محل تبلیغ شما

تا به كي به بهانه سودجويي مالي، سريال‌سازي كنيم؟! ميرباقري هم بيراهه رفت!

1393/6/5 05:58:37

مجموعه «شاهگوش» به كارگرداني داوود ميرباقري بعد از نزديك به يك سال توليد، اين هفته به پايان رسيد؛ پاياني كه پاياني نداشت و در انتها مخاطب اصلاً نفهميد قاتل چه كسي بوده است؛ قاتلي كه دليل ساخته شدن 27 قسمت از اين مجموعه 28 قسمتي را شد. اما بعد از گذشت يك سال مشخص نشد كه قاتل «رحمان شجاعت» (با بازي اكبر عبدي) كيست؟
داوود ميرباقري مرداد ماه سال گذشته طي يك مراسم خاص از سريال خود رونمايي كرد و حتي امروز (چهارشنبه) در هتل آزادي اختتاميه آن رسماً اعلام مي‌شود. اين همه بودجه صرف شد براي ساخت يك سريال 28 قسمتي‌اي كه پايان ندارد. احتمالاً اين فيلم هم به مانند سريال نيمه ناكام «قلب يخي» كه بعد از چند سال قسمت پاياني آن منتشر شد، يك قسمت پاياني خواهد داشت. چند سالي است كه در ايران ساخت سريال در شبكه نمايش خانگي مد شده است اما اصل اوليه سريال‌سازي در اين مديوم را نياموخته‌ايم؛ جذابيت داستان از ابتدا تا انتها. يك تهيه‌كننده استراليايي در جشنواره فيلم «ياس» كه در آمل در حال برگزاري است، در همين مورد گفت: «در نظام سيستم تلويزيوني استراليا درجه‌بندي آثار به شدت جزئي و دقيق انجام مي‌شود، ما كيفيت آثار را بر اساس آن درجه‌بندي مي‌سنجيم. در اصل درجه‌بندي آثار ملاك و معيار سنجش توليد آثار تلويزيوني است. تلويزيون استراليا بر اين اساس پيش مي‌رود و به همين دليل است كه در توليد آثار خود موفق بوده است. اما نمي‌دانم اين روش مي‌تواند براي موفقيت تلويزيون در ايران اجرا شود.‌» دقيقاً همين نكته مهم است كه در ايران رعايت نمي‌شود و دليل بي‌كيفيتي آثار در مديوم نمايش خانگي مي‌شود. 
داستان خوب و جذاب شروع شد و حتي تا قسمت‌هاي آغازين هم خوب پيش رفت اما در مرحله‌اي داستان به كلي رها شد. گويا ميرباقري رسالتي بر دوش داشته كه فقط مي‌خواسته آن را انجام دهد و ديگر به كيفيت اثر توليدي فكر نكرده است. با اين وجود بايد گفت كه اين جناب ميرباقري اصلاً قابل قياس با ميرباقري «امام علي (ع)» نيست. در آن سريال داستان شروع، اوج و پاياني داشت در حالي كه «شاهگوش» فقط يك رفع تكليف بود كه به شدت هم ضعيف ساخته شد. 
آن همه جنجالي كه اين سريال براي رونمايي به پا كرد، فقط باعث فريب مخاطب شد، چراكه چند ماه پيش مرجانه گلچين بازيگر اصلي اين سريال از رها شدن داستان و افت كيفيت فيلمنامه و حتي فيلمبرداري خبر داد. همين امر سبب مي‌شود كه شعور مخاطب دستخوش توهين‌هاي فيلمسازاني شود كه زماني در دل مخاطب جايگاهي داشتند و حال با ساخت چنين آثاري، بتي را كه در ذهن مخاطبين‌شان ساخته بودند، به دست خود نابود كنند. بايد به ميرباقري تبريك گفت كه هم بت خود را شكست و هم راه مهران مديري را در فريب دادن مخاطب دنبال كرد. انصافاً دست و پنجه اين كارگرداناني كه زماني از جايگاه ويژه‌اي براي مخاطبين برخوردار بودند، درد نكند. اما آيا اين فريبكاري كافي نيست؟ تا به كي مي‌خواهيد به بهانه سودجويي مالي، سريال‌سازي كنيد و به مخاطبين توهين؟

 
حروف تصویر