محل تبلیغ شما
موضوع غم انگیز نقش فروشی

تاریخ خبر: 1394/7/5

موضوع غم انگیز نقش فروشی

نشر این خبر با ذکر منبع: www.sarzaminjavid.com شایسته است 

مریم معصومی

گزيده كارى  يا  پر كارى، كدام يك براى بازيگر ارزش است؟ اين سوالى ست كه بارها از خودم ميپرسم! حدودا هفت سال پيش وارد حرفه بازيگرى شدم، اما نميدانم اين روزها چرا ديگر تلويزيون مثل قبل نيست!
از همان ابتدا با هدف  وارد شدم، حتى پس از اولين تجربه تصويرم در يك تله فيلم، با برنامه ريزىِ محكمترى قدم برداشتم، آن روزها فكر ميكردم هرچه دانش ات بيشتر باشد، بيشتر به سراغت مى آيند و ارزشت را مي‌دانند، اما امروز اين چنين فكر نميكنم چون ميبينم چيزهاى ديگرى ارزش شده است.
ابتدا سال ٨٨ با يك فيلم تلويزيونى وارد دنياى تصوير شدم و بعد از تجربه هاىِ كوتاه سريالى، سرانجام در يك سريال پر مخاطب ماه رمضانى به اسم (سه دونگ سه دونگ) ديده شدم و بعد از آن با هدف گزيده كارى بسيار صبورى كردم تا نقشهاى متفاوتى را بازى كنم و اين صبورى تا جايى ادامه پيدا كرد كه در نهايت كم كار شدم و بعد از دو سال يك سريال پليسى با يك كاراكتر متفاوت از نقشهاى قبليم به من پيشنهاد شد،با خود گفتم گزيده كارى نتيجه داد.
پس از آن باز شرايط صبورى من طولانى شد تا اينكه يك پيشنهاد سريالى به من شد و من با دوازده قسمت نوشته شده از يك سريال شصت قسمتىِ پٌر پِرسناژ دست به ريسك زدم و جلو دوربينِ   «همه چيز آنجاست» رفتم.
همه چيز خوب پيش ميرفت، اواسط تصویربردارى بودم كه به لطف همكارانم، يك سريال مناسبتى براى هفته دفاع مقدس كه دقيقا سال گذشته همين موقع از شبكه پنج به اسم  «سى ونه هفته»  پخش ميشد به من پيشنهاد شد و نقش زنى باردار كه قصه حول محور او تعريف ميشد را ايفا كردم كه اين زن در زمان مفقود شدن شوهرش كه به جبهه رفته بود مصایبی رابه دوش ميكشيد و مرگ شوهرش را باور نداشت.
همزمان سر هردو پروژه بودم و كار سختى بود و به خودم گفتم جواب صبوريهايم را گرفتم و مدتى بعد سريال همه چيز آنجاست را روى آنتن شبكه سه داشتم. به جرات ميتوانم بگويم همه چيز آنجاست نقطه عطفِ كارنامه كارى ام شد و بسيار بيشتر از انچه كه فكر ميكردم اين كار مورد توجه قرار گرفت ،اما بعد از آنهمه فيد بك هاى خوب از كوچه وخيابان و مطبوعات گرفته تا صفحات اجتماعى،اما پيشنهاد تلويزيونى مناسبى به من نشد،  تاكيد ميكنم به كلمه مناسب،واقعا دليلش براى من گاهى مبهم است!
مدتى پيش يك سينمايى كار كردم كه نقش اصلى قصه دختريست كه با سختيهاى زندگى دست وپنجه نرم ميكند و فضايى كمى تلخ و خاكسترى دارد، البته تا قبل از اكران فيلم قرار است گفت و گويى صورت نگيرد وگرنه اين نقش براى من ستودنى ست و حرف برايش بسيار دارم.
اما مسایلی كه اين روزها ذهن من وبسيارى از بازيگران را درگير خود كرده است، مسئله غم انگيزِ نقش فروشى است!!!
خيلى راحت براى چند كار سينمايى دعوت به كار شدم و بسيار مشتاق به حضورم در پروژه بودن، متن را خواندم و پذيرفتم تا اينكه معلوم شد قصد فروشِ نقش را دارند يا غير مستقيم خواستار سرمايه گذارى من در فيلمشان بودند!  من هم با شاخ هاى بزرگ كه چه شد اين فكر را كرديد از امضاى قرارداد صرف نظر كردم. من همينجا ميگويم كه هرگز براى ادامه كارم سراغ راه هاى اپيدمى شده در راستاى پيشرفت كارم نمى روم، چرا كه اگر طرز فكرم اين راه ها بود، هفت سال پيش يكى از آنها را انتخاب ميكردم.
متاسفانه اين روزها انتخاب شدن براى ايفاى نقش بر پايه چيزهاى ديگريست كه شاخه هاى فراوانى دارد مثل: برقرارى روابط كه از توضيحش در روزنامه معذورم. مورد دوم رايگان كار كردن است؛ خيلي از افراد كه حتى سابقه تصوير هم ندارند و به واسطه نگرفتن دستمزد انتخاب ميشوند ، بدتر ازهمه جديدا مد شده است براى آنكه دستمزدى ندهند، ميگويند از بازيگر كار نكرده و خام و يا به اصطلاح بكر ميخواهيم استفاده كنيم ، تا قبل از ديده شدنمان ميگفتند بايد منتخب ما چهـره باشد و حالا هم ميگويند شما ديده شده اى و چهـره هستى!...
ومورد سوم كه بدترينشان است،  همان  فاجعهِ  نقش فروشى ست.
خب من سوالى دارم!؟ به نظر شما تا وقتي كه بازيگر اينگونه انتخاب ميشود كسى سراغ بازيگر گزيده كار ( كم كار) كه شايد هم كارش را بلد باشد، مى رود!؟ جواب خير است. خلاصه اين چنين است كه من و امثال من كم كار يا بيكار هستيم، كاش كارگردانان بيشتر اهل ريسك بودن و هميشه به همان بازيگرهايى كه با آنها كار كرده اند بسنده نميكردند، و براى انتخاب كردن در اینترنت سرچى ميكردند و با توجه به سوابق و چهره اشخاصِ بازيگر كه شايد از ديدشان دور مانده است، بازيگرشان را انتخاب ميكردند و حتى گاهى تنهابه انتخاب دستيارانشان  چشم نميبستند.خب ،سرتان را درد آوردم. در آخر ميگويم بسيار مشتاقم نقشهاى تاريخى را تجربه كنم و دوست دارم توانايى ام را در پس نقشهاى سنگين نشان دهم و دلم ميخواهد دوباره سريال طنز كار كنم و به همان ژانرى كه ازش آمدم باز سلامى بكنم. دوست دارم با همين شرايطِ گزيده كارى  ادامه دهم، چرا كه فكر ميكنم ارزشش بسيار بيشتر است و هميشه صبورى پيشه راه من بوده و اميدوارم روزى برسد كه همه چيز عادلانه سر جايش قرار بگيرد. راستى از آوردن اسامى ديگر كارهايم و تعداد تله فيلمهايم خوددارى كردم و فقط به چندين سريالم اشاره كردم، چرا كه محور صحبتم معرفى كارهايم نبود و قصدم كمى اعتراض بود. نهايت تشكر را دارم از روزنامه خوب بانى فيلم كه هرازگاهى حرفهاى مارا ميشنود.
* بازیگر سینما و تلویزیون

 

تگ ها