محل تبلیغ شما
گوینده خبر صدا و سیما، پسرخاله مخاطب نیست!

تاریخ خبر: 1394/9/20

گوینده خبر صدا و سیما، پسرخاله مخاطب نیست!

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

از قدیم (قدیم که عرض می‌کنم منظورم همین بیست ـ سی سالِ گذشته است، نه عهدِ تیرکمان میرزا) مرسوم بود که آدمهای عصا قورت داده و شق و رق و رسمی که بسیار کتابی حرف می‌زدند، به گویندگانِ خبر تشبیه می‌شدند و گفته می‌شد: «انگار گوینده اخبار است.» یعنی برای گوینده اخبار، آراستگی، وقار، صدای خوب و استفاده از ادبیاتِ رسمی و به قولی «ادبیاتِ کتابی»، خصوصیاتی الزامی محسوب می‌شود. حالا چند وقتی است که یکی از بخش‌های خبری (مشخصاً خبر ساعت 22 شبکه سه سیما) عزم خود را جزم کرده که قاعده را بر هم بزند و طرحی نو در اندازد. گویندگانِ این بخشِ خبری احساس «پسرخالگی/دخترخالگی» با تمام بینندگان خود می‌کنند و موقعِ خواندن متن اخبار، انگار در یک محفلِ خانوادگی دستشان را روی شانه بیننده گذاشته و دارند از اتفاقاتی که دیروز سر کوچه‌شان افتاده است سخن می‌گویند و اینگونه حرف هایشان آغاز می‌شود: «جونم براتون بگه...» حالا البته نه به این شوری که من عرض کردم، اما همین استفاده از ادبیاتِ شکسته در متونِ خبری، خودش مسئله‌‌ای قابل توجه است که می‌خواهم در این یادداشت نگاهی به آن بیاندازم.

شخصاً وقتی به صورت اتفاقی گذرم به یکی از قسمت‌های این بخشِ خبری می‌افتاد، (مثلاً فرض کنید کنترلِ تلویزیون روی زمین افتاده است و عیال سهواً پای اش را روی آن می‌گذارد و دکمه شماره 3 فشرده می‌شود و الان دقیقاً ساعت 22 و 5 دقیقه است و گوینده خبر دارد می‌گوید: چطوری بیننده؟) حسابی اعصابم به هم می‌ریخت! دلیل دارم و عرض خواهم کرد!

پیش از هر چیز عرض کنم که استفاده از ظرفیت‌های «ادبیات عامیانه» یا «ادبیاتِ شکسته» در تاریخِ نثر نویسی فارسی، پیشینه قابل توجهی دارد که به بزرگانِ این فن باز می‌گردد. «جمال زاده» از پیشگامانِ استفاده از این ادبیات در داستان نویسی است و پس از او «صادق هدایت»، «صادق چوبک» و «جلال آل احمد» در آثار داستانی شان به این شیوه قلم زده اند. در میان این بزرگان بیش از همه «جلال آل احمد» به این سبک نوشتار معروف است. در این شیوه، افعال به قرینه‌های لفظی و معنوی حذف می‌شوند، کلمات به صورت شکسته استفاده شده و در بسیاری موارد «ایجاز» در به کارگیری واژگان سر لوحه کارِ نویسنده قرار می‌گیرد. صادق هدایت از این شیوه در نگارشِ بوف کور بهره زیادی برده است. مثلاً در صفحه 13 این کتاب می‌نویسد: «لازم نیس، من خونه تو رو بلدم». یا مثلاً چوبک در «انتری که لوطیش مرده بود» می‌نویسد: «حالا یه وخت نمی‌خواد تو روش بیاری».

این شیوه نوشتار در نثرِ فارسی و در گونه‌های مختلفِ داستان نویسی، نه تنها «غلط نویسی» محسوب نمی‌شود، بلکه با عدول از نحوِ معیار، شکلی از خلاقیت و استفاده از ظرفیت‌های زبانِ عامه بوده و برای اثر داستانی ارزش افزوده به شمار می‌آید. صد البته به شرطها و شروطها. مهم ترین شرط اش تبحر و تسلطِ نویسنده بر این گونه نوشتن است و پس از آن، مراعاتِ الزاماتِ فرم و محتوایِ داستان. مثلاً تصور کنید اگر چوبک، متنِ «تنگسیر» را با زبانِ رسمی و کتابی می‌نوشت، آنوقت چه فاجعه‌‌ای رخ می‌داد.

تا اینجا که مشکلی با سردبیرِ این بخشِ خبری نداریم. اما یک نکته ظریف در این بین وجود دارد، آن هم اینکه ژانرِ خبر، با ژانرِ داستان تفاوت‌های بسیار زیادی دارد که حتی تشبیه آنها به هم بسیار مضحک است. مثلاً فرض کنید گوینده خبر اینگونه آغاز کند: «یکی بود، یکی نبود... در یک صبحِ سردِ زمستانی، دبیر کلِ سازمان ملل. ..» جلل الخالق! اینجاست که باید گفت: «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد»!

القصه، ماجرا همینگونه بود تا اینکه دیدیم جناب آقای «مجید موغاری» سردبیر بخش خبری ساعت ۲۲ شبکه سه در مصاحبه با رسانه‌ها از فتح الفتوحات خویش اینگونه گفت که: «یکی از تغییراتی که من در این بخش ایجاد کردم در حوزه ادبیات بود چراکه حس می‌کردم نسبت به ادبیات خبر نوعی خیانت صورت می‌گیرد از این نظر که افعال شکسته می‌شود که کمتر از اصول و قاعده برخوردار نبوده است. متاسفانه این اتفاق خوبی نیست که در حوزه خبر ادبیات به درستی به کار نمی‌رود و مردم هم به دلیل فراگیری رسانه‌های رادیو و تلویزیون از آن الگو می‌گیرند. فرم استفاده از افعال و جملات حتی به تدریج وارد ادبیات رسمی کشور می‌شود و این اولین مسئله‌‌ای بود که من سعی کردم آن را تغییر دهم و امیدوارم این تغییر به باقی بخش‌های خبری هم منتقل شود.» صد البته با ایشان موافق نیستم که مردم از یک بخش خبری در محاوره‌های روزمره خودشان الگو می‌گیرند، چراکه تغییرات در بن مایه یک زبان به فاکتورهای بسیاری بستگی دارد. اما با این حال در کل در خصوص موضوعِ بحث، درست هم می‌فرمایند، استادِ بزرگِ ادبیات کودک، جناب آقای «مصطفی رحماندوست» عزیز و مهربان، روزی می‌فرمود که چقدر از ورود ادبیاتِ شکسته به ادبیاتِ کودک دلگیر است. ایشان استدلال می‌کرد که این ادبیات، مختص مردم تهران است و هر منطقه‌‌ای برای خودش ادبیاتِ شکسته و عامیانه خودش را دارد. مثلاً تهرانی‌ها به «نان» می‌گویند «نون». اما کردهای عزیز وقتی فارسی سخن می‌گویند، در ادبیات عامیانه خویش همچنان از کلمه «نان» استفاده می‌کنند. بنابراین ایشان معتقد بود که در ادبیات کودک و شعرهای کودکانه باید از ادبیات معیار استفاده کرد. حالا شما سر خط را بگیرید و برسید به جاهای رسمی تر، مثل اخبار تلویزیونِ مملکت! همین!

روزان/بابک خوشجان

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid