محل تبلیغ شما
لغو همه‌پرسي اقليم با وساطت سليماني

تاریخ خبر: 1396/7/26 15:15:23

لغو همه‌پرسي اقليم با وساطت سليماني

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

لغو همه‌پرسي اقليم با وساطت سليماني

پیشمرگه‌ها داعش نیستند

گام بعدی ایران در کردستان عراق

کمکی که سردار و روح جلال به کردستان کرد

تاواني كه آقاي بارزاني بايد بدهد

 

لغو همه‌پرسي اقليم با وساطت سليماني

«مسعود حيدر»، يکي از نمايندگان پارلمان اقليم کردستان، در صفحه فيس‌بوک خود نوشته است:‌ «اخيرا پس از برگزاري همه‌پرسي با نظارت حيدر العبادي، نخست‌وزير عراق و وساطت قاسم سليماني، فرمانده سپاه قدس ايران توافق 9ماده‌اي ميان هادي العامري از فرماندهان حشد الشعبي و بافيل طالباني از فرماندهان اتحاديه ميهني کردستان به وجود آمد که به موجب آن تا زمان نامشخص مسئله همه‌پرسي لغو شد». به گزارش «ايسنا» به‌نقل از خبرگزاري «اسپوتنيک عربي»، با ميانجيگري قاسم سليماني، فرمانده سپاه قدس پاسداران ايران، مسئله همه‌پرسي اقليم کردستان خاتمه يافت. اسپوتنيک مي‌نويسد: «اين توافق برگرفته از يک برنامه‌ريزي فرانسوي است که به موجب آن کردستان عراق به دو اقليم يا دولت تقسيم مي‌شود تا در آينده نزديک به فکر جدايي نباشند». همچنين در اين گزارش آمده است:‌ «خبرگزاري رسمي عراق اعلام کرد بر اساس اين توافق نيروهاي عراقي به مناطق مورد مناقشه بازخواهند گشت و 17 مرکز اداري در استان کرکوک که دولت اقليم کردستان از سال 2014 آنها را اداره مي‌کند، بايد به دولت فدرال عراق داده شوند و اگر دولت اقليم کردستان اين مراکز را تحويل ندهد، دولت فدرال خواهان 11 مرکز ديگر خواهد شد و در مجموع 28 مرکز اداري خواهند شد».
در بخشي از اين توافق آمده است: «مرکز شهر کرکوک تحت سيطره و اداره مشترک خواهد بود و کردها 15 منطقه آن را اداره و تشکیلات 25 منطقه ديگر را بغداد اداره خواهد کرد و اين وضعيت به مدت شش ماه ادامه خواهد داشت. همچنين دولت فدرال عراق اماکن استراتژيک کرکوک يعني اردوگاه کيوان، فرودگاه و ميدان‌هاي نفتي را اداره و فرودگاه سليمانيه براي پروازهاي بين‌المللي باز خواهد شد. از سويي ديگر دولت فدرال عراق بايد حقوق کارمندان سليمانيه و کرکوک و همچنين حقوق نيروهاي پيشمرگه در مرزهاي سليمانيه را پرداخت کند و طبق خواسته بافيل طالباني اقليم حلبچه - سليمانيه- کرکوک بايد تشکيل و براي آن دولت تعيين شود».
قاسم سليماني ميانجيگري مي‌کند
روز يکشنبه پايگاه خبري «سوئيس‌اينفو» از سفر فرمانده سپاه قدس ايران به کردستان عراق خبر داد. اين پايگاه خبري به نقل از يک منبع کرد گزارش داد: «سردار قاسم سليماني، فرمانده سپاه قدس ايران، به‌منظور گفت‌وگو در مورد بحران به‌وجودآمده ميان مقامات کرد و دولت مرکزي عراق بعد از اجراي همه‌پرسي استقلال وارد کردستان عراق شده است». روز قبل از آن سردار سليماني بر مزار «مام جلال طالباني» حاضر شد. حدود ٢٠ روز بعد از زمان برگزاري همه‌پرسي استقلال در اقليم کردستان تنش و درگيري ميان بغداد و اربيل به منطقه کرکوک، محل منازعه رسيد. هدف سردار سليماني از سفر به اربيل حل مشکلات عراق و پادرمياني براي آن بود. وقتي تصميم براي برگزاري همه‌پرسي استقلال در اقليم کردستان عراق جدي شد، کشورهاي منطقه، ايران، عراق و ترکيه در کنار روسيه با آن مخالفت کردند. تشويق، گفت‌وگو و هشدار چاره کار نبود. بارها تهران و بغداد براي اقناع مسعود بارزاني، با او صحبت کردند. عده‌اي معتقد بودند اقليم کردستان عراق دنبال گرفتن امتيازهايي از بغداد است؛ براي همين مي‌گفتند بايد راهبرد و استراتژي ايران در برابر اقليم کردستان با ترکيه متفاوت باشد. آنها توصيه مي‌کردند ايران بايد براي حل مشکلات ميان بغداد و اربيل پادرمياني کند؛ اربيل هم دنبال طرح جايگزيني بود که به خواست آنها توجه شود. براي همين بارزاني بارها گفته بود هنوز طرح جايگزين مناسبي به او پيشنهاد نشده است. طرح جايگزين آمريکا، انگليس، فرانسه و سازمان ملل هم با پاسخ منفي بارزاني به بن‌بست رسيد. زماني که کردستان عراق براي برگزاري همه‌پرسي پافشاري مي‌کرد، سردار سليماني به اربيل سفر کرد؛ آن زمان انتظارها براي اعلام لغو همه‌پرسي استقلال کردستان عراق از سوي مسعود بارزاني، رئيس اين اقليم، به بن‌بست خورد. او با بارزاني گفت‌وگو کرد. بارزاني در کنفرانس خبري خود که روز دوم مهرماه برگزار شد، اين خبر را تأييد کرد. قبل از آن او بيست‌ويکم شهريورماه هم به اقليم کردستان سفر کرده بود؛ محور همه گفت‌وگوها انذار رهبران اقليم کردستان عراق بود. تا اينکه نماينده پارلمان اقليم از تعليق مسئله همه‌پرسي اقليم کردستان خبر داده؛ شايد پادرمياني سردار سليماني کارگر افتاده است. در روزهاي پرتنش اقليم کردستان عراق؛ در حالي که هنوز وضعيت کرکوک، تنش‌آفرين است و مسعود بارزاني از خيانت پيشمرگه‌هاي حزب اتحاديه ميهني کردستان عراق سخن گفته است.  علي‌اکبر ولايتي عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره وضعيت کرکوک گفته است: «ايران هيچ نقشي در عمليات کرکوک ندارد و اکثريت مردم کُرد عراق با کار جاه‌طلبانه آقاي بارزاني مخالف هستند و ديديم که تقريبا بدون درگيري آن منطقه در اختيار دولت بغداد قرار گرفت و آقاي بارزاني بايد قبول کند که اشتباه کرده و به آن اعتراف کند». او روز دوشنبه هم به «تسنيم» گفته بود: «هدف ما قدرتمندکردن اين کشورها در برابر نفوذ قدرت‌هاي غربي است. همان‌طور که امروز هم باخبر شديم با شکست کُردها در کرکوک، کمر توطئه بارزاني عليه امنيت منطقه شکسته شد».

 

اداره باشماق و پرويزخان به عراق واگذار شد
همچنين روز گذشته بالاخره اعلام کردند که گذرگاه‌هاي مرزي پرويزخان و باشماق به دولت عراق واگذار شده است. منابع عراقي در استان سليمانيه اعلام کردند دو گذرگاه پرويزخان و باشماق در مرز اين استان با ايران به دولت عراق واگذار شده و به‌زودي بازگشايي مي‌شود. به گزارش شبکه «اسکاي‌نيوز»، گذرگاه‌هاي پرويزخان و باشماق تاکنون در اختيار نيروها و کارمندان وابسته به حزب اتحاديه ميهني کردستان عراق بوده که ظاهرا در توافقي ميان اين حزب و بغداد، اداره آن به دولت مرکزي سپرده شده است. بنا بر گفته مسئولان محلي در استان سليمانيه که خاستگاه اصلي حزب اتحاديه ميهني است، نيروهاي دولت فدرال عراق هم‌اکنون در اين گذرگاه‌هاي مهم مستقر شده‌اند. گفته مي‌شود در دو روز اخير پيشمرگه‌هاي وابسته به حزب اتحاديه ميهني از بسياري از مواضع خود در مناطق مورد مناقشه با بغداد از جمله کرکوک عقب‌نشيني کردند و نيروهاي دولت مرکزي در اين مناطق مستقر شدند.
دوم مهرماه بود که ايران مرزهاي هوايي خود را به روي اقليم کردستان بست؛ شب قبل از برگزاري رفراندوم در کردستان عراق، دوم مهرماه شوراي عالي امنيت ملي ايران از مسدودشدن مرز هوايي ايران با اقليم کردستان عراق به درخواست دولت مرکزي عراق خبر داد. بعد از آن خبر آمد که مرز زميني ايران هم با اقليم بسته شده است؛ اما اين خبر بعدا توسط وزارت خارجه ايران تکذيب شد. اما روز يکشنبه خبري از مسدودشدن مرز پرويزخان در اختيار رسانه‌ها قرار گرفت. حالا گفته مي‌شود گذرگاه‌هاي مرزي پرويزخان و باشماق تا اطلاع ثانوي به دولت عراق واگذار شده است.

شرق

 

 

پیشمرگه‌ها داعش نیستند

حمید لاری

 

سال گذشته در همین روز‌ها بود که حیدرالعبادی، نخست‌وزیر عراق، فرمان آزادسازی موصل از دست گروه تروریستی داعش را صادر کرد و نیروهای مشترک متشکل از ارتش عراق، نیروی ویژه ضد تروریست، پلیس فدرال، حشد‌الشعبی و پیشمرگه‌های کرد با رمز عملیاتی «نینوا، ما می‌آییم»، راهی موصل شدند. بیش از 9 ماه طول کشید تا العبادی در ماه ژوئیه آزاد شدن موصل را به صورت رسمی اعلام کند و حالا در سالگرد صدور فرمان حمله به موصل، او فرمان دیگری را برای تسلط ارتش عراق و متحدانش بر شهر کرکوک صادر کرد اما این بار پیشمرگه‌های کرد نه تنها همراه او نبودند بلکه در ظاهر مقابل او قرار داشتند. برخلاف آزادسازی موصل، رسیدن واحدهای دولت عراق به مرکز شهر کرکوک زمان زیادی نبرد و در همان روز اول اتفاق افتاد. این واحد‌ها در گام اول،  تا نیمه روز نخست مراکز اطراف شهر مثل پایگاه نظامی مهم کی 1 و پالایشگاه‌‌ها و تأسیسات نفتی و گازی را به تصرف خود درآوردند، بعد از این بود که راهی شهر شدند و در این مسیر جز مقاومت یک گروه از پیشمرگه‌‌ها اتفاق دیگری نیفتاد.

مقایسه آزادسازی موصل از دست داعش با تسلط دولت مرکزی بغداد بر کرکوک فقط محدود به تفاوت چشمگیر در عرصه نظامی نمی‌شود بلکه دستاوردهای این دو نیز با هم تفاوت قابل توجهی دارند. قبل از هر چیز، باید به یاد داشت که موصل از دست داعش یا گروهی آزاد شد که در عراق محکوم به شکست بود و به جز جنگی سخت راه دیگری برای آزاد کردن این شهر وجود نداشت.

با داعش نمی‌شد از در گفت‌وگو درآمد و مصالحه با این گروه هم معنایی نداشت. در مقابل، داعش هم از تمام امکانات خود استفاده کرد تا بتواند تا آخرین مرحله در موصل مقاومت کند، هرچند که توان حفظ آن را نداشت. پیشمرگه‌های کرد را نمی‌توان به هیچ وجه با داعشی‌‌ها مقایسه کرد چنان که لحن برادرانه اشخاصی مثل هادی عامری، فرمانده حشدالشعبی، نسبت به پیشمرگه‌‌ها حکایت از نگاهی مثبت دارد که به جای درگیری، به دنبال مصالحه‌ با پیشمرگه‌‌ها هستند تا از جنگ و خونریزی جلوگیری شود. در واقع امر هم چنین شد؛ ورود سریع واحدهای دولتی به داخل کرکوک تا اندازه زیادی ناشی از این مصالحه بود چنان که جدای از یک درگیری کوتاه مدت در محور 4 کرکوک به فرماندهی وستا رسول، واحدهای پیشمرگه در دیگر محور‌ها با نیروهای اعزامی از سوی مرکز درگیر نشدند و مراکز استقرار خود را با عقب‌نشینی به آن نیرو‌ها تسلیم کردند.

بعد از یک جنگ تبلیغاتی کوتاه‌مدت از سوی برخی رسانه‌‌ها در اقلیم کردستان، معلوم شده که این مصالحه نه به واسطه عقب‌ نشستن گروهی از پیشمرگه‌‌ها یا به قول این رسانه‌ها، خیانت گروهی از کرد‌ها علیه گروه دیگر بوده بلکه به حکم و تأیید فرماندهی کل نیروهای پیشمرگه کردستان بوده است. تأیید این موضوع را می‌توان در ورود واحدهای ارتش عراق به مناطقی مثل سنجار و شنگال دانست که با عقب‌نشینی پیشمرگه‌های متعلق به حزب دموکرات ممکن شده است. در هر صورت، این روند باعث شده دولت عراق بر اکثر مناطق مورد اختلاف با منطقه خودمختار اقلیم کردستان تسلط پیدا کند و دست کم تا اینجای کار تنش بر سر این مناطق از بین برود. این نحو تسلط دولت عراق بعد از قریب به سه سال خشونت ناشی از فتنه داعش قابل توجه است و نشان می‌دهد که این دولت بعد از پشت سر گذاشتن آن فتنه، حالا به نقطه‌ای رسیده که می‌تواند امید به اقتدار بر سرزمین خود داشته باشد.

بر خلاف موصل، حاشیه‌نشینی نیروهای بیگانه و به خصوص امریکایی‌‌ها در کل این فرآیند قابل توجه است چون این خود عراقی‌‌ها و دولت آنها است که گام به گام آرامش و تسلط بر مناطق مورد مناقشه را باز‌می‌گردانند. به عبارت دیگر، ورود دولت عراق به کرکوک و دیگر مناطق مورد مناقشه در دیگر استان‌های نینوا و دیاله فرآیندی است که بدون مشارکت آن بیگانگان انجام گرفته تا مناقشه به صورتی مسالمت‌آمیز و درون‌عراقی حل شود. با وجود این، هنوز نمی‌توان از آرامش و اقتدار کامل دولت مرکزی بغداد گفت چرا که مشکل همه‌پرسی استقلال اقلیم در 25 سپتامبر به قوت خود باقی است. هنوز اصرار مسعود بارزانی و دستگاه او در اربیل، مرکز اقلیم کردستان عراق، بر همه‌پرسی و نتیجه آن مانع اصلی در این مشکل است اما بازگشت اقتدار دولت مرکزی بغداد به مناطق مورد مناقشه می‌تواند راهی برای حل این مشکل باز کند چرا که بارزانی حالا نه چاه‌های نفت کرکوک را دارد و نه می‌تواند امیدی به اتصال با مناطق کرد‌نشین سوریه داشته باشد. دولت مرکزی بغداد با تسلط بر مناطق مورد مناقشه توانسته گام نخست برای حل مشکلات خود با اربیل را به خوبی بردارد و حالا باید دید که به همین صورت پیش خواهد رفت تا اربیل را هم به زیر پرچم عراق حفظ کند یا این که نیاز به روش‌های دیگر خواهد داشت.

جوان

 

گام بعدی ایران در کردستان عراق

 

نادر کریمی‌جونی- با اینکه مقامات ایرانی صریحا دست داشتن در ماجرای کرکوک و سقوط این شهر به نفع ارتش عراق را تکذیب و تصریح کرده‌اند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هیچ‌گونه نقش مستقیم یا غیرمستقیمی در این‌باره نداشته است اما طی روزهای گذشته رسانه‌های کردزبان از مبدا اقلیم کردستان اطلاعات، شواهد و حتی عکس‌هایی منتشر کرده‌اند که گمان دست داشتن ایران در این رویداد را تقویت می‌کند. از جمله این اطلاعات صورتجلسه تحویل کرکوک به مقامات عراقی است که برخی افراطیون ناسیونالیسم کرد آن را منتشر و امضاکنندگان آن را به مرگ تهدید کرده‌اند.
در مقابل همه این شواهد، اطلاعات و عکس‌ها، جمهوری اسلامی ایران و نیروهای امنیتی و نظامی‌اش می‌توانند بر موضع عدم دخالت کشورمان در ماجرای کردستان و اشغال شهرهای تحت فرمان اقلیم کردستان تاکید و همه اسناد و مدارک یادشده را جعلی، ساختگی و تحریف‌شده قلمداد کنند. اما اگر همه آنچه از سوی رسانه‌های محلی کرد بیان شده را نادیده انگاریم، باز قرائن مهمی وجود دارد که احتمال حضور و راهبری عملیات کرکوک توسط ایران را تایید می‌کند؛ قرائنی که تقریبا تمام آنها پیش از این به دفعات گوناگون از سوی مقامات نظامی و غیرنظامی ایران بیان شده است.یکی از این قرائن تاسیس و راهبری نیروهای بسیج مردمی (حشدالشعبی) توسط ایران است. مقامات سپاه پاسداران همچنان تاکید می‌کنند که نیروهای بسیج مردمی عراق از سوی ایران هدایت و راهبری می‌شوند جدا از آنکه تاسیس و ایجاد این نیروها را به سردار شهید حسین همدانی نسبت می‌دهند. علاوه بر این مقامات کشورمان و به ویژه مقامات نظامی ایرانی، ضعف ارتش و دولت عراق در مواجهه با بحران‌ها را تشریح کرده‌اند. از دید این مقامات رهبران عراقی، چه مقامات سیاسی و چه فرماندهان نظامی عراق هوشمندی لازم برای اداره بحران‌های مهم و خطرناک را ندارند و از این رو است که ایرانیان تاکید می‌کنند اگر کمک‌های تهران نبود، تا به حال چندین بار عراق توسط داعش تصرف شده بود. مخالفت جدی ایران با جدایی اقلیم کردستان و همراهی موثر تهران با بغداد در این‌باره، قرینه دیگری است که احتمال حضور و کمک ایران به تصرف کرکوک توسط ارتش عراق و حشدالشعبی را تقویت می‌کند. در واقع ایران از همان روزهای نخست مطرح شدن اندیشه برگزاری همه‌پرسی استقلال کردستان نه فقط با آن مخالفت کرد بلکه همه توان و ابزارهایش را برای جلوگیری از انجام این همه‌پرسی به کار گرفت. روشن است که در مورد جلوگیری از ایجاد یک کردستان مستقل یا حتی خودمختار، اگر ایران علاقه بیشتری نسبت به دولت بغداد در این‌باره نداشته باشد، علاقه کمتری هم ندارد.براساس تمام قرائن و اسناد موجود اگر فرض بر این باشد که حضور ایران در راهبری عملیات علیه کردستان مستقل و تدوین استراتژی و راهبرد دولت عراق برای مقابله با کردستان مستقل، مسلم و اثبات شده باشد، آنگاه پرسش آن است که سقف همراهی ایران با بغداد برای مقابله با کردستان مستقل چیست؟ آیا تهران نابودی حکومت خودمختار اقلیم کردستان را هدف گرفته است؟برخلاف آنچه تبلیغ می‌شود، حرکت نظامی عراقی‌ها برای مقابله با دولت کردستان محدود به استان دیاله و مناطق نفتخیز کرکوک نخواهد شد. عملیات‌هایی که نیروهای حشدالشعبی طی روزهای گذشته و حتی امروز (چهارشنبه) در مناطق شمالی انجام می‌دهند، مبین آن است که حتی نابودی دولت خودمختار اقلیم کردستان هم می‌تواند یکی از اهداف درازمدت بغداد باشد. در این صورت ممکن است راهبردنویسان ایرانی که مساله کردستان عراق را بررسی می‌کنند، موقعیت فعلی را برای پاک کردن مساله تشکیل دولت مستقل و حتی خودمختار کرد در عراق مناسب دیده‌اند و می‌خواهند یک‌بار و برای همیشه به این مشکل پایان دهند. در این صورت ایران دو انتخاب پیش‌‌رو دارد؛ نخست آنکه دولت بغداد را به برچیدن حکومت سلیمانیه و برکناری مسعود بارزانی از قدرت ترغیب کند و یک‌بار برای همیشه به ماجرای کردستان و تاسیس دولت مستقل در شمال عراق پایان دهد و دیگر آنکه راهبردنویسان ایرانی برای جلوگیری از وقوع و تعمیق ناآرامی میان کردها و شکل‌گیری یک بحران مزمن، به باقی ماندن دولت خودمختار کردستان تن دهند ولی آن را تا حد یک استان عراق، منفعل و ضعیف کنند.انتخاب میان این گزینه‌ها، هر یک تبعات و بازخوردهای ویژه خود را دارد اما در این میان رهبران و راهبردنویسان جمهوری اسلامی ایران باید به این نکته نیز توجه کنند که علقه‌های روشنی میان کردهای ایرانی و عراقی وجود دارد. به همین دلیل برای انتخاب راهبرد باید به بازخوردهای ایرانی این تصمیم نیز توجه شود.

جهان صنعت

 

سیدعلی محقق :کمکی که سردار و روح جلال به کردستان کرد

 « ایران یک بار دیگر در سخت‌ترین شرایط به دفاع از اقلیم کردستان عراق برخاست» این جمله کلیدواژه اصلی نامه ای است که سال 1393 مسعود بارزانی به ریاست جمهوری ایران نوشت و از کمک های نظامی ایران به پیشمرگه ها برای دفاع از اقلیم کردستان در جریان حمله داعش به شمال عراق تشکر کرد.
در آن زمان داعش پس از اشغال موصل و تمامی مناطق استانهای صلاح الدین و نینوا وارد مرزهای اقلیم کردستان شد و تا چندده کیلومتری اربیل پیش آمده بود و در جنوب اقلیم هم با اشغال بخش وسیعی از استان دیاله به نزدیکی استان سلیمانیه و ۴٠کیلومتری ایران رسیده بود. کردها در آن زمان اذعان کردند که با همکاری گسترده ایران و به طور مشخص به دنبال سفر سردار قاسم سلیمانی به اربیل و کمک های لجستیکی و مستشاری موفق به تجهیز پیشمرگه و اتخاذ تدبیر مناسب برای دفاع در برابر حمله داعش و پس راندن آنها تا حوالی موصل شوند.
اوایل هفته جاری و به فاصله 4سال از آن تاریخ یک بار دیگر نام اقلیم کردستان و عراق با سردار قاسم سلیمانی گره خورده است. این بار هم متعاقب بالاگرفتن جدال دولت مرکزی عراق و برخی از رهبران کرد بر سر حاکمیت کرکوک و دیگر مناطق مورد مناقشه و ماجرای استقلال خواهی و تجزیه طلبی مسعود بازرانی و در شرایطی که فقط ساعاتی به پایان ضرب الاجل نخست وزیر عراق به کردها مانده بود، سردار سلیمانی به بغداد، سلیمانیه و احتمالا اربیل سفر کرد. صبح همان روز در اقدامی معماگونه پیشمرگه های کرد شهر مهم و حیاتی کرکوک را تخلیه کردند و ارتش و نیروهای امنیتی عراق در یک عملیات بدون خونریزی وارد شهر شدند. دیروز هم ارتش و پلیس امنیت کنترل کامل استان دیالی در شرق و شهرستان سنجار در شمال غرب کشور را در دست گرفت و پرچم عراق در مهم ترین مناطق مورد مناقشه بین بغداد و اربیل به جای پرچم اقلیم کردستان عراق برافراشته شد. با اقدام برق‌آسای نیروهای نظامی عراق و عقب نشینی هوشمندانه و البته جنجالی فرماندهان پیشمرگه های مستقر در کرکوک که ظاهرا عمدتا به جای اربیل از سلیمانیه دستور 
می گرفتند، هم از بروز جنگ داخلی دیگری در عراق (حداقل در این مقطع) جلوگیری شد و هم در عمل یکی از دو وجه اصلی پروژه بارزانی‌ها برای تجزیه عراق و جدایی کردستان و فرو بردن این کشور در بحرانی جدید تا حدود زیادی خنثی شد.
تردیدی نیست که بخش عمده پروسه انتقال مسالمت آمیز حاکمیت و امنیت کرکوک به دولت مرکزی و عدم بروز درگیری در جریان حضور گسترده نیروهای نظامی عراق در مناطق مورد مناقشه حاصل سفر سردار سلیمانی به عراق و رایزنی ها و البته هشدارهای رد و بدل شده بین او و سران بغداد، اربیل و سلیمانیه و به عبارتی نتیجه دیپلماسی خاص و متفاوت ایران با محوریت سردار و هماهنگی دستگاه سیاست خارجی کشورمان است. سردار سلیمانی چندی پیش تر و در اوج تبلیغات رهبران اربیل برای برگزاری همه پرسی استقلال کردستان هم یک بار دیگر با مسعود بارزانی دیدار کرد و درباره مخاطرات اقدام جنجالی و خطرناک او برای کردستان، عراق و منطقه و عواقب چنین تصمیمی صحبت کرد. دیداری که بارزانی چند روز بعد در مصاحبه ای فقط دیدار را تایید کرد و از توضیح درباره جزییات آن خودداری کرد.
به هرحال سردار سلیمانی و دیپلماسی خاص او و طبعا هیات حاکمه کشورمان یک بار دیگر و در سخت‌ترین شرایط به دفاع از اقلیم کردستان عراق پرداخت و این بار با رایزنی و هشدار و انذار منطقه و به خصوص کردها و اعراب از فروافتادن در دامان یک جنگ و برادرکشی دیگر نجات داد. به این ترتیب قضیه ای که می توانست به تلخ ترین و طولانی ترین بحران قومی عراق بدل شود حداقل برای مدتی به گونه ای دیگر فیصله یافت. اما مسعود بارزانی و همفکرانش در اربیل برخلاف سال 1393 این دفعه به جای سپاسگزاری از ایران به خاطر میانجی گری و میانداری در این ماجرا، فرافکنانه و سراسیمه در مواجهه با رسانه ها توپ را در زمین ایران و حشد شعبی انداخته و همزمان مدعی خیانت دیگر گروههای کرد ( بخوانید اتحادیه میهنی) می شوند.
طبیعتا برای رمزگشایی از ادعاهای بارزانی باید نقبی به سالهای دور و نزدیک تحولات در کردستان عراق زد. تحولاتی که اکنون پس از واسپاری مدیریت کرکوک به بغداد خود را نشان داده و از وجود چنددستگی عمیق در بین رهبران کرد هم در مواجهه با پروژه استقلال طلبی و هم در مساله ادعای مالکیت بر کرکوک و دیگر اراضی اختلافی، حکایت دارد. واقعیت این است که اختلاف در رویکرد، روش و حتی هدف بین دو گروه سیاسی اصلی اقلیم کردستان یعنی حزب دموکرات و اتحادیه میهنی، تاریخی به قدمت زمان انشعاب جلال طالبانی و طرفدارانش از بارزانی ها در 4 دهه پیشتر دارد و هر ازگاهی این اختلافات به نحوی سرباز کرده است. در سالهای پس از سرنگونی صدام حسین و اعلام ایجاد حکومت فدرال در اقلیم کردستان، قدرت بین دو حزب تقسیم شد؛ بارزانی رئیس اقلیم شد و از آنجا که طبق معاهدات و قوانین جدید حکومتی ریاست جمهوری در عراق سهم کردها است، جلال طالبانی که از حمایت ایران، رهبران شیعه و سنی عراق و دیگر کشورهای موثر در معادله عراق برخوردار بود رئیس جمهور کشور شد و با سپردن زمام اقلیم به رقیب به بغداد رفت.
در سالهای پساصدام اختلافات کردها همچنان کم نبود، اما با مدیریت و تدبیر جلال طالبانی، تضاد در دیدگاه ها و روش‌ها و اختلاف در نحوه مشارکت کردها در مسائل مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی عراق و اقلیم کمتر علنی می شد. تا اینکه کاک جلال سکته کرد و در بستر بیماری افتاد. رهبری اربیل در مقام حاکم اقلیم و در غیاب طالبانی، از احتضار رئیس جمهور بیمار، انفعال حاکم بر سلیمانیه‌ی پس از طالبانی و انشعابات درون حزبی اتحادیه میهنی استفاده کرده و هربار تصمیمات و راهبردهایی جنجالی و خطرناک در اقلیم در پیش گرفته و بحران های متعددی را در این سالها بر مردمان ساکن در اقلیم کردستان و کشور عراق تحمیل کردند. چراغ سبز به ترکیه برای ترکتازی در شمال و به یغما بردن منابع نفت عراق، بازی دوگانه و چندگانه با همسایگان، بغداد، کردهای سایر کشورها و دیگر اقوام ساکن در مناطق شمالی عراق، دمیدن در آتش اختلافات داخلی شمال عراق، سوءاستفاده از ظهور داعش و دست درازی به مناطق مختلف شمال عراق در شرایط بی ثباتی و جنگ زدگی عراق و سرانجام اصرار بر همه پرسی جنجالی استقلال و ادعای مالکیت بر کرکوک و دیگر مناطق مورد مناقشه فقط بخشی از پروژه های عجیب و غریب و بحران ساز بارزانی برای اقلیم، شمال عراق و دولت مرکزی بغداد بوده است. از قضا همه پرسی و ماجراهای سیاسی امنیتی پس از آن با مرگ جلال طالبانی و خاکسپاری او در سلیمانیه همزمان شده است.
اقدام اخیر رهبران اتحادیه برای عدم همراهی تمام قد با جنگ و بحرانی که اربیل برای عراق و کردستان تدارک دید را می توان اولین تصمیم مهم این حزب پس از مرگ طالبانی تلقی کرد. اقدامی که هرچند هنوز صراحتا رهبران اتحادیه بدان اذعان نکرده اند اما در ظاهر امر از جنس روحیات و خط و مشی همیشگی جلال طالبانی و همچنین همسو با خواست ایران، بغداد و جامعه جهانی که مجدانه معتقد به حفظ تمامیت ارضی و ثبات سیاسی عراق و حل اختلافات پشت میز مذاکره است. در مجموع اینکه هرچند بارزانی و خانواده با منتفی شدن پروژه بحران ساز و نشدنی اش سراسیمه توپ تقصیر را به زمین این و آن حواله 
می کند اما واقعیت مسلم حوادث اخیر اقلیم و کرکوک این است که درایت سردار سلیمانی و روح مسالمت جوی جلال طالبانی یک بار دیگر هم کردها و هم عراق را از افتادن به ورطه یک بحران و جنگ و برادرکشی دیگر نجات داده است.

ابتکار

تاواني كه آقاي بارزاني بايد بدهد

گزارش‌هاي رسيده از عراق نشان مي‌دهد نيروهاي عراقي ديروز و امروز حاكميت دولت مركزي عراق را بر دو شهر كركوك و سنجار اعمال كردند.
گسيل نيروهاي عراقي به اين مناطق در حالي صورت مي‌گيرد كه بعد از همه‌پرسي استقلال كردستان، مسعود بارزاني، رييس اقليم كردستان عراق گفته بود نمي‌خواهد بر سر مساله استقلال كردستان وارد درگيري نظامي شود. اما در عين حال با كساني كه بخواهند با زور اسلحه بر سر كركوك بجنگند، مقابله خواهد شد.
ورود نيروهاي دولت مركزي به كركوك و سنجار و عقب‌نشيني  نيروهاي پيشمرگه نشان از آن دارد كه مسعود بارزاني با اشتباه محاسباتي خود و اصرار بر همه‌پرسي استقلال كردستان عراق شرايطي را بر منطقه تحميل كرد كه جز شدت عمل نيروهاي مركزي عراق و بسته شدن مرزهاي ايران و تركيه
بر روي اقليم چاره‌اي براي مخالفان اين همه‌پرسي كه فقط از طرف تل‌آويو حمايت مي‌شد و حتي امريكا هم با آن مخالف بود، نمانده بود.
اين همه‌پرسي و تبليغاتي كه در كنار آن شد، بيش از همه بر كردهاي عراقي آسيب وارد آورد كه امروز بايد هزينه جاه‌طلبي‌هاي مسعود بارزاني را بدهند.
به هر حال اگر قرار باشد براي وضع موجود كه مي‌توانست با هزينه‌هاي بيشتري ادامه يابد متهمي پيدا كنيم، اين متهم آقاي مسعود بارزاني، رييس اقليم كردستان عراق است.
اينكه دولت مركزي عراق با آقاي بارزاني چگونه رفتار خواهد كرد؟ آيا او بركنار و محاكمه خواهد شد؟ پرسش‌هايي است كه پاسخ آن در آينده روشن خواهد شد، ولي عجالتا در شرايطي كه ايران مرزهاي خود را با اقليم بسته است، جمهوري اسلامي ايران مي‌تواند بازگشايي آن را منوط به شرايطي كند كه از جمله آنها مي‌توان به قطع شدن كامل حمايت‌هاي مادي و معنوي اقليم به گروهك‌هاي پژاك و حزب  دموكرات اشاره كرد. گرچه دولت ايران بارها به رييس اقليم در اين زمينه اعتراض كرده بود ولي آنان با اعلام رسمي اينكه حمايتي از اين گروهك‌ها نمي‌كنند غيرمستقيم بر حمايت از آنها ادامه مي‌دادند.

اعتماد

 

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

0 1
مشرق   1396/7/26 19:02:35

روزنامه آمریکایی: وزیر خارجه واقعی ایران قاسم سلیمانی است

سفر اخیر سلیمانی به مسکو، نقش و مأموریت واقعی سلیمانی را مشخص می‌سازد؛ وزیر خارجه واقعی ایران آن کسی نیست که شما فکر می‌کنید، بلکه وزیر خارجه ایران، ژنرال قاسم سلیمانی است.
روزنامه آمریکایی واشنگتن اگزامینر نوشت: این قاسم سلیمانی بود که توانست یک معامله را میان اتحادیه میهنی کردستان، شبه‌نظامیان شیعه و نیروهای ارتش ملی عراق در مورد باز پس گرفتن کرکوک بدون خونریزی ترتیب بدهد.

حتی سنّی‌های عراق هم این روزها برای جلوگیری از خونریزی هرچه بیشتر در عراق به سلیمانی متوسل می‌شوند، زیرا او به کاهش بحران‌های بیشتر در منطقه فکر می‌کند.

سفر اخیر سلیمانی به مسکو، نقش و مأموریت واقعی سلیمانی را مشخص می‌سازد؛ وزیر خارجه واقعی ایران آن کسی نیست که شما فکر می‌کنید، بلکه وزیر خارجه ایران، ژنرال قاسم سلیمانی است.

حروف تصویر