محل تبلیغ شما

گفت‌وگو با «فرناز رهنما»، «سپند اميرسليماني» و «پژمان جمشيدي» بازيگران نمايش «آرسنيک و تور کهنه»

1393/6/5 05:07:46

اين روزها اگر به تماشاخانه ايرانشهر سر بزنيد،در سالن استاد سمندريان اين مجموعه، شاهد نمايشي به نام «آرسنيک و تور کهنه» با نويسندگي جوزف کسلرينگ و کارگرداني حسين پارسايي خواهيد بود که با استقبال گرمي از سوي دوستداران تئاتر روبه‌رو شده است. اين نمايش که بر اساس يکي از متون معروف کمدي‌کلاسيک‌هاي برادوي روي صحنه رفته، نخستين تجربه کمدي حسين پارسايي در حوزه کارگرداني تئاتر است.در «آرسنيک و تور کهنه»، فرناز رهنما، بيژن بنفشه‌خواه، سامان دارابي، سپند اميرسليماني، خسرو احمدي، فهيمه امن‌زاده، بهاره رهنما، نيما سياري و پژمان جمشيدي ايفاي نقش مي‌کنند. به بهانه موفقيت اين نمايش با سه نفر از بازيگران آن گفت‌وگو داشته‌ايم.

فرناز رهنما که بازي در تئاتر را با ايفاي نقش «کاترين» در نمايش «چشم‌اندازي از پل» به کارگرداني منيژه محامدي آغاز کرد، در فيلم‌هاي سينمايي «اقليما»، «چيزهايي هست که نمي‌داني»، «بعد از ظهر

سگي سگي» و «رديف 20، قطعه 20، شماره 20» نيز حضور داشته است. همچنين نقش «مرلين مونرو» را در نمايش «پس از سقوط» به کارگرداني منيژه محامدي و در سالن ناظرزاده کرماني تماشاخانه ايرانشهر بر عهده داشت.

خانم رهنما، چطور به جمع بازيگران نمايش «آرسنيک و تور کهنه» اضافه شديد و چه چيز شما را براي بازي در آن ترغيب کرد؟

من از طرف آقاي پارسايي دعوت به بازي در اين نمايش شدم و ابتدا متن را خواندم که خيلي دوستش داشتم. اصولا به اين نوع کمدي‌کلاسيک‌ها خيلي علاقه دارم.ضمن اينکه کارگردان نمايش در جمع‌آوري گروهي از بازيگران هوشمند و تواناي تئاتر،خيلي خوب و زيرکانه عمل کرد. من نقش «الين مارپر» را بازي مي‌کنم که دختر کشيش و نامزد «مورتيمر بروستر» - پرسوناژ اصلي نمايش - است. با آنکه نمايش «آرسنيک...» پرسوناژهاي متعددي دارد اما خيلي دقيق و کامل به شخصيت‌ها پرداخته شده است.اين نمايشنامه يک قطعه کمدي‌کلاسيک از تئاترهاي برادوي در مورد چيرگي جنون بر عقل است که يک فيلم سينمايي هم بر اساس آن ساخته شده. متن نمايشنامه نخستين‌بار سال 1941 روي صحنه رفت که خيلي طرفدار داشت ولي براي اولين بار در ايران اجرا مي‌شود. مجموعه اين عوامل من را به بازي در اين نمايش ترغيب کرد.

همکاري با آقاي پارسايي چطور بود؟

خيلي خوب و درست. ايشان در تمرين‌ها خرد جمعي را مدنظر قرار مي‌دهند. بحث و گفت‌وگو و نظرسنجي مي‌کنند و بيش‌تر از هر کارگردان ديگر اجازه مي‌دهند که بازيگر اتود کند و پيشنهاد بدهد. پس از يک ماه تمرين با اين شيوه،خودشان بازي‌ها را رتوش مي‌کنند تا به نتيجه دلخواه برسند.

فکر مي‌کنيد مخاطب اين نمايش کدام قشر از تماشاگران هستند و آيا با نمايش ارتباط لازم را مي‌گيرند؟

مخاطب اين نمايش فقط قشر خاص تئاتربين نيست. نمي‌توان گفت نمايش ما جزو کارهاي تجاري است اما از طرفي هم شايد چارچوب سفت و سختي را که تئاتري‌ها به عنوان نمايش‌هاي فاخر در نظر دارند، نداشته باشد. در واقع نمايش، فضاي خشکي ندارد و اتفاقا نسبت به کارهاي ديگر کمي شيرين‌تر است.حضور بازيگران توانمند طنز هم در اين کمدي جنايي، به خوشامد ذايقه تماشاگر کمک مي‌کند. به نظرم توانسته‌ايم سليقه انواع مخاطب را پوشش بدهيم.

نظرتان در مورد همبازي ‌بودن با آقاي جمشيدي و در کل ورود ورزشکاران و بازيگران سينما به فضاي تئاتر چيست؟

همين که من در نمايش «آرسنيک...» حضور دارم، نمايانگر اين است که مخالفتي با حضور ايشان ندارم. شايد بعضي‌ها نسبت به بازي افرادي که حرفه‌شان بازيگري در فضاي تئاتر نيست واکنش داشته باشند اما جا دارد ياد کنم از گلشيفته فراهاني که مي‌گفت:«تابلوتر از اينکه من چگونه و از کجا وارد سينما شدم،وجود ندارد». به نظرم ورود به اين حرفه مهم نيست، ماندگاري در آن مهم است.الان آقاي جمشيدي دومين نمايش خود را بازي مي‌کند، پس حتما چيزي در وجودش بوده که او را خواسته‌اند يا طبقه‌يي از سليقه عمومي را ارضا کرده. من مي‌گويم همه حق دارند به دنياي بازيگري وارد شوند، همان‌طور که بازيگران تئاتر حق دارند به سينما بيايند. کسي جاي کسي را نمي‌گيرد. هر کس توانمند باشد، ماندگار مي‌شود وگرنه پس از دو يا سه سال کنار مي‌رود. کار کردن با پژمان جمشيدي، من را متحير کرد. او آنقدر باهوش است که از بازيگران ديگر زودتر متن را حفظ شد.خب اين يک ويژگي است. در زمان دانشجويي ما که بچه‌ها آن همه عرق تئاتر داشتند،اين‌طور نبودند.ضمن اينکه آقاي جمشيدي مي‌تواند مخاطب خود را داشته باشد و ديدگاه بدبينانه برخي دوستان را هم که مي‌گويند چرا پژمان جمشيدي کمرنگ كار مي‌کند.

چرا در سال‌هاي اخير شما را کمتر در فضاي تئاتر مي‌بينيم؟

من از آغاز ورود به حرفه بازيگري، غير از سال 91، هر سال يک تئاتر بازي کرده‌ام ولي چون بازيگر ثابت نمايش‌هاي خانم محامدي هستم، همه گمان مي‌کنند در نمايش‌هاي ديگران بازي نمي‌کنم. در حالي‌که اين يک سوءتفاهم است.خيلي دوست دارم با کارگردان‌هاي ديگر هم تئاتر کار کنم اما گويا مافياي تئاتر بيشتر از سينما و تلويزيون است. بازيگر در سينما و تلويزيون دست‌کم پيشنهاد دارد و اگر دوست نداشته باشد، آن را رد مي‌کند ولي در تئاتر پيشنهادي ندارد که بخواهد نه بگويد.خيلي دوست دارم با قشر جوان کار کنم. به اين فکر نمي‌کنم که چون نامدار نيستند، با آنها کار نکنم. در واقع متن خوب به چشمم نمي‌خورد که دلم را ببرد. «آرسنيک...» جزو کارهايي است که علاوه بر حضور آقاي پارسايي در مقام کارگردان، برايم مهم بود در آن بازي کنم تا اين تابوي اشتباه را بشکنم و دوستان بدانند علاقه‌مند هستم با گروه‌هاي ديگر هم کار کنم.از آنجا که در ميان مديوم‌هاي نمايشي موجود، تئاتر را بيشتر مي‌پسندم، بين بازي‌هايم در سريال‌ها فاصله مي‌افتد. من ترجيح مي‌دهم هر کاري نکنم اما سالي يک تئاتر را بازي کنم.

درباره برگزاري آيين افتتاح در تماشاخانه ايرانشهر چه عقيده‌يي داريد؟

زماني که در همين تماشاخانه، نمايش «پس از سقوط» را بازي مي‌کردم، هنوز مراسم آيين افتتاح وجود نداشت و چون تا کنون در هيچ آييني حضور نداشتم، نمي‌دانستم قرار است چه اتفاقي بيفتد، ولي به نظرم تماشاخانه ايرانشهر از اين طريق طبقه‌يي از جامعه را که با تئاتر ناآشناست، با هنر تئاتر آشتي مي‌دهد که خيلي اتفاق خوب و پسنديده‌يي است و اميدوارم ادامه پيدا کند؛ نه تنها براي هنرمندان مشهور، بلکه براي بازيگراني هم که سال‌هاست تئاتر کار مي‌کنند. ما پنج هزار نفر عضو خانه تئاتر داريم. خوشحال مي‌شوم سالن‌هاي بيشتري ساخته شود تا بچه‌ها بي‌کار نمانند.خيلي از اعضاي خانه تئاتر سال‌ها زحمت کشيده‌اند اما کمتر ديده شده‌اند. دلم مي‌خواهد اين اتفاق در محيط ايرانشهر بيفتد يعني از نگاه گيشه‌يي به تئاتر کم کنيم و به بازيگران مطرح تئاتر بهاي بيش‌تري بدهيم.

حروف تصویر