كه مي‌توان گفت اين است كه در گذشته نیز بر اساس همان برداشت ظاهري از شرع، ديه نيز منحصر به شش مورد گوسفند، شتر، گاو، درهم، دينار و حلّه يمني بود. وجود چنين مواردي در قانون مجازات اسلامي مشكلات عديده‌اي ايجاد كرد تا اينكه با فتواي مقام رهبري مسأله حل شد و به جای این شش مورد معادل ريالي آن درنظر گرفته مي‌شود و همه مردم نيز از اين شيوه راضي هستند و هيچ حسي هم به‌وجود نيامده كه حکم اسلام ناديده گرفته شده است؛ زيرا هدف پرداخت ديه است. اگر گاو و شتر هم داده شود، در نهايت بايد تبديل به پول شود. خوب چرا لقمه را دور سر خود بچرخانيم و كلي مشكلات ايجاد كنيم؟ در نتیجه و از ابتدا مثل همه عقلاي جهان پول را مبناي پرداخت ديه قرار مي‌دهيم. در صدر اسلام هم چون پول نبود، اين موارد را تعيين كردند و اين موارد هم براي اين تعيين شد كه هر مردمي در منطقه خودشان كه يكي از اين كالاها را بيشتر داشتند، آن را پرداخت كنند؛ در حقيقت اصل پرداخت ديه بود و نه نوع خاصي از كالا. اتفاقا برای سهولت مردم کالاهای گوناگونی تعیین کردند که مردم بر حسب وفور هر کالا در منطقه خودشان در پرداخت دیه به زحمت نیفتند؛ ولی ما بر عکس کار کردیم و مواردی را درنظر گرفتیم که مردم با آن بیگانه بودند!!
اكنون هم مي‌توان گفت كه هدف اصلي شلاق اعمال مجازات است و چون در گذشته زندان وجود نداشت یا در همه جا مرسوم نبود، راحت‌ترين كار تنبيه بدني بود و معناي تحقيرآميزی هم نداشت. حالا كه زندان يا جريمه يا انواع شيوه‌هاي ديگر براي مجازات وجود دارد و شلاق هم تعبير متفاوتي پيدا كرده، چرا از اين شيوه‌هاي جايگزين استفاده نمي‌كنيم؟ فرق آن با دیه چیست که به‌راحتی و به‌درستی پذیرفتیم که پول را مبنای پرداخت دیه قرار دهیم و نه شش مورد تعیین شده در فقه را؟.شهروند

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid