محل تبلیغ شما
موریانه جینگیلی آمریکا، فینگیلی اسرائیل!+فیلم

تاریخ خبر: 1397/3/19

موریانه جینگیلی آمریکا، فینگیلی اسرائیل!+فیلم

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

آمریکای گوگولی، چرا انقد فضولی!

موریانه جینگیلی آمریکا، فینگیلی اسرائیل!

 

محمدرضا ستوده- در راهپیمایی دیروز ضرب شست محکمی به آمریکا و دیگر جنایتکاران عالم نشان داده شد که از دیروز تا الان چون بید بر قدرت نداشته خود می‌لرزند. در قسمتی از راهپیمایی دیروز، فردی که صدای کُلُفت، خشن و قدرتمندی داشت، پشت بلندگویی فریاد می‌زد:
- فینگیلی آمریکا
جمعیت: هِی 
- جینگیلی اسراییل
جمعیت: هِی
- درد بگیرید، کوفت بگیرید، ایشالا بمیرید
من فکر می‌کنم به خاطر سر دادن این شعار هولناک و خانمان برانداز، مایک پمپئو حداکثر تا فردا صبح حرفایش را پس بگیرد.
به نظر من این همه خشونت در مقابل آمریکا درست نیست. به هر حال آنها هم آدم هستند. بهتر است کمی مهربان‌تر و ملایم‌تر با آنها برخورد کنیم. درست است که آمریکا کشوری خونخوار، مستکبر، زورگو، جنایت‌پیشه، استعمارگر، استثمارچی و بی‌تربیت است اما باید تعادل را در شعارها حفظ کرد و طرف مقابل را به خاک و خون نکشید. شعار فینگیلی آمریکا بیش از اندازه تند است و تمام پل‌های پشت سر ما را خراب می‌کند. شاید دنیا چرخید و چرخید و ما خواستیم یک برجام دیگر امضا کنیم، بعد طرف آمریکایی به ما نمی‌گوید که شما به ما گفته‌اید فینگیلی پس ما با شما برجام امضا نمی‌کنیم؟
چند لحظه صبر کنید... همین الان به من اطلاع دادند که دیروز یک شعار ملایم‌تر هم می‌دادند و آن شعار این بوده:
ترامپ مو طلایی
بی‌مادر و روانی
خب الان درست شد. این همان چیزی بود که من دنبالش بودم. یک شعار ملایم و عاقلانه در بستری از ادب و احترام به طرف مقابل در عین دشمنی.
من تعدادی شعار پیشنهادی داشتم که به دلایل بسیاری نمی‌توانم آنها را مطرح کنم. شما را با همین دو شعار تنها می‌گذارم تا سال آینده.

جهان صنعت

موریانه جینگیلی آمریکا، فینگیلی اسرائیل!

 

راهپیمایی روز قدس در چند سال اخیر با حاشیه های فراوانی همراه شده است. فحاشی عده ای تندروی دلواپس به مقامات دولتی انگار به بخش جدایی ناپذیر این مراسم تبدیل شده است. دردناک است که کسانی با «زبان روزه» این همه آسان برای یک مدیر هموطن آرزوی «مرگ» کنند یا به او لقب کریه «وطن فروش» و «منافق» بدهند.

این بار نوبت دکتر علی اکبر صالحی بود. مرد آرام و جنتلمنی که رئیس سازمان انرژی اتمی کشور است و البته در دولت محمود احمدی نژاد پس از کنار گذاشته شدن منوچهر متکی، وزیر امورخارجه شد. پذیرفتن اینکه این فحاشان همواره به صورت «خودسر» و «خودجوش» دست به این کار می زنند و از شکایت و دادگاه و برخورد قضایی هم مصون می مانند دشوار است. این همه مصونیت؟!

روز پیش با اشاره به دیدار ترامپ-کارداشیان یادداشتی در مورد تقلیل امر سیاسی در دنیا نوشتم. (اینجا) خوانندگانی کامنت گذاشتند و از نمونه های ایرانی یاد کردند. البته که مثال های ایرانی هم کم نبود اما به دلیل پاره ای از معذوریت های عموماً اخلاقی در سایت عصرایران از درج آن بخش خودداری کردیم ولی از قرار معلوم این موج را سر باز ایستادن نیست.

 

مخالفت با رژیم صهیونیستی اسرائیل خاص ایران نیست و به پس از انقلاب هم اختصاص ندارد. چهره های شاخص بسیاری در دنیا با رفتارهای این کشور در قبال فلسطینیان مخالفت کرده اند و ابایی ندارند اسرائیل را «غاصب سرزمین» بنامند. نکته جالب اینجاست که قبل از انقلاب و در دوران رژیم پهلوی هم نه فقط مردم مسلمان بلکه روشنفکران حتی غیرمذهبی هم به رفتار اسرائیل در قبال مردم فلسطین واکنش نشان دادند و آن را نمونه ای از «ظلم» قلمداد می کردند.

پس از انقلاب همواره از راهپیمایی روز قدس به عنوان «پیام مردم ایران به جهانیان» یاد می شود اما در میان شعارهای مختلفی که امسال سر داده شد، شعار-نفرینی بدین مضمون هم در شبکه های اجتماعی دست به دست شد: « آمریکای فینگیلی، اسرائیل جینگیلی، درد بگیرید، کوفت بگیرید، الهی بمیرید».

خبرگزاری اصولگرای فارس ویدئویی از این حرکت را با عنوان «شعار باحال جدید در روز قدس تهران» منتشر کرد که هزاران نفر آن را دیدند و در شبکه های اجتماعی دست به دست می چرخد. شعاری که بسیاری را یاد امیر تتلو انداخت، خواننده زیرزمینی که ترانه ای با چنین واژگانی در کارنامه اش دارد.

در چند سال اخیر راهپیمایی روز قدس هم مانند راهپیمایی ۲۲ بهمن از یک حرکت سیاسی صرف به سمت یک کارناوال رنگین خانوادگی تغییر ماهیت داده است. به ویژه در تهران که معمولاً در حاشیه خیابان انقلاب غرفه های متعدد برپا می شود و بازار مسابقه و جایزه و حضور مجری های تلویزیون و حتی تبلیغ برخی محصولات متداول شده است اما تقلیل این حرکت و نشانه های آن را نباید دستکم گرفت.

وقتی در صدا و سیمای رسمی ممکلت کُری خواندن یک لمپن مجازی با کلید واژه «کسگَم» علیه ترامپ پخش می شود، در راهپیمایی ۲۲ بهمن پوستر بزرگ او را با شعار «مُشکل برات پیش میارم» می چرخانند، عده ای پرچم آمریکا و انگلیس را تن الاغ می کنند و آنها را به خیابان می آورند، مسابقه پرتاب دارت به سمت چهره های برخی از سابقون انقلاب برگزار می کنند، به سمت برخی مدیران مملکت آب دهان و لنگه کفش پرتاب می کنند، از دیوار سفارت بالا می روند و ... شعار «جینگیلی، فینگیلی» هم نباید عجیب باشد و ادامه همان مسیر است.

تقلیل امر سیاسی، مبتذل کردن مفهوم مبارزه، تبدیل اعتراض به مضحکه، به حاشیه راندن و منزوی کردن منتقدین منصف و میدان دادن به تندروها و ... همه نشانه هایی از این امر هستند که کار از دست عقلا در حال خارج شدن است و آنها که سواد و بینش ندارند و «شور» را بر «شعور» غلبه می دهند اندک اندک فاتح حوزه های مختلف شده اند و این امر نه یک جریان سیاسی که هویت، شخصیت و آبروی سیاسی کشور را به مخاطره انداخته است.

نباید گله مند بود که مخالفان کشور از میان صدها شعار و هزاران صحنه تنها روی « آمریکای فینگیلی، اسرائیل جینگیلی» مانور بدهند. این پاس گل های طلایی را خودمان به آنها می دهیم. فراموش نکنیم که در زبان فارسی ضرب المثل «دشمن دانا که غم جان بود، بهتر از آن دوست که نادان بود» پرکاربرد است و این روزها انگار بیش از «دشمن» باید نگران«دوستان نادان» بود که در همه جا رسوخ کرده اند و مثل موریانه، اعتبار کشور را می خورند.

عقلای قوم! مراقب این عزیزان باشید. به اسم «شور و هیجان» این رفتارها را توجیه نکنید. سکوت در مقابل این رفتارهای سبکسرانه فقط به تکثیر آن کمک می کند. ضربه هایی که آنها می زنند گاهی از خنجر هر دشمن دردناک تر، کاری تری و خطرناک تر است.

دنیای اقتصاد

لینک فیلم

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

0 0
مریم آقایی   undefined 1397/3/20 20:00:30

حال نداشتم چشم‌هایم را باز کنم. از سر و صداهای خانه معلوم بود که اوضاع چندان به سامان نیست. بابا گفت: «چرا بیدار نمیشه؟ میخوام بدونم قیافم‌رو ببینه چی میگه!» مامان جواب داد: «اونجوری نرو جلوش مرد گنده. میترسه!» بابا گفت: «این سرتقی که زاییدی، از دیو دو سر هم نمیترسه» مامان هم جواب داد: «از دیو دو سر ممکنه ولی از این ریخت و قیافه تو حتما میترسه! من بهتر میدونم چی زاییدم».

سایه بابا افتاده بود روی صورتم و نگاه مشتاقش را مستقیم دوخته بود به چشم‌هایم تا آن‌ها را باز کنم و من همچنان الکی مثلا من خوابم، آرام نفس می‌کشیدم. نخیر؛ بابا ول کن نبود. شروع کرد به قلقلک دادن و شعر خواندن: «جینگیلی دخترم، فینگیلی دخترم، درد نگیری، کوفت نگیری، ایشالا نمیری... چشماتو وا کن، سرتو بالا کن، دختر قشنگم».

اگر چشم‌ها را باز نمی‌کردم این ترانه منحصر به فرد را تا وقتی از پا دربیاید می‌خواند و دیوانه‌مان می‌کرد. پس با خمیازه کشداری چشم‌هایم را باز کردم. تا آمدم دهان باز کنم و صبح به خیر بگویم یک عدد كله مربع اسفنجی که آخر نفهمیدم بابا از کجا آورده بودش پرید جلویم. عروسك خنده‌اش زیادی غیر طبیعی بود. انگار که مثلا با بانو كيم ديداري داشته و بعد تافت زده بودندش و فرستاده باشندش بالای سر من. همان‌قدر ذوق‌مرگ و مضحک. یک جوری ترسیدم که سکسکه‌ام گرفت. از آن‌هایی که دل و روده آدم را به‌هم گره می‌زنند.

بعد هم شروع کردم به گریه کردن و جیغ زدن. زبانم هم خداروشکر قفل شده بود. بابا ماسک عروسکی را از سرش برداشت و گفت: «منم... بابات! گریه نکن. چی شدی یهو؟» یهو؟ نه واقعا یهو؟ مامان سر رسید و گفت: «کار خودت‌رو کردی؟ گفتم که میترسه» بابا عصبانی فریاد زد: «تقصیر توئه! تو تلقین کردی بهش» مامان نیشگونی از بازوی بابا گرفت و گفت: «چرت و پرت نگو.

اين عروسکه انقدر ترسناكه که به درد آتیش زدن هم نمیخوره». بابا در حالی که جای نیشگون را می‌مالید، گفت: «ایشون، با همین قیافه‌اش، ممكنه يه روز با کیم جلسه داشته باشه، زنش الهه زيبايي باشه و دخترش ماه شب چهارده. اون‌وقت من با قیافه....» مامان در حالی که من را بغل کرده بود تا بلکه گریه‌ام قطع شود، با یک جیغ خانمان‌برانداز رو به بابا گفت: «تو با قیافه E.T، زنت مثل سفیدبرفیه و دخترت انگار زیبای خفته‌اس.

شانس از این بیشتر؟» فرکانس جیغ مامان به حدی بود که کله عروسكي از دست بابا قِل خورد و من گریه‌ام را تمام کردم. درست همان لحظه بود که فهمیدم زبان تازه باز شده‌ام، بسته شد و تنها راه همان گریه و ونگ‌ونگ است. آن هم در حالی که من و مامان شال و کلاه کردیم به سمت خانه بابابزرگ و بابا را با گوشی ناقص و برگ‌هایی ریخته شده تنها گذاشتیم.