محل تبلیغ شما
کجاست گور دختر کورش بزرگ؟!فیلم+عکس

تاریخ خبر: 1394/9/13

کجاست گور دختر کورش بزرگ؟!فیلم+عکس

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

گور دختر آرامگاهی سنگی از دورهٔ هخامنشیان است که در در دشت «میانکوهی پشت پَر» شهرستان دشتستان قرار دارد و از نقاط دیدنی استان بوشهر در جنوب ایران است. گمانه زده شده است که این بنا آرامگاه کوروش کوچک، چیش‌پیش، آتوسا، ماندانا، و یا خواهر کوروش بزرگ است.

 شاپور شهبازی، باستان‌شناس بزرگ ایرانی معتقد بود که این بنا آرامگاه کوروش کوچک است. گور دختر در میانه دهه ۱۳۸۰ مرمت شد ولی اکنون در وضعیت بسیار بدی رها شده است.

گور دختر در دشت «میانکوهی پشت پَر» در تنگ ارم در بخش مرکزی شهرستان دشتستان در استان بوشهر و در جاده برازجانکازرون قرار دارد

در خاور گور دختر نیز بقایای کوشک اردشیر ساسانی دیده می‌شود.. از دیگر آثار دوره هخامنشیان در برازجان می‌توان به کاخ چرخاب کوروش در یک کیلومتری جنوب غرب برازجان، کاخ سنگ سیاه و کاخ بردک سیاه در دشتستان اشاره کرد.

این آرامگاه به سبک آرامگاه کوروش بزرگ اما در اندازه کوچکتر ساخته شده‌است و دارای سقفی شبیه آرامگاه کوروش بزرگ است. باستان شناسان تایید کرده‌اند که این اثر متعلق به سال ۶۰۰ پیش از میلاد، دوره هخامنشیان است.

کل بنا از ۲۴ قطعه سنگ در ابعاد مختلف ساخته و بوسیله بست‌های دم چلچله‌ای به یکدیگر متصل شده‌اند. در ساخت این بنا مانند دیگر سازه‌های ساخته شده توسط معماران هخامنشی هیچگونه ملاتی به کار نرفته‌است. بر بالای این مقبره قسمتی فرو رفتگی شبیه به یک قاب وجود دارد که احتمالاً جایگاه قرار گرفتن کتیبه‌ای مربوط به آن بوده‌است. ارتفاع واقعی بنا چهارونیم متر است و در درون اتاقک بنا حوضچهٔ کوچکی وجود دارد.

گور دختر را ابتدا باستان‌شناس بلژیکی لویی واندنبرگ در سال ۱۳۳۹ خورشیدی کشف کرد. واندنبرگ خود معتقد بود گور دختر قبر چیش پیش یاکوروش یکم (جد کوروش کبیر) است اما سپس علیرضا شاپور شهبازی، از باستان‌شناسان بزرگ ایران، آن را آرامگاه کوروش کوچک دانست. گمانه‌ها در مورد این بنا فراوان است. آرامگاه ماندانا مادر کوروش و یا آتوسا دختر کوروش و شهبانوی هخامنشی برخی دیگر از گمانه‌ها درباره این بنا هستند. گور دختر در سال ۱۳۷۶ با شماره ۱۸۹۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید

آرامگاه کوروش جوان دراوایل دهه ۸۰ به دست تیم بهسازی (مرمت) به سرپرستی حسن راهساز به صورتی ویژه بهسازی و احیا شد که به گفته کارشناسان، پروژه گور دختر از جمله کارهای موفق این گروه مرمت‌گر بوده است. مرمت‌گران برای بهسازی و احیای آرامگاه ۲۴ قطعه سنگ بنا را پیاده کرده و برخی قطعات آن را که دچار رانش و جابه‌جایی شده بود اصلاح کرده و یا با قطعات جدید سنگ جایگزین کردند

یادگاری نویسی روی بنا و ساخت و ساز خانه‌های روستایی در حریم درجه یک وضعیت و شکل اسفباری به این محوطه تاریخی داده است. نخستین دست‌اندازی توسط اداره برق منطقه‌ای استان با نصب تیرک چراغ برق در فاصلهٔ چهار متری آن صورت گرفت. در سال ۱۳۹۱ گزارش شد در داخل این بنا مرغ و خروس و گوسفند نگهداری می‌شود

----

پس از عبور از شهر برازجان و دالکی در مسیر جاده برازجان – شیراز و تقریبا 200 متر بعد از ایست و بازرسی و در کنار پل نمازی سه راهی‌ای وجود دارد که به شهر تنگ ارم منتهی می‌شود. در جنوب شهر تنگ ارم و جاده ارتباطی که به بوشکان ختم می‌شود نیز سه راهی دیگری وجود دارد که به سمت شرق و از روستاهای موردخیر، کنارسیاه و کفتار و عبور کرده و پس از گذر راه پرپیچ و خم و صعب‌العبور وارد جلگه بزپر می‌شود که از جبهه شرق آن نیز به جلگه سرمشهد منتهی می‌شود، جایی در استان بوشهر که مامن بنای تاریخی گور دختر است.


پیشینیه تحقیقات و مطالعات بنای گور دختر

«پروفسور ریچارد نلسون فرای» نخستین نویسنده‌ای بود که به وجود چنین اثری در دشت بسپر پی برد. وی در سال 1948 (1327 هجری خورشیدی) از ناحیه سرمشهد دیدن کرد و درباره آثار و نوشته‌های ساسانی آن مطالب بسیار ارزنده‌ای منتشر کرد. اما نتوانست خود آرامگاه بسپر را ببیند و یا مطالعه دقیقی درباره آن داشته باشد.

 

در سال 1950 (1329 هجری خورشیدی) «پروفسور والتر برنوهنینگ» به همراه «محمدتقی مصطفوی» به سر مشهد رفتند تا از نوشته‌های ساسانی آن ناحیه قالب‌گیری کنند و از اهالی سر مشهد شنیدند که در نزدیکی آنجا یکی 2 اثر باستانی وجود دارد. اما به دلایلی نتوانستند از آن آثار دیدن کنند و به بازگویی آنچه شنیده بودند بسنده کردند.

در سال 1960 «پروفسور لوئی واندنبرگ» بلژیکی در تحقیقی بسیار ارزنده درباره شیوه ساختمانی و تاریخ تقریبی گور دختر سخن گفت و احتمال انتساب آن را به یکی از نخستین شاهان هخامنشی به میان آورد.

در همان سال «دیوید استروناخ» از گور دختر دیدن کرد و نظریه واندنبرگ در باب تاریخ تخمینی آن را پذیرفت. در سال 1966 «کارل نیلندر» با بررسی در ریخت و اندازه بست‌های فلزی تخت جمشید و پاسارگاد و میزان به کار گرفته شدن انواع آنها در بناهای هخامنشی، توانست راهی برای تعیین تاریخ تقریبی پاره‌ای از آن ساختمان‌ها به دست آورد و بر مبنای همین تحقیق گور دختر را متعلق به سده پنجم پیش از میلاد دانست. نظریه وی را بسیاری از جمله استروناخ و شهبازی پذیرفته‌اند.

در سال‌های 1380 و 82 «علی‌اکبر سرفراز» بنای گور دختر و جلگه بزپر را مورد بررسی و شناسایی قرار داد و بنای گور دختر را متعلق به شاهان اولیه هخامنشی و کوروش اول پسر چیش پش و مقبره بالای آن را مربوط به همسر ایلامی وی می‌داند.

معماری بنای گور دختر

گور دختر بنایی است مستطیل شکل به بلندی 45/4 متر با بامی شیروانی شکل که از تخته سنگ‌های کرم رنگ بزرگ ساخته شده است. این بنا بر روی یک مصطبه سنگی بنا شده که زیرسازی اولیه و سکوسازی برای این بنا بوده است. شالوده اصلی آن شفته‌ریزی و شن‌های رودخانه‌ای است که مصطبه و پایه اصلی و اولیه بنا بر روی آن ساخته و پرداخته شده است. بر روی مصطبه سه ردیف سنگ به صورت پلکانی ایجاد شده که به اتاقک اصلی منتهی می‌شود. پائین‌ترین رج که بر روی زمین است 10/5 متر طول و 40/4متر عرض دارد. ارتفاع سنگ‌ها که به صورت پلکانی بر روی هم قرار گرفته 34 سانتیمتر است. اتاقک بالایی که بر روی پلکان‌ها ایجاد شده 40/3 متر ارتفاع، 95/2 متر طول و عرض آن 30/2 متر است. ضخامت دیوارهای سنگی این بنا در حدود 75 سانتیمتر است و بنابراین اطاق آرامگاه از درون 20/2 متر طول و 55/1 متر عرض دارد و ارتفاع آن از کف تا سقف مسطح آن 05/2 متر است.

بنای مستطیل شکل گور دختر به طور کامل از 22 قطعه سنگ ساخته شده که هیچگونه ظرافت‌کاری در آن دیده نمی‌شود و به صورت خیلی ابتدایی سنگ‌ها را برش و حجاری نموده‌اند. در جبهه شمالی بنا با احتساب سنگ درگاه ورودی 5 قطعه، در جبهه غربی 4 قطعه سنگ، جبهه شرقی 3 قطعه، جبهه جنوبی 7 قطعه و سقف آن نیز از 3 قطعه سنگ ساخته شده است. سنگ‌های به کار رفته در این بنا از کوه‌های شرق جلگه و نزدیک به تنگه سه چاه جنوبی جدا شده و به محل انتقال داده شده‌اند. تمامی سنگ‌های اتاقک آرامگاه به وسیله بست‌های فلزی که به صورت توکار هستند و هیچکدام از آنها در ظاهر بنا دیده نمی‌شوند.

بنا دارای یک در ورودی با ابعاد 70 ×90 سانتیمتر است که اندکی رو به شمال غربی است. هیچگونه نشانه‌ای که مربوط به قفل و بست سنگ درگاه باشد دیده نمی‌شود و احتمال می‌رود که اصلا سنگ درگاهی نداشته است و اگر هم داشته به صورت خشکه چین و بدون هیچگونه پاشنه در یا قفل و بستی ایجاد کرده‌اند. بر بالای درگاه ورودی و نزدیک به سقف فضای طاقچه مانندی به صورت مربع شکل به ابعاد 25×25 سانتیمتر دیده می‌شود که از پشت بسته شده است.


گاهنگاری بنای آرامگاه گور دختر

تاریخ‌گذاری آرامگاه گور دختر به دلیل نبود هر نوع سنگ نبشته‌ای برای محققان و باستان‌شناسان مشکل بوده است. به این دلیل آنها با توجه به شیوه معماری و کارکرد آن و با توجه به نوع مصالح و شیوه برش و وصالی سنگ‌ها تاریخ‌گذاری چندگانه‌ای ارائه ‌کرده‌اند. اکثر محققان که این بنا را از نزدیک دیده‌اند و مورد مطالعه قرار داده‌اند معتقدند از این نظر که بنا مربوط به دوره هخامنشی است هیچ شکی نیست ولی درباره اینکه این بنا مربوط به چه دوره‌ای از هخامنشی و مربوط به کدام پادشاه یا شاهزاده بوده است نظریات متفاوتی ارائه داده‌اند.

از زمان داریوش بزرگ به بعد در دوره هخامنشی شیوه تدفین تقریبا به یک شکل و فرم صورت می‌گرفته و همه قبرها در بدنه کوه به صورت دخمه‌های ایجاد می‌شده‌اند که این دخمه‌ها دارای قبوری بوده‌اند که جسد در آن قرار می‌گرفته که بعضا مانند آرامگاه داریوش دارای 9 قبر و آرامگاه پادشاهان دیگر نیز به طور متفاوت دارای قبوری بوده‌اند.

اما آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد آرامگاهی جدا از آرامگاه‌های پادشاهان بعد از خود است، این آرامگاه با سبک معماری و الگوی مذهبی غیر از پادشاهان دیگر است.

نمونه چنین آرامگاهی در ایران تنها در منطقه پشتکوه برازجان در بزپر دیده می‌شود که از لحاظ معماری بسیار شبیه به هم، ولی آرامگاه کوروش در مقیاسی بزرگتر و اختلاف اندکی در شیوه معماری آن مشاهده می‌شود.

این دو بنا نشان‌دهنده این است که هر دو شخص پادشاه دارای یک نوع مذهب و از لحاظ اعتقادی بسیار به هم نزدیک هستند که برای ساخت آرامگاه خود از دیگری وام گرفته شده است. بحث مهم اینجاست که چرا در زمان پادشاهان بعد از کوروش بزرگ این نوع و شیوه آرامگاهی دیگر ساخته نشده ولی در زمان داریوش به بعد آرامگاه‌های آنها شبیه به هم و همان سبک رعایت شده است.

بحث مهم دیگر این است که آیا آرامگاه کوروش بزرگ زودتر ساخته شده یا آرامگاه گور دختر بزپر و کدامیک از دیگری وام گرفته شده است. نتیجه قابل بحث این است که در زمان پادشاهی بعد از کوروش بزرگ و در زمان داریوش بزرگ، فرم آرامگاه‌ها با آرامگاه کوروش بزرگ کاملا فرق دارد و سبک ساختن آرامگاه شبیه آرامگاه کوروش دیگر تکرار نشده و این تنها سبکی است که در زمان کوروش بزرگ ساخته و متوقف شده است و نمی‌توان پنداشت که بعد از چند سال آرامگاهی شبیه به آرامگاه کوروش بزرگ در جلگه بزپر برای یکی از شاهزادگان هخامنشی ساخته شود در صورتی که تمام شاهان هخامنشی از زمان داریوش به بعد سبک قبور دخمه‌ای استفاده شده است.

آرامگاه گور دختر از نظر معماری بسیار شبیه به آرامگاه کوروش است ولی از لحاظ ساخت و ساز معماری در ابعادی کوچکتر از آرامگاه کوروش ساخته شده و از نظر معماری بسیار ساده، سنگ‌هایی به صورت خشکه چین و فاقد نشانه‌های شانه سنگ تراشی و بسیار مبتدی ساخته و پرداخته شده است.

با این شواهد به نظر می‌رسد که آرامگاه گور دختر باید قبل از آرامگاه کوروش بزرگ ساخته شده باشد. اگر بعد از آرامگاه کورش این اثر ساخته شده بود مطمئنا از لحاظ ساختار معماری بهتر از آرامگاه کوروش ساخته می‌شد نه اینکه این بنا به صورت بسیار ابتدایی و ساده که در برش سنگ‌های آن می‌توان مشاهده کرد.

نصرالله ابراهیمی-معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان بوشهر

---------------

 «گوردختر دشتستان» گور دختر یعنی دختر گبر یا زرتشتی در خاور جاده برازجان به کازرون قرار دارد که بنای آن دارای سقف و بدنه سنگی شبیه آرامگاه کوروش بزرگ هخامنش در دشت پاسارگاد است .این بنا یادآور عصر هخامنشی است و قدمت منطقه برازجان را تایید می‌نماید. گفته‌اند که این بنا آرامگاه دختر یا خواهر کوروش است. درخاور گور دختر بقایای کوشک اردشیر ساسانی دیده می‌شود.

این اثر تاریخی ارزشمند متعلق به اوایل قرن ششم قبل از میلاد یعنی آغاز دوران پادشاهی هخامنشیان می‌باشد. این آرامگاه سنگی چون آرامگاه کوروش کبیر سرسلسله هخامنشی است که احتمالا مربوط به مادر یا دختر کوروش بوده است. که البته هیچ مدرک یا سند قطعی که دال بر این گفتار باشد به‌دست نیامده است. هیچگونه کتیبه یا نوشته‌ای که نام متوفی را مشخص کرده باشد از آن به‌دست نیامده است.

بر بالای این مقبره قسمتی فرورفتگی شبیه به یک قاب وجود دارد که احتمالا جایگاه قرار گرفتن کتیبه‌ای مربوط به آن بوده است. ساختمان اصلی به شکل مکعب مستطیل بوده که دارای سه پلکان در اطراف و پوش سقف خرپشته‌ای که به شکل نیم استوانه خالی است که احتمالا جایگاه قرار گرفتن جسد بودهاست که درست همین اصول و فرم در مقبره و فرم در مقبره کوروش در پاسارگاد فارسی محفوظ می‌باشد کل بنا از ‌‌٢٤ قطعه سنگ در ابعاد مختلف و بوسیله بست‌های دم چلچله‌ای به همدیگر مربوط گردیده و مثل سایر بناهای هخامنشی هیچگونه ملاتی در آن یافت نمی‌شود. ردیف پله‌ها از پایین تا بالا یک سنگ کم شده که در بالا به دو سنگ می‌رسد.
گور دختر شبیه آرامگاه کوروش

 


ارتفاع واقعی آن ‌‌٤/٥ متر می‌باشد در اطاقک بنا حوضچه کوچکی است که هم اکنون با گل و لای پر شده است. ورودی اتاق مقبره در جهت شمال شرقی می‌باشد. کل آرامگاه بر روی یک تخته سنگ بنا شده که هم اکنون قسمتی از آن در جهت شمال آرامگاه نمایان می‌باشد و این روند یک شیوه معماری در دوران هخامنشی بوده است و به جهت استحکام و پابرجایی بنا انتخاب شده است.

گوردختر،‌ کوشک اردشیر، کاخ‌های هخامنشی بردک‌سیا و چرخاب، دژ برازجان، تل‌خندق، غار چهل‌خانه، چشمه‌ آبگرم دالکی، شاهزاده ابراهیم و... نشان از تاریخ و تمدن سرزمینی دارد که از دوره ایلام تاکنون در سکوت دشت‌هایی پا بر جا و محکم ایستاده است.

تپه تاریخی تل‌مر، در کنار کاخ کوروش، در اصل قلعه‌ای بوده که قدمت آن به دوره ایلامی می‌رسد.
گفته می‌شود از این قلعه برای دیده‌بانی کاخ کوروش استفاده می‌شد. با فرو ریختن قلعه در طول قرن‌ها آن را تبدیل به یک تپه کرده و اکنون پس از حدود ۲۵ قرن تنها خشت‌هایی از آن بنای قدیمی باقی‌مانده است متأسفانه در سال ۱۳۶۳ شهرداری، بخش بسیاری از آن را خاکبرداری کرد.

از دیگر آثار باستانی منطقه شبستان، غار چهل خانه در سعدآباد است. این غار در واقع، دخمه‌هایی را شامل می‌شود که در یک تپه کوه مانندی قرار گرفته و بنابر روایتی فراموشخانه ‌بوده است.

برخی کارشناسان و نویسندگان بر این عقیده‌اند که شاهزادگانی که مورد خشم دربار قرار گرفته یا به بیماری جنون دچار می‌شدند را برای اینکه از انظار عموم بمانند به این منطقه انتقال می‌یافتند.

فراموشخانه از سه سمت مسدود بوده و تنها از یک سو، آن هم تنها به پرتگاه راه داشته است.

پیشینه تل‌خندق در روستای ده‌غایه و در شمال برازجان، به دوره ایلامی می‌رسد. این منطقه زمانی شهر بزرگی بوده است و تپه سد دفاعی منطقه محسوب می‌شد که دور آن را خندق کشیده بودند و درون آن مجموعه‌ای از پایگاه‌های نظامی قرار داشت.

معماری گوردختر با پاسارگاد یکی است. گویی که معمار هر دو، یکی بوده است. احتمال می‌رود این بنا پیش از مقبره کوروش به‌وجود آمده و پاسارگاد شکل تکامل یافته گوردختر باشد.
باتوجه به اینکه جای کتیبه این مقبره خالی است، نمی‌توان در مورد اینکه چه کسی در آن دفن شده، نظر قطعی داد.
تنها می‌توان گفت گوردختر، واقع در دشت بزپز، بنایی متعلق به دوره هخامنشی است.

در دوره جدیدتر، قلعه "تنگستان"، قلعه "زایر خضرخان" یا قلعه "کلات" در کوه‌های پهلوان کش اهرم به‌جامانده است. این قلعه منسوب به مبارزی دشتستانی به‌نام "زایرخضر خان" بوده که در دوره قاجاریه ساخته شده و برفراز تپه، روی خرابه‌های بناهای پیشین شکل گرفته است که معماری باستان‌شناسان را پیچیده‌تر می‌کند.

قلعه دارای ۴ برج است که در زمان حمله انگلیس به ایران اسرای انگلیس را به آنجا منتقل می‌کردند.

نخلستان‌های دشتستان نیز از میراث طبیعی این منطقه محسوب می‌شود. متوسط عمر نخل‌ها ۵۰ یا ۶۰ سال است و تا هر یک از آنها به مراحل باروری برسد، ۱۰ سال زمان نیاز دارند.

گویش کنونی مردم منطقه فارسی با کمی لهجه ‌لری است.

این اثر به شماره ‌‌١٨٩٧ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت درآمده است.

-------------

گور دختر در شهرستان دشتستان استان بوشهر و در نزدیکی روستاهای تنگ ارم قرار گرفته است. در کوه های مشرق برازجان در بلندی های آن سوی تنگ ارم در میان دشت کوچکی در منطقه بزپر (پشت پر) اثر باستانی بسیار کهن، زیبا و ارزشمندی به چشم می خورد که از سوی بومیان “گور دختر”  نام گرفته است. هیچ گونه سنگ نبشته یا سنگ نگاره ای بر روی این بنا دیده نشده است، اما شباهت بسیار آن به آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد و همچنین شیوه ی معماری و به ویژه تراش سنگ های این آرامگاه سراسر سنگی به روشنی گویای این است که این اثر یک بنای هخامنشی است. شباهت این آرامگاه به آرامگاه کوروش بزرگ به اندازه ای است که هر بیننده ای در نخستین نگاه به آن به یاد آرامگاه کوروش بزرگ می افتد به گفته محققان این بنا آرامگاه دختر یا مادر کوروش بزرگ می باشد. اثر معروف به گور دختر نزدیک به پنجاه سال پیش و در سال ۱۹۶۱ میلادی از سوی لویی واندنبرگ کشف گردید و پیش از آن باستان شناسان از بودن چنین بنایی آگاهی نداشتند. ارتفاع آرامگاه گور دختر در حدود ۵متر است و از تخته سنگ های بزرگ ساخته شده است.

عدم حفاظت و نگهداری از آرامگاه گور دختر

گور دختر یکی از بناهای ارزشمند دوره هخامنشی محسوب می‌شود که در بدترین شرایط حفاظتی قرار دارد. دسترسی مستقیم به اثر، تعرض به حریم، حفاری غیرمجاز در اطراف بنا، تبدیل شدن به آغل گوسفندان و محلی مناسب برای نگهداری مرغان ازجمله اتفاقاتی است که طی سال‌های اخیر در بنای ۲۵۰۰ ساله گوردختر رخ داده است. این اثر در سال ۱۳۷۶ خورشیدی به ثبت آثار ملی ایران رسید اما هیچگونه نگهداری یا حفاطتی از این بنا نمی شود ، این قضیه باعث از بین رفتن این بنای تاریخی خواهد شد و همچنین یادگاری نوشتن بر روی دیواره آرامگاه و جاده منتهی به گور دختر که وضعیت بسیار نامناسبی دارد حتی اطراف بنای ۲۵۰۰ ساله هخامنشی انبوهی بوته روییده که نشان از عدم رسیدگی به این محوطه تاریخی دارد امیدواریم در آینده به این بنای تاریخی رسیدگی شود.

-------------

آرامگاه کوروش کوچک در محاصره آغل گوسفندان و خانه روستاییان


 

 
صدرا محقق: آرامگاه کوروش کوچک یا گور دختر، فرقی نمی‌کند، سازه‌اش درست مشابه آرامگاه کوروش کبیر است، تماما با سنگ ساخته شده و اندازه‌اش کوچکتر از آرامگاه کوروش است اما قدمتش به‌‌ همان زمان دوران هخامنشیان برمی‌گردد.

 

این سازه هخامنشی زیبا از معدود بناهایی است که مشابه آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد ساخته شده. دکتر شاپور شهبازی از باستان‌شناسان بزرگ کشور معتقد بود این آرامگاه به کوروش کوچک تعلق دارد. بومیان و روستاییان اطراف اما آن را به نام گور دختر می‌شناسند. گور دختر در سال ۱۳۷۶ با شماره ۱۸۹۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

 

از سویی بر اساس قانون هرگونه دخل و تصرف در حریم آثار ثبت  شده در این فهرست تا شعاع ۱۰۰ متری جرم محسوب می‌شود. این قانون اما برای گور دختر معنای خاصی ندارد، چرا که خانه‌ها و تجهیزات روستاییان در دشت «میانکوهی پشت پَر» در تنگ ارم بوشهر لحظه به لحظه عرصه را بر بنای «گور دختر» یا آنگونه که برخی باستان‌شناسان معتقدند آرامگاه «کوروش کوچک» تنگ کرده و حریم قانونی این بنا در محاصره ساخت و ساز قرار گرفته است به گونه‌ای که روستاییان منطقه، اطراف این آرامگاه به ساخت و ساز خانه برای خود و آغل برای گوسفندانشان اقدام کرده‌اند.

 

 

حلقه محاصره تنگ‌تر می‌شود

 

حلقه محاصره بر این بنای هخامنشی هر لحظه هم تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شود، با این حال میراث فرهنگی استان بوشهر که وظیفه محافظت از این بنای تاریخی را بر عهده دارد تاکنون اقدام خاصی برای رعایت و حفظ حریم آن نکرده است. در عوض گفته می‌شود روستاییانی که خانه‌هایشان را در همسایگی این بنا برپا کرده‌اند و لحظه به لحظه، متر به متر به آن نزدیک‌تر می‌شوندف خود وظیفه حفاظت از آن را برعهده دارند. البته آنگونه که شاهدان عینی این آرامگاه هخامنشی به شرق گفته‌اند حساسیت این روستاییان برای نگهداری از این بنا به ویژه در شرایطی که میل بیمارگونه‌ای در برخی از هم‌وطنان برای تخریب و غارت آثار تاریخی شایع شده، در نوع خود مثال‌زدنی است.

 

با این همه اما طبیعتا شیوه محافظت افراد روستایی منطبق بر اصول کار‌شناسی و علمی محافظت از آثار تاریخی نیست، نشان به آن نشان که در این میان رعایت حریم منظری اثر به هیچ‌وجه جدی گرفته نشده است. هم‌ اکنون خانه‌های روستاییان پشت پَر در تنگ ارم بوشهر به چند متری این بنای زیبای بازمانده از عهد هخامنشیان رسیده و اگر وضع بر همین منوال ادامه یابد بعید نیست چندی دیگر آرامگاه کوروش کوچک در میان انبوهی از خانه‌های روستایی ناپدید شود.

 

 

دشتی که روستا شد

 

این دشت تا حدود ۲۰ سال قبل کاملا خالی از سکنه بود و تنها در فصل‌های گرم سال میزبان عشایری بود که برای گذران تابستان‌های گرم جنوب به این منطقه کوچ می‌کردند، با گذشت زمان و رخ بر بستن فرهنگ کوچ و کوچ‌روی، عشایر یکجانشین شدند و چه جایی بهتر از این دشت زیبا و خوش آب و هوا. پس از استقرار و اسکان بی‌ضابطه عشایر و کوبیده شدن اولین کلنگی که با نیت ساخت خانه در این تنگه بر زمین خورد خدمات‌رسانی از جمله برق و آب به این روستا آغاز شد و همین مساله روز به روز بر جمعیت روستا اضافه کرد. در این میان اما اداره میراث فرهنگی استان بوشهر که از وجود این آرامگاه در دل این دشت مطلع بود اقدام خاصی برای محافظت از حریم اثر در برابر میل خانه‌سازی روستاییان نکرد.

 

جالب آنکه در مسابقه تنگ کردن و تجاوز به عرصه این بنای تاریخی پیش از آنکه روستاییان خانه‌های خود را به ۲۰۰متری آن نزدیک کنند این اداره برق منطقه بود که چند سال پیش با به زمین نشاندن تیرهای چراغ برق در فاصله چهار متری بنا مقام نخست را در برهم زدن حریم این بنا به خود اختصاص داد و البته هیچ تذکری نیز از سوی هیچ مرجعی دریافت نکرد. می‌توان گفت افزایش ساخت و ساز در اطراف گور دختر تنها نتیجه بی‌توجهی به این محوطه و عدم نظارت بر وضعیت آن است زیرا برای جلوگیری از تجاوز به حریم آن در دشت وسیعی که می‌توان به راحتی ساخت و ساز روستاییان در آن را به هر سمتی سوق داد کار سخت و ناممکنی نیست. اما این کار صورت نگرفت تا همسایگان محلی گور دختر هر روز به آن نزدیک‌تر شوند.

 

 

وقتی گور دختر کشف شد

 

بر اساس منابع موجود گور دختر را ابتدا یک باستان‌شناس بلژیکی به نام «لویی واندنبرگ» در سال ۱۳۳۹ خورشیدی کشف کرد. واندنبرگ خود معتقد بود گور دختر قبر «چیش پیش» یا کوروش اول (جد کوروش کبیر) است اما گمانه‌ها در مورد این بنا فراوان است. وجود آرامگاه «ماندانا» مادر کوروش و «آتش سا» دختر کوروش برخی دیگر از گمانه‌ها درباره این بنا هستند.

 

معماری بنای گور دختر درست مشابه آرامگاه کوروش در پاسارگاد اما در مقیاسی کوچک‌تر است. کل بنا از ‌٢۴ قطعه سنگ در ابعاد مختلف ساخته و به وسیله بست‌های دم چلچله‌ای به یکدیگر متصل شده‌اند. در ساخت این بنا مانند دیگر سازه‌های ساخته‌ شده توسط معماران هخامنشی هیچ‌گونه ملاتی به کار نرفته است. بر بالای این مقبره قسمتی فرورفتگی شبیه به یک قاب وجود دارد که احتمالا جایگاه قرار گرفتن کتیبه‌ای مربوط به آن بوده است. ارتفاع واقعی بنا چهار متر ‌و ‌نیم است و در درون اتاقک بنا حوضچه کوچکی وجود دارد.

 

 

مرمت اصولی

 

خوشبختانه گور دختر در اوایل دهه ۸۰ از سوی یک تیم مرمت آثار تاریخی به سرپرستی حسن راهساز به صورتی ویژه مرمت و احیا شد که بنا به گفته کار‌شناسان این پروژه از جمله کارهای موفق این تیم مرمت بوده است. مرمتگران گور دختر برای مرمت و احیای آن تمام ۲۴ قطعه سنگ بنا را پیاده کرده و برخی قطعات آن را که دچار رانش و جابه‌جایی یا ناپدید شده بودند اصلاح یا با قطعات جدید سنگ جایگزین کردند. بر اساس اصول کار‌شناسی باید در مرمت بناهای باستانی تفاوت قطعات جدید با قطعات اصلی بنا معلوم باشد که این اصل در مرمت بنای گور دختر به خوبی از سوی تیم مرمت رعایت شده بود. پیش از شروع کار یک مستند‌نگاری کامل نیز از همه اجزای بنا صورت گرفت و پس از آن کار مرمت آغاز شد که نتیجه خوبی نیز در پی داشت.

 

 

کوروش کوچک تنها نیست

 

با توجه به احیای گور دختر در آن زمان و وجود آثار تاریخی در محوطه اطراف مسوولان ذی‌ربط می‌توانستند در صورت استفاده درست از ظرفیت‌های این محوطه پر اهمیت تاریخی آن را در فهرست آثار جهانی یونسکو به ثبت برسانند اما تاکنون این مساله تحقق نیافته و با توجه به شرایط جدید و تجاوزهای صورت گرفته به حریم گور دختر باید خیال ثبت جهانی آن را از سر بیرون کرد.

 

البته هخامنشیان در برازجان تنها گور دختر را از خود به یادگار نگذاشته‌اند و علاوه بر آن «چرخاب» متعلق به کوروش در یک کیلومتری جنوب غرب برازجان و کاخ «سنگ سیاه» و کاخ «بردک سیاه» در دشتستان نیز بناهایی مربوط به این دوره از تاریخ در این سرزمین هستند. اما گور دختر در مقایسه با این سه کاخ تنها بنایی است که همچنان سرپا مانده است. مجدالدین رحیمی کار‌شناس میراث فرهنگی و رشته مرمت و احیای بنا‌ها و بافت‌های تاریخی در این باره به خبرگزاری میراث می‌گوید: «بنیاد مسکن استان بدون توجه به این دشت تاریخی اجازه توسعه و رشد این آبادی را صادر کرده است، مدرسه‌سازی و جاده‌سازی و دیگر زیرساخت‌های لازم در این دشت احداث شده و همین امر موجب آن شده دشتی که تا ۲۰ سال پیش خالی از سکنه بود آرام آرام در حال تبدیل شدن به روستایی پرجمعیت است.» وی می‌افزاید: «در یکی از همین اقدام‌ها در فاصله پنج متری پشت بنای گور دختر یک تیر چراغ برق نصب شده، در حالی که بر اساس قانون هرگونه ساخت و ساز و احداث بنا و اثر جدید در حریم آثار تاریخی ثبت ملی ممنوع است. در اقدامی دیگر متاسفانه اداره میراث فرهنگی بوشهر فردی را که در نزدیکی و فاصله ۲۰ متری بنا اقدام به ساخت خانه و آغل گوسفندان کرده است برای محافظت از بنا استخدام کرد. در حالی که ساخت و سازهای انجام شده بیشترین آسیب‌ها را به حریم منظری بنا وارد کرده است.»

 

بنا بر گفته رحیمی دشت محل واقع شدن بنای گور دختر در دوره ساسانیان به یک شهر تبدیل شد که به شهر تاریخی «قندگیان» معروف است، علاوه بر این باستان‌شناسان بزرگی مانند ریچارد فرای نیز در باب اهمیت‌های این دشت و این آرامگاه مقالاتی نوشته‌اند. در همین حال هر روز بر جمعیت این روستای کوچک افزوده شده و میزان ساخت و ساز‌ها در آن نیز بیشتر می‌شود. به نظر می‌رسد اگر اداره میراث بوشهر برای رعایت قوانین مربوط به آثار وارد شده در فهرست ثبت ملی پافشاری نکند به زودی ساخت و ساز‌ها تا دیوار به دیوار این بنا نیز خواهد رسید.

 

 

آرامگاه هخامنشی بدون محافظ

 

بر اساس مشاهدات گردشگران نوروزی امسال که سختی سفر به این منطقه و دیدن این اثر تاریخی را به خود هموار کرده‌اند وضعیت گور دختر به نسبت سال‌های قبل هم بد‌تر شده است. در همین رابطه فرید ثانی عکاس و وبلاگ‌نویس که چندی پیش برای دیدن گور دختر رفته بود در این باره گفته است: در کشورهای همسایه و برخی از کشورهای در حال توسعه که به دنبال نمایش قدمت و تمدن خود هستند، شاید اگر کلبه خرابه‌ای با ۲۰۰ سال قدمت پیدا کنند آن را هم تبدیل به یک مکان گردشگری و شناسنامه قدمت آن سرزمین بکنند، اما در جنوب ایران در مرز استان‌های فارس و بوشهر و اطراف شهرستان تنگ ارم، مقبره‌ای وجود دارد به اسم گور دختر منتسب به خواهر بزرگ یا مادر کوروش بزرگ. مسلما قدمت این بنا حدود ۲۵۰۰ سال است، با این حال اما پیدا کردن این مقبره باستانی بسیار سخت است! زیرا این مقبره در یک روستای کوچک میان خانه‌های روستایی و بدون هیچ‌گونه محافظتی‌‌ رها شده و هیچ‌گونه حصار، دورچین، جدول یا حتی سیم‌خاردار هم اطراف آن نیست. شما می‌توانید با خودرو خود تا کنار آن بروید یا اگر دقت نکنید به آن برخورد کنید چون چراغی هم برای روشنایی آن وجود ندارد. تیر برق روستا در سه متری آن فرو رفته و اصلا انگار که این بنا وجود ندارد.

 

این وبلاگ‌نویس می‌افزاید: «شاید بهتر بود اداره میراث فرهنگی استان بوشهر و سازمان میراث فرهنگی گوشه چشمی هم به این مقبره ۲۵۰۰ ساله منسوب به خانواده بنیانگذار کشور ایران می‌کرد تا هم رسالت اصلی خود (حفظ میراث فرهنگی) را انجام داده باشد هم به توسعه گردشگری آن محل کمکی کرده باشد. البته اگر قرار باشد با بدسلیقگی دور آن دیوار زشتی بکشند و منظره آن را هم خراب کنند و با جذب مردم زباله اطراف آن بریزند، بهتر است اصلا کاری نکنند ولی این شرایط برای من به عنوان یک عکاس اصلا بد نشد زیرا طبق قانونی عجیب، ماموران میراث فرهنگی با دیدن دوربین مقداری بزرگتر از کف دست، مزاحم عکاس شده و عکاسی را از بناهای تحت پوشش میراث ممنوع اعلام می‌کنند! اما در این محل هیچ‌ کس نبود و من به راحتی از مقبره عکاسی کردم، شاید خدای نکرده فردا در تاریکی شب کامیونی به این مقبره برخورد کرد و عکس‌های من آخرین عکس‌های ثبت شده از این بنا بودند.» تاکنون توجه به آرامگاه کوروش کوچک آنگونه که شایسته است نه در میان متولیان سازمان میراث فرهنگی کشور و نه در رسانه‌ها مورد توجه قرار نگرفته است، با این حال این بنای تاریخی و ارزشمند در دل دشت «میانکوهی پشت پَر» در تنگ ارم بوشهر در خلال بی‌توجهی‌ها در حلقه خانه روستاییانی که همسایه‌اش شده‌اند روزگار می‌گذراند. تنها هرازگاهی گردشگران و علاقه‌مندانی که به سختی و مشقت به این منطقه می‌رسند و از مشکلات و آسیب‌هایی که آن را تهدید می‌کند، عکسی تهیه و منتشر می‌کنند تا شاید حساسیتی را در کسی‌ برانگیزند.

 

البته این وبلاگ‌نویس که به تازگی از گور دختر بازدید کرده است نوشته شاید باید خوشحال بود که هنوز متولیان امور میراث کشور برای ساماندهی این اثر تاریخی دست به کار نشده‌اند، چرا که تجربه ثابت کرده در پاره‌ای مواقع گذاشتن آثار تاریخی به حال خود و دست طبیعت بهتر و مفید‌تر از سپردن آن‌ها به دست پروژه‌های مرمتی و حفاظتی غیر کارشناسی و غیراصولی باشد.

---------------

لینک ویدئو :http://www.negahmedia.ir/media/show_video/340

 

گردآوری و تالیف: امیر پریزاد : @parizadamir

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

0 0
l   1395/4/23 09:36:35

هخامنش دردشتستان بسیارارزش دارد فوق العاده بود اما فرهنگ وجود ایران کمتراست چرا