محل تبلیغ شما
اگر فردین و امثال او نبودند سینمای ایران تعطیل می شد

تاریخ خبر: 1395/2/14

اگر فردین و امثال او نبودند سینمای ایران تعطیل می شد

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

جلال مقامی پیشکسوت عرصه دوبله، اجرا و بازیگری را به واسطه آثار ماندگاری که از خود به جای گذاشته می شناسیم. هنرمندی که به قول خودش در کنار هنرپیشگان صاحب نام، کارش بازیگری نبود و بازی می کرد. در اجرا هم 
مثل همه مجریان دهه شصت و هفتاد این هنر را چیزی جدا از نمایش فردی می دانست و برای آن چارچوب هایی قائل بود. مهر برای دیدار با این هنرمند پیشکسوت به مهرشهر کرج رفته تا با وی گفتگویی درباره سابقه هنری‌ و خاطراتش داشته باشد. مقامی تقریبا دو سال پیش به دلیل مشکلی که برای حنجره اش پیش آمد از دنیای صداپیشگی فاصله گرفت اما بخش قابل توجهی از وقتش را صرف فیلم دیدن می کند و از سینمای ایران خیلی فاصله نگرفته است.این هنرمند پیشکسوت که صدایش بارها بر صورت بازیگرانی چون رابرت 
ردفورد، عمرشریف، مایکل کین، داستین هافمن و ... نشسته است این روزها کلامش طنین خاصی 
دارد که تا حدی از آنچه سال‌ها شنیده ایم دور است. به اعتقاد من این صدای خش دار می تواند جای کاراکترهای دیگری بنشیند اما خودش موافق نیست و می گوید مردم جلال مقامی را با همان صدا می شناسند و به ما می گوید که ببخشید تحت تاثیر مسائل پیش آمده صدای من هنوز تحت اختیار خودم نیست. وی معتقد است اگر دوبله امروزه مثل سابق تاثیرگذاری لازم را ندارد به 
خاطر دوری از فضای درام و نزدیک شدن به 
فیلم های بزن و بکُش است و دوبلورهای جوان گناهی ندارند که نمی‌توانند آثار ماندگاری خلق کنند. آنچه در ادامه می خوانید ماحصل این گفتگوست.
* تجربه دوری مستمر از فضای دوبله چطور است؟
هم خوبی هایی دارد هم بدی هایی که وقتی به هر دو فکر می کنم می بینم شاید بد هم نباشد. به هرحال دلتنگی همچنان هست اما در شرایط امروز دوبله نکردن 
خیلی معنی از دست دادن فرصت ها را نمی دهد.
* جوانان علاقه مند زیادی این روزها دغدغه صداپیشگی دارند اما چرا مثل نسل گذشته در کارشان پرقدرت ظاهر نمی شوند؟
به اعتقاد من دوبله افت کرده و این گناهش گردن 
گوینده های جوان که تازه روی کار آمدند نیست. چون درام های قوی تولید نمی شود و دوبلور در آثار کمدی یا اکشن امروزه نمی تواند هنر خود را بروز دهد. فیلم های امروزی حتی فرم بازیگری را هم تغییر داده و همه نقش ها فقط یا بالا پایین پریدن است یا موضوعات سطحی.
* سینمای جهان چطور؟
اول سینمای جهان بود که دوبله را رسمیت داد. قدیم مردم به خاطر دیدن یک فیلم خاص وقت می گذاشتند تا اثر محبوب شان را روی پرده عریض سینما ببینند و دو ساعت در سالن همه توجه شان به فیلم بود
ساخته های آن زمان از بزرگترین آثار ادبی دنیا اقتباس شده بود. «بینوایان»، «جنگ و صلح»، «برباد رفته» و ... 
آثاری از نویسندگان بزرگ بودند که قلم شان به شدت قوی و تاثیرگذار بود. با فیلمی مثل «جنایت و مکافات» داستایوفسکی نمی شد شوخی کرد و جای شخصیت ها همین‌طوری حرف زد. باید آنقدر به آنها توجه می کردیم تا بتوانیم حس و حال را از دیالوگ و بازیگر بگیریم و به خودش تحویل دهیم. الان فیلم ها از قاب تلویزیون در حالی پخش می شود که بچه در حال بازی کردن و پدر هم در حال رسیدن به امور دیگر است و تلویزیون فقط روشن مانده تا هر از چندگاهی اعضای خانواده سرشان را بلند کنند و نگاهی بیندازند. به همین خاطر کسی خیلی به دوبله ها هم توجه ندارد من اعتقادم بر این است جوانان دوبله در حدی که فیلم های امروز اجازه می دهد کارشان مطلوب است ولی اگر دنبال آن دوبله های ماندگار 
می گردید دیگر امکانش نیست.
* شرایط ورود به حوزه صداپیشگی را چطور می بینید؟
زمانی که من می خواستم در عرصه دوبلاژ ورود کنم باید از چند مرحله می گذشتم تا این صدا را بپذیرند و چون فیلم ها و بازیگران قوی بودند مجبور بودیم تمرین زیاد داشته باشیم تا حس بازیگر را درک کنیم. مدیر دوبلاژها هم قضیه را جدی تر می گرفتند و کمی کوتاهی باعث تکرارهای مکرر و تذکر شنیدن بود. از طرفی فرصت کافی می دادند برای اینکه بالاخره مسیر را پیدا کنیم اما الان دوبله باید حتما یک روزه تمام شود. دوران ما صداها با 
دقت بیشتری مورد ارزیابی بود و از بین ۵۰ نفر علاقمند یکی انتخاب می شد به نام جلیلوند و بین صد نفر دیگر یکی می شد منوچهر اسماعیلی، خسروشاهی، 
والی زاده... . همه انتخاب کنندگان استادانی چون مرحوم علی کسمایی، سعید شرافت، عطاءالله کاملی، احمد رسول زاده و هوشنگ لطیفی بودند که صدا انتخاب می کردند. الان آنها که در این پست هستند غالبا از حرفه دوبلاژ هیچ آگاهی ندارند. تا چند سال پیش وقتی تلویزیون چند نفر را انتخاب می کرد می رفتم کارشان را ببینم اما برخی واقعا صدای مناسب دوبلاژ را ندارد.
* صدای شما اگر چه طنین متفاوت تری از آنچه پیشتر شنیده ایم دارد اما همچنان گوش نواز است و به دل می نشیند چرا تمایلی به صداپیشگی
با این صوت را ندارید؟ 
شاید این صدا هم بتواند جای کاراکتر بنشیند اما برای نوازنده «تار» اگر یک سیم کوک نباشد صدای مطلوب در نمی آید؛ حتی اگر نوازنده استاد پیشکسوت باشد چون تار اشکال دارد. من هم تار صوتی ام اشکال دارد و خودم هم می دانم ریتمم کمی کند شده است و بازیگر اگر جایی با فریاد و گریه حرف بزند احساس می کنم ممکن است نتوانم به سرعت سابق خودم را با واکنش هایش همراه کنم. بنابراین نمی خواهم آبروی چند ساله ام را به خاطر 
۴ فیلم اضافه تر بر باد دهم. بعد هم فیلم های امروزی برای ما جذابیتی ندارد که جای شان حرف بزنیم مگر یک فیلم که خیلی باب طبع باشد. چنگیز جلیلوند و 
منوچهراسماعیلی و منوچهر والی زاد مرتب کار 
می کنند اما چرا هیچ کس سراغ فیلم های امروزشان را نمی گیرد. همه دنبال آثار گذشته شان هستند. خاطراتی که سینمای آن زمان به جا گذاشته در ذهن نسل ها حک شده است تا به شما جوانانی رسیده که شاید آغاز فعالیت ما هنوز به دنیا هم نیامده بودید. من و هم نسلانم اگر امروز با همین صداها می خواستیم وارد کار دوبلاژ شویم آن شهرت را پیدا نمی کردیم چون شرایط خیلی تغییر کرده است.
* سینمای خودمان را چطور می بینید؟
به نظر من در زمینه کارهای هنری سینمای ایران خیلی پیشرفت کرده است. فیلم های فارسی قبل از انقلاب همه شان سینما نبودند و تعداد مشخصی کار قابل دفاع وجود داشت. در حال حاضر 
فیلم های خارجی در سینماهای ایران اکران 
نمی شوند و به جز چند سانس گم و مجهول همه 
سالن ها به فیلم های ایرانی اختصاص دارد. در این بین فیلمسازان مجبورند که برای دیده شدن فیلم شان تلاش کنند.
* برای فیلم های پیش از انقلاب چه تعریفی 
می توان داشت؟
سینمای قبل از انقلاب با آنکه شاید از اصالت سینما فاصله داشت اما بزرگترین کمک را به پایداری این هنر در ایران کرد. به همین خاطر من احترام زیادی به جناب فردین قائلم چون معتقدم وجود او باعث شد که مردم سینما را بشناسند و تهیه کننده راغب باشد فیلم بسازد. آن موقع فیلم ها فروشی نداشتند تهیه کننده هم مسئله اش تجارت بود و دغدغه هنر نداشت. وقتی «گنج قارون» اکران شد چنان فروشی کرد که همه تهیه کنندگان هجوم آوردند به ساخت فیلم. من در جشنواره فیلم کودک سال گذشته به کارگردانی گفتم اگر فردین و امثال او نبودند سینمای ایران تعطیل می شد. آنها باعث شدند سینما شکل بگیرد تا بعدها کیمیایی بیاید و «قیصر» بسازد و مهرجویی «گاو» را کلید بزند و همه آنها که هنر را می شناختند در این عرصه دغدغه های شان را به نمایش بگذارند. تعداد فیلم های قابل اعتنا کم بود اما اگر همین تجاری ها ساخته نمی شدند فیلم های خوب هیچ وقت شرایط تولید و استقبال مردمی را نداشتند.
* و پس از انقلاب؟ 
پس از انقلاب اوایل کارگردان های خوب فیلم نساختند اما کم کم شرایط جامعه را درک کردند و فیلم های ارزشمندی از ایشان دیدیم. «اجاره نشین ها»، «مهمان مامان»، «بانو»، «هامون» و حالا هم این جوانان که به راستی و درستی نبوغ عجیب و غریبی دارند. جوانان ما پر از استعداد و کنجکاوی هستند. امروزه فیلم‌ها به راحتی اکران نمی شوند و فروش هم نمی کنند اما می بینیم که در همین شرایط آثار این جوانان چه فروشی را رقم زده و مردم را دوباره به سینما آورده است.
* در جریان فیلم های جشنواره فجر سال گذشته هستید ؟
بله. اغلب آثار را دیدم و از بعضی شان لذت بردم. من معتقدم در کارهای هنری، سینمای اول انقلاب به استثنای جوانانی چون ابراهیم حاتمی کیا و امثال او 
فیلم ها خوب نبودند اما کم کم جوانان دوره های بعد آمدند و امسال هم که فیلم «ابد و یک روز» بسیار خوشحالم کرد و از اینکه جوان ۲۵ ساله آن را ساخته است
خرسند شدم.
* به اعتقاد من دوبله افت کرده و این گناهش گردن گوینده های جوان که تازه روی کار آمدند نیست. چون درام های قوی تولید نمی شود و دوبلور در آثار کمدی یا اکشن امروزه نمی تواند هنر خود را بروز دهد
* من و هم نسلانم اگر امروز با همین صداها می خواستیم وارد کار دوبلاژ شویم آن شهرت را پیدا نمی کردیم چون شرایط خیلی تغییر کرده است
* احترام زیادی به جناب فردین قائلم چون معتقدم وجود او باعث شد که مردم سینما را بشناسند و تهیه کننده راغب باشد فیلم بسازد. آن موقع 
فیلم ها فروشی نداشتند تهیه کننده هم
مسئله اش تجارت بود و دغدغه هنر نداشت. وقتی «گنج قارون» اکران شد چنان فروشی کرد که همه تهیه کنندگان هجوم آوردند به ساخت فیلم

آفتاب یزد

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid