محل تبلیغ شما
گزارش عدم تصويب اساسنامه فدراسيون

تاریخ خبر: 1394/12/16

گزارش عدم تصويب اساسنامه فدراسيون

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

انتشار ابعاد جديد موضوع عدم تصويب اساسنامه فدراسيون در دولت احمدي‌نژاد

فوتبال ايران در انتظار پيگيري آقاي وزير

 بحران‌ و مشكلات براي فدراسيون فوتبال تمامي ندارد. انگار قرار نيست مديريت اين مجموعه براي يك بار هم كه شده يك روز را بدون حاشيه و جنجال پشت سر بگذارد. مشكلات اقتصادي، اعتراض‌هاي كي روش، چند‌دستگي مديريتي در مجموعه، ابهامات مالي و بودجه‌اي، گزارش پرونده فساد فوتبال در مجلس، فعاليت غيرقانوني برادر زن در فدراسيون فوتبال، تخلف در واريز ١٢ ميليون دلار از بودجه فدراسيون به حساب تاجر دوبي‌نشين و افشاگري‌هاي مختلف رسانه‌اي در اين زمينه، شكست در پروژه‌هاي تجاري قرارداد حق پخش تلويزيوني، تبليغات محيطي فوتبال و در نهايت حضور ماموران نهادهاي نظارتي در دفتر رييس فدراسيون به كنار، حالا مديريت فدراسيون با چالش بزرگ ديگري مواجه شده است. اساسنامه فدراسيون فوتبال هشت سال است كه تاييديه و مصوبه هيات دولت را ندارد و در تمام اين‌‌ سال‌ها فوتبال ايران با يك اساسنامه غيرقانوني كه به قوانين داخلي جمهوري اسلامي ايران پشت كرده اداره شده است؛ خبري كه به صورت رسمي هم تاييد شد و مديران كنوني فدراسيون فوتبال و مقامات سابق سازمان تربيت‌بدني هيچ پاسخ شفاف و قانع‌كننده‌اي درباره آن به مردم و رسانه‌ها نداده‌اند.

نخستين بار شنبه ٢٤ بهمن ماه گذشته بود كه روزنامه اعتماد درباره ابهامات عجيب در سرنوشت اساسنامه فدراسيون فوتبال گزارشي اختصاصي منتشر كرد. در آن گزارش رسما عنوان شده بود كه بر‌خلاف حرف‌هايي كه در هشت سال گذشته در رسانه‌ها و محافل ورزشي زده شده بود، اساسنامه اصلاحي در دوره كميته انتقالي، به تصويب هيات وزيران نرسيده است. اين در حالي است كه تا قبل از انتشار اين گزارش هميشه عنوان مي‌شد كه هشت سال پيش اساسنامه در تاريخ ٢٤/٥/٨٦ به تاييد و تصويب هيات وزيران رسيده است. اين گزارش اما در روزهايي منتشر شد كه توجه اكثر رسانه‌هاي ورزشي به موضوع استعفاي انتخاباتي كارلوس كي‌روش معطوف شده بود. با اين وجود چند روز گذشت و همه متوجه شدند كه داستان جدايي كي‌روش از تيم ملي آنقدرها هم جدي نيست و هيچ استعفاي كتبي هم در كار نبوده است. در ‌اين گير‌و‌دار سازمان بازرسي تصميم به احضار مديران فدراسيون گرفت و اين اتفاق سرنخ‌هاي مهمي به رسانه‌ها داد تا در جريان ابهامات به وجود آمده قرار بگيرند. با رسانه‌اي شدن غيرقانوني بودن اساسنامه اما در نهايت جنجال جديد به وجود آمد. حالا رسانه‌هاي مختلف ورزشي در حال بررسي زواياي مختلف اين موضوع هستند تا مشخص شود هشت سال پيش چه كسي بود كه دروغ بزرگ را به مردم و رسانه‌ها و جامعه فوتبال ايران گفت!

نخستين بار به صورت رسمي در تاريخ ٢٤/٥/٨٦ بود كه خبر تصويب اساسنامه فدراسيون فوتبال در خبرگزاري‌هاي رسمي منتشر شد. در آن مقطع منبع انتشار اين خبر پايگاه اطلاع‌رساني سازمان تربيت‌بدني بود. در متن اين خبر آمده بود: «اساسنامه فدراسيون فوتبال در جلسه صبح امروز هيات دولت به رياست پرويز داوودي معاون اول رييس‌جمهوري به تصويب رسيد. با تصويب اساسنامه فدراسيون فوتبال در هيات دولت، زمينه برگزاري انتخابات فدراسيون فوتبال براي انتخاب رييس جديد آن فراهم شد و حالا بايد كميته انتقالي زمان انتخابات را مشخص كند». در همان روز كيومرث هاشمي سخنگوي وقت كميته انتقالي (رييس كنوني كميته ملي المپيك) در جمع خبرنگاران حاضر شد و گفت: «همان‌طور كه امروز در خبرها آمده بود اساسنامه فدراسيون فوتبال امروز به تاييد هيات محترم وزيران رسيد. در اينجا بايد از تك تك اعضاي هيات وزيران به دليل اينكه در تاييد اساسنامه سريع عمل كردند، تشكر كنم. خوشبختانه اين اساسنامه بدون كوچك‌ترين تغييري به تصويب رسيد.»
البته كيومرث هاشمي يك ماه قبل در تاريخ ١٨/٤/٨٦ خبر تاييد اساسنامه اصلاحي از سوي فيفا را به رسانه‌ها و مردم داده و گفته بود: «سرانجام اساسنامه فدراسيون فوتبال كه توسط كميته انتقالي اين فدراسيون تدوين شده بود به تصويب فيفا رسيد. با پيگيري انجام شده براي ما قابل پيش‌بيني بود كه اساسنامه تدوين شده به تصويب فيفا برسد. تمام مواردي كه مد نظر ما بود خوشبختانه از سوي فيفا رعايت شده است و با تصويب نهايي هم‌اكنون آماده ارايه به هيات وزيران است. سعي كرده‌ايم مواردي را در اساسنامه بگنجانيم و به تصويب فيفا برسد كه كوچك‌ترين مشكلي پيش نيايد و به‌طور حتم در هيات وزيران هم مشكل خاصي نخواهد بود. در اين زمينه با نظر مثبت فيفا و بدنه كارشناسي اين انتظار مي‌رود كه در دولت هم با مشكل مواجه نشود.»
البته خبرگزاري فارس هم در تاريخ ٢٤/٥/٨٦ در خبري كوتاه به نقل از يك منبع آگاه كه به نظر مي‌رسد از مقامات وقت سازمان تربيت بدني بود، نوشت: «دولت پس از بررسي‌هاي لازم و بدون آنكه تغييري در متن اساسنامه دهد، آن را به تصويب رساند. متن اساسنامه فدراسيون فوتبال، چندي پيش براي نخستين‌بار، از سوي خبرگزاري فارس منتشر شده بود.»

طبق قوانين داخلي كشور اجرايي شدن اساسنامه فدراسيون ملزم به تاييد هيات دولت است. به همين دليل است كه مديران فدراسيون فوتبال اين اساسنامه را به هيات وزيران فرستادند تا با تاييد كابينه اساسنامه اعتباري قانوني پيدا كند. مديران فدراسيون هشت سال پيش وقتي اعلام شد كه اساسنامه به تاييد هيات دولت رسيده است، در صفحه اول اساسنامه چاپ شده هم به اين نكته اشاره كردند كه اين اساسنامه در تاريخ ٢٤/٥/٨٦ به تصويب هيات محترم وزيران رسيده است. به اين ترتيب اين اتفاق نشان مي‌دهد كه خود مديران فدراسيون هم به خوبي به اين موضوع آگاه هستند كه اساسنامه بايد طبق قانون مصوبه هيات دولت را علاوه بر تاييد فيفا داشته باشد. حالا اما هشت سال از آن تاريخ گذشته و مشخص شده كه تصويب اساسنامه توسط هيات دولت در تاريخ ٢٤/٥/٨٦ يك دروغ بزرگ بود. پايگاه اطلاع‌رساني سازمان وقت تربيت‌بدني، مسوولان و مقامات اين مجموعه و سخنگوي كميته انتقالي خبري غيرواقعي را اعلام كردند و هيچ نهاد و مرجعي هم حتي به اين خبر غيرواقعي واكنش نشان نداد. بعد از هشت سال مشخص شده كه هيات دولت احمدي‌نژاد حاضر به تصويب اساسنامه فدراسيون فوتبال نشده بود. با اين حال به مردم اعلام شد كه اساسنامه را هيات دولت تاييد كرده است. نكته قابل تامل اما اينجاست كه با بررسي اتفاقات آن روزهاي فوتبال ايران به خوبي مي‌توان فهميد به چه دليل اساسنامه توسط كابينه دولت تاييد نشد. محمود احمدي‌نژاد شخصا در آن مقطع قصد حضور در انتخابات فدراسيون فوتبال را داشت اما اعلام شد كه او نمي‌تواند در انتخابات فدراسيون ثبت‌نام كند. بعد از احمدي‌نژاد اين محمد علي‌آبادي، رييس سازمان تربيت‌بدني بود كه تصميم گرفت رييس فدراسيون فوتبال شود كه فيفا به صورت رسمي با اين تصميم مخالفت كرد و همين مساله باعث شد انتخابات٢٣/٧/٨٦ رياست فدراسيون فوتبال لغو شود. به اين ترتيب وقتي فيفا و اساسنامه از حضور رييس دولت و معاونش در انتخابات فدراسيون جلوگيري كرد، اين اساسنامه اصلاحي هيچ‌وقت به تاييد هيات دولت نرسيد. در واقع امروز اصلا مشخص نيست كه مقامات وقت سازمان تربيت‌بدني اساسنامه را براي بررسي به هيات دولت ارجاع دادند يا خير.

علي كفاشيان، رييس فعلي فوتبال ايران هم چهار سال قبل در آستانه انتخابات فدراسيون فوتبال اصلاحاتي اساسي در اساسنامه فدراسيون فوتبال انجام داد. در آن زمان البته طبق گزارش رسمي كه از سوي كميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي منتشر شد، اساسنامه تاييديه و تصويب فيفا و هيات دولت را نداشت. در واقع چهار سال پيش هم تاريخ تكرار شد و باز هم فوتبال ايران به ادامه تبعيت از يك اساسنامه غيرقانوني ادامه داد. حالا اما سازمان بازرسي روي اين قضيه دست گذاشته است. مديران فدراسيون فوتبال مدعي هستند كه اساسنامه وقتي تاييديه فيفا را دارد از قوانين فيفا تبعيت مي‌كند و مجموعه‌اي دولتي نيست. مديران كنوني اين مجموعه روي ادامه فعاليت در فوتبال اصرار دارند. اين وسط اما هيچ يك از آنها به قوانين داخلي كشور اهميتي نمي‌دهند. به همين دليل انتظار مردم و رسانه‌ها از محمود گودرزي،
 وزير ورزش و جوانان اين است كه به صورت ويژه به زواياي مختلف پرونده جنجالي اساسنامه فوتبال ايران ورود كند. گودرزي به عنوان متولي و نماينده دولت در ورزش ايران، ‌بايد مقدماتي را فراهم كند كه اساسنامه فدراسيون فوتبال علاوه بر قوانين فيفا با قوانين داخلي كشور هم انطباق داشته باشد. از همه مهم‌تر اينكه با پيگيري ويژه مشخص كند به چه دليل در تمام هشت سال گذشته درباره سرنوشت اساسنامه به مردم و رسانه‌ها و جامعه ورزش واقعيت گفته نشده است. تا به امروز هيچ يك از مقامات گذشته ورزش ايران در اين زمينه پاسخگو نبوده‌اند. به همين دليل ابهامات دارد روز به روز بيشتر مي‌شود.
نكته: محسن صفايي فراهاني، رييس وقت كميته انتقالي فدراسيون فوتبال در واكنش به اعلام جعلي بودن تصويب اساسنامه فوتبال تاكيد كرد: تصويب اساسنامه فدراسيون در هيات دولت احمدي‌نژاد به اصرار محمد علي آبادي و كيومرث هاشمي بود.

اعتماد

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

0 0
سجادفیروزی   1394/12/22 16:28:19

کفاشیان:
مطمئن باشید این‌بار بازداشت نمی‌شوم
سرحال به نظر نمی‌رسد؛ آهسته‌آهسته گام برمی‌دارد و نزدیک می‌شود. احوال‌پرسی‌اش هم بی‌جان است و به نظر می‌رسد «شوخ‌طبعی»‌اش را همان‌جا در ماشین «مگان»اش در پارکینگ جا گذاشته. تا رسیدن به دفترش کمی صحبت می‌کند و دلیل شاداب‌نبودنش را می‌گوید: «از بس که اذیتمان می‌کنند». این‌بار قرار مصاحبه در آکادمی فوتبال است و کفاشیان آرام‌آرام به سمت ساختمانی می‌رود که دفتر کوچکی برای خودش در آن دست‌وپا کرده. یکی، دونفر از کارمندانش هم برای احوال‌پرسی از راه می‌رسند ولی اولین سؤال رئیس از آنها این است که «دکتر آمده؟». رئیس فدراسیون فوتبال می‌خواهد آزمایش خون بدهد... مصاحبه شروع نشده دکتر از راه می‌رسد و شروع به خون‌گرفتن می‌کند. سرش را برمی‌گرداند و می‌گوید: «شما اگر از دیدن خون حالتان بد می‌شود نگاه نکنید!». دکتر با طعنه خطاب به رئیس می‌گوید: «شما خودتان خون می‌بینید نگران می‌شوید...». سناریوی خون‌گیری از رئیس کمی طولانی می‌شود ولی کفاشیان سرش را برمی‌گرداند و جمله معناداری می‌گوید: «دیده‌اید چطور خونمان را در شیشه می‌کنند؟» حرفش پر از ابهام است؛ هم طعنه می‌زند به منتقدانی که این روزها حسابی به او می‌تازند و هم به خون‌دادنش آن هم صبح اول صبح! کفاشیان البته فعلا درگیری مهم‌تری در مقایسه با آزمایش خون‌دادن دارد. او هنوز نمی‌داند فضا برایش میسر می‌شود تا در انتخابات اردیبهشت‌ماه شرکت کند یا نه.



‌خیلی بی‌پرده برویم سراغ موضوع اصلی؛ می‌خواهند که علی کفاشیان در انتخابات فدراسیون فوتبال شرکت کند یا نمی‌خواهند؟
دلشان که نمی‌خواهد من شرکت کنم؛ آنها هم اهدافی دارند مبنی‌بر اینکه کفاشیان بالاخره هشت‌سال ریاست کرده است و دیگر بس است؛ بهتر است برود و در منزلش دیگر استراحت کند تا نفر بعدی با انرژی و پتانسیل بیشتری بیاید. این اهداف درواقع اهداف مسئولان بیرون از فوتبال است. البته این را هم بگویم که به طرق مختلف هماهنگی‌های لازم را هم با هم کرده‌‌اند ولی اگر دوستانه و صمیمانه بیایند به من بگویند که دیگر نباش، آن‌وقت من هم با اعضای مجمع در میان می‌گذارم و می‌گویم این‌طور خواسته‌‌اند و می‌پذیرم ولی اینکه بخواهند تهمت‌های مختلف بزنند از قبیل اینکه اساسنامه را زیر سؤال ببرند، بحث فساد را مطرح کنند و... به نظرم این حربه‌ها، حربه‌های سالم و سلامتی نیست. اعتقادم این است در تمام دوران ٣٥ ساله مدیریتم در ورزش به‌عنوان خدمت به ورزش نگاه کرده‌ام، نه به‌عنوان یک شغل برای خودم. ورزش برای من شغل نبوده و طبیعتا محل کسب درآمد هم نبوده است. بنابراین همیشه سعی کرده‌ام تمام توانم را به کار بگیرم و با عشق به مملکت و مردم کارهایم را انجام دهم.
‌ببینید آقای کفاشیان، گزارش کمیسیون اصل ٩٠ ارائه می‌شود و شما متهم شماره‌یک فساد در فوتبال قلمداد می‌شوید، بعد هم به دفتر کارتان می‌ریزند و مدارکتان را می‌برند و سؤالاتی هم می‌پرسند. اخیرا هم که می‌گویند برای حضور در انتخابات باید صلاحیتتان تأیید شود. فکر نمی‌کنید همه این موارد معنی‌اش می‌شود اینکه نباید باشید؟ بیایید شفاف بگویید: مستقیما به شما گفته‌‌اند در انتخابات شرکت نکنید
هم مستقیم گفته‌‌اند و هم غیرمستقیم (می‌خندد). بالاخره دیگر نباید حتما نامه رسمی بزنند که در انتخابات شرکت نکنید!
‌پس بگویید چه کسی یا چه نهادی به شما گفته‌‌اند نیایید؟
ببینید؛ نیازی نیست بگویم چه کسی گفته نیایید. همه مواردی که خودتان اشاره کردید دال بر این است که نمی‌خواهند من بیایم ولی آنچه برای من مهم است این است که راهکار قانونی‌ای وجود دارد که به من اجازه حضور در انتخابات را می‌دهد. افراد با سلیقه‌های مختلف و شخصی آمده‌‌اند به من گفتند نیا ولی همان‌طور که گفتم قوانین فدراسیون به من این اجازه را می‌دهد که بیایم. البته این را بگویم که اصلا دوست ندارم به‌خاطر من و تنش‌های موجود، فوتبال ایران آسیبی ببیند ولی دوست هم ندارم ارزش و اعتبار فوتبال و استقلالی که برای اساسنامه فدراسیون و اجرایش به دست آورده‌ایم به‌راحتی از دست برود. من بارها گفته‌ام؛ ما هشت‌سال برای این فوتبال زحمت کشیده‌ و دستاوردهای مهمی داشته‌ایم، حالا اگر قرار باشد با این اذیت‌ها و مانع‌تراشی‌ها بگذاریم و برویم باز هم به نظرم فوتبال ایران صدمه می‌خورد.
‌با‌این‌حال مواردی که از سوی منتقدان در مورد فدراسیون شما به‌عنوان اشکال مطرح می‌شود یکی، دوتا نیست... .
شبیه مواردی که شما به آن اشاره کردید زیاد است. اتفاقا دفعه قبل هم همین اتفاق افتاد؛ درست پیش از برگزاری انتخابات آمدند، بنده را گرفتند و به زندان بردند و حتی لباس زندانی‌ها را هم تنم کردند و ما آن تجربه را هم به دست آوردیم ولی نهایتا مشخص شد چیز خاصی نیست و همه دعواها به‌خاطر پست ریاست فدراسیون فوتبال است. این پست، پستی است که چنین مباحثی را دارد ولی مسئولانی که چنین کاری می‌کنند به نظرم امتحان بدی می‌دهند؛ آنها هم بهتر است با قوانین و مقررات حرکت کنند، به افراد احترام بگذارند و خودشان را از همه بالاتر نبینند. به نظرم هیچ فرقی بین انسان‌ها نیست؛ رئیس‌جمهور هم یک انسان است و یک فرد عادی هم انسان است. همه با هم یکسان هستند و باید این حقوق رعایت شود. متأسفانه بعضی جاها به‌خاطر امیال و سلیقه‌های شخصی و افکار خراب چنین معضلاتی را به وجود می‌آورند. البته این را هم بگویم منظورم از بیان این مطالب این نیست که من هم خیلی خوب و کاملا در سلامت کار کرده‌ام ولی باید قبول کنیم عقل و نظر جمعی مثل اعضای مجمع که با بنده سروکار دارند به عقل یک یا دو نفر ارجحیت دارد.
‌اتفاقا این موردی است که به عنوان یک چالش مطرح می‌شود؛ اینکه اعضای مجمع جوری سازماندهی شده‌‌اند که در نهایت همه چیز به نفع کفاشیان باشد.
نه، این تفکر اشتباه است. اتفاقا کاملا مشخص است که این افراد چطوری انتخاب شده‌اند؟ سازماندهی نفعی و شخصی در کار نیست. چرا به همین موضوع خوب انتخاب این افراد اشاره نمی‌کنند؟ چرا نمی‌گویند عملکرد کفاشیان به گونه‌ای بوده که الان همه اعضای مجمع راضی هستند؟ آنها می‌گویند ما راضی نیستیم چون مثلا به ساز ما نمی‌رقصند.
‌شما هم که به ساز آنها رقصیده‌اید؛ مگر به خواست آنها تعدادی از افراد زیرمجموعه‌تان را حذف نکردید؟
خب راستش را بخواهید من هم چندتا قِر با ساز آنها دادم که این موضوع درست شود، (می‌خندد)، ولیکن این کار را هم به خاطر فوتبال انجام دادم. من را هم می‌آورند در برنامه تلویزیونی متهم می‌کنند و می‌گویند این کار را به‌خاطر ماندن خودش انجام داده است، نه، من به خاطر فوتبال بالاخره یک جایی تعامل می‌کنم چون باید هم تعامل کنیم.
‌فکر نمی‌کنید دلیل این تغییرات اجباری این بوده که عنوان می‌شد در مجموعه شما فساد است؟
خود من و مجموعه‌ام مدعی هستیم ضد فسادیم. بارها گفته‌ام مدرک و سند رو کنید یا حکم قضائی به ما بدهید که با قاضی مستقل عمل کنیم یا اینکه اسناد و مدارک را بدهید بیرون... اگر واقعا چنین اسنادی هست که رو کنید تا حساب آن پدرسوخته را برسم(!) ولی اگر نیست چرا با این کلمه «فساد» ذهن مردم را خراب می‌کنید؟ چرا عنوان می‌کنید این فوتبالیست‌ها این‌جور و آن‌جور هستند؟ این فوتبالیست‌ها بچه‌های مردم هستند و از طبقه‌های محروم آمده‌اند. شما در بین بازیکنان حرفه‌ای از ١٠٠ تا فوتبالیست دو نفر را نمی‌توانید پیدا کنید که از طبقه مرفه آمده باشند. به این مورد توجه کنید که یک خلاف را صد نفر در جامعه انجام می‌دهند که اسم یکی دو فوتبالیست هم در بین آنها دیده می‌شود ولی دوستان عنوان می‌کنند همه فوتبالیست هستند! نمونه‌اش همین موضوع کارت معافیت. به نظرم با مطرح‌کردن این موارد و مواردی مشابه مبنی بر اینکه اینها پول زیادی می‌گیرند و غیره، ذهن مردم را خراب کرده‌اند. هرکسی که پول زیادی می‌گیرد چه ربطی به فساد دارد؟ پول زیاد می‌گیرند چون بحث عرضه و تقاضاست؛ چون قیمتشان این‌قدر است. در مملکت ما یک سری چنان رانت‌های کلانی استفاده می‌کنند که اصلا نمی‌توانید حساب و کتاب کنید، سرگیجه می‌گیرید. هیچ‌کس با این افراد کاری ندارد آن وقت یک فوتبالیست که از بین ١٠ هزار نفر می‌شود یک ورزشکار خوب و پول بالایی می‌گیرد، چشمشان او را می‌گیرد. نمی‌دانم چرا ما این‌قدر تنگ‌نظر شده‌ایم... به‌هرحال این هجمه‌ها تازگی ندارد و آخرین بار هم نیست؛ برای دوستان جدیدی هم که بیایند چنین مشکلاتی به وجود می‌آید. ما که پولی برای خرج‌کردن نداریم ولی حداقل این کارها را نکنیم و اجازه بدهیم فوتبال مملکت شکل بگیرد. حمایت کنیم و حداقل سنگ‌اندازی نکنیم.
‌گفتید قبلا یک بار تجربه زندانی‌شدن را به دست آورده‌اید؛ باز هم آمادگی‌اش را دارید پیش از برگزاری انتخابات تازه بازداشت شوید؟
(مکث می‌کند) ببینید، من وظایفم را درست انجام می‌دهم، کارم را درست انجام می‌دهم، نمی‌گویم بی‌اشتباه بوده‌ام، شاید جاهایی اشتباه هم کرده‌ام...
‌اشاره من به شایعات اخیری است که راه افتاده و گفته می‌شود ممکن است تا قبل از شب عید بازداشت شوید.
(با تعجب) جدی؟ چه کسی چنین چیزی را گفته است؟
‌گفتم که شایعه شده است...
نه، من این طور فکر نمی‌کنم. (می‌خندد) این بار دیگر چنین چیزی نیست.
‌قبلا مگر فکرش را می‌کردید؟ به‌هرحال یکی دو روز بازداشت شدید.
آخر دلیلی ندارد؛ به نظرم قوه قضائیه خیلی خوب و ماهرانه حرکت می‌کند، مدارک می‌بیند، استدلال می‌خواهد... ضمن اینکه من هم از خودم مطمئن هستم و صددرصد می‌گویم کار خاصی نکرده‌ام که بخواهم بازداشت شوم. قطعا بدانید این بار چنین اتفاقی نمی‌افتد. گفتم، کارهای من همیشه به گونه‌ای بوده که فدراسیون فوتبال به بهترین نحو اداره شود.
‌خب این نظر شماست، ولی گزارشی که کمیسیون اصل ٩٠ ارائه کرده شما را «متهم شماره یک فساد در فوتبال» خوانده است. این نظر چیست، آن گزارش چیست؟
اول درباره گزارش باید بگویم اگر قرار بود گزارشی تهیه شود، بهتر بود کار ما را از هشت سال پیش تا الان مقایسه می‌کردند؛ می‌دیدند هشت سال پیش کجا بودیم، الان کجا هستیم؟ بیایند با یکی، دو فدراسیونی که خودشان تمایل دارند مقایسه کنند؛ ببینند پیشرفت هشت‌ساله آنها چطور بوده، ما چطور بوده‌ایم. این می‌شود یک مقایسه درست، نه اینکه ما را با کشورهای آسیایی مقایسه کنند که بودجه‌شان ٢٠ تا ٣٠ برابر ماست. راستش درباره گزارش اصل ٩٠ باید بگویم خیلی ناراحت شدم. به دلیل همین موضوعی که می‌توانستند مقایسه کنند و نکردند. خیلی ناراحت شدم. این گزارش بر اساس گفته‌های اشخاصی است که در ورزش حضور داشته‌‌اند و گفته‌‌اند نتوانستیم کاری کنیم. آنها هم گفته‌‌اند پس بگذارید خودمان وارد شویم، خودمان مطالب را بگوییم. به‌هرحال تعداد زیادی از افراد ورزشی را می‌خواهند که طبیعتا آنها هم هرکدام حرف‌های متناقضی می‌زنند. خب همین فرهنگ تناقض‌ها نشان می‌دهد آدم‌هایی که رفته‌‌اند و حرف زده‌‌اند آدم‌های کوچک و بی‌دینی بوده‌‌اند که مدام علیه یکدیگر حرف زده‌اند. این صحبت‌های متناقض و نوشته‌های تعدادی از روزنامه‌ها که بعضا دروغ می‌نویسند، می‌شود دست‌مایه این گزارش. در یکی از روزنامه‌ها درباره من نوشته بودند «سردار رویانیان یک ماشین گران‌قیمت به پسر کفاشیان داده است». نمی‌دانم ماشین «مازراتی» بود یا هرچیزی. جالب است درباره همین موضوع از من سؤال و بازجویی می‌کردند، می‌گفتند آقا این ماشین ماجرایش چه شد؟ گفتم این چه سؤالی است که از من می‌پرسید؟ چرا اصلا او باید ماشین به ما بدهد!؟ اصلا چرا من باید ماشین را از او بگیرم؟ مگر چیز ساده‌ای است که ماشین ٦٠٠، ٧٠٠ میلیونی را بیاید به پسر من بدهد؟ به‌هرحال روزنامه دیگری هم می‌نویسد پسر کفاشیان میلیاردها برداشته و برده، چه می‌شود کرد؟ خب ما شکایت هم می‌کنیم؛ ولی به جایی نمی‌رسد. به‌هر‌حال ذهن کسی که گزارش می‌نویسد، این طور برداشت می‌کند که هرچیزی در این روزنامه نوشته شده درست است! به‌هر‌حال براساس همین موارد قضاوت می‌کنند و حرف می‌زنند.
‌چرا گزارش اصل ٩٠ خیلی شما را ناراحت کرد؟ کمتر پیش می‌آید انتقاد از شما این‌طور ناراحتتان کند...
خب براساس همان استنباط غلط متأسفانه آن‌قدر بی‌تقوایی زیاد می‌شود که در تلویزیون آقایان عنوان می‌کنند «نشان درجه‌ یک محکومیت» را به کفاشیان می‌دهیم؛ همان شب «ظریف» نشان «درجه‌یک لیاقت» را از رئیس‌جمهور گرفت، چرا؟ چون رئیس‌جمهور آقای ظریف را دوست داشت؛ ولی چون مسئولان من را دوست ندارند، به من نشان درجه‌یک محکومیت را می‌دهند. ما هیچ وقت نشان درجه‌یک لیاقت نخواستیم؛ ولی نشان درجه‌یک محکومیت هم حقمان نبوده است.
‌اصلا سؤالی که ذهن را درگیر می‌کند این است که مگر چقدر در فدراسیون شما پول هست که این‌قدر درباره فساد درآن صحبت می‌شود؟
من قبل از اینکه به فوتبال بیایم در بانک مرکزی بودم؛ جایی که میلیون‌ها میلیون دلار پول زیر دستم بود. آن زمان اصلا کسی پیدا نمی‌شد که به من بگوید فلانی حالت چطور است؟ چرا از این میلیاردها کمی را به برنج داده‌ای، کمی را به روغن داده‌ای... اصلا کسی با این چیزها کاری نداشت. میلیارد دلاری که می‌گویم بودجه سال بود. اصلا کسی نمی‌دانست چه خبر است؛ ولی در این فوتبال از زمانی که آمده‌ام، بدهکار بوده‌ام تا همین الان که در خدمت شما هستم. کسی به ما پول نمی‌دهد، بدهند هم خیلی کم است. کل بودجه‌ای که ما سال گذشته هزینه کرده‌ایم، چیزی حدود ٣٠ میلیارد بوده که از این مقدار نزدیک به ٢٠ میلیاردش را از فیفا گرفته‌ایم (به خاطر صعود به جام جهانی). پس اگر می‌بینید آقای کی‌روش و مجموعه‌اش سالی ١٠ میلیارد تومان می‌گیرد، ما این پول را از فیفا درآورده‌ایم. به‌هر‌حال کل بودجه‌مان هم همان ٣٠، ٤٠ میلیارد است که نزدیک به ٣,٥ میلیاردش را وزارت ورزش داده و بقیه‌اش را هیچ نهاد دولتی به ما نداده است و از فیفا، ای‌اف‌سی و محل درآمد باشگاه‌ها و تبلیغات و ... بوده، ضمن اینکه می‌دانید که تلویزیون هم هیچ پولی به ما نداده است. با همین پول هم همه امور را چرخانده‌ایم و هنوز هم بدهکاریم. حالا می‌خواهم بگویم اصلا فضایی وجود نداشته که کسی بخواهد فسادی کند. زمینه‌ای وجود ندارد که کسی بخواهد به من رشوه یا امتیازی بدهد. مگر من چه چیزی اینجا دارم؟ اینجا باید همه چیزت را هم بدهی. با‌این‌حال و با‌وجود همه این مشکلات، من توانسته‌ام در این هشت سال بیشترین ساخت‌وساز را داشته باشم، بیشترین مقام‌ها را داشته باشیم. وقتی می‌گویم هشت سال پیش را با الان مقایسه کنید، به‌این‌خاطر است که کارنامه دارم. زیرساخت‌ها را ببینید؛ ساخت‌وسازها را ببینید. کدام فدراسیون ورزشی دیگر چنین ساخت‌وسازهایی داشته؟ ما دو هتل ساخته‌ایم، مرکز پزشکی ورزشی ساخته‌ایم، زمین چمن مصنوعی ساخته‌ایم، زمین فوتبال ساحلی به وجود آورده‌ایم، پژوهشکده ساختیم، کلینیک ساختیم... اینها سرمایه فدراسیون است. سرمایه‌ای که روزی که آمدم وجود نداشت. به‌هر‌حال می‌خواهم بگویم با همین بودجه کم کار کرده‌ایم و بی‌رحمی و ظالمانه است که بگویند فساد در این فدراسیون وجود دارد.
‌خب کمی هم از ماجرای فساد فاصله بگیریم و به لابی‌تان با شیخ سلمان بپردازیم. لابی‌ای که انتظارش را داشتید، بی‌نتیجه ماند، درست است؟
از چه نظر؟
‌اینکه قرار بود اگر شیخ سلمان رئیس فیفا شود، شما پست عالی‌رتبه‌ای در کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) به دست بیاورید.
خب او که رئیس فیفا نشد. بله، ولی ما همین الان هم بالاترین پست‌ها را در AFC داریم؛ نایب‌رئیس هستم، رئیس کمیته فوتسال و فوتبال ساحلی آسیا هستم و همه این موارد زیر نظر خودمان است. فکر می‌کنم اتفاقا اعتماد به‌وجود‌آمده با شیخ سلمان، اعتماد بسیار خوب و سازنده‌ای هم باشد. شیخ سلمان به ایران بیشتر از کشورهای عربی اعتماد کرده است.
‌منظورم از لابی دقیقا این بود که قرار گذاشته بودید اگر شیخ سلمان رئیس فیفا شود، شما بشوید رئیس AFC، درست است؟
به‌هرحال نشد؛ البته من قرار بود به عنوان سرپرست AFC مشغول به کار شوم تا بعد از انتخابات ریاست کنفدراسیون فوتبال آسیا برگزار شود و تکلیف رئیس مشخص شود.

‌یعنی با ‌این‌همه منتقد داخلی قرار بود سرپرست و مثلا رئیس AFC شوید؟ تناقض زیادی است، این‌طور حس نمی‌کنید؟
این تناقض فضای درون و بیرون است. حالا ما را به عنوان فدراسیونی قدرتمند در آسیا می‌شناسند و سایر رؤسای فدراسیون‌های آسیایی با بنده ارتباط بسیار خوبی دارند. هشت سال پیش که من اینجا بودم، اصلا رئیس فدراسیون ما را نمی‌شناختند؛ ولی حالا گوشی را برمی‌دارم و می‌گویم فلانی، ما می‌خواهیم این کار را کنیم و شما هم آن کار را کنید. می‌خواهم بگویم این‌قدر ارتباطات قوی شده است. جالب است بدانید ٩٠ درصد این رؤسا، همان رؤساي فدراسیون‌های قبلی هستند یعنی کشورهای دیگر تغییر زیادی نداشته‌اند. روزی یکی از معاونان وزارت ورزش به من گفت بس است دیگر، چقدر می‌خواهی بمانی؟ به‌هرحال او این‌طور فکر نمی‌کند که کشورهای دیگر همین‌طور است. یعنی آنها احمق‌اند؟ در کره و ژاپن و غیره هم همین‌طور است. این ارتباطات و ماندن‌ها کارراه‌بینداز است و خیلی از موارد را حل‌وفصل می‌کند. حالا تصور کنید فدراسیون دیگری بیاید، تا این فدراسیون بخواهد برود در آسیا ارتباط بگیرد و آشنا شود، کلی زمان می‌گذرد.
‌اگر سرپرست AFC می‌شدید، قید حضور در انتخابات فدراسیون فوتبال ایران را می‌زدید؟
نه، من اگر پستی در خارج از ایران دارم و می‌گیرم هم، از ایران می‌بینم و نباید ایران را فراموش کنم.
‌شما ابتدای مصاحبه گفتید به شما گفته‌‌اند نیایید...؛ تصمیم آخر علی کفاشیان برای حضور در انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال چیست؟
هنوز تصمیمی نگرفته‌ام (می‌خندد). باید ببینیم چه می‌شود و به کجا می‌رویم.
‌خب این‌طوری بپرسم؛ الان همه چیز ٥٠-٥٠ است یا کمی به سمت ‌بودن یا نبودن می‌چربد؟
واقعا ٥٠-٥٠ است ولی دوست دارم که اگر من نبودم، آدم قوی‌ای بتواند کار را ادامه دهد.
‌علی کفاشیان از فوتبال برود، فوتبال ضرر می‌کند یا علی کفاشیان؟
من ضرر نمی‌کنم، فوتبال را نمی‌دانم. من سود هم می‌برم ولی فوتبال را نمی‌دانم.
‌چطور؟
خب ساده است؛ عملکرد نفر بعدی را باید ببینیم و بعد قضاوت کنیم. به‌هرحال من خیلی سود می‌برم
#کفاشیان

0 0
فارس   1394/12/18 15:57:59

پس از اینکه خبرگزاری فارس روز گذشته خبری را به نقل از سازمان تربیت بدنی وقت منتشر کرد مبنی بر اینکه اساسنامه سال 86 فدراسیون فوتبال مصوبه هیأت دولت را دارد، عده‌ای این موضوع را قبول نکرده و انتقاداتی را مطرح کردند؛ مبنی بر اینکه دولت قبلی به خاطر تخلفات بی‌شماری که داشته نمی‌تواند حتی در این مورد بسیار خاص و ویژه در زمینه ورزش صداقت را رعایت کرده و چه بسا این خبر نیز مانند بسیاری از خبرسازی‌ها صحت ندارد!

با این حال خبرگزاری فارس با استناد به این موضوع گزارش روز گذشته خود را منتشر کرد تا حداقل از جانب مسئولان وقت مشخص شود چنین مصوبه‌ای وجود دارد تا اینکه امروز کیومرث هاشمی در نشست خبری خود با علنی کردن مدارک مربوط به مصوبه هیأت دولت، حداقل مشخص کرد که در این زمینه از سوی مسئولان وقت سازمان تربیت بدنی صداقت رعایت شده است.

کیومرث هاشمی درباره بحث اساسنامه فدراسیون فوتبال گفت: در این زمینه یکسری مستندات وجود دارد که در اختیار ماست. در آن زمان فوتبال تعلیق، کمیته انتقالی تشکیل و اساسنامه نوشته شد. در آن مقطع تعلیق فوتبال را تهدید می‌کرد. علت تعلیق فوتبال در آن زمان این بود که سه سال متوالی فیفا نامه زده بود که اساسنامه اصلاح شود. اساسنامه در زمان کمیته انتقالی تدوین شد و این تهدید تبدیل به فرصت شد اما حالا می‌شنویم که می‌گویند اساسنامه مورد تأیید قرار نگرفته است که درست نیست. دو دید در کمیته انتقالی در آن زمان وجود داشت دید اول نگاه فیفا که اعتقاد داشتیم این نگاه باید ابتدا در ایران تصویب شود چون نقش دولت در فوتبال کلیدی و اساسی بود.

رئیس کمیته ملی المپیک تصریح کرد: طی نامه‌ای در تاریخ 86/4/30 که به امضای رئیس وقت سازمان تربیت بدنی رسیده بود اساسنامه به دکتر داودی معاون اول رئیس‌جمهور وقت ارائه شد. بعد از تأیید اساسنامه توسط فیفا که اسناد آن موجود است به سازمان تربیت بدنی ارسال و از کانال حوزه معاونت حقوقی سازمان به معاون اول رئیس‌جمهور داده شد که او پاراف کرد تا در کمیسیون فرهنگی مطرح شود. دبیر کمیسیون فرهنگی هم طی نامه‌ای آن را برای طرح در کمیسیون ارجاع داد.

کیومرث هاشمی گفت: بعضی اوقات با خودم فکر می کنم که اگر این مدارک را نداشتیم چه اتفاقی می‌افتاد؟ تمام مصوبات هیأت دولت در پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری موجود است. البته سند این تصویب هم موجود بود اما نمی‌دانم چرا حالا برداشته شده است. البته چند ماه پیش وجود داشت که دلیل آن را نمی‌دانم و بیشتر از این هم از من نخواهید و بیشتر از این صحبت نمی‌کنم چون المپیک را نباید فدای فوتبال کنیم اما بر اساس رسالت خودم این توضیحات را ارائه دادم.

وی افزود: در سال 92 بعد از تغییر دولت تمام مصوبات در بایگانی قرار می‌گیرد که البته قابل دسترسی است و مصوبات جدید در سایت قرار داده می‌شود. اگر تیتر تصویب آن اساسنامه را بخواهید این است «هیأت وزیران در جلسه امروز تصویب کرد: آیین‌نامه دسترسی آراد به شبکه حمل و نقل عمومی کشور» به فاصله حداکثر یک ماه از نامه یعنی در تاریخ 86/6/24 که روی سایت نهاد ریاست جمهوری موجود بود این خبر که در متن آن تصویب اساسنامه فدراسیون فوتبال هم قرار داشت منتشر شد اما حالا دیگر موجود نیست هر چند که ما پرینت آن را در اختیار داریم و در اختیار رسانه‌ها می‌گذاریم.

اهم صحبت‌های هاشمی را در نشست خبری در خصوص اساسنامه فدراسیون و مصوبه‌ای که از هیأت دولت داشت یک بار دیگر مرور کردیم و حالا وقت آن است تا ببینیم با چه هدفی و چرا می‌خواستند با جعل سند کاری کنند که مصوبه هیأت دولت از تاریخ این مملکت پاک شده و به نوعی به زباله‌دان تاریخ بپیوندد.

*سجادی: باید برای فدراسیون فوتبال سرپرست انتخاب شود

در این مدت اخیر بارها از سوی معاون وزیر صحبت‌هایی را شنیدیم که با اساسنامه فدراسیون فوتبال در تضاد بود؛ باید برای فدراسیون فوتبال سرپرست انتخاب شود.

مسئولان وزارت ورزش پس از اینکه متوجه شدند نمی‌‌توانند از راه‌های قانونی به هدف خود برسند، رو به جعل سند آورده و فضایی غبارآلود را به وجود آوردند تا از آب گل آلود ماهی گرفته و به اهدافی که در سر دارند برسند.

*توطئه‌ای که نقش بر آب شد؛ تعلیق از آنچه که به فکر می‌کنید به شما نزدیک‌تر است

وزارت نشینان سعی کردند مصوبه هیأت دولت را محو کنند تا آخرین اساسنامه‌ای که برای فدراسیون فوتبال مصوب شده بود به سال 81 برگردد تا طبق آن بتوانند حرف خود را به کرسی نشانده و با توجه به پایان رسیدن دوران ریاست کفاشیان، برای این فدراسیون سرپرست تعیین کند.

پس این طور نقشه کشیدند تا ابتدا مصوبه هیأت دولت برای اساسنامه سال 86 را از بین ببرند، سپس با 5 سال عقبگرد به اساسنامه سال 81 برسند و سپس نقشه خود را عملی کرده و بر طبق آن یک سرپرست که نقشه‌هایشان را به خوبی پیش می برد برای فدراسیون فوتبال انتخاب کنند، فارغ از اینکه تعلیق خیلی به گوش فوتبال ایران نزدیک است و چه بسا رسیده بود بلایی که به خیر گذشت و با خنثی شدن این توطئه‌ها، خطر تعلیق دوباره هم فعلا از این جهت از سر فوتبال ایران رفع شد.

هنوز صحبت‌های مصطفوی، دبیرکل وقت را به یاد داریم که 10 سال پیش در چنین روزهای گفته بود فیفا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند و فرضیه تعلیق از ذهن رسانه‌ها تراوش می‌کند، اما خیلی زود این فرضیه رنگ واقعیت به خود گرفت و در آن زمان هم روسیاهی به خیلی‌ها ماند.

حالا تاریخ به گونه‌ای دیگر برای فوتبال ایران در حال تکرار بود و سجادی نیز در این برهه زمانی با ادبیات دیگری، همان حرف‌های مصطفوی را تکرار می‌کرد فارغ از اینکه اگر توطئه‌ای که در پیش برای آقایان به درستی پیش‌ می‌رفت، فردای روز انتخابات بدون شک، فدراسیون فوتبال ایران یک بار دیگر تعلیق می شد.


*آقای سجادی حرمت نان و نمک این نبود!

خبرنگار فارس در روزی که برای گفت و گو با کفاشیان به آکادمی ملی فوتبال رفته بود این سؤال را از وی مطرح کرد که شنیده می‌شود از دست سجادی به این خاطر ناراحتی که وقتی هشت سال پیش می‌خواستید به فدراسیون فوتبال بیایید در حق او خوبی کرده و سجادی را به جای خودتان سرپرست دبیر کلی کمیته المپیک کردید و البته پاسخ کفاشیان این بود که سجادی تحت سیستم وزارت ورزش آن حرف‌ها را می‌زند. اتفاقاً ما با هم خیلی رفیقیم و دوستی قدیمی داریم اما او در وزارت ورزشی کار می‌کند که سیاست وزارت متبوعش این مواضع را می‌طلبد. سجادی باید تابع مقررات وزارتش باشد. بالاخره او تابع وزارت است. او سیاست‌های وزارت را پیش می‌برد و مشکلی هم نیست و شاید هم سیاست های خاص خودش را دارد.

وقتی هم که این سؤال را مطرح کردیم که بالاخره در رفاقت نون و نمک است و باید حرمت‌ها را نگه داشت، کفاشیان اظهار داشت که نمی‌دانم چه بگویم و با ناراحتی خاصی خواست تا سؤال بعدی را بپرسیم اما به واقع ما که قانع نشدیم حرمت رفاقت و نون و نمک پس چه می‌شود و آیا پاسخ خوبی‌های رئیس فدراسیون، این رفتار از سوی رفیق قدیمی است؟



*درخواست آخر: آقایان؛ به اساسنامه سال 90 هم ایرادی وارد نیست

در پایان فقط یک درخواست وجود دارد و آن اینکه آقایان با شکست در پروژه اساسنامه 86، لطفاً بحث مربوط به اساسنامه سال 90 را علم نکنید.

به صراحت در اساسنامه 86 و در ماده 32 آورده شده که پس از تصویب هیأت دولت برای اولین بار، دیگر نیازی به مصوبه‌های بعدی توسط این هیأت نیست و اصلاحات بعدی می‌تواند توسط مجمع انجام شود که البته طبق ماده 34 نیز این مصوبات تا 30 روز بعد باید جنبه اجرایی نیز به خود بگیرد.



**حرف آخر؛ ورزش قربانی تصمیمات نادرست

به گزارش فارس، مهم‌ترین بحثی که امروز کیومرث هاشمی در نشست خبری خود مطرح کرد باعث شد تا بدبینی در بین اهالی رسانه و علاقمندان به ورزش بیشتر و بیشتر شود چراکه برخی می‌خواستند با جعل اسناد، تهمت‌ زدن و ترویج دروغ‌گویی به اهدافی که در ذهن دارند برسند.

حداقل اینکه در 8 سال مدیریت کفاشیان، گاف‌هایی بوده که خیلی راحت‌تر از این توطئه‌ها می‌شد او را زد و ای کاش حداقل از سوی مسئولان امر که امروز بر سر کار هستند چنین مسیری برای زدن کفاشیان و فدراسیون تحت امرش انتخاب نمی‌شد.

حالا آقایان چطور می‌خواهند پاسخ میلیون‌ها ایرانی را بدهند که با استدلال‌های غلط خود سعی داشتند ماجرای حقیقی را، طور دیگری القاء کنند و امروز هزاران سوال در ذهن‌شان نقش بسته است.

حالا آقایان چطور می‌خواهند پاسخ بیت‌المالی را بدهند که میلیاردها تومان از آن هزینه می‌شود تا بلکه نشاط اجتماعی در جامعه حاکم شود اما با این اقدام غلط، هزینه‌های انجام شده نیز امروز زیر سوال رفته است.

امروز به واسطه برجام و پسابرجام اتفاقات خوشی در مدیریت کلان کشور رخ داده. هرچند که فارغ از این دو موضوع اتفاقاتی هم بوده که از سوی اهالی رسانه و حتی مردم قابل نقد بوده است اما خواهش رسانه از همین مدیریت کلان این است که نگاه و نظارت بالادستی‌ها به مقوله ورزش جدی‌تر باشد و حداقل اظهارات کیومرث هاشمی نیز همین موضوع را نشان می‌دهد.

حالا امید است انتخابات مجلس که با هیجان خاصی برگزار شد نیز خروجی خوبی حداقل در حیطه ورزش داشته باشد و من‌بعد سران مملکتی با یک نگاه کاملا تخصصی به سراغ ورزش بروند که این کوچک‌ترین خواسته امروز مردم ورزش‌دوست ایران است.

اظهارات هاشمی صرفا فقط دفاع از یک اساسنامه خالی نبود هرچند که پیام‌های مشمئزکننده‌ای داشت چراکه کسی که کوچک‌ترین علاقه‌ای به ورزش داشته باشد با خواندن اظهارات هاشمی حالش از این فضای موجود به هم می‌خورد.

به نظر می‌رسد باید از این صحبت‌ها درس‌های لازم را گرفت. دوران چنین ترفندهای نخ‌نماشده به پایان رسیده. اینکه بخواهیم سندسازی کنیم و با دروغ اذهان را فریب بدهیم هم به پایان رسیده چون دیگر در دنیای ارتباطات به سر می‌بریم و امروز امیدواریم با پیگیری‌های مسئولان بالادستی کسانی که سیاست بی‌آبرو کردن ورزش و ورزشی‌ها را باب کرده‌اند با آنها برخورد شود.

در پایان اینکه آقای روحانی اینجا ورزش است و میلیون‌ها جوان با این حوزه دست و پنجه نرم می‌‌کنند پس خواهشا تدبیری بیندیشید که دیگر شاهد چنین سیاست‌های غلطی از سوی ارکان زیرمجموعه شما حداقل در حیطه ورزش نباشیم.