محل تبلیغ شما
جشنواره اقوام ايراني، صداي اتحاد و صلح‌طلبي ايرانيان

تاریخ خبر: 1395/3/9

جشنواره اقوام ايراني، صداي اتحاد و صلح‌طلبي ايرانيان

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

پانزده سال پيش بود که بعد از يک اتفاق ساده‌ و معمولي، زندگي يک توليدکننده متمول فرش به سمت کارهاي فرهنگي سوق پيدا کرد.

جشنواره اقوام ايراني که کارش دور هم آوردن قوم‌هاي مختلف ايران و متحد کردن آنهاست و مدتي است طرح ويژه‌اي براي متحد کردن تمام اقوام و قوميت‌هاي جهان به سازمان ملل متحد ارايه داده،‌ از يک اتفاق ساده در روستايي به نام آتشکده شکل گرفت. غلامعلي کاظمي، دبير شرکت «کوچ ايل قشقايي» که خودش از عشاير اصيل ايراني است،‌ مدت کوتاهي بعد از برپا کردن يک چادر عشايري که هدفش سر و سامان دادن به بازار فروش صنايع دستي روستاي خودشان بود، يک جشنواره بزرگ عشايري را برگزار کرد که حالا بعد از ۱۵ سال در بيشتر استان‌هاي کشور برنامه اجرا کرده و توانسته تمام اقوام ايراني از کرد و لر يا بلوچ،‌ گيلکي، آذري و کرمانج را دور هم جمع کند.

يکي از بزرگترين برنامه‌هاي گروه عشايري که براي حدود يک ماه تا پنجم خرداد در فرهنگسراي بهمن برنامه داشت، برنامه‌اي به نام جشنواره بزرگ اقوام ايراني است. ظاهر کلي اين برنامه، از نظر غرفه‌هاي ارايه‌کننده محصولات خاص شهرستان و صنايع دستي شايد شبيه به خيلي از جشنواره‌ها باشد اما اين برنامه در باطن خيلي بيشتر از اينها حرف براي گفتن دارد. غلامعلي کاظمي، دبير شرکت ايل قشقايي که با همکاري چند سازمان از جمله شهرداري تهران جشنواره اقوام ايراني را برگزار مي‌کند، در گفت‌وگو با «مردم‌سالاري» از چالش‌هاي برگزاري چنين برنامه‌هايي در ايران و اهداف گروه‌شان مي‌گويد. او در مقابل چشمان بهت‌زده ما تاکيد مي‌کند که، هميشه و هربار که مي‌خواستند چنين برنامه‌اي را برگزار کنند، ‌سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري کشور جلوي پيشرفت کارشان را مي‌گرفت.

 

جشنواره اقوام ايراني که بهار امسال در فرهنگسراي بهمن برگزار شد، سامان‌دهي خوبي داشت و همه برنامه‌هايش درست سر ساعت مقرر برگزار مي‌شد. تنوع برنامه‌هاي اجرا شده و توضيح فلسفه هر برنامه، موضوعي است که اين جشنواره را از بقيه برنامه‌هاي مخصوص اقوام متمايز کرده است. بايد خيلي براي برنامه‌ريزي جشنواره‌تان زمان گذاشته باشيد. جشنواره اقوام را از چه زماني کليد زديد؟

داستان برگزاري جشنواره‌ اقوام در اصل به ۱۵ سال پيش برمي‌گردد. من اهل روستاي آتشکده در استان فارس هستم که جايي در نزديکي شيراز و کاخ اردشير بابکان است. من آن زمان در زمينه توليد و فروش فرش کار مي‌کردم. آن زمان عده‌اي از بچه‌هاي روستايي در اطراف کاخ اردشير مي‌گشتند و به شکلي که چندان خوشايند نبود، به گردشگرهاي خارجي صنايع دستي مي‌فروختند. روش کار آنها، گرفتن هديه از گردشگران خارجي و... به نظرم صورت خوشي براي وجهه کشورمان نداشت و پسنديده نبود. براي همين به فکر سامان دادن به فعاليت اين بچه‌ها افتادم. در قدم اول يک چادر سياه قشقايي خريدم بعد با بچه‌هاي فروشنده صحبت کردم و قرار شد صنايع دستي‌هاي توليد شده در روستا را به صورت اماني در چادر بفروشند تا کارشان سر و سامان داشته باشد. با همکاري اهالي روستا سودي هم براي بچه‌ها در نظر گرفتيم تا دلشان گرم باشد. با اين شيوه، فروش صنايع دستي را در روستايمان آبرومند و درست کرديم.

بگذاريد ادامه داستان را حدس بزنم. شما بعد از بالا رفتن فروش بچه‌ها به فکر افتاديد تا کسب و کار را از راه ديگري دنبال کنيد که سودآور باشد اما در عين حال تفاوت‌هايي نسبت به فرش فروشي داشته باشد. به همين دليل بود که سعي کرديد با روش جديدي براي خودتان و ديگران درآمدزايي کنيد. درست است؟

نه دقيقا. راستش در آن زمان فقط به فکر بچه‌ها بودم که بتوانند با يک روش آبرومند کارشان را جلو ببرند و دست‌رنج‌هايشان را بفروشند. اما مدتي بعد از اين‌که چادرمان را برپا کرديم،‌ دو مستندساز به چادر ما آمده و گفتند که مي‌خواهند در زمينه زندگي و به خصوص مراسم عروسي عشاير فيلم بسازند. اين دوستان گفتند وقت‌شان تنگ است و هرچه زودتر بايد اين کار را انجام بدهند. به همين دليل، من براي اولين بار با سران قوم و عشاير در اين باره صحبت کردم. بزرگان قشقايي که من را مي‌شناختند، موافقت کردند که در عرض ۵ روز يک برنامه عروسي را سر و سامان بدهيم تا اين آقايان بتوانند کار مستندسازي شان را به سرانجام برسانند. مراسم خوب انجام شد و مستندسازها هيچ مشکل خاصي نداشتند. به همين دليل هم بود که يکي از آنها بعد از برگزاري جشن و پايان کارشان از من پرسيد، چند وقت است در زمينه هماهنگي بين گروه‌هاي فيلمبرداري و عشاير کار مي‌کنم؟ من اولين بارم بود که چنين کاري را انجام مي‌دادم و تخصص اصلي‌ام فروش فرش بود. اما بعد از تعريف‌هاي اين دوستان و توانايي‌هايي که در خودم ديدم، تصميم گرفتم در حوزه فرهنگي کار کنم. اولين ايده‌مان برپا کردن دو چادر در محوطه آثار باستاني تخت جمشيد و نمايشگاه بين‌المللي شيراز بود. در نمايشگاه بين‌المللي چادري را به ياد روانشاد محمد بهمن‌بيگي، بنيان‌گذار سيستم آموزش عشايري ايران بنيان گذاشتيم که سبکي کاملا عشايري داشت و مورد استقبال هم واقع شد.

تمام اين سالها در شيراز بوديد؟ چه شد که پانزده سال تمام کارتان را ادامه داديد و کوتاه نيامديد؟

اول در شيراز و استان فارس بوديم اما بعدتر کساني ما را ديده و به استان‌هاي خودشان دعوت مي‌کردند. ما در طول اين سالها در بيشتر استان‌هاي کشورمان از جمله کرمانشاه، آذربايجان غربي و شرقي، تهران، قزوين، لرستان، کرمان، هرمزگان، بوشهر، فارس، ايلام و... جشنواره برگزار کرده‌ايم اما جشنواره اقوام ايراني که سبک جديدي از جشنواره‌هاي ايراني بود را براي اولين بار در تهران کليد زديم.

جرقه ساختن يک جشنواره متفاوت از کجا در ذهن‌تان زده شد؟ اصلا چرا مي‌گوييد جشنواره‌تان متفاوت است؟

يک‌بار وقتي داشتم روزنامه‌اي را ورق مي‌زدم، ديدم که در حاشيه‌اش درباره يک قوم فقير در هندوستان نوشته‌اند. گزارش روزنامه نوشته بود که اين قوم در خانه‌هاي قديمي‌و مخروبه‌اي زندگي مي‌کنند و دولت ساليان درازي به آنها پيشنهاد بازسازي خانه‌هايشان را مي‌داده اما آنها نمي‌پذيرفته‌اند. بعد از مدتي يک پيشنهاد مطرح شد که گفتند، هر توريستي مي‌تواند در ازاي پرداخت کرايه ۱۰۰ دلار براي هر شب، ‌در يکي از اين خانه‌هاي مخروبه زندگي کرده و فقر را از نزديک لمس کند. اين طرح عجيب آن‌قدر مورد استقبال گردشگران قرار گرفت که بعد از مدتي دولت ديگر تمايلي به بازسازي خانه‌ها نداشت. خود مردم هم با خيال راحت از خانه‌هاي مخروبه‌شان پول در مي‌آوردند. اين گزارش را که ديدم، فکر کردم که وقتي کشورهاي ديگر از بدبختي‌شان پول در مي‌آورند، چرا ما نتوانيم با نمايش دادن ثروت‌هايي که در اختيار داريم پول در بياوريم؟ به نظر من، هر استان کشور ما به تنهايي به اندازه يک کشور ديدني و ثروت‌هاي نهفته دارد که مي‌توانيم از آنها استفاده کنيم. يکي از اين ثروت‌ها، قوميت‌ها و تفاوت‌هاي قوميتي است که ما در هر گوشه‌ و کناري مي‌بينيم. مردمي‌که با وجود تفاوت‌هايشان توانسته‌اند سالها در کنار هم به خوبي و خوشي زندگي کرده و هرکدام ويژگي‌هاي خاص خودشان را داشته و حفظ کنند، ثروت عظيمي‌است که بايد از آن بهره برد. به همين دليل پيشنهاد برگزاري جشنواره اقوام ايراني را مطرح کردم که بعد از مدتي پيگيري پذيرفته شد.

چه موضوعي در بين قوميت‌هاي مختلف به نظرتان خاص و جالب مي‌آمد که اين‌همه روي آن تاکيد داريد و معتقد هستيد که بايد آن را حفظ و ترميم کرد؟

من هر بار که به برنامه‌هاي مختلف قومي‌مي‌رفتم و قوميت‌گرايي‌هاي گاه به گاه را که مي‌ديدم، دلم مي‌گرفت. در جشنواره‌هايي هم در هر چند سال يک‌بار برگزار مي‌شد، يک قومي‌خودش را از ديگران برتر مي‌دانست و اين به‌نظرم اصلا جالب نبود. اتحاد بين اقوام ايراني که ما هميشه در کشورمان ديده‌ايم را نمي‌توانستم در جشنواره‌هايمان ببينم و اين آزارم مي‌داد. به همين دليل، طرحي را به شوراي فرهنگي شهرداري منطقه يک ارايه دادم که بالاخره با دوندگي و جلسات متعدد قبول کردند که جشنواره ييلاقي ايل قشقايي برگزار شود. اين جشنواره را در ارتفاعات سوهانک برگزار کرديم که مردم استقبال زيادي از آن کردند. وقتي مسوولين واکنش مردم را ديدند و هدف ما را متوجه شدند، موافقت کردند تا در سال بعد جشنواره‌مان را در ارتفاعات سوهانک تهران برگزار کنيم. در جشنواره آن سال، با اين‌که تازه سال دوم فعاليت مان بود، همه اقوام از کرد، لر، بلوچ، کرمانشاهي، يزدي، قشقايي، بختياري و... شرکت داشتند و آداب و رسوم را به نمايش گذاشته، موسيقي اجرا مي‌کردند.

با وجود اين‌که خودتان مي‌گوييد، جشنواره اقوام يک برنامه خاص قومي‌است اما ظاهر امر يعني برگزاري غرفه‌هاي مختلف يا بعضي برنامه‌هاي رقص و اجراي موسيقي را هر از چند گاهي در تهران مي‌بينيم و آن‌قدرها هم به نظرمان موضوع دست‌نيافتني و بي‌همتايي به نظر نمي‌رسد. دليل خاص و مهم بودن جشنواره اقوام ايراني در چه بود؟

ما در برنامه‌هايمان درباره دليل برگزاري هر رسمي‌توضيح مفصلي ارايه مي‌داديم و به مردم سبک زندگي عشايري را يادآوري مي‌کرديم. يک سبک زندگي خاص که مي‌تواند در بين مردم شهري هم پياده شود چون در بن‌مايه‌ها و ريشه‌هايش سادگي خاصي را دارد و همه‌جا قابل پياده شدن است. بگذاريد برايتان مثال‌هاي واقعي را بياورم. ما در سال دوم جشنواره، دو برنامه بزرگ عروسي نمادين به شيوه عشايري را برگزار کرديم. در اين جشن‌هاي نمادين،‌ به شيوه برگزاري جشن عروسي در بين عشاير اشاره کرده و گفتيم که بنابر رسوم قديمي‌ما، دختر نبايد جهيزيه بدهد. ما از همه بازديدکنندگان‌مان،‌جامعه‌شناسان و حقوق‌دانان خواستيم تا اين موضوع را بررسي کرده و نتايج‌شان را ارايه کنند. تهيه جهيزيه از طرف دختر، در زمان ايران قديم رسم نبوده و در دين مبين اسلام نيز اثري از آن پيدا نمي‌شود. در بين ايل‌هاي قشقايي، بختياري و اقوام سيستاني دختر به هيچ وجه جهيزيه نمي‌دهد و داماد موظف است که به عنوان مسوول زندگي، هزينه جهيزيه را تامين کند. به همين دليل از بيست و چند سالگي که سن پختگي‌شان آغاز مي‌شود، مي‌دانند که مسووليتي در زندگي آينده خواهند داشت و به همين دليل هم بيکار نمي‌گردند. تبليغ زندگي ساده در بين بازديدکننده‌هاي ما مورد استقبال فراواني واقع شد تا جايي که، در سالهاي بعد ما براي عروس و دامادهاي شهري، به سبک عشايري مراسم عروسي برگزار کرده و از آنها نيز هزينه‌اي دريافت نمي‌کرديم.

چند نفر در برگزاري اين جشنواره مشارکت مي‌کنند؟

ما حدود ۴۰ هزار عضو افتخاري در تهران داريم که به محض اطلاع از جشنواره‌ها به يکديگر اطلاع داده و در برنامه‌هاي ما شرکت مي‌کنند. اما اعضاي برگزارکننده جشنواره متفاوت و متغير است. به طور مستقيم ۱۰۰ تا ۱۲۰ نفر با ما در ارتباط هستند که غرفه‌هايمان را سر و سامان مي‌?دهند. آنها با توليدکننده‌ها در شهرهاي خودشان در ارتباط هستند و وقتي بخواهيم جشنواره‌اي برگزار کنيم، جنس مرغوب را مستقيم از آنها گرفته و پخش مي‌کنند.

برگزاري جشنواره‌هاي عشايري و قومي‌معمولا بسيار پرهزينه‌ است. شما چطور توانسته‌ايد دوام بياوريد؟ چقدر براي کارتان هزينه‌ مي‌کنيد؟

نسبت به شرايط گروه‌هاي هنري که دعوت شده و برنامه اجرا مي‌کنند، هزينه‌ برنامه‌مان متفاوت است. گاهي هزينه‌ها تا ۹۰۰ ميليون تومان هم مي‌رسد که هزينه‌هاي مرتبط با زيرساخت را شهرداري تهران تامين مي‌کند. اين هزينه در مورد جشنواره ۹۰۰ ميليوني، چيزي حدود ۵۰۰ ميليون تومان بود. هزينه‌ها را با کمک پول فروش بليت ( در موارد خاص) يا اجاره غرفه تامين مي‌کنيم. در برخي موارد،‌هزينه يک جشنواره ۱۰ تا ۱۵ روزه حدود ۱۰۰ ميليون تومان مي‌شود که سعي مي‌کنيم با اجاره غرفه درآمد کسب کرده و فشار هزينه‌ها را کم کنيم.

حتي اگر بگوييد با اجاره غرفه هزينه‌هايتان را پوشش مي‌دهيد، باز هم سخت است قبول کنيم که برگزاري يک جشنواره در محل گسترده‌اي مثل فرهنگسراي بهمن بدون کمک ديگران قابل انجام باشد. چه سازمان‌هايي پشتيبان شما هستند؟

ارگان‌هايي که ما را ياري مي‌کنند، متفاوت هستند. ما حتي ارگاني هم داريم که برخلاف اسمش، هيچ ياري رساني به ما نمي‌کند. در اين باره بعدتر به شما خواهم گفت. واقعيت اين است که شهرداري تهران خيلي به ما کمک کرده و شرايطي را جور کرده تا پيام‌ و حرفمان را از طريق موسيقي و سنت‌هاي اقوام ايراني به مردم برسانيم. برخلاف شهرداري، سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري حتي يک کاغذ ساده هم دستمان نداده که بتوانيد روي آن متن بنويسيم. در عين حال، هرجايي هم که يک فضا فراهم کرده‌ايم تا کارمان را انجام دهيم، اولين ارگاني که با ما مخالفت کرده، سازمان ميراث بوده است. سازمان ميراث فرهنگي بايد متولي چنين کارهايي باشد و خودش کمک کند اما کاري که مي‌کند، برخلاف اين‌هاست.

با وجود سختي‌ها و هزينه‌هاي بالايي که چنين کاري برايتان دارد، چرا جشنواره اقوام ايراني را برپا مي‌کنيد؟

هدف از برگزاري اين جشنواره نشان دادن اتحاد و همدلي نقاط مختلف کشور هست. ما مي‌خواهيم سنت‌هاي گذشته را به جوانان آينده‌مان انتقال بدهيم چون معتقديم هر قومي‌که گذشته را فراموش کند، محکوم به نابودي است. در حال حاضر جوانان کشورمان و اقوام مختلف کشور بايد به خودشان افتخار کنند. ما با قوميت‌گرايي کاملا مخالف هستيم و نشان دادن اتحاد ايرانيان اولين هدف ماست. ما مي‌خواهيم چيزي را که به چشم ديده‌ايم، يعني زندگي مسالمت‌آميز اقوام مختلف ايراني را به تصوير بکشيم و در اين راه از هر کمکي که به ما بشود، استقبال مي‌کنيم.

جشنواره بعدي عشاير چه زماني و کجا برگزار مي‌شود؟

بزودي جشنواره‌اي با عنوان جشنواره رمضان برپا خواهيم کرد. برنامه اصلي‌مان اين است که بتوانيم يک جاي دايم از شهرداري بگيريم و سنت‌ها و شيوه زندگي‌مان را در يک نمايشگاه هميشگي در معرض ديد همه بگذاريم. جامعه هدف ما بيشتر از هرکسي، دانش‌آموزان هستند. ما دنبال اين هستيم که فرزندان ما با زندگي اقوام مختلف آشنا شوند و از همين سن کم، حس وطن‌پرستي و اتحاد را آموزش ببينند.

- به غير از برگزاري جشنواره، کارهاي ديگري در حوزه شناساندن اتحاد اقوام داشته‌ايد؟

ما خانوادگي در اين حوزه فعاليت مي‌کنيم و هرکار که از دستمان بربيايد را انجام مي‌دهيم. مدتي پيش‌تر،‌ ما با گروهي از اقوام از جمله مادر خودم که هشتاد سال دارد، مسير ۴۰۰ کيلومتري شيراز تا خليج فارس را پياده طي کرديم تا يک پيام مهم به جامعه بين‌الملل برسانيم. ما مي‌خواستيم به آنها بگوييم که، اقوام ايراني براي کشورشان جان نثار مي‌کنند و همه بايد بدانند، نام خليج جنوبي کشور ما خليج فارس خواهد بود. يکي ديگر از کساني که هميشه در کنار ما بوده، آقاي ايوبي، از طايفه شش بلوکي است که بسياري از هماهنگي‌هاي اين برنامه‌ها را بردوش کشيده و هميشه کنار ماست.

يکي از تفاوت‌هاي جدي جشنواره شما با ديگران، اجراي برنامه دست‌افشاني خاص اقوام است و از آن جالب‌تر اين‌که درباره فلسفه‌هاي هرکدام از اين آيين‌هاي دست‌افشاني خاص توضيح ارايه مي‌کنيد.

همين‌طور است. ما در ده سال گذشته از بخش‌هاي مختلف کشور از جمله خراسان (کرمانج)، آذربايجان، کردستان، بوشهر، ايلام و ايل قشقايي گرو‌ه‌هاي دست‌افشاني داشتيم که برايمان برنامه اجرا مي‌کردند. ما با نشان دادن اين دست‌افشاني‌ها مي‌خواهيم به مردم‌مان يادآوري کنيم که اين بازي‌‌ها و دست‌افشاني‌هاي فقط رقص نيستند بلکه معنا و مفهوم خاص خودشان را دارند.

مردمسالاری

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid