محل تبلیغ شما
ضرورت خنثی سازی اقدامات جاعلان

تاریخ خبر: 1394/8/20

ضرورت خنثی سازی اقدامات جاعلان

نشر این خبر با ذکر منبع: www.sarzaminjavid.com شایسته است 

پهنه های آبی را از یک نگاه می توان به مناطق آزاد و مستقل تقسیم کرد. بسیاری از دریاهای آزاد جهان، دارای نام های تاریخی هستند. افزون بر این، سازمان ملل متحد نام رسمی دریاهای جهان را که معمولا همان نام تاریخی شان است، روی تارنمای خود معرفی کرده و بدین ترتیب، در عرف بین المللی، معمولا اختلافی بر سر نام دریاهای آزاد وجود ندارد. 
با توجه به آنچه گفته شد، نزاع در موردِ نام دریاهای آزاد، مفهوم خاصی دارد و این پیام را می رساند که طرفِ خواهانِ تغییر، به دنبال دگرگونی های ژئوپلتیکی و تثبیت حاکمیت خود است. برای مثال، «دریای چین جنوبی» در تمام جهان و در اسناد بین المللی با این نام شناخته می شود، اما از سال 2011 و با بالاگرفتن اختلافات میان پکن و مانیل بر سر مالکیت جزایر این دریا، نام «دریای فیلیپین غربی» به جای نام رسمی در فیلیپین رایج شد. طبعا اگر کشورهای فرامنطقه ای بخواهند از نامی غیر از «چین جنوبی» برای این پهنه آبی استفاده کنند، این کار به معنای زیر پا گذاشتن عرف بین المللی تلقی و با واکنش فوری پکن رو به رو خواهد شد. 
در جنوب ایران، «خلیج فارس» یکی از کهن ترین و شناخته شده ترین نام های تاریخی و دریایی جهان است. برای آشنایی با تاریخ این نام، دلیل تحریف آن از سوی برخی کشورها و اقدام های مناسبی که ایران می تواند برای صیانت از این نام انجام دهد میزگردی با حضور دو پژوهشگر برجسته برگزار کردیم. 
دو کارشناس منطقه خلیج فارس، درباره ریشه نام این آبراه و جزایر آن، دلایل پاسداشت نام های رسمی و اقدام های مناسبی که ایران می تواند برای جلوگیری از تحریف نام خلیج فارس انجام دهد، در میزگرد ایرنا سخن گفتند.«محمد عباسپور» فرماندار سابق ابوموسی، حاصل سال ها پژوهش خود درباره منطقه خلیج فارس را به صورت آرشیوی غنی از اسناد، نقشه ها، تمبرها و مصاحبه های ارزشمند، گردآوری کرده است. وی بخشی از حاصل تحقیقاتش را در این میزگرد در اختیار ایرنا گذاشت. 
مرکز مطالعات خلیج فارس، سازمانی مردم نهاد (NGO) است که در سال 1387 با هدف اولیه حراثت از نام خلیج فارس تاسیس شد، اما به تدریج حوزه فعالیتش را به پژوهش درباره ژئوپلتیک منطقه گسترش داد. «مسعود رضایی» قائم مقام مرکز مطالعات خلیج فارس، دومین کارشناس حاضر در میزگرد است. 
حاصل این میزگرد را در ادامه می خوانید: 

*** چرا خلیج فارس؟ 
** عباسپور: خلیج فارس، نامی تاریخی است. در یکی از کتیبه های داریوش هخامنشی، از «دریایی که از پارس می رود» سخن به میان آمده است. بطلمیوس که از بزرگترین جغرافی دانان است نیز در قرن دوم میلادی، از این آبراه با نام «سینوس پرسیکوس» یاد کرده که دقیقا به معنای «خلیج فارس» است. 
در واقع، از زمان هخامنشیان تا پایان ساسانیان، نه تنها ایرانیان بر تمام خلیج فارس حاکمیت داشتند، بلکه کشورهایی که در یک قرن اخیر متولد شده اند، همگی زیر سیطره حکومت ایرانیان بودند. 
این حاکمیت تا مرز آفریقا نیز بوده است. چنانکه می بینیم وقتی حاکمان ایرانی، یمن را از سیطره حبشیان خارج کردند، یمنی ها لقب «ابناء الاحرار»، یعنی فرزندان آزاده را به سربازان ایران دادند. 
پس از اسلام نیز خلیج فارس با نام هایی چون «بحر پارس، بحر فارس، البحر الفارسی، بحر العجم و الخلیج الفارسی» در کتاب ها، اطلس ها و سفرنامه ها ثبت شده است. 
همه دانشنامه های معتبر غربی، نقشه های بین المللی و اسناد سازمان ملل متحد نیز این آبراه را با نام «Persian Gulf» معرفی کرده اند. نام خلیج فارس از نظر تاریخی آنقدر شناخته شده است که در گذشته برای ارسال نامه به کشورهای منطقه، نام خلیج فارس را نیز به عنوان بخشی از نشانی می آوردند تا موقعیت جغرافیایی آن کشور، مشخص شود؛ مثلا می نوشتند «Kuwait, Persian Gulf» یا «Dubai, Persian Gulft» یا «Bahrain, Persian Gulf». نمونه هایی از این نامه ها که سال 1994 در کشور کویت و در کتاب «تاریخ الخدمات البریدیه فی الکویت» منتشر شده است را در اینجا مشاهده می کنید. (عکس های سوم تا ششم، زیر متن) 
سازمان ملل متحد هم بر اساس همین سابقه تاریخی، نام خلیج فارس را برای این آبراه به رسمیت شناخته است. سندی از تاریخ 5 مارس 1971 وجود دارد که سازمان ملل در پاسخ به دولت ایران نوشته و در کتاب جغرافیای تاریخی دریای پارس، نوشته آقای ایرج افشار سیستانی هم آمده است. در این نامه، دبیرخانه سازمان ملل تاکید می کند: در پاسخ به یادداشت دولت ایران در 23 فوریه 1971، عرف جاری در دبیرخانه سازمان ملل متحد بر این است که در اسناد و نقشه های جغرافیایی، منطقه آبیِ بین ایران از سمت شمال و خاور و تعدادی از کشورهای عربی از جنوب و باختر، به نام خلیج فارس نامیده شود. 
نهادهای بین المللی و وابسته به سازمان ملل متحد، همچنان باید از نام رسمی این آبراه، یعنی خلیج فارس استفاده کنند. 
یک زمانی امارات متحده عربی ادعا می کرد که «امارات در زمان شاه سابقِ ایران ضعیف بود و ایران جزایر سه گانه را گرفت و چون ساکنان این منطقه عرب بوده اند، منطقه متعلق به ماست.» ما 18 سال تحقیق کردیم دیدیم که اتفاقا اکثر ساکنان آن منطقه ایرانی تبار هستند. برای مثال اسنادی موجود است که نشان می دهد 17 سال پیش از آنکه ایران جزایر سه گانه را (از بریتانیا) باز پس بگیرد، شهروندانی از جزیره بوموسی با قایق بادی و بسختی به بندر لنگه آمده اند تا شناسنامه بگیرند. 
** رضایی: ما در تارنمای مرکز مطالعات خلیج فارس، بخشی به نام «Why Persian Gulf» را به زبان انگلیسی و به صورت پی دی اف داریم که در آن، مجموعه ای از اسناد و اطلس های بین المللی درباره نام خلیج فارس ارایه شده است.

*** خلیج عربی هم داریم، اما در جایی دیگر
** عباسپور: از نظر تاریخی، آبراهی که امروزه «دریای سرخ» نام دارد، «خلیج عربی» نامیده می شده است. «بطلمیوس» پدر علم جغرافیا هم دریای سرخ را خلیج عربی نامیده است. 
شیخ سلطان بن محمد القاسمی، حاکم شارجه، کتابی دوجلدی به نام The Gulf in Historic Maps دارد. در این کتاب، نقشه هایی که از 1478 میلادی تا 1600 یعنی 122 سال طراحی شده بودند، همگی آبراه زیر ایران را خلیج فارس و دریایی که امروز دریای سرخ نام دارد را خلیج عربی نامیده اند. در برخی نقشه ها هم خلیج عربی با سه یا چهار نام نمایش داده شده است: دریای مکه، بحر قولزوم، خلیج عربی یا دریای اریتره. اما این طرف (سمت ایران) همگی cinus persicus است. 
هشت نفر از نقشه نگاران ظرف 40 سال نام این دو آبراه را به اشتباه نوشته اند که اکثر آنها نیز در نسخه های بعدی، اشتباه خود را اصلاح کرده اند. 
دوباره از 229 نقشه ای که از سال های 1652 تا 1931 میلادی طراحی شده اند، همگی نام تاریخی دو آبراه را بدرستی ثبت کرده اند. در اینجا چند عکس تاریخی از موقعیت جغرافیایی خلیج فارس و خلیج عربی را می بینید. (عکس های هفتم تا نهم زیر متن) 
یک اشکالی که در کتاب های تاریخ و جغرافیای تاریخی ما حتی در مدارس و دانشگاه ها وجود دارد، این است که این «خلیج عربی» که نام تاریخیِ دریای سرخ است، نشان داده نشده است. در حالی که دانش آموزان و دانشجویان ما باید بدانند که خلیج عرب از نظر تاریخی، کجاست. 

*** علت های تحریف نام خلیج فارس 
** رضایی: دو علت عمده در این زمینه وجود دارد: ناآگاهی و دلایل سیاسی. 
مثلا یک سری از تحریف ها مربوط به دوران عثمانی می شود؛ یعنی زمانی که میان ایران و عثمانی رقابت منطقه ای بوده و چون عرب ها در قلمروی جغرافیایی عثمانی بودند و به خلیج فارس راه داشتند، آنها این آبراه بزرگ را با نام خلیج بصره شناسایی می کردند. این در حالی است که بصره تنها منطقه ای محدود از خلیج فارس است. در واقع، همان طور که می توانیم برای مناطق محدود، از نام هایی مانند خلیج بوشهر یا خلیج بحرین استفاده کنیم، آب های پیرامون بصره را هم می توانیم خلیج بصره نامگذاری کنیم؛ اما اگر بخواهیم کل خلیج فارس را به یک شهر محدود کنیم، این کار در راستای رقابت ها و درگیری های سیاسی میان ایران و عثمانی توجیه پذیر می شود. 
اما در قرن بیستم، پس از فروپاشی عثمانی و شکل گیری کشورهای نوپا که نیازمند هویت های جدید بودند، ما شاهد نوع تازه ای از تحریف ها بوده ایم که البته استعمار هم در این فرآیند نقش داشته است. سر چارلز بلگرو (Sir Charles Belgrave)، کارگزار بریتانیایی که در بحرین فعالیت می کرد، حدود 30 سال در خلیج فارس مشغول به کار بود و نخستین انگلیسی بود که در قرن بیستم از واژه «خلیج عربی» استفاده کرد و کوشید آن را جا بیاندازد. سر چارلز برگرو در کتاب خود می نویسد این آبراه در طول تاریخ، خلیج فارس نام داشته است، اما چون عرب ها اینجا حضور دارند، ما برای احترام به آنها از نام خلیج عربی استفاده می کنیم. 
برخی افراد مانند «جمال عبدالناصر» و «عبدالکریم قاسم» که داعیه رهبری جهان عرب را داشتند و در رقابت شدید با یکدیگر بودند، این نامِ تبلیغ شده توسط چارلز بلگریو را وام گرفتند. اگرچه جمال عبدالناصر کسی است که در کتاب خود با نام «دعوت بزرگ برای آزادی» که سال 1953 تالیف کرده بود، حدود دنیای عرب را اینگونه تعریف می کند: من المحیط الاطلسی الی الخلیج الفارسی (از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس). اما همین فرد، چند سال بعد ادعا می کند که باید نام خلیج فارس را تغییر داد. 
افزون بر این، برخی تحریف ها هم واقعا ریشه در ناآگاهی دارد. مثلا ما (مرکز مطالعات خلیج فارس) با اطلس جغرافیایی D&K در استرالیا که از واژه Gulf به جای Persian Gulf استفاده می کرد، مکاتبه هایی داشتیم و اسنادی را به آنها ارایه دادیم. آنها این اشتباه را اصلاح کردند. یک مورد دیگر، اطلس مدرسه ای OBS در هند است. مخاطب این اطلس، دانش آموزان و دانشجویان هندی هستند و با توجه به جمعیت انبوه آن کشور، مخاطبان این نقشه ها نیز بسیار چشمگیرند. مکاتبات ما با آنها تقریبا سه سال طول کشید؛ تا آنکه اطلس مدرسه ای OBS نیز پارسال این اشتباه را اصلاح کرد و جناب آقای نوریان سرکنسول ایران در دهلی نو هم از ایشان در جلسه ای تقدیر کردند. 

*** کم کاری ایران 
** رضایی: در ترکیه با توجه به سابقه ای که از دوران عثمانی گفته شد، عبارت Basra körfezi برای خلیج فارس بسیار به کار می رود. ما با پروفسور «ابراهیم آتالای» که از نقشه نگاران بزرگ ترکیه هستند، مکاتبه داشتیم و سندهایی را به ایشان ارایه کردیم. ایشان هم کاملا پذیرفت و گفت از نظر من به لحاظ تاریخی، نام درست این خلیج، Iran körfezi است، اما روی این نام باید کار شود و شناسانده شود. 
بنابراین، بخشی از مشکل، کم کاری خود ما است. ما باید بپذیریم که در این زمینه، بسیار کوتاهی کرده ایم. حتی گاهی متحدان منطقه ای ما از نام تحریف شده برای اشاره به خلیج فارس اشاره می کنند و وقتی با برخی نخبگان آنها صحبت می کنیم و می پرسیم چرا از نام کامل و درست خلیج فارس استفاده نمی کنید، می گویند نامی که ما به کار می بریم، اینجا در جوامع عرب، یک سابقه 60 ساله دارد و به مردم القاء شده است که نام این آبراه، خلیج است و اگر کسی بخواهد نام صحیح آن را به کار ببرد، می گویند این دارد تحریف می کند و او را به نژادپرستی متهم می کنند! 
شما سطح کار فرهنگی که در چندین دهه در این جوامع شده است را نگاه کنید. بعد مقایسه کنید با برخی کارشناسان خودمان که برای گفت و گو به شبکه المیادین یا شبکه العالم می روند و از عبارت «دول الخلیج» استفاده می کنند. چرا باید استادان ما در زبان عربی از الخلیج استفاده کنند؟ اتفاقا از چنین تریبون هایی که رو به جهان عرب است، باید برای گسترشِ نام صحیح استفاده کرد. 
این نکته هم دارای اهمیت است که وزارت امور خارجه و سازمان میراث فرهنگی باید در این زمینه فعال باشند. میراث فرهنگی باید در نظر داشته باشد که نامِ «خلیج فارس»، میراث ناملموس ایرانی است. 
یکی از کسانی که در راه تحریف نام خلیج فارس، آشکارا فعالیت می کند، فردی است به نام «خلف الحَبطور». او یک میلیاردر اماراتی است که دو سال پیش به شورای همکاری خلیج فارس نامه داد و نوشت که حاضر است هزینه های تغییر نام خلیج فارس در سازمان ملل را بپردازد. زمانی که ما (مرکز مطالعات خلیج فارس) علیه این کار آقای الحبطور یک کارزار اینترنتی به راه انداخیم، تارنمای ما به مدت دو هفته دچار اخلال شد؛ آنقدر که حملات سایبری داشتیم. 
حال شما ببینید آنها چقدر سازماندهی شده برای تحریف کار می کنند و ما چقدر پراکنده عمل می کنیم. کاری که ما معمولا می کنیم این است که همایشی برگزار می کنیم و سخنرانان هم به زبان فارسی سخنرانی می کنند. مشکل اینجاست: ما در داخل کشورمان که مشکلی نداریم! مشکل ما در برون مرز است. ما باید فعالیت هایمان را بین المللی کنیم و روی جوامع انگلیسی زبان و عرب زبان بیشتر کار کنیم.
** عباسپور: طرف مقابل بدون هیچ حق تاریخی و حقوقی علیه نام خلیج فارس هجمه ای به راه انداخته است و برای هدفش پول فراوان هم خرج می کند، در حالی که ما به جز چند همایش در روز خلیج فارس یا فعالیت داوطلبانه عده ای پژوهشگر، کاری نمی کنیم. در این زمینه، وزارت خارجه باید فعالانه اقدام کند. ما باید سازماندهی شده عمل کنیم. سازمان های مردم نهاد (NGO) یک وظیفه دارند و دستگاه های مسئول نیز وظیفه ای دارند؛ اما در کل، نباید فعالیت NGOها برجسته تر از فعالیت سازمان های رسمی باشد. سازمان مردم نهاد، نمی تواند علیه فلان موسسه بین المللی شکایت کند که شما چرا این اشتباه را چاپ کردی. باید یک کرسی برای صیانت از خلیج فارس وجود داشته باشد. 
موضوع خلیج فارس، تنها یک نام نیست؛ بلکه به منافع ملی ما ارتباط دارد و شما زمانی که از بخشی از منافع ملی خود دست بکشید، طرف مقابل، گام به گام پیشروی می کند. شما توجه کنید که اینها پس از آنکه نام جعلی بر خلیج فارس گذاشتند، به همان اکتفا نکردند و ادعای جزایر را نیز مطرح کردند. 
در دوره هایی، حتی بندرعباس را می خواستند از ایران جدا کنند؛ خوزستان و جزایر هنگام را می خواستند جدا کنند. باسِیدو (باسعیدو) در قشم را فکر می کردند یک جزیره است. از شاه ایران خواسته بودند ایران جایی را به عنوان انبار ذغال ناوگان انگلیس اختصاص بدهد. ایران باسِیدو را اختصاص داد. آنها هم کم کم آنجا پرچم زدند و در نهایت مدعی شدند این منطقه متعلق به انگلیس است. ایران باسِیدو را با دعوای حقوقی پس گرفت. 
** رضایی: ما درگذشته، تجربه حسن نیت را هم داشته ایم. در تمام کتاب های ایرانی تا 50 سال پیش، نام دریای کنار خلیج فارس، «دریای مکران» بود. پس از عملیات ظُفّار، برای احترام به عمان، ما نام دریای عمان را به کار بردیم. من چندی پیش از جناب آقای رضا قاسمی، آخرین سفیر ایران در کویت در حکومت پهلوی شنیدم که می گفت «ما بحرین را دادیم تا حسن نیت نشان دهیم»! چه حسن نیتی؟ چه ارتباطی دارد؟ 
برخی کشورهای منطقه که ما با آنها چالش داریم، کشورهایی هستند که خلق الساعه و بر اثر فروپاشی امپراتوری عثمانی به وجود آمده اند. در حاشیه جنوبی خلیج فارس، تنها کشور عمان است که هویت تاریخی دارد و حتی ما نقشه هایی داریم که نام سراسر کرانه های جنوبی خلیج فارس، عمان بوده است. 
بنابراین، در این ممالکِ نوپا ما هویت های ملی ساختاری نداریم یعنی هویت دولت-ملت وجود ندارد، بلکه هویت های قومی و مذهبی حرف اول را می زنند. البته ما با جوامع عربی همسایه هستیم و هیچ مشکلی نداریم. مشکل ما حکومت هایی هستند که چون بن مایه های دولت-ملت را ندارند، می خواهند با کمک نفت و ثروتی که دارند، هویت سازی کنند و در همه چیز تغییر ایجاد کنند. 
پس طرف مقابل اصولا حسن نیت پذیر نیست که ما بگوییم این امتیاز را به شما می دهیم و مشکل حل می شود. شما بحرین را دادید، آنها مدعی جزایر سه گانه هم شدند. دور باد، این اتفاق هرگز نخواهد افتاد؛ اما اگر باز هم امتیاز بدهیم، مدعی بخش های دیگری خواهند شد. 

*** نمونه ای مشابه از اختلاف میان ژاپن و کره 
** رضایی: میان ژاپن و کره، دریایی است که در حدود 60 درصد از اسناد تاریخی با نام «دریای ژاپن» و در حدود 40 درصد از اسناد با نام «دریای شرق» نامیده شده است. 
جناب آقای دکتر جهانگیری، مدیرکل اسبق وزارت خارجه حدود دو سال پیش برای ما تعریف کردند که زمانی یک ناشرِ نقشه در ایران، اطلسی از جهان چاپ کرده بود که این دریا را با نام «دریای شرق» معرفی می کرد. سفیر ژاپن شخصا به وزارت خارجه ما می آید و تذکر می دهد که چرا فلان نقشه نگارِ شما از نام دریای شرق استفاده کرده است؟ ما هم عذرخواهی کردیم و به آن ناشر هم یادآوری کردیم که در نسخه های بعدی، این نام را استفاده نکند. 
تفاوت را نگاه کنید: ما در مورد خلیج فارس، تنها شمار اندکی جعل یا اشتباه سند داریم و در مقابل، صدها سند معتبر مبنی بر نام خلیج فارس وجود دارد. 
** عباسپور: در تایید سخنان آقای رضایی، ما حدود 6000 نقشه با نام خلیج فارس داریم. 

*** ضرورت حفظ نام های تاریخی / ریشه نام تُنب 
** عباسپور: زمانی ناصرالدین شاه به بریتانیا اصرار می کرد شما که می گویید با ما رابطه ای حسنه دارید، بیایید نقشه کشور ایران را ترسیم کنید. تا اینکه وزارت جنگ بریتانیا نقشه ای چند قسمتی از کل مرزهای ایران را ترسیم و ارایه کرد. در این نقشه، جزایر سه گانه به رنگ سرزمین ایران و جزایری که متعلق به کشورهای دیگر بود، به رنگ سرزمین خودشان ترسیم شده بود. این نقشه را مرحوم «طبرسا» پیدا کرده اند و اکنون نیز وجود دارد. 
اما در نقشه یادشده، نکته ای وجود دارد که نه آن زمان بدان توجه شد و نه اکنون. در نقشه قدیمی، ما دو جزیره به نام های «فارور» و «نابیو فارور» داشتیم که الان به آن می گویند فارور بزرگ و کوچک یا گاهی فاوَرگان. همین طور، جزایر «تنب» و «نابیو تنب» ترسیم شده بود. نباید نام تاریخی نابیو فارور را عوض می کردند. این یک اشتباه راهبردی است. 
نابیو فارور نامی است که ریشه در گویش های استان هرمزگان دارد. تنب هم همینطور. زمانی که من در استان هرمزگان مسئولیت داشتم (1358 تا 1386)، این استان 11 شهرستان داشت. ما بررسی کردم و دیدیم در 9 شهرستان از 11 شهرستان هرمزگان، به تپه می گویند تنب. بیش از 120 نقطه جغرافیایی در هرمزگان، نام تنب دارد. مثلا روستایی در شهرستان بندرلنگه داریم به نام «تنب چکی»؛ یا روستایی با نام «تنب درازو» در شهرستان بندرعباس داریم که در مجاورت یک تپه دراز است. در قشم، وقتی از فرودگاه به منطقه شهری می خواهید بروید، از روستای «تنبان» رد می شوید. اعضای شورای روستا می گفتند وجه تسمیه اش این است که سه تنب (تپه) در آن نزدیکی است: یکی تنب خورکُنارون که در نزدیکی اش درختان کنار دارد و دیگری تنب جلفارو. می گفتند راهزنانی که از منطقه جلفار «راس الخیمه» برای راهزنی می آمدند، در این تنب جلفارو اتراق می کردند. یک تنب سومی هم داشتند به نام «تنب بادومو» که درختان بادام داشت و نام روستای تنبان از این سه تنب برداشته شده است. البته «تنبان» به دلایل زبانشناسی اکنون به صورت «تمبان» نوشته می شود. 
در شهرستان بندرعباس، روستایی در کنار تپه ای از شن های دریایی داریم به نام بَرتُم؛ یعنی کنارِ تُنب. در هرمزگان، کوهی داریم به نام «کفه ی سه تنبو» که دارای سه تپه کوچک است. 
در شهرستان رودان استان هرمزگان، یک تُمِ «سلطان مهران» و یک جایی به نام تُمّارو دارند که نزدیک به قلعه کُمِیز است. برای این «تمارو» تا 2500 سال قدمت نوشته اند. امسال به معاون محترم رئیس جمهوری و رئیس سازمان میراث فرهنگی پیشنهاد کردم این تنب تاریخی را برای ثبت در «حافظه جهانی یونسکو» پیگیری کنند. 
نکته اینجاست: همین بومیانی که تپه هایشان را تنب نامگذاری می کردند و ما 120 نقطه اش را کشف کرده ایم، در هنگام دریانوردی در خلیج فارس، دیده اند دو جزیره مانند دو تپه کوچک و بزرگ وجود دارد. یکی را تنب و دیگری را نابیو تنب نامیده اند. آنسوتر، یک جزیره را فارور و دیگری را نابیوفارور نامیده اند. 
یک استدلال زبانشناسانه که امروز به کار می آید، این است که چطور می شود نابیوفارور متعلق به ما باشد، اما نابیوتنب متعلق به امارات باشد؟ 
** رضایی: در زبان عربی، برای اولین بار «محمد طاهر مقدسی»، یک جغرافی دان عرب، عبارت «خلیج فارس» را به کار برد و پیش از آن ما با عبارت «بحر فارس» رو به رو بودیم. 
یک مشکلی که ما در همایش ها و حتی در رسانه ملی داریم این است که نام طبیعی و جغرافیایی را دست کاری می کنند و مثلا می گویند «خلیج همیشه فارس» یا «خلیج مقدس فارس». این مقدس و همیشه دقیقا چه معنایی دارد؟ 

*** اقدام های مناسب 
** عباسپور: 
الف – الزام به جلوگیری از چاپ اطلس های جدید که با کمک دلارهای عربی با نام جعلی منتشر می شوند. 
ب – اصلاح کتاب های درسی و ضمیمه نمودن هر دو آبراه خلیج فارس و خلیج عربی (نام تاریخی دریای سرخ). 
پ – چاپ تمبر از نقشه های تاریخی خلیج فارس و خلیج عربی (دریای سرخ). 
ت – استفاده از همه فرصت ها و سازوکارهای سازمان های بین المللی برای صیانت از نام خلیج فارس؛ بویژه در دو نهاد بین المللی UNGENG و UNGSGN و همایش های پنج سالانه مربوط به آن. 
ث – تهیه و پخش سابقه ای از نام خلیج فارس و وجه تسمیه آن در نشست آینده یکسان سازی نام های جغرافیایی سازمان ملل. 
ج – خرید و گردآوری اسناد تاریخی خلیج فارس. اگر در جایی هم خرید اصل سند امکان پذیر نشد، باید نسخه ای مستند و قابل تایید از آن تهیه شود تا اگر دویست سال بعد هم آن سند جایی ارایه شد، کارشناسان اصالت آن را تایید کنند. 
** رضایی: 
الف – وضعیت اقتصادی و اجتماعی ساکنان جزایر ایران در خلیج فارس واقعا رقت انگیز است. حتی گویش ها به گونه ای است که وقتی سخن می گویید، احساس می کنید وارد ایران 50 سال پیش شده اید. حتی بسیاری از اصطلاحات، عین اصطلاحات فیلم فارسی های قدیم ایران است! انگار ارتباط فرهنگی با ایرانِ امروز، بسته شده است. 
ب – تشکیل کارگروهی متشکل از نمایندگان وزارت خارجه، سازمان میراث فرهنگی و ما به عنوان یک سازمان مردم نهاد. 
پ – رصد و شناسایی مرکزهای بین المللی که اقدام به حذف نام خلیج فارس کرده اند. 
ت – اقدام به رایزنی سیاسی و فرهنگی با تاکید بر اسناد سیاسی. 
ث – احضار سفیران کشورهایی که اقدام به جعل نام خلیج فارس می کنند. می شود محترمانه و با آداب دیپلماتیک از یک سفیر پرسید که چرا در فلان برنامه تلویزیونی کشورتان از نام نادرست استفاده شده است؛ همانطور که ژاپنی ها چنین می کنند. 
ج – شکایت حقوقی از سازمان های بین المللی که نام خلیج فارس را جعل می کنند. ما به عنوان یک سازمان مردم نهاد امکان مالی برای یک شکایت حقوقی نداریم، اما این کار حتما باید انجام شود. 
چ – راه اندازی کرسی های خاورمیانه و خلیج فارس شناسی در دانشگاه های معتبر و نهادهای علمی غربی؛ بویژه اکنون که توافق هسته ای هم انجام شده و شاهد نوعی فضای باز در روابط ایران و غرب هستیم، ما بیاییم از آن استفاده کنیم. 
ح – برگزاری نمایشگاه ها و موزه های موقت خلیج فارس در کشورهای خارجی و توسط رایزنان فرهنگی ایران. 
خ – پشتیبانی سرمایه داران ایرانی برای اجرای پروژه های یادشده. «خلف الحبطور» اماراتی می گوید من سرمایه ام را می گذارم تا این نام را جعل کنم. سرمایه داران ایرانی هم باید این رغبت را داشته باشند که برای منافع ملی کشورشان در حد و توان خود، هزینه کنند. 
ایرنا/9163 /1449