محل تبلیغ شما
سدسازی؛اسکاریاتمشک طلایی

تاریخ خبر: 1395/2/11

سدسازی؛اسکاریاتمشک طلایی

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

سدسازی؛ اسکار یا تمشک طلایی مهندسی

مهدی فصیحی‌هرندی*

وقوع سیلاب‌های اخیر در کشور که تضاد موافقان و مخالفان سدها در کشور را بیشتر نمایان کرد، نشان داد سدسازان فقط در نوآوری در مهندسی بدنه و تأسیسات و روش‌های مهار آب همواره جایزه اسکار می‌گیرند و در تعامل با جامعه پیرامونی و طبیعت، تمشک‌های طلایی زیادی به خود اختصاص می‌دهند. 

واقعیت این است که دیگر در ایران تقریبا رودخانه دست‌نخورده‌ای باقی نمانده، حتی سدهایی با ظرفیت مخزن ٣٠‌ میلیون مترمکعب آن‌قدر اهمیت دارند که با حضور مقامات در سطح معاون رئیس‌جمهور افتتاح می‌شوند. خلاصه اینکه مأموران اجرای مأموریت هیدرولیکی که از نیم‌قرن قبل با اجرای اصل چهار ترومن در ایران گماشته شدند، با قدرت به کار خود ادامه می‌دهند. بنابراین استدلال ساختن و نساختن سد در سطح یک روزنامه کثیرالانتشار مشکلی را شاید حل نکند و ممکن است به جَدَل منتهی شود. بنابراین نگارنده ترجیح می‌دهد طرز تفکری را به چالش بکشد که به سدِ رودخانه‌ها علاقه وافری دارد. برای این‌کار بررسی محتوای مستند «مادرکشی» ساخته کمیل سوهانی را انتخاب می‌کند. داستان فیلم به‌طورکلی نقد توهم توسعه است. توسعه‌ای که نه‌تنها پیام‌آور رفاه نیست بلکه زایل‌کننده آن است. توسعه‌ای که فقط بسط است و گسترش فیزیکی. فیلم، داستان توهم بزرگ‌شدن است که برای آن به منابع آبی نياز است که یا از سد رودخانه‌ها حاصل می‌شود یا از برداشت از آب زیرزمینی. کلا بلندمرتبه‌سازی برای انسانِ این عصر یک پیروزی به حساب می‌آید. برای مثال نمادهای تهران؛ میدان آزادی، برج میلاد و اخیرا پل طبیعت همه به نحوی بلند و باابهت هستند. سدها از این نظر می‌توانند بسیاری از «ترین»های مورد علاقه انسان تکنولوژیک را در خود جای دهند و اسکار مهندسی را در موارد زیادی به خود اختصاص دهند. برای همین سد اصولا مایه افتخار رؤسا است: سد «حافظ» اسد در سوریه، دریاچه «جمال عبدالناصر» در پشت سد اسوان مصر، کمال آتاتورک در ترکیه، حبیب بورقیبَه در تونس، سد شاه‌عباس (زاینده‌رود فعلی)، سد طلال در اردن (طلال نام پدر حسین ‌شاه سابق اردن) و... . این علاقه به نام‌گذاری مربوط به کشورهای به‌اصطلاح در حال توسعه نیست. در غرب نیز رایج بوده است. برای مثال سد رودخانه الوا در شمال‌غربی ایالت واشنگتن یکی از معروف‌ترین سدهای تحت‌نظر «دفتر عمران اراضی آمریکا» و از جهاتی از اهمیت نمادین و تاریخی برخوردار بود. در سال ١٩٢٣ برای این سد یک مهندس کانادایی به همین نام، علاوه بر سرمایه، ٢٠ سال از عمر خود را نیز صرف کرد تا ضمن خرید زمین‌های اطراف و بالادست مخرن بنایی ماندگار به نام خود به ثبت رساند. این علاقه به سدسازی تا حد پرستش پیش‌رفته است! نِهرو جمله معروفی دارد که طرح‌های بزرگ آبی هند را معابد جدید هندوها نامیده است.  

بنابراین اگر این گفته را پرستش این سازه‌ها بدانیم سخنی به اغراق نگفته‌ایم. سد در حلقه‌های سیاسی ایران نیز جایگاه ویژه‌ای یافته و همان‌طور که در فیلم هم اشاره شده است نمایندگان مجلس از سال‌های دور به‌دنبال سد در حوزه انتخابیه خود بوده‌اند. زمانی یک روزنامه هندی نوشت: ساخت یک سد را قول بدهید، یک انتخابات را برنده شوید. آب-فن‌سالاران قائل به مصادره همه‌جانبه طبیعت بوده و غلبه بر خشم طبیعت را با راهکارهای سازه‌ای دنبال می‌کنند. آنها همان‌هایی هستند که طرفدار ایده «گلستان کردن بیابان‌ها به‌وسیله توسعه منابع به خاطر پیشرفت و توسعه» هستند. این تفکرات که به آن هیدروکراسی هم می‌گویند، باعث شده و می‌شود که نه‌تنها ارزش‌های طبیعت بلکه گذشته درخشان همه ملل نیز نادیده گرفته شود. شاهد این مأموریت علاوه بر سدسازی در ایران اکنون با طرح‌های جدید انتقال آب به میدان آمده است؛ انتقال آب خزر به خلیج‌فارس یا انتقال آب از خلیج‌فارس به مرکز ایران، طرح انتقال آب فلات مرکزی و راه‌حل‌های زنده‌کردن دریاچه ارومیه و... . بنابراین بیش‌متعهد‌سازی رودخانه‌ها و منابع آب (چه به داخل حوضه و چه به خارج از آن) در ترکیب با وقایع شوک‌آور هیدرولوژیکی (مثل خشک‌سالی) دیگر جایی برای حقوق دیگر بازیگران آسیب‌پذیر (نظیر کشاورزان و محیط‌زیست) باقی نگذاشته است و باعث به‌وجودآمدن این مشکلات می‌شود که نمونه آن در فیلم نمایش داده شد، حمله به خط لوله آب یزد از زاینده‌رود، جالب است بدانید همین کشاورزان سال‌های قبل با دریافت مبالغ قابل توجهی از دولت اجازه عبور خط لوله را از میان زمین‌هایشان صادر کرده بودند. در این میان دو دسته سؤال از طرف سدپرستان مطرح است: آیا شما می‌خواهید ما به دوران قنات برگردیم؟ چیزی قابلیت جواب‌گویی نیاز آبی این جمعیت ده‌ها میلیونی را ندارد! سؤال دوم: آیا احتمالا طرفداران فیلم با توسعه تکنولوژی و یکی از نمادهای برجسته آن در ایران یعنی سد‌سازی مخالفند؟ اولا مبنای علمی و استدلال آنان که می‌گویند تکنولوژی‌های سنتی فقط برای موزه آب خوب است، کیفی است و بر مبنای حسابداری آب. از‌این‌رو نمی‌تواند استدلال جامعی باشد. اینکه بازطراحی مثلا یک قنات یا یک سامانه سنتی جواب‌گوست یا خیر، به این راحتی امکان‌پذیر نیست. نمی‌دانم مثال یکی از شهرهای ایتالیا مثال خوبی است یا نه، ولی سامانه آب‌رسانی شهر لوکا در این کشور همچنان از ٢٠٠ سال قبل بدون تغییر (چه در منابع برداشت و چه در سامانه انتقال) در حال سرویس‌دهی است. از این گذشته حرف فیلم و سنت‌گرایان این نیست که به گذشته برگردیم و بالفرض با داس کشاورزی کنیم! بلکه باید به گذشته نگاه کرد، حتی اگر دیدگاه مهندسی سودمندگراست. یعنی بررسی کنیم که ارزش‌های مهندسی ما در گذشته چگونه در خدمت جامعه بوده که اکنون (به قول فیلم) در حال خیانت به جامعه است. شهوتِ توسعه را کنترل کنیم؛ یعنی به همان تونل‌سازان بگوییم بیایید قنات را احیا کنید؛ قنات هم یک تونل است که تونل‌های آلپ در اتریش از روی آنها الگو‌برداری شده است. بنابراین دستگاه تی‌بی‌ام حفاری تونل که اکنون در تونل انحراف آب سد ایکس کار می‌کند را می‌توانیم در این راستا نیز به خدمت بگیریم. از‌این‌رو هرچند به قول آن پژوهشگر سوئدی «هیچ رودخانه دست‌نخورده‌ای در دنیا وجود ندارد»، فیلم با سد‌سازی به‌طورکلی مخالف نیست بلکه با سدپرستی مخالف است! شاید بهتر است این سؤال به این نحو اصلاح شود که مخالفان تا چه حد با سد‌سازی مخالفند؟ به عبارت دیگر چه میزان دانایی کم داریم؟ سؤالی که در مستند نیز به آن اشاره شده بود. اینکه مهندسان در گذشته با وجود داشتن مهارت سدسازی (که نمونه آن را همه دیده یا شنیده‌اید) سد را علاوه بر روی زمین در جاهای زیادی در زیرزمین نیز ساخته‌اند یعنی چه؟ (مثلا سد زیرزمینی وزوان که دکتر صفی‌نژاد در مورد آن کتابی نیز نوشته‌اند). اینان از چه مهارت و طرز تفکر مهندسی حاصل شده است؟ به نظرم ساده‌انگاری است اگر تصور کنیم کسانی که سد وزوان، قنات قصبه گناباد، شهر زیرزمینی کیش، قنات ١٢٠ کیلومتری زارچ یزد و راه قدیم قاجار (که دقیقا همین مسیر اتوبان تهران - قم است) را ساخته‌اند، غافل بوده‌اند که مثلا می‌توان در دره زاینده‌رود یا دز سدی عظیم عَلَم کرد. کسانی که این‌قدر توانا بوده‌اند که نَسَق تسهیم آب زاینده‌رود را نوشته‌اند که هنوز با تغییراتی پابرجاست چطور از ساخت سد غافل شده‌اند؟ نکته اینجاست دانایی‌ای که آنها داشته‌اند در سال‌های اخیر وجود نداشته است. خب این دانایی از کجا می‌آید؟ از سواد آبی. قدما، دانشمندان برجسته و نخبه را برای حل مشکلات انتخاب می‌کردند. البته منظورم سواد مهندسی هیدرولیک نیست، چراکه حداقل الان به لطف مدل‌های آزمایشگاهی بزرگی به ابعاد سد کرخه و ١٥ خرداد آن را خوب یاد گرفته‌ایم و قطعا جزء پنج‌تای برتر دنیا هستیم بلکه منظور سواد علوم متصل به آب است. اینکه اراده حل مشکلات هست ولی توان و امکانش فراهم نمی‌شود یا راه‌حل‌های متفاوت و یک‌سویه‌ای ارائه می‌شود، ناشی از کم‌سوادی است. بنابراین برای این سواد آبی باید برنامه‌ریزی کرد. سیاست‌گذاران آب باید از میان نخبگان باشند. ما نیاز داریم تصمیم‌گیری را از به اصطلاح سیستمی به شبکه‌ای ارتقاء دهیم. از این طریق به عنوان یک مهندس سدساز یا طراح سد به بلوغی خواهیم رسید که ربط عناصر طبیعت را درک کنیم.
*پژوهشگر در سیاست‌گذاری و حکمرانی آب، دانشگاه صنعتی دلفت هلند

شرق

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

 
0 0
ایمان معمار   1395/2/13 05:14:33

پروژه انتقال آب دریای خزر به سمنان یک ماشین ظرفشویی بزرگ است!