محل تبلیغ شما
پرونده دلار

تاریخ خبر: 1397/1/20

پرونده دلار

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

کودتای‌ ارزی علیه روحانی

به وقت دلار

دلایل بحران در بازار ارز

آشفته‌بازار

قیمت دلار ؟ الان یا الان

به کجا چنین شتابان؟ تومن از دلار پرسید

چالش سیاست در چهار راه استامبول

 

کودتای‌ ارزی

آرمان: اگر تاثیر ارز در زندگی مردم مستقیم نباشد، تاثیر روانی آن بر جامعه می‌تواند بسیار شدید باشد. نوسانات بازار ارز و سکه موجب برهم خوردن آرامش روانی شهروندان می‌شود. دقیقا از این زاویه است که بخش‌هایی از شکست‌خوردگان عالم سیاست می‌توانند وارد این فضا شوند و بازار ارز و طلا را به حوزه‌های دیگری غیر از حوزه اقتصاد بکشانند با این امید که از آن سلاحی سیاسی بسازند و یا با این قصد که آن را به ابزاری برای ناکارآمد نشان دادن دولت تبدیل کنند. هنوز از روزی که حسن روحانی اعلام کرد دولت او پرداخت بدهی 11 هزار میلیاردی موسسات مالی واعتباری را تقبل کرده و با این کار مشکل بزرگی چون موسسات مالی را ساماندهی کرده، زمان زیادی نمی‌گذرد. رئیس‌جمهور به صراحت گفت که دست عده‌ای را از چنگ‌اندازی مستقیم به سرمایه‌های مردم کوتاه کرده است اما بسیار ساده انگاری است اگر تصور شود آن افراد دست به کار نمی‌شوند، هنوز چنان قدرتی دارند که بتوانند منویات خود را دنبال کنند. گروه‌های زیرزمینی اقتصادی هم هستند که این روزها سخن از آنها در مقالات سیاسی و اقتصادی به تواتر رسیده است. همان گروه‌هایی که دست‌شان از موسسات مالی غیر مجاز کوتاه شد، همان افرادی که نقش تعیین کننده در بازار ارز بازی کرده و می‌کنند، توان مالی مبهم و ناروشن خود را به مثابه موجی سهمگین وارد بازار ارز و طلا کرده‌اند تا به یک تیر دو نشان بزنند. هم دولت را از کارآمدی دور کنند و هم مردمی را که برخلاف همه تبلیغات و فشارها به دولت روحانی رای دادند، تحت فشار روحی و روانی قرار دهند تا با این کار از دو طرف انتقام بگیرند. بازار ارز و طلا اگر چه می‌تواند تحت تاثیر تحولات و متغیرهای جهانی دچار تلاطم شود اما تحویل چنین موجی فقط به مسائل جهانی ندیدن درست مشکل است. برجام و رفتار خارج از عرف دیپلماتیک آمریکا در کنار جنگ تعرفه‌ای سهمگینی که بین دو قدرت اقتصادی چین و آمریکا ایجاد شده و فشار سنگینی که اخیرا سازمان تجارت جهانی WTO تحمل می‌کند، می‌تواند در بازار ارز و طلا تاثیر بگذارد که می‌گذارد اما به دلیل توزیع آن در سطح اقتصاد جهان، نمی‌تواند دامنه آن در یک کشور آنقدرها وسیع باشد. ناهماهنگی‌هایی که بین وزرای اقتصادی کابینه مشاهده می‌شود هم در جای خود قابل بررسی و دقت نظر است اما بازهم نمی‌تواند به تنهایی در این حوزه چنین موثر باشد. درست این است که دولت دست عده‌ای را برای چنگ‌اندازی به بیت‌المال کوتاه کرد و اکنون باید تاوان بپردازد. پشت پرده این نوسانات لحظه‌ای ارز عده‌ای سرمایه‌سالار هستند که با تلا طم بازار می‌خواهند علیه دولت کودتای ارزی کنند اما آنها بی‌تردید یک چیز را فراموش کرده‌اند؛ مردم را. آنها فراموش کرده‌اند که اگر مردم از ماهیت آنها باخبر شوند، واکنش خود را به موقع نشان خواهند داد.

افزایش غیر منتظره

آنانی که کمی با مبادلات ارزی آشنا باشند هیچگاه گزینه وضعیت اقتصادی را در صدر چرایی فراهم آمدن زمینه برای افزایش نرخ ارز قرار نمی‌دهند بلکه به‌خوبی می‌دانند باید به گزینه‌های دیگر که سیاست و تضعیف دولت است هم بیندیشند.

روحانی خبر داد که خبر دارد!

برای پی بردن به چگونگی رشد یکباره نرخ ارز بهتر آن است به اظهارات رئیس جمهور در بهمن سال گذشته رجوع شود. دکتر حسن روحانی 17 بهمن در نشست خبری خود در پاسخ به این سوال که آیا نوسانات ارزی و افزایش قیمت دلار در بازار یک اقدام از جانب دولت به جهت تأمین بودجه به حساب می‌آید یا خیر؟ گفت:« ما نرخ ارز کنونی را متعادل نمی‌بینیم و این رقم باید به تعادل برسد. افزایش نرخ دلار نسبت به هفته‌های گذشته حتماً نمی‌تواند دلایل تجاری داشته باشد. چرا که ما در تأمین ارز و همچنین مخارج ارزی تراز مثبت داریم. وی با بیان اینکه برخی می‌گویند دولت خودش ارز را گران می‌کند، تصریح کرد: این موضوع درست نیست چرا که زمانی دولت این کار را انجام می‌دهد که دچار کسر بودجه باشد. اما ما امسال نه تنها کسر بودجه نداریم بلکه تمام آنچه در ابتدای سال تصویب شده، که با همان ارقام در حال اجرایی شدن است.رئیس جمهور گفت: بنابراین افزایش نرخ ارز قاعدتاً دلایل روانی و تبلیغاتی دارد» در این تاریخ رئیس جمهور به این روند غیرطبیعی اشاره دارد اما به دلایل آن اشاره‌ای نمی‌کند که شاید دلیل آن جلوگیری از جری شدن بیشتر آنانی باشد که با اهداف خاص در حال برنامه‌ریزی علیه دولت هستند..

روایت سیف از نقش آمریکا

رئیس بانک مرکزی هم تحلیلی از چرایی وضعیت ارزی کشور دارد. ولی ا... سیف می‌گوید: عامل اقتصادی که موجب پیشی گرفتن تقاضا از عرضه و افزایش نرخ ارز شود وجود ندارد اما در ماه‌های اخیر اتفاقاتی در بازار رخ داد که تقاضای سوداگری را به‌شدت افزایش داد. اظهارات رئیس جمهوری آمریکا در مورد عدم پایبندی ایران به برجام و اعلام اینکه برای آخرین بار این توافق را تمدید خواهد کرد، زمینه‌ساز افزایش تقاضای سفته‌بازی شد. رئیس شورای پول و اعتبار همچنین در کنار نقش برجسته دلالان در هدایت بازار ارز به سمت التهاب، به برخی از عواملی اشاره می‌کند که سرعت عمل بانک مرکزی را در مهار نوسان به وجود آمده کاهش داده است.

کنایه «آشنا» به پشت‌پرده

به هر حال تحولات خاورمیانه و جهان در نوسانات نرخ ارز بی تاثیر نیست هرچند اگر برخی در داخل به آن دامن نمی‌زندند حجم افزایشی به این سرعت و میزان نبود.

 

دیروز حسام الدین آشنا مشاور رئیس جمهور نوشت: «مشکل فقط چهار راه استانبول نیست؛ بخشی از مشکل ۴راهی است که به استانبول، اربیل، دوبی و ... منتهی می‌شود. مردم و دولت نه تسلیم بحران‌سازی اجتماعی دی ماه شدند و نه تسلیم بحران سازی اقتصادی، ارتباطی و اطلاعاتی اردیبهشت می‌شوند. ساعت پایتخت ایران هرگز به وقت شام تنظیم نخواهد شد.» وی صبح دیروز هم در واکنشی دیگر نوشته بود: ارز ارزان می‌شود اما نه با مماشات با محتکران جسوراسکناس و قاچاقچیان قهار اربیل و استانبول.

موسسات مالی سابق در صف متهمان

در این میان نباید از سهم موسسات مالی غیرمجاز در شکل گیری آشفته بازار ارز غافل شد. خانوارهای زیادی از این موسسه‌ها طلب داشتند که نمی‌توانستند سرمایه خود را وصول کنند و دولت هم در این میان از کانالی وارد شد که بر این مشکل دامن زد یعنی به جای بازگرداند پول اقدام به پرداخت این بدهی‌ها با پول بدون پشتوانه بانک مرکزی کرد. این پول وقتی که در جامعه انتشار پیدا کرد باید محلی برای خود پیدا می‌کرد. در این حالت سپرده‌گذار بعد از دریافت پول خود با توجه به این‌که مدت‌ها در این موسسه‌ها اذیت شده بود دیگر تمایلی برای اینکه پول خود را به بانک یا موسسه دیگری ببرد، نداشت لذا آن را به سمت بازارهای دیگر از جمله ارز برد. به عبارتی اکنون جای صف از جلوی موسسات اعتباری به بازار ارز برای خرید جابجا شده است. موضوع دیگر واهمه و ترس آفرینی در جامعه بود به نحوی که برخی شایعات در مورد مالیات گیری از سپرده‌های بانکی پخش شد و برخی اظهارات غیرکارشناسی از جمله اینکه قرار است از سپرده‌های بانکی مردم مالیات اخذ شود را باور کردند بنابراین نگران شده و پول خود را از بانک‌ها خارج و به خرید ارز پرداختند. در کنار این موضوعات که نقش مهمی در بلبشوی بازار ارز دارد باید به فرصت طلبی و تقویت ناآرامی‌ها از سوی مخالفان دولت توجه داشت. آنها این روزها سرازپا نمی‌شناسند و با پخش شایعات و انتشار گزارش‌هایی سعی در معرفی دولت به عنوان متهم درجه اول ارزی می‌کنند و این در حالی است که خودشان هم نقشی در ایجاد این بازار دارند. تضعیف دولت یک پیروزی برای آنهاست که سعی دارند از هم اکنون به جامعه القا کنند دولت اعتدالی با شعار تدبیر و امید وضعیت اقتصادی آنها را ضعیف کرده است اما غافل هستند که در این تخریب‌ها ردی از نقش خود بر جای می‌گذارند.

جهش قیمت ارز

هرچند بخشی از افزایش قیمت ارز کاملا طبیعی است و بنا به به اظهارات کارشناسان قیمت ارز همواره تحت تاثیر اختلاف تورم داخلی و خارجی است اما طی چند ماه گذشته و با نزدیکی به پایان سال96 عملا قیمت ارز دیگر تابع این معادله نبود. به طوری که سوداگران این بازار بودند که قیمت این مرجع پولی بین‌المللی را در پس صف‌های طولانی در مقابل صرافی‌ها مشخص می‌کردند. چنین اتفاقی طبیعی و منطقی نبود و دولت مجبور به واکنش شد. با افزایش نرخ سود اوراق قرضه از 15 به 20 درصد توسط بانک مرکزی، قیمت ارز کاهش یافت اما ماجرا به اینجا ختم نشد و در روزهای پایانی سال دوباره شاهد افزایش قیمت ارز بودیم. به طوری که در تعطیلات نوروز قیمت دلار به حدود 5200 تومان رسید اما مجددا کاهش یافت.

یک تصمیم

یکی از تصمیماتی اقتصادی در سال گذشته کاهش سود سپرده‌ها بود. این تصمیم به خروج بخشی از سپرده‌ها از بانک‌ها منجر شده و چون بازار مسکن ظرفیت جذب این سپرده‌ها را نداشت احتمالا به بازار ارز انتقال یافته‌ است. هرچند در تسویه حساب با سپرده‌گذاران موسسات مالی غیرمجاز توسط دولت نیز چندان حساب شده رفتار نشد و احتمالا افرادی که در این پروسه ضرر کرده‌اند به بازار ارز و سکه وارد شده تا بخشی از ضرر را جبران کنند.

جنگ تجاری آمریکا و چین

دونالد ترامپ اعلام کرد به نفع تولیدات داخلی‌ تصمیماتی اتخاذ خواهد کرد. او در اولین مرحله تعرفه واردات فولاد از اروپا را افزایش داد، اما تصمیم نهایی او و افزایش تعرفه بر واردات از چین اقتصاددان‌ها را شگفت‌زده کرد. تصمیمی که با واکنش متقابل چین همراه شد. به اعتقاد کارشناسان بخشی از افزایش قیمت دلار را باید به این مساله نسبت داد. ایران از یک طرف به علت تصمیمات آمریکا با مشکل انتقال دلار‌های ناشی از فروش نفت روبه‌روست و از سوی دیگر واردکننده از چین است. در نتیجه از جنگ تجاری این دو غول بزرگ تجاری تاثیر می‌پذیرد.

ترامپ و برجام

دونالد ترامپ دشمن سر سخت توافق هسته‌ای با ایران بارها و بارها اعلام کرده از برجام خارج خواهد شد. وی در آخرین تایید دوره‌ای برجام اعلام کرد که این آخرین باری است که‌ اقدام به این کار خواهد کرد. این تهدید بیش از ایران از سوی اروپایی‌ها جدی‌گرفته شد. برخی منابع خبری ادعا کرده‌اند اروپا برای جلب رضایت ترامپ برای ماندن در برجام، قرار است تحریم‌هایی علیه ایران وضع کنند. چنین آشفته بازاری سبب شده در تهران هم سناریو‌های مختلفی درنظر گرفته شود. جو روانی ناشی از این وضعیت از ورود سرمایه‌گذاران خارجی جلوگیری کرده و با تعلل‌کشورهای اروپایی در خرید نفت از ایران و عدم تمایل بانک‌های کشورهای خریدار نفت برای انتقال پول نفت به تهران دیگر علت افزایش قیمت دلار در روزهای اخیر است.

بانک مرکزی چه می‌گوید

با افزایش قیمت ارز رئیس‌کل بانک مرکزی از گشایش در روابط بانکی ایران با سایر کشورها خبر داد. ولی‌ا... سیف با اشاره به راه‌اندازی سامانه نیما (نظام یکپارچه مبادلات ارزی) اظهار کرد: با راه‌اندازی این سامانه، تمام مبادلات ارزی کشور در بستری امن، انجام و تامین و تخصیص ارز به صورت آنلاین برای تمام صادرکنندگان و واردکنندگان فراهم می‌شود. به گفته وی، این سامانه امکان مدیریت بهینه بازار ارز برای سیاستگذار را نیز فراهم می‌کند و از این‌رو ساماندهی بازار ارز از طریق سامانه نیما از برنامه‌های بانک مرکزی در سال ۹۷ است. ارز مبادله‌ای که به ارز دولتی نیز شهرت دارد به کالاهای مشمول این نوع ارز اختصاص می‌یابد و به گفته مسئولان بانک مرکزی اغلب برای کالاهای اساسی و اقلام دارویی استفاده می‌شود.

ورود مجلس به موضوع ارز

همچنین با عدم ثبات در این بازار رئیس مجلس از برگزاری نشست کمیسیون اقتصادی با وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی برای رسیدگی به نوسانات ارزی خبر داد. نادر قاضی‌پور در جریان نشست علنی مجلس در تذکر شفاهی با اشاره به نوسانات بازار ارز خطاب به رئیس مجلس اظهار داشت: آقای لاریجانی، جلوی گرانی ارز را بگیرید تا مشکلات حاد اجتماعی، سیاسی و امنیتی حاصل نشود. نماینده ارومیه در مجلس خاطرنشان کرد: نباید اجازه دهیم ریال‌ها به دلار تبدیل شود. ادامه این روند باعث ورشکستگی بانک‌ها خواهد شد. علی لاریجانی در پاسخ به وی گفت: باید حساسیت لازمی در این زمینه وجود داشته باشد، البته کمیسیون اقتصادی مجلس نیز در این زمینه مامور شده و در اولین فرصت، یعنی دوشنبه هفته جاری نشستی را با وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی برگزار خواهد کرد.

لزوم تغییر تیم اقتصادی

افزایش قیمت ارز به‌5400 در صبح دیروز و 5700 تومان در غروب، در حالی صورت گرفت که نرخ ارز مبادله‌ای به هیچ وجه تغییر نیافت و روز یکشنبه در کانال3700 تومان ثبات ایستاده بود. به نظر می‌رسد فارغ از دلایل بالا تصمیم اقتصادی دولت در مورد ثبات در بازار ارز هنوز به تصمیم قاطعی نرسیده است شاید این روزها تاکید علنی روحانی در این زمینه و یا حتی تغییر در این تیم لازم باشد. امروزباید بیش از هرچیز برلزوم هماهنگی بیشتر تیم اقتصادی دولت تاکید شود. هماهنگی که به نظر می‌رسد امکان آن وجود دارد. بسیاری از کارشناسان ایجاد تغییرات در تیم اقتصادی دولت برای حفظ رشد اقتصادی، کاهش تورم و ایجاد ثبات قیمت ارز را ضروری می‌دانند.

 

ماهيت بازار ارز تغيير كرد

به وقت دلار

 

قيمت ارزهاي پرطرفدار در بازار، روز گذشته روند افزايشي خود را حفظ كرد و دلار وارد فاز جديدي از قيمت شد. ساعت يازده و ده دقيقه صبح ديروز هر اسكناس يك دلاري از ٥ هزار و ٢٥٠ تومان شنبه شب به ٥ هزار و ٣٦٠ تومان افزايش يافت. اين روند ادامه يافت به گونه‌اي كه تنها ٣٥ دقيقه بعد، قيمت دلار ٨٠ تومان بالا رفت و در ساعت يازده و ٤٥ دقيقه به ٥ هزار و ٤٤٠ تومان رسيد. ساعت به يك و نيم بعدازظهر كه رسيد دلار به يكباره جهش كرد و در فاز قيمتي ٥ هزار و ٥٨٠ تومان قرار گرفت. در واقع به فاصله يك ساعت و ٤٥ دقيقه قيمت دلار ١٤٠ تومان بالا رفت و در نهايت راس ساعت ٢ و ٣٠ دقيقه بعدازظهر قيمت آن به ٥ هزار و ٦١٠ تومان رسيد. دقايق كه مي‌گذشت هم صف تقاضا براي خريد دلار يا ارزهاي پرطرفداري چون يورو و درهم افزايش مي‌يافت و هم بر قيمت اين ارزها افزوده مي‌شد.

در اين ميان قيمت يورو و درهم نيز پا به پاي دلار بالا رفت. يورو كه روز يكشنبه را با قيمت ٦ هزار و ٣٤٠ تومان شروع كرده بود در ساعت ١١ و ٣٠ دقيقه به ٦ هزار و ٤٢٠ تومان رسيد و نهايتا در ساعت يك و نيم بعدازظهر قيمت آن روي ٦ هزار و ٧٠٠ تومان ثابت ماند.

درهم امارات هم كه از روز گذشته وارد مدار يك هزار و ٤٠٠ تومان شده بود در بعدازظهر ديروز به قيمت يك‌هزار و ٤٨٠ تومان به خريداران عرضه شد.

در اين ميان سياستگذاران پولي كشور سكوت كردند و به مانند مربي فوتبالي كه به يكباره شيرازه تيمش فرو مي‌ريزد و در عرض چند دقيقه گل‌هاي زيادي مي‌خورند فقط بازي را نگاه مي‌كنند، نظاره‌گر تحولات بازار ارز بودند. اگر تا هفته گذشته از اقتصاددانان پرسيده مي‌شد كه دليل افزايش قيمت ارز در بازار چيست؟ پاسخ مي‌دادند كه چون دولت از سال ٩٣ قيمت دلار را ثابت نگه داشته و قيمت واقعي آن را سركوب كرده، آثار آن سياست امروز بر اقتصاد نمايان شده و انواع ارز به قيمت واقعي خود در برابر ريال رسيده است.

حال اگر با توجه به جهشي كه از روز شنبه هفته جاري در بازار رخ داده از آنان پرسيده شود كه سبب چيست چه پاسخي خواهند داد؟ آيا روند افزايشي كنوني را به واقعي‌سازي قيمت‌ها ربط مي‌دهند يا تحليل ديگري ارايه خواهند داد؟

«اعتماد» اين موضوع را روز گذشته با اقتصاددانان و فعالان اقتصادي در ميان گذاشت. آنان برخلاف روزهاي قبل معتقدند كه نوسان‌هاي بازار ارز از مدار منطقي خود خارج شده و نمي‌توان در كانسپت قبلي آن را تحليل كرد و فعلا بايد نظاره‌گر اتفاقات بازار ماند. از نظر آنان تحليل دقيق بازار ارز در شرايط كنوني نيازمند گذر زمان است و به نظر مي‌رسد كه اتفاقات بازار ارز در شرايط كنوني خارج از منطق اقتصادي بوده به شرايط بي‌ثباتي رسيده است.

در چنين وضعيتي دو تحليل از سوي دولت منتشر شده است. نخست تحليل مسعود نيلي كه مدافع واقعي شدن قيمت ارز و مخالف سركوب و تثبيت دستوري آن است و ديگري اظهارنظر توييتري حسام‌الدين آشنا، مشاور سياسي رييس‌جمهور كه التهابات بازار ارز را به جايي خارج از ايران نسبت داده است.

او در گفت‌وگو با «اعتماد» درباره اينكه چرا گفته ارز به زودي ارزان مي‌شود و برخي در اربيل و استامبول از آن بهره مي‌برند، مي‌گويد: اگر مي‌خواستم بيشتر از اين توضيح دهم موضوع را توييت نمي‌كردم.

نيلي به عنوان مشاور اقتصادي رييس‌جمهور مثل گذشته به طور مكتوب و تحليلي به موضوع پرداخته و به سياستگذار آدرس‌هاي درست سياستگذاري را از منظر علم اقتصاد نشان مي‌دهد. در حالي كه آشنا با توجه به نگاه امنيتي و سياسي كه به موضع دارد اين موضوع را خارج از دايره سياستگذاري معرفي كرده و سرنخ آن را به خارج از كشور منتسب مي‌كند.

درباره عوامل به وجود آورنده اين وضعيت سه تحليل وجود دارد. انتظارات مردم از آينده و نااطميناني به شرايط اقتصادي ايران، تشديد تحريم‌ها عليه ايران و كم شدن ارز ورودي به كشور و توليد محور نبودن اقتصاد و رواج سفته بازي. در تحليل اول اقتصاددانان معتقدند كه وضعيت كنوني بازار ارز به گونه‌اي است كه ديگر نمي‌توان بر سر اينكه قيمت‌ها واقعي است يا غيرواقعي به اظهارنظر پرداخت. از نظر آنان عواملي خارج از اراده سياستگذاران باعث التهابات ارزي شده و با توجه به تهديدهاي امريكا در خصوص خروج از برجام و نبود نگاه اميدوارانه به پايدار ماندن اين سند بين‌المللي باعث شده تا بازيگران بازار ارز اين پيام را دريافت كنند كه فصل خريد فرا رسيده و موعد سرمايه‌گذاري در بازار ارز است. آنان در بازار ارز سرمايه‌گذاري كرده و ريال خود را به ارزهاي مختلف تبديل مي‌كنند چون نسبت به آينده سياسي، اقتصادي و شرايط بين‌الملل پيرامون ايران خوشبين نيستند و نسبت به آينده بسيار بدبين شده‌اند.

اين وضعيت اگرچه در سال ٩٢ نيز وجود داشت اما چون انتظارات براي بهبود اوضاع وجود داشت، سرمايه اجتماعي در سطح بسيار بالايي بود و انتظار مي‌رفت كه موضوع هسته‌اي ايران با غرب حل و فصل شود سبب شد تا بازار ارز روزهاي آرامي را طي كند.

البته در اين ميان سياستگذار با سركوب قيمت ارز و جلوگيري از واقعي كردن آن تا حدي در به وجود آمدن وضعيت كنوني مقصر است اما با توجه به اينكه وضعيت كنوني بازار از مدار سياستگذار پولي خارج شده ديگر نمي‌توان اميد داشت كه تدوين بسته‌ها و مشوق‌هايي در اين زمينه به ثبات در بازار ارز كمك كند.

برخي تحليل‌ها بر اين موضوع تاكيد مي‌كنند كه اگر ميلياردها دلار ارز هم وارد بازار شود باز هم خريدار خواهد داشت چرا كه انتظار بر افزايش شديد قيمت ارز در ماه‌هاي آينده است. به نظر مي‌رسد سياستگذاران كشور نتوانسته‌اند در شرايط كنوني نسبت به مديريت انتظارات مردم اقدامات لازم را به عمل آورند از اين رو لازم است تا گفت‌وگوي اجتماعي در اين باره صورت گيرد و افكار عمومي نسبت به آنچه در كشور مي‌گذرد اقناع شود.

شايد لازم است كه تا دير نشده رييس‌جمهور با مردم سخن بگويد و از دلايل به وجود آمدن چنين وضعي تحليل خود را ارايه دهد. اينكه مشاور سياسي او در توييتي اعلام كند كه به زودي ارز ارزان مي‌شود و وضعيت كنوني را به افرادي در كردستان عراق و استامبول واگذار كند نمي‌تواند دردي از بازار دوا كند. آنچه در اين ميان جايش خالي است جسارت رييس‌جمهور واكنش سريع به موضوع است چرا كه بازار ارز از موضوعي اقتصادي به موضوعي سياسي و بين‌المللي تغيير ماهيت داده است.

تحليل دوم بر اين قاعده استوار است كه تحريم‌ها به‌طور زير پوستي تشديد يافته و با توجه به فشارهاي امريكا مبادلات ارزي با ايران به حالت پيش از برجام بازگشته است. اگرچه درآمدهاي ارزي ايران نسبت به گذشته افزايش يافته اما به دليل نبود رابطه مالي با طرف‌هاي تجاري انتقال اين ارز به داخل كشور غيرممكن شده است. در اين ميان با توجه به اينكه عمده اسكناس‌هاي دلار از طريق صادرات ميعانات نفتي تامين مي‌شود به نظر مي‌رسد كه با كاهش صادرات اين محصول درآمدهاي ارزي ايران به صورت اسكناس نيز كاهش يافته است.

تحليل سوم توليدمحور نبودن اقتصاد ايران است. در چنين شرايطي بازارهاي ارز و طلا به بهترين مكان براي سرمايه‌گذاري و پس انداز تبديل مي‌شوند چراكه هم ريسك آن پايين است، هم پر بازده هستند و هم اينكه تصور بر آن است نسبت به ساير بازارها بازدهي بيشتري در كوتاه‌مدت دارند.

با اين حال سوال اينجاست كه سكوت سياستگذار تا چه زماني مي‌تواند معنادار باشد و آيا به نظاره نشستن و منتظر ماندن براي اينكه بازار هر روز چه رفتاري از خود نشان مي‌دهد مي‌تواند از التهاب بازار كم كند؟

در كشورهايي كه در آنها بانك مركزي از نرخ ارز ثابتي حمايت مي‌كند، ابزارهاي دولت و بانك مركزي براي دفاع از نرخ مورد نظر محدود است. ممكن است كه منابع بانك مركزي براي جلوگيري از كاهش ارزش پول ملي به دليل كسري مزمن تراز پرداخت‌ها از كفايت لازم برخوردار نباشد و دولت نيز جهت استقراض از خارج با محدوديت مواجه باشد. بنابراين بحران زماني اتفاق مي‌افتد كه دولت و بانك مركزي با افزايش تقاضاي ارز مواجه شده ولي توانايي لازم براي پاسخگويي به اين افزايش تقاضا را ندارد. در اين شرايط و پيش از تخليه ذخاير ارزي، سوداگران اين كمبود منابع را پيش‌بيني كرده و با ورود خود به بازار ارز، ذخاير باقي مانده را از آن خود مي‌كنند. كروگمن، اقتصاددان مطرح دنيا استدلال مي‌كند كه بحران ارزي پيامد طبيعي رفتار عقلايي و حداكثركننده سود سفته‌بازان و سرمايه‌گذاران در بازار ارز و به‌شدت متاثر از انتظارات آنان است، زيرا اين گروه با تغيير در انتظارات خود تركيب سبد دارايي خود را تغيير داده، يعني اينكه سهم ارز داخلي را در سبد دارايي خود كاهش داده و ارز خارجي را جايگزين آن مي‌كنند. اين كار بدان خاطر است كه بازدهي انتظاري نگهداري ارزهاي خارجي به دليل پيش‌بيني افزايش نرخ ارز تثبيت شده افزايش يافته و سبب جذاب شدن نگهداري ارز مي‌شود. دراين شرايط دولت و بانك مركزي ديگر قادر به دفاع ازنرخ ارز تثبيت شده نخواهند بود. حال با الگو‌برداري از اين ديدگاه در رابطه با نوسانات قيمت ارز در اوايل دهه ٩٠ ايران، نيز مي‌توان بيان كرد كه به علت تحريم‌هاي غرب عليه كشور، بانك مركزي با كمبود منابع روبه‌رو شد كه همين امر، عامل اصلي شكل‌گيري تلاطم‌هاي ارزي بود. ورود تقاضاي سوداگري به بازار ارز و همچنين تشديد روزافزون آن از ناحيه نقدينگي‌هاي مضر انباشت شده طي سال‌هاي گذشته مهم‌ترين عامل تداوم آن بوده است. به علاوه، آنچه سبب شد تا تحريم‌هاي اقتصادي نظام ارزي كشور را به‌شدت متاثر سازد عدم شكل‌گيري نظام ارزي و بازار ارزي عميق و كارا در اقتصاد ايران طي سال‌هاي قبل‌تر بوده است.

زمينه‌هاي بروز اين بحران، در اواسط سال ١٣٨٩ در اقتصاد ايران فراهم شده بود. تحول اساسي در اين زمان تشديد محدوديت‌ها در مبادلات مالي و نقل وانتقالات ارزي بود. با اخلال در صدور حواله‌هاي ارزي، نرخ ارز در بازار آزاد شروع به افزايش كرد. به عبارت ديگر، آنچه سبب كاهش عرضه ارز يا به بيان صحيح‌تر بي‌پاسخ ماندن سمت تقاضاي بازار شد، محدوديت و وجود تنگنا در انتقال ارز بود و در آن مقطع كشور در زمينه صادرات نفت، گاز و فرآورده‌هاي نفتي و محصولات پتروشيمي با محدوديت چنداني مواجه نبود. اما تبديل مشكل ترازپرداخت‌ها به بحران با ورود سفته‌بازان به بازار رقم مي‌خورد و اين اتفاقي بود كه در اوايل سال ١٣٩٠ به صورت گسترده به وجود آمد. تحول مهم ديگر تصويب كاهش اختياري خريد نفت ايران توسط كشورهاي واردكننده نفت ايران از جانب امريكا و پيوستن اتحاديه اروپا به جرگه تحريم‌كنندگان نفت ايران بود. از اين زمان به بعد طرف عرضه ارز در بازار تبديل به طرف كوتاه بازار شد. از سوي ديگر انتشار اخبار مبني بر تحريم‌هاي جديد تقريبا سفته‌بازان را به اطمينان از كاهش ذخاير ارزي رسانيد كه سبب تشديد فعاليت‌هاي سفته‌بازي شد. لذا مي‌توان گفت كه مهم‌ترين دليل افزايش روزافزون تقاضاي سوداگرانه ارز در آن دوره، افزايش بازده انتظاري نگهداري ارز و بالا رفتن سود سرمايه انتظاري خريد ارز بود. افراد با تغيير در انتظارات خود تركيب سبد دارايي خود را به نفع پو‌ل‌هاي خارجي تغيير دادند و به اميد كسب سودهاي سرشار با تبديل انواع دارايي‌هاي ريالي خود از قبيل اوراق سهام، خودرو، سپرده‌هاي بانكي و حتي منزل مسكوني روانه بازار ارز شدند. افزايش مداوم نرخ ارز در بازار آزاد در كنار چشم‌انداز منفي از آينده تحريم، درآمدهاي ارزي و ذخاير ارزي كشور، گسترش فضاي رانت در پي فاصله گرفتن نرخ بازار از نرخ رسمي ارز كه اقتصاد را به سمت يك بحران ارزي هدايت كند، افزايش فشارهاي تورمي و كمرنگ شدن تاثيرگذاري اظهارنظرات مقامات مسوول بر انتظارت فعالان بازار و تصويب تحريم جديد اتحاديه اروپا در خصوص تحريم خريد نفت از ايران نيز در اين مورد تاثيرگذار بودند. لذا مي‌توان گفت كه شرايط موجود نيز بسيار متفاوت از دوره‌هاي قبل نيست. پايين بودن بازدهي طرح‌هاي توليدي و در نتيجه كاهش سرمايه‌گذاري‌ها به علت فضاي نامناسب كسب و كار، و همچنين ركود در بخش ساختمان و كافي نبودن منابع دولت در عرضه ارز، آينده مبهم از وضعيت برجام و اينكه كشورهاي اروپايي و طرف امريكايي چه سياست‌هايي را پيگيري مي‌كنند و انتظارات فعالين اقتصادي از كسب سود بالا ناشي از افزايش قيمت ارز باعث شده تا منابع به سمت بازار ارز روانه شوند و در نتيجه شاهد افزايش قيمت در بازار ارز باشيم.

وظايف سياستگذار

افزايش ارز كنوني نيز از زواياي مختلفي مي‌تواند مورد بحث قرار بگيرد. نكته اول اينكه نهاد سياستگذار تا حد امكان بايد از بروز هرگونه نوسان در بازار ارز جلوگيري كند. كاهش نوسانات ارزي به معناي جلوگيري از افزايش يا كاهش يكباره قيمت ارز نيست بلكه كاهش دامنه تغييرات قيمت ارز است. ارز يكي از مهم‌ترين متغيرهاي تصميمي است كه برنامه‌ريزان و سرمايه‌گذاران در فعاليت‌ها و برنامه‌ها خود مدنظر قرار مي‌دهند. هرچقدر نوسانات قيمت ارز بالاتر باشد، در اين حالت نااطميناني افزايش يافته و درنتيجه تصميم‌گيري با درجه ريسك بالاتري صورت مي‌گيرد و در جايي كه هزينه ريسك بالا است، فعاليت سرمايه‌گذار به سختي صورت خواهد گرفت. دوم اينكه، به توجه به آينده نامشخص برجام و همچنين روابط ايران با ديگر كشورهاي اروپا، نهاد سياستگذار بهتر است تا حد امكان، با به كارگيري بهترين ابزار، مديريتي جامع و كامل در بازار ارز داشته باشد، مديريت بازار ارز به معناي دخالت وسيع و بدون كار كارشناسي دقيق در بازار ارز نيست. مديريت بايد در جهت كاهش نوسانات قيمتي اين بازار باشد.

همچنين تا زماني كه نرخ‌هاي چندگانه در بازار وجود دارد، همواره زمينه فساد و كسب رانت در بازار وجود خواهد داشت، و تقاضاي سوداگرانه نيز بخش جدايي‌ناپذير اقتصاد خواهد بود. درنتيجه نهاد سياستگذار هرچه زودتر بايد اين زمينه فساد و رانت را از بين ببرد و با كاهش نرخ‌هاي چندگانه بازار، قيمت ارز را به سمت يك نرخ واحد، همگرا سازد و نكته ديگر اينكه، قيمت ارز، متغيري است كه در ماليه بين‌الملل بحث ترازپرداخت‌ها و موازنه ترازپرداخت‌ها از آن استفاده مي‌شود. در كشور ما به دليل لنگر بودن تورم به قيمت ارز و همچنين سلطه سياست‌هاي مالي دولت يا به عبارت دقيق‌تر، ورود درآمدهاي ناشي از فروش نفت و تبديل دلار به ريال، قيمت ارز و نوسانات حاصل از آن، از طريق بودجه دولت، ساير بخش‌هاي اقتصاد كلان كشور را تحت تاثير خود قرار مي‌دهد. بنابراين سياست‌هاي ارزي و حتي نظام ارزي ما و به تبع آن، سياست‌هاي پولي و مالي ما متاثر از هم هستند. در نتيجه هر گونه سياست نادرست و اعمال تغييرسياستي در بازار ارز، درنهايت از طريق سطح قيمت‌ها و ديگر كانال‌ها، فعاليت‌هاي وسيعي را درسطح اقتصاد كلان كشور تحت تاثير خود قرار مي‌دهد. لذا نهاد سياستگذار بايد هزينه تصميم‌گيري خود را بداند و اينكه اگر بخشنامه يا دستورالعملي را صادر مي‌كند از عواقب و اثرگذاري كامل آن از همه مسيرهاي ممكن با‌خبر باشد. تا بلكه بتواند با اين كار، هزينه تصميم در سطح اقتصاد را با كمترين ميزانش صورت دهد.

تا زماني كه دولت و بانك مركزي راه درست سياستگذاري را ندانند بحران‌هاي ارزي و به دنبال آن تورم و افزايش نااطميناني در سطح اقتصاد همواره وجود خواهد داشت و با يك خبر يا تلنگر بازار آشفته خواهد شد. بنابراين به نظر مي‌رسد كه در شرايط كنوني مهم‌ترين وظيفه بانك مركزي جلوگيري از افزايش نوسانات در بازار است. زيرا نتيجه نوسان چيزي جز افزايش ريسك تصميم‌گيري در فعاليت‌هاي اقتصادي نيست.

 

اگر ميلياردها دلار ارز هم وارد بازار شود باز هم خريدار خواهد داشت چرا كه انتظار بر افزايش شديد قيمت ارز در ماه‌هاي آينده است. به نظر مي‌رسد سياستگذاران كشور نتوانسته‌اند در شرايط كنوني نسبت به مديريت انتظارات مردم اقدامات لازم را به عمل آورند از اين رو لازم است تا گفت‌وگوي اجتماعي در اين باره صورت گيرد و افكار عمومي نسبت به آنچه در كشور مي‌گذرد اقناع شود.

به نظر مي‌رسد كه اتفاقات بازار ارز در شرايط كنوني خارج از منطق اقتصادي بوده به شرايط بي‌ثباتي رسيده است.

 

اعتماد

دلایل بحران در بازار ارز

جمشید پژویان*

بازار ارز «سکه» شد! افزایش چند صد تومانی قیمت ارز و چند صد هزار تومانی سکه آن هم در یک روز تنها یادآور بحران ارز در سال‌های 91 و 92 است. واقعیت آن است که آنچنان اتفاقی درباره عرضه و تقاضای ارز نیفتاده، اما شاهدیم که تقاضا آن افزایش پیدا کرده است. افزایش قیمت ارز دو علت عمده دارد: یکی به دلیل تهدیدهایی که آمریکا و غرب برای اقتصاد ایران در نظر گرفته‌اند و دیگری تصمیماتی که دولت در ماه‌های گذشته برای کاهش نرخ سود بانکی اتخاذ کرد. تهدیداتی که به نظر می‌رسد به تحریم‌هایی علیه تهران تبدیل خواهد شد. اگر قرار باشد به تدریج بعد از آمریکا سایر اعضای 1+5 نیز از برجام خارج شوند، در نتیجه‌ تحریم‌هایی که به‌وسیله برجام لغو شده بود، باز می‌گردد. تصمیم اصلی ‌را برای خروج یا ماندن ایران در برجام سیاستمداران می‌گیرند اما آنچه مردم تصور می‌کنند این است که بعد از آغاز مجدد تحریم‌ها و تشدید آن، صادرات نفت با مشکلات بیشتری مواجه خواهد شد و درآمدهای ارزی کاهش پیدا خواهد کرد؛ همچنان که در سال 91 با شروع زمزمه‌های تحریم‌ها، افزایش نرخ ارز را شاهد بودیم. درحال حاضر این تجربه تکرار شده است. هرچه به ‌زمان تصمیم‌گیری رئیس‌جمهور آمریکا درخصوص برجام نزدیک می‌شویم شرایط از نظر صاحبان سرمایه در ایران سخت‌تر می‌شود، زیرا هیچ اقدامی از ترامپ بعید نیست. او به صراحت اعلام کرده از برجام خارج خواهد شد و تحریم‌های را باز می‌گرداند. در نتیجه این معادله افزایش نرخ ارز شدید‌تر نیز خواهد شد. نکته مهم این است که در چند ماه گذشته با وجود اینکه اروپا درمورد برجام با آمریکا مخالف است اما با نفوذی که آمریکا در اروپا و به ویژه کشورهای بزرگ آن مانند آلمان و فرانسه و انگلیس دارد، بر آن است که آنها را به بهانه افزایش قدرت موشکی ایران با خودش همراه کند. البته این ادعا بهانه‌ای بیش نیست. آمریکا خود هزاران سلاح پیشرفته به عربستان فروخته و عربستان با همین سلاح‌ها یمن را بمباران می‌کند. این یک‌ بام و دو هوایی که آمریکا و غرب به‌طور آشکار درخصوص ایران دارند بهانه‌ای برای وارد آوردن فشار اقتصادی به تهران است. این رویه، سیاست جدیدی نیست. تحریم در جنگ دوم جهانی به بعد به ابزار اصلی غرب تبدیل شده تا بدون هزینه مخالفان خود را خلع سلاح کند. بارزترین نمونه این مورد فروپاشی نظام شوروی بود که بدون جنگ، با وارد آوردن فشارهای اقتصادی اتفاق افتاد. آنها می‌خواهند همین فشار را به ایران وارد کنند. البته درگذشته این پروژه را اجرایی کردند و ناکام ماندند. اگرتحریم جدیدی علیه ایران وضع شود یا برجام توسط آمریکا حتی بدون همراهی اروپایی‌ها کنار گذاشته شود، این سیاست از نظر مردم به معنی افزایش توامان قیمت دلار است. افزایش تقاضای مردم از بازار مسکوکات و ارز، تا حدودی منطقی است. علت بعدی افزایش قیمت دلار اقدام دولت درکاهش سود سپرده‌هاست. البته این سیاست در سال گذشته باعث افزایش قیمت ارز شد. در نتیجه دولت در ماه‌های پایانی سال96 به فکر این افتاد که با اعطای نوعی سپرده یکساله با نرخ ‌بالاتر، شرایط را کنترل کند اما از آنجایی که این کار از نظر مردم یک بازار دارایی نامطمئن بود، مردم ترجیح دادند به سمت بازار طلا و دلار بروند که از نظر آنها اطمینان بیشتری دارد. شرایطی که ما در حال نزدیک شدن به آن هستیم این استعداد را دارد که به صورت‌های گاه جهشی موجب افزایش قیمت ارز شود. به همین دلیل است که درآمدهای ما تغییری نمی‌کند و هر روز شاهد کاهش قدرت خرید مردم هستیم. مهم‌ترین علت افزایش قیمت دلار را می‌توان وضعیت روانی حاکم بر بخشی از جامعه و انتظار مردم دانست. آنها با تبدیل دارایی های خود به ارز و طلا تلاش می‌کنند افزایش قیمت‌ها را در دارایی خود جبران کنند.

* اقتصاددان

 

آرمان

 

گزارش میدانی «وطن‌امروز» از التهاب بازار ارز

آشفته‌بازار

روز گذشته صف‌های طولانی از ساعت 6 صبح برای دریافت ارز دولتی تشکیل شد و دلار در بازار آزاد به 5800 تومان رسید

محمد نجارصادقی: دلار صبح دیروز در شروع ساعات مبادلات 5400 تومان، در انتهای ظهر 5700 تومان و در ساعت‌های پایانی روز 6000 تومان معامله شد. رکوردی بی‌سابقه که تنها طی یک روز، ساعت به ساعت قیمت دلار بیشتر و بیشتر شد؛ شاید زمانی که این گزارش را می‌خوانید قیمت دلار به بیش از 6000 تومان هم رسیده باشد. این اتفاقات نشان می‌دهد برعکس اظهارات سیف، ثبات 5/3 ساله ارز صوری و حبابی بوده است زیرا دلیلی وجود ندارد که طی کمتر از چند ماه دلار 3700 تومانی رشد 40 درصدی داشته و به 6000 تومان برسد. طبق مشاهدات خبرنگار «وطن‌امروز» حال و هوای میدان فردوسی باز هم مانند روزهای پایانی سال 96 پرالتهاب شده است. صرافی‌ها طبق معمول 5 ماه گذشته (از ابتدای آذر ماه) به کلی ارز نمی‌فروشند و تنها تبدیل به مراکز خرید تتمه ارزهای توریست‌های خارجی شده‌اند. هر چقدر صرافی‌ها در ظاهر بیکار هستند دلالان دوران خوش‌خوشان خود را سپری می‌کنند. نباید فراموش کرد بهشت دلالان نبود ارز در دست فروشندگان رسمی است، وقتی صرافی‌های بانکی و معتبر از فروش ارز امتناع کنند آنها می‌توانند هر طور که دل‌شان می‌خواهد قیمت را بالا و پایین کنند. طی گفت‌وگویی که با یکی از خانم‌های ایستاده در صف صرافی‌های معتبر داشتیم متوجه شدیم برای دریافت ارز دولتی از ساعت 6 صبح بیدار شده و در صف ایستاده، ساعت 8 اسم‌نویسی انجام شده و کارت ملی او به همراه وجه نقدش دریافت شده است، او تا ساعت 3 بعد از ظهر منتظر ایستاده بود تا نامش خوانده شود و دلار 4900 تومانی دریافت کند. این خانم درباره روند گرفتن ارز دولتی گفت: اگر کمی از 8 دیرتر بیایید مسلما به شما ارز نمی‌رسد. این صرافی هر روز نزدیک به 50 نفر ارز می‌فروشد که هر شخص حقیقی بیش از 1000 دلار یا یورو نمی‌تواند دریافت کند. وی درباره اینکه چرا  می‌خواهد ارز بخرد، گفت: شما چرا در صف ایستاده‌اید؟ مشخص است خوب سود دارد، چند وقت دیگر باز هم گران می‌شود، هیچ جایی به اندازه سرمایه‌گذاری در ارز سودآور نیست. کمی این طرف‌تر دلالان که تعدادشان از روزهای دیگر خیلی بیشتر شده است دلار را 5700 الی 5900 و یورو را از 6500 الی 6700 تومان معامله می‌کنند. طی ساعت‌های 13 الی 16 که در میدان فردوسی بودیم هر نیم ساعت یک‌بار قیمت دلار و یورو افزایش پیدا می‌کرد و به هیچ وجه قیمت ثابتی وجود نداشت. وضعیت سکه هم به همین منوال بود با این تفاوت که قیمت آن از طریق فروشندگان رسمی در حال افزایش بود. دیروز سکه تمام طرح امام خمینی(ره) رکورد 2 میلیون تومان را شکست و بیش از این رقم توسط مراکز خرید معتبر معامله شد. ناگفته نماند روز گذشته قیمت غالب نرخ دلار بین 5700 تا 5800 تومان بود اما دلالان در برخی لحظات دلار را حتی تا 6000 تومان به فروش رساندند.  در حال حاضر قیمت دلار هر دقیقه افزایش پیدا می‌کند؛ این اتفاق حتی در بحرانی‌ترین شرایط سال‌های 90 و 91 هم سابقه نداشته است. دیروز کمترین اظهار نظر دولتی درباره دلار را شاهد بودیم و شبکه‌های اجتماعی انتقاد بسیاری به بی‌تدبیری دولت در بازار ارز داشتند؛ البته حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس‌جمهور در یک اظهارنظر قاچاقچیان اربیل و استانبول را عامل افزایش قیمت ارز معرفی کرد.
دولت به دنبال افزایش قیمت ارز است
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با بیان اینکه اگر رئیس‌جمهور مخالف افزایش و تلاطم بازار ارز است، مدیران ارشد بانک مرکزی را برکنار کند، گفت: متاسفانه صداقت رئیس‌جمهور در عمل به وعده‌های انتخاباتی برای مردم رنگ باخته است. حسینعلی حاجی‌دلیگانی در گفت‌وگو با تسنیم، با بیان اینکه ظاهرا دولت به دنبال افزایش قیمت ارز است، چرا که اقدامی برای مدیریت بازار انجام نمی‌دهد، گفت: دولت افزایش قیمت ارز را مدیریت می‌کند تا هفته‌ای  حداقل 200 تومان به قیمت دلار و یورو افزوده شود. این عضو کمیسیون برنامه و بودجه با اشاره به اظهارات روحانی و معاونانش درباره حفظ ثبات قیمت ارز در زمان انتخابات گفت: دوگانگی در عمل به وعده تنها محدود به قیمت ارز نیست، این پدیده دوگانگی در تورم و اشتغال نیز وجود دارد که متاسفانه توجه مردم به این موضوع جلب نشد. وی افزود: وقتی نرخ تورم از سوی دولت زیر 10 درصد اعلام می‌شود با واقعیت رشد قیمت‌ها تفاوت دارد، به عنوان مثال  مواد خوراکی که از مهم‌ترین اجزای سبد مصرف خانوار است به طور متناوب با رشد شدید قیمت مواجه می‌شود و بازهم شاهد اعلام آمار تک‌نرخی درباره تورم هستیم. حاجی‌دلیگانی با بیان اینکه متاسفانه کمیسیون اقتصادی مجلس توان مدیریت این حجم از معضلات اقتصادی که روزانه به این کمیسیون ارجاع می‌شود را ندارد، گفت: رئیس مجلس باید در این باره اعلام موضع کند، چرا که امروز در بحرانی‌ترین شرایط اقتصادی به سر می‌بریم و در ارجاع تمام موضوعات به کمیسیون اقتصادی باید تجدید نظر شود. وی گفت: حدود 3 ماه است طرح تحقیق و تفحص از بانک مرکزی را به کمیسیون اقتصادی ارائه کرده‌ام اما هیچ خبری از این طرح در دست نیست. به نظر می‌رسد کمیسیون اقتصادی مجلس ظرفیت بررسی این همه معضل اقتصادی کشور را ندارد. امروز این کمیسیون در یک فرد خاص خلاصه شده و این روند به نفع کشور نیست. وی با بیان اینکه نمایندگان مستقل مجلس درباره حفظ حقوق مردم کوتاه نخواهند آمد، گفت: اگر رئیس‌جمهور راضی به افزایش قیمت و تلاطم در بازار ارز هستند رسما اعلام کنند اما اگر ایشان از وضعیت موجود رضایت ندارند باید با برکناری رئیس بانک مرکزی تکلیف خود را با مردم روشن کنند. عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با اشاره به وجود تعداد زیادی اقتصاددان کارکشته برای مدیریت بانک مرکزی کشور گفت: رئیس‌جمهور باید تکلیف خود را با مردم درباره بازار ارز روشن کند و ادامه این وضع به ضرر منافع ملی ایرانیان است. وی با بیان اینکه هنوز وضعیتی که برای موسسات مالی و اعتباری پیش آمد را فراموش نکرده‌ایم، گفت: در پی بحران موسسات مالی و اعتباری حداقل 10 هزار میلیارد تومان به کشور خسارت وارد شد اما در نهایت کسی به عنوان مسؤول این بحران به مردم معرفی نشد.
 

پورابراهیمی: مدیریت بانک مرکزی در بازار ارز ناکارآمد بود
رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی با اشاره به اینکه بانک مرکزی در مدیریت بازار ارز ناکارآمد بوده، گفت: طرح دوفوریتی کاهش نرخ ارز با جدیت پیگیری خواهد شد. محمدرضا پورابراهیمی گفت: فعالان اقتصادی به‌دلیل عدم مدیریت صحیح و ناکارآمدی بانک مرکزی منابع ارزی خود را به داخل کشور نیاورده یا بعد از صادرات منابع را به داخل کشور منتقل نمی‌کنند. وی افزود: از طرفی در تخلفات جدید دیده شده یک فعال اقتصادی درخواست واردات را ارائه می‌کند اما از ارز تخصیص داده‌شده به‌شکل دیگری در حوزه غیر تعریف‌شده استفاده می‌کند. رئیس کمیسیون اقتصادی با اشاره به جدیت در پیگیری طرح کاهش نرخ ارز تأکید کرد، مفاد طرح دوفوریتی کاهش نرخ ارز در نشست مشترک امروز دوشنبه با  مدیران ارشد اقتصادی کشور پیگیری خواهد شد. یکی از محورهای اصلی این طرح بازگشایی حساب سپرده ارزی با ضمانت بانک مرکزی و پرداخت سود به این حساب‌ها است. پورابراهیمی ادامه داد: در این نشست مشترک بین دولت و مجلس که فردا (امروز) برگزار خواهد شد مقاماتی از بانک مرکزی به‌همراه رئیس کل این بانک حضور دارند. اگر در این نشست به این نتیجه برسیم که همه  موضوعات برای ساماندهی بازار ارز عملی و برنامه زمانبندی برای انجام برنامه‌های مد نظر ارائه شود، طرح پیگیری نخواهد شد اما اگر توافق حاصل نشود طرح دوفوریتی را هفته آینده در مجلس به‌اجرا خواهیم گذاشت.

 

صبح نو

گزارش میدانی «صبح‌نو» از وضعیت بازار ارز

قیمت دلار ؟ الان یا الان

شب بخوابی و صبح بیدار شوی، دلار هزار تومانی سه هزار تومان شود. بعد رییس جمهوری به سر کار بیاید که از این اوضاع و بخشنامه‌های یک‌شبه نالان باشد و کل عملکرد یک دولت چهارساله را زیر سؤال ببرد تا بگوید که دلار نباید چنین می‌شد و چنان می‌شد. همان مردی که روزهایی وعده پیش‌بینی پذیرکردن اقتصاد ایران را می‌داد، اکنون کابینه‌اش روسیاه شده است. دلار در کمتر از یک روز بیش از 800 تومان گران شده است. اکنون دلار 5800 تومانی دیگر برای ایران یک رؤیا نیست.

بازار ارز هیچ وقت به آشفتگی دیروز نبود. حتی در روزهای اوج تحریم و زمانی که تا حدودی به دلایل منطقی، دلار بالا رفت و از هزار تومان به سه‌هزار تومان رسید هم این قدر آشفته نبود و دلالان تا این اندازه قوی در بازار عمل نمی‌کردند.
ولی الله سیف، بدترین کارنامه را در این دوران
به جای گذاشت و حسن روحانی، مردی که شعار هوادارانش«با روحانی تا 1400» بود، اکنون این شعار را سر می‌دهند که «با روحانی تا دلار 7 هزار تومانی».
آشفته بازار ارز اکنون هیچ متولی ندارد. حتی دولتمردان هم خود زبان به انتقاد گشوده‌اند و بر این باورند که اگر دولت، فکر اقتصادی و تصمیمی بر پایه بنیان‌های اقتصادی داشت، اکنون حال و روز دلار این نبود. مشاوران رییس جمهوری هم صدایشان درآمده است و به عناوین مختلف تلاش دارند نسبت به وضعیت کنونی بازار ارز اعتراض خود را اعلام کنند.
با ضرری که اکنون دلار به بازار ایران زده است، حداقل در کمترین حالت، رییس کل بانک مرکزی باید استعفا می‌داد و عدم کفایت خود نسبت به مدیریت ارزی کشور را اعلام می‌کرد. اما دولت حسن روحانی، اعتماد به نفسی بالاتر از این دارد. اگر حتی دلار به 10هزار تومان هم برسد، آنها خم به ابرو نمی‌آورند و حتی یک عذرخواهی خشک‌و‌خالی هم نمی‌کنند.
مدت‌هاست که نوسانات ارزی آغاز شده و به طور قطع، بازوی کارشناسی بانک مرکزی اگر به معنای واقعی کارشناس باشند، باید این اوضاع را پیش‌بینی می‌کردند و نسبت به آن هشدار می‌دادند، در حالی‌که خبرها از بانک مرکزی حکایت از آن دارد که بسیاری از کارشناسان خبره ارزی، اکنون گوشه نشین شده‌اند و تنها گوش شنوایی که برای حرف‌هایشان وجود ندارد، درون بانک مرکزی است. مدیریت ارزی بانک مرکزی ثابت کرد که کفایت لازم برای ادامه کار را ندارد؛ اما داستان آنقدر سیاسی است و نان به هم قرض دادن است که حتی کوچکترین عکس العملی هم از آن مشاهده نمی‌شود.
گزارش میدانی خبرنگار صبح نو از میدان فردوسی حکایت از آن دارد که دیروز ازدحام دلالان و مردم برای خرید ارز به اندازه‌ای زیاد بود که حتی پلیس امنیت و نیروی انتظامی هم وارد عمل شد و جو را در میدان فردوسی تا چهارراه استانبول به شدت امنیتی کرد.
یکی از افرادی که برای خرید دلار به بازار مراجعه کرده بود، در گفت‌وگو با خبرنگار ما اعلام کرد: دلار اکنون به پنج‌هزار و 750تومان رسیده است و اگر فردی روز گذشته پنج‌هزار دلار خریداری کرده باشد، همین امروز سه‌میلیون تومان سود کرده است.
وی افزود: وقتی می‌توان در کمتر از یک روز کاری، با دلالی و واسطه‌گری ناسالم در بازار ارز، این میزان درآمد کسب کرد، چرا باید از هشت صبح تا چهار بعدازظهر مشغول به کار بود و در نهایت دو میلیون تومان حقوق دریافت کرد.
برخی خبرها هم حکایت از آن دارد که نیروی انتظامی برخی از دلالان را در میدان فردوسی دستگیر کرده است و وارد برخوردهای فیزیکی با دلالان شده است، اما این حلقه دلالی در بازار همچنان کار می‌کند و نشکسته است.
مردم عادی هم البته در جمع دلالان رفت و آمد می‌کنند. برخی‌ها می‌خواهند به سفر بروند و برخی دیگر برای خرید دارو یا پرداخت شهریه تحصیلی دانشجویان نیاز به ارز داشتند که آنها هم مجبور بودند ارز بخرند ولی با نرخی که دلالان اعلام می‌کنند.
در این میان، به غیر از تقصیری که به گردن سیاست‌های دولتی است، اکنون مردم هم خود نقش‌آفرینی در گرانی ارز دارند.
 البته آنهایی که تلاش می‌کنند سرمایه‌های خود را نگهداری کرده و آن را تبدیل به احسن کرده تا از ضرر و زیان بیشتر خود جلوگیری کنند، هم حرفشان شنیدنی است.
داستان هر چه که باشد، مردم دیگر اعتمادی به دولت و تیم اقتصادی‌اش ندارد. تیمی ضعیف که اکنون بدترین عملکرد را به‌رغم وعده‌های انتخاباتی، به مردم در خصوص پیش‌بینی‌پذیر کردن اقتصاد ایران داشتند. نکته حائز اهمیت دیگر آن است حتی شنبه مجلس هم کارساز نبود و جلسات مداوم با ولی الله سیف، رییس کل بانک مرکزی و مسعود کرباسیان، وزیر امور اقتصادی و دارایی هم راه به جایی نبرد. روز گذشته برخی از نمایندگان مجلس به رییس جمهوری هشدار دادند که اگر مخالف گرانی دلار است، سیف را برکنار کند.
آقای حاجی دلیگانی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس گفت: آقای روحانی، اگر مخالف گرانی دلار هستید سیف را برکنار کنید.
وی با بیان اینکه، اگر رییس جمهوری مخالف افزایش و تلاطم بازار ارز است، مدیران ارشد بانک مرکزی را برکنار کند، گفت: متأسفانه صداقت رییس جمهوری در عمل به وعده‌های انتخاباتی برای مردم رنگ باخته است.
اما در لابه‌لای اخبار نگران کننده ارز و در حالی‌است‌که همه منتظر اقدام و تصمیم قاطع دولت برای جلوگیری از افزایش نرخ ارز هستند مشاور نام آشنای رییس جمهوری در توئیتی عجیب نوشت: «ارز ارزان می‌شود اما نه با مماشات با محتکران جسور اسکناس و قاچاقچیان قهار اربیل و استانبول.» توئیتی که واکنش کاربران فضای مجازی را در پی داشت.
آقای محمد ایمانی، روزنامه نگار در واکنش به توییت حسام الدین آشنا نوشت: «شما بِدَم؛ هر طور دوست داری بدم؛ جناب آشنا! آدرس صرافی‌های کاسبکار را اگر ندارید، خدمت شما بدهیم؟ صرافی فریدون و صدقی و فاطمه حسینی و شرکا که خاطرتان هست؟!#لاف_حرف_و_دیگر_هیچ!»
به هرحال آنچه که اکنون نمودار شده، بی‌کفایتی دولت در عرصه مدیریت بازار ارز است و تورمی که هنوز هم دولت خوش خیال است که طی ماه‌های آینده باز هم تک رقمی باقی بماند.

واکنش کاربران فضای مجازی
به دلار 5800 تومانی

 همینجوری نشستی سرجات یهو می‌بینی از صبح تا حالا ۵ درصد از ارزش داراییت کم شده
 میای بنویسی دلار ۵۷۰۰، تا بیاد سند بشه شده ۵۷۵۰
دیگه خودتون بی‌زحمت هر ۵دقیقه ۱۰۰ تومن به نرخ فعلی اضافه کنید
 حداقل دستمزد توی آمریکا برای مشاغلی که نه تجربه و نه تخصصی داری، به‌صورت میانگین، ساعتی 25/7 دلاره. یعنی با دلارِ ۵۴۰۰ تومنی میشه ۳۹۱۵۰ تومن. توی ایران درآمد روزانه، معادلِ یکساعت کار در آمریکاست. اگه این فاجعه نیست، پس شما به چی میگین فاجعه؟
 آقا اگه دلار شد ۶۰۰۰ تومن یهو اعلام نکنین، اول بگین تصادف کرده الان بیمارستانه.
 ما هنوز هم به احترام آقای روحانی خیالمون بابت قیمت دلار راحته ولی یه کم دچار تشویش اذهان عمومی شدیم.
 تنها چیزی که شعار #به_عقب_باز_نمی‌گردیم روحانی‌رو جدی گرفته دلاره!
 حمید فرخ‌نژاد: جناب روحانی رییس‌جمهوری گرامی، برای امثال من به‌خاطر حمایت از شما آبرویی پیش مردم نمونده، یه‌کم به فکر خودتون باشید

 

 

 

به کجا چنین شتابان؟ تومن از دلار پرسید

 

یکشنبه ١٩ فروردین ٩٧ به عنوان روز پر التهاب ارز و دلار در تاریخ اقتصاد ایران ثبت خواهد شد. روزى که دلار مرز دهشتناک پنج هزار و هشتصد تومان را درنوردید و به دامنه اضطراب شش هزار تومان نزدیک شد. سکه از یک میلیون و نهصد هزار تومان گذشت و در عین حال شاخص هاى بورس در بازار سهام افت لحظه به لحظه‌اى را شاهد بود
افزایش شدید و ناگهانى نرخ دلار در حالى رقم مى خورد که قیمت آن یک سال پیش، یعنى در روزهاى نخست فروردین ٩۶ بیشتر از ٣٨٠٠ تومان نبود. این رقم هر چند که در بهمن ماه سال گذشته روزهاى پر نوسان و نگران کننده اى را پشت سر گذاشت و به قیمت ۴٩٠٠ تومان رسیده بود، ولى با سیاست گذارى موقت بانک مرکزى سرانجام با سال ٩۶ در کانال ۴٨٠٠ تومان خدا حافظى کرد
روزهاى تعطیل و گشت و گذار و دیده‌بوسى‌هاى عید با گوشه چشم هاى گرانى ارز هم بیگانه نبود. میهمان‌ها پس از عید مبارکى و احوالپرسى‌هاى معمول خبر از عبور دلار از پنج هزار و ده تومان مى‌دادند. بزرگترها مى‌گفتند خدا بخیر کند. تعطیلات دامنه‌دار ٩٧ سرانجام به پایان رسید و جاده‌ها از قفل ترافیکى و جنگل‌ها و درختان از هجوم وحشتناک شکسته شدن‌ها و آتش‌سوزى نفس تازه‌اى کشیدند که حمله‌کنندگان به بازار ارز و سکه چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را
اما چرا؟! چرا و به چه دلیل دلار، یورو و سکه فقط در طول یک یا دو روز آغازین کارى در سال جدید به ناگاه سرسام‌آورترین گردنه‌هاى گرانى را طى کردند؟! دانش اقتصاد حکم مى‌کند که ریشه‌هاى گرانى ارز را در دلایل اقتصادى جست و جو کنیم. اقتصاد مى‌گوید که ارز هم نوعى کالا است و قانون ساده عرضه و تقاضا نرخ آن را تعیین مى‌کند
در چنین بایسته‌اى باید ببینیم در روند عرضه دلار چه اتفاق ناگوارى رخ داده است که تقاضا و در نتیجه قیمت به حد مشقت رسیده است. مى‌دانیم که عمده منبع تامین دلار در کشور ما وابسته به تولید و فروش نفت است. در ماه‌هاى اخیر هیچ اتفاق بدى براى تولید و فروش نفت و در نتیجه ارزآورى آن نیفتاده است. بعلاوه، قیمت جهانى نفت در کانال هفتاد دلار روزهاى آرامشِ دلنشینى را براى همه کشورهاى تولید کننده نفت رقم زده است. امیدبخش تر آن که هیچ تهدیدى هم براى بازار جهانى و نیز ملى و کشورى عرضه نفت و قیمت آن در آینده وجود ندارد. پس گرانى مشقت بار دلار در بازار تهران به هیچ روى دلایل اقتصادى نمى تواند داشته باشد
اگر چنین است پس دلایل گرانى موحش ارز را باید در بازار سیاست و علت‌هاى روانى پى‌جویى کنیم. در علت‌هاى سیاسى، همه چیز به ترامپ و ١٢ ماه مى یا ٢٢ اردیبهشت برمى‌گردد. ٣3 روز دیگر تا تعیین تکلیف برجام توسط رئیس‌جمهورى پیش‌بینى‌ناپذیر مانده است. همچنان که جهش قیمت دلار را هیچ دلیل عقلى و اقتصادى پشتیبانى نمى‌کند، خروج آمریکا از برجام نیز با هیچ گزاره معقول سیاسى و اندیشمندانه حمایت نمى‌شود. ولى نکته این است که رئیس‌جمهورى خارج از گزاره‌هاى عقل سیاسى بر بزرگترین قدرت اقتصادى و نظامى جهان حاکم شده است
در چنین شرایطى، روح‌ها و روان‌ها بیش و پیش از هر چیزى آزرده مى شود. امنیت روانى به مخاطره مى‌افتد و اقتصاد آسیب‌پذیر مى‌شود. موجودى‌هاى پولى و سرمایه‌اى به گونه‌هاى امنیت دارى مانند دلار تبدیل مى‌شود و سرمایه‌ها از بازار نااطمینانى داخلى به بازارهاى داراى امنیت خارج از کشور مهاجرت مى‌کند. بنا براین، راه چاره و علاج در چنین شرایطى طبیعتا نه راه‌حل‌هاى اقتصادى و تزریق ارز به بازار، که بازگرداندن امنیت روانى و اعتماد به آینده کشور در سپهر دیپلماسى جهانى است.
*
روزنامه نگار

 

 


چالش سیاست در چهار راه استامبول

 

حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری در سال 96 توانست با وعده‌ های اقتصادی برای بار دوم در این رقابت سیاسی پیروز شود اما وضعیتی که در شرایط کنونی شاهد آن هستیم دقیقا خلاف بسیاری از وعده‌های انتخاباتی رئیس دولت دوازدهم است، این مسئله به صورت ویژه در نرخ ارز به نحوی ملموس مشاهده می‌شود، چراکه روحانی در آخرین مصاحبه تلویزیونی خود مجددا ثبات نرخ ارز را تضمین کرد اما تا لحظه‌‌ای که نوشتن این گزارش آغاز شده نرخ دلار به بیش از ۵۷۰۰ تومان هم رسیده است. با این اوصاف، به نظر می رسد که نارضایتی مردم نسبت به دولت روحانی و حامیان اصلی وی که اصلاح‌طلبان هستند، افزایش یافته است اما سوال اینجا است که آیا تبعاتی که این بی‌ثباتی خواهد داشت تنها به زیان این گروه خواهد بود یا گستردگی آن سایر جریان‌های سیاسی را هم دربر خواهد گرفت؟
روز یکشنبه بازار سکه و ارز شاهد اتفاق بی‌سابقه‌ای بود؛ نرخ دلار به بیش از ۵۷۰۰ تومان و سکه نیز به بیش از یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان رسید و پیش ‌بینی‌ها حاکی از آن است که این ارقام افزایش مجددی هم خواهند داشت. این درحالی است که حسن روحانی برای پیروزی در انتخابات 96 وعده‌های اقتصادی بسیاری را همچون گذشته تکرار کرد و حامیان وی هم برای دفاع  از روحانی بر عملکردی که این چهره سیاسی در دور نخست ریاست جمهوری‌اش در حوزه اقتصاد داشت، تاکید کردند و در حقیقت مردم هم به همین امید به وی رای دادند. اگر بخواهیم به شایعات ایام انتخابات هم اشاره‌ای داشته باشیم، در همان ایام بود که بسیاری می‌گفتند اگر نامزدهای رقیب روحانی مانند محمدباقر قالیباف یا ابراهیم رئیسی پیروز انتخابات شوند نرخ دلار به 5 هزار تومان خواهد رسید اما این اتفاقی است که در زمان پیروزی روحانی هم رخ داد
افزایش نارضایتی‌های مردم در شرایط کنونی 
گفتنی است که در دی ماه سال گذشته نارضایتی مردم در رابطه با عملکرد مسئولان در زمینه اقتصادی به حدی بود که بتواند آنها را به خیابان‌ها بکشاند و در همین اعتراضات خیابانی هم شعارهایی علیه جریان‌های مختلف سیاسی داده شد. بنابراین باتوجه به مشکلات اقتصادی که این روزها هم پیش آمده چندان سخت نیست که متوجه شویم نارضایتی مردم بیش از گذشته است، چراکه نه تنها به مشکلات آنها رسیدگی نشده بلکه افزایش هم یافته است. حال سوال اینجا است که آیا دامنه نارضایتی مردم تنها دامن دولت روحانی و حامیان وی را خواهد گرفت؟ از طرف دیگر، باتوجه به سابقه اصولگرایان در بهره‌برداری سیاسی از نقاط ضعف دولت آیا ممکن است، این گروه سیاسی مجددا دست به چنین اقدامی بزند؟ علی صوفی فعال سیاسی اصلا‌ح‌طلب در رابطه با شرایط کنونی اقتصاد کشور در گفت‌وگو با «ابتکار» عنوان کرد: «دیگر اوضاع از محدوده بازی‌های سیاسی خارج شده است و بازنده اصلی در این میان مردم هستند. این مردم هستند که بیش از همه زیان می‌کنند و اولین خسارتی که در جامعه به وجود می‌آید احساس نگرانی، یاس و ناامیدی از حل مشکلاتی است که با آن مواجه هستند و مسئله دوم این است که بازار و فعالان اقتصادی هم زیان خواهند کرد البته این موارد به استثنای اشخاصی است که از رانت استفاده می‌کنند و با دستی که در اموال عمومی دارند، همواره به موفقیت می‌رسند. عامه مردم دچار یاس و سرخوردگی خواهند شد.» وی در ادامه افزود: «شرایط کنونی برای کل نظام و حاکمیت خطرناک است و تمام جریان‌های سیاسی از این اتفاق زیان خواهند کرد .» این فعال سیاسی اصلا‌ح طلب با اشاره به وعده‌های انتخاباتی رئیس دولت دوازدهم اظهار کرد: «مسلما اعتبار و محبوبیت آقای رئیس جهمور آسیب شدیدی می‌بیند، چراکه این روزها اتفاقاتی خلاف وعده‌های وی رخ می‌دهد. شاید برخی محدودیت‌ها برای مسئولان وجود داشته باشد و از اطلاع‌رسانی دقیق آنها به مردم جلوگیری کند اما این مسئله وضعیت را بدتر هم می‌کند.» وی در ادامه افزود: « به هر حال اگر آقای روحانی راحت با مردم صحبت کند و تمام مشکلات را با آنها درمیان بگذارد، اوضاع بهبود پیدا می‌کند اما این کاری نیست که تنها قوه مجریه بتواند انجام دهد بلکه سایر مسئولان نیز در قبال این معضل وظایفی دارند.» 
اقتصاد سیاسی باید اصلاح شود
به گفته بسیاری از کارشناسان سیاسی و اقتصادی اتفاقی که این روزها شاهد آن هستیم تنها نتیجه اقدامات یک دولت نیست که به تنهایی دولت مستقر را مقصر بدانیم بلکه این اتفاقات تبعات ناشی از سوءمدیریت در دراز مدت است. صوفی نیز در این خصوص عنوان کرد: «تا به امروز، اقتصاد ما بیشتر اقتصاد- سیاسی بوده و اوضاع مالی و پولی در اولویت نخست قرار نداشته است. در حقیقت برخی تصمیمات اجازه نمی‌داد تا اقتصاد مسیر خود را طی کند و بازار سرمایه به تعادلی برسد و اوضاع سیاسی وضعیت اقتصادی را همواره ملتهب ‌کرده است. با چنین شرایطی، بهبود این اوضاع نیازمند همکاری قوای سه‌گانه است و قوه مجریه به تنهایی نمی‌تواند نقش موثری در این زمینه داشته باشد.» وی در ادامه افزود: «به هر حال مردم نگرانی‌هایی دارند و حاکمیت هم باید اعتماد مردم را جلب کند. در زمان جنگ مردم به حدی به نظام اعتماد داشتند که با یک سخنرانی امام اوضاع آرام می‌شد اما چنین وضعیتی در شرایط کنونی مشاهده نمی‌شود
ضربه به منافع ملی برای همه زیان‌بار است
لازم به یادآوری است اصولگرایان در سال‌های اخیر به دلیل اشتباهاتی که در حمایت از محمود احمدی نژاد داشته اند از نظر محبوبیت در میان مردم وضعیت مطلوبی ندارد بنابراین اصلی‌ترین سیاستی که دارند این است که همواره در تلاشند تا از نقاط ضعف و اشتباهات دولت روحانی به سود خود استفاده کنند. با این اوصاف باید بررسی کرد که آیا این احتمال وجود دارد که در شرایط کنونی اصولگرایان مجددا به فکر بهره برداری سیاسی باشند؟ به عبارت دیگر، آیا وضعیت کنونی به سود رقبای حسن روحانی خواهد بود؟ صوفی در این خصوص اظهار کرد: «در این میان حتی اصولگرایان هم سودی نخواهند برد و همه زیان خواهند کرد. در حقیقت اصلی وجود دارد و آن منافع ملی است که در دنیا حکومت‌ها این اصل را محترم می‌شمارند و تمام جریان‌های سیاسی آن را خط قرمز خود می‌دانند اما در ایران این اصل مورد تاکید و تفاهم عمومی قرار نگرفته است.» این فعال سیاسی اصلاح‌طلب تصریح کرد: «منافع ملی موردی نیست که در قانون اساسی بتوان پیدا کرد و یکی از اصول اساسی حکومتداری است و همه حکومت‌ها براین امر واقفند.» وی خاطرنشان کرد: «اهمیت منافع ملی در چنین شرایطی مشخص می‌شود که در یک موقعیت بحرانی برای حفظ نظام به یکدیگر یاری برسانند. زمانی که اصل حاکمیت در معرض خطر است دیگر اختلافات جریان‌های سیاسی چه اهمیتی دارد؟» صوفی با اشاره به سابقه اصولگرایان در مواجهه با مشکلات اظهار کرد: «اصولگرایان منافع ملی را مدنظر قرار نمی‌دهند و اعتراضاتی که در دی ماه 96 اتفاق افتاد، ثابت کرد که ممکن است وارد بازی‌های خطرناکی بشوند و به اشتباه فکر می‌کنند که می‌توانند تخریب را کنترل کنند و اما این تفکر اشتباه است و نمی‌توان با احساسات و دل‌مشغولی‌های مردم بازی کرد.» 
شفافیت مهمترین راهکار است
علی صوفی با اشاره به فعالیت‌های روحانی در دوران ریاست جمهوری‌اش اظهار کرد: «من از سال 92 معتقد بودم که آقای روحانی باید شفافیت را در سطح کلان و عمده شروع می‌کرد و آمار و ارقام دقیق اوضاع را به صورت کامل در اختیار مردم قرار می‌داد. در شرایط کنونی هم از وی انتظار می‌رود تا نارضایتی‌ها شدت بیشتری نگرفته همین اقدام را عملی کند.» این فعال سیاسی اصلاح‌طلب تاکید کرد: «به هرحال، حاکمیت باید مردم رضایت مردم را جلب کند و راه دیگری برایش وجود ندارد، مگر اینکه بخواهد مانند حکومت‌های خودکامه به مردم پشت کند و بدون همراهی مردم در حفظ بقای خود بکوشد

ابتکار

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است