محل تبلیغ شما
به زخم مردم نمک نپاشید

تاریخ خبر: 1398/9/29

به زخم مردم نمک نپاشید

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

بی‌گمان رویدادهای آبان‏ماه امسال ترومایی سترگ در جامعه ایران پدید آورد. تاثیرات و پیامدهای فرود آمدن این آسیب‌های ناگهانی، شدید، غیرقابل کنترل و خشونت‌بار تا مدت‌ها ـ شاید سال‌ها ـ دست از دامان مردم برنخواهد داشت. افزون بر این، برخی رخدادهای آبانِ خونینِ امسال پا را فراتر گذاشته و رنگ فاجعه به خود گرفته است. آنجا که مرگ میان پدران و مادران و فرزندان و همسران فاصله انداخته، با هیچ مرهمی التیام پیدا نمی‌کند. تنها شاید گذر زمان و کهنه‏شدن این زخم‌های ژرف، آرام‌آرام از شدت فاجعه قدری بکاهد.
در چنین شرایطی که به اعتراف بسیاری از مسئولان کشور، تردیدی در وقوع آن نیست، کلیه شخصیت‌ها، چهره‌ها، مسئولان، دست‌اندرکاران نظم و امنیت و تریبون‌های رسمی حاکمیت باید از پروتکل‌های یکسان و قابل اتکایی تبعیت و پیروی کنند. عنصر محوری این پروتکل هم بدون تردید باید بر آرام‌سازی فضا، جلوگیری از دوقطبی‌سازی و دلجویی از آسیب‌دیدگان استوار باشد. در چنین موقعیتی می‌توان امیدوار بود که شاید کمی از التهاب و بغض و خشم فروخورده آسیب‌دیدگان کاسته شود.
مسئله‌‌ای که به نظر می‌رسد بسیاری از کارشناسان! و مسئولان! به آن توجهی ندارند و بی‌مهابا درخصوص اصل و فرع رخدادهای آبان‏ماه اظهارنظرهایی به غایت غیرمسئولانه می‌کنند. یک روز، یکی خون‌های ریخته‌شده را حجامت نظام می‌خواند و فردای آن، دیگری در پاسخ به این‌که چرا به سر شلیک کردید، می‌گوید خب به پا هم شلیک کردیم. روز بعد آن دیگری درصدهایی بی‌مبنا ارائه می‌کند و باز مسئولی دیگر، به طور رسمی اعلام می‌کند من دستور دادم که شلیک کنید.
این همه، نشان می‌دهد که گویندگان این عبارات یا نمی‌دانند که چه می‌گویند؛ یا بخش قابل توجهی از جامعه را عامل بیگانه و نفوذی و مزدور می‌دانند یا عامدانه قصد دارند تا از آرام‌شدن فضا جلوگیری کنند. چنانچه تحلیل نخست صحیح باشد، نشان می‌دهد که این گروه دستِ‏کم از «تقوای گفتار» بی‌بهره‌اند. چراکه در باب موضوعی سخن‌فرسایی می‌کنند که شناختی از آن ندارند و نمی‌دانند چه تبعات سنگینی را بر مجموعه حاکمیت و جامعه بار می‌کنند. این بی‌بهره‏ماندن از «تقوای گفتار» بیماری فراگیری است که بسیاری از «شبه‌کارشناسان حرّاف» و «حرافان کارشناس‌نما» از آن رنج می‌برند. گویا قرار است که این عده در هر مسئله و موضوعی دهان باز کنند و زبان‏شان بسان تیغی تیز روح جمعی مردم را بخراشد.
در صورت صحت مدعای دوم مبنی بر اینکه بخش قابل توجهی از جامعه بیگانه و نفوذی و مزدور باشند هم وضع به غایت نگران‌کننده و خطرآفرین است. زمانی که مسئولان نهادهای رسمی امنیتی در کشور اعلام می‌کنند که در 28 استان درگیری شدید رخ داده یا مجموعه اعتراض‌ها را به جنگی جهانی تشبیه می‌کنند، نشان می‌دهد که بخش‌های مختلفی از آحاد جامعه در این اعتراض‌ها حضور داشته‌اند. حال چطور این کارشناسان به خودشان اجازه می‌دهند که این حجم به نسبت وسیع از جامعه ایران را عامل بیگانه، نفوذی و مزدور بخوانند؟ چه کسی این نمایندگی را به آن‌ها داده است تا شاقول و معیار سنجش نفوذ در کشور باشند؟ با این اوصاف، باید نسبت به خاستگاه و اهداف این دست تحلیل‌گران هم به دیده تردید نگریست؛ چرا‏که تحلیل آن‌ها بیش از هر‏چیز، روحِ جمعی جامعه را نشانه گرفته است و این همان چیزی است که دشمن می‌خواهد.
اما اگر به صورت عامدانه قصد دارند تا از آرام‏شدن فضا جلوگیری کنند، باید دید سر در سودای کجا دارند. شکی نیست که هیچ‌یک از مسئولان نظام از عالی‌ترین مقام تا مدیران کلان اجرایی کشور، در پی آن نیستند که فضای اجتماعی ایران ملتهب بماند. نتیجه آن می‌شود که این گروه با واسطه یا بی‌واسطه به دشمنان این مرز‏و‏بوم وابسته‌اند و سعی می‌کنند اهداف آن‌ها در ایران تحقق یابد.
حداقلِ انتظار از مسئولان و کارشناسان در کشور این است که اگر مرهم و دوایی برای این دردها ندارند یا نمی‌خواهند مداوایی صورت گیرد، حداقل نمک بر زخمِ زخم‌خوردگان نپاشند و اجازه دهند قدری این آسیب‌ها التیام یابد. یا به اندازه‌ای که می‌توانند «سخن نگفتن» را بیاموزند. قرار نیست هر کسی، در هر موردی، به هر بهانه‌ای و از هر تریبون و فرصتی، برای لفاظی و فحاشی و نمک‌پاشی استفاده کرده و بهره ببرد. این همه یعنی، مسئولان و کارشناسان سوار بر ماشین قدرت در ایران باید «آداب سخن نگفتن» را بارها و بارها روخوانی کنند تا وضع را از آنچه هست بدتر نکنند.
علی صدقی-ابتکار 

http://www.ebtekarnews.com/?newsid=149202
 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

0 1
صادق زیباکلام   undefined 1398/10/7 09:56:06

عدم ارائه آمار کشته‌شدگان یعنی بریدن شاخه‌ای که بر آن نشستیم
گزارش رویترز درباره آمار کشته‌شدگان در اعتراضات آبان ۹۸ با وجود تکذیب نهادهای مربوطه توجه بسیاری را جلب و ضرورت ارائه هر چه سریع‌تر آمار دقیق را عیان کرد. بدون شک هر قدر که روند ارائه گزارش، آمار و اطلاعات دقیق و صحیح در این‌باره به مردم طولانی‌تر شود به نفع امثال گزارشگران رویترز خواهد بود.
بیش از یک و ماه نیم از وقایع آبان گذشته و ارائه آمار و گزارش دقیق در این زمینه به یک مطالبه همگانی تبدیل شده است. ضمن اینکه به نظر نمی‌رسد در این راستا پیچیدگی وجود داشته باشد و انتظار می‌رفت که خیلی سریع نسبت به این امر اقدام شود.
نکته دیگری که لازم است درباره آن توضیح داده شود این است که بعد از اعلام تعداد کشته‌شدگان درباره نحوه کشته شدن آنان نیز توضیح داده شود. باید معلوم شود که دستورات نیروهای امنیتی به چه صورت بوده و تحت چه شرایطی اجازه تیراندازی داشته‌اند؟ آیا زمان تیراندازی جان نیروهای امنیتی در خطر بوده یا خیر؟ این نیروها به دستورات درست عمل کرده‌اند یا خیر؟ به همه این سوالات باید پاسخ داده شود و تا قبل از آن نمی‌توان به مردم گفت که به گزارشات رویترز، ایران اینترنشنال و سایر رسانه‌های خارج از کشور توجه نداشته باشند.
مادامی که نظام هیچ آماری ارائه نکند یک علامت سوال بزرگ باقی خواهد ماند. آنچه اکنون مشاهده می‌کنیم اما در جهت رفع این علامت سوال نبوده و به مقابله به مثل با رسانه‌های خارج از کشور محدود می‌شود. قطعا این رویه درست نیست و نتیجه‌ای غیر از افزایش ارزش این رسانه‌ها ندارد. وقتی که تمام تلاش نظام به جای ارائه آمار و اطلاعات صحیح صرف خنثی کردن اخباری باشد که آنها منتشر می‌کنند، شک و شبهه در میان مردم بیشتر می‌شود و خواهند پرسید که چه کسی راست می‌گوید؟
شاید این آمار تلخ باشد اما لازم است که خیلی صادقانه بیان شود. باید برای مردم تشریح کرد که این چندصد نفر چطور و تحت چه شرایطی کشته شدند. متاسفانه در یک ماه و نیم گذشته به این مهم توجهی نشده و جز سکوت و بیان اظهاراتی مثل اینکه اینها اغتشاشگر بودند یا به قول برخی از مطبوعات مزدوران اجاره‌ای بودند، چیزی نشنیده‌ایم. همه اینها به رسانه‌های خارج از کشور و آمار آنان اعتبار بیشتری خواهد داد.تاخیر در ارائه آمار موجب افزایش حدس و گمان و پذیرش آمار رسانه‌های خارج از کشور است بنابراین اینکه سخنگوی دولت می‌گوید آمار صحیح را دادستان باید ارائه دهد، دادستانی نیز سکوت کرده و به دولت نگاه می‌کند، در عین حال هر دو اینها به مجمع تشخیص مصلحت نظام و نیروی انتظامی و وزارت کشور نگاه می‌کنند اصلا درست نیست و فقط و فقط آب به آسیاب رسانه‌های خارج از کشور می‌ریزد.به فرض اینکه تعلل در ارائه آمار بر مبنای مصالح و تعمدی باشد، لازم است همین را نیز با مردم در میان گذارند. بدون شک عده‌ای که نظام را باور ندارند، این توجیه را نخواهند پذیرفت اما دست‌کم تعدادی که هنوز باور دارند، خواهند پذیرفت و تحت تاثیر رسانه‌های خارج از کشور قرار نمی‌گیرند. رویه فعلی اما علاوه بر مخالفان نظام، کسانی که هنوز باوری به نظام دارند را دچار شک و تردید می‌کند. این سکوت یعنی با دست خود به بی‌اعتمادی در جامعه دامن زده و شاخه‌ای که بر آن نشسته‌ایم را می‌بریم.