محل تبلیغ شما
رفتار میلی با حبیب

تاریخ خبر: 1396/11/1

رفتار میلی با حبیب

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

 

 در حالی که خواننده ترانه «مرد تنهای شب» هرگز نتوانست در ایران مجوز برگزاری کنسرت و انتشار آلبوم بگیرد، روز جمعه (۲۹ دی ماه) صدای حبیب محبیان در کلیپی در برنامه تلویزیونی زنده‌رود که از شبکه اصفهان پخش می شود با ترانه ای با عنوان «مرگ قو» براساس غزلی از مهدی حمیدی شیرازی در کلیپی پخش و به جانباختگان حادثه نفت‌کش سانچی تقدیم شد. پخش این کلیپ در حالی رخ داد که بیش از یک سال از درگذشت حبیب محبیان می گذرد. اتفاقی که شاید بتوان پیش‌درآمد آن را انتشار موزیک ویدئوی «دیره» با صدای احمدرضا محبیان و سمیر زند و همچنین با تصویر و صدای نه چندان شفاف زنده‌یاد «حبیب محبیان» از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که بیش از ده روز پیش رخ داد، دانست. حبیب برای چه به ایران آمد؟ 
پس از آنکه حبیب در سال ۱۳۸۸ به همراه خانواده اش به ایران بازگشت و در چهارصد دستگاه رامسر، اقامت کرد با واکنش های مختلفی از سوی افشار مختلف روبرو شد. عده ای او را هنوز خواننده لس‌آنجلسی می دانستند و معتقد بودند که او حق نداشته حتی به ایران بیاید، چه رسد به اینکه بخواهد در داخل کشور نیز فعالیت هنری داشته باشد اما حبیب محبیان از بازگشت خود به ایران دو هدف عمده را دنبال می کرد که هر دو لازم و ملزوم یکدیگر بودند. مهم‌ترین هدف مرد تنهای شب از بازگشت به ایران این بود که او به علت بیماری اش دوست داشت سال‌های باقیمانده عمرش را در کشورش بگذراند تا اگر روزی مرگ به سراغش آمد در سرزمین مادرش اش از دنیا برود و در خاک خود به خاک سپرده شود. اما هدف دومش نیز مهم بود، هدفی که او برای ادامه زندگی و اتفاقاتی که قرار بود پیش از مرگ برایش رخ دهد دنبال می کرد. او می خواست در دوران باقیمانده زندگی اش بتواند به فعالیت هنری اش ادامه دهد تا از این طریق با طرفدارانش در داخل کشور ارتباط عمیق تری برقرار کند. او برای نیل به این هدف از هیچ تلاشی فروگذار نکرد و حتی در این بین در شمال کشور کلیپ هایی را با خوانندگی خودش ساخت اما او به این ساخت کلیپ رضایتمند نبود و هدفش برگزاری کنسرت و انتشار رسمی آلبوم با مجوز وزارت ارشاد بود. اتفاقی که هرگز رخ نداد تا اینکه مرگ او را در آغوش گرفت

حبیب پس از مرگ 
شاید بیراه نباشد اگر مدعی شویم که هنرمندان در دوران پس از مرگ بسیار عزیزتر و گرانمایه تر از زمان حیاتشان هستند و حبیب محبیان نیز از این حقیقت مستثنی نبود. پس از درگذشت مرد تنهای شب در 21 خرداد سال 95 تلاش بسیار زیادی از سوی برخی چهره ها صورت گرفت تا بتوانند با مصادره حبیب به نفع خود چهره ای مردمی در میان طرفداران حبیب محبیان برای خود بسازند. نقشه هایی که خیلی زود نقش بر آب شد و نه تنها از ارزش و اعتبار حبیب نزد هوادارانش کاسته نشد، بلکه روزبه‌روز نیز به محبوبیت حبیب افزوده شد

چشم‌ها را باید شست
مدت‌های مدیدی است که صدا و سیما رویه خاص و غیر قابل تغییری را در قبال برخی هنرمندان در پیش گرفته است، رویه ای که اگر منصفانه بنگریم درخواهیم یافت که به دور از عدالت است و حتی
می توان آن را نوعی توهین به مخاطبان دانست. هنوز فراموش نکرده ایم که پخش صدای استاد شجریان سال‌های سال است که از تلویزیون ممنوع می باشد و این ممنوعیت حتی به «ربنا»ی خسروی آواز ایران نیز سرایت کرده و علی‌رغم تمام درخواست ها سال‌های سال از رسانه ملی پخش نمی شود. این در حالی است که سال گذشته هنگامی که استاد شجریان از بیماری خود پرده‌برداری کردند تصویر ایشان در حالی که در بیمارستان بودند روی آنتن رفت. رفتارهایی از این دست که اتفاقا با پخش کلیپ «مرگ قو»ی حبیب محبیان دوباره از سوی تلویزیون تکرار شده نشان می دهد که رسانه ملی رسانه ای بسیار میلی است و برنامه هایش را طوری روی آنتن می فرستد که در خنثی‌ترین حالت ممکن دچار هیچ نوع گرفتاری خاصی نشود. رویه ای که سال‌هاست ادامه دارد و یکی از مهم‌ترین عوامل ریزش مخاطب رسانه ای است که مردم دیگر به آن اعتماد ندارند.

آفتاب یزد

تلویزیون پس از نزدیک به 2 سال، ترانه‌ای از حبیب پخش کرد یاد «قوی زیبا» پس از مرگ صدا

ستاره قاسمی - «شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد/ فریبنده زاد و فریبا بمیرد... شب مرگ تنها نشیند به موجی/ رود گوشه‌ای دور و تنها بمیرد...» ترانه مشهور و خاطره‌انگیز حبیب محبیان از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. کسانی که روز جمعه برنامه «زنده رود» را از شبکه استانی اصفهان دیدند، متعجب بودند. باورش سخت بود صدای خواننده‌ای را از تلویزیون بشنوند که 7 سال در حسرت مجوز سوخت و سرانجام با رویای اجرا در وطن، چهره در نقاب خاک کشید، همان رسانه‌ای که خبر مرگش را خیلی کوتاه پوشش داد حالا در یک برنامه تلویزیونی، قطعه‌ای از ساخته‌های حبیب را که اتفاقا در سال‌های غربت‌نشینی خوانده، پخش می‌کند اما نکته قابل تامل اینکه این بار هم حبیب، محور ماجرا نیست، کسی به یاد حبیب به سراغ ترانه‌هایش نرفته و صدایش را برای مردم سرزمینش پخش نکرده است. ترانه «مرگ قو» با شعری از مرحوم مهدی حمیدی شیرازی و آهنگسازی حبیب به یاد جان‌باختگان حادثه نفتکش سانچی در برنامه «زنده رود» پخش شد؛ اتفاقی که برای دوستداران حبیب هم خوشحال‌کننده و هم غم‌انگیز بود؛ خوشحال‌کننده از این جهت که توانستند صدای خاطره‌ساز دوران نوجوانی و جوانی خود را از رسانه ملی بشنوند و غم‌انگیز از این لحاظ که چرا حالا و چرا پس از مرگش چنین اتفاقی رخ می‌دهد. می‌توانستند در فاصله سال‌های 1388 تا 1395 و زمانی که حبیب هنوز نفس می‌کشید، مجوزش را بدهند و صدایش را پخش کنند اما این کار را انجام ندادند. حبیب مانند دیگر خوانندگان لس‌آنجلس‌نشین نترسید، به خانه برگشت و خواست در سرزمینش بسازد و بخواند اما 7 سال انتظار نتیجه‌ای دربرنداشت و سرانجام در یکی از روستاهای دور مازندران چشم از جهان فرو بست. به همین سبب واکنش‌ها به پخش صدای حبیب محبیان از صدا و سیمای ایران چندان مثبت نبود و بیشتر داغ دل دوستدارانش را تازه کرد. حبیب مثل بسیاری دیگر از خوانندگانی که در سال‌های اولیه انقلاب، ترک وطن گفتند، سیاسی نبود. ترانه‌هایش رنگ و بوی اعتراضات صریح نداشت و هیچ‌گاه در مصاحبه‌هایش مواضع تندی اتخاذ نکرد. به همین خاطر خودش و علاقمندانش انتظار داشتند مسئولان و متولیان امر به چشم دیگری نگاهش کنند. متوقع بودند وقتی با پای خودش برگشته و سختی‌ها را به جان خریده، بر او آسان بگیرند و اجازه ندهند حسرت به دل از دنیا برود. وقتی برای دفاع مقدس خواند و گفت «شب تاریک و سیاه زندگیم تموم نمیشه/ صدای آتیش و ترکش توی گوشمه همیشه... بوی تند گاز خردل می‌پیچه تو خاطراتم/ نفسم داره می‌گیره آخرینِ لحظاتم... صدای تیر و گلوله کابوس تمام شب‌هام/ یاد بچه‌ها می‌افتم، ای خدا من چرا تنهام» به او اجازه فعالیت بدهند اما ندادند. حبیب برای امام حسین (ع) هم خواند «تو علی را نور عینی، مصطفی را زیب و زینی، شه سوار نشاتینی، تو حسینی تو حسینی». او در سال‌های دور از وطن نیز به تفکرات مذهبی خود پایبند بود اما در آتش ممنوع‌الکاری سوخت چرا که مُهر «لس‌آنجلسی» بر پیشانی‌اش نقش بسته بود. تلویزیون پس از حدود 2 سال ترانه حبیب را پخش کرد، زمانی که حبیب دیگر نیست، زمانی که دیگر دیر است...

همدلی

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

0 0
فاطمه امین‌الرعایا   undefined 1396/11/2 17:47:40

مگر این مملکت قانون ندارد؟
«وزارت ارشاد بزرگ‌ترین توهین را به حبیب کرد» این جمله را ناهید بسیم، همسر حبیب می‌گوید. 19 دی ماه خبری منتشر شد مبنی بر اینکه موزیک ویدئوی «دیره» با صدای احمدرضا محبیان و سمیر زند و همچنین با تصویر و صدای نه چندان شفاف زنده‌یاد حبیب محبیان از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز انتشار گرفت. مجوز گرفتن صدا و تصویر حبیب آن هم یک سال و نیم پس از مرگ این خواننده با واکنش‌های بسیاری مواجه شد، چند روز پیش هم ترانه «آهنگ قو» با صدای حبیب به مناسبت جان باختن سی تن از دریانوردان ایرانی در نفتکش سانچی از یک شبکه استانی صدا و سیما پخش شد. روزنامه «ابتکار» در واکنش به مجوز گرفتن صدا و تصویر این خواننده گزارشی با عنوان «نوشدارو پس از مرگ حبیب» منتشر کرد. پس از انتشار این گزارش، همسر حبیب در تماسی با «ابتکار» درباره اتفاقات اخیر توضیح داد. در ادامه مشروح این گزارش را می‌خوانید.
صدا و تصویر حبیب یک سال و نیم بعد از فوت او مجوز گرفته است. احساس شما به این ماجرا چیست؟
وقتی این خبر را شنیدم بسیار ناراحت شدم. مجوز گرفتن آن کلیپ یعنی اهانت! همه ماجرا به «سمیر زند» بازمی‌گردد که نام او به عنوان خواننده در موزیک ویدئو «دیره» مطرح شده است. «سمیر زند» اسم مستعار حسین خزعلی، پسر آیت‌الله خزعلی، است. اگر مصاحبه حبیب با مجله ایده‌آل را بخوانید، حبیب ماجرا را کاملا توضیح داده است. چیزی حدود 5 سال پیش، این فرد از حبیب درخواست کرد تا در قبال مبلغی با او در یک کار همکاری کند. حبیب تنها یک خواننده نبود، او یک آهنگساز، یک تنظیم‌کننده و به عبارت دیگر یک هنرمند بود. آدم باید زندگی کند و از جایی درآمد داشته باشد. در تمام دنیا عرف این است که وقتی هنرمندی با 50 سال سابقه در امور هنری، با فردی که هیچکس اطلاعاتی از او ندارد همکاری می‌کند، هنرمند قدیمی در مقابل این همکاری امتیازهای مهم و خاصی به دست خواهد آورد. به طور مثال اگر هنرمند با یک کمپانی بزرگ همکاری کند، آن کمپانی برای او تورهایی برای اجرای کنسرت تدارک می‌بیند یا مبلغی آنچنانی به او پرداخت می‌کند. حبیب چند سال پس از آمدنش به ایران کاری انجام نداد. بنابراین چیز چندانی هم دست ما نبود، به همین دلیل حبیب قبول کرد که با آقای زند دو خط بخواند، این دو نفر مبلغی را هم برای این‌کار در نظر گرفتند. شوهر من هیچ‌وقت با هیچکس قرارداد امضا نمی‌کرد و به قول و حرف همه اعتماد داشت. وقتی آن آهنگ خوانده و پخش شد، آقای زند، کلاه بزرگی سر شوهر من گذاشت و فرار کرد و رفت. بعد هم فکر کرد که کارش گرفته و لازم نیست بهایی برای آنچه به دست آورده بپردازد. بعد از مدتی او دید ماجرا آن طور که فکر می‌کرده پیش نرفت بنابراین به حبیب تلفن زد و گفت «استاد عذر می‌خواهم و من اشتباه کردم». آن زمان حبیب فوری تلفن را قطع می‌کرد. دل حبیب شکسته بود. حالا همین فرد در این کلیپی که مجوز گرفته حاضر است. فرد اصلی، سمیر زند است، نفر دوم در این کلیپ آلت دست او است.
وزارت ارشاد با شما درباره مجوز این موزیک ویدئو تماس نگرفته بود؟
سوال من این است، وزارت ارشاد چطور بدون هماهنگی با ما به پخش صدا و تصویر حبیب در یک موزیک ویدئو مجوز داده است. اگر کسی از این دنیا برود و 10 هزار تومان در حساب بانکی او وجود داشته باشد، آیا از تمام وارثان آن فرد نمی‌خواهند برای تعیین تکلیف آن پول حضور داشته باشند؟ من و پسرم مجوز گرفتن این کلیپ را از این و آن شنیده‌ایم. من 42 سال برای حبیب زحمت کشیده‌ام، ما شانه به شانه هم زندگی کرده‌ایم. من اصلا از مجوز گرفتن صدا و تصویر حبیب خبر نداشتم. ناگهان متوجه شدم کسی که بزرگ‌ترین‌ کلاه را سر حبیب گذاشته، حالا برای کلیپش مجوز پخش صدا و تصویر حبیب را گرفته است. شوهر من در عمر خود یک نخ سیگار نکشید و یک لیوان مشروب نخورد. سالم‌ترین فرد بود. حبیب دق کرد. نزدیک 40 روز قبل از آنکه حبیب از پیش ما برود، سمیر زند تلاش می‌کرد تا دوباره سمت حبیب بیاید اما پس از آنکه نتوانست، در مصاحبه‌ای به حبیب اهانت کرد. پسرم، محمد، بلافاصله به من تلفن زد و گفت «نگذار پدر در اینترنت این مصاحبه را ببیند»، چون می‌دانست چقدر پدرش حساس است. حبیب حاضر بود گرسنگی بکشد و با چند عدد سیب‌زمینی یک هفته زندگی کند ولی حرمتش حفظ شود. در این شرایط فردی به حبیب با این سن و سال اهانت کرد! من به حبیب گفتم «عزیزجان، تو که می‌دانی چقدر حساسی، محمد هم گفته خبرهای اینترنت را نخوان». خلاصه این که دیگران تلفن کردند و حبیب از ماجرا خبردار شد. شلیک آخر را این فرد به شوهر من زد.
نظرتان درباره مجوز این کلیپ چیست؟
حرف من این است که این مجوز بدون خبردار شدن بازماندگان حبیب و مهم‌ترین فرد که همسر او است، صادر شده است. ما فقط دیدیم کسی که سر حبیب کلاه گذاشته و به او در مصاحبه‌ای توهین کرده است و 40 -30 روز بعد از آن مصاحبه هم حبیب فوت کرد، در موزیک ویدئوی خودش از صدا و تصویر حبیب استفاده کرده است. من این حرف را کجا بگویم؟ به چه کسی بگویم؟
این ماجرا را از طریق مجاری قضایی هم پیگیری کرده‌اید؟
نه، من شکایتم را پیش خدا می‌برم. ولی من از وزارت ارشاد مملکتم گله دارم. مگر شوهر من چه کار کرده بود؟ تمام پیشینه او را بگردید. او چه کار کرده بود که تا وقتی زنده بود مجوز نگرفت؟ من اصلا این را قبول ندارم که مجوزی داده شده است. آن آقا چون در آنجا رابطه داشته، توانسته مجوز بگیرد. البته من مطمئنم که بار کج به مقصد نمی‌رسد اما این واقعیت وجود دارد که از تصویر و صدای حبیب استفاده ابزاری کرده‌اند.
چند روز گذشته در صدا و سیمای اصفهان در برنامه زنده‌رود کلیپی پخش کردند که صدای آقای حبیب نیز در آن پخش شده است. نظر شما درباره این موضوع چیست؟
شما درباره پخش صدای حبیب در صدا و سیما چه فکر می‌کنید؟ آن زمانی که باید صدای حبیب از صدا و سیمای ملی پخش می‌شد، این اتفاق نیفتاد. به همان موزیک ویدئوی مذکور هم مجوز داده‌اند چون آن فرد خودی بوده، آن آقا به خاطر پدرش خودی بوده است. آیا دین ما این اجازه را می‌دهد که وقتی یک فرد فوت می‌کند تنها به یکی از ورثه‌اش از ارث پدر بدهند؟ به نظر من کسانی که این کار را بی‌اجازه خانواده حبیب دست آقای زند دادند، کار درستی نکرده‌اند. چون اصل مسئله آقای زند بوده است. حالا هم که در صدا و سیما ترانه حبیب پخش شده است. این کار نوشدارو پس از مرگ سهراب است و دیگر هیچ تاثیری ندارد. این اتفاق‌ها برای من تکه‌های یک پازل هستند. برای من هم این سوال وجود دارد که این کارها چه معنایی دارد؟ بعد از آن جریان، دیگر چرا دوباره صدای حبیب را از صدا و سیما پخش می‌کنند؟! مگر من به عنوان همسر حبیب نباید می‌دانستم که قرار است صدای او از صدا و سیما پخش شود؟ مگر این مملکت قانون ندارد؟ اگر من نمی‌فهمم یک نفر بیاید و به من بفهماند. ما به این خاطر از ایران رفتیم که شوهرم کار نداشت. همه زندگی‌مان را فروختیم و بعد از اینکه دیدیم هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم از ایران رفتیم. 30 سال آواره دشت و بیابان بودیم. برخلاف کسانی که به ما می‌گویند لس‌آنجلسی، شوهر من تن به هر کاری داد و هر کاری کرد که ایرانی بماند. یک نفر بیاید و بگوید که حبیب یک اشکال داشته است. تا وقتی زنده بود به او مجوز ندادند اما وقتی از میان ما رفت اجازه دادند که صدایش پخش شود.
خواننده‌ها و هنرمندان بسیاری در خارج از کشور دوست دارند به ایران بازگردند. توصیه شما به آنها چیست؟ آیا به آنها توصیه می‌کنید که به ایران بازگردند؟
اگر می‌خواهند به ایران بازگردند تا در ایران دوباره کار کنند و نان‌شان را در بیاورند، توصیه می‌کنم که به ایران بازنگردند. حبیب عاشق ایران بود. وقتی خواست به ایران بیاید به من گفت همه به ایران بازگردیم،به من اجازه کار می‌دهند، من که کاری نکرده‌ام. من هیچ کدام از این حرف‌های حبیب را قبول نداشتم ولی چون اشتیاق را در چهره او دیدم، قبول کردم. او همیشه می‌گفت نمی‌خواهم خارج از مملکتم بمیرم، دقیقا از 30 سال پیش که به خارج از کشور رفتیم مدام این جمله را تکرار می‌کرد. من می‌دانستم که بازگشت او به عرصه موسیقی در داخل ایران به این آسانی نیست. من به هیچ کسی پیشنهاد نمی‌کنم به ایران بازگردد. اگر در ایران پس‌انداز یا مالی دارند که بتوانند در ایران زندگی کنند برگردند ولی در غیر این صورت نمی‌توانند در ایران زندگی کنند. فقط یک نفر بیاید و به من بگوید که حبیب چه گناهی مرتکب شده بود که اجازه کار در کشور را نداشت و بعد از مرگش این اهانت بزرگ را به او کردند. وزارت ارشاد بزرگترین اهانت را به حبیب کرد.
چه کسی به حبیب گفته بود که در صورت بازگشت به کشور اجازه فعالیت خواهد داشت؟
واقعیت چیزدیگری است. حبیب خواهر بزرگتری داشت. وقتی متوجه شد که خواهرش در ایران مبتلا به بیماری شده برای دیدار او به ایران آمد. حبیب به ایران آمد تا خواهرش را ببیند ولی در فرودگاه پاسپورت و لپ‌تاپش را از او گرفتند، او خیلی وحشت زده‌ بود و برای مدتی در ایران ماند تا به سوالات پاسخ دهد. تا قبل از این ماجرا هر وقت حبیب به ایران آمده بود 7 یا 8 روز بیشتر در کشور نمانده بود اما دفعه، وطن هوایی اش کرد. آقایانی از او سوء‌استفاده کردند، دور او جمع شدند و گفتند به ایران بازگرد، ما برای تو اجازه کار می‌گیریم. در آن زمان، ما بعد از 25 سال در لس‌آنجلس پس از آوارگی‌ها، زندگی تشکیل داده بودیم. حبیب به من تلفن کرد که وسایل‌تان را جمع کنید و به ایران بیایید. حبیب مرغش یک پا داشت و وقتی می‌گفت باید همانی شود که من می‌گویم، باید همان اتفاق می‌افتاد. حبیب گفت به من قول داده‌اند. کسی که به حبیب قول داده بود با آقای مشایی هم آشنایی داشت و گفته بود که اسپانسر شما می‌شوم و حتی اگر 10 سال اینجا باشید، خرج شما را می‌دهم اما بعد از 2 سال او هم با حمایت 20 درصدی از صدای حبیب ما را رها کرد. او با آقای مشایی آشنایی داشت. اتفاقا آقای مشایی بعد از رفتن حبیب با من تماس گرفت و گفت ما همان موقع به وزیر وقت ارشاد گفتیم که برای حبیب مجوز بگیریم اما آن وزیر حرف رئیس جمهوری را نخواند. اتفاقا من بعدا همان وزیر ارشاد را در تلویزیون دیدم که از او پرسیده شد آیا شما با آقای احمدی‌نژاد دچار اختلاف نظر بودید و او پاسخ داد که نه، تنها مشکل ما با آقای احمدی‌نژاد این بود که آن زمان یک خواننده لس‌آنجلسی به ایران آمده بود و آنها از ما می‌خواستند که به او مجوز دهیم و ما نمی‌توانستیم. آقای مشایی هم همین را به من گفت که ما از وزیر وقت خواستیم ولی او حرف را از مقامات دیگری به جز رئیس‌جمهوری قبول می‌کرد. تنها موقعی که آقای مشایی با ما تماس گرفت همان موقع بود.
«ابتکار» آمادگی خود را برای انتشار صحبت‌های تمام افرادی که نام آنها در این مصاحبه برده شده است، اعلام می‌کند.

0 0
فاطمه امین‌الرعایا   undefined 1396/11/2 17:46:23

«حبیب» بالاخره مجوز گرفت! یک سال و نیم پس از مرگ این خواننده، دیروز در خبری اعلام شد موزیک ویدئوی «دیره» با صدای احمدرضا محبیان و سمیر زند و همچنین با تصویر و صدای نه چندان شفاف زنده‌یاد حبیب محبیان از دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز انتشار گرفت. سوال مهم این است که چرا حتی مجوز چنین حضوری در زمان حیات این خواننده صادر نشد؟
حبیب، سال 1326 در تهران متولد شد، او‌در سال ۱۳۶۰ به‌دلیل ممنوعیت خواندن، ایران را ترک کرد و در سال ۱۳۶۴ در لس آنجلس در ایالات متحده آمریکا ساکن شد. سال ۱۳۸۸ حبیب به رئیس جمهوری وقت، محمود احمدی‌نژاد، نامه‌ای نوشت و در آن خواستار حضور در کشور شد و با موافقت ضمنی و پذیرفتن رعایت برخی شرایط به همراه خانواده اش به ایران بازگشت. او از سال ۱۳۸۹ برای دریافت مجوز آلبوم اقدام کرد اما هرگز چنین مجوزی صادر نشد. حالا حبیب یک سال و نیم بعد از مرگش می‌تواند در یک موزیک ویدئو حضور داشته باشد و صدای «نه چندان شفاف» او مجوز بگیرد!
فریدون آسرایی، چند سالی خارج از کشور زندگی و کار کرد، پس از بازگشت به کشور توانست مجوز فعالیت و اجرای کنسرت را از وزارت ارشاد دریافت کند. او درباره دلایل مجوز ندادن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به خوانندگانی که چندین سال خارج از ایران زندگی و فعالیت کرده‌اند اما فعالیت‌های‌شان مغایرتی با قوانین کشور نداشته‌ است به «ابتکار» می‌گوید: در این میان چند موضوع مطرح می‌شود، برخی، خوانندگان قبل از انقلاب بوده‌اند که حساسیت‌ روی آن‌ها بیشتر از دیگران است و عده‌ای هم هستند که بعد از انقلاب شروع به فعالیت هنری کردند و امروز جزو خوانندگان فعال لس‌آنجلسی هستند. حساسیت‌ها روی این دو دسته بیشتر هستند و به سختی مجوز می‌گیرند.
مگر ما اجنبی هستیم؟
آسرایی با اشاره به این نکته که «مجوز دادن به حبیب پس از مرگش نوشدارو پس از مرگ سهراب است» می‌گوید: ما می‌گوییم هر ایرانی که در دنیا مرتکب جنایت نشده باشد، باید بتواند به کشور بازگردد و فعالیت کند. مگر ما اجنبی هستیم؟ ما ایرانی هستیم، اینجا آب و خاک ما است. تمام کسانی که در خارج از کشور هستند نسبت به این آب و خاک تعصب دارند، همه آرزو دارند که به کشور بازگردند. چرا نباید اجازه دهیم که این افراد بازگردند؟ البته در زمان دولت اصلاحات فضا کمی باز شد. بهترین توریست‌ها برای کشور همین ایرانی‌هایی هستند که خارج از کشور زندگی می‌کنند ولی متاسفانه این توریست‌ها برای بازگشت به ایران چندان احساس امنیت نمی‌کنند. من هم به عنوان یک فرد دوملیتی حسی مشابه دارم. گاهی درک و فهم چنین شرایطی برای من ممکن نیست. چرا یک ایرانی که در خارج از کشور زندگی کرده نمی‌تواند به کشور باز گردد؟ مگر جرمی مرتکب شده است؟ مگر کسی را کشته است؟ این سختگیری‌ها در دوران گذشته در ایران صورت گرفته است.
این خواننده ادامه می‌دهد: این سخت‌گیری‌ها نارضایتی ایجاد می‌کنند. چند پدر و مادر چشم‌شان به در است که فرزندان‌شان را دوباره ببینند؟ پس رافت و بخشش اسلامی کجاست؟ ما قرآن را با نام خداوندی که بخشنده و مهربان است آغاز می‌کنیم. خدا می‌بخشد ولی بنده خدا نمی‌بخشد. خواننده‌ای در خارج از کشور زندگی کرده است، شعر خاصی که نخوانده است، کاری هم نکرده که خلاف شرع باشد، چرا به چنین کسی مجوز نمی‌دهند؟ این سختگیری‌ها بی‌مورد است و مردم را دلزده می‌کند. به نظر من هرچقدر فضای سیاسی ایران بازتر شود پیشرفت بیشتری حاصل خواهد شد.
مجوزی برای شادی اموات!
آسرایی با بیان اینکه کارهایی که امروز در ایران مجوز می‌گیرند که هرگز در لس‌آنجلس خوانده نشده است، می‌افزاید: ما موافق سانسور نیستیم. خوب است که هر نوع موسیقی در کشور مجوز بگیرد اما اینکه پس از مرگ فرهاد، فریدون فروغی و حبیب که از بین ما رفتند مجوز بگیرند چه فایده‌ای دارد؟ تا زمانی که این افراد زنده بودند قدر آن‌ها را دانستند؟ حالا دیگر چه فایده دارد؟
اعطای مجوز با کیست؟
وزارت ارشاد یا نهادهای بالادستی؟
امروز با فراگیر شدن اینترنت، دسترسی سریع و آسان به هر نوع موسیقی کار چندان مشکلی نیست. در چنین شرایطی مجوز ندادن به یک قطعه موسیقیایی که نه از لحاظ شعر و محتوا و نه از لحاظ محتوا مشکلی ندارد چه صدمه‌ای به اعتبار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین موسیقی کشور خواهد زد؟ آسرایی در پاسخ به این سوال می‌گوید: شما می‌گویید وزارت ارشاد، من بعید می‌دانم وزارت ارشاد در رابطه با خواننده‌هایی که خارج از ایران زندگی می‌کنند و حالا می‌خواهند در ایران بخوانند نقش چندانی داشته باشد. حداقل در زمان آقای مرادخانی این را می‌دانم. سختگیری‌ها در باره اعطای مجوز چندان سخت نیست، گرچه خوانندگان زیرزمینی با مشکلاتی مواجه هستند. چه مجوز داده شود چه نه، مردم آهنگ‌ها را می‌شنوند. ما می‌خواهیم بگوییم موسیقی ما بهتر از آن طرف آب است. پس باید افراد بتوانند قانونی آثارشان را پخش کنند. به نظرم در این سختگیری‌ها تنها وزارت ارشاد موثر نیست، نهادهای بالادستی هم در این ماجرا نقش دارند. وقتی در تهران هر شب چندین کنسرت اجرا می‌شود، چرا در کرج اجازه برگزاری کنسرت داده نمی‌شود؟ الان مجوز به کسی که فوت کرده به چه درد می‌خورد؟ فریدون فروغی نمرد، دق کرد. برای مردم خواندن زندگی این افراد است، وقتی این را از آن‌ها بگیرید دق می‌کنند و دلیلی برای زندگی ندارد.
حبیب را له کردند
تورج شعبان‌خانی، آهنگسازی که با بسیاری از خوانندگان بزرگ ایرانی قبل و بعد از انقلاب همکاری داشته است، در گفت‌وگو با «ابتکار» درباره ماجرای مجوز گرفتن صدای حبیب از وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌گوید: من از دست سیاستگذاری وزارت ارشاد دلم خون است. حبیب اصلا نباید می‌مرد. حبیب فرد معصوم و گناه‌داری بود. اگر کسی او را دیده بود هرگز باور نمی‌کرد که چنین اتفاقی برایش بیفتد. حبیب از دست رفت. او سالیان سال با من دوست صمیمی بود. او اهل نشان دادن خودش نبود. همیشه تلاش می‌کرد کارش را به بهترین نحو انجام دهد. او مخاطب داشت، مردم او را دوست داشتند. حبیب را له کردند، حالا بچه‌اش را هم له کنید، چه فرقی می‌کند؟ اصل ماجرا این است! حبیب ایران را دوست داشت و به کشور بازگشت. آقای احمدی‌نژاد که اصلا معلوم نیست از کجا آمد و کجا رفته به او امید داد و حبیب به ایران آمد اما دید دستش به هیچ‌جا بند نیست. حالا هر گلی هم بزنند، دیگر برای پسرش پدر نخواهد شد. مجوز دادن و ندادن به حبیب دیگر فرقی نمی‌کند.
او به عنوان آهنگساز درباره دلایلی که خوانندگانی در برهه‌ای اجازه فعالیت ندارند اما چندی بعد مجوز دریافت می‌کنند می‌گوید: موضوعی که مطرح است، موسیقی پاپ داستان حوادث روز است و مثل خبر می‌ماند. شاعری در مورد یک موضوع روز می‌سراید و خواننده‌ای آن را می‌خواند. من آخرین فردی هستم که مانده‌ام و با کارهایی هم که می‌بینم و می‌شنوم فقط تاسف می‌خورم.
چرا وقتی حبیب زنده بود مجوز ندادید؟ مرده پرستید؟
این آهنگساز درباره ضربه‌های مجوز ندادن‌های وزارت ارشاد به موسیقی می‌گوید: این مجوز ندادن‌ها سیر تکامل موسیقی را قطع می‌کند، فرزند حبیب مثل حبیب است، فرقی ندارد. ممکن است مثل حبیب نباشد ولی خط و مشی پدرش را دنبال می‌کند. شما به پدرش مجوز ندادید حالا به پسرش مجوز می‌دهید، دلیل چیست؟ مرده پرست هستید؟ من دلم می‌خواست همیشه به موسیقی کمک کنیم. موسیقی پاپ سال‌ها وجود نداشت، من و دوستانم بسیار تلاش کردیم که موسیقی پاپ را زنده کنیم. چه اشکالی دارد خوانندگان جوان هم بخوانند؟ اگر مخاطب داشته باشند، می‌مانند. دلیلی ندارد که همه از همه چیز خوششان بیاید.
مردم ایران سال‌ها از شنیدن صدای کسانی مثل حبیب، فریدون فروغی، فرهاد و بسیاری از مفاخر موسیقی دیگر محروم بودند. چه قطعاتی که می‌شد در تاریچه و گنجینه موسیقی ایرانی بماند و به خاطر برخوردهای سلیقه‌ای چنین نشد، شاید دیگر زمان آن رسیده باشد تا سازوکارها در این زمینه شفاف شوند.