محل تبلیغ شما
افزایش سالمندان رهاشده درخیابان!

تاریخ خبر: 1395/7/6

افزایش سالمندان رهاشده درخیابان!

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

«افزایش سالمندان رها شده در خیابان!»خبر تلخ و کوتاه است: آدم نمی‌داند چه بگوید. اصلاً یعنی چه؟! یعنی کسی پدر و مادر پیرش را بیرون می‌برد و به بهانه‌ای در خیابان او را جا می‌گذارد. درست مثل سر راه گذاشتن نوزادان؟ فرقش این است که این بار حرف از نوزاد ناخواسته و بحران مالی والدین و هزار علت دیگر برای سر راه گذاشتن بچه نیست؛ حرف آدمی است که سنی از او گذشته و در این سال‌های رفته چه‌ها که نکرده! چقدر دست کشیده بر سر بچه‌هایش، چند تابستان صورت عرق کرده شان را با قربان صدقه فوت کرده و چند زمستان دست‌های یخ کرده شان را میان دست‌های بی‌دریغ اش گرم کرده است. فقط خدا می‌داند چقدر از خودش گذشته، چند بار نان از دهان خود گرفته و به دهان کودکانش گذاشته و چه روز و شب هایی، جوانی اش را در بازار سرسخت روزگار چوب حراج زده است.
 


به گزارش ایران، خبر را علی ربیعی، وزیر رفاه می‌دهد. خبر تلخ و تأمل برانگیز. آدم واقعاً نمی‌داند چه بگوید. با خودش فکر می‌کند آن فرزندی که پدر و مادر پیرش را سر راه می‌گذارد، باید چه شکلی باشد؟! حتماً خشن و ترسناک است. مثلاً مردی که چشم‌هایش رنگ خون است و هیچ رحم و مروتی هم ندارد و لابد با بی‌رحمی تمام، پدر یا مادر پیرش را کشان کشان از خانه بیرون می‌برد و او را گوشه‌ای رها می‌کند. تصوراتم اما با دیدن جعفر به هم می‌ریزد. سی و چند ساله است. نحیف، با شانه‌های افتاده. چشم هایش دو دو می‌زند. آنقدر بی‌آزار به نظر می‌رسد که آدم دلش به حالش می‌سوزد. پرسان پرسان پیدایش کرده‌ام. دختر خاله مادرش به زور تلفنش را داد. گفت:«برود به جهنم بی‌چشم و رو! » جعفر خجالت می‌کشد. پای تلفن گفت: «دم خانه نیایید. خودم می‌آیم.» می‌آید دم در روزنامه. اصرار می‌کنم بیاید بالا. قبول نمی‌کند. «همین جا خوب است.» همین اش هم به زور راضی شده بیاید. می‌گوید: « تو را به خدا فقط اسمم را نیاورید! همین نیمچه آبرویم هم می‌رود.»

جعفر که البته من این اسم را رویش گذاشته‌ام، پشیمان است. درست دو سال می‌شود که مادر را ندیده. از همان روز که بیکاری و بی‌پولی آنقدر گلویش را فشار داده بود که دست مادر را گرفت و برد امامزاده صالح. مادر عاشق زیارت است. کدام مادری نیست؟! با خجالت می‌گوید: « داروهایش خیلی گران درمی آمد. خودم دو تا بچه دارم. زنم دائم غر می‌زد. سرکوفت می‌زد که با این بیکاری، مادرت هم سربار ما شده. می‌گفت ببر بگذارش کهریزک. دلم نمی‌آمد. چطور توی چشم‌هایش نگاه می‌کردم و می‌گفتم بیا برویم خانه سالمندان! پاهایش درد می‌کرد اما مغزش که سالم بود! گفتم می‌برمش امامزاده. آنجا یک مؤمنی پیدا می‌شود که کمکش کند.»

چشم‌ها را به زمین می‌دوزد: «‌شما مادر من را دیده‌اید؟» یاد صورت سفید پیرزن می‌افتم. مانتوی مشکی گشاد و روسری کرم که همیشه سرش بود. بارها دیده بودمش. می‌نشست روی سکوی کنار بانک یا کمی آن طرف تر کنار مغازه میوه فروشی. اصلاً آنقدر هر روز آنجا دیده بودمش که دیدنش برایم عادی شده بود. ظاهرش همیشه مرتب بود. تکیه می‌داد به عصا. چند تا لیف دستباف هم می‌گذاشت روی پایش. نه اینکه بساط پهن کند. لیف‌ها فوق فوقش 3، 4 تا بیشتر نبودند. حرف زدن با او راحت نبود. یک لیف خریدم و مشتری شدم. دوست داشتم بیشتر بدانم اما اهل حرف زدن نبود. دیده بودم که غذایش را همان جا در خیابان می‌خورد. گاهی لقمه‌ای که از کیفش بیرون می‌آورد و بعضی وقت‌ها هم یک ظرف یک بار مصرف کنارش بود. معلوم بود مغازه‌دارهای اطراف گاهی برایش غذا می‌برند. نتوانستم از زیر زبانش حرف بکشم. سؤال می‌کردم اما اصلاً محل نمی‌گذاشت. رویش را می‌کرد یک طرف دیگر. انگار مرا نمی‌بیند.

 


نا‌امید شدم. رفتم سراغ مرد میانسالی که همیشه همان حوالی با فرغون، سبزی می‌فروشد. خوش اخلاق است و اهل حرف زدن. از او در مورد پیرزن می‌پرسم. می‌گوید: «هر روز صبح می‌آید اینجا می‌نشیند تا شب. یک چیزهایی خودش می‌بافد و می‌فروشد. غروب‌ها گاهی یک پیرزن دیگر می‌آید دنبالش با هم می‌روند. از آن سرزبان‌دارهاست، برعکس این بیچاره که اصلاً حرف نمی‌زند. گاهی برایش آب یا میوه می‌برم. فقط تشکر می‌کند.» می‌گویم: «می‌شود هر وقت آن خانم سرزبان دار آمد، شماره اش را بگیرید برایم. خبرنگارم.» مرد ذوق می‌کند. می‌گوید:« درباره ما هم بنویسید.» و بعد حالت متفکری به خود می‌گیرد. انگار دارد فکر می‌کند چه مشکلی را مطرح کند که درباره اش بنویسم. قول می‌دهد شماره زن را بگیرد. دو روز بعد از دور که مرا می‌بیند، دست تکان می‌دهد. می‌فهمم شماره را گرفته. امیدوار می‌شوم.

آن طرف خط صدای زن مسن با خوشرویی جواب می‌دهد. می‌گوید: «من دختر خاله اش هستم. پسر بی‌وجدانش ۲ سال پیش گذاشتش بیرون!»
گوشم زنگ می‌زند. زده ام به هدف! حتی فکرش را هم نمی‌کردم که سوژه درست همانی باشد که می‌خواهم.

دختر خاله مادر جعفر ادامه می‌دهد: «این بیچاره هیچ کس را ندارد جز همین پسر ناخلف. شوهرش در جوانی مرده. دست تنها این پسر را بزرگ کرد. من که فامیلش هستم شاهدم که چه سختی‌هایی کشید. پسره هم آخر کار هیچی نشد. درسخوان نبود. هر چند وقت یک بار سر کارهای بیخودی می‌رفت. آخرش هم مادر بدبخت را ول کرد توی خیابان. خدا را شکر که شماره من توی کیفش بود. کسی را که نداشت. گه‌گاهی با هم تلفنی حرف می‌زدیم. از دفتر امامزاده زنگ زدند. شماره پسرش را هرچه گرفته بودند جواب نداده بود. از همان موقع پیش من زندگی می‌کند. من هم تنها هستم. حقوق بازنشستگی کفاف زندگی بخور و نمیرمان را می‌دهد. راضی نمی‌شود در خانه بماند. دست هایش جان ندارد اما هرچند تا که می‌تواند لیف می‌بافد. با قلاب. با همین قلاب بافی و بافتنی این پسر را بزرگ کرد. دیگر دلش نمی‌خواهد پسرش را ببیند. چند بار آمد دم در اما نگذاشت راهش بدهم. دلش شکسته. حق دارد.»

جعفر جلویم ایستاده. با شانه‌های آویخته. حالا قصه‌اش را می‌دانم. با خجالت می‌گوید:« واسطه شوید مادرم مرا ببخشد. دستم خالی است. فعلاً نمی‌توانم بیارمش خانه اما کار که پیدا کردم، برش می‌گردانم.»

نمی دانم چه بگویم. پیرزن کم حرف و آرام چطور دلش راضی می‌شود دوباره پا به آن خانه بگذارد.
جعفر می‌رود. نمی‌توانم قولی بدهم.

قصه پرغصه سالمندی

قصه را در ذهنم مرور می‌کنم. این، فقط یکی شان است. چند سالمند دیگر در خیابان رها شده‌اند؟! چند تای دیگر قرار است رها شوند؟ خدا می‌داند. آمارها، آدم را می‌ترساند. تیتر خبر دوباره در گوشم زنگ می‌زند:« افزایش سالمندان رها شده در خیابان»رها کردن سالمندان در خیابان یا همان سر راه گذاشتن سالمندان، گویی از اتفاقات نوظهور شهرهای بزرگ است، آن‌گونه که ربیعی، وزیر تعاون،کار و رفاه اجتماعی بر این نکته تأکید دارد که افزایش رهاسازی سالمندان در خیابان، بیشتر در شهرهای بزرگ دیده شده و باید تلاش خود را برای برطرف کردن این گونه معضلات انجام دهیم.

اما چه علتی سبب رها کردن سالمندان در خیابان می‌شود؟ مجید ابهری،کارشناس، بیماری سالمندان و ناتوانی مالی خانواده‌ها در نگهداری از آنها را از علت‌های مهم این پدیده می‌داند و می‌گوید: «با توجه به افزایش آمار بیماری‌ها در کهنسالی مخصوصاً بیماری های روانی و آلزایمر و با توجه به اینکه مراکز نگهداری این‌گونه افراد بسیار محدود و نیازمند هزینه‌های سنگین است، بعضی از فرزندان که توانایی پرداخت این هزینه‌ها را ندارند، پدر و مادر پیر خود را در خیابان رها می‌کنند که معمولاً این سالمندان از سوی نیروی انتظامی از خیابان جمع‌آوری شده و به بهزیستی تحویل داده می‌شوند.»

او ادامه می‌دهد:« گران بودن دارو و درمان در دوران سالمندی مخصوصاً داروهای مخصوص بیماری‌های روان و اعصاب، ضرورت استفاده از غذاهای رژیمی برای سالمندان همچنین گرانی پرستار، باید این ضرورت را برای نهادهای اجتماعی مثل وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام(ره) ایجاد کند که به وضعیت سالمندان رسیدگی شود. همچنین رسانه‌ها نیز با اطلاع رسانی و آگاه سازی به فرزندان آموزش دهند که رفتار خود را با والدین بهبود بخشند و ارائه خدمات بهداشتی و درمانی ارزان یا رایگان به سالمندان نیز می‌تواند از این‌گونه مشکلات جلوگیری کند.»

دکترفرید براتی سده، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان اما گویا خبرهای خوشی در این باره دارد. او از تدوین سند ملی سالمندان خبر می‌دهد که قرار است تا یک ماه دیگر به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی تقدیم شود. او البته به کار بردن اصطلاح «سالمند رها شده» را درست نمی‌داند و معتقد است که  سالمندانی که در مراکز بهزیستی نگهداری می‌شوند، رها شده نیستند بلکه شرایط مطلوب نگهداری آن‌ها در خانواده وجود ندارد. براتی، تعداد این سالمندان را 21 هزار نفر عنوان می‌کند. دوباره یاد چهره آرام و غمگین مادر جعفر می‌افتم و خودش با آن شانه‌های آویخته و چشم‌های خجالت زده. دلم برای هردویشان می‌سوزد. آدم نمی‌داند چه بگوید.

 

 

این در حالی است که سالمندی هم بخشی از زندگی افراد است و باید با برنامه مدون آن را به بهترین نحو گذراند، چرا که سالمندان هم به دنبال راهی هستند تا تنهایی خود را پر کنند، گرچه هنوز خانواده های بیشماری وجود دارند که از سالمندان خود نگهداری می کنند، اما برخی از آنان نیز در جامعه رها شده اند که باید فکری اساسی در این زمینه کرد و خدمات نگهداری آنان را تحت پوشش قرار داد، چون سالمندان در معرض استرس و ترس از تنهایی هستند که ممکن است به آنها صدمه وارد کند
بنابراین بیشتر از پیش نیاز است که مساله سالمندی مورد توجه متولیان امر قرار بگیرد تا همچنان احترام به سالمند در فرهنگ ما استمرار داشته باشد.

افزایش شمار سالمندان
«در سال 1335، سه درصد جمعیت کشور سالمند بودند که در سال 90 به 2/8 درصد رسید و پیش بینی می شود تا سال 1404 به 10 درصد و تا سال 1430 به 21 تا 25 درصد برسد. بنابراین افراد زیر 15 سال و بالای 60 سال در سال های آینده با هم برابر می شوند.» 
این اظهار نظر روز گذشته توسط رئیس سازمان بهزیستی انجام شد. به گفته انوشیروان محسنی بندپی سالمندان امروز با دیروز فرق اساسی دارند و دارای ظرفیت و استعدادهای خوبی هستند، چرا که یک پنجم از طول زندگی افراد در این مقطع است و کشور می تواند از آنها در توسعه پایدار خود استفاده کند
از طرفی برخی شاخص ها نشان می دهد این گروه یک تهدید نیستند بلکه رفاه و حمایت اجتماعی و مراقبت های بهداشتی برای آنها بهتر شده است. او بیان کرد: در سال 95 سالمندی از ردیف اعتباری خاصی برخوردار شد و اکنون در بسیاری از استان ها طرح های حمایتی ویژه داریم
به طور مثال، در یک استان به صورت پایلوت طرح پرداخت ایاب و ذهاب سالمندان در دستور کار است و با معاونت زنان ریاست جمهوی برای 45 هزار زن سالمند در 10 استان برنامه تغییر سبک زندگی و مهارت ها را داریم
به گفته محسنی بندپی رئیس سازمان بهزیستی کشور گفت: اکنون نگرانی از تنها بودن سالمندان وجود دارد، زمانی کودک رها شده در خیابان ها داشتیم. اکنون سالمند رها شده داریم. البته هنوز در فرهنگ کلی ما احترام به سالمند وجود دارد اما تنهایی، گوشه نشینی و انزوا در بین سالمندان در حال افزایش است. البته مراکز شبانه ما هنوز ظرفیت خالی دارند و مراکز روزانه ما تکمیل شده که نشان می دهد تمایل به نگهداری سالمند هنوز وجود دارد
او افزود: حدود 600 هزار سالمند را تحت حمایت داریم که 100 هزار نفر از آنها یارانه می گیرند، 18 هزار نفر در مراکز شبانه روزی هستند که یارانه آنها حدود 600 هزار تومان است و یارانه در مراکز روزانه حدود 300 تا 350 هزار تومان است. به گزارش فارس، او افزود: برای حمایت های درمانی و بیمه تکمیلی در حال حاضر بیمه آتیه سازان از آنها حمایت می کند. البته کسانی هستند که بیمه تکمیلی ندارند و بیمه سلامت ایرانیان از آنها حمایت می کند.

پرداخت یارانه سالمندان به خانواده ها
«طرح «مراقبت در منزل» و کمک هزینه آن نیز در این سازمان فعال شده به طوری که چنانچه خانواده ای تمایل به نگهداری سالمند خود در خانواده داشته باشند یارانه ای که حدود یارانه مراکز شبانه روزی و روزانه سازمان بهزیستی است به افراد خانواده پرداخت خواهد شد.» این اظهار نظر روز گذشته توسط رئیس شورای ملی سالمندان کشور انجام شد. هر چند تکریم سالمندی در فرهنگ ما همچنان پا برجاست، اما عده ای از خانواده ها هستند که به دلایلی قدرت نگهداری از سالمندان را ندارند
رئیس شورای ملی سالمندان کشور گفت: در سال جاری برای نخستین بار ردیف اعتباری در سازمان بهزیستی و وزارت رفاه برای رسیدگی به وضعیت سالمندان در نظر گرفته شده است که رقم آن در وزارت رفاه سه میلیارد و 550 میلیون تومان و در بهزیستی حدود یک میلیارد و 700 میلیون تومان است که در سال آینده نیز پیشنهاد افزایش بودجه را در این خصوص ارائه داده ایم
به گزارش ایسنا، بنا به گفته فرید براتی سده بر اساس سرشماری سال 90 حدود 51 درصد جمعیت سالمند بالای 60 سال را زنان و 49 درصد را مردان تشکیل می دهند؛ در واقع به سمت افزایش زنان سالمند می رویم و به این ترتیب باید این واقعیت را بپذیریم که جامعه به سمت سالمندی رفته، تعداد زنان سالمند رو به افزایش است اما زیرساخت های لازم فراهم نیست.

 

تا چند سال نگهداری از پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها در فرهنگ ایرانی جزو بدیهیات بود اما حالا با گسترش شهرنشینی این فرهنگ هم رو به فراموشی گذاشته است. مرکز آمار ایران اعلام کرده است که در حال حاضر بیش از 6میلیون سالمند در ایران زندگی می‌کنند.

2برابر شدن جمعیت سالمند ایران تا سال 1410
 اما این همه ماجرا نیست. صندوق جمعیت سازمان ملل پیش‌بینی کرده که تا سال 1410 جمعیت سالمند ایران دو برابر می‌شود و ادامه روند فعلی کشور را با بحران مواجه خواهد کرد.
به گزارش «کسب و کار»، جمعیت جوان ایران به سوی سالمندی حرکت می‌کند در حالی که هیچ فکری برای آنها نشده است. فضاهای شهری ایران در حال حاضر قابل استفاده برای سالمندان نیست و هیچ حرکتی هم برای قابل استفاده شدن آنها برای سالمندان انجام نشده است. وضعیت بیمه و مستمری سالمندان نامناسب است و بسیاری از آنها از پس تامین هزینه‌های زندگی‌شان برنمی‌آیند. عملا هیچ نهادی مسئولیت رسیدگی به شرایط رفاهی آنها را بر عهده ندارد مگر اینکه بازنشسته ارگان‌های خاصی باشند. طبق آمار آخرین سرشماری‌ها 5/8 درصد مردان سالمند و بیش از 20 درصد زنان سالمند تنها زندگی می‌کنند؛ اما حالا وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از رها کردن سالمندان خبر داده و می‌گوید تا یک زمانی شاهد بودیم که بچه‌ها را رها می‌کردند حالا این کار را با سالمندان می‌کنند.
وزیر کار در این مراسم گفته است که در بهزیستی باید پدر و مادر کودکانی باشیم که هیچ‌کس نگران حال آنها نیست. باید به فکر سالمندان رها شده‌ای باشیم که فرهنگ آن اکنون در جامعه شکل گرفته است. در گذشته شاهد آن بودیم که کودکان را رها می‌کردند اما در حال حاضر شاهد افزایش تعداد سالمندان رها شده در جامعه هستیم. وی درمان را تنها 3 درصد از مسائل سالمندی دانست و افزود: مشکل و دغدغه اصلی آنان عاطفه است و باید این عاطفه‌های از دست رفته را به آنها بازگردانیم.

 5/1 میلیون حداقل هزینه ماهانه نگهداری هر سالمند
در حالی وزیر رفاه از برگرداندن عاطفه به زندگی سالمندان صحبت می‌کند که مسائل اقتصادی احتمالا مهم‌ترین دلیلی است که خانواده‌ها مجبور می‌شوند سالمندان را رها کنند تا به صورت رایگان و توسط موسسات خیریه به مراکز نگهداری از سالمندان برده شوند. درحال حاضر بیش از
228 مرکز شبانه روزی نگهداری سالمندان در کشور فعالیت می‌کنند. مدیرعامل موسسه خیریه کهریزک هم در مصاحبه‌ای اعلام کرده که هزینه ماهانه نگهداری از هر سالمند در این موسسه در سال 92 حدود 1میلیون و 500 هزار تومان بوده است. البته این رقم بسته به کیفیت خدمات ارائه شده و چند تخته بودن اتاق‌ها متغیر است.
نگهداری از سالمندان به دلیل نبود حمایت بیمه‌ای مناسب و بیماری‌های همیشگی آنها در این سنین و فقیر‌تر شدن جامعه، در توان بسیاری از خانواده‌های طبقه متوسط به پایین نیست. با این حال ربیعی معتقد است راه‌حل این مشکل، احیای برخی الگوهای رفتاری فراموش شده در جامعه است. ربیعی می‌گوید: در حال حاضر هیچ نهاد مشخص شده‌ای در دولت متولی این امر نیست و شاید بهزیستی باید متولی آن باشد، زیرا مردم امروز بسیار بی‌پناه شده‌اند و در شهرهای بزرگ نیز اتکا به یکدیگر کاهش یافته است و بهزیستی باید این فرهنگ‌های فراموش شده را بازیابی و احیا کند.  وی در مراسم معارفه محسنی بند‌پی، رئیس جدید سازمان بهزیستی کشور و تقدیر از 43 ماه خدمت همایون هاشمی، رئیس سابق این نهاد که در محل سازمان بهزیستی برگزار شد، افزود: من برای انجام این جابه‌جایی‌ها استخاره کرده‌ام که خوب آمد و گمان کردم که الان وقت مناسب این تغییر مدیریت است. وزیر کار ادامه داد: همواره محرومیت و کم‌برخورداری در ذات هر نظامی وجود دارد اما نباید اجازه دهیم صدای محرومیت‌ها در جامعه خاموش شود و در واقع، در بهزیستی نماینده صداهای خاموش جامعه  هستیم.

 

 

 

 

 

 

وزیر رفاه با اشاره به اینکه مساله معلول و سالمند عاطفه و برگشت به زندگی است، نسبت به بی‌اعتنایی به سالمندان هشدار داد.

به گزارش تسنیم؛ علی ربیعی در مراسم تودیع و معارفه رئیس سازمان بهزیستی کشور که با حضور معاونان وزارت رفاه، سازمان بیمه سلامت و سازمان بهزیستی کشور برگزار شد گفت: پیشنهاد می‌دهم خیریه‌ای در مجلس برای ارائه خدمات به جامعه هدف سازمان بهزیستی تشکیل شود تا منشأیی برای خیر جمعی برای این سازمان بوده و ضمنا عقبه حقوقی و فکری ایجاد کند.

او ادامه داد: عمر کاری ما 4 سال و نهایتا 8 سال است و به طور قطع نیاز به فکر و ایده جدید داریم. برای جابه‌جایی رئیس سازمان بهزیستی نیز استخاره کردم که آیه عجیبی آمد؛ در این جابه‌جایی مصلحت جامعه هدف و بهبود وضع آنها را مدنظر داشتم.

وزیر رفاه گفت: برای ما افزایش منابع، فکر و تحول بیشتر در سازمان بهزیستی مدنظر بود و در راستای اجرای برنامه‌های این سازمان باید درست تصمیم بگیریم چرا که در قبال خدا، امام، مقام معظم رهبری و شهدا مسئولیم و باید به ارزش‌های نظام جمهوری اسلامی اضافه کنیم، برخی افراد خود را وقف می‌کنند تا پایه‌های نظام مستحکم‌تر شود، امیدواریم ما نیز از این گروه باشیم؛ ما حق نداریم موفق نشویم ما به دولت، نظام و جامعه تعهد داریم.

ربیعی همچنین گفت: باید رفتارهای فراموش‌شده در جامعه را احیا کنیم و بهزیستی پایگاهی برای این امر است. در جامعه امروز باید ارزش‌ها و استحکام اجتماعی احیا شود، باید توجه کنیم که تنهایی‌ها در جامعه آسیب به بار می‌آورد و شاید بهزیستی یکی از متولیان این موضوع باشد، باید به ارزش‌ها و زمانی برگردیم که افراد خود را برای ارتقای دیگر پل عبور می‌کردند. ما در دوران جنگ نیز نشاط اجتماعی داشتیم و این از برکات آن دوران بود.

او با بیان اینکه وجوهی از کار در سازمان بهزیستی هنوز کشف نشده است، گفت: جامعه ما نیاز به نشاط اجتماعی دارد و باید بدانیم که پاشیدن پول در جامعه نشاط و خوشبختی نمی‌آورد. بهزیستی جزء گروه‌هایی است که همواره مورد تاکید امام (ره) بود، نباید بگذاریم صدای محرومان در جامعه خاموش شود و باید پناهگاه کودکانی باشیم که هیچ‌کس پناهگاه آنها نیست.

وزیر رفاه گفت: آمارها نشان می‌دهد که سالمندان رها شده در خیابان روبه افزایش هستند، در حالی که این موضوع در گذشته تنها در مورد برخی نوزادان اتفاق می‌افتاد. باید بدانیم که مساله معلول و سالمند مساله عاطفه و برگشت به زندگی است. ما باید طعم شیرین نظام جمهوری اسلامی ایران را بچشیم و آنها احساس کنند که این نظام متفاوت است، با توجه به نامگذاری این سال به نام دولت و ملت همدلی و همزبانی می‌توانیم تحقق این نام را از همین نقطه و سازمان شروع کنیم.

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

 

0 0
محمد مهدی   1395/7/6 04:51:08

فقط یک میلیون و ۵۰۰ هزار سالمند در ایران تحت پوشش کمیته امداد هستند!
فاطمه رهبر، معاون حمایت و سلامت خانواده کمیته امداد امروز دوشنبه ۵ مهرماه به مناسبت روز جهانی سالمند گفت: "یک میلیون و ۵۲۶ هزار و ۵۰۳نفر، حدود ۲۵ درصد سالمندان در ایران، تحت پوشش کمیته امداد هستند."
به گفته معاون حمایت و سلامت خانواده کمیته امداد ۶۲ درصد از سالمندان تحت پوشش این نهاد ساکن روستاها و ۳۸ درصد آنها ساکن شهر هستند. همچنین ۶۲ درصد این افراد را زنان و ۳۸ درصد آنها را مردان تشکیل می دهند.
براساس گزارش معاون حمایت و سلامت خانواده کمیته امداد بیشترین سالمندان در استان‌های خراسان رضوی، فارس، سیستان و بلوچستان و گیلان زندگی می کنند.
استان‌های سمنان، البرز، یزد و قم کمترین شمار سالمندان را به خود اختصاص داده‌اند.
براساس آمار سازمان بهزیستی در حال حاضر ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار سالمند در ایران زندگی می‌کنند.