محل تبلیغ شما
شهر دربند (روسیه)مرز تمدن ایرانی

تاریخ خبر: 1394/6/18

شهر دربند (روسیه)مرز تمدن ایرانی

نشر این خبر با ذکر منبع: www.sarzaminjavid.com شایسته است 

کشور باستانی ایران از جمله کشورهایی محسوب می شود که ویژگی های جغرافیایی نیز از جمله عوامل موثر در وحدت سرزمینی آن محسوب میشود. سرزمین ایران به لحاظ جغرافیایی بر یک فلات و مرزهای طبیعی استوار است که موجب شده است تا از سرزمین های دیگر متمایز گردد. از شرق فلات پامیر و دره سند، از شمال شرقی ماوراالنهر و صحرای ترکستان و از شمال نیز دریای مازندران و جنوب هم خلیج فارس و دریای مکران و در غرب نیز جلگه بین النهرین و فلات آناتولی این مرزهای طبیعی را شکل می دهند. این مرزهای جغرافیایی به استمرار هویت فرهنگی و تاریخی ملت ایران مدد رسانده است. هر چند در دوران معاصر بنا بر مصالح قدرت های بزرگ استعماری این مرزهای طبیعی به لحاظ سیاسی تحدید شده است و کشورهای اقماری حول ایران سربرآورده اند که از سابقه تاریخی برخوردار نیستند اما تاریخ به نیکی بر ایرانی بودن این پهنه جغرافیایی شهادت می دهد.

دربند در ایران باستان

 شهر باستانی دربند از جمله شهرهای ایرانی است که طی جنگهای ایران و روس از خاک ایران جدا شد و به اشغال روسیه درآمد. این شهر که در کناره دریای مازندران قرار گرفته است به لحاظ طبیعی به همراه تنگه آلان یا  داریال که در قفقاز شمالی قرار دارد تنها دروازه های خروج از فلات ایران در این ناحیه است. این دو تنگه به ویژه تنگه دربند محل حمله اقوام بیابانگرد شمال قفقاز به شهرهای ایرانی قفقاز و آذربایجان بوده است. به همین علت نیز خسرو یکم پسر قباد یکم ساسانی در اواخر سده پنجم میلادی دستور ساخت دژ دربند را داد تا مرزهای شمالی ایران را از حملات اقوام مهاجم مصون دارد. شهر دربند نیز در پیرامون همین دژ ساسانی ساخته شد و نام فارسی دربند از این پس بر شهر نهاده شد. این دژ طی ۱۵۰۰ سال به طور پیوسته مورد استفاده دولت های مختلف بوده‌است و از آن برای دفاع و دفع تهاجم اقوامی که از سرزمین های وسیع شمال قفقاز به سمت فلات ایران سرازیر می شدند استفاده شده است.  در قدیم این قلعه را ایران دژ  نیز نامیده اند، یعنی دروازه  ایران که چون آنرا می بستند راه آمد و شد با ایران از خارج بسته می شد. برخی از مورخین اسلامی این دژ را از بناهای انوشیروان نوشته اند . توصیفی که آنان از این شهر و استحکامات آن دارند آمیخته با غلو است اما هیچ یک نافی اهمیت آن و ایرانی بودن شهر نیست.

مجمل التواریخ و القصص این شهر را این گونه معرفی می کند: و بسیار جای ها و دربند باب الابواب را بنا کرد [ انوشیروان ] بر آن سان که هنوز برجایست تا از تاختن ترکان بی بیم باشند، کمابیش بیست فرسنگ زمین است و هر جایگاه قایدی بپای کرد و پیش کسانی که اخبار ندانند چنانست که آن سد سکندر است و آنرا اصل نیست که سد سکندر نه بدین حدودست و هم از آهن و ارزیز است و از روی آمیخته است ...  اصطخری نیز در توصیف این شهر می گوید: باب الابواب شهری است که بسیار اوقات می شود که آب دریا وصل بدیوار آن میگردد دروسط آن یک اسکله ای است و وضع آن این است که دو سد از دو سوی که دخول و خروج بی اذن ممکن نباشد.

وی این شهر را در دوره خود از اردبیل بزرگتر معرفی می کند که نشانگر اهمیت دربند در آن دوره است چرا که اردبیل در قرون اولیه اسلامی از شهرهای مهم و آباد آذربایجان محسوب می شده است.

معرفی اصطخری از جهات دیگر نیز واجد اهمیت است. او امکانات دفاعی شهر را این چنین توصیف می کند:

دیوار طولانی کم عرضی از سنگ که ابتدا می شود از کوه برای محروس بودن شهر ساخته اند و راهی از کوه ببلاد مسلمین ندارد و بجهت آنکه خطوط طرق محو و خراب شده است و مسالک مابین بلاد کفر و اسلام صعب است و علاوه بر امتداد دیوار مسطور نیز قطعه ای از آن که شبیه است بدماغه طولانی در دریا کشیده شده است که کشتیها نتوانند نزدیک شوند.

اشاره وی به اقوام ساکن در قفقاز واجد اهمیت بسیار است وی ذکر می کند که ”سلاطین عجم“ در حفظ این سرحد کمال اهتمام را دارند و از اقوام مختلف آریایی که در این منطقه و شهر ساکنند و وظیفه دفاع و دفع حملات را دارند هیچ مالیاتی نمی گیرند  ”تا از لشکر ترک و سایر اعادی“ ایمن باشند. نویسنده این گونه می نویسد:  و این دیوار محکم از بناهای انوشیروان است و این شهر یکی از سرحدهای معظم و ثغور جلیله است زیرا که دشمنهای زیاد از طوایف مختلفه بالسنه متضاده دور آنرا دارند و عدد نفوس هر طایفه نیز زیاد است ودر پهلوی شهر کوه عظیمی است معروف بکوه ذئب یعنی گرگ که هر ساله هیزم زیادی سر این کوه جمع می نمایند که اگر دشمنی رو بایشان نمایند و محتاج بامداد شوند هیزمها را آتش بزنند و اهل آذربایجان و اران و ارمینیه را خبر دهند و معروف است که در بالای کوهی که ممتد ومتصل است به باب الابواب و دیوار مذکور روی آن ساخته شده زیاده از هفتاد فرقه سکنا دارند که هیچیک زبان آن دیگری را نمیدانند و سلاطین عجم در حفظ این سرحد کمال اهتمام را داشته و دقیقه ای از دقایق محارست آنرا فروگذار نمیکرده لوازم و مصالح آنرا همیشه حاضر و موجود داشته اند زیرا که میدانسته اند این سرحدی پرخوف وخطر و اغماض از آن مورث صدمه و ضرر کلی است و از عساکر خاصه خود که بآنها اطمینان کامل داشتند مستحفظ و ساخلوی برای آن انتخاب میکردند و ایشان را مختار میکردند که هر قدر بتوانند در آن زراعت و آبادی بکنند، فروگذار ننمایند و مالیه دیوانی را از ایشان نمی گرفتند، محض این که ملک را آباد کنند و سرحد را چنانکه باید مستحکم و محروس دارند تا از لشکر ترک و سایر اعادی ایمن باشند. و از طوایفی که مخصوص حراست این ثغر بودند یکی طایفه طبرسران و یکی طایفه فیلان و یکی لزگی بودند که نهایت عدت و جمعیت داشتند و نیز طایفه لران و شروان و غیره که بعدت کمتر از طوایف اول بودند و هریک فرقه را مامور بحفظ یک نقطه و مرکزی نموده بودند. بالجمله باب الابواب فرضه و اسکله دریای خزر است که طوایف خزر و سریر و سندان و جندان و کرج و غیره در اکناف آن ساکن اند و در آن پارچه ریسمانی میبافند.

ورود اسلام به دربند و داغستان

در سال 22 هَ . ق . که مسلمانان برای نخستین بار به دربند رسیدند، دربند در تصرف پادگانی ایرانی بود. با وجود تهاجمات اعراب در قرن اول هجری بدین حدود و منازعاتی که با اعراب داشتند ظاهراً این ناحیه اول بار بوسیله  مسلم تحت استیلای اعراب و مسلمین درآمد، و می گویند وی دربند را از نو ساخت (115 هَ . ق)

اسلام‌آوردن كوه‌نشينان «داغستان» در آثار بسياری كه از قرن 7 تا 10 ميلادی برجای مانده، منعكس است، اما از قرن 10 ميلادی، اسلام در منطقه قفقاز با سرعت رو به گسترش نهاد و شهر «دربند» در منطقه قفقاز يكی از مراكز فعال اشاعه و ترويج اسلام در نواحی هم‌جوار شد، از اين زمان يكی از دروازه‌های دربند «باب الجهاد» نام گرفت. گورستان دربند كه با نام شهيدان مرتبط است، از سوی تركان، «قريخلار» (مقتولان) نام گرفت، در اين ناحيه اسلام همواره رو به گسترش بود و در قرن 13 ميلادی، شهر دربند دارای دروازه آهنين و برج‌های متعددی شد كه كنار آن‌ها مساجدی قرار گرفت و طلاب در اين مساجد به تحصيل علوم دينی پرداختند.

«حمدالله مستوفی قزوينی» نويسنده و تاريخ‌نگار معروف سده هشتم هجری قمری و مولف تاريخ گزيده، نزهة القلوب و ظفرنامه، هنگام بحث از مردم اين نواحی نوشته است كه اهالی بر مذهب امام شافعی هستند‌، عناصر ترك از جمله قپچاق‌ها و غزان سلجوقی نيز در گسترش اسلام در منطقه قفقاز و سرزمين‌های همجوار نقش داشتند، زيرا تا اواسط قرن 12 ميلادی فرمانروايان دربند تابع سلاطين سلجوقی بودند، تا اين قرن مردم «زره‌گران» داغستان در منطقه قفقاز هنوز مسلمان نشده بودند؛ اما ديری نپاييد كه حكام دربند همراه با تركان به زره‌گران حمله بردند و مردم اين سرزمين را به دعوت به اسلام فرا خواندند.

در قرن‌های 13 ـ 15 ميلادی، موقعيت اسلام در جنوب داغستان به‌صورتی مشهود استحكام پذيرفت و كتيبه‌ها و آثار موجود از وسعت اسلام در جنوب داغستان خبر می‌دهند، ولی از نوشته «ابن اثير» صاحب كتاب «الكامل فی التاريخ»، درباره هجوم تاتارها به دربند قفقاز و كشتار مردم «لكز» چنين برمی‌آيد كه هنوز كسانی از اهالی، مسلمان نشده بودند. از نيمه دوم قرن 13 ميلادی، مغولان كه در آغاز گرايشی نسبت به اسلام نداشتند، تغيير روش دادند و در طريق اسلام گام نهادند، آنان در كار جنگ با دولت ايلخانان كه دشمن مغولان بودند، برای جلب مسلمانان از دين اسلام بهره جستند و نمايندگان برخی از اقوام تابع مغولان از جمله ازبك‌ها نقش طرفداران و مدافعان اسلام را برعهده گرفتند. در چنين موقعيتی روحانيان مسلمان داغستان از حمايت دولت «اردوی زرين» برخوردار گرديدند و اسلام در قرن 14 ميلادی دين برتر در داغستان شد، داغستان يكی از متنوع‌ترين آميزه‌های قومی جهان را داراست، با اين وصف جزء گروه‌هايی از اوكرائينی‌ها‌، روس‌ها و ديگر اقوام مسيحی غيربومی، باقی مردم آن سرزمين مسلمان و بيشتر شافعی مذهب هستند، در ضمن گروه‌های پراكنده‌ای از شيعيان به‌ويژه در ميان «لزگی‌ها» وجود دارند.

«آوارها» از جمله اقوام قديمی هستند كه اكنون در محدوده جمهوری داغستان سكنی دارند، در قرن‌های 11 ـ 13 ميلادی در داغستان و سرزمين آوارها، اسلام و مسيحيت با يكديگر برخورد داشتند، اسلام از جنوب منطقة «اران و شروان» و مسيحيت از غرب ‌گرجستان به درون اين سرزمين نفوذ كرده بودند، برخورد اين دو دين در ميان آوارها شديدتر بود، يكی از نخستين آثار كتبی اسلامی در سرزمين آوارها مربوط به قرن 14 ميلادی و همزمان با لشكركشی تيمور به «اوسكوجان» است، گفته می‌شود كه آغاز گسترش اسلام در ميان آوارها مربوط به قرن 13 ميلادی بوده است و شخصی به‌نام «عبدالمسلم» اهالی را مسلمان كرد و سپس با «سوراكات» فرمانروای آوارها جنگ كرده و او را كشت و عبدالمسلم از 1265 م. امام داغستان شد.

در همسايگی داغستان و منطقة آوارها، اقوام چچن و اينگوش، اوست، قبارطه، بلغار (كاباردين ـ بالكار)، چركس، قراچايی و اديغه (آديگه) در شمال قفقاز سكنی دارند، چچن‌ها تا نيمه دوم قرن 16 ميلادی تابع معتقدات دينی كهن خويش بودند، نمونه‌هايی از مسيحيت نيز در سرزمين چچن ديده شده است، به‌نظر می‌رسد كه مسيحيت در قرن 8 ميلادی از طريق گرجستان بدان سرزمين راه يافته باشد، زيرا هنوز در نواحی كوهستانی به ويژه دره «آرگون» بقايايی از كليساهای سنگی با نشانه صليب وجود دارد كه در قرن 1886 ميلادی كشف شده‌اند، در قرن 16 ميلادی اسلام از داغستان به سرزمين چچن راه يافت، روحانيان «آوار و كوميك» برای تبليغ اسلام به روستاهای چچن می‌رفتند، بعدها از ميان مردم چچن روحانيانی پديد آمدند، طلاب مسلمان در روستاهای «كوموخ، آكوشی و آندره آئول» به تحصيل علوم دينی می‌پرداختند‌، در جلگه‌ها گسترش اسلام سريع‌تر از مناطق كوهستانی بود.

دربند پس از حمله مغول

امرای دربند از قرن چهارم هجری چندی دست نشانده شروانشاهان بوده اند، اما برخی از حکام نیز در این ولایت به استقلال فرمانروایی کرده اند و از برخی از آنها به عنوان دارای دربند نام برده شده است. در عهد مغول دربندگاه در تصرف شروانشاهان و گاه دارای حکام مستقل بود و امیر تیمور نیز که آنجا را گرفت به شروانشاه واگذاشت .  نزهة القلوب می گوید: مغول باب الابواب را دمرقاپو خوانند. حمدالله مستوفی به صراحت دربند را سرحد ایران می نامد و مینویسد: باب الابواب از شهرهای معتبرداغستان است . قلعه محکمی در بالای کوهی که مجاور شهر است ساخته شده، معروف است اسکندر رومی بنای این شهر نموده و انوشیروان عادل حصاری بر آن کشیده گویا این قول علیل باشد زیرا که اسکندر هرگز به دربند نیامده بلکه در حیات او از سرداران او هم کسی باین شهر نیامده است . معروف است که جمعیت این شهر زیاده از هفت هزار نفر نیست و شهر در یکی از دژهای معروف قفقاز و در دامنه  تپه واقع است و باین واسطه کوچه های پست و بلند زیاد دارد. دیوار سابق الذکر که از تاریخ قلعه  این شهر تا کنار دریا کشیده شده و در قدیم درهای آهنی بآن نصب بوده ، بنای دیوار را انوشیروان برای دفع و منع ورود طایفه  خزر که در آن وقت وحشی بودند و سرحد ایران را مغشوش می نمودند، نموده . گویند این دیوار در تمام کوه قفقاز ممتد و منتهی ببحر سیاه می شود. مسافر که از خارج می خواهد بدربند داخل شود ابتداء جز دیوار خرابه  سنگی که از دریا شروع شده و در قلل جبال پنهان گشته چیزی به نظر او نمیآید. از آثار تازه که در این شهر است اطاق کوچکی است که پطر کبیر امپراطوری روس در سنه  هزار و هفتصد و بیست و دو مسیحی مطابق هزار و صد و سی و پنج هجری که بحسب ظاهربقصد حمایت سلاطین صفویه و در باطن بخیال تسخیر قفقاز آمده بود، در آن منزل کرده است . داخل شهر دربند بسبک ایران زمین و آثار و اوضاع فرنگی در آن کمتر دیده میشود. بازارهای متعدد و کاروان سراهای وسیع دارد. دکاکین و دارالتجاره  روسها در کنار دریاست.

در 892 هَ . ق . شیخ حیدر به محاصره دربند شتافت و در جنگ ترکمانان آق قوینلو کشته شد، لیکن پسرش شاه اسماعیل اول صفوی دربند و شیروان را در 915 هَ . ق . تسخیر کرده و بعد از آن دربند تابع حاکم شیروان ماند. در 986 - 1015 هَ . ق . دربند در دست ترکان عثمانی بود. تا آنکه شاه عباس اول صفوی آن رابازستاند، بعدها پطر کبیر بر آنجا دست یافت (1722 م .). ولیکن نادرشاه آنرا به ایران بازگرداند (1147 هَ. ق . / 1735 م .). بعد از نادرشاه دربند یک چند استقلال یافت لیکن بعد از فتحعلی خان کوبائی و پسرش شیخ علی خان که در آنجا فرمان راندند دربند بدست روسیه افتاد (1796 م ). و سرانجام بموجب عهدنامه گلستان (1228هَ.ق.1813م). دولت ایران آنرا به روسیه واگذار کرد. از اواخر سده 18 ميلادی با ظهور طريقت‌های عرفانی، مبارزه به منظور دفع تجاوز روسيه تزاری با عنوان جهاد آغاز شد، رهبری اين مبارزه‌ها را در درجه نخست شيوخ نقشبنديه و تا اندازه‌ای قادريه بر عهده داشتند، نخستين شيخ صوفی كه بر ضد روس‌ها اعلام جهاد كرد، «امام منصور اوشورما» از ائمة طريقت نقشبندية چچن بود، اين نهضت تا مناطق شمال داغستان و منطقة كوبان گسترش يافت. در جنگ داخلی 1917 - 1921 م . قسمت بزرگی از شهر ویران شد. این شهر اکنون پایتخت جمهوری داغستان است و به روسی آنرا دربنت می نامند. دومین شهر بزرگ صنعتی داغستان و مرکز فرهنگی آنست ،بر دشت ساحلی باریکی بین کوه های قفقاز و دریای خزر، به فاصله 225کیلومتری شمال غربی باکو قرار دارد و با راه آهن و جاده به باکو مرتبط است.  ناحیه دربند دارای منابع نفت و گاز طبیعی است .

حضور زبان و ادبیات فارسی در داغستان و دربند

به گواهی جغرافی نویسان مسلمان از قرون اولیه اسلامی این سرزمین محل سکونت اقوام و قبایل متعدد بوده است که علی رغم ریشه یکسان زبانی قادر به درک سخن یکدیگر نیستند اما از دیرباز زبان فارسی به عنوان یک زبان فرهنگی وفراقومی پیونددهنده این اقوام بوده و ادبیات علمی و فرهنگی این سرزمین به این زبان بوده است.

ای آب خضر و آتش ، موسی و باد عیسی

داری ز خاک دربند اجلال و عزت و فر

خاقانی

مانا که هست گردون دروازه بان دربند

اجریست آن دو نانش ز انعام شاه کشور

خاقانی

تیغ تو خزر گیرد دربند گشاید هم

زین فتح مبشر باد اخبار تو عالم را

خاقانی

بازگفتم از پی بانگ ملک

حصن دربند از سنان خواهد گشاد

خاقانی

انصاف ده که دربند ایمانسراست دین را

سقفش سرای ایمان دیوار دشت کافر

خاقانی .

شکارستان او ابخاز و دربند

شبیخونش به خوارزم و سمرقند

نظامی

از آن سوی کهستان منزلی چند

که باشد فرضه دریای دربند

نظامی

در آن تافتن کآرزومند بود

رهش بر گذرگاه دربند بود

نظامی

بخش جنوبی جمهوری داغستان را کوه‌ها و دامنه‌های کوه قفقاز اشغال کرده‌اند، در بخش شمالی آن، جلگه پیرامونی خزر قرار دارد. از بخش مرکزی جمهوری، رودهای تَرک و سولاک عبور می‌کنند. دو رود اصلی آن که در کوه جریان دارند، سولاک در شمال و سامور در جنوب است. رشته‌کوه‌های سنگاووی و آندییسکی، مرزهای طبیعی داغستان را تشکیل می‌دهند

7
داغستانی‌ها به شوخی می‌گویند که داغستان باید با توجه به جمعیت خود در رتبهٔ اول جدول مدال‌های المپیک قرار داشته باشد. حرفی که چندان هم بیراه نیست. در دو المپیک۲۰۰۴ آتن و ۲۰۰۸ پکن ورزشکاران داغستانی در دو رشتهٔ کشتی آزاد و بوکس ۶ مدالطلا، ۳ نقره و چهار برنز دریافت کرده‌اند. کشتی در این منطقه ریشه تاریخی دارد. این منطقه در طول تاریخ شاهد تهاجمات متعددی بوده که باعث تکامل کشتی و هنرهای رزمی در آن شده‌است. اغلب پسرهای داغستانی از اوان کودکی دفاع از خود را می‌آموزند و هیچ مراسمی در داغستان بدون مسابقهٔ کشتی انجام نمی‌شود. علاوه بر کشتی ورزشکاران داغستانی در رشته‌های رزمی، تیراندازی با تپانچه و تیروکمان نیز در زمرهٔ ورزشکاران برتر دنیا قرار دارند

8

9

10

 
0 0
ادمین سایت سرزمین جاوید   1394/10/4 07:59:07

با سپاس از شما استاد گرامی

1 0
مهرداد میر سنجری   1394/10/4 07:52:22

شهر دربند به عنوان شمالی ترین شهر از 17 شهر قفقاز اشغالی ایران است که هم اکنون با تغییر نام با عنوان " Derbent" ، بخشی از جمهوری داغستان فدراسیون روسیه است.
لازم به ذکر این که باکو، شکی دربند، داغستان، گرجستان، گنجه، قوبا و ... از مناطقی هستند که با ذکر نام، در قرار داد ننگین گلستان ( 1813میلادی ) پس از چند هزار سال همزیستی با ایرانیان، از مام میهن جداشدند.
به بهانه برگزاری دوهزارمین سالگرد بنیانگذاری شهر دربند توسط روسیه، خاموشی و نا آگاهی تاریخی ایرانیان نسبت با شهر تیرانی در بند، به هیچ روی قابل توجیه نیست.
لذا شایسته است قفقاز، از جمله داغستان و دربند و اوستیا و سایر مناطق ایرانی تبار از محاق فراموشی نابخشودنی ایرانیان بیرون آیند و در قالب همایش ها و جشن های آیینی، برگزاری تورهای تبادلی بین دو گشور و ... به ایرانیان شناسانانده شود.