محل تبلیغ شما
کودکان رادیومجلس گوش ندهند

تاریخ خبر: 1394/7/10

کودکان رادیومجلس گوش ندهند

نشر این خبر با ذکر منبع: www.sarzaminjavid.com شایسته است 

متاسفانه و صدافسوس علیرغم توصیه‌های عقلای قوم همچنان عده‌ای انقلابی بودن را با تندروی اشتباه گرفته‌اند. مصداق بارز این موضوع را روز گذشته در مجلس شاهد بودیم. یکی از نمایندگان مجلس که نسبت به مصافحه «اتفاقی» ظریف وزیر خارجه کشورمان با اوباما رئیس جمهور آمریکا اعتراض داشت برای تذکر خود در این باب واژه‌هایی را برگزید که فی الواقع عرق شرم بر پیشانی نگارنده و خیلی ها نشاند. او در بخشی از اظهارات تند خود که سوگمندانه از رادیو مجلس پخش زنده می‌شد بیان نمود که «ظریف غلط زیادی کرده است.» این نماینده مجلس همچنین وزیر خارجه کشورمان را کسی معرفی نمود که عطش روبوسی با اوباما را دارد و بهتر است برای رسیدن به مقصود خود استعفاء نموده و درب خانه کری و رئیس جمهور آمریکا بساط کند. نماینده مذکور همچنین در اظهارات شاذ دیگری به ظریف توصیه نمود حداقل به اندازه یک جوجه خروس غیرت داشته باشد!
البته اینها تنها گوشه‌ای از دهها لفاظی‌هایی است که طی یکی دو روز گذشته علیه وزیر خارجه کشورمان از تریبون و رسانه‌های مختلف بیان شده است و مطمئنا این روند ادامه پیدا نموده و ظریف روزهای سختی را پیش‌رو دارد.
بنده قصد ندارم در این وجیزه کوتاه یک به یک خدمات وزیر خارجه کشورمان طی دو سال گذشته که اهم آن مذاکرات هسته‌ای بوده را یادآوری و لیست نمایم و سپس نتیجه بگیرم که آنچه علیه وی گفته شده جفا بوده است
مطمئنا همکاران و ناظران دیگر به این مهم پرداخته و می‌پردازند و مهم‌تر از آن مردم کشورمان تشخیص می‌دهند چه کسانی واقعا منافع نظام و ملت را برآورده می‌سازند و چه کسانی تنها دم از دفاع از منافع کشور و مردم می‌زنند. اگرچه این پیشنهاد هیچ وقت عملی نخواهد شد اما چه خوب می‌شد آقایانی که این روزها برای ظریف یقه درانی می‌نمایند خود را در معرض نظرسنجی‌های علمی قرار دهند تا مشخص شود میزان محبوبیت و مقبولیت آنان کجاست و ظریف کجا!
به هر حال همان طور که ذکر شد نبایستی چندان نگران این توهین‌ها بود و چه‌بسا محبوبیت وزیر خارجه کشورمان در پی این لفاظی‌ها افزایش یابد. بنابراین موضوع مهمتر از این واکنش ها و اینکه سرنوشت ظریف چه خواهد شد تاثیر چنین ادبیاتی برجامعه و مردم است .همان طور که ذکر شد با توجه به پخش مستقیم اظهارات نمایندگان از رادیو تاثیر مخرب چنین ادبیاتی بر جامعه نکته قابل تاملی به نظر می‌رسد که جامعه‌شناسان می‌توانند در این خصوص ورود کنند و ضمن تحلیل آن، هشدارهای لازم را به وکلای ملت بدهند. جدا از بحث جامعه‌شناسی از منظر سیاسی نیز نباید اینگونه القا شود که انقلابی بودن مترادف با بیان اظهارات شاذ و خارج از ادب است. در طول تاریخ و حتی اکنون بسیاری از بزرگان بودند و هستندکه در عین انقلابی و ارزشی بودن زبان و قلم‌شان نیکو و مروج اخلاق ناب اسلامی و محمدی بوده اند.
در واقع آنان مصداق بارز جذب حداکثری و دفع حداقلی ضمن حفظ ارزش‌ها و آرمان های انقلاب بودند.مطمئنا نمایندگان مجلس و باقی تریبون داران حق دارند نسبت به امور دولت انتقاد و اعتراض نمایند کمااینکه در طول صدارت رییس جمهور روحانی خیلی ها به افعال دولت اشکال گرفته اند اما از دایره ادب خارج نشده اند.بنده معتقدم منتقد ملزم نیست که در کنار نقد خود راهکار ارائه دهد و حتی این حق را دارد از چاشنی انصاف کاسته و شلاق نقد خود را محکم و سنگین بکوبد اما حق ندارد بی ادبی کند و با الفاظ زشت طرف مقابل خود را مخاطب قرار دهد.
بنده بی‌اغراق می‌گویم؛ اظهاراتی که دیروز از سوی برخی نمایندگان مجلس از رادیو به صورت مستقیم پخش شد به جز تبعات اجتماعی و سیاسی حتی برای کودکان نیز بدآموزی داشت! متاسفانه کار به جایی رسیده همان طور که گفته می‌شود حضور اطفال در استادیوم‌های فوتبال به صلاح نیست بایستی در خصوص برخی اخبار رادیو مجلس نیز چنین ملاحظاتی را در نظر گرفت.

هجوم، فریاد و حالا توهین. اینها همه آن چیزی است که در همین دوروزه از سوی برخی از نمایندگان مجلس به راه افتاده است. آن هم به خاطر همان ماجرای سلام و دست دادن اتفاقی.. خبرگزاری‌ها می‌گویند دیروز " بیرانوند " نماینده بروجرد در این راستا سنگ تمام گذاشته وگفته "آقای ظریف غلط زیادی کرده که به عنوان وزیر خارجه چنین کاری کرده و دلش خواسته با رئیس جمهور آمریکا دست بدهد!"وی در ادامه دلواپسی هایش این راهم اضافه کرده است که :" دفعه قبل که با اوباما به صورت تلفنی صحبت کردند و این دفعه نیز معلوم نیست ظریف با اجازه چه کسی به بغل اوباما رفته است!"
انگار که حالا وقتش است. وقت اینکه سر نیزه‌های جناحی سیاسیون مجلس‌نشین تیزتر از همیشه مرد دیپلماسی ایران را نشانه بگیرد و هدف هجمه و ناسزا باشد. کمتر کسی شاید در گوشه‌ای از این جهان خاکی به فکرش هم این مطلب خطور می‌کند که ممکن است روزی روزگاری، آدم‌ها را به خاطر سلام علیک چند ثانیه‌ای با یک نفر دیگر به باد خشن‌ترین الفاظ و بدترین انتقادها بگیرند آن هم کجا ! در محفلی که به نام خانه ملت مزین شده است. حالا در خانه ملت ایران هستند عده‌ای که عنان از کف داده و روی تند به ظریف نشان می‌دهند. اما گویی با اتفاق دیروز این ماجرا وارد فاز جدیدتری هم شده، فازی به نام بی‌حرمتی نسبت به وزیر خارجه، یعنی کار از انتقاد گذشته است و کارد به استخوان دلواپسان رسیده و همین موضوع است که باعث شده تا برخی از نمایندگان اقلیت مجلس این‌گونه دل در گرو اهانت و صحبت‌های خارج از عرف بگذارند آن هم خطاب به مسئولین هم میهنشان
با دوستان مروت
اکنون از دیدگاه برخی از تندروهای مجلس نشین، ظریف تبدیل به مجرم شده است که آنها برای بازگشت او به میهن آماده شده‌اند تا حیثیت مرد ظریف و خوشروی ایرانی را با بازی‌های جناحی خود به زیر سوال ببرند، و احتمالا بازهم فراخوانی به او خواهند داد تا به مجلس برود و اینبار بگوید چرا جواب سلام دیگران را دادی و به جای احترام و آداب معاشرت توهین به راه نینداختی!همانطور که ما به تو اگر بخواهیم هر کاری می‌کنیم! این روزها اندوه کشوراز دید برخی، به جای اتفاقات غمباری چون حادثه مکه به سلام ظریف به اوباما تبدیل شده است و کارهای مهم مملکتی که مجلس باید دست به گریبان آن باشد، شده است تذکر و اعتراض به حرکت وزیر خارجه کشورمان در سازمان ملل. آنچه که از دید برخی بسیار اسفبار به چشم می‌آید، درواقع همانی است که از کودکی آموختیم، اینکه با " دوستان مروت با دشمنان مدارا". ظریف در دیدار با اوباما در پیراهن یک سیاست پیشه خرد ورز، آن روز در سازمان ملل با رییس جمهور آمریکا مدارا کرد، هرچند جای پرسش اینجاست که حال چه شده است، عده‌ای از نمایندگان مجلس به دوست خود که وزیر کشورشان است مروت به خرج نمی‌دهند هیچ، بلکه مدارا را هم از یاد برده و چنین می‌کنند.
چه باید می‌کرد؟
هرچند عصبانیت در زبان نماینده مذکور (نماینده بروجرد)، آنجایی بیش از پیش هویدا می‌شود که می‌گوید ظریف در بغل اوباما رفته است ! انگار نه انگار که در ماجرای مصافحه اوباما و وزیر خارجه کشورمان، این جان کری و طرف آمریکایی بوده است که پا پیش گذاشته است. اما اگر از حرف‌های تند این نماینده بگذریم،هرچند نمی‌شود به این راحتی‌ها از آن گذشت! مجلسی‌های اصولگرا اعتراض‌ها و مخالفت‌های جهت دار و ویژه‌ای را در این دوروز برنامه ریزی کرده اند و هر بار هم یکی از آنها با انتقاد از اتفاق پیش آمده در سازمان ملل، می‌خواهند جنجال جناحی تبلیغاتی‌شان را علم کنند و بر دولت و وزیر امورخارجه بتازند
اما چرا این موضوع در چنین برهه‌ای تا به این اندازه بزرگ شده است و به آن حمله می‌شود؟ اگر فرض را هم براین بگیریم که آنچه در راهرو سازمان ملل رخ داده، نه اتفاقی، بلکه از سوی آمریکایی‌ها از قبل برنامه ریزی شده بود تا ظریف را در منگنه سلام و احوالپرسی قرار بدهند، از دید منتقدین، وزیر خارجه کشورمان بایددر آن صحنه چه عکس العملی از خود نشان می‌داد؟ آیا در حالیکه یکی از مذاکره‌کنندگان کلیدی 1+5 با ایران، دست به سمت وزیر خارجه کشورمان دراز می‌کند چاره کار آن بود که او به جای عکس العملی معقول پشت به آنها می‌کرد و از معرکه می‌گریخت؟آیا این حرکت در جامعه جهانی مورد ستایش قرار می‌گرفت و یا آن تصمیمی که ظریف در چند لحظه گرفت؟ چه چیزی در این ماجراست که برای برخی گران تمام شده است؟ 
برجام یا دست دادن، مسئله این است 
همه می‌دانند که تنها صحبتی که بین اوباما و ظریف در آن صحنه گفته شد اطمینانی بود که رییس جمهور آمریکا از اجرایی و عملیاتی شدن برجام به طرف ایرانی داد. نکند که دلیل این همه دلواپسی برخی نمایندگان، همین موفقیت برجام و عملیاتی شدن آن باشد؟ اینکه آنها این روزها از موفقیت توافق دل خوشی ندارند و چاره را در این می‌بینند که به بهانه‌های کوچکی مثل دست دادن دو سیاستمدار ایرانی و آمریکایی هم که شده بر توافق و مذاکره و برجام و آنچه که در این دو سال گذشته است بتازند. چرا که آنها در این دوسال نشان داده اند که به دنبال هر بهانه‌ای هستند
البته از سویی دیگر هم باید به تمامی این نمایندگان حق اظهار نظر داد و اینکه دلیل انتقاد و خرده گیری اشان را بازگو کنند. " "منصور حقیقت پور" نایب رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی و نماینده اصولگرا از پیش قراولان اعتراض به دست دادن اوباما با ظریف بوده است. او پیشتر در اینباره گفته بود: "دست‌دادن وزیر امور خارجه ایران با وزیر خارجه و رئیس‌جمهور آمریکا اقدام قبیحی است، و وزیرخارجه ایران باید از مردم عذرخواهی کند " اینکه چرا این اقدام قبیح و زشت است را از خود او پرسیدیم و اینکه چرا به نظر این نماینده مجلس، ظریف محکوم به عذرخواهی از مردم است؟ 
گفتگو با مخالف سر سخت حرکت ظریف 
حقیقت پور با بیان اینکه دست دادن با اوباما در شان و ملت ایران نبوده است در پاسخ به این سوال که شاهدان گفته‌اند که این دیدار به طور اتفاقی صورت گرفته است حال به نظر شما باید نماینده کشورمان در چنین شرایطی چه می‌کرد؟ به آفتاب یزد پاسخ داد: "من هم کار سیاسی بلد هستم کسی اتفاقی نمی‌ایستد تا همکارانشان را به طرف آمریکایی معرفی کند، من احساس می‌کنم که این کار با برنامه‌ریزی صورت گرفته تا این اقدام نسنجیده به ثمر بنشیند. "
وی درباره این سوال که پیش از این هم مذاکراتی با آمریکا و جان کری صورت گرفته است و شاهد دست دادن‌های متعدد دو وزیر خارجه ایران و آمریکا با یکدیگر بودیم حال چه شده است که دست دادن چند ثانیه‌ای همان وزیر خارجه با اوباما، مورد واکنش تندشما قرار گرفته است، پاسخ می‌دهد: "به غیر از مذاکره با آمریکا در خصوص عراق هم مذاکره داشتیم، ولی اجازه دست دادن به اوباما را نداریم، آن تلفن هم که رئیس‌جمهورایران در دو سال پیش انجام داد کار بیجایی بود."
نماینده اردبیل در مجلس شورای اسلامی درباره اینکه در ماجرای دست دادن با اوباما، صحبتی فراتر از خط قرمزها صورت نگرفته است که وی نسبت به آن اینچنین اعتراض دارد، پاسخ می‌دهد: "اصلا ایستادن در مقابل اوباما خطاست! حتی اگر یک ثانیه باشد، شماها نباید این کار غلط را توجیه کنید و طهارتی را برای آمریکا ایجاد کنید و بخواهید بگویید که هر کس با آمریکایی‌ها دست داد دستش نجس نمی‌شود! چرا این کار را توجیه می‌کنید؟" وی بی آنکه ادله خاصی درباره این موضوع داشته باشد که ظریف در چه شرایطی با اوباما دست داده است به ما گفت: "آقای ظریف تعمداً دست داده است ایشان آنجا ایستادند تا معاونین همدیگر را معرفی کنند."
مدرک یا سند 
البته سخنان بی مدرک و سند درباره موضوع تعمدی بودن رفتار ظریف در حالی مطرح می‌شود که تمام شاهدان و خبرگزاریها، می‌گویند که جان کری و اوباما به‌گونه‌ای عمل کردند که ظریف در شرایط این دیدار قرار بگیرد
اما به نظر " حقیقت پور " وسایر مخالفین رفتارظریف، وزیر خارجه ایران زمانی که دست مقامات مذاکره کننده آمریکایی به جلو می‌آید و صحبت از تضمین برجام می‌کنند بایدچه می‌کرد؟ آیا به راستی چاره کار این بود که پشت به هیئت آمریکایی می‌داشت؟ حقیقت‌پور به ما گفت:" بله! آقای ظریف باید سرش را می‌انداخت پایین و می‌رفت!"
وی درباره این سوال ما که اگر این رفتار از سوی ظریف روی می‌داد، درآینده چه عایدی برای کشور داشت گفت:"اگر ظریف سرش را پایین می‌انداخت و بی‌اعتنایی می‌کرد نشان می‌داد که ما یک خشم انقلابی از اوباما و همراهانش داریم."
نایب رییس کمیسیون امنیت ملی درباره اینکه از دیدگاه او در آن شرایط، کدام یک از این دو رفتار، یعنی احترام و دست دادن یا پشت کردن، معقول‌تر به نظر می‌رسید پاسخ داد: "دست دادن ظریف و معرفی معاونینش به هیئت آمریکایی خطای بزرگی است و او باید از ملت بزرگ ایران عذرخواهی کند، اگر به جان کری و اوباما در آن لحظه پشت می‌کرد و می‌رفت بسیار ارزشمند بود."

آفتاب یزد

تگ ها

1 0
مصطفی ایزدی   1394/7/12 17:48:43

شهرستان بروجرد از مراکز عالم‌پرور و قهرمان‌خیز ایران اسلامی است که همواره با دانشمندان و هنرمندان و بزرگان مبارز و مجاهدش شناخته می‌شده و در عصر حاضر خاستگاه مردان و زنان بزرگی در عرصه‌های گوناگون بوده است. نگارنده پیش از آنکه بدانم بروجرد نام شهری است در استان لرستان، با نام مرجع بزرگ تقلید جهان تشیع، که در منزلمان ذکری از ایشان به میان می‌آمد، آشنا شدم. به مرور که مدرسه رفتم و در جغرافیای ایران به بروجرد برخورد کردم، تا کنون که نزدیک به 50سال می‌گذرد و همچنان این شهر و منطقه را با عالمان و شاعران و هنرمندان بزرگش می‌شناسم. بعدها که علاقه‌مند مطالعه سرگذشت بزرگان شدم، چه بسیار چهره‌های درخشان علم و معرفت را زاده بروجرد دیدم. تا همین اواخر پس از نام‌های دکتر عبدالحسین زرین‌کوب، دکتر سیدجعفر شهیدی، استاد عبدالمحمد آیتی، شاعر شهیر مهرداد اوستا، استاد لوریس چکناواریان و آخرین روحانی برجسته فوت کرده، مرحوم آیت‌ا... خزعلی، نام بروجرد می‌آمد. اگر بخواهم اسامی بزرگانی از خطه لرستان قهرمان را که در بروجرد به دنیا آمده‌اند و در این شهر قدیمی بالیده‌اند، ذکر کنم صفحات زیادی را پر می‌کند، اما اگر بخواهیم با یکایک آنان آشنا شویم، ضروری است به کتاب‌هایی که در باب تاریخ بروجرد یا معرفی دانشمندان و برجستگان آن دیار نگارش یافته مراجعه کنیم تا قدر مردم و پایگاه برخاستنشان را بیشتر بدانیم. این مقدمه را نوشتم تا به مردم بروجرد بگویم این تنها شما نبودید که چهارشنبه هشتم مهرماه از تذکر کسی که بر کرسی نمایندگی شما در مجلس نشسته متعجب شدید، بلکه همه آنان که اهانت را به هیچ‌کس روا نمی‌دارند و تندخویی را در شأن نمایندگان مجلس نمی‌دانند از صحبت‌هایی که نماینده بروجرد خطاب به وزیر امور خارجه دولت جمهوری اسلامی ایران، آن هم وزیر متدین، متعهد و شجاعی که توانست جایگاه کشورمان را در معادلات بین‌المللی ارتقا دهد روا داشت، بسیار ناراحت شدند و عکس‌العمل عموم فرهیختگان و دلسوزان جامعه نسبت به اظهارات کسی که نمایندگی بروجردی‌ها را در مجلس برعهده دارد، در رسانه‌های مکتوب و مجازی و شبکه‌های خبررسانی اجتماعی، منعکس شده است. آیا کسی که مدعی است از زادگاه آیت‌ا... العظمی بروجردی و ده‌ها آیت‌ا... بروجردی دیگر و نیز از سرزمین ادب و هنر، به مجلس آمده است، حق دارد زبان خود را به کلماتی بیالاید که در شأن هیچ ایرانی و مسلمانی نیست؟ اتفاقی که در مجلس رخ داد، علی القاعده بروجردی‌های قهرمان و عالم‌پرور را هوشیارتر می‌کند تا بدانند در مورد مسئولیت‌های کلان، چگونه تصمیم بگیرند تا شأن و بزرگواری گذشتگان و آیندگان دیارشان را همچنان بالا نگه دارند.

2 0
محمدمحرابیان   1394/7/10 21:29:50

چرا برخي مسئولان بر تكرار مواضع عجيب اصرار دارند؟
پايت را از روي خط قرمز بردار!
رئيس‌جمهور كه براي مجمع عمومي سازمان ملل به نيويورك رفته بود، پس از فاجعه منا ترجيح داد تنها يك روز از برنامه خود در امريكا را لغو كند و به تهران برگردد. اما همين بازگشت ديرهنگام هم با حاشيه‌هايي در همان فرودگاه همراه بود.
آقاي روحاني در برابر ميكروفون‌ها و دوربين‌ها عباراتي را بر زبان راند كه تعجب از كم‌دقتي ايشان را به همراه داشت.
رئيس دولت تدبير گفت: «حاضرم برای اینکه خونریزی‌ها در سوریه و عراق حتی یک ساعت زودتر قطع شود و حتی بتوانیم از خون یک مسلمان حراست کنیم با هر‌کس در هر کجا حرف بزنم به شرطی که نتیجه، برقراری امنیت و ثبات در عراق، سوریه و یمن و آسایش مردم این کشورها باشد. اینکه هر روز تعداد زیادی از مسلمانان کشته و تعداد زیادی نیز آواره می‌شوند، به هیچ‌وجه در شأن مسلمانان نیست و برای توقف این وضعیت باید هر کاری می‌توانیم انجام دهیم.»
اينكه رئيس‌جمهور كشورمان درخصوص مسائل منطقه‌اي و ملت‌هاي مسلمان و جريان مقاومت ابراز نگراني مي‌كند، امر ستوده‌اي است، اما آيا ما براي برقراري امنيت و ثبات بايد با هر‌کس در هر کجا حرف بزنيم؟
پاسخ قطعا خير است. چراكه استراتژي نظام و چارچوب‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي ما چنين نگاهي نداشته و ندارد. ما قرار نيست با دشمنان ملت‌هاي مسلمان در هركجا بنشينيم و صحبت كنيم. مثلا آيا مي‌شود براي امنيت فلسطين و جلوگيري از كشتار مردم بي‌دفاع غزه با صهيونيست‌ها هم‌سفره شد؟ اصلا ما آنها را به رسميت نمي‌شناسيم.
آيا مي‌شود براي دفاع از مردم بحرين و يمن با سعودي‌هاي خبيث به مذاكره نشست؟ آيا مي‌شود درخصوص حكومت مشروع بشار اسد با آن ائتلاف متعفن سخن گفت؟ نه. با عامل بحران‌ها و مشكلات منطقه نمي‌شود گفت‌وگو كرد.
اما چرا بعد از آن توافق برجام صحبت از گفت‌وگو براي بحران سوريه مطرح مي‌شود؟ آنهايي كه اساسا اعتقادي به حضور بشار اسد در پازل قدرت سوريه نداشتند و براي سرنگوني او از هيچ تلاشي فروگذار نكردند و حتي داعش را سر و سامان دادند، آيا قابل مذاكره‌اند؟ آنها آيا مي‌توانند مواضعشان را با ما نزديك ببينند؟ پاسخ كاملا روشن است. اما چرا هم آنها مدعي حضور ايران در اين عرصه هستند و هم رئيس‌جمهور ما مي‌خواهد با هركسي و در هرجايي گفت‌وگو كند؟
جان کری وزیر خارجه آمریکا چندی پیش و برای چندمین‌بار از ایران و روسیه خواست به تلاش‌ها برای پایان دادن به بحران سوریه کمک کنند و اظهار داشته بود که واشنگتن آماده است فورا مذاکره برای یافتن یک راه‌حل سیاسی برای این مناقشه را شروع کنند، امری که گویا در خلال دیدار ظریف و کری در سازمان ملل مهیا شده است. اهمیت موضوع فوق بدان روست که طرف آمریکایی در طول سال‌هاي سپری شده از هرگونه حضور و یا مداخله ایران جهت حل بحران در سوریه ممانعت به عمل مي‌آورده است.
چه شده كه امريكايي‌ها با صراحت از حضور ما و مذاكره سخن مي‌گويند؟ آيا آنها به دنبال نفوذ به درون ساختار جمهوري اسلامي هستند؟
آيا آنها به دنبال خلع سلاح ما در مبارزه با استكبار نيستند؟ در روزهايي كه برخي‌ها متصور بودند كه مذاكرات هسته‌اي نقطه شروع تعامل ما با دولت مستكبري چون امريكاست، رهبر انقلاب جوانان را براي آمادگي مبارزه با استكبار تشويق كردند. اين گونه موضع‌گيري چه معنا و مفهومي داشت؟ آيا پيش از اين هم رهبر انقلاب به برخي مسئولان تذكراتي را نداده بودند و از خط قرمزها سخن نگفته بودند؟
وقتي چنين مباحثي مطرح مي‌شود و مسئول دستگاه ديپلماسي كشورمان به طور كاملا اتفاقي! با اوباما سلام و احوال‌پرسي مي‌كند و بعد هم در پشت درهاي بسته با جان كري از مذاكره درباره سوريه سخن به ميان مي‌آيد، آيا نبايد نسبت به تضعيف روحيه انقلابي برخي مسئولان شك كرد؟
متاسفانه در روزهای اخیر اخبار متعدد و متناوبی دال بر آغاز گفت‌وگوهایی میان وزارت خارجه کشورمان با وزارت خارجه ایالات متحده حول محور سوریه منتشر شده است. گفت‌وگوهایی که اگرچه سخنگوی وزارت خارجه آن را تلویحا تکذیب نموده، اما اظهارات مکرر مقامات آمریکایی به ویژه در دیدار اخیر جان کری با ظریف را مي‌توان حداقل تاییدی بر رد و بدل شدن مواضع طرفین میان یکدیگر دانست.
تلاش برای حل بحران انسانی حاکم بر سوریه و نقش احتمالی روسیه، چین و سازمان ملل متحد در این راستا مي‌تواند دستاویزی برای توجیه این امر قرار گیرد و دست اندرکاران وزارت خارجه را به آغاز گفت‌وگوهایی ولو جمعی با طرف خارجی و در راس آن‌ها آمریکا مجاب كند.
اظهارات حسن روحانی در‌پی حضور در میان رسانه‌هاي آمریکایی و سخنان وی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد همگی بر احتمال گفت‌وگوی تهران - واشنگتن در قبال سوریه صحه مي‌گذارد. وی در گفت‌وگو با رادیو ان‌پی‌آر گفت: «اما همه ما باید به طور هماهنگ عمل کنیم و برنامه‌ای داشته باشیم که برای بیرون کردن فوری تروریست‌ها لازم است.» رئیس‌جمهور ایران گفت که کشورش آماده بحث درباره «گزینه‌های آینده» است. او افزود که برای رسیدن به برنامه عمل باید دولت سوریه را نیز به حساب آورد.
حسن روحانی در مصاحبه‌ای گفت كه آماده است درباره "برنامه عمل" دوره پس از جنگ در سوریه که داعش شکست داده شده، به بحث بنشیند. روحانی در مصاحبه با رادیوی یاد شده گفت که جمهوری اسلامی در حال حاضر مشکلی برای آغاز بحث و گفت‌وگو درباره اقدامات لازمی که بایست پس از بیرون راندن تروریست‌ها صورت گیرد ندارد.
روحانی در سخنان سالانه خود در سازمان ملل متحد نیز تلویحا به این امر و همکاری با قدرت‌هاي بین‌المللی بدون نام بردن از آن‌ها اشاره نمود. او گفت: «همان‌طور که در عراق و افغانستان به استقرار دموکراسی کمک کردیم، آماده کمک به دموکراسی در سوریه و یمن هم هستیم.»
اما رهبر معظم انقلاب در هجدهم شهریورماه سال‌جاری در دیدار با اقشار مختلف مردم و در رابطه با نیات پلید آمریکایی‌ها فرمودند: «آمریکا دشمنی خودش را پنهان هم نمی‌کند بله، تقسیم وظایف می‌کنند، یکی لبخند می‌زند، یکی مصوّبه علیه جمهوری اسلامی تهیّه می‌کند و دنبال می‌کند؛ این به‌نحوی تقسیم وظایف است. دنبال چیزی به نام مذاکره‌ با ایرانند؛ [امّا[ مذاکره بهانه است، مذاکره وسیله برای نفوذ است، مذاکره وسیله برای تحمیل خواست‌ها است. ما فقط در قضیّه‌ هسته‌ای به دلایل مشخّصی که مکرّر هم این دلایل را ذکر کرده‌ایم، موافقت کردیم....»
خطر نفوذ در اشکال مختلف سیاسی، اقتصادی و به ویژه فرهنگی آن از ابتدای انقلاب همواره جمهوری اسلامی و نظام نوپای انقلابی را تهدید مي‌نمود. از همین‌روست که رهبران انقلاب از همان آغاز پیروزی بر این مسئله تاکید نمودند. تاکید بر طرح‌هایی نظیر سبک زندگی اسلامی و اقتصاد مقاومتی در راستای مقابله با نفوذ یاد شده در عرصه‌هاي گوناگون صورت پذیرفته، امری که متاسفانه حداقل در بعد فرهنگی آن کارآمدی لازم را به خرج نداده است.
حال و با در پیش گرفتن روند اجرایی برجام، بیم آن مي‌رود که خط فکری فوق در داخل در‌پی فراتر بردن موضوعات مورد گفت‌و‌گو با طرف آمریکایی و غربی باشد. اظهارات مقامات دولتی در رابطه با این مسئله، جریان یاد شده داخلی را که عمدتا کارنامه نامناسبی را در خلال سال‌هاي فعالیت دولت اصلاحات و فتنه ۸۸ بر جای گذارده است تقویت مي‌نماید. مسئله سوریه و گفت‌وگو پیرامون آن تحت عناوینی هم‌چون وضع صلح و آرامش در این کشور مي‌تواند موضوع مناسبی برای آغاز گفت‌وگو‌ها باشد، گفت‌وگوهایی که قطعا در آینده و در صورت موفقیت این جریان محدود به سوریه نیز نخواهد بود.
به طور نمونه بارک اوباما در اظهارات اخيرش در سازمان ملل متحد هم‌چون سایر مقامات آمریکایی تلویحا به این امر اشاره نمود و خواستار تغییر رویه ایران در قبال مسائل متعدد شد، امری که دامنه آن حتی تا عدول جمهوری اسلامی از آرمان‌هایش پیش مي‌رود. به طور نمونه اوباما گفت که ایران در منطقه خاورمیانه اهداف خود را به نحوی دنبال مي‌کند که به فرقه‌گرایی دامن مي‌زند، اما این کار ثبات منطقه را به هم مي‌زند و منافع تجاری ایران را آسیب مي‌زند. یا گفتن مرگ بر آمریکا که شغل ایجاد نمي‌کند! اگر ایران راه دیگری را انتخاب کند، از مزایای آن هم بهره‌مند خواهد شد.
اظهارات دو پهلوي مقامات دولتی متاسفانه بر ایجاد این ذهنیت ناصحیح مبنی بر احتمال تغییر رویه جمهوری اسلامی نزد مقامات کاخ سفید افزوده است. به طور نمونه رئیس‌جمهور روحانی در سخنانش در سازمان ملل اعلام کرد که «امروز فصل جدیدی در روابط ایران با جهان آغاز شده است.» رئیس‌جمهور کشورمان گفت که مردم ایران در انتخابات دو سال پیش "تعامل سازنده با جهان" را انتخاب کردند که در نهایت به توافق جامع اتمی ایران و قدرت‌هاي جهانی منتهی شد.
نکته حائز اهمیت دیگر آن که شماری از جریان‌هاي داخلی و رسانه‌هاي وابسته به آن‌ها مدام بر طبل همکاری بین‌المللی ایران با آمریکا جهت مقابله با داعش مي‌کوبند، امری که جدای از هدف اظهار شده در‌پی عادی‌سازی روابط میان تهران و واشنگتن گام بر مي‌دارد، روابطی که گویا بناست بر مبنای نظر طراحان به گونه‌اي یک سویه و با تعدیل در مواضع انقلابی جمهوری اسلامی محقق شده و دامنه آن به سایر مباحث ورود نماید.
بیان اختلاف دیدگاه فاحش ایران با آمریکا در قبال تحولات منطقه امری غیر‌قابل کتمانی از سوی همه کارشناسان منطقه خاورمیانه است، لذا تلاش‌ها برای فراتر بردن گفت‌و‌گوها از مسئله هسته‌اي به سایر مسائل در فضایی که آمریکا هم چنان در مواضع امپریالیستی و زورگویانه خود تاکید مي‌نماید، صرفا معنی عدول از خطوط قرمز جمهوری اسلامی را مي‌دهد. بنابراین ضرورت دارد جمهوری اسلامی و دولت مستقر در تهران فارغ از تلاش‌هاي بین‌المللی جهت حل بحران در سوریه از نشستن بر میز مذاکره با آمریکا در رابطه با سوریه امتناع ورزد، چراكه این امر و اهداف آمریکا از گفت‌و‌گوهای آتی صرفا در راستای نفوذ بیش از پیش همه‌جانبه در تهران و تلاش برای تغییر مواضع بنیادین نظام اسلامی به بهانه عناوین واهی نظیر گفت‌و‌گو درباره سوریه و... تعبیر خواهد شد.