محل تبلیغ شما
جدایی موسیقی از شعر

تاریخ خبر: 1394/6/28

جدایی موسیقی از شعر

نشر این خبر با ذکر منبع: www.sarzaminjavid.com شایسته است 

کارشناسان معتقدند تلفیق موسیقی و شعر یکی از اصول مهمی است که این روزها نادیده گرفته می‌شود

شعر و موسیقی از گذشته‌های دور به هم گره خورده بودند و اگر نگاهی به زندگی شاعران بزرگ کشورمان که در دربار پادشاهان مختلف زندگی می‌کرده‌اند بیندازیم، می‌بینیم آنها خنیاگر بوده‌اند؛ یعنی هم توان سرایش شعر و هم خواندن آن با صدای خوش و نواختن موسیقی را داشته‌اند.

رودکی سمرقندی نمونه موفقی از این شاعران است که به سبب احاطه داشتن به شعر و موسیقی درباره اش داستان ها و افسانه پردازی های فراوانی هم انجام شده است. با گذر قرن ها و زمان طولانی از آن روزگار هر چند اغلب امور به شکل تخصصی انجام می شود، هنوز هم آهنگساز و شاعر برای خلق اثر ماندگار نیاز به آشنایی با کار هم و احاطه تقریبی نسبت به کار یکدیگر دارند. بنابراین یک اثر موسیقایی باکلام زمانی شنیدنی و ماندگار است که در آن اصول ایجاد پیوند و همراهی میان موسیقی و شعر رعایت شده باشد. اصولی که به عقیده کارشناسان این روزها اغلب نادیده گرفته شده و از کیفیت آقار موسیقایی باکلام می کاهد.

گلایه از نسل جوان

مصطفی کمال پورتراب پیشکسوت عرصه موسیقی در این باره به جام جم می گوید: ما این روزها با آهنگسازان و شاعران خوبی روبه رو هستیم. هر یک در کار خود خبره هستند. هر یک به تنهایی می توانند اثر موسیقایی قوی خلق کرده و یا شعر خوبی بسرایند. اما همین که با یکدیگر روبه رو می شوند و قرار است کار مشترکی با هم داشته باشند به نتیجه خوبی نمی رسند. چرا؟ چون از تلفیق شعر و موسیقی اطلاعات و آگاهی کاملی ندارند.

شعر و موسیقی نیاز به داشتن پیوندی قوی و گسست ناپذیر در روند خلق اثر دارند و اگر نتوانند در مرحله پیوند خوردن با یکدیگر موفق شوند، با اثر موفقی روبه رو نخواهیم شد.

در بسیاری از آثار با شرایطی روبه رو هستیم که شعر خوب است، آهنگسازی هم خوب است، اما نتیجه خوب نیست. موسیقی لباسی است برای شعر و ما باید لباس فاخری تن شعر کنیم.

او می افزاید: وقتی می گویند زن و مردی از هم جدا شدند با خودمان می گوییم چرا این اتفاق افتاد، آنها که هر دو خوب بودند. بله هر دو خوب بوده اند، اما نتوانسته اند کنار هم دوام بیاورند. حالا شعر و موسیقی هم همین حالت را دارند، اگر به شکلی پیش بروند که نتوانند کنار هم دوام بیاورند همان بهتر که از هم جدا شوند و بروند با موسیقی و شعری که قابلیت پیوند درست با آنها را دارد گره بخورند.

این استاد برجسته موسیقی ادامه می دهد: وقتی برخی آثار موسیقی جدید را می شنوم واقعا نمی توانم حرص نخورم و حرفی نزنم. یک عمر روی موضوع تلفیق شعر و موسیقی کار کرده ام و در این حوزه متخصص هستم.

وقتی قطعه ای را می شنوم خیلی زود ایرادهایش را متوجه می شوم و به این فکر می کنم چرا نتوانسته ایم موضوع به این مهمی را میان نسل جوان ببریم و آثار متوازنی را بشنویم.

شعر برتر است یا موسیقی؟

تلفیق شعر و موسیقی همان طور که گفتیم از دیرباز موضوع مهمی بوده است که با ترکیب دو هنر اتفاق تازه ای را رقم می زده است. هنرهایی که هر یک به تنهایی هم دارای هویت هستند و هیچ یک در نبود دیگری حذف نشده و خللی به آن وارد نمی شود، اما این موضوع را با مهران مهرنیا کارشناس موسیقی و آهنگساز مطرح کردیم تا نظرش را درباره اولویت شعر و موسیقی در این مقوله جویا شویم.

او در این باره توضیح می دهد: در طول تاریخ موسیقی چه در ایران و چه در همه دنیا اولویت همیشه با موسیقی بوده است. یعنی موسیقی به عنوان یک هنر انتزاعی این امکان را داشته که پدیده های عینی تر را به نفع خودش مصادره کند.

این کارشناس ادامه می دهد: در طول تاریخ همیشه این موسیقی و ملودی بوده که بر شعر اولویت داشته است. حتی شاعر بزرگی مثل مولانا خیلی جاها به نفع موسیقی و ریتم به شعر آسیب زده است تا موسیقی کلام و قافیه و وزن حفظ شود. پس معلوم می شود در فرهنگ ما اولویت با موسیقی بوده است، اما در سال های اخیر که همه چیز به سمت ساده شدن و همه فهم شدن می رود، روند برتری موسیقی آسیب دیده و حالا شعر در جایگاه برتری قرار گرفته است.

موسیقی قربانی شعر

اولویت یافتن شعر بر موسیقی اتفاقی است که فقط در ایران رخ داده یا در دیگر کشورها نیز شاهد آن هستیم؟

مهرنیا در پاسخ به این سوال اظهار می کند: هم در موسیقی پاپ و هم در موسیقی سنتی توجه سمت کلام رفته و همه چیز به سمت ساده تر شدن و همه فهم شدن پیش می رود و این آسیب از دهه های میانی میلادی رخ داده و پررنگ گشته است.

او ادامه می دهد: این اتفاق طی یک قرن گذشته و به سبب پاپیولار شدن موسیقی در بسیاری از نقاط جهان رخ داده است. مثلا مخاطبان یک اپرا در کشورهای اروپایی حتما باید متن اپرا را همراه خود داشته باشند، وگرنه متوجه نمی شوند چه چیزی خوانده می شود.، برای این که کلمات مرتب شکسته شده و به نفع شعر به موسیقی آسیب می بیند.

این آهنگساز یکی از دلایل کم اقبالی مردم نسبت به موسیقی را در همین بی توجهی ها به موسیقی دانست و اظهار کرد: امروزه موسیقی قربانی ترانه شده است. آنقدر همه چیز به سمت اولویت کلام رفته که اهمیت موسیقی و ریتم از بین رفته است. موسیقی ها خیلی شبیه هم شده و اگر مردم اقبال کمتری نشان می دهند به همین دلیل است.

رجعت به سنت های گذشته

حسین پرنیا / آهنگساز

اغلب شعرای امروزی درست برعکس شعرای دیروزی که تقریبا می شود گفت با موزیسین ها مانوس بوده اند متاسفانه کمترین اطلاع را در عرصه موسیقی دارند. امروزه بیشتر درگیر چیدمان کلمات هستند و از موسیقی چیزی نمی دانند که بتوانند از پس این کار برآیند.

متاسفانه ما این روزها جامعه ای داریم که بخشی از آن و بخصوص جوان ها با تاثیری که جهان غرب می گذارد به سمت بی هویتی کشیده می شوند. باید دست به دست هم دهیم و در حوزه موسیقی دوباره با رجعت به سنت ها و اصولمان همراه با خلاقیت و نوآوری موسیقی کشورمان را به روزهای اوج خود برسانیم.

جام جم/زینب مرتضایی فرد

تگ ها