محل تبلیغ شما
پرونده غلامحسین ساعدی؛ خالق حال‌ و هواهای سربی و سنگین

تاریخ خبر: 1394/11/22

پرونده غلامحسین ساعدی؛ خالق حال‌ و هواهای سربی و سنگین

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

غلامحسین ساعدی (زاده ۱۳ دی ۱۳۱۴ تبریز-درگذشته ۲ آذر ۱۳۶۴ پاریس) معروف به گوهر مراد از نویسندگان معاصر ایرانی است. از داستان «گاو» او (در مجموعه عزاداران بیل)، فیلمی به همین نام ساخته شده‌است که کاری موفّق بوده است.

او که خود تُرک بود و به زبان مادری خویش نیز بسیار علاقه‌مند بود، دربارهٔ زبان فارسی و جایگاهش در ایجاد همبستگی و نقشِ آن در وحدت ملی ایرانیان، طی مصاحبه‌ای با رادیو بی‌بی‌سی چنین گفت: «زبان فارسی، ستونِ فقرات یک ملت عظیم است. من می‌خواهم بارش بیاورم. هرچه که از بین برود، این زبان باید بماند

ساعدی در ۱۳ دی ۱۳۱۴ در تبریز و در خانواده‌ای کارمند و به قول خودش اندکی بدحال به دنیا آمد. پدرش علی اصغر کارمند دولت و مادرش طیبه خانه‌دار بود. اگرچه پدربزرگ مادری او از مشروطه خواهان تبریز بود و خانوادهٔ پدریش در دستگاه ولیعهد وقت مظفرالدین شاه شغل و مقامی داشتند ولی وضع اقتصادی خانواده مناسب نبود. در مهرماه ۱۳۲۱ دوره ابتدایی را در دبستان بدر آغاز کرد و در سال ۱۳۲۷ توانست گواهینامه ششم ابتدایی خویش را بگیرد. علی اکبر ساعدی برادر غلامحسین دربارهٔ برادرش و مدرسه طالقانی (منصور سابق) تبریز می‌گوید:[۲]

«غلامحسین ساعدی پس از پایان تحصیلات ابتدایی در دبستان بدر، کوچه غیاث در خرداد ماه سال ۱۳۲۷ گواهینامه ششم ابتدایی گرفت و در مهرماه همین سال برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان منصور شد. دبیرستان منصور در زمینی بنا شده بود که قبلاً قبرستان بود، به هنگامی که منصور استاندار آذربایجان شده بود این دبیرستان سر و سامان گرفت و برای همین نام منصور را روی دبیرستان ما گذاشته بودند، دبیرستان خیلی خوبی بود، معروف بود، اتوریته داشت و خیلی هم از خانه ما دور نبود

هنگامی که در دبیرستان مشغول به تحصیل بود اولین داستان‌هایش در هفته‌نامه دانش‌آموز چاپ شد، هم‌چنین داستان بلندی به نام از پانیفتاده‌ها نوشت که مجله کبوتر صلح آن را به چاپ رسانید. در نوجوانی به سازمان جوانان فرقه دموکرات آذربایجان پیوست و در هفده سالگی مسئولیت انتشار روزنامه‌های فریاد، صعود و جوانان آذربایجان را به عهده گرفت. در تابستان ۱۳۳۲ و هنگامی که ۱۸ سال داشت به اتهام همکاری با فرقه مدتی در زندان شهربانی تبریز حبس شد. ساعدی در خرداد ماه ۱۳۳۳ توانست دیپلم طبیعی خود را بگیرد و یک سال بعد و در بیست سالگی در دانشگاه تبریز تحصیل پزشکی را آغاز کرد.

دانشگاه و تحصیل پزشکی[ویرایش]

دوران دانشجویی ساعدی در تبریز با فعالیت‌های سیاسی و شرکت در جنبش‌های دانشجویی و آشنایی و دوستی با افرادی چون صمد بهرنگی همراه بود. وی در همین دوران نوشتن داستان کوتاه را نیز با جدیت بیشتر پیگیری کرد. داستان‌های «شکایت» و «غیوران شب» و نمایش نامه «سایه‌های شب» حاصل آن دوره کاری او است. او هم چنین در همین زمان مجموعه داستان کوتاه «شب نشینی باشکوه» را در تبریز منتشر کرد و نمایش نامه «کلاته گل» را نیز به صورت مخفی در تهران به چاپ رساند

تهران، سربازی و روانپرشکی[ویرایش]

به دلیل محتوای مقاله‌ها و داستان‌هایش، به رغم داشتن مدرک پزشکی به عنوان سرباز صفر در پادگان سلطنت‌آباد تهران خدمت کرد و از همین دوران با محافل ادبی و هنری تهران آشنا شد و داستان‌های او در مجله سخن به چاپ رسید. وی تحصیلات خود را با درجه پزشکی عمومی، ودکترای تخصصی روان‌پزشکی در تهران به پایان رساند. در بیمارستان روانی روزبه مشغول به کار شد و پیش از اینکه حرفه پزشکی را به نفع نویسندگی رها کند، درمطبش که در خیایان دلگشا در تهران قرار داشت، بیشتر اوقات بدون گرفتن حق ویزیت بیماران را معاینه می‌کرد.[۳] تجربه‌های این دوران به شناخت عمیق‌تر او از انسان و پیچ و خم‌های روح و روان کمک کرد. وی مطب دلگشا را بعدها چنین توصیف می‌کند:

آنجا یک دنیای عجیب و غریبی بود و بعد، یکی هم این بود که چون من طبیب بودم و همیشه توی مطب بودم آنجا به یکی از پایگاه‌های عمده روشنفکران آن روز تبدیل شده بودآل‌احمد،شاملو، برو بچه‌های نویسنده، به آذین، سیروس طاهباز، م. آزاد و دیگران همیشه آنجا بودند

نمایش[ویرایش]

ساعدی با چوب بدست‌های ورزیل، بهترین بابای دنیا، تک نگاری اهل هوا، پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت، پرورابندان، دیکته و زاویه و آی با کلاه! آی بی کلاه، و چندین نمایشنامه دیگری که نوشت، وارد دنیای تئاتر ایران شد و نمایشنامه‌های او هنوز هم از بهترین نمایشنامه‌هایی هستند که از لحاظ ساختار و گفتگو به فارسی نوشته شده‌اند. او همراه بهرام بیضایی و اکبر رادی و نویسندگان دیگری چون علی نصیریان، رحیم خیاوی، بهمن فرسی، عباس جوانمرد، بیژن مفید، آربی اوانسیان، عباس نعلبندیان، اسماعیل خلج و ... تئاتر ایران را در سال‌های ۴۰–۵۰ دگرگون کرد.[۴]

کانون نویسندگان ایران[ویرایش]

ساعدی در سال ۱۳۴۶ یکی از پایه گذاران اصلی کانون نویسندگان ایران بود.[۵] ساعدی علاوه بر نوشتن چندین قصه و نمایشنامه و تک نگاری، چند مورد تجربه مطبوعاتی هم داشت که یکی از آنها سردبیری مجله «انتقاد کتاب» بود و دیگری هم مجله «الفبا». وی پس از مهاجرت از ایران و اقامت در فرانسه هم تا مدتی به فعالیت‌های مزبور پرداخت.[۶]

زندان[ویرایش]

در خرداد ماه سال ۱۳۵۳ حین تهیه تک نگاری شهرک‌های نوبنیاد توسط ساواک دستگیر می‌شود و ابتدا به زندان قزل قلعه و سپس به زندان اوین منتقل می‌شود که این وضعیت به مدت یک سال ادامه پیدا می‌کند. پس از آزادی از زندان سه داستان گور و گهواره، فیلمنامه عافیتگاه و داستان کلاته نان را نوشت و در سال ۱۳۵۷ به دعوت انجمن قلم آمریکا روانه این کشور شد که سخنرانی‌های متعددی در این کشور انجام داد.[۷]
احمد شاملو دربارهٔ تجربه زندان ساعدی و احوالات او پس از آزادی چنین گفته:[۸]

آنچه از او زندان شاه را ترک گفت، جنازه نیم جانی بیش نبود. آن مرد با آن خلاقیت جوشانش پس از شکنجه‌های جسمی و بیشتر روحی زندان اوین، دیگر مطلقاً زندگی نکرد. آهسته آهسته در خود تپید و تپید تا مرد. وقتی درختی را در حال بالندگی اره می‌کنید، با این کار در نیروی بالندگی او دست نبرده‌اید، بلکه خیلی ساده او را کشته‌اید. ساعدی مسائل را درک می‌کرد و می‌کوشید عکس‌العمل نشان بدهد. اما دیگر نمی‌توانست. او را اره کرده بودند

پس از ۱۳۵۷ ساعدی مجبور به ترک ایران شد و در فرانسه اقامت نمود. او در خصوص دلایل ترک ایران گفته:

ابتدا با تهدیدهای تلفنی شروع شده بود. در روزهای اول انقلاب ایران بیشتر از داستان‌نویسی و نمایشنامه نویسی که کار اصلی من است، مجبور بودم که برای سه روزنامه معتبر و عمده کشور هر روز مقاله بنویسم.

یک هفته نامه هم به نام آزادی مسئولیت عمده اش با من بود. در تک تک مقاله‌ها، من رو در رو با رژیم ایستاده بودم. پیش از قلع و قمع و نابود کردن روزنامه‌ها، بعد از نشر هر مقاله، تلفن‌های تهدیدآمیزی می‌شد تا آنجا که مجبور شدم از خانه فرار کنم و مدت یک سال در یک اتاق زیر شیروانی زندگی نیمه مخفی داشته باشم. در این میان برادرم را دستگیر کردند و مدام پدرم را تهدید می‌کردند که جای مرا پیدا کنند و آخر سر دوستان ترتیب فرار مرا دادند و من با چشم گریان و خشم فراوان و هزاران کلک از راه کوه‌ها و دره‌ها از مرز گذشتم و به پاکستان رسیدم و با اقدامات سازمان ملل و کمک چند حقوقدان فرانسوی ویزای فرانسه را گرفتم و به پاریس آمدم.

نمایشنامه اتللو در سرزمین عجایب را در غربت نوشت.[۹][۱۰]
غلامحسین ساعدی در سحرگاه دوم آذرماه سال ۱۳۶۴ شمسی مطابق با ۲۳ نوامبر ۱۹۸۵ میلادی، پس از یک خونریزی داخلی در بیمارستان سنت آنتوان پاریس درگذشت و روز جمعه هشتم آذرماه مطابق با ۲۹ نوامبر در قطعه ۸۵ گورستان پرلاشز، نزدیک آرامگاه صادق هدایت به خاک سپرده شد.[۱۱]

تخلّص[ویرایش]

ساعدی سال‌ها با نام مستعار "گوهر مراد" آثار خود را منتشر می‌کرد. عبدالعلی دستغیب، منتقد ادبی، معتقد است گوهر مراد نام اثری عرفانی از حزین لاهیجی است. اما ساعدی در گفتگویی منتشر نشده دربارهٔ انتخاب این نام گفته است که در پشت خانه مسکونی شان در تبریز گورستانی متروک بود و او گاه ساعت‌ها در این گورستان قدم می‌زده و در یکی از دفعات چشمش به گور دختری به نام گوهر- مراد می‌افتد که بسیار جوان از دنیا رفته بوده، و همان‌جا تصمیم می‌گیرد تا از نام او به عنوان نام مستعار خودش استفاده کند.

سه فیلم بر اساس فیلمنامه‌های غلامحسین ساعدی ساخته شده؛ گاو و دایره مینا با کارگردانی داریوش مهرجویی و آرامش در حضور دیگران با کارگردانی ناصر تقوایی، که هر سه این فیلم‌ها از آثار درخشان و به یادماندنی سینمای ایران هستند. غنای تصویری، نگاه اجتماعی و نقادانه و ساختار دراماتیک قوی فیلمنامه‌های ساعدی سبب شده آثار ساخته شده بر مبنای این فیلمنامه، فیلم‌های موفقی در کارنامه‌های خالقانشان باشند

نمایش‌نامه[ویرایش]

ساعدی نخستین نمایشنامه خود را با نام پیگمالیون در ۲۱ سالگی نوشت.

۱۳۳۹ - کار بافک‌ها در سنگر

۱۳۴۰ - کلاته گل

۱۳۴۲ - ده لال بازی ۱۰ نمایش نامه پانتونیم

۱۳۴۴ - چوب به دست‌های ورزیل

۱۳۴۴ - بهترین بابای دنیا

۱۳۴۵ - پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت

۱۳۴۶آی با کلاه، آی بی کلاه، انتشارات نیل

۱۳۴۶ - خانه روشنی ۵ نمایشنامه

۱۳۴۷ - دیکته و زاویه ۲ نمایشنامه

۱۳۴۸ - پرواز بندان

۱۳۴۹ - وای بر مغلوب

۱۳۴۹ - ما نمی‌شنویم ۳ نمایشنامه

۱۳۴۹ - جانشین

۱۳۵۰ - چشم در برابر چشم

۱۳۵۲ - مار در معبد

۱۳۵۲ - قوردلار

۱۳۵۴ - عاقبت قلم فرسایی ۲ نمایشنامه

۱۳۵۴ - هنگامه آرایان

۱۳۵۵ - ضحاک

۱۳۵۷ - ماه عسل[۱۳]

مجموعه داستان‌ها[ویرایش]

نخستین اثر داستانی او به نام خانه‌های شهر ری در ۱۳۳۶ در تبریز منتشر شد.

۱۳۳۴خانه‌های شهر ری.

۱۳۳۹شب نشینی باشکوه .

۱۳۴۳عزاداران بیل ۸ داستان پیوسته.

۱۳۴۵دندیل ۴ داستان.

۱۳۴۵گور و گهواره (۳ داستان کوتاه)

۱۳۴۶واهمه‌های بی‌نام و نشان (۶ داستان کوتاه)

۱۳۴۷ترس و لرز (۶ داستان کوتاه پیوسته)

۱۳۷۷آشفته حالان بیدار بخت (۱۰ داستان کوتاه)[۱۳]

رمان[ویرایش]

۱۳۴۴ - مقتل

۱۳۴۸ - توپ

۱۳۵۳ - تاتار خندان

۱۳۵۵ - غریبه در شهر

جای پنجه در هوا (ناتمام)[۱۳]

فیلمنامه[ویرایش]

۱۳۴۸ - فصل گستاخی- انتشارات نیل تهران

۱۳۴۹ - ما نمی‌شنویم- انتشارات پیام تهران

۱۳۵۰گاو

۱۳۵۷ - عافیتگاه - انتشارات اسپرک تهران

۱۳۶۱ - مولوس کورپوس[۱۳]

چاپ نشده - دایره مینا

چاپ نشده - رنسانس

تک‌نگاری‌ها[ویرایش]

۱۳۴۲ - ایلخچی

۱۳۴۳ - خیاو یا مشکین شهر

۱۳۴۵ - اهل هوا[۱۳]

ترجمه[ویرایش]

۱۳۴۲ - شناخت خویش از آرتور جرسیلد، با محمد نقی براهنی

۱۳۴۲ - قلب، بیماری‌های قلبی و فشار خون نوشته ه. بله کسلی، با محمد علی نقشینه

۱۳۴۳ - آمریکا آمریکا نوشته الیاکازان، با محمد نقی براهنی

نمایش‌نامه‌های اجرا شده[ویرایش]

۱۳۴۲ - پانتومیم "فقیر" با بازی جعفر والی در تلویزیون

۱۳۴۴ - نمایش "چوب بدستهای ورزیل" به کارگردانی جعفر والی و نمایش "بهترین بابای دنیاً به کارگردانی انتظامی در تئاتر سنگلج

۱۳۴۵ - نمایش " بامها و زیر بامها " و "از پا نیفتاده هاً به کارگردانی جعفر والی در تلویزیون، "ننه انسی" به کارگردانی جعفر والی در تئاتر سنگلج، نمایش "گرگهاً و "گاو" به کارگردانی جعفر والی در تلویزیون

۱۳۴۶ - نمایش "آی با کلاه، آی بی کلاه" به کارگردانی جعفر والی درتئاتر سنگلج، نمایشنامه‌های "خانه روشنی" به کارگردانی علی نصیریان و نمایشنامه "دعوت" به کارگردانی جعفر والی در تئاترسنگلج، نمایشنامه "دست بالای دست" به کارگردانی جعفر والی و "خوشا به حال بردباران" به کارگردانی داوود رشیدی در تلویزیون

۱۳۴۷ - نمایش " دیکته و زاویه" به کارگردانی داوود رشیدی درتئاتر سنگلج

۱۳۴۸ - نمایش "پروار بندان" به کارگردانی محمدعلی جعفری در تهران و شهرستانها

۱۳۴۹ - نمایش "وای بر مغلوب" به کارگردانی داوود رشیدی در تئاترسنگلج

۱۳۵۱ - نمایش "چشم در برابر چشم" به کارگردانی هرمز هدایت در سالن دانشجویی

۱۳۶۳ - نمایش "اتللو در سرزمین عجایب" به کارگردانی ناصر رحمانی نژاد در فرانسه و چند شهردیگر اروپا

هر سال در روز درگذشت او، دوستداران و یارانش، به اتفاق همسرش، با گردهمایی در گورستان پرلاشز، یاد او را گرامی می‌دارند.[۱۴][۹][۱۵]

مستند[ویرایش]

سیروس وقوعی، فیلمساز فقید ایرانی در سوئد، در سال ۱۹۸۵ فیلمی مستند دربارهٔ غلامحسین ساعدی ساخت.[۱۶]

کتاب‌های منتشرشده در مورد ساعدی[ویرایش]

کتاب «شناخت‌نامه غلامحسین ساعدی» نوشته جواد مجابی.[۱۷]

کتاب «الفبای آثار ساعدی» نوشته آسیه (ناستین) جوادی.[۱۸]

 

غلامحسین ساعدی (گوهر مراد) در سال 1341 (24 دی‌ماه) در تبریز به دنیا آمد، در خانواده‌ای کارمند و به قول خودش اندکی بدحال. ساعدی نوشتن را ابتدا به صورت گزارش و تفسیر در هنگامه‌ی نوجوانی آغاز و با نشریات فریاد، صعود و... همکاری کرد و اولین بار در ارتباط با همین نوشته‌ها به زندان افتاد. 

نخستین آثارش را از 1334 در مجلات ادبی به چاپ رساند. او که در ابتدا به عنوان نمایشنامه‌نویسی چیره دست (با نام مستعار گوهر مراد) شهرت یافته بود،‌ با نگارش داستان‌های زیبایی چون «گدا»، «دو برادر» و «آرامش در حضور دیگران»، جایگاه خود را به عنوان یکی از خلاق‌ترین داستان‌نویسان ایران نیز تثبیت کرد. 

آثار او دستمایه‌ی برخی از بهترین فیلم‌های بلند سینمای ایران قرار گرفته است، که از جمله‌ی آنها می‌توان فیلم‌های "گاو" (ساخته‌ی داریوش مهرجویی، 1348)، "آرامش در حضور دیگران" (ساخته‌ی ناصر تقوایی، 1349) و "دایره‌ی مینا" (ساخته‌ی داریوش مهرجویی، 1353) را نام برد. 

در مرداد 1332 هنگام کودتای 28 مرداد وارد دانشکده‌ی پزشکی تبریز شد و در اواخر سال‌های دانشکده فعالیت هنری و ادبی خود را مجدانه پی گیری کرد. ساعدی در دهه‌ی 40 که دوره‌ای خاص در ادبیات ایران محسوب می‌شود، رشد کرد و به تحصیل خود در رشته روان پزشکی ادامه داد. عمده‌ی فعالیت‌های قلمی ساعدی در حوزه نمایش نامه نویسی است و به همراه تنی چند هم چون بیضایی، رادی و نصیریان پیش زمینه‌ی تئاتر را بینان نهادند. بخش دیگر از نوآوری او در زمینه تئاتر چاپ آثار پانتومیم تحت عنوان لال‌بازی‌هاست. ساعدی در اوایل دهه‌ی 50 گاهنامه‌ی الفبا را به همراه تنی چند منتشر نمود و در سال 56 همزمان با احمد شاملو در چاپ مجله‌ی ایرانشهر در خارج از کشور همکاری می‌کند. بعد از انقلاب نیز داستان‌های او هم چنان در کتاب جمعه، ویژه‌ی هنر و ادبیات چاپ می شد. ساعدی در دهه‌ی 60 از ایران خارج به فرانسه رفت. 

او در دوم آذر 1364 به علت خون‌ریزی دستگاه گوارش در فرانسه درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده شد. 


 

آثار:

در زمینه داستان نویسی:


مرغ انجیر (1335) خانه‌های شهر ری (1336) گدا (1341) عزاداران بیل (1343) دندیل (1345) واهمه‌های بی نام و نشان (1346) ترس و لرز (1347) توپ (1347) شب نشینی با شکوه (1349) کور و گهواره (1356) . 

 

در زمینه نمایشنامه:


لیلاج (1336) قاصدک‌ها (1338) کار با فکها در سنگر (1338) شان فریبک (1340) کلاته گل (1340) عروسی (1341) ده لال بازی (1342) انتظار (1343) بهترین بابای دنیا (1344) چوب به دستان ورزیل (1344) پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت (1345) خانه روشنی (1346) دیکته و زوایه (1347) فصل گستاخی (1348) پرواربندان ( 1348) وای بر مغلوب (1349) چشم در برابر چشم (1350) عاقبت قلمفرسایی (1354) آی با کلاه (1357) جانشین (1357) ماه عسل (1357) و ماه نمی‌شنویم (1357) . 

ساعدی علاوه بر داستان نویسی و نمایش نامه نویسی تک نگاری‌هایی هم داشته که ایلخچی (1342) و اهل هوا (1345) که یک اثر پژوهشی درباره بیماران می‌باشد، از جمله آنهاست. 

سالشمار غلامحسین ساعدی (گوهر مراد)


1314 تولد روز سه شنبه 24 دی ماه نام پدر: علی اصغر نام مادر: طیبه 
1316
تولد برادر علی اکبر 26 آذر ماه 
1322
تولد خواهر ناهید 
1322
ورود به دبستان بدر 
1330
آغاز فعالیت هم زمان با نهضت ملی 
1331
مسئولیت انتشار روزنامه های "فریاد" و "صعود" و "جوانان آذربایجان" و انتشار مقالات و داستان در این سه روزنامه و همچنین "دانش آموز" چاپ تهران. 
1332
بعد از کودتای 28 مرداد به مدت دو ماه مخفی می شود. شهریور سال 1332 دستگیر و چند ماه در زندان بسر می برد. نوشتن داستان بلندی به نام "نخود هر آش" که چاپ نشده است. 
1334
ورود به دانشکده پزشکی تبریز 
1335
همکاری با مجله سخن و انتشار داستان "مرغ انجیر" چاپ و انتشار "پیگمالیون" (داستان و نمایشنامه) در تبریز 
1336
انتشار داستان "خانه های شهرری" در تبریز. نمایشنامه "لیلاج ها" در مجله سخن 
1337
رهبری جنبش های دانشجویی و اعتصابات دانشگاه تبریز، آشنایی و دوستی با صمد بهرنگی، بهروز دهقانی، مفتون امینی، کاظم سعادتی، مناف ملکی. 
نوشتن داستان کوتاه "شکایت" و نمایشنامه تک پرده ای "غیوران شب" 
1338
نمایشنامه تک پرده ای "سایه شبانه" 
1339
انتشار نمایشنامه "کار با فک ها در سنگر" ناشر کتابفروشی تهران- تبریز 
انتشار مجموعه داستانهای کوتاه "شب نشینی با شکوه" در تبریز و نمایشنام سفر مرد خسته (4 پرده) چاپ نشده. 
1340
فارغ التحصیل دانشکده پزشکی و گذراندن پایان نامه ای به نام "علل اجتماعی پیسکونوروزها در آذربایجان" که بعد از ماهها بحث و جدل با اکراه پذیرفته می شود- انتشار نمایشنامه "کلاته گل" به صورت مخفی در تهران. 
1341
مسافرت به تهران و اعزام به خدمت سربازی- طبیب پادگان سلطنت آباد به صورت سرباز صفر، نوشتن داستانهای کوتاه درباره زندگی سربازی که چند داستان به نام های "صدای خونه"، "پادگان خاکستری"،"مانع آتش" در مجله کلک چاپ شده است.(بعد از مرگش) 
افتتاح مطب شبانه روزی به اتفاق برادرش دکتر علی اکبر در دلگشا، همکاری با کتاب هفته ومجله آرش، آشنایی و دوستی با احمد شاملو، جلال آل احمد، پرویز ناتل خانلری، رضا براهنی، محمود آزاد تهرانی، سیروس طاهباز، محمد نقی ابراهیمی، رضا سید حسینی، بهمن فرسی، به آذین، اسماعیل شاهرودی، جمال میرصادقی ... 
1342
انتشار ده لال بازی (پانتومیم) که پانتومیم "فقیر" توسط جعفر والی در تلویزیون اجرا شد. 
ورود به بیمارستان روانی "روزبه" جهت اخذ تخصص بیماریهای اعصاب و روان 
آشنایی و همکاری با دکتر مسعود میربها و دکتر حسن مرندی 
همکاری با موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی و انتشار تک نگاری "ایلخچی" توسط همان موسسه و چاپ مقالات علمی در مجله روان پزشکی. 
ترجمه کتاب "شناخت خویشتن" (آرتور جرسیلد) با دکتر محمدتقی براهنی- چاپ تبریز. ترجمه کتاب "قلب و بیماریهای قلبی و فشار خون" (هـ. بله کسلی) با دکتر محمدعلی نقشینه- چاپ تبریز، همکاری با کتاب هفته. 
1343
سفر به آذربایجان و حاصلش نوشتن تک نگاری "خیاویا مشکین شهر"؛ لال بازی "در انتظار" در مجله آرش. 
انتشار هشت داستان پیوسته به نام "عزاداران بیل" توسط انتشارات نیل تهران. 
1344
انتشار نمایشنامه "چوب بدستهای ورزیل" انتشارات مروارید- تهران که به کارگردانی جعفر والی در تالار سنگلج روی صحنه آمد. انتشار تک رنگی "خیاویا مشکین شهر" توسط موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی. انتشار نمایشنامه "بهترین بابای دنیا" انتشارات شفق- تهران که به کارگردانی عزت الله انتظامی در تالار سنگلج روی صحنه آمد. نوشتن داستان بلند "مقتل" که دو فصل آن در مجله نگین سال 1349 چاپ می شود. سفر به جنوب و حاشیه خلیج فارس برای بررسی و مطالعه وضع اجتماعی و آداب و سنن بومی آن خطه. 
1345
انتشار تک نگاری "اهل هوا" توسط موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی. انتشار مجموعه داستان "دندیل" انتشارات جوانه- تهران. 
انتشار "پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت" انتشارات اشرفی- تهران. 
نمایشنامه های "بامها و زیر بامها" و "از پا نیفتاده ها" به کارگردانی جعفر والی در تلویزیون و "ننه انسی" در تئاتر سنگلج اجرا شد. نمایش "گرگها" و نمایش "گاو" در تلویزیون به کارگردانی جعفر والی اجرا شد. 
انتشار مجموعه داستان "واهمه های بی نام و نشان" انتشارات نیل- تهران، که داستان "آرمش در حضور دیگران" از این مجموعه توسط ناصر تقوایی به صورت فیلم درآمد. 
انتشار نمایشنامه "آی بی کلاه، آی با کلاه" انتشارات نیل- تهران، که به کارگردانی "جعفر والی" در تالار سنگلج به روی صحنه آمد. 
انتشار "خانه روشنی" پنج نمایشنامه- انتشارات اشرفی- تهران که نمایشنامه " خانه روشنی" توسط علی نصیریان و نمایشنامه "دعوت" توسط جعفر والی"، کارگردانی و به روی صحنه رفت. نمایشنامه :"دست بالای دست" به کارگردانی جعفر والی، نمایشنامه "خوشا به حال برد باران" به کارگردانی داوود رشیدی در سال 1346 در تلویزیون اجرا شده است. 
مذاکره با دولت وقت به اتفاق جلال آل احمد، رضا براهنی و سیروس طاهباز برای رفع سانسور از اهل قلم و مطبوعات. 
تشکیل هسته اصلی کانون نویسندگان. 
همکاری با مجله های جهان نو، فردوسی، خوشه، نگین و جنگ های ادبی، انتشار داستان "ترس و لرز" (6 داستان پیوسته) انتشارات زمان- تهران. انتشار نمایشنامه "دیکته و زاویه" (2 نمایشنامه) انتشارات نیل- تهران که به کارگردانی داوود رشیدی در تالار سنگلج به اجرا در آمد. 
سفر به آذربایجان و منطقه "قراداغ" جهت تدارک تک نگاری "قراداغ" که قسمتهایی از آن به نام "کلیبر" و "مرند"، "اهر"، "خوی"، "رضائیه" در مجله "پیک جوانان" سال 1351 به چاپ رسید. 
1348
انتشار رمان "توپ" انتشارات اشرفی- تهران. 
انتشار نمایشنامه "پرواربندان" انتشارات نیل- تهران که به کارگردانی محمدعلی جعفری در تهران و شهرستانها به روی صحنه آمد. 
انتشار فیلمنامه "فصل گستاخی" انتشارات نیل- تهران و "گم شده لب دریا" داستان کودکان که توسط کانون پرورش فکری کودکانت و نوجوانان منتشر شده است. 
1349
انتشار نمایشنامه "وای بر مغلوب" انتشارات نیل- تهران که به کارگردانی داوود رشیدی در تالار سنگلج اجرا شد. 
انتشار نمایشنامه "جانشین" انتشارات نیل- تهران. 
فیلمنامه "ما نمی شنویم" (سه فیلمنامه کوتاه) انتشارات پیام- تهران. 
نمایشنامه "ضحاک" که به دلیل سانسور وقت منتشر نشده است. 
1350
انتشار فیلمنامه "گاو" براساس قصه ای از کتاب عزاداران بیل که در سال 1348 توسط داریوش مهرجویی به صورت فیلم درآمد. 
انتشار نمایشنامه "چشم در برابر چشم" انتشارات امیرکبیر- تهران که در سال 1351 به کارگردانی "هرمز هدایت" به روی صحنه رفت. 
1353
انتشار مجله الفبا با همکاری نویسندگان معتبر روزگار، ناشر امیرکبیر که مجموعاً 6 شماره به چاپ رسید. نوشتن نمایشنامه "مار در محراب" که به خاطر سانسور وقت در سال 1372 تحت عنوان "مار در معبد" توسط انتشارات به نگار به چاپ رسید. 
چاپ داستان "بازی تمام شد" در کتاب اول الفبا. 
1353
در اردیبهشت ماه سفر به "لاسگرد" در اطراف سمنان جهت تهیه تک نگاری راجع به شهرکهای نوبنیاد، دستگیری توسط ساواک و انتقالش به زندان "قزل قلعه" و بعد به زندان "اوین" که مدت یکسال را در سلول انفرادی گذراند و شکنجه شد. پیش از این بارها توسط ساواک و شهربانی دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود که یک بار منجر به بستری شدنش در بیمارستان جاوید شد. 
نگارش رمان "تاتار خندان" که در زندان نوشته شده است. 
در دهه 50 ضمن فعالیت سیاسی گسترده ای با طیف وسیعی از مبارزان راه آزادی ارتباط دارد که تا پایان عمرش ادامه پیدا می کند. 
انتشار کتاب "کلاته نان" داستانی برای کودکان، ناشر امیرکبیر- تهران 
1354
آزادی از زندان- انتشار "عاقبت قلم فرسایی" (2 نمایشنامه) انتشارات آگاه تهران. 
فیلمنامه "عافیتگاه" که بعد از مرگش توسط انتشارات "اسپرک" در سال1368 به چاپ رسید. 
سفر به شمال و نوشتن نمایشنامه "هنگامه آرایان" که هنوز چاپ نشده است. 
1355
سفر به تبریز و نوشتن رمان "غریبه در شهر" که بعد از مرگش در سال 1369 توسط انتشارات اسپرک منتشر شد. 
1356
انتشار "گور و گهواره" (سه داستان) انتشارات آگاه- تهران براساس داستان "آشغالدونی" از این مجموعه فیلمنامه ای به اسم "دایره مینا" نوشته شد که توسط "داریوش مهرجویی" به صورت فیلم درآمد. 
انتشار نمایشنامه "ماه عسل" انتشارات امیرکبیر- تهران 
چاپ نمایشنامه تک پرده ای "رگ و ریشه دربدری" در کتاب 6 الفبا 
ترجمه برخی از آثارش به زبانهای روسی، انگلیسی و آلمانی 
سخنرانی در شبهای شعر انجمن گوته، تحت عنوان "شبه هنرمند" که در سال 1357 توسط انتشارات امیرکبیر در کتاب "ده شب" به چاپ رسید. 
1357
سفر به آمریکا بنا به دعوت انجمن قلم آمریکا و ناشرین آمریکایی. ایراد سخنرانیهای متعدد و عقد چند قرارداد برای ترجمه کتابهایش با ناشر معروف "راندم هاوس". 
سفر به لندن در پاییز همان سال و همکاری با احمد شاملو در انتشار روزنامه فرهنگی- سیاسی "ایرانشهر". 
بازگشت به ایران در اوایل زمستان سال 1357 
انتشار "کلاته کار" داستان کودکان، انتشارات امیرکبیر- تهران 
1358
انتشار مقالات سیاسی و اجتماعی در روزنامه های کیهان، اطلاعات، انتشار داستان "واگن سیاه" در کتاب جمعه شماره اول. 
1359
نوشتن قصه ها و نمایشنامه هایی که هنوز منتشر نشده است از جمله داستانهای "اسکندر و سمندر در گردباد"؛ "بوسه عذرا"، "خانه باید تمیز باشد"، "جوجه تیغی" و نمایشنامه های "خرمن سوزها"، "باران"، "پرندگان در طویله" و تعدادی داستان و نمایشنامه که ناتمام و بدون عنوان برجای مانده است. 
داستان بلند و به هم پیوسته "سفرنامه سفیران خدیو مصر به دیار امیر تاتارها" که از سالهای قبل شروع به نوشتن کرده و چند قسمت آن در مجله "آرش" به چاپ رسیده است. 
داستان "شنبه شروع شد" در مجله آرش چاپ شده و نمایشنامه تک پرده ای "خیاط جادو شده" و داستان "میهمانی"، "ساندویچ" و "آشفته حالان بیدار بخت" در مجله های آدینه، دنیای سخن و کتاب به نگار و آرش چاپ شده است. 
1360
سفر به پاریس در اواخر سال 1360 
ازدواج با خانم بدری لنکرانی. 
1361- 1364
در خلال این سالها اقدام به انتشار مجله الفبا(چاپ پاریس) کرده و چند نمایشنامه به نامهای "اتللو در سرزمین عجایب" و "پرده داران آینه افروز" و چند فیلمنامه به نام های "دکتر اکبر" و "رنسانس" و با همکاری داریوش مهرجویی فیلمنامه "مولوس کورپوس" براساس داستان "خانه باید تمیز باشد" را نوشته است و بسیاری مقالات و داستان و نمایشنامه ها که ناقص مانده است. 
1364
فوت در روز دوم آذرماه، دفن در گورستان پرلاشز پاریس. 

الفبای آثار غلامحسین ساعدی در بازار کتاب

 

کتاب «تکه قبل از تکه شدن: الفبای آثار ساعدی» نوشته آسیه جوادی منتشر شد.

به گزارش گروه فرهنگی آنا به‌نقل از روابط عمومی انتشارات افراز، این کتاب درباره‌ی نویسنده معاصر غلامحسین ساعدی است و بخش آغازین آن نیز به بیوگرافی و آثار متعدد غلامحسین دولت‌آبادی در زمینه نمایشنامه، داستان، رمان، فیلمنامه و... اختصاص دارد.

معرفی نمایشنامه‌هایی چون "شبان فریبک"، "پیگمالیون"، "کاربافک‌ها در سنگر"، "بهترین بابای دنیا"، "چوب‌به‌دست‌های ورزیل"، "پرندگان در طویله"، "آی باکلاه، آی بی‌کلاه"، "زاویه"، "دیکته"، "پروار بندان"، "محال ممکن"، "ما نمی‌شنویم"، "چشم در برابر چشم"، "مار در معبد"، "عاقبت قلم‌فرسایی"، "ضحاک"، "رگ و ریشه‌ی دربدری"، "ماه‌عسل"، "جانشین"، "خانه‌روشنی"، "مولوس کورپوس"، "فصل گستاخی"، "دعوت"، "دست بالای دست"، "خوشا به حال بردباران"، "پیام زن دانا"، "خیاط افسون‌شده" بخش آغازین این کتاب را تشکیل می‌دهند.

همچنین "خانه‌های شهرری"، "پیگمالیون"، "کرانه‌های ناپیدا"، "صندوق عهد خداوند"، "خلد آشیان"، "سه‌گانه"، "دندیل"، "واهمه‌های بی‌نام و نشان"، "ترس و لرز"، "شب‌نشینی باشکوه"، "عزاداران بیل"، "گور و گهواره"، "آشفته‌حالان بیداربخت" از داستان‌هایی هستند که در این کتاب معرفی شده است.

در فصل رمان‌های کتاب " تکه قبل از تکه شدن"، آثاری با عنوان "توپ"، "تاتار خندان"، "غریبه در شهر"، در فصل کتاب‌های کودکان داستان‌هایی با نام"گم‌شده لب دریا"، "کلاته‌نان"، "کلاته‌کار"، "یکی یک دانه" و در فصل فیلمنامه‌ها، فیلمنامه" ما نمی‌شنویم" بررسی شده است.

در بخش لال بازی نیز که یک گونه نمایشی سنتی است آثاری با عنوان "پوپک سیاه"، "دشت‌پیما"، "فقیر"، "دعوت"،"ظلمات"، "شفاعت"، "ضیافت"، "شهادت"، "روح چاه"، "در انتظار"، "جنگل" و "طالع" معرفی شده است.

همچنین در بخش دیگری از این کتاب جهان‌بینی ساعدی و تاثیر صداها در کار ساعدی تشریح شده است.

آسیه جوادی در بخش آخر این اثر به پایان قصه لکاته و اثیری می‌پردازد.

در این کتاب درباره‌ ویژگی‌های آثار ساعدی آمده است: «ساعدی بیشتر از آن‌که در اندیشه‌ی نوشتن داستان‌های روان‌شناختی و در پی تحلیل روان‌شناختی شخصیت‌ها باشد و قصه‌های روان‌شناختی‌ای همچون داستایفسکی و فرزند خلفش میلان کوندرا بنویسد، در پی این است که قریحه‌ی خود را به دور موضوعات روان‌کاوانه و حاد روزمره بتند و از این ترکیب‌بندی خوب اما نه کامل، شخصیت‌های ویژه‌ی خود را بیافریند.

او با مُد زمانه از زن نمی‌نویسد، طبیعی‌ترین شکل پرداخت به زنان در آثار او مشاهده می‌شود، گاه دیده نمی‌شوند، گاه سایه‌وار می‌گذرند، گاه سکوت می‌کنند و گاه از زنان خاص خود با جذابیت‌هایش سخن می‌گوید. او نمی‌نویسد تا از زن بنویسد. او حوادث را که محور است می‌نگارد حال در این حادثه ممکن است زنی لازم باشد یا نه و شیرینی و سادگی زبان او همه‌ی شخصیت‌ها را برای ما قابل قبول می‌کند.

با این‌که ساعدی ترک‌زبان است و گاه سکته‌هایی در زبان دیده می‌شود ولی او روح زبان را دریافته و با کلماتی ساده و صمیمی و بدون اغراق و تصنع می‌نویسد. داستان‌ها روال عادی و زمان به‌کار رفته در آن‌ها سیری خطی دارند، زبان زنان او همانند مردان است با روحیه‌ی مردانه به‌جز در مواردی که از زنان قلعه حرف می‌زند که زبان ویژه‌ی خود را دارند.

تفاوتی بین زبانی که مرد یا زن به‌کار می‌برد دیده نمی‌شود. بیشتر اعمال آدم‌ها است که زن یا مرد بودن آن‌ها را آشکار می‌کندتا نوع حرف زدن آن‌ها. به‌هرحال او زبان‌ورزی نمی‌کند.او به زبان تمثیل علاقه داشت

«تکه قبل از تکه شدن» با تیراژ 1100 نسخه و بهای 24500 تومان در پیشخوان کتابفروشی ها قرار گرفته است. علاقه‌مندان برای خرید اینترنتی و یا کسب اطلاعات بیشتر می توانند به سایت انتشارات افراز به نشانی www.afrazbook.com

مراجعه کنند.

مجموعه آثار غلامحسین ساعدی (گوهر مراد) - PDF

منابع :ایلنا-ویکی پدیا - دانشنامه رشد - آنا

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid