محل تبلیغ شما
پرونده پروژه های انتقال آب ومافیا

تاریخ خبر: 1395/2/28

پرونده پروژه های انتقال آب ومافیا

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

گزارشي از تاثیر «آب شیرین کن‌ها» بر خزر و خلیج فارس و پروژه های انتقال آب و مافیای آب

آبِ شيرین به بهای دريايي تلخ ‌تر

  با استفاده از آب شیرین کن‌ها، به ازای هر یک لیتر آب، حدود ۳۷ تا ۳۸ گرم نمک به صورت تلخاب در محیط باقی می‌ماند.

   برای شیرین سازی ۲۵۰ میلیون متر مکعب آب در سال، یک میلیارد دلار سرمایه گذاری لازم است.
 
افزایش دمای آب شوک شدیدی به آبزیان وارد و بنابراین استفاده از این تجهیزات به شدت اکوسیستم خلیج‌فارس را تهدید می‌کند

سال ۹۲ بود که ستار محمودی، قائم‌مقام وزارت نیروی وقت از اتمام طرح انتقال آب خزر به فلات مرکزی خبر داد و گفت انتقال۲۰۰میلیون مترمکعب آب برای مصارف شرب وصنعت دراین طرح مدنظر قرار دارد. پروژه‌ای که به‌ گفته مدیر مطالعاتی آن اعتبار اولیه برای اجرایش حدود ۲۰هزار میلیارد ریال تخمین زده شده بود، از‌‌ همان ابتدا با مخالفت جدی معاون دریایی وقت سازمان محیط زیست مواجه شد. «عبدالرضا کرباسی» در مصاحبه‌ای گفت براساس توافق جدید با وزارت نیرو و با توجه به اینکه استفاده از آب شیرین‌کن‌ها در دریای خزر موجب افزایش غلظت نمک در این دریاچه به میزان 32/5 میلیون تن در سال می‌شود، قرار است تا زمانی  که دستورالعمل‌های علمی برای این اقدام مصوب نشود، ساخت آب شیرین‌کن‌ها متوقف شود. با این وجود مخالفت سازمان محیط زیست ذره‌ای در پیشرفت پروژه انتقال آب به سمنان وقفه نینداخت. لوله گذاری‌ها از میان جنگل‌های هیرکانی ادامه یافت و پروژه به دست دولت یازدهم افتاد. دولتی که با داعیه حفاظت از محیط زیست پا به عرصه وجود گذاشت اما رئیس جمهور با آغاز سال ۹۵، در سفر به سمنان به مردمش وعده داد با وجود همه مخالفت‌ها قرار است آب دریای خزر به زودی به این شهر منتقل شود. گفته شده قرار است آب خزر در‌‌ همان ابتدا به وسیله آب شیرین کن‌های عظیم شیرین شده و سپس به سمنان انتقال یابد. عبدالرضا کرباسی که اکنون به عنوان یکی از اساتید دانشگاه محیط زیست تدریس می‌کند و هنوز هم از مخالفان طرح انتقال آب است در خصوص استفاده از آب شیرین کن‌ها و اثرات زیست محیطی آنها به«قانون» می‌گوید: «با استفاده از آب شیرین کن‌ها، به ازای هر یک لیتر آبی که نمک‌زدایی می‌شود، حدود ۳۷ تا ۳۸ گرم نمک به صورت تلخاب در محیط باقی می‌ماند. بنابراین می‌توان گفت بیشترین خطری که استفاده از آب شیرین کن‌ها دارد این است که شوری آب‌های ساحلی را افزایش می‌دهد.» 
آب شیرین کن و افزایش غلظت روی و سرب 
کرباسی بر این باور است مشکل به همین جا ختم نمی‌شود. با نمک زدایی به وسیله آب شیرین کن معمولا میزان زیادی از غلظت روی و سرب نیز همراه با تلخاب وارد آب می‌شود که به صورت محلول در آب قرار می‌گیرد و می‌تواند برای آبزیان خطرآفرین باشد. بنابراین برای نمک زدایی مهم‌ترین چیز جانمایی محل تخلیه تلخاب است به این معنا که اگر محله تخلیه تلخاب نقاطی انتخاب شود که جریانات دریایی در آن مناسب نباشد و تلخاب با حجم آب زیادتری مخلوط نشود، اثر سوء زیست محیطی بیشتری هم خواهد داشت. بنابراین برای مکان یابی استقرار آب شیرین کن‌های عظیم باید مطالعات دقیقی انجام شود. به گفته او که در زمان معاونت خود نیز با انتقال آب از دریای خزر به فلات مرکزی مخالف بود، نصب آب‌شیرین کن‌ها آنقدر که برای دریای خزر و زیست‌بوم آن خطرناک است، برای خلیج فارس و عمان  خطرناك نیست چراکه خلیج فارس و دریای عمان محیط بازتری دارند اما دریای خزر فقط یک دریاچه بسته است،راهی به جایی ندارد و به همین علت نمک‌زدایی و تخلیه تلخاب در درازمدت می‌تواند محیط زیست آن را نابود کند. باید در نظر داشت شوری کنونی آب دریای خزر ۱۳گرم در لیتر است و بنابراین بیم آن می‌رود که با ورود تلخاب حاصل از نمک زدایی، شوری آب این دریاچه افزایش یابد و حیات آبزیان به خطر بیفتد
هزینه یک میلیارد دلاری 
معاون دریایی اسبق سازمان محیط زیست می‌گوید: «برای شیرین سازی ۲۵۰ میلیون متر مکعب آب در سال، یک میلیارد دلار سرمایه گذاری لازم است. هرچند ایران کشوری گرم و خشک محسوب می‌شود و گاهی برای تامین آب باید از تکنولوژی نوین مانند آب شیرین کن‌ها استفاده کنیم. اما سوال اینجاست اگر این یک میلیارد دلار را در بخش کشاورزی سرمایه‌گذاری و سیستم آبیاری کشاورزی را نوین کنیم، باعث آزاد سازی آب بیشتری نسبت به ظرفیت ۲۵۰میلیون مترمکعبی آب شیرین کن نخواهد شد؟» طبق سخنان کرباسی در سال‌های گذشته آب دریای خزر دچار آلودگی میکروبی شدیدی بوده استتا حدی که قرار بود در بخش‌هایی از ساحل این دریاچه برای جلوگیری از ورود مردم به آب تابلوهای هشدار‌دهنده نصب شود. بنابراین پروسه شیرین سازی آب دریاچه خزر حتما باید با تصفیه آن به صورت همزمان انجام شود. هر چند گفته می‌شود آب شیرین شده خزر یا خلیج فارس قرار است بیشتر به مصرف بخش کشاورزی برسد
تخلیه تلخاب در فاصله ۲ کیلومتری از ساحل دریا 
با این وجود او تاکید می‌کند اگر قرار باشد آب دریای خزر انتقال یابد، محل تخلیه تلخاب آب شیرین‌کن‌ها باید به فاصله بیش از5/1 تا ۲ کیلومتر باشد. در صورتی که سوء مدیریت نشان بدهیم و برای مکان یابی درست این تجهیزات سرمایه گذاری نکنیم، به عنوان مثال آب شیرین کن را در فاصله ۱۰۰ متری آب دریا مستقر کنیم باید منتظر وقوع فجایع زیست محیطی باشیم چراکه اثرات مخرب زیست محیطی آن جبران ناپذیر خواهد بود. کرباسی می‌گوید ایران تجربه چندانی در استفاده از آب شیرین کن‌ها ندارد. آب شیرین‌کن‌هایی که تاکنون در کشور ما استفاده می‌شده ظرفیت کمی داشته و قابلیت شیرین سازی میلیون متر مکعبی آب را ندارند. اما برای انتقال آب به فلات مرکزی نیازمند استفاده از آب شیرین کن‌های عظیم با حجم شیرین سازی میلیون متر مکعبی هستیم. بنابراین چه بهتر که به جای این کار تمرکز را بر بهینه سازی مصرف آب در بخش کشاورزی و فرهنگ سازی برای صرفه جویی بگذاریم. در غیر این صورت اگر بر انتقال آب اصرار است باید کشاورزی را به حال خودش بگذاریم و به دنبال هزینه کردهای اضافی برویم
شوری خلیج فارس تهدیدی برای آبزیان
پروژه دیگری که قرار است به زودی اجرایی شود، انتقال آب خلیج فارس به فلات مرکزی است. مطالعات این پروژه در حال انجام است و گفته شده قرار است ۱۶ استان از آن منتفع شوند. اساس این پروژه هم مانند خزر بر استفاده از آب شیرین کن‌ها ي عظیم و شیرین‌کردن آب خلیج فارس است. «محمد شریف رنجبر»، کار‌شناس بیولوژی دریا  در گفت‌و‌گو با «قانون »در این باره می‌گوید: «خلیج فارس دریایی نیمه بسته است که از طریق تنگه هرمز به دریای عمان راه دارد و میزان آبی که در آن تبخیر می‌شود چندین برابر آبی است که از طریق رودخانه‌ها واردش می‌شود؛ بنابراین شوری و دمای آب این دریا بالاست و این خود فی نفسه برای آبزیان تهدید محسوب می‌شود». رنجبر می‌گوید: «شوری آب خلیج فارس با دستکاری‌هایی که هر ساله در طبیعت انجام می‌دهیم بیشترهم شده و یکی از مهم‌ترین دلایل آن سد سازی بر رودخانه‌های بالادست این دریاست به طوری که اکنون شوری آب خلیج فارس بین ۳۸ تا ۴۱ در ۱۰۰۰ppt است. حال فرض کنید آب شیرین کن‌هایی با حجم بالا در سواحل آن مستقر کنیم. در حالی که این آب شیرین کن‌ها فقط نیمی از آب را شیرین و خروجی آنها بسیار شور‌تر از آبی است که برداشت می‌کنند. فرض کنید آب دریا با شوری ۴۰ ppt برداشت و خروجی آن دو برابر شور‌تر است که به دریا وارد می‌شود». به گفته این کار‌شناس بیولوژی دریا جدا از شوری مضاعفی که آب شیرین ‌کن‌ها به آب دریا تحمیل می‌کنند، ۱۸ تا ۶۰درجه سانتیگراد هم دمای آب را بالا می‌برند. افزایش دمای آب هم همان طور که گفته شد شوک شدیدی به آبزیان وارد و بنابراین استفاده از این تجهیزات به شدت اکوسیستم خلیج فارس را تهدید می‌کند. توصیه او  این است که پیش از نصب و استفاده از آب شیرین کن‌ها، مطالعات دقیقی درباره این اقدامات انجام شود و ترجیحا آب شیرین کن‌ها در دریای عمان مستقر شوند. سواحل جاسک به سمت کنارک و چابهار از نظر او برای این کار بهتر هستند زیرا به دریای آزاد راه دارند. با این وجود این به معنای بی خطر بودن استفاده از آب شیرین کن‌ها در این سواحل نیست.

 

قانون

مافیای آب خطرناکترازمافیای دارو

محیط‌زیستی‌ها می‌گویند فعالیت فراقانونی سدسازان علیرغم اشتباهاتی چون سد گتوند شایسته عنوان مافیاست اما مدافعان سدسازی می‌گویند این لفظ، کارشناسان کشور را با جنایتکاران در یک رده می‌گذارد.

خبرگزاری مهر، گروه جامعه- مسعود بُربُر: برخی فعالان محیط زیست شرکت‌های درگیر در پروژه‌های بزرگِ مدیریت آب مثل سدسازی و انتقال آب را مافیا می‌خوانند. مدافعان سدسازی در اغلب گفتگوهای شبکه‌های اجتماعی از این تعبیر برآشفته‌اند و این واژه را ناسزا می‌دانند و در مقابل، ادبیات تندتری به کار می‌برند. اما به راستی اطلاق واژه مافیا به سدسازان از کجا می‌آید؟ آیا کارشناسان و مهندسانی که برای مدیریت آب کشور تلاش می‌کنند شایسته انتساب این واژه هستند؟ موضوعی که در یک میزگرد مجازی در گروه محیط زیست مهر در تلگرام به بحث گذاشته شد.

فعالان محیط زیست معتقدند مافیا به مجموعه‌ای گفته می‌شود که ابزار توسعه و فعالیت اقتصادی دارد و این فعالیت را با روش‌های فراقانونی انجام می‌دهد. به اعتقاد این فعالان تفاوت فعالیت فراقانونی با غیرقانونی در آن است که «غیرقانونی» به دزدی و جرائم دیگر گفته می‌شود اما فراقانونی یعنی اینکه کسی بتواند از روابطی فراتر از قانون برای فعالیتی که با ابزارهای قانونی ممکن نیست بهره‌گیری کند. به گفته این فعالان وقتی یک شرکت بدون ضوابط رایج می‌تواند پروژه بگیرد و قابل بازخواست و شکایت قضایی از جانب شهروندان هم نیست و دولت هم امکان اینکه به این شرکت‌ها پروژه ندهد را ندارد این مجموعه مافیایی است. فعالان محیط زیست معتقدند کسانی که در احداث سد گتوند با بودجه ۱۵۰۰ میلیارد تومان، دست داشتند اما اکنون در بهترین حالت باید ۴۰۰ میلیارد تومان دیگر برای جبران این اشتباه هزینه کنند، تا زمانی که تکلیف آن سد از نظر قانونی مشخص نشده است حتی نباید برای اداره یک مهد کودک اجازه داشته باشند اما همچنان پروژه‌های بزرگتری می‌گیرند و نه سازمان محیط زیست، نه دولت و نه رئیس جمهوری نمی‌توانند جلوی این پروژه‌ها را بگیرند. فعالان محیط زیست تأکید می‌کنند اگر مجموعه‌ای که پروژه‌ او روال قانونی را طی نکرده اما رئیس جمهور هم نمی‌تواند جلوی او را بگیرد، مافیا نیست، پس این کلمه را به چه کسی می‌توان نسبت داد؟

هنوز هم بسیاری از طرح‌های انتقال آب و سدهای ایران با وجود این که طبق قانون باید پیش از هر کاری تاییدیه ارزیابی زیست محیطی دریافت کنند، قبل از دریافت مجوز حتی احداثشان شروع می‌شود و این یک مصداق فراقانونی عمل کردن است. با وجود این مدافعان سدسازی معتقدند کلمه مافیا با جرم و جنایت در آمیخته است و کاربرد این کلمه را توهین‌آمیز می‌دانند.

مدیریت نادرست آب از قاچاق دارو برای کشور خطرناک‌تر است

با این همه برخی فعالان محیط زیست معتقدند کسانی که محیط زیست انسان‌ها را نابود می‌کنند یا در کشوری مثل ایران منابع اقتصادی و آب را تلف می‌کنند حتی از مافیای قاچاق دارو نیز ضربه بزرگتری به کشور می‌زنند.

پدرام آستانی در این میزگرد گفت: هیچ کارتل یا مافیایی از مافیای آب در ایران خطرناک‌تر نیست. مافیای دارو عده‌ای از بیماران را متضرر می‌کند اما مافیای آب زیست‌بوم ایران را به نابودی می‌کشاند و نسل‌های بعدی ما را نیز دچار بدهکاری و بیکاری و فقر و بدبختی خواهد کرد و این نسل‌ها باید به سمت بیگانگان دست دراز کنند.

رفتار شرکتهای دولتی سدسازی، مافیایی است

مدیرمسئول آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز) در میزگرد تلگرامی گروه محیط زیست مهر گفت: فعالان اجتماعی، سدسازان را مافیا می نامند چون زمان و نحوه تشکیل و نیز متن اساسنامه بزرگترین شرکت کارفرمای ساخت و بهره‌برداری سدهای بزرگ و نیروگاه‌های برق‌آبی کشور دارای خلاهای قانونی بزرگ بود و ضمن ایجاد انحصار در این حوزه، آشکارا برخلاف ساختار حقوقی شرکتهای دولتی بود. نطفه تشکیل این شرکت در دولت موسوم به سازندگی، خلاف رویه حقوقی وقت کشور بود. توجه نمایندگان مجلس و فعالان محیط زیست را به این نکته جلب می کنم که اگر نطفه این شرکت دولتی قانونی است چرا بودجه ی جاری در بودجه مصوب مجلس ندارد؟ و چرا بودجه جاری خود را با روندی غیرشفاف از یک سازمان دیگر می گیرد؟

محسن حیدری افزود: ساختار غیرعادی پیش‌بینی شده برای این شرکت دولتی، عملا موجب عدم شفافیت و عدم پاسخگویی می‌شد. مثال بارز آن به کارگیری چندین تن از چهره‌های تندرو اصلاح‌طلب خوزستان است که در اواخر دولت اصلاحات به آن شرکت و زیرمجموعه های آن منتقل شدند بی‌آنکه کمترین تخصص فنی در آن رشته داشته باشند و جالب اینکه دولت احمدی نژاد نیز با همه اختلافاتش با آن حزب این چهره های غیرمتخصص را در پست های خود در سدسازی حفظ کرد.

این فعال رسانه‌ای حوزه محیط زیست ادامه داد: در دولت احمدی نژاد طیف تندرو راست با طیف تندرو چپ در اینجا به وحدت رسیدند و چپ‌های سیاسی و غیرمتخصص از مدیریت سدسازی کنار گذاشته نشدند و بالعکس در دولت روحانی، مدیرعامل آن شرکت در دولت قبل که متخصص این کار هم نبود و فاجعه مدیریتی سد گتوند علیا را در آن دولت رقم زد، در پست خود ابقا شد. اگر این همگرایی مسبوق به سابقه در سایر حوزه ها و متکی به «تخصص» بود، موجب نگرانی افکارعمومی نمی شد ولی این همگرایی، این شائبه را ایجاد می‌کند که نیروهای غیرمتخصص نه براساس دانش فنی مشترک بلکه به خاطر منافع مالی متحد شده اند.

حیدری نمونه دیگر از «رفتار مافیایی» را نحوه برخورد سدسازان با منتقدان دانست. در ماجرای انتقاد رسانه‌ها از سد گتوند علیا، مدیرعامل وقت شرکت مورد اشاره شخصا از محسن حیدری مدیرمسئول آژانس خبری بختیاری شکایت کرد و سه اتهام نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام را به او وارد دانست که البته بی‌پایه بودن این اتهامات در دادگاه اثبات شد.

به گفته حیدری در جریان دادرسی پرونده، حوادث شگفت انگیزی رخ می داد که بازپرس پرونده نیز از آن متعجب بود که نهایتا با هشیاری معاون دادستان تهران اقداماتی که برای صدور کیفرخواست محاکمه غیابی انجام شده بود بی اثر شد و با اثبات بی گناهی منتقدان سدگتوند قرار منع تعقیب صادر شد.

«سیمینوف» برای گرفتن موبایل استاد دانشگاه رفتار مافیایی نیست؟

مدیرمسئول آژانس خبری بختیاری گفت: مساله بعدی که موجب شد افکارعمومی رفتار سدسازان را غیرمتعارف بداند و آن را «مافیایی» بنامد، رویکرد خاص این شرکت دولتی در حفاظت فیزیکی معایب پروژه هاست. مثلا پس از آنکه اولین عکسها از کوه نمک سد گتوند در رسانه ها منتشر شد، شرکت یادشده تعدادی تک تیرانداز در اطراف کوه‌های مشرف به دریاچه مستقر کرد تا کارگران پروژه را بترساند که کسی عکس از فجایع محیط زیستی این پروژه نگیرد و به بیرون نفرستد که البته کارگران نه تنها نهراسیدند بلکه دهها عکس بعدی را هم فرستادند و پرده از فجایع محیط زیستی این پروژه ی غیرعلمی و خلاف منافع ملی برداشتند.

به گفته حیدری مساله بعدی روش های غیراخلاقی سدسازان در تعقیب منتقدان است. وی مدعی شد: هرجا که من به عنوان یک روزنامه نگار برای سخنرانی رفتم، دو نفر خاص می آمدند و قبل از سخنرانی سلام می کردند و علنا می‌گفتند ما از آن شرکت آمده‌ایم تا گزارش تهیه کنیم و به این ترتیب فشار روانی به منتقدان وارد می کردند که سخنران نیمی از ذهنش درگیر می شد که نکند این‌ها پرونده سازی کنند.

حیدری تصریح کرد: رهبری در اواسط دولت دوم احمدی نژاد گفتند معایب کارها را هم به مردم بگویید. بعد هم «آزادی جریان اطلاعات» را که در مجمع تشخیص تهیه شده بود ابلاغ کردند که براساس آن اگر یک مدیر دولتی اطلاعات غیرمحرمانه را که شهروندان از او مطالبه کنند ندهد یا در دسترسی به اطلاعات صحیح اخلال کند محکوم به انفصال از خدمات دولتی می شود. من به استناد آن دو رهنمود رهبری در سال ۹۱ نامه ای به مدیرعامل آن شرکت زدم و تقاضای بازدید مستقل و آزاد (نه بازدید هدایت شده) از پروژه سد گتوند علیا را مطرح کردم. نامه به دست ایشان رسید ولی آیا اجازه چنین بازدیدی را به خبرنگاران مستقل دادند؟

وی در پایان تأکید کرد: من و چهار استاد دانشگاه در یکی از تحقیقات میدانی خود در اطراف سد گتوند با تعدادی از این تک تیراندازان روبرو شدیم و شاهد قلدرمآبی آنها بودیم که با کوشش فراوان موبایل‌های دوربین‌دار استادان دانشگاه را ضبط کردند! اگر این رفتار مافیایی نیست پس چیست؟ «سیمینوف» برای گرفتن موبایل استاد دانشگاه چه معنایی جز رفتار مافیایی دارد؟

کاربرد لفظ «مافیا» کارشناسان کشور را با جانیان و تبهکاران هم‌رده می‌کند

با این حال نه تنها سدسازان که برخی مدافعانشان هم به کار بردن لفظ مافیا را توهین آمیز می‌دانند. یک خبرنگار حوزه کشاورزی که با نامی مستعار در این میزگرد شرکت می‌کرد گفت: مافیا انجمن مخفی خلافکاران سیسیل بود. این گروه در اواسط قرن ۱۹ میلادی به دلیل وابستگی مردم به افراد محلی قدرتمند در سیسیل بوجود آمد و بعدها در شرق ایالات متحده آمریکا و استرالیا گسترش یافت. معروف‌ترین نمونه مافیا پنج خانواده تبهکار در شهر نیویورک بودند.

این مدافع سدسازان افزود: تمام فعالیتهای مافیا برای پول‌سازی است.مافیا یک قانون مهم دیگر هم دارد: «لوپارای سفید». لوپارا یک نوع صدا خفه کن است و این قانون یعنی نابود کردن قربانیان بدون به جا گذاشتن هیچ نشانه ای. این قانون برای کسانی که سرپیچی کنند یا در دادگاه علیه آنها شهادت بدهند، به کار برده می شود. مافیا حتی بعضی قربانیانش را به جای سیمان در دیوار ساختمان ها می گذارد تا به هیچ وجه پیدا نشوند. امروزه لغت مافیا برای نامیدن تقریباً هر گروه جنایتکار سازمان یافته استفاده می‌شود؛ با این تعریف از مافیا آیا مدافعان سدسازی حق دارند از انتساب این عنوان به خودشان ناراحت بشوند یا نه؟ اگر این‌ها مافیا بودند که مخالفانشان باید الان لای سدها آب می‌خوردند.

کاربرد الفاظ توهین‌آمیز کاری از پیش نخواهد برد

خبرنگار محیط زیست تهران تایمز در این میزگرد گفت: این که به هر حال عده‌ای و حتی سازمان‌ها و نهادهایی هستند که از سدسازی سود می‌برند غیرقابل انکار است اما هر تعریفی که از مافیا ارائه بدهیم، چه گروه‌هایی که فراقانونی عمل می‌کنند و چه جنایتکاران سازمان یافته، فکر نمی‌کنم با دادن این نام با هر برداشتی که بتوان از آن کرد کاری پیش برود.

مریم قره‌گزلو ادامه داد: یکی از کارشناسان حوزه آب و محیط زیست در یکی از مصاحبه‌های اخیرم می‌گفت در هر صورت کسانی هستند که معیشتشان و آب شربشان به ساخته شدن همین سدها بستگی پیدا کرده است و نمی‌توان همه این سازه‌های مهندسی را مضر دانست. به شرط اینکه بعد از ساخت بهره‌برداری مناسبی از آن‌ها بشود و در‌واقع منحنی فرمان ‌آن‌ها درست باشد چرا که بهره‌برداری از سد کار بسیار دشواری است و حتی باید برای ساعت‌ها و دقیقه‌هایش برنامه‌ریزی کرد. بد نیست این بدبینی صرف نسبت به سدهای ساخته شده و یا در حال ساخت تغییر کند هرچند که ساخته شدن سدهایی که حتی از لحاظ جانمایی مشکل دارند و باعث ایجاد صدمات اکولوژیک فراوانی شده‌اند را هم نمی‌توان نادیده گرفت.

مخاطب انتقاد محیط‌زیستی‌ها کارشناسان و مهندسان نیستند

یک کارشناس تغییرات اجتماعی در گفتگو با خبرنگار مهر تأکید کرد: نکته مهمی که اغلب کارشناسان مدافع سدسازی در بحث با محیط‌زیستی‌ها نادیده می‌گیرند این است که مخاطب اصلی بحث و مصادیق مافیای سدسازی اصلا مهندسان سدساز و ‌کارشناسان حوزه سدسازی کشور نیستند بلکه افرادی هستند که سدسازی را طی نزدیک به سه دهه اخیر به عنوان تنها راه رستگاری یک کشور جا زده و نظام مهندسی کشور را پیاده‌نظام خود کرده‌اند.

گیتی خزاعی گفت: همین اتفاق امروز درباره پروژه‌های انتقال آب رخ می‌دهد و بار دیگر نظام مهندسی کشور به تصور دفاع از عمران و توسعه، بازی می‌خورد. اما گروهی که این سیستم را هدایت می‌کند نه مهندس سدساز است و نه کارشناس صنعت آب. در بسیاری موارد حتی دولت هم نیست. گروهی هستند که به بهانه توسعه پروژه های عمرانی با اهدافی مطلقا سودجویانه و قانون‌گریز روی آینده ملت قمار می‌کنند.

در پایان به نظر می‌رسد ارجاع فعالان محیط زیست به کلمه مافیا به دلیل اقدامات فراقانونی سیاست‌گذاران سدسازی باشد اما از آنجا که مافیا دلالت‌های مجرمانه و جنایتکارانه نیز دارد اصل بی‌طرفی در رسانه حکم می‌کند که از مدافعان سدسازی با همین عنوان «مدافعان سدسازی» و نه القابی همچون «مافیای آب» یاد شود. صدالبته که فعالان محیط زیست می‌توانند رفتارهای فراقانونی و در برخی موارد غیرقانونی مدافعان سدسازی را نقد کنند و رسانه‌ای کنند و به چالش بکشند و این بدون کاربرد کلمه مافیا که مایه آزردگی مهندسان و کارشناسان تلاشگر کشور است هم شدنی است

نخستین اکران مستند 'مادر کشی' در اهواز یکشنبه شب در سینما هلال اهواز انجام شد. در حاشیه اکران، این فیلم که بخشی از بحران های زیست محیطی کشور را در حوزه آب روایت می کند، حاضران اعتراض خود را نسبت به طرح های انتقال آب میان حوضه ای اعلام کردند.
مخالفان طرح های انتقال آب با در دست داشتن پلاکاردهایی با عنوان 'ریزگرد، خشم طبیعت نسبت به انتقال آب'؛ 'هشدار می دهیم آب را منتقل نکنید'؛ 'نفس کشور به تالاب ها بسته است آب آنها را بدهید' خواستار توقف طرح های انتقال آب از سرشاخه رودخانه های خوزستان به ویژه کارون شدند.

* ورشکستگی آبی
استاد دانشگاه امپریال کالج لندن در نشست نقد وبررسی این فیلم با بیان اینکه مشکل ما کاهش بارندگی نیست اظهار کرد: ایران با خشکسالی اقتصادی اجتماعی روبه روست و به 'ورشکستگی آبی' دچار شده است.
کاوه مدنی افزود: هم اکنون نیازهای ما بیش از منابع آبی موجود است و این مساله در هر نقطه کشور ممکن است رخ دهد؛ بنابراین مهم این است که سرمایه و منابع آب را چگونه هزینه کنیم.
وی با اشاره به تنش آبی موجود در کشور گفت: آب های زیرزمینی دچار افت و تالاب ها و رودها خشک شده است و با یک بارندگی نباید این دوره های خشکسالی طولانی مدت را فراموش کنیم.
مدنی همچنین پیام مستند 'مادرکشی' را به تصویر کشیدن 'تفکر سازه ای' حاکم بر مدیریت منابع آب دانست و افزود: این تفکر غالب، مشکلات بسیاری برای ما ایجاد کرده و هنوز هم در مدیریت منابع آب آن را رها نکرده ایم به طوری که هم اکنون از سدسازی به سمت اجرای طرح های انتقال آب و شیرین کردن آب رفته ایم.
این متخصص آب و محیط زیست، با بیان اینکه مشکل کشور افراط در استفاده از تکنولوژی هایی چون سدسازی است، تاکید کرد: همه کشور با تنش آبی روبه روست اما خوزستان به عنوان پایین دست حوضه های آبریز مشکلات بیشتری دارد به همین دلیل مردم این استان مسئولیت دارند نسبت به سدسازی و طرح های توسعه ای اعتراض کنند.
وی اظهار کرد: در خوزستان به دلیل اینکه دغدغه اصلی همیشه کمبود آب بوده به مساله آلودگی آب توجهی نشده است در حالی که آلودگی یکی از مشکلات اصلی است.
به گفته وی، مشکلات این استان در کوتاه مدت حل نمی شود و نیاز به اطلاع رسانی و شفاف سازی و ارتقای آگاهی عمومی دارد.
مدنی افزود: راه حل بحران آب، طرح های انتقال آب میان حوضه ای نیست و این طرح ها مناطق کم آب را تشنه تر می کند.
وی با اشاره به تحقیقات خود درباره حوضه زاینده رود گفت: در این حوضه انتقال آب محرک توسعه بوده و نیازها را بیشتر کرده است؛ به عبارتی نه تنها مشکل کم آبی حل نشده بلکه منطقه را تشنه تر کرده است.
این پژوهشگر اضافه کرد: مساله انتقال آب میان حوضه ای یک مشکل قومی و محلی نیست بلکه باید به آن به عنوان یک معضل ملی توجه شود زیرا همه کشور را درگیر می کند.
وی با بیان اینکه سدها به عنوان نماد توسعه در کشور شناخته شده اند، گفت: انتقاد به تنهایی مشکلی را حل نمی کند و باید به دنبال راهکارها و برنامه هایی برای مقابله باشیم که این راهکارها نباید احساسی باشد بلکه باید مستند باشد.
مدنی تاکید کرد: برای مدیریت منابع آب نه تنها کشاورزان، بلکه شهروندان نیز باید کمک کنند.

* انتقال آب کارون برای کشاورزی
مشاور استاندار خوزستان در امور آب نیز در این جلسه گفت: آب کافی برای مصارف شرب، بهداشت و صنعت در همه کشور وجود دارد و همه طرح های انتقال آب برای تامین آب کشاورزی اجرا می شود.
مهدی قمشی افزود: انتقال آب بین حوضه ای هیچ صرفه و توجیه از نظر منافع ملی ندارد و به جز ضرر چیزی عاید کشور نمی کند.
وی اظهارکرد: باید بپذیریم که در یک کشور خشک زندگی می کنیم و نمی توانیم همه اراضی خود را کشت کنیم.
عضو هیات علمی دانشکده علوم آب دانشگاه شهید چمران اهواز همچنین نسبت به افزایش توفان های ریزگرد در کشور هشدار داد و گفت: پدیده ریزگردها ناشی از نادیده گرفتن محیط زیست است که در آینده گریبانگیر همه کشور می شود و بهداشت و سلامت را به خطر خواهد انداخت.
وی با اشاره به برداشت بی رویه از آب های زیرزمینی و سطحی در کشور اظهار کرد: نگاه ما به منابع آبی کشور بهره کشی صرف بوده، و نتیجه آن نیز بحران آب و خشک شدن تالاب ها و رودها و شکل گیری توفان های گرد و غبار است.
قمشی افزود: مستند 'مادرکشی' توسط مرکز بررسی استراتژیک نهاد ریاست جمهوری ساخته شده و به نوعی نشان می دهد این دولت نخستین دولتی است که به بحران آب توجه و نسبت به آن اعتراف کرده است اما انتظار داریم راهکاری برای این بحران نیز اجرا شود.
نماینده سازمان های مردم نهاد زیست محیطی خوزستان نیز گفت: با انتقال بی ضابطه و غیرقانونی آب رودخانه کارون مخالفیم.
هژیر کیانی با بیان اینکه خوزستانی ها مخالف تامین آب شرب دیگر استان ها نیستند افزود: برای تامین آب شرب استان ها نیازی به اجرای طرح های انتقال آب میان حوضه ای نیست و راهکارهای علمی و کارشناسی دیگری برای این مساله وجود دارد.
وی گفت: در مزایده سیاسی سرشاخه ها، هر کدام از دولت ها عضوی از رودخانه کارون را قطع کرده است.
کیانی افزود: قرار است 21 اردیبهشت طرح بهشت آباد برای انتقال آب کارون به کرمان توسط دولت کلنگ زنی شود، این در حالی است که سازمان حفاظت محیط زیست در سه مکاتبه مجزا اعلام کرده که طرح بهشت آباد فاقد مجوزهای زیست محیطی است و باید متوقف شود.
وی همچنین با اشاره به مصداق های 'مادر کشی' و تخریب سرزمین اظهار کرد: صنایع نفت به بی مسئولیتی خود در آلایندگی هوا و زمین و آب و صنایع نیشکر به توسعه شوره زارها در اراضی بکر خوزستان ادامه می دهند.
کیانی با انتقاد از اظهارات اخیر مدیرعامل کشت و صنعت نیشکر گفت: این مدیر به جای عذرخواهی و شجاعت پذیرش اشتباهات چندین ساله این شرکت به دلیل شیوه های نادرست بهره برداری از منابع این استان، تهدید کرده است که ورودی زهاب نیشکر را بر تالاب بین المللی شادگان می بندد، گویی که شادگان از گذشته با شورابه نیشکر تغذیه می شد.
این فعال محیط زیست، با بیان اینکه تالاب شادگان در حال تبدیل به دریاچه ارومیه جدیدی است، افزود: هم اکنون حتی گاومیش های مردم محلی هم از آب این تالاب استفاده نمی کنند.
وی آلایندگی های صنایعی چون فولاد و لوله سازی، بی توجهی شهرداری ها و شرکت های آب و فاضلاب نسبت به تصفیه فاضلاب های شهری را از دیگر نمونه های 'مادرکشی' در این سرزمین دانست و گفت: وزارت نیرو همچنان مدیریت ناصحیح خود بر منابع آب کشور، و جهاد کشاورزی هدردادن آب ها را انجام می دهد و خشکاندن تالاب ها و رودخانه ها هم ادامه دارد.
کیانی با اشاره به تصرف تالاب 'برم سور' در باغملک، اظهار کرد: با وجود اطلاع رسانی به مسئولان استانی و محلی، اراضی این تالاب توسط دلال ها برای کاشت هندوانه تصرف شده است.
وی در ادامه تاکید کرد: باید نسخه ای برای علاج بخشی خوزستان، تهیه شود در غیر اینصورت باید در انتظار مهاجرت گسترده و کوچ مردم این دیار باشیم.
کیانی با اشاره به مهاجرت اجباری روستائیان در نتیجه آبگیری سد کارون 3 اظهار کرد: در ساخت این سد 16 هزار نفر آواره شدند و بخش کشاورزی نیز خسارت زیادی دید با این حال می بینیم پروسه سدسازی ادامه یافته است.
'مادرکشی' یک فیلم مستند به کارگردانی کمیل سوهانی درباره بحران آب در ایران است. این مستند، نگاهی آسیب‌شناسانه به وضعیت حکمرانی آب در ایران دارد و با رویکردی پژوهشی می کوشد ضمن به تصویر کشیدن مظاهر و نتایج بحران آب،دلیل مختلف بوجود آمدن این بحران در ایران را بررسی کند
خوزستان با وجود داشتن پنج رودخانه دائمی اما به دلیل قرار گرفتن در انتهای رودخانه ها با بحران آب روبه رو است. کارون شاهرگ حیاتی این استان به دلیل سدسازی های بی رویه و اجرای 12 طرح انتقال آب از سال های پیش دچار تنش شده است.
طرح انتقال آب کارون به استان های یزد، کرمان و اصفهان موسوم به بهشت آباد، بزرگترین و جدیدترین طرح انتقال آب است که از یک دهه پیش با مخالفت مردم و کارشناسان و مسئولان خوزستان و چهارمحال و بختیاری روبه روست. این طرح قرار است سه شنبه 21 اردیبهشت امسال در کرمان کلنگ زنی شود

 

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid