محل تبلیغ شما
پشت پرده های طرح انتقال آب

تاریخ خبر: 1395/2/14

پشت پرده های طرح انتقال آب

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

دکتر حسین آخانی سنجانی، عضو هیأت علمی دانشکده زیست شناسی دانشگاه تهران و فارغ التحصیل رشته گیاه شناسی از دانشگاه مونیخ آلمان :

پشت پرده های زیست محیطی طرح انتقال آب دریای خزر به فلات مرکزی

و

گفتگوی اختصاصی با پدر علم هیدرولوژی ایران:پروفسورحسین صدقی

طرح اتصال خزر و خلیج فارس یک شوخی بی‌معناست!

کویر با آب آباد نخواهد شد، چون امکان تبخیر آب در کویر بین ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ میلی متر است. طرح انتقال آب دریای خزر به فلات مرکزی در سه بخش دریا، مسیر انتقال و کویر خسارات زیست محیطی فراوانی بر جای خواهد گذاشت. برای آباد کردن مناطق کویری، باید بر توانمندی های ذاتی آن تمرکز کرد.
حسن روحانی، رئیس جمهور کشورمان در سفر اخیر خود به سمنان، با بیان اینکه انتقال آب دریای خزر به استان سمنان، مستلزم رعایت مسائل زیست محیطی است، گفت: «می توان آب را از دریای خزر به سمنان منتقل کرد و در عین حال همه مسائل محیط زیستی را مد نظر قرار داد تا مشکلی به وجود نیاید». این موضوع سبب شد تا ابعاد زیست محیطی این طرح را در گفت و گو با یکی از متخصصین مسائل گیاه شناسی و زیست شناسی بررسی کنیم.

دکتر حسین آخانی سنجانی، عضو هیأت علمی دانشکده زیست شناسی دانشگاه تهران و فارغ التحصیل رشته گیاه شناسی از دانشگاه مونیخ آلمان در رابطه با خطرات زیست محیطی و اکوسیستمی طرح انتقال آب خزر به فلات مرکزی گفت: «این موضوع را باید در سه بخش جدا از هم یعنی بخش دریایی، مسیر انتقال و بخش کویر بررسی کرد. در بخش دریا، نخستین موضوع، بحث دستگاه های آب شیرین کن است. از آنجا که پساب آب شیرین کن ها وارد دریا خواهد شد، به مرور زمان دریا تحت تأثیر قرار گرفته و دریای خزر شورتر خواهد شد. در نتیجه به دلیل اینکه آبزیان آنجا توان زندگی در آب شورتر را ندارند، از بین خواهند رفت.

نکته دیگر آنکه محل انتخاب شده برای انتقال آب با تالاب «میان کاله» فاصله چندانی ندارد و هم اکنون به اندازه کافی آنجا زیر فشار سازه های انسان ساخت هست و اضافه شدن مجتمع های آب شیرین کن، شرایط آنجا را بدتر خواهد کرد. در حال حاضر «تالاب میان کاله» به دلیل سدهایی که بر رودهای ورودی اش ایجاد شده، از آب های شیرین قدیمی محروم است، لذا سازه های آب شیرین کن، شوری آب این تالاب را بیشتر خواهد کرد».

عضو هیأت علمی دانشگاه تهران ادامه داد: «در بخش دوم یعنی مسیر انتقال نیز نکته این است که در حال حاضر در شرق سواحل دریای خزر به دلیل سازه های انسان ساخت مانند «بندر امیرآباد» و «نیروگاه نکا» بر روی محیط زیست بار سنگینی وجود دارد. توضیح بیشتر آنکه فقط یک قسمت کوچکِ دست نخورده در نزدیکی های «محمود آباد» باقی مانده که طرح انتقال آب خزر قرار است از آنجا آغاز شود.

در این منطقه جوامع گیاهی چهار کربنه در تپه های ماسه ای وجود دارد که گونه های گیاهی نادر ایرانی هستند و در این طرح آسیب خواهند دید. ضمن اینکه در ادامه مسیر نیز عبور لوله آب از جنگل های «هیرکانی» مستلزم تخریب و تسطیح خواهد بود و این اقدام ناگزیر این گونه های طبیعی و نادر را نیز نابود خواهد کرد.

آخانی سنجانی در این باره که آیا حتماً کویر را باید با آب آباد کرد، ادامه داد: «کویر با آب آباد نخواهد شد، زیرا امکان تبخیر در کویر بین ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ میلی متر است. برای درک این موضوع کافی است، در منطقه کویری یک بار آبیاری انجام دهید. در آخر خواهید دید در سطح خاک لایه ای از نمک ایجاد می شود و به همین دلیل در مناطق بیابانی نباید روی کشاورزی تمرکز کرد».

این استاد دانشگاه افزود: «ما نباید در کویر روی کشاورزی تأکید کنیم و اگر هم می خواهیم از منابع آنجا استفاده کنیم، بیشتر باید تأکیدمان روی منابع طبیعی همان مکان باشد. به عبارتی ما از کویر باید به عنوان محل سینک کربن استفاده کنیم و به منظور حفاظت از محیط زیست آنجا اجازه بدهیم گیاهانی که با شرایط اقلیمی آنجا سازش دارند، در کویر پرورش یابند».

برنده جایزه ملی محیط زیست در سال ۹۴ در رابطه با راه حل توسعه کویر ادامه داد: «کویرهای ایران به دو نوع تقسیم می شوند؛

۱-کویرهای معتدله که همان کویرهای سمنان، جندق و کلاً بالای کویر لوت هستند.
۲- کویرهای حاره ای که از کویر لوت پایین تر هستند. مسئولین باید با توسعه اکوسیستم های بیابانی زمینه گردشگری را در فلات مرکزی فراهم کنند و به این نکته توجه کنند که کویرهای ایران متنوع و بی نظیر هستند. این ها همه یک فرصت خاص و خدادادی برای کشور هستند که باید با توجه به توانمندی های خودشان مورد بهره برداری قرار گیرند».

آخانی افزود: «البته من با توسعه کشاورزی سنتی، بومی و گلخانه ای در کویر مخالف نیستم و از این طرح ها حمایت هم می کنم، زیرا توسعه کشاورزی بومی باعث حفط ذخایر ژنتیکی گیاهان زراعی کویر می شود. ولی اینکه ما آب را در جای دیگر شیرین کنیم و با هزینه و خسارت های سنگین زیست محیطی انتقال دهیم و در کویر کشاورزی کنیم، باید به شما بگویم این یک اقدام احمقانه خواهد بود».

استاد تمام دانشکده زیست شناسی دانشگاه تهران در ادامه و در مورد پشت پرده های اقتصادی و منافع شخصی این گونه طرح ها گفت: در سه دهه اخیر به دلیل فراگیر شدن طرح های سد و انتقال آب در کشور تعداد زیادی شرکت ایجاد شد. این شرکت ها که خود به دو گروه شرکت های اجرایی و شرکت های مطالعاتی تقسیم می شوند، در حال حاضر با توجه به بالا گرفتن اعتراضات به پروژه های سدسازی و انتقال آب نگران منافع خود هستند و طبیعی است، تلاش کنند از فرصت های ایجاد شده برای پر کردن جیب خود استفاده کنند.

به نظر می رسد، آغاز دوباره طرح های مطالعاتیِ این پروژه عظیم، بیش از هر چیز مبالغ هنگفتی از از بیت المال را عاید مجریان با سابقه و با نفوذ این گونه طرح ها کند و از سوی دیگر در صورت اجرای این طرح خسارت های زیست محیطی سنگینی نظیر آنچه بر سر کارون، دریاچه ارومیه و… آمد، بر سر دریای خزر و تالاب های بی نظیر آن بیاید.

با توجه به خسارات عدیده این طرح پیشنهاد می شود مسئولین به جای تلاش برای اجرای یک طرح عظیم و پر هزینه، برای عمران و آبادانی مناطق کویری بر توانمندی های ذاتی این مناطق تمرکز کنند، زیرا مناطق کویری ایران به دلیل توانمندی های بی نظیر جهانی فرصت مناسبی برای اقداماتی نظیر گردشگری دارند، ولی تا کنون این موارد از دید مسئولین دور مانده است.

تابناک

گفتگوی اختصاصی با پدر علم هیدرولوژی ایران:پروفسورحسین صدقی

طرح اتصال خزر و خلیج فارس یک شوخی بی‌معناست!

 

روشنک آسترکی – «بحران کم‌آبی و خشکسالی در ایران» دیگر به گوش همه ایرانیان داخل و خارج از کشور عبارتی آشناست. یک سوی ماجرا دولت‌هایی هستند که یکی پس از دیگری هر چهار سال یک بار می‌آیند و می روند و با تاکید بر ضرورت صرفه‌جویی مصرف از سوی مردم، آنها را عامل اصلی شدت بحران آب در ایران ارزیابی می‌کنند اما آن سوی ماجرا کارشناسانی هستند که سیاست‌های دولت‌های مختلف از تاکید بر افزایش جمعیت تا سدسازی‌های غیر اصولی بر رودخانه‌ها را دلائل اصلی شدت بحران در ایران می‌دانند.

پروفسور حسین صدقی

کیهان لندن در گفتگویی اختصاصی با پروفسور حسین صدقی به بررسی دلائل تشدید بحران کم‌آبی در ایران و راهکارهای مهار آن پرداخته است تا پاسخ‌ها و توضیحات وی را جویا شود.

پروفسور حسین صدقی، نخستین ایرانی است که دکترای تخصصی رشته هیدرولوژی را دریافت کرده است. او در دانشگاه های فرانسه و امریکا به تحصیل و پژوهش پرداخته و یکی از هیدرولوژیست‌های شناخته شده در سطح جهان است که به او عنوان «پدر علم هیدرولوژی ایران» داده‌اند. پروفسور صدقی اکنون مدیرگروه تخصصی علوم و مهندسی آب در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران است.

-پروفسور صدقی، در مورد بحران آب در ایران دلائل مختلفی مطرح می شود. از طبیعت جغرافیایی ایران که بر روی کمربند خشک و نیمه خشک کره زمین قرار گرفته است تا دلائلی که به عدم مدیریت دولت و تصمیمات غیر اصولی باز می گردد. به نظر شما ریشه اصلی بحران آب در ایران چیست ؟
-بدون کوچکترین مکثى در پاسخ به این سؤال که ریشه بحران آب در ایران چیست، عرض خواهم کرد افزایش جمعیت، همراه آن تغییر الگوى مصرف آب و بى توجهى مدیریت به این دو رخداد مهم در عرصه منابع آب کشور. سرزمین ایران به لحاظ تولید آب از عرصه‌هاى بسیار متنوع و متفاوتى تشکیل شده و از آن مهمتر درگیر شرایط اقلیمى فوق‌العاده متغیرى در زمان و مکان است. مساحت قابل توجهى از کشور فاقد منابع آب قابل مصرف و بهره‌بردارى است، به عبارت دیگر فقط دامنه‌هاى دو رشته ارتفاعات زاگرس و البرز به اقتضاى جغرافیاى طبیعى واجد جریان‌هاى سطحى و ذخایر آب زیرزمینى هستند و در بقیه مناطق نمى‌توان از وجود منابع آب صحبت کرد. تصورش را بکنید که همین منابع هم در بهترین شرایط حداکثر تکافوى یک جمعیت سى میلیون نفره را بر اساس استانداردهاى نه چندان قابل قبول و موجه خواهد کرد. طى حدود یک دوره ۴٠ ساله از یک سو جمعیت به حدود ٨٠ میلیون نفر رسیده و ابعاد الگوهاى مصرف هم چند برابر شده و هیچ‌گونه کنترل مدیریتى هم در دست‌اندازى به این منابع محدود وجود نداشته است. چگونه مى‌توان جلو بحران را گرفت وقتى که همه این عوامل دست به دست هم مى‌دهند و پدیده‌هاى اقلیمى تولید طبیعى آب هم که بى ارتباط با همین غارت نیستند، قوز بالاقوز مى‌شوند : بحران واقعى!

-سدسازی‌های غیر اصولی تا چه اندازه در ایجاد بحران آب در ایران نقش داشته‌اند؟
-سدسازى به مفهوم ذخیره‌سازى آب جارى رودخانه‌ها در مخازن و کنترل جریان طبیعى با رژیم دلخواه در پایین دست است. در رودخانه‌هاى بزرگ و با آب فراوان و اقلیم‌هاى مرطوب این کار اثر چندانى روى سیستم تولید آب نمى‌گذارد، ولى در شرایط کشور ما یعنى رودخانه‌هاى نسبتا کوچک و کم آب و اقلیم خشک و نیمه خشک برعکس، سدسازى مفید نیست، چرا؟ براى اینکه در بسیارى از عرصه‌هاى تولید آب در سرزمین ایران، جریان آب رودخانه فقط تکافوى استمرار حیات خود سیستم را مى‌کند و هرگونه دستکارى در جریان فرایندهاى حیاتى، کل سیستم را دچار اختلال مى‌کند. در این جا فرصت توضیحات علمى نیست ولى تردیدى وجود ندارد که احداث سد یا سدها روى رودخانه هاى ایران در عین حال که جریان‌هاى طبیعى آب را براى منظورهاى مختلف مفید فایده کرده، صدمات جبران ناپذیرى را هم به لحاظ زیست محیطى و هم از دیدگاه استمرار تولید آب در ادامه روند پتانسیل بهره‌بردارى، وارد ساخته است.

-یکی از راهکارهایی که برای برون‌رفت از بحران کم آبی و خشکسالی در ایران پیشنهاد می‌شود انجام پروژه آبخیزداری است که ظاهرا تا کنون در چند استان هم انجام شده. شما این راهکار را تا چه اندازه موثر ارزیابی می کنید؟
-آبخیز دارى عمدتا به مفهوم انجام عملیات زمینى در جهت بهبود راندمان تبدیل بارش به آب سطحى یا زیر زمینى است. اولا باید توجه داشت که عرصه‌هاى تولید آب بسیار گسترده هستند و عملیات لازم بسیار پرهزینه و سنگین است، به علاوه موفقیت هر گونه عملیات زمینى براى هدفى که گفته شد مستلزم همراهى عوامل زمین‌شناسى و خاک‌شناسى و اقلیمى است و اگر عوامل بی‌شمار یادشده مساعدت نکنند نتیجه کاملا معکوس خواهد شد. متاسفانه در بخش قابل توجهى از گستره ایران شرایط براى انجام چنین عملیاتى مساعد نیست و بعید مى‌دانم در کشور بتوان موفقیت پروژه‌اى را در این زمینه اثبات کرد.

-راهکارهای دیگر برای مهار این بحران از دید شما چیست؟
-در پاسخ به سوال در مورد راه حل‌هاى دیگر حل بحران باید عرض کنم که همه دارند به جواب این سؤال فکر م‌کنند! متاسفانه ما بحران را به نقطه‌اى رسانده‌ایم که خیلى نمى‌توان به حل آن امیدوار بود بلکه باید به شیوه مواجهه و مقابله با آن فکر کرد. بسیارى از پدیده‌ها بخصوص در مورد منابع آب زیرزمینى شاید غیر قابل برگشت باشند و امیدى به تغذیه مجدد سفرهاى تخلیه شده نباشد. در مورد آب‌هاى سطحى هم نه تحولات اقلیمى براى بهبود وضعیت آب‌دهى عرصه‌ها رو به مساعدت دارد و نه از حجم دست‌اندازى‌هاى غارت‌گونه کم شده یا کم خواهد شد. راه حل مواجهه، سپردن مهار به دست مدیریتى فهیم و قوى و صاحب اختیار است که بتواند با چالش‌هاى جدى پیش رو دست و پنجه نرم کند.

اتصال خزر به خلیج فارس
یک شوخی که شاید دویست سال دیگر به توان به آن جامه عمل پوشاند!

-چند سال پیش طرح انتقال آب خزر به خلیج فارس مطرح شد و طرفداران این طرح می‌گفتند با عملی شدن آن مشکل بی آبی در استان های مرکزی ایران حل خواهد شد اما برخی کارشناسان با آن مخالف بوده و آن را ناکارآمد و غیر اقتصادی می‌دانند. اکنون دوباره این طرح در دست بررسی است و حتی انتقال آب خزر به دریاچه اورمیه نیز مطرح شده. نظر شما در مورد این طرح چیست؟
-طرح اتصال دو دریا از نظر بنده جنبه یک طنز در مقوله آب کشور دارد و ترجیح مى‌دهم به دست‌اندرکارانش عرض کنم که چنین کارى از آنها ساخته نیست، بهتر است دست از این شوخى‌‌ بی‌معنا بردارند. براى اطلاع شما مجموعه مهندسى ما یک پروژه تحت عنوان بزرگراه تهران- شمال، یعنی خشکی به خشکی، را بیش از بیست سال است در دست اجرا دارد، فعلا بهتراست بحث در مورد اتصال دریا به دریا را به دویست سال آینده موکول کنیم!

-فارغ از اینکه دولت وظیفه اصلی حل بحران آب را دارد، پیشنهاد شما به مردمی که دغدغه بحران کم آبی را دارند چیست؟ مردم چطور می توانند به حل این بحران کمک کنند؟
-در مورد نقش مردم براى مواجهه مناسب با بحران آب باید آنها را در نقش مصرف‌کننده دست کم به دو دسته تقسیم کرد. مصرف کننده‌هاى شهرى و روستایى کارى ندارند که بکنند زیرا ابعاد مصارف آ‎نها در چارچوب بحران اندک است و صرفه جویى‌ها تاثیر معنى‌دارى نخواهد داشت، منتهى کمیت و کیفیت آبى که در اختیار آنها قرار مى‌گیرد روز به روز محدودتر و گران‌تر مى‌شود و انتظار مى‌رود خود به خود کنترلى صورت گیرد.

و اما مصرف کنندگان آب کشاورزى و باغى باید شدیدا تحت کنترل و نوعى جیره‌بندى برنامه‌ریزى شده قرار گیرند. در حال حاضر هر فردى اگر به آبى دسترسى دارد تردیدى در مصرف و اسراف در مصرف به خود راه نمى‌دهد، بى‌هیچ‌گونه حسابى و کتابى! و اما مهمتر از همه، مصرف‌کنندگان دولتى و شبه دولتى هستند که باید بیش از دیگران تحت کنترل و مدیریت کارآ قرار گیرند. غارتگران اصلى از دید من عمدتا این گروه هستند که در قالب اعمال روش‌هاى مدیریتى و تجارى منابع آب کشور را مساله‌دار و بحرانى کرده‌اند. صدور مجوزهاى غیر قانونى و اجراى پروژه‌هاى ضعیف و حتى زیان‌آور و تخریب عرصه‌هاى تولید آب زیر لواى توسعه و عدم توجه به نتایج مطالعاتى که در طى سالیان بی نتیجه مانده و منابع ملى را بر باد داده است همه و همه باید مورد تجدید نظر جدى و اصلاح واقع شوند.

-با سپاس از شما که وقت خود را در اختیار کیهان لندن قرار دادید.

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

0 0
پاسخ موافقان انتقال   1395/2/25 23:42:36

پاسخ های علمی و مستدل به منتقدین توسط مسئول پیگیری پروژه ی انتقال آب دریای خزر

به گزارش سمنان لاین دکتر ربیعی مسئول پیگیری پروژه انتقال آب دریای خزر به استان سمنان در جلسه ای با حضور دکترعلی همتی رئیس شورای اسلامی شهر سمنان به پرسش ها و اشکالات مطرح شده در خصوص طرح انتقال آب دریای خزر به استان سمنان وفلات مرکزی ایران پاسخ داد که خلاصه ای از آن تقدیم مخاطبان محترم می گردد .
سمنان لاین برخود لازم می داند از تلاشهای نماینده محترم ولی فقیه در استان،استاندار سمنان،مهندس خسروی ، دکتراحمدهمتی، دکترمصطفی کواکبیان ، فرماندارمرکزاستان ،دکتر ربیعی و پیگیری های دکترعلی همتی در این خصوص قدردانی نماید .

1-آقای دکتر ربیعی آیا این طرح از مطالعات جامع و کافی برخورداراست؟

این طرح یکبار در سالهای 89 و90 توسط قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا مورد مطالعه قرار گرفت و بر اساس آن سالهای 91 و 92 عملیات اجرایی آن انجام شد لیکن بدلائل سیاسی و به بهانه ناکافی بودن مطالعات وکم اطلاعی مدیران ذیربط از جزئیات طرح و به تعبیر پرفسور کردوانی لجبازی برخی از عناصر محیط زیست به تعطیلی کشانده شد و مجددا در سال 93 توسط شرکت مشاورین مهاب قدس وابسته به وزارت نیرو بازنگری ودر سیر مراحل تصویب در وزارتخانه قرار گرفت ولی همچنان به قول پرفسوراین لجبازیها ادامه دارد وامیداست با تآکید ریاست محترم جمهور و قول مساعد ایشان در سفر اخیر به سمنان ظرف چند هفته ی آینده به این مسئله خاتمه داده شود

2- آیا در دنیا ازآبهای غیر متعارف (آبهای دریاها و دریاچه ها) برداشت و استفاده می شود؟
در حوزه خلیج فارس، عربستان 6 میلیارد متر مکعب و امارات 5/2 میلیارد متر مکعب و کویت 1 میلیارد مترمکعب سالیانه از آب دریا برداشت، شیرین سازی و استفاده می نمایند. در حوزه دریای خزر، ترکمنستان و قزاقستان سالیانه بیش از نیم میلیون متر مکعب از آب دریا را شیرین سازی نموده و متأسفانه پساب آن را که دارای شوری 5/2 برابری است به این دریا بر می گردانند. کشورهای آمریکا، اسپانیا به ترتیب 6، 8/3 میلیارد متر مکعب از این آبهای غیر متعارف را برداشت و شیرین سازی می نمایند . استرالیا و بسیاری ازکشورهای اروپایی چنین رویه ای را دنبال می نمایند.

3- میزان آب برداشتی از دریای خزر در این طرح چقدر خواهد بود و این برداشت چه اثراتی بر سطح آب این دریا خواهد داشت؟

وزارت نیرو قصد دارد سالیانه 200 میلیون متر مکعب از آب دریای خزر را به فلات مرکزی ایران منتقل نماید. این میزان برداشت سالیانه از 78 هزار میلیارد متر مکعب آب دریای خزر، معادل برداشت 2 سی سی آب از یک منبع 780 لیتری در طول یک سال و یا برداشت نیم میلی متر آب به مدت هزار سال از سطح 386 هزار کیلومتر مربع مساحت این دریاچه می باشد. در حالیکه سالیانه 275 میلیارد متر مکعب آب شیرین بجز نزولات آسمانی از طریق 130 رودخانه وارد دریای خزر می گردد.

4- پساب ناشی از شیرین سازی آب دریای خزر چه سرنوشتی خواهد داشت و آلودگی محیط زیستی ناشی از برگشت آن به دریا و به خصوص تالاب ها را چگونه توجیه می کنید؟
اولا فاصله محل آب گیری و آب شیرین کن ها با تالاب های حفاظت شده مثل تالاب راغمرز 16 کیلومترو تا تالاب میانکاله25 کیلومتر و تالاب گرگان ( آشوراده) 108 کیلومتر میباشد. ثانیا نمک حاصل از 200 میلیون مترمکعب شیرین سازی که معادل است با 00025/0 درصد از 78 هزار میلیارد متر مکعب حجم مخزن خزر، مقداری نیست که آب دریا را شور نماید. در حالیکه سالیانه 275 میلیارد متر مکعب آب شیرین از طریق 130 رودخانه (بجز نزولات آسمانی ) وارد دریا می شود. اما باید توجه کرد که در این طرح ، هیچ گونه پسابی به دریا بازگردانده نمی شود. بلکه با استفاده از تکنولوژی های جدید، این پساب فرآوری شده و عناصر ارزشمندی مثل سدیم، پتاسیم، کلسیم، منیزیم و ده ها عنصر مفید دیگر از آن استحصال می گردد و به تولید ارزش افزوده در کشور کمک کرده و نزدیک به هزار شغل پایدار برای ساحل نشینان شمال کشور ایجاد میکند . علاوه بر آن با اجرای این طرح می توان از ورود پساب سایر کشورهای حوزه خزر نیز جلوگیری نمود.

5- آیا آب تهیه شده از طریق این طرح برای مصارف شرب، صنعت و کشاورزی توجیه اقتصادی دارد؟

هزینه انتقال آب از دریاچه خزر به استانهای واقع در فلات مرکزی ایران (سمنان، قم، اصفهان، یزد، خراسان جنوبی) برای هر مترمکعب 3500 تا 5000 تومان برآورد شده در حالیکه از خلیج فارس بین 10 تا 12 هزار تومان . زیرا هزینه شیرین سازی خزر یک سوم خلیج فارس میباشد
بر اساس برآوردهای سازمان فضایی آمریکا(ناسا) کشورهایی همانند ایران تا سال 2050 میلادی، یازده برابر وضع موجود دچار خشکسالی خواهند شد. بعلاوه کمبود شدید منابع آبی در استان سمنان و افت شدید سفره های آب های زیر زمینی سبب نشست دشتها و اراضی استان به میزان 20 تا 70 سانتی متر شده که خطر وقوع زلزله را تشدید می نماید. مهاجرت از نیمه شرقی کشور به بخش کوچک شمالی و نیمه غربی واقعیت ناخوشایند و بحرانی خواهد بود که کشور عزیز ما را تهدید می کند. از طرفی موضوع اشتغال در کشور ما که به دلیل فقدان آب با بن بستی در توسعه صنعتی مواجه گردیده و نزدیکی استان سمنان به پایتخت که حاشیه نشینی و جمعیت زیاد یکی از تهدیدهای آن است، این جمع بندی را به دنبال می آورد که با انتقال آب دریای خزر به استان سمنان می توان بخش اعظمی از مشکلات استانهای هم جوار سمنان و حتی کشور را حل کرد. لذا این طرح علاوه بر توجیه اقتصادی، حلال بسیاری از معضلات کشور نیز خواهد بود.

6- آیا حفر کانال برای انتقال آب دریای خزر ممکن است و اتصال این کانال به خلیج فارس مشکلاتی را برای کشور ایجاد نمی کند؟

در این طرح هیچ گونه کانالی حفر نمی گردد. بلکه آب از طریق نصب دو رشته لوله 140 سانتی متری منتقل خواهد گردید.

7- آیا با اجرای این لوله های انتقال در مسیر های دسترسی مورد نیاز، باعث از بین رفتن جنگلهای مسیر و قطع درختها نمی شود؟

این رشته لوله های انتقال از نزدیک نیروگاه نکا و در کنار مسیر لوله نفت نکا- ری که سال ها قبل اجراء شده، آب را منتقل خواهد نمود. در این مسیر قدیمی که به عرض 15 متر اجرا شده و سالیان طولانی توسط روستاییان منطقه برای رفت و آمد مورد استفاده قرار می گیرد، فاقد جنگل و گیاه است. از نزدیکی نیروگاه نکا تا دوآب در مسیری به طول 81 کیلومتر و در کنار خط لوله نفت، خطوط انتقال آب نیز اجراء خواهند گردید.در این مسیر مقدار محدودی رویش گیاهی (حدود 24 هکتار) موجود است که پس از اجرای خط لوله نفت رویش نموده است . از دو آب تا خطیر کوه به طول 30 کیلومتر که اصلاً جنگلی وجود ندارد و مجری نیز موظف است که حداقل آسیب به بوته زارها و مزارع مردم وارد گردد و متعهد است که پنج برابر آسیبهای احتمالی و جزئی وارده را در نقاطی که سازمان محیط زیست اعلام می نماید، جبران کند. این مسیر انتقال آب 30 کیلومتری از حاشیه جاده تعریض شده موجود، عبور خواهد نمود. در ادامه مسیر تا سمنان نیز خط انتقال در حال حاضر موجود است (تونل چشمه روزیه). ادامه مسیر از سمنان به گرمسار و از سمنان به دامغان، شاهرود و میامی نیز که عاری از جنگل بودن آن بر همگان آشکار است.

8-با توجه به وجود تکنولوژی جدید و کاهش هزینه ی شیرین سازی و از طرفی کمبود منابع آبی در کشور چه توصیه هایی برای توسعه ی صنعت و کشاورزی دارید ؟
هم اکنون استان مازندران با 30% کمبود آب مواجه است فقط در شرق این استان بیش از یک میلیون هکتار اراضی مستعد و قابل کشت و بدون استفاده وجود دارد که می تواند با استفاده از آب دریای خزر این اراضی را تحت پوشش قرار داد و نظیر آن در سایر استان های ساحلی کشور.
semnanline.com