محل تبلیغ شما
شما صلاحیت خود را از کجا آورده‌اید؟

تاریخ خبر: 1394/11/13

شما صلاحیت خود را از کجا آورده‌اید؟

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

با انتقاد از رد صلاحیت سیدحسن خمینی؛هاشمی‌رفسنجانی: هر آن‌چه که داریم از امام داریم

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این‌که «هر آن‌چه که داریم از امام داریم» گفت: همه باید به امام(ره) و بیت ایشان خود را بدهکار حساب کنیم، بدهکارها هدیه‌ خوبی در مقدمه انتخابات به بیت امام ندادند.

آیت‌الله اکبر هاشمی‌رفسنجانی در مراسمی که به مناسبت فرا رسیدن دهه فجر و ورود امام به کشور در ترمینال شماره یک فرودگاه مهرآباد برگزار شد، اظهار کرد: صلاحیت شخصیتی که اشبه به جدش امام خمینی است را قبول نمی‌کنید؛ شما صلاحیت خود را از کجا آورده‌اید؟ چه کسی به شما اجازه داده است که قضاوت کنید؟ چه کسی به شما اجازه داد که یکجا بنشینید و داوری کنید؟ برای مجلس و دولت و جاهای دیگر و اختیارات را در دست بگیرید؟ چه کسی اجازه داد که اسلحه برای شما باشد و تریبون‌ها برای شما باشد؟ چه کسی اجازه داد که تربیون‌های نماز برای شما باشد و صداوسیما برای شما باشد؟ چه کسی به شما این‌ها را داد؟ اگر امام خمینی و نهضت ایشان و اراده عمومی مردم نبود هیچ‌کدام از این‌ها نبودند. زمانی که باید همه به هم تبریک بگوییم هدیه بدی به بیت امام دادید.

وی با بیان این‌که «ما در انتخابات بندهای بی‌خودی جلوی مردم می‌بندیم» به تعداد ثبت‌نام‌کنندگان مجلس شورای اسلامی اشاره کرد و گفت: قبول دارم که نمی‌شود 12 هزار نفر برای مجلس ثبت‌نام کنند و همه با هم در انتخابات به رقابت بپردازند اما راهش این است که پیش از انتخابات قانونی بگذاریم و بگوییم کسانی که می‌خواهند نامزد شوند باید یک‌سری شرایط از جمله تعدادی امضا از برخی علما و مردم داشته باشند و برخی از متخصصین صلاحیت آن‌ها را تایید کنند. نباید بگذاریم ثبت‌نام کنند و اصلاً فرصت برای بررسی پرونده‌شان نداشته باشیم و پرونده آن‌ها را بررسی نکنیم و در نهایت به آن‌ها بگوییم که صلاحیت شما احراز نشده است. این راه و شیوه درستی نیست.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر اینکه باید بگذاریم مردم خود انتخاب کنند، اظهار کرد: افکار عمومی کمتر از ما اشتباه می‌کنند و چنانچه اشتباه هم کنند خود به زودی می‌فهمند و جبران می‌کنند.

به گزارش ایسنا، هاشمی‌رفسنجانی در بخش‌ دیگری از صحبت‌های خود همدلی و وحدت مردم را اصلی‌ترین دلیل پیروزی انقلاب اسلامی دانست و اظهار کرد: در انقلاب اسلامی این لطف خدا بود که دل‌های مردم به هم نزدیک شد و در میان آنها به استثنای یک اقلیت وحدت ایجاد شد.

وی با اشاره به این اقلیت ادامه داد: آن اقلیت، اقلیتی بودند که گرچه دلشان با مردم بود ولی منافعشان با مسائل دیگری گره خورده بود.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: نکته اساسی پیروزی انقلاب اسلامی این است که مردم با یکدیگر متحد شدند همانطور که خداوند نیز وعده داده است این اتحاد نتیجه‌اش پیروزی خواهد بود.

وی با تاکید بر اینکه برای پیروزی انقلاب هزینه‌های بسیاری کرده‌ایم تا مردم به خیابان‌ها آمدند و انقلاب پیروز شد، اظهار کرد: این امام بود که مردم را با حجت و خیالی راحت به خیابان‌ها آورد. در آن شرایط رهبری امام و حمایت‌های مردم و بخش بزرگی از روحانیت، دانشگاه‌ها و اصناف بود که باعث شد انقلاب به پیروزی برسد.

هاشمی‌رفسنجانی با بیان اینکه در آن زمان پرچم‌های بسیاری برافراشته شده بود اما دل‌های همه در یک نقطه به هم می‌رسید، اظهار کرد: آن نقطه ضد رژیم بود. هیچ‌گاه نباید آن را فراموش کرد چراکه مساله‌ای بسیار مهم است؛ تا زمانی که این نقطه را داشته باشیم نگران سرنوشت آینده انقلاب در تاریخ نیستیم اما اگر نسبت به این نقطه بی‌توجه شویم و تفرقه‌ها عمیق شود در آن زمان است که نباید انتظار دوام انقلاب را داشته باشیم.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه متاسفانه طی 10-12 سال اخیر دچار این تفرقه شده‌ایم، گفت: متاسفانه طی سال‌های اخیر دچار تفرقه‌ای شده‌ایم که راه‌ها بسیار عوض شده است. کسانی که حتی روحانیونی که در انقلاب دستی بر آتش نداشتند، در آن تفرقه سهیم‌اند و شرایطی را که به وجود آورده‌اند که کار به اختلافات واقعی کشیده شده است.

هاشمی‌رفسنجانی گفت: گرچه آن شرایط بسیار سخت گذشت و تحریم‌های شدیدی علیه ما اعمال شد و خسارت‌های زیادی به کشور وارد و ثروت ما برده شد، اما دوباره نقطه دیگری پیش آمده و دوباره امید وحدت در ایران پیدا شده است. اکثریت جامعه راه خود را پیدا کرده‌اند و فهمیده‌اند اشتباه شده است.

وی خاطرنشان کرد: خداوند راه جدیدی را پیش راهمان قرار داده و ما دنبال راهی که شروع کرده بودیم و به خاطر آن شهدای بسیاری تقدیم و هزینه‌های بسیار برای آن صرف کرده‌ایم، هدایت کرد.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به دوران پیروزی انقلاب اسلامی اظهار کرد: امروز نیز مانند گذشته و پس از پیروزی انقلاب که عده‌ای شروع کردند به دعوا کردن و مبارزه و ترور، این نقطه به تاخیر می‌افتاد ممکن بود مشکلات بسیاری پیش بیاید. گرچه عده‌ای در اقلیت امروز در تلاش‌اند که برخی اقداماتی انجام دهند اما کثریت مردم جور دیگری هستند و خداوند همواره به اکثریت مردم و دل آنها نگاه می‌کند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه با تاکید بر اینکه ایران مجدداً در حال تبدیل به نقطه تعادل است، گفت: ما پیش از این یک بار پس از جنگ تبدیل به نقطه تعادل در منطقه شدیم و سال‌ها نیز در این جایگاه قرار داشتیم. اما امروز مردم تجربه آن دوران را دارند و قدر این نعمت را بیش از پیش می‌دانند. همچنین شرایط مناسبی نیز فراهم شده است و همدلی‌ای که میان مردم ایجاد شده می‌تواند ضامن حفظ این نقطه تعادل باشد.

هاشمی‌رفسنجانی با اشاره به مذاکرات ایران با 1+5 اظهار کرد: ناظران جهانی هیچ‌گاه تصور نمی‌کردند که شش قدرت جهانی که 90 درصد قدرت دنیا را در اختیار دارند در مقابل تیم مذاکره‌کننده‌ای که هیچ حربه‌ای در اختیار نداشتند و فقط حرفشان حرف بود و با منطق همراه با عقلانیت صحبت می‌کردند، قانع شوند اما آنها قانع شدند و دیدند که ایران حق را می‌گوید.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: آنها دیدند که منزوی بودن ایران به معنای ناامنی و بی‌تعادلی در منطقه است و چنانچه تعادل منطقه را از دست بدهند نتیجه‌ای که در عراق، سوریه، یمن، افغانستان و پاکستان حاصل شد، به وجود می‌آید. آنها به این نتیجه رسیدند که این ایران است که می‌تواند تعادل منطقه را حفظ کند.

هاشمی‌رفسنجانی ادامه داد: در این شرایط ما توانستیم برای دومین بار پس از انقلاب اسلامی در مذاکرات پیروز شویم و همه دنیا نیز قبول کردند که این مذاکرات برای ایران پیروزی بی‌سابقه‌ای به ثمر آورد. البته این مذاکرات برای طرف مقابل نیز ضرری نداشت و آنها موفق شدند با دولتی قابل اعتماد در ایران همکاری کنند که این همکاری موجب آرامش و امنیت در منطقه می‌شود.

وی با اشاره به نقش ایران در منطقه و تحولات آن گفت: حضور ایران در منطقه و در مسائل مربوط به منطقه می‌تواند کارساز باشد. ما اگر در مذاکرات سوریه و افغانستان نباشیم کار به جایی نمی‌رسد.

هاشمی‌رفسنجانی با اشاره به سفر اخیر رئیس‌جمهور به ایتالیا و فرانسه و دستاوردهای این سفر اظهار کرد: امروز اقلیتی که همواره مزاحم بوده و هستند با وجود اینکه سفر رئیس‌جمهور به کشورهای اروپایی دستاوردهای بزرگی به همراه داشته، در حال سمپاشی هستند و می‌گویند برجام نتیجه داد اما برای پاریس.

وی افزود: آنها نمی‌دانند که قرارداد چیست چراکه اگر بدانند نباید این حرف‌ها را به زبان بیاورند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه به برخی از دستاوردهای سفر روحانی به ایتالیا و پاریس اشاره کرد و گفت: ما بدون اینکه هزینه‌ای صرف کنیم امکانی را فراهم کرده‌ایم که طی آن ترابری هوایی کشور که طی سال‌های اخیر که با مشکلات بسیاری مواجه بود، سامان می‌یابد و با هزینه سرمایه‌گذارها علاوه بر فرودگاه‌ها، هواپیماها و کادر ما نیز تقویت می‌شود.

هاشمی‌رفسنجانی با بیان اینکه در ترابری هوایی ایران دارای ظرفیت بسیار بالایی است، اظهار کرد: همانطور که در زمین ما نقطه اساسی و چهارراه امن زمینی هستیم و راه ابریشم داریم، در ترابری هوایی نیز چهارراهی امن محسوب می‌شویم.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به حضور هیات‌های مختلف تجاری و اقتصادی خارجی در ایران اظهار کرد: ظرف چند ماه مشاهده می‌کنیم که شرق و غرب برای همکاری با ایران مسابقه می‌دهند و این اتفاق کمی نیست. اینها همه حاصل انتخابی است که مردم داشته‌اند.

هاشمی‌رفسنجانی خاطرنشان کرد: مردم آگاه شده‌اند و بدون هیچ هزینه‌ای پای صندوق‌های رای رفتند و دولتی را که می‌توانست با روی کار آمدن تا پای جنگ پیش برود، عوض کردند.

وی در پایان اظهار کرد: امیدوارم با نقطه تعادلی که با تلاش دولت و تیم مذاکره‌کننده و شخص آقای روحانی و همچنین حمایت‌های رهبری ایجاد شده است، کارها به خوبی پیش برود.

ایسنا

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

0 0
فارس   1394/11/14 07:49:19

خوانی کتاب جنجالی اصلاحات
گوشه‌هایی از اهانت اصلاح‌طلبان به هاشمی رفسنجانی تصاویر
اگرچه هاشمی در سال‌های اخیر مدعی است تغییری نکرده، ولی با تورقی در گذشته سیاسی جریان اصلاحات، درمی‌یابیم که او در فضای کنونی از گروه‌هایی حمایت می‌کند که در سال‌های نه چندان دور، دشمنان قسم‌خورده‌اش محسوب می‌شدند.
خبرگزاری فارس: گوشه‌هایی از اهانت اصلاح‌طلبان به هاشمی رفسنجانی تصاویر

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، هر کتاب قصه‌ای مخصوص به خود دارد. قصة کتاب «عالی‌جناب سرخ‌پوش و عالی‌جنابان خاکستری‌پوش» نیز نکات بسیار ظریفی دارد که در ادامه به بررسی این نکات خواهیم پرداخت.

کتاب چگونه منتشر شد؟

عالی‌جناب سرخ‌پوش و عالی‌جنابان خاکستری‌پوش کتابی است در 265 صفحه که توسط انتشارات طرح نو منتشر شد.

این کتاب با همکاری «شورای فرهنگ عمومی» در سال 1378 و در حالی که ریاست شورا را وزیر ارشاد وقت، عطاالله مهاجرانی، بر عهده داشت، به صورت گسترده در کشور منتشر شد و طی کمتر از دو سال 155000 نسخه از این کتاب با مجوز وزارت ارشاد مهاجرانی در کل کشور توزیع شد و به چاپ بیست و هفتم رسید.

این کتاب مجموعه‌ای از یادداشت‌ها و مصاحبه‌های اکبر گنجی در نقد دولت و شخص هاشمی رفسنجانی و برخی موضوعات دیگر بود که پیش‌تر به صورت مقالاتی جداگانه در روزنامه‌های زنجیره‌ای دوم خردادی منتشر شده بود.

عالی‌جناب سرخ‌پوش، قبل از انتشار کتاب، به‌عنوان یادداشتی توسط اکبر گنجی در 29 دی‌ماه 1378 در روزنامه صبح امروز- به مدیر مسئولی سعید حجاریان- منتشر شد. گنجی در این مقاله تلاش می‌کند هاشمی را مسبب اصلی ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر معرفی کند و خون صدها هزار شهید و هزاران معلول را به گردن هاشمی بیندازد، اما مهم‌ترین موضوعی که در مقالة گنجی بحث می‌شود، بحث قتل‌های زنجیره‌ای است.

گنجی می‌نویسد: آقای هاشمی می‌فرمایند: «در دورة مسئولیت اینجانب، وزارت اطلاعات تمیزترین دوره را داشته است؛ وزارت اطلاعات در دورة ‌من خیلی تصفیه شد، از خیلی چیزها پاک شد.»

گنجی درباره این ادعا می‌نویسد: «این مدعا به‌هیچ‌وجه با واقعیت انطباق ندارد. در دوران هشت‌سالة صدارت آقای هاشمی حدود هشتاد تن به وسیلة محفل‌های اطلاعاتی و به علل سیاسی به قتل رسیده‌اند که معروف‌ترین آن‌ها قتل سعیدی سیرجانی، مهندس برازنده، میرعلایی، تفضلی و ... بودند. از طرف دیگر، حادثه ربودن فرج سرکوهی و به دره‌انداختن اتوبوس حامل نویسندگان در همان دوره روی داد. بازداشت 23 تن از نیروهای ملی-مذهبی، مهندس علی صالح‌آبادی، مهندس ابراهیم‌زاده، مهندس عباس عبدی و ... در تمیزترین دورة وزارت اطلاعات روی داد.»

این کتاب شامل 48 یادداشت و مصاحبه و شش ضمیمه است که بیشتر مقالات آن، به نقد هاشمی رفسنجانی و بقیه نیز به موضوعات دیگری از جمله استیضاح عبدالله نوری می‌پردازد. بازه زمانی انتشار این یادداشت‌ها همگی مربوط به دوره انتخابات مجلس ششم و به منظور تخریب یا به قول گنجی «از آسمان به زمین درآوردن هاشمی» نوشته شده است.

بخش‌های از کتاب؛ از اتهام در قتل‌های زنجیره‌ای تا انتقادناپذیری هاشمی

گنجی درباره عدم حمایت هاشمی از کرباسچی و عبدالله نوری در روزنامه عصر آزادگان، به سردبیر ماشاالله شمس‌الواعظین، می‌نویسد: هاشمی رفسنجانی رفیق و یار عبدالله نوری بوده، اما در مقابل محاکمه و مجازات او سکوت پیشه کرده است. وی در قضیه «فائزه هاشمی» بر سر اتهام روزنامه زن در چانه‌زنی‌های پشت پرده در مقابل دادگاه ایستاد و مسئله را حل کرد. متأسفانه هاشمی نشان داده است که پشت سر کسی نمی‌ایستند. هاشمی برای اینکه «پدر» باشد و همة گروه‌ها او را به‌عنوان فصل‌الخطاب و داور بپذیرند، خود را از منازعات سیاسی و مسائل اختلافی دور نگاه می‌دارد و در برابر مسائل حساس ابراز نظر نمی‌کند، اما این رویکرد در دوره‌ای که ایدة توسعة سیاسی گفتمان مسلط زمانه است، به جای آنکه باعث پذیرش وی به‌عنوان فرد مقبول تمامی گروه‌ها شود، باعث دوری گروه‌ها از او شده است. او وقتی پشت قوی‌ترین مدیرش (کرباسچی) را که با اختیارات ویژه منصوب شده بود خالی کرد، دیگران فهمیدند که در نحوة اتکا به او باید بازنگری کنند.


گنجی در آذرماه 1378 در مصاحبه با روزنامه آریا دربارة فضای امنیتی دوره هاشمی می‌گوید: در دوران ماقبل دوم خرداد امکان اینکه حتی یک پرسش در مورد وزارت اطلاعات یا نیروهای نظامی و امنیتی مطرح شود، وجود نداشت. خوف و هراسی که در دوران وزارت اطلاعات فلاحیان در جامعه ایجاد شد، کسی جرئت نمی‌کرد، حتی در مجلس سؤالی دربارة وزارت اطلاعات مطرح کند.


او در ادامه مصاحبه خود و در صفحه 56 کتاب، برای مقصر جلوه دادن هاشمی در قضیه قتل‌های زنجیره‌ای می‌گوید: «البته همان‌طور که ادعای عدم اطلاع فلاحیان از اقدامات سعید امامی برای مردم غیرقابل‌قبول است، ادعای عدم اطلاع هاشمی رفسنجانی از اقدامات فلاحیان نیز غیرقابل‌قبول است. هاشمی رفسنجانی مدعی است که تاریخ دستور برکناری سعید امامی از معاونت امنیتی را در دفتر خاطرات خود ثبت کرده است، اما پرسش این است که اگر مدعای هاشمی صحت دارد؛ فلاحیان چرا از دستور وی سرپیچی کرد و آن را نادیده گرفت؟ هاشمی نمی‌تواند اقدامات فلاحیان را به طور کلی از سر خود باز کند و بگوید هیچ اختیاری در وزارت اطلاعات نداشته است.»


مقالات گنجی علیه هاشمی و سیاست‌های دوران سازندگی ادامه پیدا می‌کند تا اینکه در تاریخ 29/10/1378 مقاله معروف خود به نام «عالی‌جناب سرخ‌پوش» را در روزنامه صبح امروز منتشر می‌کند. گنجی در این یادداشت می‌نویسد: آقای هاشمی دربارة فعالیت‌های اقتصادی وزارت اطلاعات می‌فرمایند: «این‌ها یک اجازة محدود داشتند، مثل بقیة سرویس‌های جاسوسی دنیا، پوشش‌هایی برای خودشان داشته باشند از قبیل شرکت‌ها. نمی‌توانستند به‌عنوان مأمور اطلاعات در همه‌جا باشند و در دنیا ارتباط‌هایی داشتند، این هم برمی‌گردد به دورة جنگ. این در دورة من شروع نشده است. جنگ بود و ما می‌خواستیم از بازار سیاه کالا بخریم و با فروشندگان اسلحه ارتباط داشته باشیم. این هم کار هر کسی نبود، یک شرکت معمولی نمی‌توانست این کارها را بکند، ابزارهای اطلاعاتی لازم داشت. به همین دلیل به وزارت اطلاعات اجازه داده شد که از این پوشش‌ها استفاده کند. اواخر دورة من معلوم شد که افراط کردند و مراجعات زیادی در همین باره شد. من شخصاً پیگیری کردم و شروع کردم به کم کردن کار اقتصادی وزارت اطلاعات. ما بدون هیاهو کار کردیم. وقتی شروع کردیم به تدریج داشتیم این‌ها را کم می‌کردیم.»

گنجی سپس در نقد این اظهارات هاشمی می‌نویسد: «مدعای آقای هاشمی نه‌تنها نوری بر تاریکی‌ها نمی‌افکند، بلکه بر تیرگی‌ها می‌افزاید: «حق‌الکشف» در چه زمانی وضع شد؟ مبارزه با ثروت‌های بادآورده توسط وزارت اطلاعات و در یک روزنامة خاص به کارگردانی عناصر اطلاعاتی از چه زمانی آغاز گشت؟ ایجاد پوشش برای فعالیت‌های اطلاعاتی خارجی چه ربطی به مالکیت کارخانه‌های داخلی داشت؟ تأمین درآمد توسط وزارتخانه و نهادها و ارگان‌های مختلف در چه زمانی، در پرتو چه سیاستی و با مجوز چه کسی آغاز شد؟ آیا فعالیت گستردة اقتصادی در پرتو رانت امنیتیِ، افراط نام دارد؟ آیا استفاده از خط ترانزیت مواد مخدر برای مسائل جنگ و خرید اسلحه صورت گرفت؟ آیا قتل فاطمه قائم‌مقامی و سیامک سنجری در رابطه با جنگ و خرید اسلحه قابل‌تحلیل است؟»



گنجی درباره انتقادناپذیری هاشمی در مقاله‌ای با عنوان «روشنفکران و عالی‌جناب سرخ‌پوش» می‌نویسد: «آقای هاشمی در دهة اول انقلاب پس از حضرت امام و در دهة دوم انقلاب پس از مقام رهبری نیرومندترین مرد نظام جمهوری اسلامی ایران بود. عالی‌جناب سرخ‌پوش می‌خواهد تا در دهة سوم انقلاب همچنان قدرتمند باقی بماند و برای بسط قدرت در صدد تصاحب همزمان کرسی ریاست مجلس و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام است تا از این طریق به عضویت بسیاری از دیگر نهادها و ارگان‌های تصمیم‌گیر اصلی نظام درآید، ولی متأسفانه ایشان حاضر به پاسخگویی به پرسش‌های شهروندان و روزنامه‌نگاران نیست. قدرت غیرپاسخگو برای هر ملتی مضر و خطرناک است. قدرت نامحدود با پروژة توسعة سیاسی تعارض بنیادین دارد. آقای هاشمی و کارگزاران اینک که به پایگاه اجتماعی و مشروعیت دوم خردادیان نیاز دارند، هیچ‌گونه انتقادی را از ایشان برنمی‌تابند. اگر ایشان بر کرسی ریاست مجلس تکیه زند، با چنین شخصی چه نوع رابطه‌ای می‌توان برقرار کرد؟»


گنجی در مقالة دیگری به نقد نظریه اعتدال هاشمی رفسنجانی می‌پردازد و اشکالات متعددی نسبت به این نظریه مطرح می‌کند. وی در مقاله خود با عنوان «فقر و مسکنت نظریه اعتدال» که در روزنامه فتح منتشر شده، می‌نویسد: «اگر مشکلات نظریة اعتدال را نادیده بگیریم و فرض کنیم که آن تئوری هیچ نقصان و خللی ندارد، هنوز جای یک پرسش جدی باقی است: آیا عالی‌جناب سرخ‌پوش، با رفتارهایی که تاکنون داشته، مصداق اعتدال است یا اعتدال‌گراست؟ آیا زبان «تحقیرگر» و «دشمن‌خوان» هاشمی رفسنجانی از اعتدال حکایت دارد؟ آیا وقتی هاشمی رفسنجانی کابینة خود را غیرسیاسی معرفی کرد و افزود که خود به جای بقیه به‌قدر کافی سیاسی است، از اعتدال خبر می‌داد یا اعتدال را بنا می‌نهاد؟ آیا قتل بیش از هشتاد نفر از روشنفکران و دگرباشان در مدت صدارت هاشمی نشانة اعتدال است؟ آیا مستثنا کردن هاشمی از قانون انتخابات و قبول آن از طرف هاشمی نشانگر اعتدال است؟ آیا استفادة‌ هاشمی از تریبون نماز جمعه و صدا و سیما برای انتخابات اعتدال را به نمایش می‌گذارد؟»


بحث قتل‌های زنجیره‌ای آن‌قدر بالا می‌گیرد که اکبر گنجی، اکبر هاشمی را دعوت به مناظره درباره این قتل‌ها می‌کند و می‌نویسد: «آقای هاشمی رفسنجانی می‌فرمایند وزارت اطلاعات در دورة ایشان تمیزترین دوران را داشته و قتل‌های زنجیره‌ای پس از اتمام دورة ایشان و آغاز به کار دولت خاتمی به وقوع پیوسته است. من آقای هاشمی رفسنجانی را دعوت به یک مناظره علنی دربارة قتل‌های زنجیره‌ای در دورة ریاست جمهوری ایشان می‌کنم. اگر در این مناظره نتوانم وقوع قتل‌ها در دوران ایشان را اثبات نمایم، حاضرم داوطلبانه روانه زندان شوم، اما در صورتی که وقوع قتل‌ها در دوران ریاست جمهوری ایشان را اثبات کردم، قضاوت نهایی در خصوص مدعیات و عملکرد آقای هاشمی با مردم خواهد بود.» این بحث آن‌قدر برای روزنامه‌های دوم خردادی اهمیت داشته است که این یادداشت هم‌زمان در روزنامه‌های آفتاب امروز، مشارکت، فتح، صبح امروز و عصر آزادگان منتشر می‌شود و این مباحث و دعوت به مناظره درست چند روز قبل از انتخابات مجلس ششم از سوی رسانه‌های زنجیره‌ای و به منظور تخریب هاشمی صورت گرفت.


گنجی در ادامة حملاتش به هاشمی در یادداشتی با عنوان «رانت‌جوی و ثروت‌اندوزی» چهار روز قبل از انتخابات مجلس ششم با متهم کردن هاشمی به فساد می‌نویسد: «کارشناسان اقتصادی دو کارکرد مهم برای سیاست تعدیل اقتصادی در نظر می‌گیرند:

اول: تخصیص بهینة منابع

دوم: حذف رانت

این دو کارکرد مهم سیاست تعدیل، به دلیل شخصیت هاشمی در ایران به وقوع نپیوست. آقای هاشمی به طور جدی در تخصیص منابع دخالت می‌کرد و منابع را آن‌طور که خود می‌پسندید و تشخیص می‌داد، توزیع می‌کرد. در دو دهة گذشته بر اثر رانت‌جویی، «طبقة جدیدی» در جمهوری اسلامی شکل گرفته است. این طبقة نوکیسه در فرآیند خصوصی‌سازی با خرید تقریباً مجانی بسیاری از صنایع ملی، به ثروت‌های بادآورده دست یافت. در دوران سازندگی حتی به دستگاه‌های غیراقتصادی و امنیتی اجازه داده شد با فعالیت اقتصادی نیازهای مالی خود را تأمین نمایند. در پرتو چنین مجوزی، فسادهای کلانی به وجود آمد و خط ترانزیت مواد مخدر با هدف ثروت‌اندوزی و تخریب غربیان فعال شد.

آقای هاشمی در پاسخ به پرسش دانشجویان در خصوص فعالیت‌های اقتصادی فرزندانشان می‌فرمایند: «بحث‌های اقتصادی که مطرح می‌کنند، دروغ است. زندگی ما پیش از انقلاب از لحاظ دارایی از الآن بهتر بود. زندگی متوسطی داریم، این خیلی مهم است که بیست سال از انقلاب بگذرد و خانواده‌ای که کارهای زیادی دستش بود، امکاناتش نسبت به قبل کمتر شود.» وضع اقتصادی خانوادة آقای هاشمی قبل از انقلاب چگونه بود؟ ایشان می‌فرمایند: «بنا داشتم برای اولین بار اتومبیل بخرم. یک پژوی 404 دست دوم به صورت قسطی خریدم.» یعنی قبل از انقلاب ایشان توان و امکان خرید یک اتومبیل نو را نداشتند؛ لذا به طور قسطی یک اتومبیل پژوی دست دوم خریداری می‌کنند.»


واکنش‌ها به این کتاب در بین سیاستمداران چه بود؟

پس از انتشار این کتاب و مطرح شدن تهمت‌ها و تخریب‌های گنجی علیه هاشمی رفسنجانی افراد بسیاری درباره کتاب گنجی موضع گرفتند که در ادامه برخی از این مواضع را مرور می‌کنیم:

حسین مرعشی که یکی از نزدیک‌ترین افراد به هاشمی است در مصاحبه‌ای این‌گونه از عملکرد اکبر گنجی و سیل اتهامات وی به هاشمی رفسنجانی دفاع می‌کند:

سؤال: وقتی کتاب عالی‌جناب سرخ‌پوش منتشر شد شما چه کاری کردید؟

مرعشی: ما تحمل کردیم تا خود و دوستانمان که این کار را کردند به اشتباهشان پی بردند!

سؤال: چرا در برابر اتهامات تندی که به آقای هاشمی از طرق مختلف از جمله انتشار کتاب عالی‌جناب سرخ‌پوش و توزیع و انتشار آن به دستور وزیر ارشاد وقت زده شد، موضع محکمی نگرفتید؟

مرعشی: ما تحمل کردیم.

سؤال: یعنی در مورد هرچه فکر کنید اشتباه است،‌ تحمل می‌کنید؟ ضمن اینکه آن‌ها امروز نمی‌گویند اشتباه کرد‌ه‌اند، بلکه معتقدند آقای هاشمی تغییر کرده است.

مرعشی: همه انسان‌ها در حال تغییر هستند. آن‌ها تغییر کردند ما هم تغییر کردیم.

این واکنش‌های مرعشی نشان می‌دهد هنگامی که هاشمی در اوج تخریب از سوی اصلاح‌طلبان بود، کارگزارانی‌ها بیشتر سعی می‌کردند این انتقادات را تحمل کنند تا اینکه از هاشمی دفاع کنند و هاشمی نیز در همان سال‌ها از این رفتار کارگزارانی‌ها گله کرد.

هاشمی در نقد کارگزارانی‌ها می‌گوید:‌ «نظر من این است که کارگزاران جریان مثبتی است، گرچه نسبت به مرکزیت کارگزاران انتقاد دارم. چون آن‌ها بعد از دوم خرداد آن راهی را که به خاطر آن فعالیت را شروع کردند، فراموش کردند و در حقیقت در دولت آقای خاتمی هضم شدند و مشارکتی‌ها آن‌ها را تحت فشار قرار دادند و به هر دلیلی ترسیدند. مثلاً آقای نجفی که رئیس برنامه و بودجه بود، به اسم سازندگی آمده بود، ولی در این زمینه کاری نکرد و چیزی دیگری می‌گفت. یا آقای کرباسچی که هویت خود را از سازندگی گرفته بود، بعدها سازندگی را فراموش کرد.»

محسن هاشمی نیز از جمله کسانی بود که به کتاب گنجی واکنش نشان داد و مهاجرانی را حامی این کتاب دانست. هاشمی می‌گوید: «اصلاح‌طلبان تندرو در سال‌های 76 تا 78 علیه ما شایعات راه انداختند. در زمان وزارت فرهنگ آقای مهاجرانی، کتاب عالی‌جناب سرخ‌پوش چاپ و بارها تجدید چاپ شد.»

صادق زیباکلام نیز در مصاحبه‌ای غیر از اکبر گنجی، نام افراد دیگری را نیز جزء این پروژه می‌داند و می‌گوید: کسانی که وی را عالی‌جناب سرخ‌پوش یاد می‌کردند امروز به اشتباه هولناک خود پی بردند، اصلاح‌طلبان تندرو مانند اکبر گنجی، عباس عبدی، موسوی خویینی‌ها و محمد قوچانی متوجه شدند ضربه‌ای که به هاشمی وارد می‌کردند به ضرر اصلاحات بود و آن‌گونه که وی را مورد هجمه قرار دادند اشتباه‌ترین سیاست ممکنه بود و شاخه‌ای را می‌بریدند که خود بر روی آن نشسته بودند.
عکس ها در : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13941111000107

0 0
روزنامه آرمان   1394/11/14 04:25:58

هجمه تابلوها به هاشمي
دركمتر از 24 ساعت پس از سخنراني آيت‌ا... هاشمي واكنش‌ها به اظهارات او آغاز شد كه اين واكنش‌ها را مي‌توان به چند بخش تقسيم كرد. يك بخش انتقاداتي است كه غرض‌آلود نيست و نشانه بيان ديدگاه فرد است؛ بخش ديگر كه نسبتي با منتقدان بخش اول ندارد واكنش‌هاي غرض‌آلود است كه كينه در آن مشخص است. بخشي هم تصميماتي است كه پس از سخنراني هاشمي درباره قراردادن نام او در ليست‌هاي انتخاباتي اتخاذ شد. بخش با اهميت اين واكنش‌ها هم جنبه حمايتي دارد كه معمولا از سوي دوستداران اعتدال است.

اتهام زني یا انتقاد از هاشمي؟

روز گذشته مشاهده شد كه برخي منتقدان پا را از حد انتقاد فراتر نهاده و اتهاماتي رامتوجه آيت‌ا... هاشمي كردند كه از جمله آنها مي‌توان به حميد رسايي اشاره كرد كه با استناد به فرمايشات امام خميني(ره) درصفحه تلگرام خود نوشت: «هركس بگويد رأي شوراي نگهبان كذاست مفسد است (آقاي هاشمي شما ... هستيد.). من تكرار مي‌كنم مجلس بالاترين مقام است در اين مملكت. مجلس اگر رأي داد و شوراي نگهبان هم آن رأي را پذيرفت، هيچ كس حق ندارد يك كلمه راجع‌به اين بگويد. من نمي‌گويم رأي خودش را نگويد. بگويد. رأي خودش را بگويد اما اگر بخواهد فساد كند، به مردم بگويد كه اين شوراي نگهبان كذا و اين مجلس كذا، اين فساد است و مفسد است يك همچو آدمي، تحت تعقيب مفسد في‌الارض بايد قرار بگيرد.» (صحيفه امام ج14ص370) يا حجت‌الاسلام ذوالقدر كه گفته است: «آيا مراسم سالگرد گراميداشت ورود حضرت امام، جاي تخريب نظام اسلامي و يادگار امام و تخريب ارزش‌هاي انقلاب و نهادهاي انقلاب است؟ اينهايي كه هر روز از امام خميني(ره) خواب جديد نقل مي‌كنند چرا بينات فرمايشات حضرت امام(ره) را فراموش كرده‌اند كه فرمودند «ميزان شوراي نگهبان است و اگر كسي در مقابل عمل شوراي نگهبان گفت «كذا و كذا» مفسد في‌الارض است و به عنوان مفسد في‌الارض بايد مورد تعقيب قرار گيرد. اگر نظام اسلامي رافت را كنار بگذارد بايد اينها به كنار آقازادگانشان در اوين منتقل شوند!؛ آنهايي كه آقازاده‌هايشان براي ۵ ميليون دلار در ماجراي كرسنت ۵۷ ميليارد دلار به مملكت ضربه زدند، چرا وقتي با آنها برخورد مي‌شود مي‌سوزند! و چرا جنجال در كشور ايجاد مي‌كنند و نهادهاي قانوني را مورد هجمه قرار مي‌دهند، آيا اينها به امام مي‌خواهند خدمت كنند؟»

مفتري مجازات مي‌شود

محمد صالح نيكبخت، وكيل دادگستري در واكنش به اتهاماتي كه از سوی افراد تابلو به آيت‌ا... هاشمي وارد شد به آرمان گفت: «هر بياني كه افراد اظهار مي‌كنند يا اقرار به ضرر خود و به نفع ديگري است كه در اين صورت اقرار‌كننده ملزم به اجراي آن است يا بيان فرد گواهي به نفع شخصي و عليه ديگري است كه در صورت وجود و اثبات شرايط شهادت، گواهي محسوب مي‌شود، و يكي از دلايل قانوني اثبات ادعا عليه ديگري خواهد بود. چنانچه كسي در بيان و اظهارات خود امري را صريحا به كسي نسبت دهد يا آن را منتشر كند كه مطابق قانون جرم محسوب شود خواه مجازات آن از نوع تعزيري يا حدود و قصاص باشد و نتواند آن را در محكمه اثبات كند مفتري تلقي مي‌شود. در اين صورت غير از بدنامي اخلاقي مفتري در جامعه، با شكايت شاكي به مجازات مقرر در قانون (يك ماه تا يك سال حبس و تا 74 ضربه شلاق يا يكي از آنها) حسب مورد محكوم مي‌شود. اگر افتراء در مواردي باشد كه موجب حد باشد مانند قذف، به مجازات قذف (80ضربه شلاق) محكوم خواهد شد. وي افزود: بر اساس قانون اساسي و قوانين عادي همه افراد در برابر قانون يكسانند و فرقي بين مفتري در هر شغل و مقام و لباسي كه باشد با مردم عادي وجود ندارد. درباره كسي هم كه مورد افترا قرارگرفته است خواه يك مقام مهم سياسي يا قضايي يا اجرايي باشد امتيازي وجود ندارد. وسيله افترا هم اعم از اينكه به وسيله اوراق چاپي يا خطي يا به وسيله درج در روزنامه (چاپي يا الكترونيكي) و نطق در مجامع يا هر وسيله ديگري باشد، است. بنابراين مفتري هميشه گروگان گفتار خود است و ادعاي جهل به قانون رافع مسئوليت كيفري او نيست. بالاخره اگر بيان فرد هيچ يك از موارد فوق نباشد ممكن است اظهارات او ادعا يا لاف و گزاف باشد.»

چرا افراد خوشفكر بايد مورد بي‌مهري قرار بگيرند

ديروز يك استاد حوزه علميه قم هم گفت: «برخي از ابتدا با اهداف امام مخالف بودند اين عده با حرف‌هاي امام گزينشي عمل مي‌كنند و رفتار و گفتار ایشان را گزينشي نقل مي‌كنند براي اينكه نمي‌خواهند آنچه به نفع خودشان نيست را مطرح كنند.» آيت‌ا... سيدحسين موسوي تبريزي خاطرنشان كرد: «قانون بايد فصل‌الخطاب باشد. در حال حاضر خيلي از كانديداها از سوي مراجع چهارگانه تاييد شده‌اند، اما در مرحله بعد ردصلاحيت‌ شده‌اند. خانواده امام امروز از محبوبيت بالايي در جامعه برخوردارند و اين باعث خوشنامي است. در حالي كه محبوبيت خانواده امام عده‌اي را نگران مي‌كند، چراكه راي‌آوري برخي شخصيت‌ها مثل سيدحسن خميني بالاست. همه آنها كه كنار سفره امام و انقلاب نشسته‌اند مديون انقلابند و بايد با چنگ و دندان آن را حفظ كنند.»

تاكيد رضايي بر حفظ آرامش

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام اما نظر ديگري دارد و درباره اظهارات هاشمي اظهاركرد: «ايجاد هرگونه التهاب و تنش در آستانه انتخابات مي‌تواند موجبات برهم خوردن آرامش در جامعه را فراهم كند در برهه كنوني بايد از بروز هرگونه رفتار غيرعقلاني جلوگيري شود.» محسن رضايي با بيان اينكه نبايد حادثه تلخ فتنه ۸۸ از ياد كسي برود، گفت: «نبايد فراموش كنيم با همين التهابات بود كه در آن مقطع آرامش جامعه برهم خورد.» وي در پايان تاكيد كرد: «همه‌چيز بايد به شكل قانوني پيش برود و نخبگان و مسئولان بايد دست به دست هم دهند تا آرامش درجامعه حكمفرما شود.»

تمام نگراني‌هاي شريعتمداري

حسين شريعتمداري مدير مسئول كيهان نیز در يادداشتي كوتاه، خطاب به هاشمي‌رفسنجاني نوشت كه شما بايد خودتان را بدهكار بيت امام(ره) بدانيد و نه شوراي نگهبان را. او در اين يادداشت پروژه‌اي را بازخواني مي‌كند كه مي‌گويد هاشمي طراح آن بوده و طبق آن هاشمي، سیدحسن خميني را تشويق به ثبت‌نام و سپس تشويق به عدم شركت در آزمون مي‌كند و مي‌نويسد: «آقاي هاشمي‌رفسنجاني به خاطر پروژه‌اي كه در اين ماجرا طراحي كرده بود، خود را به بيت شريف حضرت امام(ره) بدهكار! بداند كه صد البته بدهكار نيز هست. با اين حساب، اظهارات آقاي هاشمي‌رفسنجاني، تغيير جايگاه طلبكار و بدهكار است و ايشان به جاي آنكه خود را بدهكار بيت شريف امام راحل(ره) بداند و از بيت معظم‌له پوزش بخواهد، شوراي نگهبان را بدهكار بيت حضرت امام معرفي كرده است.» محمد غرضي و حجت‌الاسلام جعفر شجوني عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز نیز به اظهارات هاشمي درباره عدم احراز صلاحيت سيدحسن خميني واكنش نشان دادند. حجت‌الاسلام سالك، رئيس كميسيون فرهنگي مجلس گفت: «خود آقاي هاشمي با گذر از فيلتر همين شوراي نگهبان رئيس مجلس و رئيس‌جمهور شدند چگونه شوراي نگهبان در آن زمان خوب عمل كرده و اكنون نه؟» ضرغامي رئيس سابق صداوسيما هم در صفحه شخصي خود در اينستاگرام نوشت: «حجت‌الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني، نوه گرامي امام خميني(ره) مورد احترام آحاد ملت ايران است. حفظ حرمت نوه امام (ره)، بر همه واجب است اما كساني كه با غوغاسالاري، صرفا به دليل اين انتساب، مي‌خواهند قانون را دور بزنند، بالاترين ضربه را به شخصيت مستقل و عالمانه او وارد مي‌كنند.» رئيس دفتر و معاون رئيس دولت اصلاحات نیز در واكنش به انتقاد هاشمي از شوراي نگهبان به بهانه حمايت از سیدحسن خميني نوشت: «هاشمي با رفتار پوپوليستي مي‌خواهد آراي حسن آقا را براي خودش جلب كند.» حجت‌الاسلام محمدعلي ابطحي با اشاره به هجمه هاشمي‌رفسنجاني به شوراي نگهبان كه به بهانه عدم‌احراز صلاحيت حسن خميني انجام شده است، نوشت: «انتقاد تند آقاي هاشمي را در اين روزها اصلا نمي‌فهمم.»

تكذيب عدم حمايت جامعه روحانيت

«جامعه روحانيت نام هاشمي را از ليست خبرگان حذف كرد.» اين خبري بود كه فارس منتشر كرد و در ادامه آن نوشت: «با توجه به موضع‌گيري‌هاي روز گذشته هاشمي‌رفسنجاني، جامعه روحانيت مبارز به صورت قطعي نام وي را از ليست خود حذف كرد.» يك منبع آگاه نزديك به جامعتين گفته است: «با اين تصميم جامعه روحانيت مبارز، ليست مشترك جامعتين در سراسر كشور نهايي شد» اما ساعتي بعد مسئول رسانه‌اي جامعه روحانيت مبارز گفت: «درباره حضور آقاي هاشمي در ليست خبرگان در شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز هنوز تصميم نهايي گرفته نشده است.» قرباني افزود: «درباره حضور آقاي هاشمي در ليست خبرگان در شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز هنوز تصميم نهايي گرفته نشده و خبر مخالفت جامعه روحانيت با حضور نام آقاي هاشمي در ليست خبرگان صحت ندارد. تصميم نهايي از طريق سخنگوي محترم و رسانه جامعه روحانيت مبارز به اطلاع خواهد رسيد.»