محل تبلیغ شما
پژوهش جامع ماهی!هفت سین

تاریخ خبر: 1394/12/26

پژوهش جامع ماهی!هفت سین

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

پژوهشی پیرامون ماهی قرمز ! سفره هفت سین

از کورش مشیری

ماهی قرمز نخرید

چند سالی است که حامیان حقوق حیوانات برای حذف ماهی قرمز از سفره هفت سین و جلوگیری از زایش و سپس مرگ این موجودات زیبا در فضای مجازی دست به کار شده اند . تجربه ای که سال به سال موفق تر بوده. امسال هم با شروع خریدهای نوروزی و آمدن ماهی قرمز به درب مغازه ها حامیان حیوانات برای جلوگیری از تجارت مرگبار این موجود زیبا که اتفاقا هیچ جایگاهی در فرهنگ نوروز ایرانی ندارد دست به کار شده اند تا در جهت تحریم خرید ماهی قرمز فرهنگ سازی کنند.

تجارت ماهی قرمز مدت‌هاست که در دوره زمانی 15 اسفند تا 15 فروردین شکل می‌گیرد تجارتی که محصول آن هیچ ریشه‌ای در تاریخ باستانی عید نوروز ندارد.

80 سال پیش به همراه ورود چای به ایران ماهی قرمز نیز که سمبل عید چینی است به سفره‌های هفت‌سین مراسم عید نوروز ما وارد شد غافل از اینکه در عید چینی ماهی قرمز را رها می‌کنند تا زندگی جریان یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین میکنیم تا همزمان با رشد سبزه‌های سفره‌هایمان و باروری زمین هر روز او را به مرگ نزدیک و نزدیک‌تر کنیم.

جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتی‌مان در مورد نوروز ماهی قرمز جایگاهی ندارد. در میان رسوم زرتشتی در سفره عید انار به نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب مقدس رها می‌شود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند. اگر ایرانی‌ها می‌دانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه تاریخی در سفره هفت‌سین ندارد به جای پرداخت برای خرید و قتل ماهی‌های قرمز به بهانه عید، سیب قرمز یا انار را در آب رها می‌کردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد.

هر سال ایام عید 5 میلیون قطعه ماهی می‌میرند. 5 میلیون قطعه ماهی قرمز به خاطر رنگ و لعاب سفره هفت‌سین، به خاطر هیچ. و عجیب نیست اگر بدانیم در صورتیکه ایرانی‌ها از خرید ماهی قرمز منصرف شوند این تجارت سیاه روزی پایان خواهد یافت. عجیب نیست اگر باور کنیم سیب سرخ یا انار همان سرخی هفت‌سین ایرانی‌ست که ریشه در تاریخ چند هزار ساله سنت ما دارد.

عجیب نیست اگر تابلوی معروف هفت‌سین کمال‌الملک را در کاخ گلستان به تماشا بنشینیم و ببینیم که او نیز ماهی قرمز را میان سفره هفت‌سینش طراحی و نقاشی نکرده است.

ماهی قرمز که از نماد های سال نو چینیست چند دهه است که در خوان نوروزی ایرانیان هم جای خود را باز کرده .ماهی هایی که خوشبخت ترین آنها تنها شاید تا پایان 13 بدر عمر کنند..ماهی هایی که به غلط و به نظر برخی از زمان قاجار وارد سفره هفت سین شده .

دلیلش ؟عده ای میگویند چون نام عربی آن(سمک)با (س) شروع میشود احتمالا به عنوان سینی جدید وارد هفت سین سنتی شده. در مورد نمادش هم در بیشتر منابع بحث است. برخی آن را نماد حوت و برخی نماد زندگی خوانده اند. زندگی که به واسطه از دست رفتن جان یک موجود زنده به دست می آید.

همه ساله از اواخر بهمن ماه تشت های ماهی قرمز در تمام خیابانها به چشم میخورد. گلفروشی ها میوه فروشی ها اکواریومی ها و حتی دیگر شغل ها گویی در مورد فروش ماهی قرمز بهشان وحی شده . فروشنده هایی که حتی معنای ماهی قرمز را بر سر سفره نمی دانند . این بی اطلاعی از فلسفه ماهی قرمز(که به جرات میتوان گفت هیچ فلسفه ای در فرهنگ ایرانی ندارد) تنها مخصوص فروشنده ها نیست شاید بیش از 90 درصد مردمی که ماهی میخرند هم نمی دانند ماهی قرمز عید نماد چیست! اغلب این ماهی ها وسیله ای برای سرگرمی و بازی بچه ها میشوند. و تنها یکی دو روز دوام می اورند. تجارت ماهی قرمز همه ساله میلیون ها ماهی بیگناه را به کام مرگ میکشد.سنتی که با نوروز که جشن زایش طبیعت است در تضاد است .

یک تنگ کوچک هر چقدر هم بزرگ باشد باز کوچک است!

 

چرا نباید ماهی قرمز بخریم؟

چند سالی می‌شود که ماهی قرمز به‌عنوان نماد نوروز و سفره هفت‌سین، جای خودش را در خانه‌های ایرانیان باز کرده‌است. رسانه‌هایی که وظیفه‌شان آگاهی‌رسانی است، عمدتاً خودشان دارند فرهنگی نادرست را ترویج می‌دهند و حاضر نیستند کمی خلاف جریان آب شنا کنند، چرا که ممکن است خلاف ذائقه مشتریان (یا همان مخاطبان) باشد و بنابراین مشتریان را از دست بدهند. اما چرا ماهی قرمز نباید خرید؟

 

ده‌ها دلیل برای این کار وجود دارد که در اینجا برخی از مهم‌ترین‌ها را در چهار دسته «ایرانی نبودن این سنت» «آسیب رساندن به محیط زیست» «بیماری‌زا بودن» و نهایتاً و مهم‌تر از همه، «غیراخلاقی بودن این عمل» مورد بررسی قرار خواهیم داد.

ماهی قرمز سنتی ایرانی نیست

در میان ده‌ها سند و مدرکی که در قالب نوروزنامه، سفرنامه و نقاشی از سده‌های گذشته درباره نوروز به دستمان رسیده‌است، هیچکدام اشاره‌ای به ماهی قرمز نداشته‌اند. آن هم در حالی‌که در برخی موارد سایر موارد را با دقت تشریح کرده‌اند. در این میان تابلویی که کمال‌الملک از هفت‌سین دوره قاجاری ترسیم کرد، نزدیک‌ترین سند است. البته منتقدان اشاره دارند به اینکه ماهی به‌طور کلی در داستان‌ها و اساطیر ایران جایگاه ویژه‌ای داشته و ماهی قرمز در نقوش ایرانی و قالی‌های قدیمی دیده می‌شود. همچنین سنت خوردن پلوماهی در شب عید را نشانه‌ای از ارتباط ماهی با نوروز می‌دانند. با وجود این هیچکدام نتوانسته‌اند توضیح بدهند خوردن ماهی چه ارتباطی دارد با نگهداشتن ماهی قرمز سر سفره؟ همچنین حیوانات بسیاری در اساطیر ایران جایگاه برجسته‌تری از ماهی قرمز دارند. اما چگونه از میان آن همه، ماهی قرمز را باید با نوروز مرتبط کرد؟ سنت ماهی قرمز کمتر از یک سده پیش از چین و به شیوه‌ای تحریفی وارد ایران شد. یعنی گویا آنان در لحظه سال تحویلشان، ماهی را رها می‌کردند و ما آن را زندانی می‌کنیم. منتقدان در پاسخ به این بخش هم مدعی می‌شوند که ماهی قرمز از ایران به چین رفت و در آنجا به صورت اصلاح نژاد شده، زنده مورد استفاده تزئینی قرار گرفت. باز هم اگر این ادعا درست باشد، خودش اشاره کرده که ماهی قرمز در چین اصلاح نژاد شد تا به‌صورت تزئینی مورد استفاده قرار بگیرد. هیچ مدرکی نشان نمی‌دهد که ماهی قرمز پیش از رفتن به چین (اگر واقعاً از ایران به آنجا رفته باشد)، استفاده تزئینی به‌صورت زنده داشته است. به هر ترتیب در این چند ساله هیچ‌کدام از منتقدان نتوانسته‌اند کوچکترین مدرکی درباره حضور تزئینی ماهی قرمز در سفره هفت‌سین ایران در طول تاریخ ارائه دهند. با وجود این در برابر جنبشی که خواهان تحریم خرید ماهی قرمز است، با طرح اتهاماتی واهی و بی‌اساس همچون «اینان مخالف نوروز و سنن ایرانی هستند و از ماهی قرمز شروع کرده‌اند» تلاش می‌کنند تا پوششی بگذارند بر ناتوانی خودشان در پاسخ دادن.

آسیب به چرخه محیط زیست


بیشتر ماهی‌های خریداری شده برای سفره هفت‌سین، در همان یکی دو روز نخست می‌میرند. اما آن‌هایی که ندرتاً تا سیزده‌به‌در زنده می‌مانند، سرنوشت‌های متفاوتی خواهند داشت. در یکی از رایج‌ترین این سرنوشت‌ها، صاحبخانه‌ها (از اصطلاح «صاحبان ماهی قرمز» استفاده نمی‌کنم، چون هیچ موجود زنده‌ای نیاز به صاحب ندارد) ماهی قرمز را در نزدیک‌ترین رودخانه یا برکه رها می‌کنند تا به زعم خودشان ماهی را آزاد کرده باشند. فارغ از اینکه ماهی قرمز از انواع ماهی‌های تهاجمی است که به‌ویژه با خوردن تخم و نوزاد ماهی‌های دیگر، باعث کاهش جمعیت آن‌ها می‌شود. کارشناسان محیط زیست نسبت به این آسیب بارها هشدارهای لازم را داده‌اند.

می‌تواند باعث انتقال بیماری شود

نه تنها تماس دست کودک با بدن ماهی قرمز می‌تواند در انتقال بیماری به کودک موثر باشد، بلکه آلودگی‌هایی که از طریق فضولات ماهی وارد آب می‌شود نیز می‌تواند باعث ایجاد برخی از انواع بیماری‌های پوستی شود. باوجود اینکه موافقان خرید ماهی قرمز بر این نکته پافشاری می‌کنند که انتقال بیماری از ماهی قرمز به انسان در حد یک شایعه بی‌اساس است، اما همچنان هر ساله نزدیک ایام نوروز، پزشکان بسیاری هشدارهایشان را در این زمینه تکرار می‌کنند. همانگونه که امسال نیز بیان این هشدارها از نخستین روزهای اسفندماه آغاز شده است.

خرید ماهی قرمز غیراخلاقی است

اصلی‌ترین دلیلی که نویسنده برای نخریدن ماهی قرمز بر آن تأکید دارد، غیراخلاقی بودن خرید ماهی قرمز است که در اینجا به ابعاد مختلف آن اشاره خواهیم کرد. نخست اینکه بیشتر ماهی‌های قرمزی که خریداری می‌شوند، در همان یکی دو روز نخست می‌میرند یا به عبارت بهتر و دقیق‌تر، از سوی ما انسان‌ها کشته می‌شوند. برآوردهای چند سال پیش نشان می‌داد که هر سال حدود هفت میلیون قطعه ماهی قرمز در ایام نوروز می‌میرند. اما اخیراً حتی آمارهای بسیار بالاتر و تکان‌دهنده‌تری بیان شده است. نکته دوم به برخی از دلایل مرگ ماهی‌ها اشاره دارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ماهی نسبت به تکان‌های شدید، گرم و سرد بودن آب و املاح آب حساس است و مثلاً تکان شدید و ضربه زدن به تُنگ می‌تواند باعث سکته این موجود ظریف شود. در حالی که می‌دانیم یکی از سرگرمی‌های عمده کودکان در نوروز، ضربه زدن به تنگ ماهی قرمز و دیدن تلاش و تقلای آن برای فرار کردن است. نکته بعدی در ارتباط با غیراخلاقی بودن خرید ماهی قرمز، شرایط نگهداری آن است. حتی اگر آنگونه که چندسالی است عده‌ای تلاش دارند تا به قول خودشان با فرهنگ‌سازی، شیوه مراقبت درست از ماهی قرمز را نشان دهند، بتوان این ماهی را زنده نگه داشت، زندانی کردن آن در تنگ بلورینی که اندازه و قطرش دو تا سه برابر طول بدن ماهی است، کاری است ناپسند. در بهترین حالت حتی اگر ماهی را پس از سیزده‌به‌در در برکه‌های مخصوص، حوض یا آکواریوم رها کنند، معنایش این است که برای مدت 13 روز این ماهی را در شرایطی اسفناک به اسارت گرفته‌اند. آیا حاضریم برای چند لحظه خودمان را به جای این موجوداتی که خداوند آنان را آزاد آفریده، تصور کنیم؟

 

استدلال‌های نادرست

از همه این‌ها اندوه‌بارتر، توجیهاتی است که برخی در برابر این استدلال‌ها بیان می‌کنند: عده‌ای آنچنان حق به جانب جمله «مگر جان انسان‌ها در این دنیا ارزشی دارد که جان ماهی ارزش داشته باشد؟» را بیان می‌کنند که گویی ماهی‌ها مقصر مرگ انسان‌ها بوده و هستند. عده‌ای دیگر اشاره می‌کنند که «گیرم بتوان جلوی خرید ماهی قرمز را گرفت؛ با این همه گاو و گوسفند و حتی ماهی خوراکی که روزانه کشته می‌شوند تا از آن‌ها تغذیه کنیم چه می‌توان کرد؟ آیا آنها گناه ندارند؟» در اینجا نیز بین دو مبحث خلط کرده‌اند: در حالی‌که کشتن ماهی خوراکی و دیگر جانوران حلال‌گوشت، برای تغذیه است و نیاز بدن به مواد پروتئینی را تأمین می‌کند (هرچند متخصصان تغذیه بارها اشاره کرده‌اند که سرانه مصرف گوشت ایرانیان زیاد است و مصرف بالای گوشت هم پیامدهای منفی دارد)، خرید ماهی قرمز هیچ سودی ندارد به جز فرو نشاندن حس همه‌چیز خواهِ انسان. بد نیست بدانیم برخی هم می‌گویند با نخریدن ماهی قرمز، عده‌ای محل درآمد و کسب و کارشان را از دست می‌دهند. خرید و فروش حیوانات زنده و تزئینی، بخشی از تجارت سیاه است که به بهای جان میلیون‌ها جاندار زنده تمام می‌شود. قرار نیست به بهای اسارت یا کشتن آن‌ها، ما انسان‌های سودجو به خواسته‌های سیری‌ناپذیرمان برسیم. همچنین اشاره می‌کنند به اینکه ماهی قرمز و برخی از گونه‌های حیوانی دیگر که در خانه‌ها نگهداری می‌شوند، جزو گونه‌های تزئینی هستند که نمی‌توانند در طبیعت زنده بمانند و باید آنان را در خانه نگه داشت.

در واقع باید به این دسته یادآوری کرد که خداوند همه موجودات را زنده آفریده و در طبیعت رهایشان کرده است. این ما انسان‌ها بودیم که آنان را وابسته به خویش کرده و بعدها با تغییرات ژنتیکی در آن‌ها، گونه‌های جدیدی به وجود آوردیم که نظم طبیعت را بر هم زدند. خرید و فروش برخی گونه‌های نادر دیگر (همچون سمندر لرستانی، لاک پشت آبی و...) بهانه‌ای شده تا عده‌ای مدعی شوند تلاش برای غیرموجه نشان دادن خرید ماهی قرمز باعث کشیده شدن مردم به سوی حیوانات دیگر شده است. این ادعا که هیچ سند و مدرکی ندارد، کاملاً نادرست است. چرا که اگر مردم را از ابتدا نسبت به خرید ماهی قرمز برحذر می‌داشتیم، بازاری برای خرید موجودات زنده دیگر به وجود نمی‌آمد. بنابراین قابل پیش‌بینی است که اگر خرید ماهی قرمز تداوم یابد، هر سال موجودات تازه‌ای در سفره هفت‌سین دیده شود. آخرین پرسش این خواهد بود که «با بهانه‌های کودکان چه باید کرد؟ به جای ماهی قرمز چه چیزی را جایگزین کنیم؟». پاسخ این است: هیچ چیز! همانگونه که طرفداران برده‌داری با شگفتی می‌پرسیدند اگر قانون ممنوعیت برده‌داری تصویب شود، پس چه کسی کارهای ما را انجام دهد (و این سخن اکنون مضحک به نظر می‌رسد)، مردم هم باید آگاه شوند که قرار نیست برای خوشی کوتاه‌مدت آنان، میلیون‌ها موجود زنده اسیر و کشته شوند. اتفاقاً در برابر درخواست کودکان برای خرید ماهی قرمز، باید از همین کودکی به آنان آموخت که جای هر حیوانی در زادگاه طبیعی‌اش در دل طبیعت است و با این فرهنگ‌سازی بزرگ شوند تا فردا به حق زندگی پلنگ و یوزپلنگ هم با دیده احترام بنگرند. |قانون

خرید ماهی قرمز؛ سنتی نادرست در نوروز

با رسیدن نوروز و تحویل سال، عنصری جدید به تزیینات خانه ایرانیان افزوده می‌شود. این عنصر، سفره هفت‌سین است که هر کدام از اعضای آن نمادی خاص برای بیان آرزوی سلامت، بهروزی و بهبود شرایط مالی خانواده‌های ایرانی محسوب می‌شوند.

گرچه در این سفره، قرآن مجید و آیینه، دو نمونه از این همراهان همیشگی هفت سین هستند، اما ماهی قرمز که طی سالهای اخیر بدین سفره افزوده شده، باید به عنوان یک عضو نامتجانس این سفره نام برده شود.

این ماهی که معمولاً در تنگ شیشه‌ای و در برخی مواقع در کاسه‌های سفالی برای قرار گرفتن بر سر سفره هفت‌سین جا خوش می‌کند، عنصر بیگانه‌ای است. بیگانه چون در اسناد و مدارک سده‌های گذشته نوروز هیچ اشاره‌ای به ماهی قرمز به عنوان یکی از اجزای اصلی و حتی فرعی سفره نوروز نشده و تابلوی نوروز کمال‌الملک از هفت‌سین دوره قاجاری نزدیکترین سند است.
ریشه دار نبودن حضور ماهی قرمز بر سر سفره هفت سین نیزدلیل نامتجانس بودن ماهی قرمز با سفره هفت سین ایرانی است. البته باید به سرانجام تلخ این ماهی‌ها اشاره کرد که با فلسفه نوروز و هفت سین کاملاً در تضاد است.

نوروز؛ زمان نو شدن، تازه شدن و زنده شدن است و یکایک عناصر سفره هفت سین نیز نمادی از زندگی و زایش محسوب می‌شوند، اما هر ساله میلیونها ماهی قرمز قبل و بعد از مراسم تحویل سال از بین می‌روند و بر این اساس حتی می توان نوروز را زمان قتل عام ماهی‌های قرمز در ایران دانست که بی‌شک با اساس تفکر وجود ایامی با عنوان نوروز تضاد کامل دارد.

در چرایی خرید ماهی قرمز عنوان می‌شود که این موجود برای افزایش زیبایی سفره هفت سین تهیه شده و پس از پایان ایام نوروز آن را در رودخانه رها می‌کنند تا مانع از مرگ وی شوند، اما باید به این عزیزان یادآور شد که زیبایی لحظه‌ای، نه تنها ارزش زیر سؤال بردن اصالت یک فرهنگ را ندارد، بلکه این امر ممکن است سلامت خود ایشان و فرزندان عزیزشان رانیز با خطراتی مواجه کند، زیرا تماس دست با بدن ماهی قرمز این امکان را میسر می‌کند.

کوتاه سخن آنکه خوشی لحظه‌ای نوروز نه به قتل عام میلیونی ماهیان قرمز می‌ارزد، نه به در معرض بیماری قرار دادن خود و فرزندان و نه به زیر سؤال بردن اصالت یک سنت فرهنگی کهن، پس بیاییم با نخریدن ماهی قرمز، از ادامه این سنت نادرست جلوگیری کنیم.|قدس آنلاین|رضا سلیمان نوری- ایرانشناس

نظرات یک ایران‌شناس درباره یک سنت نوروزی

ماهی قرمز را در سفره هفت سین خود نگذارید

جام جم سرا:‌ بسیاری از ایرانیان گمان می‌کنند ماهی قرمز رسمی است دیرینه در ایران؛ اما یک ایرانشناس معتقد است که در هیچ کدام از منابع و کتاب‌هایی که درباره نوروز ایرانی نوشته شده، کوچک‌ترین اشاره‌ای به این رسم نشده است.

 

خریدن ماهی قرمز و گذاشتن آن بر سر سفره هفت‌سین، به هیچ‌وجه سنت دیرینه‌ای در ایران نیست.

این مسأله را طی هفت سال گذشته از طریق یادداشت‌ها، مقاله‌ها و مصاحبه‌هایم در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها به تفصیل شرح داده‌ام، بنابراین در اینجا دوباره وارد این بحث نمی‌شوم و به جای آن، به دلایل اصرار بیشتر مردم ایران به خرید ماهی قرمز، گذاشتن آن بر سفره هفت‌سین و نهایتاً پایان دادن به زندگی این موجود زیبا می‌پردازم.
بسیاری از ایرانیان گمان می‌کنند ماهی قرمز رسمی است دیرینه در ایران؛ اما در هیچ کدام از منابع و کتاب‌هایی که درباره نوروز ایرانی نوشته شده، کوچک‌ترین اشاره‌ای به این رسم نشده است و این باور با روح سفره هفت‌سین که آغاز و شکوفایی زندگی را نشان می‌دهد همخوانی ندارد.

 

پس از نخستین یادآوری‌هایی که از سوی دوستداران محیط زیست و حقوق حیوانات برای پایان دادن به خرید ماهی قرمز و کشتن اینجاندار در سفره هفت‌سین آغاز شد، عده‌ای از افراد بدون کمترین آگاهی و صرفاً بر اساس تعصبات خام، مخالفت با خرید ماهی قرمز را مخالفت با سنت‌های ایران باستان معرفی کرده و مخالفان این کار را کسانی دانستند که در پی حذف سنت‌های ایرانی هستند.
جدای از اینکه این افراد هیچ سرنخی از وجود ماهی قرمز بر سر سفره هفت‌سین در فرهنگ و تاریخ گذشته ایران نشان نمی‌دهند، بر این باورند که هر عنصر بازمانده‌ای از ایران قدیم، لزوماً سودمند است و باید آن‌ را ادامه داد، در حالی‌که در هر فرهنگ و تمدنی می‌توان عناصر بسیاری یافت که به اصطلاح جامعه‌شناختی به جای کارکرد، کژکارکرد دارند.
یکی از اصلیترین دلایل خرید ماهی قرمز، علاقه کودکان به این موجود است که حتی اگر پدر و مادر‌ها هم چندان میلی به این کار نداشته باشند، با اصرار کودکانشان تن به آن می‌دهند. خرید ماهی قرمز برای کودکان دقیقاً تداعی‌کننده خرید تنقلات زیان‌باری است که پزشکان بار‌ها درباره مصرف آن‌ها هشدار داده‌اند؛ اما پدر و مادرانی که ساکت کردن فرزندانشان را به توضیح دادن و قانع کردن آن‌ها ترجیح می‌دهند، تسلیم این اصرار‌ها می‌شوند.
در واقع رفتارهای شهروندی در محیط خانه آغاز می‌شود و این محیط، بهترین مکان برای آموزش رفتارهای درست زیست‌محیطی و حفظ حقوق حیوانات به کودکان است.
خرید ماهی قرمز و در پی آن مرگ سالانه چند قطعه از این موجود زیبا، نمودی از بی‌توجهی ما به محیط زیست و بلکه دخالت ما در آسیب رساندن به آن است، طبیعتاً کشوری که ریزگرد‌ها، خشک شدن بزرگ‌ترین دریاچه‌ها و رودخانه‌ها، حفر هزاران حلقه چاه غیرمجاز، مصرف بی‌رویه آب در هنگام شست‌وشوی خودرو، حیاط خانه و...، نابودی جنگل‌ها در پی تجارت قاچاق چوب یا ساخت ویلاهای غیرمجاز، آلودگی هوای سرطان‌زای شهرهای بزرگ در پی استفاده از خودروهای تک‌سرنشین، شکار گونه‌های کمیاب و در معرض انقراض صرفاً برای تفریح و صد‌ها مسأله زیست‌محیطی بزرگ دیگر را آفریده است، برای حقوق چند میلیون (!) قطعه ماهی کوچک اهمیتی قائل نیست.
از سوی دیگر برخی اصرار دارند که با تمیز نگه داشتن آب تُنگ ماهی و غذا دادن به موقع به ماهی قرمز، مانع از مرگ آن می‌شوند. باید یادآوری کرد که خداوند همه موجودات را آزاد آفریده و نگه داشتن آن در محیطی بسیار کوچک و یا حتی‌‌ رها کردن آن پس از تعطیلات نوروز در حوض نمی‌تواند جایگزین محیط بزرگ و طبیعی شود، ضمن آنکه‌‌ رها کردن ماهی قرمز (که به‌عنوان گونه‌ای تهاجمی شناخته می‌شود) در رودخانه‌ها و تالاب‌ها نیز خطراتی مانند خوردن تخم ماهی‌های دیگر، انتقال بیماری به سایر آبزیان و برهم زدن تعادل چرخه محیط زیست را در پی دارد.
در این چند ساله با این اظهار‌نظر هم روبرو بوده‌ام که اگر برای پیشگیری از مرگ ماهی‌های قرمز تلاش می‌کنم، بنابراین باید جلوی خورده شدن ماهی‌های خوراکی و سایر حلال‌گوشت‌ها را هم بگیرم. در واقع توجیه این افراد این است که یا هیچ موجودی نباید بمیرد یا در غیر این صورت، مرگ سایر جانداران هم چندان مهم نیست، در حالی‌که خوردن ماهی و گوشت سایر جانداران بنا به ضرورت و نیاز بدن صورت می‌گیرد.
توجیه دیگری که در ادامه توجیه بالا می‌آید این است که در دنیایی که سالانه ده‌ها هزار انسان بی‌گناه کشته می‌شود، مرگ تعدادی ماهی کوچک چه اهمیتی دارد؟ قاعدتاً اگر بخواهیم این‌گونه بحث کنیم در هیچ موضوعی به نتیجه نخواهیم رسید.
همچنین برخی افراد با اشاره به اینکه هزاران نفر در کشور از طریق تولید، توزیع یا فروش ماهی‌های قرمز زندگیشان را تأمین می‌کنند، حذف آن‌ را به معنای حذف این چند هزار فرصت شغلی می‌دانند. اما آیا براستی هر فرصت شغلی‌ به هر بهایی باید حفظ شود؟ میلیون‌ها انسان در دنیا از طریق کشت و قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان یا اعضای بدن آن و مشاغل مشابه زندگیشان را می‌گذرانند؛ بنابراین نباید مانع از فعالیت آنان شد تا مبادا فرصت شغلی‌ای را حذف کرده باشیم؟!
دلایل و در واقع توجیهات بسیار دیگری نیز از سوی کسانی که اصرار بر خرید ماهی قرمز دارند بیان می‌شود اما در پی همه آن‌ها راحت‌طلبی، تعصب بیجا، بی‌اطلاعی و منطق‌گریزی نهفته است. (امیر هاشمی مقدم، کار‌شناس ایران‌شناسی/ایران)

 

"ماهی قرمز" نه ایرانی است نه اخلاقی

چند سالی می‌شود که ماهی قرمز به‌عنوان نماد نوروز و سفره هفت‌سین، جای خودش را در خانه‌های ایرانیان باز کرده‌است. رسانه‌هایی که وظیفه‌شان آگاهی‌رسانی است، عمدتاً خودشان دارند فرهنگی نادرست را ترویج می‌دهند و حاضر نیستند کمی خلاف جریان آب شنا کنند، چرا که ممکن است خلاف ذائقه مشتریان (یا همان مخاطبان) باشد و بنابراین مشتریان را از دست بدهند. اما چرا ماهی قرمز نباید خرید؟ ده‌ها دلیل برای این کار وجود دارد که در اینجا برخی از مهم‌ترین‌ها را در چهار دسته «ایرانی نبودن این سنت» «آسیب رساندن به محیط زیست» «بیماری‌زا بودن» و نهایتاً و مهم‌تر از همه، «غیراخلاقی بودن این عمل» مورد بررسی قرار خواهیم داد.

    ماهی قرمز سنتی ایرانی نیست

 در میان ده‌ها سند و مدرکی که در قالب نوروزنامه، سفرنامه و نقاشی از سده‌های گذشته درباره نوروز به دستمان رسیده‌است، هیچکدام اشاره‌ای به ماهی قرمز نداشته‌اند. آن هم در حالی‌که در برخی موارد سایر موارد را با دقت تشریح کرده‌اند. در این میان تابلویی که کمال‌الملک از هفت‌سین دوره قاجاری ترسیم کرد، نزدیک‌ترین سند است. البته منتقدان اشاره دارند به اینکه ماهی به‌طور کلی در داستان‌ها و اساطیر ایران جایگاه ویژه‌ای داشته و ماهی قرمز در نقوش ایرانی و قالی‌های قدیمی دیده می‌شود. همچنین سنت خوردن پلوماهی در شب عید را نشانه‌ای از ارتباط ماهی با نوروز می‌دانند. با وجود این هیچکدام نتوانسته‌اند توضیح بدهند خوردن ماهی چه ارتباطی دارد با نگهداشتن ماهی قرمز سر سفره؟ همچنین حیوانات بسیاری در اساطیر ایران جایگاه برجسته‌تری از ماهی قرمز دارند. اما چگونه از میان آن همه، ماهی قرمز را باید با نوروز مرتبط کرد؟ سنت ماهی قرمز کمتر از یک سده پیش از چین و به شیوه‌ای تحریفی وارد ایران شد. یعنی گویا آنان در لحظه سال تحویلشان، ماهی را رها می‌کردند و ما آن را زندانی می‌کنیم. منتقدان در پاسخ به این بخش هم مدعی می‌شوند که ماهی قرمز از ایران به چین رفت و در آنجا به صورت اصلاح نژاد شده، زنده مورد استفاده تزئینی قرار گرفت. باز هم اگر این ادعا درست باشد، خودش اشاره کرده که ماهی قرمز در چین اصلاح نژاد شد تا به‌صورت تزئینی مورد استفاده قرار بگیرد. هیچ مدرکی نشان نمی‌دهد که ماهی قرمز پیش از رفتن به چین (اگر واقعاً از ایران به آنجا رفته باشد)، استفاده تزئینی به‌صورت زنده داشته است. به هر ترتیب در این چند ساله هیچ‌کدام از منتقدان نتوانسته‌اند کوچكترین مدرکی درباره حضور تزئینی ماهی قرمز در سفره هفت‌سین ایران در طول تاریخ ارائه دهند. با وجود اين در برابر جنبشی که خواهان تحریم خرید ماهی قرمز است، با طرح اتهاماتی واهی و بی‌اساس همچون «اینان مخالف نوروز و سنن ایرانی هستند و از ماهی قرمز شروع کرده‌اند» تلاش می‌کنند تا پوششی بگذارند بر ناتوانی خودشان در پاسخ دادن.

    آسيب به چرخه محیط زیست

بیشتر ماهی‌های خریداری شده برای سفره هفت‌سین، در همان یکی دو روز نخست می‌میرند. اما آن‌هایی که ندرتاً تا سیزده‌به‌در زنده می‌مانند، سرنوشت‌های متفاوتی خواهند داشت. در یکی از رایج‌ترین این سرنوشت‌ها، صاحبخانه‌ها (از اصطلاح «صاحبان ماهی قرمز» استفاده نمی‌کنم، چون هیچ موجود زنده‌ای نیاز به صاحب ندارد) ماهی قرمز را در نزدیک‌ترین رودخانه یا برکه رها می‌کنند تا به زعم خودشان ماهی را آزاد کرده باشند. فارغ از اینکه ماهی قرمز از انواع ماهی‌های تهاجمی است که به‌ویژه با خوردن تخم و نوزاد ماهی‌های دیگر، باعث کاهش جمعیت آن‌ها می‌شود. کارشناسان محیط زیست نسبت به این آسیب بارها هشدارهای لازم را داده‌اند.

    می‌تواند باعث انتقال بیماری شود

 نه تنها تماس دست کودک با بدن ماهی قرمز می‌تواند در انتقال بیماری به کودک موثر باشد، بلکه آلودگی‌هایی که از طریق فضولات ماهی وارد آب می‌شود نیز می‌تواند باعث ایجاد برخی از انواع بیماری‌های پوستی شود. باوجود اینکه موافقان خرید ماهی قرمز بر این نکته پافشاری می‌کنند که انتقال بیماری از ماهی قرمز به انسان در حد یک شایعه بی‌اساس است، اما همچنان هر ساله نزدیک ایام نوروز، پزشکان بسیاری هشدارهایشان را در این زمینه تکرار می‌کنند. همانگونه که امسال نیز بیان این هشدارها از نخستین روزهای اسفندماه آغاز شده است.

    خرید ماهی قرمز غیراخلاقی است

 اصلی‌ترین دلیلی که نویسنده برای نخریدن ماهی قرمز بر آن تأکید دارد، غیراخلاقی بودن خرید ماهی قرمز است که در اینجا به ابعاد مختلف آن اشاره خواهیم کرد. نخست اینکه بیشتر ماهی‌های قرمزی که خریداری می‌شوند، در همان یکی دو روز نخست می‌میرند  یا به عبارت بهتر و دقیق‌تر، از سوي ما انسان‌ها کشته می‌شوند. برآوردهای چند سال پیش نشان می‌داد که هر سال حدود هفت میلیون قطعه ماهی قرمز در ایام نوروز می‌میرند. اما اخیراً حتی آمارهای بسیار بالاتر و تکان‌دهنده‌تری بیان شده است. نکته دوم به برخی از دلایل مرگ ماهی‌ها اشاره دارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ماهی نسبت به تکان‌های شدید، گرم و سرد بودن آب و املاح آب حساس است و مثلاً تکان شدید و ضربه زدن به تُنگ می‌تواند باعث سکته این موجود ظریف شود. در حالی که می‌دانیم یکی از سرگرمی‌های عمده کودکان در نوروز، ضربه زدن به تنگ ماهی قرمز و دیدن تلاش و تقلای آن برای فرار کردن است. نکته بعدی در ارتباط با غیراخلاقی بودن خرید ماهی قرمز، شرایط نگهداری آن است. حتی اگر آنگونه که چندسالی است عده‌ای تلاش دارند تا به قول خودشان با فرهنگ‌سازی، شیوه مراقبت درست از ماهی قرمز را نشان دهند، بتوان این ماهی را زنده نگه داشت، زندانی کردن آن در تنگ بلورینی که اندازه و قطرش دو تا سه برابر طول بدن ماهی است، کاری است ناپسند. در بهترین حالت حتی اگر ماهی را پس از سیزده‌به‌در در برکه‌های مخصوص، حوض یا آکواریوم رها کنند، معنایش این است که برای مدت 13 روز این ماهی را در شرایطی اسفناک به اسارت گرفته‌اند. آیا حاضریم برای چند لحظه خودمان را به جای این موجوداتی که خداوند آنان را آزاد آفریده، تصور کنیم؟

    استدلال‌هاي نادرست

از همه این‌ها اندوه‌بارتر، توجیهاتی است که برخی در برابر این استدلال‌ها بیان می‌کنند: عده‌ای آنچنان حق به جانب جمله «مگر جان انسان‌ها در این دنیا ارزشی دارد که جان ماهی ارزش داشته باشد؟» را بیان می‌کنند که گویی ماهی‌ها مقصر مرگ انسان‌ها بوده و هستند. عده‌ای دیگر اشاره می‌کنند که «گیرم بتوان جلوی خرید ماهی قرمز را گرفت؛ با این همه گاو و گوسفند و حتی ماهی خوراکی که روزانه کشته می‌شوند تا از آن‌ها تغذیه کنیم چه می‌توان کرد؟ آیا آنها گناه ندارند؟» در اینجا نیز بین دو مبحث خلط کرده‌اند: در حالی‌که کشتن ماهی خوراکی و دیگر جانوران حلال‌گوشت، برای تغذیه است و نیاز بدن به مواد پروتئینی را تأمین می‌کند (هرچند متخصصان تغذیه بارها اشاره کرده‌اند که سرانه مصرف گوشت ایرانیان زیاد است و مصرف بالای گوشت هم پیامدهای منفی دارد)، خرید ماهی قرمز هیچ سودی ندارد به جز فرو نشاندن حس همه‌چیز خواهِ انسان. بد نیست بدانیم برخی هم می‌گویند با نخریدن ماهی قرمز، عده‌ای محل درآمد و کسب و کارشان را از دست می‌دهند. خرید و فروش حیوانات زنده و تزئینی، بخشی از تجارت سیاه است که به بهای جان میلیون‌ها جاندار زنده تمام می‌شود. قرار نیست به بهای اسارت یا کشتن آن‌ها، ما انسان‌های سودجو به خواسته‌های سیری‌ناپذیرمان برسیم. همچنین اشاره می‌کنند به اینکه ماهی قرمز و برخی از گونه‌های حیوانی دیگر که در خانه‌ها نگهداری می‌شوند، جزو گونه‌های تزئینی هستند که نمی‌توانند در طبیعت زنده بمانند و باید آنان را در خانه نگه داشت.

 در واقع باید به این دسته یادآوری کرد که خداوند همه موجودات را زنده آفریده و در طبیعت رهایشان کرده است. این ما انسان‌ها بودیم که آنان را وابسته به خویش کرده و بعدها با تغییرات ژنتیکی در آن‌ها، گونه‌های جدیدی به وجود آوردیم که نظم طبیعت را بر هم زدند. خرید و فروش برخی گونه‌های نادر دیگر (همچون سمندر لرستانی، لاک پشت آبی و...) بهانه‌ای شده تا عده‌ای مدعی شوند تلاش برای غیرموجه نشان دادن خرید ماهی قرمز باعث کشیده شدن مردم به سوی حیوانات دیگر شده است. این ادعا که هیچ سند و مدرکی ندارد، کاملاً نادرست است. چرا که اگر مردم را از ابتدا نسبت به خرید ماهی قرمز برحذر می‌داشتیم، بازاری برای خرید موجودات زنده دیگر به وجود نمی‌آمد. بنابراین قابل پیش‌بینی است که اگر خرید ماهی قرمز تداوم یابد، هر سال موجودات تازه‌ای در سفره هفت‌سین دیده شود. آخرین پرسش این خواهد بود که «با بهانه‌های کودکان چه باید کرد؟ به جای ماهی قرمز چه چیزی را جایگزین کنیم؟». پاسخ این است: هیچ چیز! همانگونه که طرفداران برده‌داری با شگفتی می‌پرسیدند اگر قانون ممنوعیت برده‌داری تصویب شود، پس چه کسی کارهای ما را انجام دهد (و این سخن اکنون مضحک به نظر می‌رسد)، مردم هم باید آگاه شوند که قرار نیست برای خوشی کوتاه‌مدت آنان، میلیون‌ها موجود زنده اسیر و کشته شوند. اتفاقاً در برابر درخواست کودکان برای خرید ماهی قرمز، باید از همین کودکی به آنان آموخت که جای هر حیوانی در زادگاه طبیعی‌اش در دل طبیعت است و با این فرهنگ‌سازی بزرگ شوند تا فردا به حق زندگی پلنگ و یوزپلنگ هم با دیده احترام بنگرند. در پایان، همچون چند سال گذشته، پیشنهاد مناظره از سوی کسانی که با ادعای دفاع از سنت‌های ایرانی، خرید ماهی قرمز را ترویج می‌کنند، پاسخ مثبت می‌دهم و البته امیدوارم همانند گذشته، با امتناع آنان روبه‌رو نشوم!

نوروز ماهی قرمز نمی‌خواهد!

 

طرح موضوع

همانند بسا از دیگر مدافعان حقوق حیوانات، من نیز متناوباً از هم‌میهنانمان خواهش کرده‌ام که از ماهی قرمز در سفره‌ی نوروزی استفاده نکنند. طرفداران استفاده از ماهی قرمز نیز به‌نوبه‌ی خود اینجا و آنجا ابراز نظرهایی کرده‌اند و گاه مستقیماً به ما واکنش نشان داده‌اند. در این نوشته کوشیده‌ام عمده‌ی این نظرها و واکنش‌ها را مورد بررسی قرار دهم. با سپاس از شما خواننده‌ی گرامی که وقت می‌گذارید و این مقاله‌ی مفصل را مطالعه می‌کنید، خوشا که متن کامل و یا پیوند آن را در صفحه‌های خود و نیز در تالارها و کامنت‌های گفت‌وگو و بحث با مبلغان استفاده از ماهی قرمز به‌مناسبت نوروز به اشتراک بگذارید... و در ضمن، اگر کم‌وکاست و اشتباهی در نوشته‌ام به چشمتان خورد تذکر دهید تا در ویرایش‌های بعدی تصحیح کنم.

ارتباط موضوع با گیاهخواری

برخی مخالفت با استفاده از ماهی قرمز را منحصر به ما گیاهخواران و مخالفتمان با «سبزی‌پلوماهی» می‌دانند. بدیهی‌ست که ما گیاهخواران از مصرف هرگونه گوشت می‌پرهیزیم و بنابراین ماهی هم نمی‌خوریم. اما درعینحال می‌دانیم که هستند ایرانیان گوشتخواری که آنان نیز با گذاشتن ماهی قرمز در سفره‌ی هفت‌سین مخالف‌اند. گرچه ما به همه‌ی همنوهان خود توصیه می‌کنیم که گوشت نخورند، گرچه گیاهخواری را بهترین رژیم غذایی برای انسان می‌دانیم، اما خوشا که آدم‌های گوشتخوار نیز به سهم خود در کاستن از ستمی که بر حیوانات می‌رود تا حدودی شرکت کنند. به‌عبارت ساده‌تر، فعالیت و کمپین‌های ما در مخالفت با گذاشتن ماهی قرمز در سفره‌ی هفت‌سین مشروط به گیاهخواری نیست بلکه از هر انسانی، حتا گوشتخوار، که در دفاع از حقوق ماهی قرمز گامی بردارد استقبال می‌کنیم. کسی که ماهی معمولی می‌خرد، آن را برای پختن و خوردن می‌خرد. درست است که ماهی در این روند کشته می‌شود، اما ستمی که بر ماهی قرمز می‌رود، از این هم بیشتر است، زیرا در زندانی به نام «استخر» به دنیا می‌آید، گروه‌گروه چپیده در کنار هم‌نوعانش پرورش می‌یابد، سپس به زندانی کوچک‌تر در فروشگاه منتقل می‌شود و پس از فروش در کیسه‌ی پلاستیکی، سرانجام در تنگنای تُنگی شیشه‌یی دور خودش می‌گردد و می‌گردد... و گرچه می‌توانست آزادانه در حدود بیست تا چهل سال در محیطی طبیعی زندگی کند، اما در اسارتگاه‌های ظاهراً «زیبا» و باطناً زشتی که ما انسان‌ها برایش ساخته‌ایم دست بالا دو سه سال «زندگی» و در واقع مردگی می‌کند و سرانجام هلاک می‌شود. به‌عبارت دیگر، در مورد ماهی «خوردنی» می‌توانیم بگوییم که «قربانی» شکم انسان می‌شود، یعنی با مرگش مقداری پروتئین و کانی‌ها به بدن خورنده‌اش می‌رساند، اما چه بگوییم در مورد این ماهی «زینتی» که قربانی هوسبازی‌های مجازی انسان می‌شود!

واکنش مخالفان ما

عمده‌ترین واکنش مخالفان ما در این خلاصه می‌شود که ما را متهم به سنت‌ستیزی می‌کنند. مقاله‌یی با عنوان «پیشینه هزاران ساله ماهی قرمز در ایران» که در سایت «آسمونی» منتشر شده چنین آغاز می‌شود: «چند سال است که در آستانه نوروز برخی از افراد در ستیز با آیین‌های شاد نوروزی، خواستار برپانشدن جشن چهارشنبه سوری، و برچیدن سفره هفت‌سین و حذف سبزه و ماهی قرمز سفره هفت‌سین و خرافه خواندن «سیزده‌به‌در» هستند و برای دست‌یابی به این خواسته‌ها از انتشار هرگونه خبر جعلی یا گزارش نادرست نیز فروگذار نمی‌کنند. اینان در ستیز با ماهی قرمز، یک سال احتمال بیماریزا بودن ماهی قرمز و سال دیگر جوان بودن این سنت و سال بعد وارداتی بودن آن از چین را مطرح کردند که همه این موارد از سوی پژوهشگران و صاحب‌نظران کاملاً رد شده است».

با کمی دقت متوجه می‌شویم که نویسنده همه‌ی این «برخی از افراد» را به یک چوب رانده است، حال آن‌که اگر واقع‌بین باشیم می‌دانیم که ممکن است کسی با استفاده از ماهی قرمز در سفره‌ی هفت‌سین مخالف باشد ولی با چهارشنبه‌سوری و سیزده‌بدر، موافق... ممکن است کسی با این یا آن عادت رایج در جشن نوروز مخالف باشد اما دلیل مخالفتش نه «ستیز با آیین‌های شاد نوروزی» بلکه فراهم‌آوردن شرایطی مناسب برای شادی راستین در این جشن باشد. ممکن است امسال یک دلیل برای استفاده نکردن از ماهی قرمز بیاورد و سال دیگر، دلیلی دیگر به نظرش برسد و آن را ذکر کند... تا آنجا که به احتمال بیماری‌زا بودن مربوط می‌شود، سخنگوی رسمی سازمان دامپزشکی ایران آن را صریحاً تأیید کرده است. در حاشیه، جالب است که در این گزارش رسمی، باخبر می‌شویم که عده‌یی از ایرانیان چنان جاهل و بی‌رحم اند که ماهی قرمز را در یخچال نگهداری می‌کنند. از این نکته که بگذریم، البته ممکن است که کسانی در مخالفت با گذاشتن ماهی قرمز در سفره‌ی هفت‌سین اطلاعاتی ناقص یا غلط داده باشند یا بدهند، اما تنها با کم‌انصافی و غرض‌ورزی می‌توان با توسل به این گونه موارد، همه‌ی ما مخالفان استفاده از ماهی قرمز را به «جعل» خبر متهم کرد و با کسانی که به دلایلی دیگر با آیین‌های نوروزی و یا با کل سنت‌های پیشااسلامی ایران مخالفت می‌کنند به یک چوب راند.

دلیل اصلی ما برای نگذاشتن ماهی قرمز در سفره‌ی هفت‌سین بسیار ساده است: حقوق این حیوان زبان‌بسته که چه باوری مذهبی داشته باشیم و چه دیدگاهی علمی، می‌توانیم بگوییم که خدا یا طبیعت او را برای زیستن در تنگی شیشه‌یی به وجود نیاورده است! در مقابل، شگرد منتقدان ما در توجیه اتهامی که به ما می‌زنند این است که مخالفت ما را در زمره‌ی مخالفت‌های برخی از مسلمانان متعصب با کل مراسم نوروزی ازجمله چهارشنبه‌سوری و سیزده‌به‌در به شمار می‌آورند و حتا گاهی پا را از این هم فراتر می‌گذارند و ما را به جریان‌های اسلامگرا و ایران‌ستیز مانند برخی از آخوندهای ایران و طالبان و داعش تشبیه می‌کنند. واقعیت اما این است که ما نیز مانند هر ایرانی ایرانیادی سنت نوروز را دوست می‌داریم اما یقین داریم که نگذاشتن ماهی قرمز در سفره‌ی هفت‌سین نه‌تنها خدشه‌یی به آن نمی‌زند بلکه معنای راستین این سفره را که نماد خوشامد به باززایی زندگی‌ست برجسته‌تر می‌کند و به ما اجازه می‌دهد که از جان و دل در جشن نوروز شادی کنیم بی‌آن‌که شادی‌مان مستلزم رنج جانداری باشد. وانگهی، کافی‌ست اندکی منطقی و منصف باشیم تا بپذیریم که مایی که در آزار رسانی به ماهی قرمز و دیگر حیوانات شرکت نمی‌کنیم، مایی که برای همه‌ی انسان‌ها و حیوانات حق زندگی طبیعی قائلیم و زندگی‌مان را به‌گونه‌یی سامان می‌دهیم که آزارمان به احدی نرسد، خیلی کمتر به اسلامگرایان افراطی شباهت داریم تا کسانی که به این یا آن بهانه حقوق طبیعی یک جاندار را زیر پا می‌گذارند.

 

پاسداری از سنت‌های کهن

توجیه طرفداران استفاده از ماهی قرمز در سفره‌ی هفت‌سین این است که می‌گویند کمک می‌کند تا از سنت‌های ایرانی پاسداری کنیم. حال ببینیم کسانی که ما را به ایران‌ستیزی و جعل خبر متهم می‌کنند، آیا خودشان به‌راستی ایران‌دوست اند و آیا خبر موثقی از آیین‌های اصیل ایرانی به ما می‌دهند یا نه. چنان‌که در آخرین جمله‌ی نقل قول‌های بخش پیش دیدیم، نویسنده‌ی آن مقاله می‌گوید که همه‌ی نظرهای ما مخالفان استفاده از ماهی قرمز در سفره‌ی نوروز «از سوی پژوهشگران و صاحب‌نظران کاملاً رد شده است». اما اگر سراسر مقاله‌ی مفصلش را مرور کنیم، کمترین اشاره‌یی به نام و نشان این «پژوهشگران و صاحب‌نظران» نمی‌یابیم. کدام صاحب‌نظر، کدام پژوهشگر، در کدام مرجع و منبع معتبر؟

البته اگر حوصله و فرصت جست‌وجو در اینترنت داشته باشیم، مقالات مختلفی در این زمینه می‌یابیم، اما می‌بینیم که تقریباً همگی کم‌وبیش رونوشتی از یک مقاله‌اند، مقاله‌یی که دکتر شاهین سپنتا با عنوان «ماهی قرمز، مهمان کوچک آسمانی بر سفره هفت سین» در وبلاگش «ایران‌نامه» منتشر کرده است. به نظر می‌رسد که شاهین سپنتا مورد احترام خاص برخی از ایرانیان «صاحب‌نظر» است، چنان‌که محمد درویش (که در زمینه‌ی حفظ محیط زیست و حقوق حیوانات در ایران مقام و منصب و حتا شهرتی مردمی دارد) درباره‌ی وی می‌نویسد: «دکتر شاهین سپنتا - دامپزشکی که بیشتر از بسیاری از متخصصان حوزه‌ی فرهنگ و تاریخ، نشان داده که به این کهن بوم و بر دیرینه و مقدس عشق می‌ورزد». علاوه بر این، «کمیته‌ی بین‌المللی نجات پاسارگاد» (که مرکزش در خارج از کشور است و جزو همکاران دولت ایران به‌شمار نمی‌رود) نیز، گرچه مسأله‌ی ماهی قرمز ربطی به اهدافش ندارد، اما ظاهراً چنان با نظرات شاهین سپنتا در دفاع از فرهنگ ایران باستان موافق است که همین مقاله‌ی وی را در سایت رسمی‌اش بازنشر کرده است.

من البته از دیگر نوشته‌ها و فعالیت‌های شاهین سپنتا خبر ندارم، زیرا تنها در همین جست‌وجوی اینترنتی پیرامون «ماهی قرمز» با نامش آشنا شدم. لابد وی در زمینه‌های حفظ محیط زیست و ایران‌شناسی فعالیت‌هایی کرده ، اما آنچه در رابطه با ماهی قرمز نوشته نه‌تنها به‌نظرم اقناع‌کننده نیست بلکه آشکارا با رویکرد علمی منافات دارد. برای نمونه، امروز که وبلاگش را باز کردم، در بالای صفحه (مقاله‌ی مورخ ۲۵ اسفند ۱۳۹۳) چنین خواندم: «چند سال است که دشمنان فرهنگ ایران با انگیزه کمرنگ کردن آیین‌های نوروزی به بهانه‌های مختلف با نمادهای نوروزی همچون حاجی فیروز، چهارشنبه سوری، سبزه و ماهی قرمز هفت سین به مخالفت می‌پردازند. با همه دروغ پراکنی هایی که این عده معدود در سال‌های گذشته در رسانه‌های مختلف درباره ماهی قرمز کردند تا آن را از چشم مردم بیاندازند اما خوشبختانه طبق آمار منتشر شده طی چند سال گذشته، تولید انواع ماهی زینتی از جمله ماهی قرمز هر سال نسبت به سال قبل رشد داشته است».

نوشته‌یی چنین نامستدل و نامستند به‌روشنی نشان می‌دهد که نویسنده‌اش بیش از آن که «پژوهشگر» باشد، به تبلیغگری عقیدتی و جدلی شبیه است که هر کس را مانند خودش نیندیشد «دشمن» فرهنگ ایران خطاب می‌کند و با بی‌انصافی تمام، ما مخالفان استفاده از ماهی قرمز در سفره‌ی نوروزی را با مخالفان حاجی‌فیروز و چهارشنبه‌سوری و غیره و ذالک در یک جوال می‌ریزد و انگاری علم غیب داشته باشد، از انگیزه‌ی ما باخبر است و یقین دارد که هدفمان «کمرنگ‌کردن آیین‌های نوروزی» است. در ادامه خواهیم دید که آیا اویی که ما را به «دروغ‌پراکنی» متهم می‌کند خودش راست می‌گوید یا نه، اما فعلاً به یاد داشته باشیم که چگونه این دامپزشک، قید «خوشبختانه» را در مورد افزایش «تولید انواع ماهی زینتی» به کار می‌برد و می‌افزاید: «ماهی‌های قرمز در حقیقت سفیرهای فرهنگ ایران هستند که بر سفره نوروزی فارسی زبانان و برپادارندگان نوروز می‌نشینند». به‌همین راحتی، موجودی جاندار، نخست زینت‌آلات می‌شود و سپس به مقام سفارت فرهنگی می‌رسد... می‌توان پرسید: مگر جنابعالی رئیس‌جمهور فرهنگ ایران تشریف دارید که سفیرهایی برای دیگر کشورهای فارسی‌زبان تعیین کنید؟!

ماهی قرمز: سفیر فرهنگی ایران ... و میهمان آسمانی!

البته اگر عنوان مقاله‌ی او در مورد ماهی قرمز را در کنار نام خانوادگی‌اش، سپنتا، ملاک قرار دهیم، باید بپذیریم که مقام او بالاتر از ریاست جمهوری فرهنگ ایران و حتا هم‌شأن زردشت است: «ماهی قرمز، مهمان کوچک آسمانی بر سفره هفت سین»!

واژه‌ی پارسی «سپنتا» صرفاً مترادف با کلمه‌ی عربی «مقدس» نیست، بلکه والاترین صفت مینوی نیک است که ذات بی‌آلایش و ستودنی اهورامزدا را می‌سازد و خبرش را زردشت به ما می‌دهد. به‌عبارت دیگر، کسی که ما را به دروغ‌پراکنی متهم کرد، در همین عنوان مقاله‌اش به‌طور ضمنی ادعایی پیامبرانه دارد و می‌گوید که این خدای اصیل ایران است که ماهی قرمز را از «آسمان» به زمین فرستاده تا در میهمانی نوروزی ما شرکت کند و سفیر فرهنگ ایران شود. ظاهراً شاهین سپنتا چنان به راستی و درستی الهام پیامبرانه‌اش باور دارد که حتا لازم نمی‌بیند شاهدی از متن‌های اوستایی بیاورد. اصلاً اهمیتی ندارد که با رجوع به متن‌های اوستایی نمی‌توان استفاده از ماهی قرمز را در سفره‌ی نوروزی توجیه کرد، اهمیتی ندارد که سخنگویان رسمی زردشتیان ایران صریحاً تأکید کرده‌اند که چنین رسمی به‌هیچوجه جزو سنت‌های ایران باستان نیست، اهمیتی ندارد که امیر هاشمی مقدم، کار‌شناس ایران‌شناسی نیز صریحاً گفته که «در هیچکدام از منابع و کتاب‌هایی که درباره نوروز ایرانی نوشته شده، کوچک‌ترین اشاره‌ای به این رسم نشده است»، اهمیتی ندارد که من هم نشانی از این رسم در مراسم نیاکان مهری و زروانی و مانوی و مزدکی نیافته‌ام... مهم این است که یک نفر صاحب‌منصب ایرانی جناب شاهین سپنتا را جزو بهترین «متخصصان حوزه‌ی فرهنگ و تاریخ» ایران به شمار آورده و عده‌یی دیگر او را ضرب در چند کرده معادل با «پژوهشگران و صاحب‌نظران» دانسته‌اند ... و بنابراین وی می‌تواند از خودش حرف در بیاورد و تاریخ‌سازی و افسانه‌پردازی کند که ماهی قرمز از دیرباز در سفره‌ی هفت‌سین ما گذاشته می‌شده و میهمان آسمانی و سفیر فرهنگی ایران است و هرکس که بگوید نه، بی‌تردید جزو دشمنان فرهنگ و آیین‌های‌نوروزی به‌شمار می‌رود!

 افسانه، هنگامی‌که اصیل باشد، معنا و مسمایی دارد. مثلاً می‌توانیم بگوییم که در افسانه‌ی قربانی در تورات، فایده‌ی گوسفندی که خدا بر ابراهیم نازل می‌کند این است که به وی امکان می‌دهد پسرش را سر نبرد... اما آیا می‌توان برای ماهی قرمز در این افسانه‌سازی من‌درآوردی «میهمان آسمانی» فایده‌یی تصور کرد؟ تنها «فایده» اش همین است که به یک دامپزشک امکان دهد که جانشین ناخلف زردشت شود، یعنی مانند نخستین پزشک راستین در باورهای ایرانی سخن بگوید اما یکی از مهم‌ترین آرمان‌های این پیامبر نیکخواه را که رعایت حقوق حیوانات است با خیال راحت زیر پا بگذارد و رنج ماهی قرمز را در مراسم نوروز خواست خدا جلوه دهد!

 

اما حتا اگر این ادعای شاهین سپنتا راست باشد که ما عده‌یی «معدود» هستیم، یعنی حتا اگر ما گیاهخواران ایران به‌اضافه‌ی زردشتیان امروزی و دیگر انسان‌های متخصص و غیرمتخصص و نیز گوشتخوارانی که با گذاشتن ماهی قرمز در سفره‌ی هفت‌سین مخالف‌اند اقلیت کوچکی را تشکیل بدهیم، خوشبختانه نظر ما، برخلاف نظر شاهین سپنتا و هم‌نظرانش، هم با میراث نیاکان باستانی‌مان همخوان است، هم با آیین راستین نوروز، هم با اصول اخلاق، و هم با دستاوردهای دانش مدرن. در حالی‌که شاهین سپنتا و هم‌نظرانش از افزایش تولید ماهی قرمز، یعنی از افزایش آزار بر این حیوان زبانبسته ابراز خوشبختی می‌کنند، ما نیز به‌نوبه‌ی خود خوشبختیم که در حد توانمان از آزاررسانی به حیوانات و محیط زیست و خدشه‌زدن به میراث فرهنگی نیاکان کهنمان می‌کاهیم و در ساختن آینده‌یی عاری از جهل و ستم سهمی ادا می‌کنیم.

باری، نوشته‌ی شاهین سپنتا در مورد ماهی قرمز مفصل است و اطلاعات جسته‌گریخته و درست‌ و نادرست فراوانی در آن هست، اما عمده‌ی استدلالش بر دو مغلطه بنا شده است: نخستین مغلطه این است که با انشانویسی و تعریف و تمجید از آیین نوروز و طول و تفصیل در مورد جزئیات آن می‌کوشد به‌طور ضمنی برای استفاده از ماهی قرمز در سفره‌ی هفت‌سین چنان اهمیتی قائل شود که حذف کردنش در ذهن خواننده مترادف با لطمه‌زدن به آیین نوروز تلقی شود... در این زمینه، شیوه‌ی او به‌سادگی همان شیوه‌ی عوامفریبانه در تبلیغات تجاری است: تبلیغ‌کننده با تکیه بر یک یا چند مطلوب کلی، مثلاً «زیبایی» و «فرهنگ»، می‌کوشد این یا آن کالا را جز «لوازم» زیبایی و فرهنگ‌دوستی جلوه دهد تا مشتری آن را بخرد. حرف من البته این نیست که شاهین سپنتا حتماً از تولیدکنندگان و فروشندگان ماهی قرمز پول گرفته تا برایشان تبلیغ کند، بلکه می‌گویم که شیوه‌ی گفتارش، گرچه ظاهراً «فرهنگی» است، اما اساساً تفاوتی با تبلیغات تجاری شبه‌فرهنگی ندارد. نمونه: «نهادن ماهی قرمز، این میهمان همه ساله سفره هفتسین بسیاری از خانواده‌های ایرانی که کوچک‌ترها خیلی به آن علاقه دارند، بر سفره هفت‌سین بنیانی فرهنگی دارد». بگذریم از انشای ناشیوای جمله‌ها که از یک پژوهشگر بعید است... مضمون نوشته بیانگر شیوه‌ی تبلیغگری است که می‌کوشد مخاطب را «مشتری» کند: از سویی به مخاطب بزرگسالش اطمینان می‌دهد که با خرید ماهی قرمز کاری «فرهنگی» می‌کند و از سوی دیگر دلش را نرم می‌کند که به خاطر خوشحالی کودکان هم که شده از خرید ماهی قرمز برای نوروز غافل نشود.

مغلطه‌ی دوم به شیوه‌ی استدلال شاهین سپنتا در توجیه «بنیان فرهنگی» ماهی قرمز در مراسم نوروز مربوط می‌شود. ما گفته‌ایم و می‌گوییم که استفاده از ماهی از قرمز در سفره‌ی نوروزی جزو سنت‌های اصیل ایرانی نیست... و شاهین سپنتا، برای آن‌که خلاف گفته‌ی ما را ثابت کند، «تاریخچه» می‌نویسد: «ماهی قرمز، تاریخی چند هزارساله را پشت سر نهاد تا به عنوان قدیمی‌ترین ماهی خانگی یا زینتی به حوض خانه‌های مردم و آب نماهای عمومی راه یافته است و مهمان کوچک نوروزی سفره‌های هفت‌سین ایرانیان شده است». سپس برای توجیه این ادعا یک رشته اطلاعات کلی جمع‌آوری‌شده از دانشنامه‌های عمومی را پشت سر هم ردیف می‌کند، از چین و ژاپن به پرتغال و فرانسه و دیگر کشورها می‌رود، و سرانجام به افغانستان می‌رسد... اما در سراسر نوشته‌ی او (همچنان‌که در سراسر آن مقاله‌ی دیگر، «پیشینه هزاران ساله ماهی قرمز در ایران»، هیچیک از نمونه‌های ذکر شده ثابت نمی‌کند که نیاکان باستانی ما در سفره‌ی نوروزی‌شان ماهی قرمز در تنگ شیشه‌یی می‌گذاشته‌اند، بلکه همه و هرچه که در این مقاله‌ها گفته شده و عکس‌ها و تصویرهای تندیس و نقاشی و قالی و دیگر و دیگر...  صرفاً نشان می‌دهد که ایرانیان از دیرباز این ماهی را می‌شناخته‌اند و در برخی از هنرهای خود نقشش را رقم می‌زده‌اند. خب بدیهی‌ست که ایرانیان این نوع و آن نوع ماهی را از دیرباز می‌شناخته‌اند، بدیهی‌ست که مانند بسا از دیگر مردمان از تصویر ماهی و البته دیگر حیوانات در هنرهای خود استفاده می‌کرده‌اند، اما هیچیک از این‌ها ثابت نمی‌کند که ماهی قرمز جزو آیین‌های اصیل نوروزی بوده است!

جالب است که نویسندگان این مطالب، انگاری خودشان بدانند که حرف‌هایشان نه سندیت تاریخی دارد و نه استدلال علمی، متناوباً به حدس و گمان و تعبیر و تفسیر شخصی متوسل می‌شوند. برای نمونه، شاهین سپنتا می‌نویسد: «به نظر می‌رسد که رنگ «سرخ» این ماهی به عنوان نماد یا نشانه مهر، پیروزی، شادی، سرزندگی و برکت معنا می یابد»... بله، به نظر می‌رسد، اما به نظر شما! جناب «پژوهشگر متخصص»، پس از این ابراز نظر شخصی، به «اهمیت رنگ قرمز در دیگر سنت‌های نوروزی» اشاره می‌کند: «روبان سرخ » به دور سبزه، «تن‌پوش سرخ» حاجی فیروز، «پارچه قرمز» بر سردر خانه‌ها در برخی از نقاط  تاجیکستان، آتش جشن چهارشنبهسوری و طلب « سرخی » از آتش پاک، «سیب سرخ» در هفت‌سین... انگار نه انگار که از دیدگاه علمی، با توسل به این نمونه‌ها دست بالا می‌توان نشان داد که چرا عوام به استفاده از ماهی قرمز روی آورده‌اند، اما نمی‌توان ثابت کرد که چنین رسمی جزو آیین‌های نوروز در ایران باستان بوده است! در حاشیه‌ی این ابراز نظرها البته متوجه می‌شویم که چگونه این دامپزشک، درست مانند همان عوام، فراموش می‌کند که ماهی قرمز، گرچه قرمز است، اما موجودی جاندار است نه یک «چیز» بی‌جان مانند «روبان» و پارچه... تا چه اندازه وجدانمان باید در خواب باشد یا ریاکار باشیم که موجودی جاندار را که در یک تنگ کوچک زندانی کرده‌ایم «میهمان» بنامیم و «نشانه‌ی مهر»؟!

از این هم چشمگیرتر: جناب «پژوهشگر» در ادامه‌ی سفسطه‌هایش، از مشاهدات شخصی‌اش در همایون‌شهر مثالی می‌آورد که به خیال خودش گواهی بر درستی ادعایش است اما درواقع برخورد غیرعلمی وی را به نمایش می‌گذارد: «به خاطر همزمانی نوروز با مناسبت‌های سوگواری مذهبی ماه محرم، مردم این منطقه که باورهای عمیق مذهبی دارند به نشانه سوگواری، از خرید نمونه‌های قرمز ماهی سفره هفت سین خودداری می‌کردند و فروشندگان ماهی برای جلب رضایت مشتری، انواع سیاه رنگ (با خال های درشت سیاه یا تمام سیاه) این ماهی را به فروش می‌رساندند». به‌این‌ترتیب، «به نظر می‌رسد» که به‌نام رعایت «فرهنگ» و «سنت»، می‌توان از خرافاتی به خرافاتی دیگر پل کشید و نه‌تنها ماهی‌های قرمز بلکه نیز ماهی‌های سیاه را هرچه بیشتر زجر داد!

حدسیات و به نظر رسیدن‌های جناب دکتر البته به همینجا ختم نمی‌شود چرا که برای توجیه آزاررسانی به ماهی قرمز دلیل مهم دیگری نیز به نظرش می‌رسد: «درباره فلسفه نهادن ماهی قرمز بر سر سفره هفت‌سین دلایل گوناگونی را برشمرده‌اند اما به نظر این نگارنده، ماهی‌قرمز نماد برج «حوت» یا «برج ماهی» در « گاهشماری هجری شمسی بُرجی» است که سال‌ها به طور غیر رسمی در ایران رواج داشت».

کدام «فلسفه»؟ چه کسانی و در کجا این «دلایل گوناگون» را برشمرده‌اند؟ جناب «نگارنده» نه‌تنها به هیچیک از آنان ارجاعی نمی‌دهد، بلکه برای همان دلیل خودش نیز کمترین توجیه علمی ندارد و صرفاً با تکیه به این‌که «ماهی» نام یکی از برج‌هاست، حدس می‌زند، یا عقیده دارد («به نظر این نگارنده») که چنین بوده است: «به نظر می‌رسد که زیر تأثیر این گاهشماری، «ماهی قرمز» نیز به عنوان نمادی از «برج حوت» در هنگام حلول سال نو بر سر سفره هفت‌سین می‌نشیند تا سال از «برج حوت» به «برج حمل» تحویل شود».

نخیر، ماهی قرمز بر سر سفره‌ی هفت‌سین نمی‌نشیند، بلکه نشانده می‌شود! وانگهی، آیا کافی‌ست که چنین به نظر «نگارنده» برسد تا مای خواننده باور کنیم که واقعیتی تاریخی بوده ا‌ست؟! ناتوانی نویسنده در اثبات درستی نظرش آنجایی چشمگیرتر می‌شود که مطلبی از «بندهش» نقل می‌کند. به‌عبارت دیگر، معلوم است که متن‌های مزدیسنایی را زیر و رو کرده تا شاید چیزی در تأیید نظرش بیابد، اما تنها همین را یافته که در این متن گفته شده که اهورامزدا این را آفرید و آن را آفرید... و «ماهی» نام یکی از ستارگان دوازده‌گانه است! اما آیا اهورامزدا از زبان زردشت و یا یکی از موبدان ایران باستان گفته است که ماهی را در تنگی شیشه‌یی حبس کنید و بنشانید سر سفره تا سال از برج حوت به برج حمل تحویل شود؟ نه! آیا در دیگر متن‌های اوستایی یا ساسانی یا مانوی یا مزدکی یا حتا در نخستین سده‌های پس از اسلام نشانی از چنین رهنمودی وجود دارد؟ نه!

من البته هیچ مخالفتی ندارم با این که ایرانیان امروزی، اگر دلشان می‌خواهد، مجسمه یا نقاشی ماهی بر سر سفره‌ی نوروزی‌شان بگذارند، اما اگر گذاشتن یک ماهی واقعی و زنده در تنگ شیشه‌یی نماد گذار از برج حوت به برج حمل می‌بود، قاعدتاً می‌بایست یک گوسفند هم در کنار سفره بنشانیم تا نمادمان نماد شود! تعبیر و تفسیر من‌درآوردی هم حدی دارد! نه شاهین سپنتا نه هیچکس دیگر تا کنون به‌روشی دانشگاهی ثابت نکرده که نیاکان باستانی ما ماهی قرمز در تنگ شیشه‌یی بر سر سفره‌ی نوروزی می‌گذاشته‌اند... برای آنکه ثابت کنیم چنین رسمی وجود داشته، باید نشانه‌های وجود خود آن رسم را در مراسم مردمان کهن کشورمان نشان دهیم نه این‌که بگوییم ایرانیان از دیرباز ماهی قرمز را می‌شناخته‌اند یا ماهی را نشانی از آناهیتا می‌دانستند.... درست برخلاف القای شاهین سپنتا و مقلدانش، هر اندازه بیشتر ثابت کنیم که ماهی در متن‌های مقدس نیاکان ما جایگاهی والا داشته، در واقع این احتمال را بالاتر برده‌ایم که از گذاشتنش در تنگی کوچک می‌پرهیخته‌اند، چون اگر معیارمان زردشتیان و مانویان باشند، هر رسم فرهنگی‌شان پیش از هرچیز از برای «خشنودی یزدان» پدید آمد... و این را دیگر هرکسی می‌داند که اهورامزدا از آزاررسانی به جانداران نه‌تنها خشنود نمی‌شود بلکه اصلاً زردشت را ازجمله برای همین به میان ما فرستاد تا ما را مدافع حقوق جانداران بار بیاورد.

 

پاسداری از سنت‌های پساباستانی

برخی از دیگر مخالفان ما، دستکم در این نکته با ما هم‌نظرند که سابقه‌ی استفاده از ماهی قرمز در سفره‌ی هفت‌سین به آیین‌های اصیل نوروزی در ایران باستان نمی‌رسد. اما استدلال‌های آنان نیز در مخالفت با ما همراه با مغلطه است. نمونه‌ی برجسته‌ی این مغلطه‌ها را در مقاله‌یی خواندم که یکی از کاربران فیسبوک با عنوان «سنت هایمان را پاس بداریم» در برگه‌ی فیسبوک خود منتشر کرده است. البته ممکن است شما نتوانید این مطلب را باز کنید چون تنها برای «دوستان دوستان» قابل رؤیت است و نه برای «همگان». اما عمده‌ی رهنمودهای آن برگرفته از مطالب مشابهی‌ست که در اینترنت منتشر شده، از جمله در سایت «بیتوته» که خود نویسنده به آن اشاره کرده، و نیز در مقاله‌یی با عنوان «چگونه از ماهی قرمز عید خود نگهداری نماییم»، در سایت «دانش‌های ایران».

خلاصه‌ی این استدلال متفاوت در دفاع از گذاشتن ماهی قرمز در سفره‌ی نوروزی چنین است: «سنت‌های یک جامعه لزوماً ریشه در دوران کهن نداشته و هر امری که در جامعه پذیرفته شد و جا افتاد، سنت آن جامعه بحساب می‌آید، مانند قرار دادن قرآن و یا کتاب مقدس مذاهب دیگر، کتاب حافظ یا فردوسی، نقل و انواع شیرینی‌ها و نظائر آن بر سر سفره هفت سین، که مسلماً از اجزاء خوان نوروزی در عهد کهن نبوده‌اند».

اما حتا اگر این حکم را بپذیریم که «هر امری که درجامعه پذیرفته شد و جا افتاد، سنت آن جامعه به حساب می‌آید»، باز نمی‌توانیم نتیجه بگیریم که الزاماً باید آن را رعایت کرد، زیرا ممکن است «امری» در جامعه جا بیفتد و پذیرفته شود که با اصول اخلاق و یا رعایت بهداشت و محیط زیست جور در نیاید. این را دیگر دستکم هر آدم تحصیل‌کرده‌یی می‌داند که یک جامعه هنگامی به‌راستی اعتلا می‌یابد که پیشگامان فرهنگی‌اش مردم را از سنت‌های نادرست بپرهیزانند. نمونه‌اش سنت قربانی کردن گاو و دیگر حیوانات در ایران باستان بود. اگر اندکی با میراث مزدیسنایی آشنا باشیم، می‌دانیم که یکی از مهم‌ترین نوآوری‌های زردشت در اصلاح سنت‌های رایج در ایران آن زمان این بود که گفت قربانی کردن حیوانات برای یزدان لازم نیست. زردشت بسا سنت‌های رایج در ایران زمان خودش را نادرست اعلام کرد و سنت‌هایی مناسب برای خشنودی اهورامزدا و فرزندانش پیشنهاد داد. در تاریخ بشر بسا از مردمان بسا سنت‌های نادرست داشته‌اند و هنوز هم دارند، ازجمله سنت‌هایی مانند آدمخواری، برده‌داری، ختنه‌کردن زنان، تف کردن در خیابان، آشغال ریختن در جوی آب... و ماهی قرمز گذاشتن در سفره ی هفت‌سین! اما تحول به‌سوی تمدن مستلزم کنار گذاشتن هرگونه سنت جاهلانه است!

وانگهی، گرچه بدیهی‌ست که هر کسی مختار است بنا به باورهای مذهبی یا عقیدتی خودش «چیزی» بر سفره‌ی نوروزی بیفزاید، اما ماهی یک «چیز» نیست، موجودی جاندار است... نه نقل و آجیل و شیرینی و کتاب! از گذاشتن شاهنامه یا تورات و انجیل و قرآن و دیوان حافظ و هر کتاب دیگری بر سر سفره‌ی نوروزی... آزاری به جانداری نمی‌رسد، اما چقدر باید چشم وجدانمان بسته باشد که نبینیم این ماهی بیچاره یک شیء نیست بلکه جان دارد و دارد همینطور در یک وجب جا به دور خودش می‌گردد تا شاید راه نجاتی بیاید!

نویسنده‌ی مقاله گرچه قبول دارد که رسم ماهی قرمز در سده‌های اخیر وارد ایران شده، اما برای توجیه آن مرتکب مغلطه‌ی دیگری نیز می‌شود: «ایران مهد تمدن جهانی بوده و سهم بسیاری در تمدن بشری داشته و موارد بسیاری را به ملل دیگر عالم عرضه نموده و درمقابل از آن‌ها هم گرفته است. اینکه مبداء یک رسم کجا بوده و از کدام کشور به فرهنگ ما واردشده است در این مورد خاص از اهمیتی برخوردار نمی‌باشد». شاهین سپنتا نیز در مقاله‌اش به همین نوع سفسطه متوسل شده می‌گوید که اگر قرار باشد رسم ماهی قرمز را به این دلیل که از چین آمده کنار بگذاریم، پس باید دیگر چای هم ننوشیم، چون چای نیز از چین وارد ایران شده است! این‌جاست که باز می‌بینیم چگونه آدمی که دامپزشک است و قاعدتاً بهتر از هرکس دیگری تفاوت میان گیاه و حیوان را می‌داند، به‌راحتی خلط مبحث می‌کند. چای در آب داغی که رویش می‌ریزیم تا دم بکشد و بنوشیم هیچ رنجی نمی‌کشد، و اگر هم بکشد رنجش قابل مقایسه با رنجی نیست که ماهی قرمز کوچولو در تنگ شیشه‌یی می‌کشد! ماهی بیچاره‌یی که باید به هر سازی که برخی از انسان‌های به‌اصطلاح «متخصص» می‌زنند برقصد: هم زینت‌آلات باشد، هم سفیر فرهنگی ایران، هم میهمان آسمانی، و هم همردیف چای!

اما بسیار خب، گیریم که در این «مورد خاص» اهمیتی ندارد که ایرانیان این رسم را از کدام کشور گرفته‌اند، ولی نمی‌توانیم فراموش کنیم که اگر کشور ما زمانی مهد تمدن شد، یک دلیل مهمش همین بود که نیاکان باستانی ما رسم‌های بی‌رحمانه را کنار گذاشتند و در مقایسه با بسیاری از دیگر مردمان معاصرشان، حقوق بشر و حیوان را بهتر رعایت می‌کردند... و اگر امروزه کشور ما دیگر در زمینه‌ی تمدن پیشتاز نیست، یک دلیلش همین است که ما ایرانیان، با گذشت زمان، اجازه دادیم بسا غل‌وغش‌ها و عادت‌های بد وارد رسم‌های خوبمان شود. از لحاظ اصولی، البته هیچ عیبی ندارد که در دادوستد فرهنگی، از انیرانیان چیزی بیاموزیم و رسمی از ایشان نیز جزو مراسم ما شود، اما به‌شرطی که نشانی راستین از «تمدن» در آن باشد و مراسم ما را به‌راستی غنی‌تر کند، نه این‌که نشان عقب‌ماندگی اخلاقی و فرهنگی و مایه‌ی حیوان‌آزاری باشد. البته که ما مختاریم رسم نوروز را غنی‌تر از آنچه هست کنیم، البته که مختاریم که با توجه به باورهای مذهبی و عقیدتی جدیدمان و دستاوردهای زندگی مدرن، چیزهایی به آن بیفزاییم، اما باید به یاد داشته باشیم که مراسم نوروز تنها تا آنجایی آیینی به‌راستی خجسته و میراثی واقعاً فرهنگی باقی می‌ماند که با آرمان‌های اخلاقی نیاکان نیک‌گفتار و نیکوکارمان همخوان باشد، یعنی به‌راستی در بزرگداشت «زندگی» باشد، یعنی از برگزاری آن آسیبی به جانداران و محیط زیستشان نرسد، یعنی چنان باشد که حافظ به بهترین شکلی همه‌ی فلسفه‌ی اخلاقی نیاکان ما را در یک بیت خلاصه کرده است: مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن... که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست!

مراقبت و نگهداری

مبلغان استفاده از ماهی قرمز در سفره‌ی هفت‌سین البته رهنمودهای مفصلی نیز برای «مراقبت و نگهداری» از این موجود «تزئینی» به‌منظور «تلف» نشدنش می‌دهند: پاکیزگی آب، دمای مناسب، تغدیه، تلنگر نزدن به تنگ آب، ظرف مناسب ... رهنمودهایی بسیار دقیق اما چنان فراوان و به‌قول خودشان «تخصصی» که می‌توانیم مطمئن باشیم کمتر کسی آن‌ها را رعایت خواهد کرد، به‌خصوص که ایام عید است و هر کسی هزارویک مشغولیت فکری و عملی دیگر دارد.

اما حتا اگر فرضمان را بر این بگذاریم که همگان چنان «بافرهنگ» و دلسوز و وظیفه‌شناس تشریف دارند که این رهنمودها را به‌خوبی رعایت خواهند کرد، باز کافی‌ست آن‌ها را با هوشیاری مرور کنیم تا دریابیم که شباهتی عجیب دارند به رهنمودهایی که به یک زندانبان داده می‌شود تا به‌خوبی از زندانی «مراقبت» کند! از همه جالب‌تر رهنمود «ظرف مناسب» است: «باید توجه داشته باشیم که چنانچه ظرف نگهداری ماهی کوچک و تنگ بوده و شیشهای نباشد، ماهی قرمز دچار بی‌اشتهایی و سرانجام مرگ خواهد شد. بدین منظور بایستی به جای نگهداری ماهی قرمز در تنگهای کوچک و نامناسب، از ظروف شیشهای و یا تنگهای شیشهای مناسب و بزرگتر استفاده شود تا ماهی علاوه بر احساس آزادی و راحتی، از اکسیژن بیشتری در آب برخوردار بوده و شرایط مناسب‌تری برای زیست داشته باشد.»

عجب! پس نویسنده می‌داند که ماهی نیز می‌تواند «احساس» داشته باشد! چه خوب، اما درجه‌ی احساس خودش که این رهنمود را می‌دهد چقدر است؟ به‌عبارت دیگر، تا چه اندازه وجدانش بیدار است یا در خوابی عمیق فرو رفته که می‌گوید اگر ماهی را در تنگی «بزرگ‌تر» بگذاریم، «احساس آزادی و راحتی» خواهد کرد؟ می‌دانیم که تنگ‌های معمولی و رایج یک وجب بیشتر جا ندارند، پس این پرسش «تخصصی» پیش می‌آید که تنگ مطلوب چقدر باید «بزرگ‌تر» باشد تا «مناسب» شود؟ دو وجب؟ یک متر مکعب؟ بیشتر؟ چطور است اصلاً بر سر سفره‌ی نوروزی... آکواریوم بگذاریم؟! در این صورت، تا چه اندازه باید قادر باشیم به خودمان و دیگران دروغ بگوییم که یک ماهی در درون آکواریوم «احساس آزادی و راحتی» خواهد کرد چراکه فضای زندگی‌اش چند وجب بیشتر از همنوعش در تنگ یک‌وجبی‌ست؟! البته که یک زندانی ترجیح می‌دهد سلولی «بزرگ‌تر» و «مناسب» داشته باشد، اما کدام زندانی است که در زندان، هر اندازه بزرگ و مناسب، احساس آزادی و راحتی کند؟! وانگهی، زندانی معمولاً جرمی مرتکب شده... و حتا در صورت محکومیت به حبس ابد، می‌تواند امیدوار باشد که شاید با خوشرفتاری تخفیفی بگیرد و روزی آزاد شود. اما ماهی قرمز چه جرمی مرتکب شده و کدام دادگاه صالحه او را به حبس در تنگ شیشه‌یی محکوم کرده... و کجاست امید آزادی‌اش؟!

نه، سرنوشت ماهی قرمزی که گرفتار هوا و هوس انسان‌های کم‌انصاف و پرمدعا شده، نه‌تنها از وضع یک زندانی بلکه از حال و روز یک برده هم بی‌رحمانه‌تر است... زیرا برده گرچه بیگاری می‌کند اما می‌تواند هر از گاهی از خانه‌ی ارباب بیرون برود. ماهی قرمز اما باید از درون زندانی به‌نام تنگ شیشه‌یی بیرون را ببیند اما نتواند به بیرون برود و همینطور دور خودش بگردد و بگردد و بگردد... تا صاحب ایرانی امروزی‌اش بتواند احساس خشنودی کند که بله، دارم «بنیان فرهنگی» ایران را گرامی می‌دارم و از برج حوت به برج حمل می‌روم و به آناهیتا ادای احترام می‌کنم! آناهیتا اما اگر همان خدادوشیزه‌ی خویشاوند با اهورامهر و اهورامزدا باشد، یکی از ویژگی‌هایش پاسداری از «آبان» ایران است، یعنی از آب‌های بارنده و باریده و جاری در طبیعت و ساکنان زنده‌ی دریا و رودخانه و برکه... شرمتان باد که از نام خجسته‌ی آناهیتا برای توجیه اسارت ماهی قرمز در تنگ آب سوءاستفاده می‌کنید! آناهیتایی که آناهیتا باشد از دیدن ماهی قرمز در تنگ آب، چه مساحتش یک وجب باشد چه ده وجب، نه‌تنها خوشنود نمی‌شود بلکه اشک می‌ریزد و تأسف می‌خورد که چگونه عوام ایرانی به این حیوان زبان‌بسته ظلم می‌کنند و چگونه عده‌یی از خواص و متخصصان عوامفریب این ستمکاری را نشان پاسداری از فرهنگ ایران جلوه می‌دهند!

آری، این «احساس آزادی و راحتی» که به ماهی قرمز در تنگ بزرگ‌تر نسبت داده می‌شود فریبی بیش نیست، یعنی دروغی که به گویندگان و باورکنندگانش اجازه می‌دهد وجدان خودشان را به خوابی عمیق‌تر فرو برند و احساس آزادی و راحتی بیشتری کنند، به‌ویژه که می‌گویند این ماهی قرمز به دلیل «مقاوم» بودنش برای ایفای چنین نقشی برگزیده شده است. همان‌طور که انسان مثلاً برای چرخ‌های ماشینش از میان مارک‌های مختلف موجود در بازار، آن مارکی را می‌خرد که به «مقاوم» بودن مشهور شده، تجربه ثابت کرده که از میان ماهی‌های گوناگون، جنس این ماهی قرمز هم برای مقاومت در تنگ شیشه‌یی بسیار اعلاتر از ماهی‌های دیگر است، چون حتا اگر هیچ رسیدگی هم به آن نکنید، حتا اگر آن را در یخچال بگذارید، می‌توانید مطمئن باشید که دستکم از هنگام خرید تا موقع سال تحویل «تلف» نخواهد شد و شاید تا سیزده‌به‌در هم دوام بیاورد و «میهمان آسمانی» شما باشد!  

سرانجام ماهی قرمز

خب، عید نوروز را به خوبی و خوشی برگزار کردیم... حالا با این میهمان آسمانی زیبا و کوچولو چه باید کرد؟ سخنگوی «پاسداران» فرهنگ و سنت‌های ایرانی پاسخ می‌دهد: «چنانچه بعد از این ایّام، امکان نگهداری از ماهی برای عزیزان وجود نداشته باشد توصیه می‌گردد که به فروشگاههای ماهی حتی بطور مجانی تحویل داده شوند. به امید سالی پر بار و نوروزی پیروز و پایدار برای همه هموطنان عزیز». والسلام!

به‌عبارت دیگر، اگر ماهی را به مغازه‌دار بفروشید، نوروزتان «پربار» تر می‌شود چون پولی هم گیرتان می‌آید، اما خب، اگر نشد، آن را «حتی بطورمجانی» بدهید برود پی کارش و خیال خودتان را راحت کنید، چون به‌هرحال، همچنان‌که در مورد فرهنگ و سنت‌های ایران به شما «عزیزان» اطمینان داده شد، در این مورد نیز می‌توانید یقین داشته باشید که ماهی‌فروش عزیز به بهترین وجهی از این زینت‌آلات عزیز «مراقبت» خواهد کرد: در ظرف‌هایی بسیار بزرگ‌تر و مناسب‌تر... یعنی مثلاً در وان‌های حمام... با این مزیت قابل توجه که این «سفیر فرهنگی ایران» دیگر در تنگی شیشه‌یی تنها نخواهد بود بلکه در وان حمام به خیل بی‌شماری از دیگر سفیران فرهنگی خواهد پیوست و در آنجا دسته‌جمعی، استعداد «مقاوم» بودنشان را برای چندین و چند نوروز آینده به نمایش خواهند گذاشت... آری «به نظر می‌رسد» که خدا چون از علاقه‌ی ملی ایرانیان عزیز به بنیان‌های فرهنگی و آیین‌های نوروز باستانی خبر داشته، به این ماهی عمر طولانی و مقاومت کافی عطا فرموده است!

چنین است که یکی دیگر از محسنات ماهی قرمز که ما مدافعان حقوق حیوانات به آن توجهی نداریم و دوستداران ماهی قرمز لازم می‌دانند آن را به ما تذکر دهند... این است که خریدوفروش آن مایه‌ی امرار معاش گروهی از هم‌میهنان عزیز می‌شود... و مایی که آن را از سفره‌ی نوروزی خود حذف می‌کنیم هدفمان کساد کردن بازار ایشان است. پس «خوبست که همه ما ایرانیان از قیام برعلیه سنت‌های معمول و رایج خود که درضمن محل درآمد و روزی عده ای محتاج است کوتاه بیائیم».

خب البته ایران امروزه بسا محتاجان دیگر نیز دارد... اما اگر بخواهیم با تکیه به چنین مغلطه و سفسطه‌یی در برآوردن احتیاجشان شرکت کنیم، لازم می‌شود که علاوه بر پرهیز از قیام و خرید ماهی قرمز، کارهای دیگری نیز بکنیم و از کمک به درآمد آنان نیز کوتاه نیاییم... مثلاً چطور است یکدیگر را به ارتکاب جرم‌های گوناگون تشویق کنیم؟! چرا؟ زیرا هر چه بیشتر به زندان بیفتیم، مایحتاج معمارها و بناها و کارگران ساختمانی عزیز که در ساختن زندان‌ها شرکت می‌کنند و به‌ویژه صنف محترم زندان‌بان‌های عزیز بیشتر تأمین می‌شود! شوخی نمی‌کنم: هنگامی‌که معیارمان تنها محتاج بودن شخص باشد، اگر شخص محتاج... هروئین و مال دزدی هم بفروشد... باید بخریم!

اما اگر واقعاً حرف حساب حالی‌مان بشود، می‌دانیم که محتاج بودن در این گونه موارد هنگامی معنا و مسما دارد که اولاً درستکاری شرط اصلی باشد و ثانیاً ملاک گزینشمان قیاسی باشد: یعنی هر چیزی را از هر محتاجی نخریم، بلکه مثلاً گل را از یک دستفروش خیابانی بخریم نه از یک مغازه‌ی گلفروشی، زیرا دستفروش به‌احتمال زیاد محتاج‌تر از گلفروش مغازه‌دار است. اما اگر قصدمان فقط برآوردن نیاز مالی یک انسان محتاج است، خب می‌توانیم مقداری پول به او بدهیم و هیچ چیزی از او نگیریم و در ضمن نصیحتش کنیم که برود شغل خوبی پیدا کند و چیز دیگری بفروشد که با معیارهای اخلاقی جور درآید.

تا آنجایی که به انسان ایرانی مربوط می‌شود، ماهی قرمز نه‌تنها ضرورتی برای سفره‌ی نوروزی‌اش ندارد بلکه لکه‌ی ننگی بر آن است! تا آنجایی که به حق زندگی این حیوان مربوط می‌شود، خریدوفروش آن به هر دلیل و بهانه‌یی موجب تداوم ظلمی می‌شود که انسان‌ها بر او روا می‌دارند، زیرا درست است که زیباست و شاید فروشنده‌اش آدمی محتاج باشد، اما خدا یا طبیعت او را برای زندگی در محیط طبیعی خودش به وجود آورده نه برای برآوردن احتیاج یک محتاج یا بازی کردن نقش «زینتی» در سفره‌ی شما یا هر نقش من‌درآوردی فرهنگی که ریاکارانه به او نسبت می‌دهید تا با خیال راحت رنج طولانی و مرگ زودرسش را ندیده بگیرید!

 

پایان سخن

خلاصه کنیم: مخالفت ما با استفاده از ماهی قرمز در سفره‌ی نوروزی بخشی از مخالفت کلی‌مان با زیرپا گذاشتن حقوق حیوانات است. این مخالفت نه‌تنها هیچ مغایرتی با بزرگداشت نوروز ندارد بلکه یکسره در خدمت به آرمان‌های والای این سنت کهن و پالایش آن از افزوده‌های نالازم و بیهوده و زیانبار است. نه‌تنها همه‌ی ما گیاهخواران ایران با چنین رسم نادرستی مخالفیم، بلکه سخنگویان رسمی زردشتیان ایران نیز صریحاً اعلام و تکرار کرده‌اند که رسم ماهی قرمز در سفره‌ی نوروزی «به هیچ‌وجه از سنت زرتشتیان و ایرانیان باستان نبوده و نمی‌باشد». پیشنهاد ایشان که ما و بسا دیگر ایرانیان با جان و دل آن را پذیرفته‌ایم این است که یک تنگ آب تازه بر سر سفره‌ی نوروزی بگذاریم که البته می‌توانیم برگ آویشن و یا سیبی سرخ در آن بیندازیم. اگر هم می‌خواهید با همه‌ی نمادهای هفت‌گانه‌ی سفره‌ی «هفت‌چین» آشنا شوید و همه‌ی جزئیات آن را به‌سبک نیاکان و هم‌میهنان زردشتی‌مان بچینید، به سایت انجمن موبدان تهران سری بزنید.

هر جامعه‌یی رسم‌های درست و نادرستی دارد. به‌طور کلی، هر رسمی که موجب آزار و مرگ جانداران و یا آسیب رسیدن به محیط زیست شود، نادرست است و اصول اخلاق حکم می‌کند که آن را کنار بگذاریم. از دیدگاه اخلاقی، شما در صورتی حق دارید ماهی قرمز در سفره‌ی نوروزی‌تان بگذارید که خود این ماهی چنین اجازه‌یی به شما داده باشد یا شما ثابت کنید که از این کار شما لذت می‌برد و افتخار می‌کند و خوشحال است که سهمی در برگزاری جشن شما دارد... آری! و اگر بگویید: ای بابا، ماهی که اجازه و افتخار و بزرگداشت و این حرف‌ها سرش نمی‌شود، آنگاه پاسخ ما این است که پس شما حق ندارید از این موجود زنده به‌عنوان زینت‌آلات و نماد فرهنگی و احترام به سنت و غیره و ذالک استفاده کنید!

در بسیاری از کشورها، مدت‌ها باغ وحش و سیرک جزو رایج‌ترین سنت‌ها بود. اما پیشرفت وجدانی بشر موجب شده که امروزه بسیاری از کشورها به‌تدریج این رسم‌های بی‌رحمانه را کنار بگذارند. این که کنار گذاشتن این رسم‌ها موجب اختلال در امرار معاش کارگران و کارمندان باغ وحش و سیرک شود، دلیل موجهی نیست، زیرا آنان می‌توانند شغل دیگری در پیش گیرند، شغلی که مستلزم آزار و مرگ نباشد. شما «محتاج» بودن برخی از کاسبکاران را بهانه می‌کنید، ما آن قصابان و دامدارانی را نمونه می‌آوریم که وجدانشان بیدار شد و نه‌تنها شغل خود را تغییر دادند بلکه همان قصابی خود را به میوه‌فروشی و دامداری خود را به پناهگاه حیوانات تبدیل کردند. ماهی‌فروش موسمی هم می‌تواند به مناسبت نوروز چیز دیگری بفروشد، مثلاً گل... نقل و نبات... آجیل ... و البته «روبان سرخ»!

ما گرچه از هم‌میهنمان خود خواهش می‌کنیم که از آزار و کشتار حیوانات به مناسبت‌های گوناگون بپرهیزند، اما در عین حال موافقیم و می‌کوشیم که قوانینی در سطح کشورمان به تصویب برسد تا هرگونه آزاررسانی به حیوانات و محیط زیست ممنوع شود و متخلفان مورد پیگرد قانونی قرار گیرند. ما در کنار دفاع از حقوق بشر، از حقوق همه‌ی دیگر حیوانات نیز دفاع می‌کنیم، و بنابراین ماهی قرمز کوچولو نیز جزو موکلان ماست و تا زمانی که همنوعانمان ستمکاری به او را ادامه دهند جزو موکلان ما باقی خواهد ماند و ما با پرورش و خرید و فروشش مخالفت خواهیم کرد. اسیر کردن ماهی قرمز در ماهیت خود تفاوتی با شکار ببر و آهو و دیگر حیوانات ندارد و حتا از شکار هم بدتر است، زیرا ماهی در تنگ شیشه‌یی، همچنان که شیر در قفس، برخلاف آهو در جنگل، کمترین امکان فرار هم ندارد!

کسانی که استفاده از ماهی قرمز را به دلایل فرهنگی و سنتی تبلیغ می‌کنند، خواه‌ناخواه ترویجگر ستم‌کاری بر این حیوان اند. از دیدگاه دین‌های ایرانی، به‌ویژه زردشتی و مانوی، هر اندازه یک نفر در تبلیغ برای رسم‌های آغشته به حیوان‌آزاری بیشتر به نمادهای مقدس چنان‌که اهورامزدا، مهر، آناهیتا، نوروز...متوسل ‌شود، به‌همان اندازه بیشتر کارگزار اهریمن است، زیرا ویژگی اهریمن این است که آدمیان را به نام خوبی و زیبایی به بدی و زشتی ترغیب کند. از دیدگاه فرهنگی، استفاده از ماهی قرمز در سفره‌ی نوروزی یکی از بارزترین نشانه‌های عقب‌ماندگی اجتماعی و حتا توحش است، توحش بطئی انسان معاصری که جهل و بی‌رحمی خودش را زیر لفافه‌یی از حرف‌های شبه‌فرهنگی و خیرخواهانه پنهان می‌کند.

آری، روزگاری ایران مهد تمدن بود، اما به این دلیل مهد تمدن شد که اکثریت نیاکان ما از توحش و بیابانگردی و چپاول طبیعت و شکار حیوانات پرهیختند و به کشاورزی و مهربانی با همنوعان و دیگر جانداران و طبیعت روی آوردند. متأسفانه ایران امروزی جزو کشورهایی است که بسیاری از مردمانش، به بهانه‌ی سنت، بدترین آزارها را بر حیوانات زبان‌بسته تحمیل می‌کنند. تمدن ما را نیاکان کهنمان و در رأسشان زردشت بر کشاورزی و حیوان‌دوستی بنا کردند. ما البته مختاریم که زردشتی نباشیم، اما ادعایمان توخالی‌ست اگر خودمان را دوستدار فرهنگ کهن نیاکانمان بخوانیم ولی در رفتارمان با حیوانات و طبیعت، میراث اخلاقی ایشان را رعایت نکنیم و اعتلا نبخشیم. پیرو هر مذهبی که باشیم، لامذهب هم که باشیم، زردشت و مانی و حافظ و ایران اصیل هم که معیارمان نباشد، باز پیشرفته‌ترین دستاوردهای فلسفه و دانش و اخلاق مدرن حکم می‌کنند که حقوق حیوانات را دریابیم، به‌رسمیت بشناسیم و رعایت کنیم.

با سپاس از وقتی که گذاشتید و این مقاله‌ی طولانی را خواندید، نوروزتان فرخنده باد... اما باور کنید که تنها در صورتی به‌راستی فرخنده خواهد بود که آلوده به آزاری نباشد.

مهرداد مهربان، بیست و ششم اسفند، هفدهم مارس ۲۰۱۵ میلادی، فرانسه

احتمال انتقال سل پوستی از ماهی قرمز به انسان ‌

کارشناس آبزیان اداره کل دامپزشکی خراسان‌شمالی گفت: هر ساله با فرا رسیدن عید نوروز و تب و تاب برای مهیا کردن سین‌های سفره هفت سین، خرید ماهی قرمز نیز رونق می‌گیرد.

دکتر فرزین حسینی در گفت و گو با خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه خراسان‌شمالی، افزود: در این میان کودکان علاقه زیادی برای خرید این نوع ماهی از خود نشان می‌دهند و از تماشای آن لذت فراوانی می‌برند، این در حالیست که باید مراقبت‌های لازم در حین نگهداری آن رعایت شود.

وی با اشاره به اینکه بیماری سل پوستی یکی از بیماری‌های مشترک بین انسان و آبزیان است که می‌تواند از ماهی قرمز نیز به انسان منتقل شود، ادامه داد: این بیماری در ماهی‌ها نمود چندانی ندارد، اما در انسان به صورت عوارض پوستی، لکه و زخم دیده شود.

حسینی اظهار کرد: به منظور جلوگیری از بروز این بیماری باید تا جایی که امکان دارد از تماس با آب و یا خود ماهی قرمز جلوگیری شود و بعد از تماس دست ها با آب و صابون تمیز شسته شود.

وی تاکید کرد: شهروندان به منظور اطمینان از سلامت ماهی‌های قرمز، آن‌ها را از مراکز فروشی که تحت نظارت این اداره کل هستند و مجوز فروش خود را از این اداره کل دریافت کرده‌اند، خریداری کنند.

متخصص بهداشت و بیماری‌های آبزیان اداره کل دامپزشکی خراسان‌شمالی نیز در ادامه گفت: ماهی قرمز نیرویی بالقوه برای معرفی و رونق بخشیدن صنعت ماهیان آکواریمی در ایران است.

دکتر حسین یاروی افزود: همه ساله از اواسط اسفند ماه ایرانیان اقدام به خرید ماهی قرمز برای سفره‌های هفت سین می‌کنند، اما این پتانسیل در رونق بخشیدن صنعت ماهیان آکواریمی به خوبی استفاده نمی‌شود.

وی با اشاره به اینکه اگر برای این پتانسیل بالقوه به خوبی برنامه‌ریزی و تبدیل به یک پتانسیل بالفعل شود، اشتغال زایی خوبی را برای جوانان به همراه خواهد داشت و در اقتصاد استان‌ها نیز تاثیر گذار است، ادامه داد: این در حالیست که از سیزدهم فروردین ماه تقریبا به فراموشی سپرده می‌شود، و این امر مهم مورد غفلت قرار می‌گیرد.

یاوری با بیان اینکه آمدن ماهی قرمز به خانه‌های ایرانیان در سال نو نه تنها موجب رونق بخشیدن هر چند اندک صنعت ماهیان آکواریمی می‌شود بلکه با فعال‌تر شدن سازمان‌های درگیر حفظ و بهداشت عمومی از قبیل دامپرشکی که نسبت به توصیه‌های بهداشتی در قالب بروشور و پمفلت نقش بسزایی در آموزش و نگهداری بهداشتی این دسته از ماهیان دارند، اظهار کرد: به نظر می‌رسد اگر ماهی قرمز نبود اینگونه مسایل آموزشی و ترویجی در خصوص سایر آبزیان خانگی نیز عمومیت پیدا نمی‌کرد.

 

انتقال بیماری‌ از ماهی قرمز به انسان امکان پذیر است

رئیس شبکه دامپزشکی شهرستان کوهبنان گفت: احتمال انتقال بیماری‌های مشترک از ماهیان قرمز به انسان وجود دارد

زین‌الدینی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در کوهبنان با اشاره به جایگاه ویژه ماهی قرمز در سفره عید ایرانیان اظهار داشت: چند سالی است که سازمان دامپزشکی با اجرای برنامه کنترل بهداشتی مراکز تکثیر‌، پرورش و عرضه ماهی قرمز حاشیه ایمنی صنعت پرورش ماهی قرمز را در کشور افزایش داده است.  

وی بیان داشت: دامپزشکی به عنوان متولی بهداشت و بیماری‌های آبزیان با تهیه و پخش بروشور و صدور اطلاعیه‌های بهداشتی نسبت به آموزش و افزایش آگاهی عمومی برای موارد بهداشتی و نحوه نگهداری ماهی قرمز امنیت بهداشتی عمومی جامعه را تضمین می‌کند.

زین‌الدینی با اشاره به احتمال انتقال بیماری‌های مشترک از این ماهیان به انسان بر ضرورت رعایت مسائل بهداشتی و خودداری از دست زدن به ماهیان قرمز تأکید کرد.

وی افزود: انواع بیماری‌های ویروسی‌، باکتریایی و قارچی بر سلامت جمعیت ماهیان قرمز تأثیرگذار هستند و دامپزشکی با اجرای ضوابط بهداشتی و نمونه‌برداری برای شناسایی و مبارزه با این بیماری‌ها اقدام ‌می‌کند.

زین‌الدینی به فروشندگان ماهی قرمز توصیه کرد با توجه به مسری بودن بیماری‌های‌ ماهی قرمز در صورت مشاهده ماهی بیمار سریعاً آن را از بقیه جدا و در مورد دفن بهداشتی ماهیان تلف شده تأکید کرد.

وی در مورد نگهداری ماهی قرمز گفت: ظرف ماهی باید بزرگ و دهان گشاد باشد و آب ماهی تمیز و مرتب تعویض شود و آبی که برای ماهی استفاده می‌شود باید به مدت 24 ساعت نگهداری تا کلر‌زدایی و هم دما شود.

زین‌الدینی از در نظر گرفتن دریاچه کویر کوهبنان برای رها‌سازی ماهیان قرمز خبر داد و افزود: به منظور جلوگیری از ایجاد آلودگی باید از رها کردن ماهیان قرمز در منابع آبی‌، استخرها و قنات‌ها خودداری شود

رئیس‌مبارزه‌با‌بیماری‌های‌آبزیان‌استان‌کرمان‌خبرداد:

اجرای طرح نظارت بر عرضه ماهی قرمز/احتمال انتقال بیماری به انسان

رئیس اداره بهداشت و مبارزه با بیماریهای آبزیان دامپزشکی استان کرمان از اجرای طرح نظارت بر عرضه ماهی قرمز در این استان خبر داد.

نجمه حاج علی زاده در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: با توجه به مسئولیت خطیر دامپزشکی در حفظ سلامت  و بهداشت جامعه همچنین به حداقل رساندن امکان انتقال احتمالی بیماریهای مشترک بین انسان و دام از ماهی قرمز به انسان، اداره کل دامپزشکی استان کرمان طرح نظارت و  ساماندهی مراکز عرضه ماهی قرمز را آغاز کرده است.

وی با اشاره به اینکه در ایام منتهی به سال نو حمل و نقل ماهیان قرمز همچنین تراکم این ماهیان در آکواریم های برخی مراکز عرضه ماهیان زینتی افزایش پیدا می کند، افزود: حفظ سلامت آبزیان زینتی از جمله ماهیان قرمز نیز از اهداف اجرای این طرح است.

حاج علی زاده بیان داشت: حمل و نقل های خارج از ضابطه و بدون رعایت موازین بهداشتی و قرنطینه ای می تواند باعث ابتلاء ماهیان به بیماری های مختلف شود.

وی ادامه داد: افزایش تعداد و تراکم ماهی قرمز در یک آکواریم همچنین عدم وجود هوادهی، فیلتراسیون، تغذیه و دمای مناسب نیز از عوامل مستعد کننده ابتلاء این آبزیان به انواع بیماریهاست.

رئیس بهداشت و مبارزه با بیماریهای آبزیان با اشاره به اینکه احتمال انتقال برخی بیماری ها از ماهی قرمز به انسان وجود دارد، گفت: بهتر است تمام افراد مخصوصاً کودکان و افراد سالخورده از دست زدن و تماس مستقیم دست با این ماهی‌ها اجتناب کرده و در صورت لزوم پس از تماس، دست‌ها با آب و صابون شسته شود.

مشخصات ماهی قرمز سالم

وی اظهار داشت: یک ماهی سالم دارای پوستی براق و تحرک مناسب است و همچنین چشم ها نباید به صورت فرورفته یا برآمده غیر طبیعی باشد.

حاج علی زاده در ادامه افزود: از خرید ماهیان دارای لکه‌های سفید، خاکستری و یا قرمز اطراف دهان و روی بدن خودداری نمایید.

وی ضمن تاکید بر عدم خرید ماهی از افراد دوره گرد، دستفروشان و سایر مراکز غیرمجاز  ادامه داد: ماهیان این مراکز به دلیل عدم رعایت شرایط و اصول بهداشتی از سلامت لازم برخوردار نیستند.

رئیس اداره بهداشت و مبارزه با بیماریهای آبزیان اداره کل دامپزشکی استان کرمان با اشاره به نقش آموزش در دستیابی به اهداف طرح نظارت بر عرضه ماهی قرمز تصریح کرد: از جمله اقداماتی که در اجرای این طرح صورت می پذیرد حضور کارشناسان این اداره کل در مدارس و توزیع برشورهای مختلف در سطح جامعه همچنین مدارس برای آموزش و آشنایی بیشتر دانش آموزان و افراد جامعه با شرایط نگهداری صحیح ماهی قرمز است.

از مرگ زودرس ماهی قرمز جلوگیری کنیم

وی افزود: از هم استانی ها درخواست می کنیم به منظور جلوگیری از آلودگی احتمالی، تخریب و به هم خوردن نظم اکوسیستم های محیط زیست از رها سازی این ماهی ها در رودخانه ها و تالاب ها جداً بپرهیزند.

رئیس اداره بهداشت و مبارزه با بیماری های آبزیان با اشاره به اینکه ماهی قرمز می تواند تا 10 سال عمر کند، گفت: با مهیا کردن شرایط لازم برای زندگی ماهی قرمز مانند دمای مناسب، آب سالم، اکسیژن کافی و سایر فاکتورهای مورد نیاز از مرگ زودرس این ماهیان جلوگیری کنیم.   

شهروندان در خرید ماهی سفره هفت سین موارد بهداشتی را رعایت کنند

دکتر پگاه رستمی،کارشناس مسئول آبزیان اداره کل دامپزشکی استان کرمانشاه درگفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا در کرمانشاه گفت: ماهی قرمز که با اسامی مختلفی مانند ماهی سرخ، ماهی طلایی، زرماهی، طلاماهی، ماهی حوض یا گلدفیش شناخته می شود امروز در تمام کشورهای دنیا وجود داشته و گستره زندگی این ماهی حتی تا قاره آمریکا نیز کشیده شده است.

به گفته کارشناس مسئول آبزیان اداره کل دامپزشکی استان کرمانشاه، ماهی قرمز بومی کشورهایی مانند ژاپن، چین، هنگ کنگ، لائوس و ماکائو بوده و در شرایط مناسب نیز حتی تا 20 سال می‌تواند زندگی کند ولی معمولا به دلیل شرایط نگهداری بیشتر از 6 الی 8 سال زنده نمی ماند.

دکتر رستمی به شرایط نگهداری ماهی قرمز اشاره کرد و گفت: بهترین دمای نگهداری ماهی قرمز بین 20 الی 25 درجه سانتیگراد بوده و این نوع از ماهی در دمای بالاتر از 25 درجه آسیب پذیر خواهد بود.

وی با بیان اینکه در نگهداری ماهیان قرمز سطح آب دارای اهمیت بیشتری نسبت به حجم است، اذعان داشت: سطح بیشتر آب موجب افزایش میزان اکسیژن محلول در آب خواهد شد.

کارشناس مسئول آبزیان اداره کل دامپزشکی استان کرمانشاه حداقل آب مورد نیاز هر قطعه ماهی قرمز را یک الی دو لیتر برشمرد و افزود: آب مورد استفاده برای نگهداری ماهی قرمز باید بهداشتی بوده و حتما کلرزدایی نیز شده باشد و به جهت تعادل گازها، خروج کلر و همچنین هم دما شدن با محیط قبل از مصرف حداقل به مدت 24 ساعت در ظروفی دهان گشاد نگهداری و ذخیره شود.

دکتر رستمی یادآور شد: ماهی قرمز به تغییرات ناگهانی دما حساس بوده و این تغییرات حتی می تواند منجر به مرگ آن نیز شود و از سویی دیگر نیز دستکاری ماهی باعث آسیب دیدن پوشش سطحی ماهی شده و ماهی را نسبت به باکتری ها و انگل های آب حساس و آسیب پذیر می کند.

وی به تغذیه ماهی قرمز اشاره کرد و گفت: غذادهی به ماهی بهتر از در دو نوبت روز و به گونه ای باشد که ماهی آن را مصرف کرده و باقی مانده غذا در تنگ باقی نماند، زیرا غذا دادن بیش از حد به ماهی موجب ته نشین شدن مواد آلی و دفعی ظروف شده و ممکن است به مسمومیت ماهی نیز منجر شود.

کارشناس مسئول آبزیان اداره کل دامپزشکی استان کرمانشاه با اشاره به رعایت بهداشت ظروف نگهداری ماهی قرمز، ادامه داد: ظرف نگهداری این ماهی را می توان به صورت دوره ای با محلول نمک طعام به میزان سه گرم در لیتر به مدت 10 دقیقه و یا سایر ضد عفونی کننده های مجاز مانند ترکیبات چهارتایی آمونیوم به مقدار 1/. تا یک گرم در لیتر به مدت 10 الی 15 دقیقه استفاده کرده و سپس به خوبی نیز آبکشی کرد.

دکتر رستمی در بخش دیگر از سخنان خود توصیه های بهداشتی دیگر را متذکر شد و افزود: ماهی قرمز را از مراکز معتبر و مجاز خریداری کنید، از خرید ماهی از فروشندگانی که ماهی را به صورت متراکم و در شرایط نامناسب بهداشتی و زیستی نگهداری کرده خودداری کنید.

وی با بیان اینکه ماهی قرمز باید دارای ظاهری سالم، تحرک مناسب و شنای متعادل باشد، گفت: در صورتی که ماهی ها به طور جداگانه خریداری می شوند ماهی جدید را حداقل به مدت دو هفته جدا باید نگهداری کرد و سپس به مخزن اصلی منتقل داد.

کارشناس مسئول آبزیان اداره کل دامپزشکی استان کرمانشاه بیان کرد: به منظور جلوگیری از گسترش آلودگی و ایجاد بیماری در ماهیان وحشی و حفظ شرایط طبیعی اکوسیستم دریاچه ها و رودخانه ها مردم از رها کردن ماهی قرمز در آب های آزاد خودداری کرده و آنها را در اماکن محصور و دارای مجوز رها کنند.

دکتر رستمی همچنین از شهروندان خواست از خرید ماهیانی که دارای علائمی مانند باله های جمع شده و تا خورده، ماهی بی قرار که پیوسته بدن خود را به اطراف می مالند خودداری کنند.

وی افزود: چنانچه اطراف دهان یا سطح بدن ماهی دارای لکه های پنبه مانند باشد و لبه باله ها خورده و سائیده شده باشد و همچنین پولک های ماهی ریخته شده باشد نیز باید از خرید آن پرهیز کرد.

 

قانون - تابناک

 

در انقراض سمندر ایران شریک نشوید

ممنوعه‌هایی که به سفره هفت سین راه می‌یابند

جام جم سرا: در کنار قرآن کریم، آینه، شمع و سمنو، سنجد، سبزه، سرکه، سماق، سیب سرخ، سیر و سنبل و سکه از عناصر مهم و اصلی یک سفره هفت سین ایرانی است. شاهنامه، برنج، تخم مرغ رنگی، اسفند، نارنج و... نیز هر یک بنا به مفاهیم خود و باور‌های مردم در کنار هفت سین قرار می‌گیرند.

 

در این میان، ماهی قرمز هم از فرهنگ‌های دیگری از گذشته‌های دور وارد هفت‌سین ایرانی شده و جای خودش را باز کرده است. هر کدام از نماد‌های هفت‌سین معنی و مفهوم خود را دارد؛ مثلا سبزه نماد شادابی و طراوت است، سنجد نماد عشق و دلباختگی، تخم مرغ نماد باروری است. اما چند سالی است عناصر دیگری هم وارد هفت‌سین شده‌ که نه معنی و مفهومی از هفت سین و تاریخچه‌اش دارد و نه خرید و نگهداری آن‌ها کار درستی است.

 

در روز‌های پایانی سال و همزمان با فروش عناصر هفت‌سین، در کنار ماهی قرمز، انواع مار آبی، لاک پشت و دوزیستی به نام «سمندر» به فروش می‌رسد. سمندر‌ها که با نام سمندر امپراطور شناخته می‌شود، یکی از هفت گونه سمندر ایرانی است که زیستگاه و محل اصلی زندگی‌اش در جنوب استان لرستان و شمال استان خوزستان است.
این جانور کوچک و زیبا، در رتبه اول فهرست ممنوعه‌ها قرار می‌گیرد. سمندر، دارای سری کوچک، چشمانی سیاه و برآمده روی سر است. سطح زیرین بدنش به رنگ نارنجی متمایل به قرمز و سطح پشتی، زمینه سیاه براق و لکه‌های نارنجی همراه با خال‌های سفید و لکه‌های سیاه و سفید خال مانند روی دم و پا‌هاست که رنگ نارنجی با آن مخلوط شده است. سمندر‌ها به خاطر تعداد کم در طبیعت و صید و شکار توسط انسان، به ویژه در نوروز، در خطر نابودی و انقراض قرار گرفته‌اند و از جمعیت آن‌ها به‌شدت کاسته شده است. از طرفی این جانور به‌شدت متکی به محیط زندگی خود است و قدرت بقا در محیط‌های دیگر را ندارد. بنابراین باید از صید، فروش و نگهداری آن‌ها خودداری کرد.

مار آبی و لاک پشت برکه‌ای، وسط شهر چه می‌کند؟

از دیگر ممنوعه‌های هفت سین می‌توان به مار آبی و لاک پشت برکه‌ای اشاره کرد که در این روز‌ها متاسفانه در بازار‌ها براحتی خرید و فروش می‌شود. این جانوران نیز به این خاطر که حیوانات غیر شهری هستند و باید در محیط‌های طبیعی خود زندگی کنند، پس به اسارت در آوردن آن‌ها کار درستی نیست و بهترین کار، صرف نظر کردن از خرید و نگهداری‌شان است.
ما حیوانات را دوست داریم و باید به آن‌ها محبت کنیم، ولی این به این معنی نیست که آن‌ها را از زیستگاه‌شان جدا کنیم و به خانه بیاوریم و موجب آزار و به خطر افتادن نسل آن‌ها شویم.

لاک پشت گوش قرمز را چه به هفت‌سین؟

آخرین ممنوعه فهرست هفت‌سین مربوط به یک گونه وارداتی به نام لاک پشت گوش قرمز است که متاسفانه بسیاری از مردم پس از خریدن آن، چون دانش یا توان نگهداری‌اش را ندارند، آن را به برکه‌ها و دریاچه‌های اطراف شهر‌ها برده و‌‌ رها می‌کنند. این کار خطرات جدی برای حیات وحش بومی مناطق به‌وجود آورده است.
لاک پشت گوش قرمز، از لاک پشت‌های آب شیرین و بومی رودخانه می‌سی سی پی در آمریکای جنوبی است. وجود لکه قرمز رنگ مشخص در پشت چشم‌ها، در دو طرف صورت، باعث شده براحتی از سایر لاک‌پشت‌های برکه‌ای ایرانی قابل تشخیص باشد. باید از خرید و نگهداری این نوع لاک‌پشت وارداتی هم خودداری کنیم و هرگز آن‌ها رادر محیط‌های طبیعی‌‌ رها نکنیم.

 

لطفاً نخرید، این تنها راه است

سازمان حفاظت محیط زیست با همکاری چند تشکل زیست محیطی مردمی، در روز‌های پایانی سال با خرید و فروش این جانوران برخورد و متخلفان را جریمه می‌کند، اما باز، هر سال، شاهد خرید و فروش این گونه‌های با ارزش هستیم. تنها راه جلوگیری از این اتفاق، نخریدن است. لطفا این حیوانات را نخرید. (پیام احتسابیان/ایران جوان)

 

راز‌های تاریخی هفت سین نوروزی

 

آشنایی با راز‌های تاریخی هفت سین نوروزی

آداب و رسوم نوروز

آشنایی با راز‌های تاریخی هفت سین نوروزی
آیین‌ها و برگزاری‌ آنها برخاسته از باورها، فرهنگ، تاریخ، مکتب، شیوه‌ زندگی، شرایط جغرافیایی، اسطوره‌ها و نیز نشان از خواست و آرزوهای خفته مردم هر سرزمین‌ است
فلسفه زیبای آیین‌های خود را بدانیم چرا که همین آیین‌ها به جامعه سربلندی و به مردم سرزندگی می‌دهند.


هفت سین نوروز یک سنت کهن پارسی است. این سنت از زمان باستان تا امروز همچنان جایگاه ویژه خود را نزد پارسیان حفظ کرده است. این سنت کهن دارای معانی ویژه و نیز نشانی از رمز و رازهای هوشمندانه زندگی نیاکان ماست.


متاسفانه، سالهاست که تماشاگر دخل و تصرف‌های نادرست و بی‌معنا یا به نوعی تحریف این سنت باستانی بوده و هستیم.در همین اندیشه، کوشیدم با راز گشایی کوتاه از معانی هفت سین نوروزی، حقیقت  هفت سین نوروزی را یاد‌ آور شوم.
هفت سین از هفت محصول زمینی گزینه می‌شود .هفت سین نوروزی آئین پارسی است. (نه چینی، هندی، عربی، روسی و....) 


گزینه‌های هفت سین باید دارای پنج ویژگی باشد:
1. نام آنها پارسی باشد.
2. با واژه " سین" آغاز شوند.
3. دارای ریشه گیاهی باشند.
4. خوردنی باشند
5. نام آنها از واژه‌های ترکیبی (مانند سبزی پلو، سیر ترشی و ...) ساخته نشده باشند.


با توجه به نکات بالا : خوان هفت سین پارسی با سیب، سیر، سماک(سماق به عبارتی سماغ)، سرکه، سمنو، سبزی یا سبزه ("سبزی خوردنی"، چراکه سبز کردن میلیون ها تن گندم یا دیگر حبوبات و بیرون ریختن آن کمی دور از اندیشه مردمان ایران زمین است) چیده می‌شود.
پس می‌توان گفت:
گذاردن سنبل، سکه و سماور که نه خوراکی هستند و نه پارسی، هیچ حقیقت هفت سینی ندارند. و نیز گزینه‌هایی چون؛ سوزن، سنجاق، ساعت و....

 

 ماهی قرمز نیز که سمبل عید کشور چین و چینی‌هاست که به خوان هفت سین نوروزی ایرانی ها وارد شده است. غافل از اینکه در عید چینی ها ماهی قرمز را رها می‌کنند تا زندگی جریان یابد و لی ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین کرده و تا رسیدن مرگ آنها نگهداری می‌کنیم.


در صورتیکه، در هفت سین پارسی انار به نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب پاک و زلال رها می‌شود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند.با کمی اندیشه پیرامون آنچه گفته شد، خواهید دید که در بیست میلیون واژه‌های پارسی شما نمی‌توانید انتخاب هشتمی برای خوان هفت "سین"‌ نوروزی پیدا کنید، که دارای این پنج ویژگی باشد.


چرا "هفت"؟
عدد هفت در زبان باستانی به نام ” امرداد” است. امرداد معنای جاو دانگی و بی مرگی نام داشت و از آنجائی که این عدد معنای زیبای زندگی و جاودانگی را می‌داد هفت واژه را به نشانه آن گزینه کرده و بر خوان نوروزی می‌چینند.
به روایتِی هفت "سین"، نشانه هفت دانه گیاهی است که می‌توان با آن سبزه نوروز را تهیه کرد: جو، ماش، عدس، ارزن، لوبیا، نخود و گندم.


زمان پارسیانِ کهن، مردم از هر هفت دانه، سبزه می پروراندند (10 روز قبل از نوروز) و ظروفِ آنرا بر سر درِ خانه های خود می‌گذاشتند و هر کدام بیشتر و بهتر سبز می‌شد، نشانه پر ثمریِ آن محصول برای کاشت در آن سال بود.
هفت در میان اعداد از اهمیت و ارزش خاصی برخوردار است. هفت برای ایران و ایرانیان باستان مقدس بود و از آن برای مفاهیم مثبت، خوش یمنی و فال نیک استفاده می‌شد.


مانند؛ هفت رنگ رنگین کمان، دوران کودکی 7 سال است، هفت خان رستم در شاهنامه، هفت آسمان، هفت اقلیم، هفت روز هفته، هفت فرشته، هفت شهر عشق در عرفان، هفت پیکر و...


چرا "سین"؟
بنا به روایتی هفت "سین" نخستین بار هفت "شین" بود. گزینه‌های هفت‌"شین"،از شهد (شیره درختان)، شیر، شراب، شکر، شمع، شمشاد و شابه (میوه خصوصا سیب) بود.اما بعد از حضور اسلام بعلت ممنو عیت مصرف شراب این هفت "شین" تبدیل به هفت "سین" شد.
به روایتی" سین"، واژه اول نام هفت فرشته باستانی پارسی است. همه آنها دارای ویژگی های خاص و نیکو بودند.


نمادهای هفت سین

 

 سیر: نماد اهورا مزدا است

*********************

 سبزی یا سبزه: فرشته اردیبهشت و نماد آبهای پاک و بیکران است

*********************

 سیب: فرشته زن، نماد باروری و پرستاری است

*********************

 سنجد: فرشته خورداد نماد دلبستگی است

*********************

 سرکه: فرشته امرداد نماد جاودانگی است

*********************

 سمنو: فرشته شهریور نماد خواربار است

*********************

 سماک یا سماغ: فرشته بهمن نماد باران است

*********************

 -----------نوروزتان پیروز – هر روزتان نوروز باد--------

 

آداب و سنن مردم در اعیاد، فرهنگ و تمدن ملل مختلف را نشان می‌دهد، البته آداب و سنن در ملل گوناگون مختلف است، مثلا در عید یهودیان کشتن انسان و خون گرفتن از انسان و داخل نان ریختن مطرح است و در بعضی عید‌های مسیحیان با شراب خمیر و نان درست می‌کنند، لذا این اعیاد سنن قابل توجهی است و هویت و عظمت برخی ملل و یا سقوط و رکود و جمود برخی دیگر را نشان می دهد و عید هر ملتی در خور فرهنگ آن ملت است. البته همین مسیحیان در کریسمس، شخصی به نام بابانوئل دارند که با ریش سفید، نماد پیران جامعه است و به خانه ها می‌آیند و برای کودکان هدیه می آورد و این امر پیوند کودکان با پیران و پیوند کودکان با دین و مسیح را از نخستین روزهای زندگی محکم می کند.

  
دید و بازدید در عید نوروز
یکی از سنت های عید نوروز دید و بازدید است که این کار از سنت های بسیار ارزشمند فرهنگ اسلامی است وکسی که مومنی را زیارت کند،گویا خدا را در عرش زیارت کرده و کسی که در راه دیدن مومن به مشکلی برخورد کند خدا هفتاد مشکل از او را برطرف می کند.


صلح و آشتی
 از آداب و سنن دیگر عید نوروز صلح و آشتی دادن است که میان ایرانیان رسم است، دل های کینه ورز را به هم نزدیک می کردند و صلح می دادند و این از پیام های بسیار ارزشمند قرآن است که بین مومنین صلح ایجاد کنید تا روابط اصلاح شود.

  

سفر کردن
سفر کردن از آداب دیگر عید نوروز  و از لازمه های زندگی بشر می‌باشد و همواره هجرت ها در طول تاریخ تمدن ساز و تمدن پرور بوده است و سفر ها در ایام عید با هدف صله رحم، تفریح و یا زیارت انجام می شود که بسیار نیکو است.

 

خريد لباس عيد 
از يکی دو ماه به نوروز مانده شيرازی ها به بازار مي روند و لباس عيدشان را می خرند پارچه هايي معمولاً خريداری می شود که دارای رنگ روشن و سرخ يا زرد باشد و معتقد بودند اگر لباس را خودشان بدوزند پارچه آن را روزهای دوشنبه يا جمعه قيچی کنند و نيز معتقد بودند که روز پنج شنبه ساعت سنگين است و لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود. روز سه شنبه اگر بريده شود نصيب دزد يا مرده شور خواهد شد و روز چهار شنبه می سوزد وسايل خانه نيز بايد عوض شود و يا تميز گردد. پختن نان شيرين از جمله کارهايي است که حتماً بايد قبل از عيد و برای عيد انجام بگيرد . 

سبز کردن گندم، عدس، تره تيزک، ده پانزده روز به عيد مانده در خانه های شيراز صورت می گيرد. برای اين کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس يا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی امام زمان می ريزند و به ترتيب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند . 

خانه تکانی يا رفت و روب 

يکی دو هفته پيش از عيد خانه تکاتی يا رفت و روب انجام می گيرد و مجدداً اثاثيه را جابه جا می کنند و گرد گيری می کنند و دوباره آنها را می چينند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آنها می زنند. 

سفره و ساعت تحويل سال 

برای تحويل سال همه در يکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند و بعد هفت سين را می گذارند. 

هفت سين عبارت است از سماق، سير، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی . 

در شيراز علاوه بر هفت سين( هفت ميم ) را هم درسفره می گذارند که هفت ميم عبارتند از: مدنی ( ليمو شيرين )، مرغ، ماهی، ميگو، مسقطی، ماست و مويز. به علاوه کنگر ماست، عسل، خرما، کره، پنير، کاهو، تخم مرغ رنگی و .... موقع تحويل سال همه اهل خانه بايد با لباس نو بر سر سفره باشند اسپند نيز دود می شود و هر کدام از اين ها فلسفه ای دارد. شمع برای روشنايي خانه و زندگی، قرآن نشان توجهی است که بايد در آغاز سال به خداوند داشته، به علاوه در سال نو، صاحب قرآن يار و مددکار اهل خانه خواهد بود. 

پول نشان از خير و برکت و رفاه، اسپند برای دوری از چشم زخم حسود، برنج، نشانی از خير و برکت و فراوانی، آب, نشان صافی و پاکی و روشنايي و گشايش کار. ماهی قرمز، شگون دارد. آيينه، برای رفع کدورت و نشانی ازصفا و پاکی و يکرنگی. طلا، نشانی از اميد به وضع مالی خوب در سال نو. بعد از تحويل سال نبايد شمع ها را با فوت خاموش کرد بلکه بايدگذاشت تا آخر بسوزند و يا با نقل و مسقطی خاموششان کرد . 


تاریخ ِ آغاز ِ مراسم باشکوه عید نوروز به جمشید شاه بازمی گردد. او که در زمان سلطنت در آبادانی ِ ایران و آسایش خاطر ِ مردم از هجوم بیگانگان ، نقش بسیاری داشت. روزی سفر یا در واقع معراجی با تخت زرینش به آسمان ( بسوی خورشید ) داشت ، پس از بازگشت دین را تجدید و آن روز را (( نوروز)) نامید. 
این گاهنبار ( جشن ) ( که از آن در گاتهای زرتشت نامی برده نشده و تنها در یکی از یشتها بنام فروردین یشت ، ذکر و ستایش این گاه نگاشته شده ) پس از جمشید شاه سال به سال بر اهمیت و فراگیری آن افزوده شد. 
در زمان هخامنشیان و ساسانیان نوروز بعنوان سنتی فراگیر و بسیار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه ( نه فقط زرتشتیان ) اجرا می شده. 

ديد و بازديد 

از بامداد نوروز ديد و بازديدها آغاز می شود در همه خانواده ها رسم است که به ديدار کسی که از نظر سن و شخصيت بر ديگران مزيت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبريک بگويند و او نيز عيدی که شامل سکه يا پول است به آنها بدهد. بعضی نيز صبح عيد نوروز يک بشقاب گندم برشته که شامل: کنجد، گندم، شاهدانه، نخودچی و کشمش است به اضافه يک بشقاب نان شيرين به اضافه تخم مرغ رنگی يا سکه به کوچک ترها می دهند. 

سيزده بدر 

روز دوازده فروردين همه وسايل تهيه می شود و هر چه از شيرينی ها و آجيل ها باقی مانده برای صبح سيزده آماده می شود که البته همراه آن سرکه و کاهو نيز هست. صبح سيزده فروردين همه دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف شيراز می شوند و معتقدند در روز سيزده فروردين نبايد در خانه ماند زيرا اين روز نحس و بديمن می باشد. روز سيزده پيش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد در عصر اين روز ويژه سبزی گره زدن دخترهاست که در واقع برای گشايش بخت خود اين کار را می کنند و ترانه هايي می خوانند چنانچه سيزده به ماه رمضان بيفتد. مراسم را بعد از تمام شدن ماه رمضان در اولين جمعه يا اولين عيد انجام می دهند.

 

 

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

0 0
حسن   1395/1/16 07:23:14

سال ١٣٩٥ با یک رویداد زيست‌محيطي آغاز شد؛ روز جهانی آب، حسن روحانی، رئیس‌جمهور در پیام نوروزی خود با قرارگرفتن در کنار هفت‌سین و تنگی که در آن یک نارنج و مقدار کمی آب بود، سعی کرد بر اهمیت مسائل زیست‌محیطی ایران تأکید کند. درسیزدهم فروردین، روز طبیعت، هم کمپین‌های بسیاری از سوی مردم و فعالان محیط‌زیست راه‌اندازی شد. کمپین «نه به ماهی قرمز» که چند سالی است آغاز شده، برای سیزده‎‌بدر دست به انتشار پیام‌هایی درباره رهانکردن ماهی‌های قرمز در رودخانه‌ها و دریاچه‌ها زد، پیام‌هایی که کسانی را که برای سفره هفت‌سینشان ماهی قرمز خریداری کرده بودند، مخاطب خود می‌دانست و به آنها توصیه می‌کردماهی‌های کوچک را پیش خود نگه دارند زیرا رهاکردن آنها منجر به مرگشان خواهد شد. یکی دیگر از کمپین‌های روز طبیعت امسال کمپین به‌همراه‌بردن کیسه زباله در گشت‌وگذار روز طبیعت بود. زیرا یکی از مهم‌ترین آسیب‌هایی که محیط‌زیست می‌بیند باقی‌ماندن زباله‌های ناشی از فعالیت انسانی در طبیعت است. علاوه بر این بسیاری از تشکل‌های مستقل زیست‌محیطی در شهرهای مختلف ایران برای این روز برنامه‌هایی را تدارک دیده بودند. در زاهدان به دلیلی هم‌زمانی روز طبیعت و روز بدون دخانیات، کمپین بدون دود برپا شد. در این روز فعالان محیط‌زیست با همکاری دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در پارک‌ها قلیان‌ها را از مردم تحویل گرفته و به آنها گل هدیه دادند. در تبریز کمپین «١٠ قدم» تشکیل شد که می‌گفت در روز ١٣ فروردین، هر جا که هستیم، شعاع ١٠ قدمی طبیعت خود را پاکیزه نگه داریم. در مهاباد نیز کمپینی با عنوان «سیزده‌بدر پاک» شکل گرفت. این کمپین شعار «حفاظت از محیط‌زیست، حفاظت از زندگی است» را برای خود انتخاب کرده بود و از مردم می‌خواست با این شعار عکس بگیرند و آن را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارند تا ضمن پیوستن به این کمپین برای حفظ محیط‌زیست تلاش کنند. درنهایت حسن‌ختام تعطیلات نوروزی امسال را می‌توان با این ماجرا پایان‌یافته دانست. رئیس سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران با توجه به پایان ایام نوروز و هم‌زمانی آن با روز جهانی کتاب کودک، از اهدای کتاب کودک در ازای آزادکردن ماهی‌های قرمز خانواده‌های تهرانی در مراکز این سازمان خبر داد. محمود صلاحی از برگزاری طرح «ماهی حوض قصه‌ها» هم‌زمان با پایان تعطیلات نوروزی و روز جهانی کتاب کودک خبر داد و گفت: «این اقدام با هدف ترویج فرهنگ مطالعه میان شهروندان و به‌خصوص کودکان انجام می‌شود. این طرح علاوه‌بر ترویج فرهنگ مطالعه میان کودکان حاوی پیام‌های زیست‌محیطی، دوستی با طبیعت و حفظ آن است؛ چراکه ماهی‌های قرمز در حوض‌های بسته که جاری نباشند، عمر بسیار بیشتری خواهند داشت». در این مدت برنامه‌های ترویجی فرهنگ کتاب‌خوانی مانند «کتاب، همسفر نوروزی من» و «امسال کتاب عیدی بدهیم» برگزار شده است. به‌هرحال کودکان اگر علاقه داشتند می‌توانند تا پایان فروردین‌ به فرهنگسراها مراجعه کنند. هرچند این، یک طرح تشویقی است و می‌تواند درخور‌توجه باشد امید است که آثار برتر و برگزیده کودک و نوجوان انتخاب و ارائه شود.