محل تبلیغ شما
فراکسيون ترک نشين مجلس ضدوحدت ملي

تاریخ خبر: 1395/8/12

فراکسيون ترک نشين مجلس ضدوحدت ملي

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

نماينده مجلس نماينده شهروند ايراني است نه نماينده يک قوم يا قبيله خاص، اين امر نوعي ابتذال در سياست است

تاسيس فراکسيون هاي قومي واکنش زيادي از سوي فعالين سياسي و فرهنگي در پي داشت، که با مسکوت ماندن مسئله همراه شد و به مدت يک ماه مجلس پرونده تاسيس اين فراکسيون را از دور خارج کرد، اين افراد معتقدند، که با تاسيس اين فراکسيون ها بيم آن ميرود که اختلالي در وحدت ملي صورت گيرد و سياست، عرصه سهم
خواهي هاي قومي شود، در اين باره گفتوگويي با دکتر نعمت احمدي استاد دانشگاه و حقوقدان انجام داده ايم که در پي ميخوانيد، وي در اين گفتوگو تاسيس فراکسيون هاي قومي را مخل وحدت ملي ميداند:

 

آقاي دکتر علت وجودي فراکسيون چيست آيا تاسيس فراکسيون هاي قومي جايگاه حقوقي دارد که گروهي در پي تشکيل آناند؟
فراکسيون نه در آيين هاي نامه داخلي مجلس و نه در قوانين ديگر نيامده است،فراکسيون اصولا يک مجموعه از افرادي که داراي يک گرايش خاصي هستند يا وابسته به يک سازمان و مجموعه خاصي هستند و کارويژه علمي، اجتماعي و اقتصادي خاصي هستند تشکيل ميشوند، نظير فراکسيون اقتصاددانان، فراکسيون زنان . در آيين نامه داخلي مجلس کميسيون ها وجود دارد و کميسيون ها هستند که مجلس را اداره ميکنند و شيوه اداره مجلس و بررسي طرحها، لوايح در کميسيون ها تعيين ميشوند و امور عالي مملکت، چون برنامههاي توسعه در کميسيون ها مورد بررسي قرار ميگيرد.
فراکسيون ها جايگاه قانوني ندارند و منع قانوني هم ندارند، جايگاهش هم فقط در تصويب طرح ها، لوايح، تذکرات و تصميمات است، مثلا اگر افرادي در يک فراکسيوني جمع شوند و بخواهند يک سوالي از يک وزير بپرسند ويا وزيري را استيضاح کنند، چونکه اين فراکسيون درواقع هم فکر هستند، به سهولت و آساني ميتوانند. اگر يک نگاه قوميتي به قضايا داشته باشيم، مرکزيت ايران با اين تقسيم بندي مي شکند و خطرناک است. چون تقسيم بندي ايران به بلوک هاي قومي منافي وحدت ملي است. تاسيس فراکسيون 
ترک نشينها، ضد وحدت ملي است. اين فراکسيونها مورد استفاده بيگانگاني که ميخواهند از مسئله اقوام و شکاف هاي اجتماعي براي پيش برد اهداف خود و نيز امتياز گيري از نظام حاکم استفاده کنند، قرار ميگيرند.والا کسي از حرمت و تاثير گذاري آذربايجان غافل نيست، آذربايجان سر ايران و در اين صد سال اخير بيشترين تاثير را در حفظ تمايت ارضي و اقتصادي داشته است. جالب اينکه در بدنه سياست دولت آذربايجاني ها بيشترين جايگاه را داشته و دارند.لذا اينکه بياييم با اين ديد يک فراکسيون ترک زباني درست کنيم و فضا را براي تشکيل فراکسيونهاي ديگر قومي باز کنيم و مورد استفاده ابزاري قراري بگيريد، با شان نمايندگي که در آن، برابر اصل 84قانون اساسي که وظيفه نمايندگي را مسئوليتي ملي اعلام ميکند مغايرت دارد. يک نماينده مجلس نماينده تمام کشور و حافظ مصالح و منافع ملي است، فرقي نميکند که نماينده زرند کرمان،يا تبريز يا تهران باشد. يک نماينده، نماينده 80ميليون جمعيت است فارغ از اينکه از کدام شهر و کدام بخش انتخاب شده است و يا متعلق به کدام قومي و طايفه و قبيله است.
به تقسيم ملت، به بلوک هاي قومي که در مجلس با اين تشکيل فراکسيونهاي قوم کليد خورده است،اشاره کرديد،خواستم ببينم برخي از گروههاي اجتماعي
کمجمعيت اند و نماينده کميدارند برخي زيادند و نماينده بيشتري دارند. به نظر شما اين خود نوعي تبعيض و نابرابري حقوقي بين اقوام نيست؟
اين تقسيم بندي درست نيست، ما نبايد بخشي از مجلس خودش را مقيد و محصور قومي کنيم و نه بر مبناي منافع ملي بلکه بر مبناي قوميت راي دهيم يا جبهه گيري کنيم، اين برخلاق قانون اساسي است
و تقسيم مجلس به گروههاي قومي و فراکسيونهاي قومي موضوعيت مجلس و علت وجودي آن را زير سوال ميبرد چون مجلس يک مکان ملي و تجلي اراده ملي است.از سوي ديگر اين نوع تقسيم بندي منافي حقوق شهروندي است چون در مبحث شهروندي فرد بر اساس تابعيت خود حامل ارزش است ولي اگر مجلس به بلوک هاي قومي تقسيم شود فرد بر اساس بودن در فلان گروه قومي ارزش مييابد و اين مخل حقوق شهروندي است
گفتيد که فراکسيون ها گروهي هم فکرهستند که جمع ميشوند و در تصيميم گيري ها و جبهه گيري ها نقش ايفا ميکنند،آيا تشکيل فراکسيونهاي قومي،به تضعيف احزاب منجر نميشود يعني اولويت هاي قومي بر الزامات و تصميمگيري هاي حزبي چيره شود ؟
موانع تشکيل حزب، زياد است، اصولا مردم ايران حزب گريزاند، شما در اول انقلاب حزب جمهوري اسلامي با همه ابعاد درست کرديد و يک الزاماتي را هم براي ورود به آن گذاشتيد ولي امام آن را منحل کردند، نوعي حزب گريزي داريم، که بايد فرهنگ تحزب را پياده کنيم و تا آن زمان که حزب را به معني واقعي کلمه پياده نکنيم، اين مشکلات هم رخ ميدهد. هزينه هايي که صرف تشکيل فراکسيون هاي غير واجب و مضر ميشود، کاش که صرف تشکيل احزاب با بنيه ميشد که بتواند منافع ملي را در پيش بگيرد و به امور عالي مملکت برسد.اين امر نتيجه اين وضعيت است که احزاب فراگير در کشور وجود ندارد،احزاب فراگير بايد از طريق چانه زني با حاکميت حقوق مردم را استيفا کنند وقتي که احزاب شکل نميگيرند، آن وقت ابزارهايي که مخل وحدت ملي هستند مثل همين فراکسيون ها به ميدان ميآيند و به جاي احزاب به نقش آفريني ميپردازند
چرا برخي نمايندگان مجلس اصرار به تشکيل اين فراکسيون ها دارند؟
برخي از اين دلايل بر ميگردد به عوام گرايي، افرادي ميخواهند که با استفاده از احساسات قوميت گرايي و بدون طي مراحل سياسي و با سهولت کامل وارد مجلس يا جاهاي ديگرشوند، در زمان گذشته هم بود در زمان شاه هم شوروي در ايران بسيار هزينه ميکرد تا بتواند از نخبگان سياسي در راستاي منافع خود بهره ببرد.ولي من در کل از فراکسيون هاي قومي احساس خطر ميکنم، چون مورد سواستفاده قرار خواهند گرفت. رهبري در ابلاغيه سياست هاي کلي انتخاباتي در اصل 5گفتند که نمايندگان نبايد از احساسات قوميت گرايانه براي کسب راي استفاده کنند و امنيت ملي را به خطر بياندازند و در چند جا در اين ابلاغيه تاکيد کردند که نمايندگان نبايد شکاف هاي قومي را زياد کنند و شرايطي را براي برخورد ميان اقوام فراهم کنند.به نظر شما تاسيس اين فراکسيون ميتواند موافق با رهنمود رهبري باشد؟
نه! تاسيس فراکسيون هاي قومي ضد سخنان رهبري است، همانطور که عده اي به طور تلويحي با شرايط رهبري درمورد احراز صلاحيت ها و امور ديگر مخالفت کردند، اينان هم با منويات رهبري درمورد حفظ وحدت ملي و فرهنگي مخالفت ميکنند.رهبري با رهنمودهاي خود به اين اصل پرداخت و چهارچوب انتخابات را مشخص کرد که دولت و مجلس بيايند و قانون انتخابات را تدوين کنند ولي الان تعداد محدودي از نمايندگان مجلس اين فراکسيون ها را ميخواهند درست کنند.لازم است که يک بار ديگر اين نماينده ها ابلاغيه سياست هاي کلي انتخابات را بخوانند.اين دغدغه اي که امثال من دارند رهبري هم دارند.اگر اين افراد اين ابلاغيه کلي انتخاباتي رهبري را ميخواندند و متوجه دغدغه هاي رهبري در مسئله حفظ تمايمت ارضي و سرزميني ايران بودند اين فراکسيون را تشکيل نميدادند.
فرمويديد آذربايجان هميشه مهد دولت خواهي و ملت خواهي بوده است،چطور شده است که عده اي از نمايندگان منطقه آذربايجان روي شکاف ها و تفاوت هاي اجتماعي اينقدر تاکيد ميکنند؟ 
متاسفانه در آذربايجان بعضا نمايندگاني وارد مجلس شدند که نگاه ويژه اي دارند، مثلا آقاي قاضي پور ميگويد زنان وارد مجلس نشوند و به ساير گروههاي فرهنگي و زبان ملي توهين هم ميکند، که اين برخلاف حرکتي است که ستار خان قهرمان ملي ايران در پيش گرفته بود. ستار خان جانش را به خاطر ملت ايران داد .متاسفانه نوع انتخاب يا اصولا انتخابات يا ساير محدوديت ها باعث شده است برخي از نمايندگاني که وارد مجلس ميشوند، عصاره آن منطقه نباشند.تفاوت است بين ستار خان و اين نماينده اي که ميخواهد فراکسيون قومي درست کند يا به زنان فحش ميدهد. آمده است که وقتي نيروي هاي جور محمد علي شاهي به تبريز حمله کردند و عرصه تنگ شده بود، گروهي از ستار خان خواستند که بيرق روس را در جلوي منزلش نصب کند، پاسخ ستار خان اين است:من ميخواهم هفت دولت زير بيرق ايران باشد من زير بيرق بيگانه نميروم.اين فرهنگ آذربايجان است و اين نوع رفتار، رفتاريک انسان آذربايجاني است.
آقاي دکتر تاسيس فراکسيون هاي قومي چه تبعاتي دارد؟ 
بي شک تاسيس فراکسيون هاي قومي، قومي-قبيله اي کردن عرصه سياست و قاجاريزه کردن عرصه سياست است اميدوارم که اين فراکسيون تشکيل نشود چون عواقب فاجعه باري دارد.اميدوارم که ايران پايدار بماند.اين فراکسيون ها منجر به بلوک بندي هاي قومي ميشود، نماينده مجلس نماينده شهروندان ايراني هستند نه نماينده يک قوم يا قبيله خاص و اين امر نوعي ابتذال در سياست است و عرصه سياست را تنزل ميدهد . من به عنوان يک حقوقدان ميپرسم که آيا دغدغه هاي مردم منطقه تشکيل يک فراکسيون هاي قوميتي است يا في الواقع،نياز آن منطقه معيشت، اشتغال و مسائلي اين چنيني است. عرض کردم عده اي ميخواهند که به جاي کوشش و تلاش براي بهبود وضع منطقه خود و درنتيجه راي گرفتن و کارکردهاي مثبت خود در آن منطقه به قوم گرايي روي ميآوردند و قوم گرايي هم در کشور ما هزينه اي ندارد، در حالي که در بسياري از کشورها نفرت پراکني قومي و تاکيد بر روي شکاف هاي اجتماعي و تحريک مردم به انجام اين کارها جرم است، اما در کشور ما قوم گرايي و نفرت پراکني قومي انگار جرم نيست.تاسيس يک فراکسيون قومي به جز اينکه شکاف هاي قومي را زياد کند و مردم را عليه همديگر بسيج کند، فايده ديگري ندارد.

دکتر نعمت احمدی - ستاره صبح

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid