محل تبلیغ شما
اعتراض گسترده به اهانت روزنامه پیروزی به بنیانگذار استقلال

تاریخ خبر: 1396/11/12

اعتراض گسترده به اهانت روزنامه پیروزی به بنیانگذار استقلال

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

صبح امروز به طور که سرتیتر رونامه های ورزشی صبح را ورق می زدیم، به یکباره چشممان به صفحه اول پیروزی افتاد که در آن عکس تیمسار خسروانی قرار داشت و در کمال ناباوری، توصیفاتی در وصف بنیانگذار تیم استقلال از سوی روزنامه پیروزی عنوان شده بود که رنگ وبویی از حرفه ای گری و اخلاق نبرده بود به طوری که این به ظاهر روزنامه که گردانندگان آن خود ید طولایی در برخی مسائل دارند، اتهامات سنگینی را به تیمسار خسروانی روا داشته که همین موضوع باعث خشم هواداران آبی پوش پایتخت و پیشکوستان این تیم و حتی برخی پیشکسوتان باشگاه پرسپولیس شد چرا که بیان اینگونه مسائل بی اساس در یک روزنامه رسمی، جز پاشیدن بذر خصومت در بین طرفداران دو تیم چیزی عاید فوتبال نمی کند و مشخص نیست استناد این روزنامه بر چه اساسی بوده که تیمسار خسروانی را فردی همجنسگرا معرفی کرده و با چه استناداتی ایشان را مفسد خطاب کرده ؟ چطور می توانند تجاوز به عنف را ثابت کنند؟ در کدام دادگاهی این موارد به اثبات رسیده که تاکنون کسی خبر نداشته؟ شاید اگر خانواده این مرحوم در ایران حضور داشتند، به سادگی با این بی اخلاقی آشکار مبارزه می کردند و منتشر کننده این مطلب را به دادگاه می کشاندند ولی متاسفانه به دلیل نبود ظرفیت قانونی برای برخورد با اینگونه موارد، بعضا دیده شده که رسانه ای با علم به اینکه فرد مذکور در کشور حضور ندارد به سادگی هر تهمت و افترایی که دلش می خواهد به فرد وارد می کند و خیالش هم راحت است که پیگیری قانونی وجود ندارد!  سوال این است که اکنون نقش وزارت ارشاد در این قضیه چیست؟ چطور به این روزنامه مجوز نشر داده که در تیترهای هر روز آن، نوع شدیدی از کینه و عقده دیده می شود و مشخص نیست این کینه برای چیست؟

 

قدرت و فساد؛ تیمسار خسروانی،رییس تاج که بود و چه کرد؟!

گزارشی که می خوانید برگرفته برگرفته از اسناد ، مدارک و حقایق سیاه فوتبال ایران در دهه 40 و 50 و ظلم هایی است که به پرسپولیس روا شده؛ناگفته هایی  ثبت شده در تاریخ.  

مهدی حدادپور- مورخ فوتبال

 

این مطلب را بخوانید و البته دقت کنید که برگرفته از اسناد ئ مدارک است نه تهمت های بی اساس و ادعاهای واهی و پوچ.

مقدمه ای برای ناگفته هایی از تاریخ

به گزارش اختصاصی پیروزی دیلی، ارایه تصویری زشت از مردی که سیرتی زیبا داشت، در ورزش ما کار جذابی نیست، البته همه انسان ها هم خوبی دارند و هم بدی و حتی اگر انسانی دشمن نداشته باشد کارش ناصحیح است.

عده ای آمدند و با تکیه بر ادعای پوچ و واهی سازمان تروریستی مجاهدین خلق علی عبده مالک پرسپولیس را قاتل تختی معرفی کردند که توضیحش در روز سه شنبه رفت و خوشبختانه روشنگری درباره علی عبده مورد تایید و نظر دوستان واقع شد، خدا می داند اصلا قصد ندارم تا با تقویم روزگار رقبا را بزنم، اما دوستان خوب ما در حریم باشگاه استقلال آغاز کردند و ادعایی کج از آدم های گیج وگنگ ابتدای انقلاب را مبنای ادعا قرار دادند، آنها که در سال 58 این ادعای "وهم" را کردند، آدم هایی بودند که اطلاعات شان آن قدر کم بود که نمی دانستند در نیمه دوم سال 46  و درست در آذرماه و دی ماه عبده در کشور آمریکا بوده و در نزدیک نوروز 47 به ایران برگشته و حتی جلسات تشکیل تیم پرسپولیس در روزهای ابتدایی نوروز سال 47 صورت گرفته است. آنها نمی‌خواهند بدانند یا بگویند که علی عبده درباری نبود اما باشگاه تاج همانطور که از نامش پیداست تیمی بود از دربار که مسوولانش هم قدرت بسیار داشتند و این قدرت شان منجر به بروز فساد و ظلم در فوتبال می‌شد.

علی عبده مثل همه انسان ها اشکالات اخلاقی هم داشت اما این اشکالات متوجه خودش بود و آن قدر پهلوان مسلک بود که هیچ گاه از رقیب  خود بد نگفت ...

 

 

فرق عبده و خسروانی

بی تردید پرویز خسروانی در کنار پرونده های بسیاری که داشته هم در جامعه ما خدمات شایان توجهی کرده و در کنار دزدی از بیت المال برخی از مهم ترین بخش های پول های غیب شده را خرج فوتبال کرده و  این همه از اماکنی که برای فوتبال ساخت تا امروز هم مورد استفاده جوانان شهرهای مختلف از تهران تا بوشهر قرار گرفته است اما خسروانی بارها در نتایج مسابقات دخالت کرد، در دوران مدیریتش بر سازمان ورزش، فوتبالیست های درجه اول ملی را با وعده و وعید به تاج سابق آورد، داوران را به گواهی بازیکنان همین تیم تاج سابق انتخاب می کرد، از ورزشکاران باشگاه تاج در کودتای 28 مرداد علیه مصدق، سمبل ضد استبداد به کار گرفت، قمارهای کلانش ضمن این که باعث بازنشسته شدنش شد چنان بود که او با کمک برخی دوستانش زمین های موات را مورد استفاده قرار داده و حق الناسی شدید گردن اوست ولو این که اخلافش در ورزش و سایر بخش ها شاید بیشتر از او خوردند اما حداقل این که خسروانی به کمک ورزش ما هم شتافت ....

باید متذکر شویم هر حرفی که اینجا بیان می شود دقیقا سند دارد و ما بدون سند حرف نمی زنیم ودر این بخش به برخی از پشت پرده های ورزش ایران خواهیم  پرداخت .

 

 

از ادعای مستند بهزادی تا ادعای خنده دار خسروانی علیه عبده

به گزارش خبرنگار پیروزی دیلی، در اردیبهشت ماه سال 1354 پرسپولیس در دیداری از دور رفت لیگ سوم تخت جمشید برابر تیم تاج 3 بر یک بازنده شد، تیم پرسپولیس جوانگرایی شدید کرده و در ازای کلانی، کاشانی، طاووسی، محراب شاهرخی، بیوک وطنخواه و... که از دست داده بود افرادی چون جهانگیر فتاحی، بیژن ذوالفقارنسب، فاطمی مقدم، دادکان و... را به خدمت گرفته بود، در این بازی تیم جوان پرسپولیس برابر تیم فوتبال تاج سابق 3 بر یک بازنده شد، همایون بهزادی مرحوم که سرمربی پرسپولیس بود، از منابعی که در اختیار داشت، فهمید 3بازیکن تیم فوتبال تاج شب قبل از بازی به مصرف تریاک اقدام کرده و در کلانتری یوسف آباد بوده اند، همایون بهزادی این مطلب را به اطلاع رساند و شکایت پرسپولیس به فدراسیون فوتبال اعلام شد، اما فدراسیون از مسوولان فدراسیون فوتبال خواست تا از شکایت خود صرفنظر کنند چرا که تیم ملی آماده برگزاری بازی های مقدماتی المپیک مونترال بود و هر 3 مردی که اقدام به مصرف تریاک برای بالا رفتن توان خود بودند هر 3 ملی پوش بوده و در صورت روشن شدن این تخلف آنها در تیم ملی هم محروم می شدند ، عبده پذیرفت اما همایون بهزادی دست بردار نبود و اصرارش به این مساله در مجموع باعث کنار رفتنش از پرسپولیس شد، اما خسروانی  درست زمانی که پرسپولیس اعلام حرفه گری کرده بود خطاب به آنابای رئیس وقت فدراسیون در نامه ای نوشت: "همانطور که اطلاع دارید عبده و دار دسته اش اقدام به حرفه ای گری و بی نظمی کرده اند و من در زمانی که رییس سازمان بودم از دست او وعمالش چه ها که نکشیدم"  این در حالی بود که عبده کار بدی نکرده و پرسپولیس را حرفه ای کرده بود واگر تاج هم حرفه ای می شد فوتبال ایران به جای سال 1380 در سال 1350 حرفه ای می شد.

 

ورزشکاران تاج در کودتا و سقوط مصدق

باشگاه تاج در روزهایی که ورزشکاران حرفه ای در کشور نداشتیم ورزش های مختلف را داشت که اکثر تیم هایش به جز فوتبال قدرت بلامنازع بودند، در روز 28 مرداد ماه 1332 پرویز خسروانی یکی از مهم ترین افراد در تجمیع گروه های ضد دکتر محمد مصدق بود که به تنهایی نفت ایران را ملی کرده و متاسفانه امروز قدر افرادی چون مصدق شناخته نمی شود چرا که شورای شهر نامیدن خیابانی به نام مصدق را در حالی غیر ضروری اعلام کرد که 60 سال قبل جمال عبدالناصر اسم یکی از خیابان های قاهره را مصدق نامید و اعلام کرد در ملی کردن کانال سوئز، شجاعتی که در مصدق دیده بودم من را واداشت که از انگلستان نترسم.

تاریخ ورزش ایران هیچ وقت همکاری باشگاه تاج به رهبری پرویز خسروانی را در کودتای 28 مرداد سال 32 را بر ضد مصدق فراموش نمی‌کند. در مشارکت خسروانی و باشگاه تاج هزاران نفر از افراد وابسته به این تیم و تاج در تظاهرات علیه مصدق مشارکت داشتند.

 

در کتاب " ظهور و سقوط سلطنت پهلوی"  (جلد اول صفحه  182) می خوانیم:

 نقش برادران رشیدیان در کودتا این بود که دسته جات غیر نظامی و اصناف را به خیابان ها بریزند. آنها ظاهرا توانستند جمعیتی حدود 5-6 هزار نفر را راه بیندازند. ......

دسته دیگر ، ورزشکاران باشگاه تاج (استقلال فعلی) بودند که سرتیپ وقت خسروانی ( سپهبد و رییس تربیت بدنی شد) توانست به رهبری شعبان بی مخ آنها را به حرکت در آورد. سربازان گارد جاویدان ، که توسط ریاحی در شب 25 مرداد خلع سلاح شده بودند ، نیز به جمعیت پیوستند.

 

طرح کودتای 28 مرداد به شرح زیر بود:

1 -  در نقاط مختلف شهر ، که دقیقا مشخص شده بود ، جمعیت هایی تشکیل شود.تعداد تقریبی هر جمعیت و رهبر گروه مشخص گردید.

2-هر یک از این جمعیت ها در مسیر تعیین شده به مقصد خیابان شاه- نادری طوری حرکت کنند که همزمان به مقصد برسند.

3-باشگاه های ورزشی ، مانند تاج (استقلال فعلی) نیز طوری حرکت کنند که همزمان به مقصد برسند.

4-اگر گروه های ضد مصدق مثل شعبان بی مخ و 7 کچلان و طیب حاج رضایی که در آن زمان جزو دوستداران شاه بود و بعدها توبه کرد و در خرداد 1342 توسط فرمانداری نظامی تهران اعدام شد، نبودند، زاهدی در سوار شدن به تانک و حضورش در خیابان جرات پیدا نمی کرد ، همراه خسروانی مدیر تاج، نفراتی از ورزشکاران سابق مثل فرزانگان و خاتمی هم بودند، آنها ورزشکاران خود را به خیابان ریختند و ورزشکاران تاج که متعلق به ورزش‌های مختلف مثل وزنه برداری بودند ، افراد تنومند و ورزیده ای بودند و از لحاظ روانی نسبت به طرفداران مصدق غالب شدند، تاجی ها و خسروانی به قیام ملی مردم در حمایت مصدق پشت کردند .(برگرفته از کتاب گفت و گوهای من با شاه به قلم اسدا. .  اعلم وزیر دربار)

 

تئوری انحلال رقبا

خسروانی در زمستان سال 1346 رییس سازمان تربیت بدنی بود، چنانچه می دانید، باشگاه تاج در کنار دارایی و شاهین 3 بخش قدرت فوتبال در سال‌های 1325 تا 1346 بودند، پشت سر این تیم ها شعاع، تهرانجوان، کیان و4 تیم نظامی پاس، عقاب،سرباز و شهربانی بودند، در سال 46 تیم شاهین منحل شده بود، خسروانی که از سقوط تیم شاهین خوشحال بود فرصتی برای انحلال تیم  دارایی پیدا کرد و این تیم را به نقض قانون متهم کرد، با انحلال دارایی تیم تهرانجوان که برادر کوچک دارایی بود هم منحل شد، انحلال تهرانجوان کینه شخصی خسروانی به خاطر باخت تاریخی 5-2 برابر این تیم بود، دارایی هم مثل شاهین سال های بسیار با تاج و مسوولانش که مدارک و اساسنامه خود را به طور تشریفاتی به وزارت دربار هبه کرده بودند، معارض بود، تاجی ها دو، سه سال بود که صاحب مقام های نازل چهارم به بعد می شدند و تمام ستارگان فوتبال ایران در تیم های دارایی و شاهین و تهرانجوان وکیان بودند، کیان هم به بهانه نقض کردن قانون منحل شد تا عرصه قدرت به تاج و عقاب و پاس محدود شود، استراتژی خسروانی به جز این که رقبا را اندک می کرد  این بود که ستارگان آنها را تصاحب کند، او به جز نفراتی چون قلیچ خانی از کیان، مصطفوی از تهرانجوان، اصلی، پور حیدری ، جلال طالبی و اکبر افتخاری از دارایی به نفراتی چون بیوک و رضا وطنخواه، حسین کلانی و ابراهیم آشتیانی از شاهین  چشم داشت اما وقتی پرسپولیس در ابتدای سال 47 متولد شد و افرادی چون خاتمی و عبده پشت سرش بودند، خسروانی خود را فاقد قدرت لازم برای اعمال نظر و قدرت و ثبت و تعریف یک قانون من در آوردی برای جلوگیری از فعالیت این تیم دید و حتی بگونه ای ریاکارانه پذیرفت که اولین بازی پرسپولیس در دوران تازه اش بازی برابر تیم فوتبال تاج باشد.همین پرسپولیس و مدیرش وقتی رفتار عجیب مسوولان ورزش را دید بعد از 17 ماه عطای ادامه کار در سطح بالای فوتبال را به لقایش بخشید و بازیکنان تیم فوتبال پرسپولیس را به تیم پیکانی داد که مدیرش محمود خیامی از متنفذین و پولداران فوتبال بود که برای بازدید محمد رضا پهلوی از تشکیلات ایران خودرو در روز رسمی افتتاح 10 میلیون تومان درآن دوران به او پرداخته بود.پیکانی ها که در سال 47 تشکیل شده و نفراتی چون عزت جانملکی، همیشه جوان و علی پروین را داشتند با حضور پرقدرت پرسپولیسی‌ها یکی از بهترین تیم های فوتبال ایران شدند، بعدها با رفتن خسروانی از سازمان تربیت بدنی ، مجوز ادامه فعالیت به تیم های منحل شده شامل شاهین، دارایی، کیان و تهرانجوان داده شد .

 

 

وعده های  کذب به دوستاره فوتبال ایران برای پیوستن به تاج

قلیچ خانی در مصاحبه با نشریه دنیای ورزش سال 1353 و البته صحبت های سال های اخیر خود اشارات جالبی داشته است، در این بخش می خوانید که خسروانی به دروغ  از شاه استفاده کرد تا مانع رفتن قلیچ خانی به خارج از کشور و باعث پیوستن قلیچ خانی به تاج شود.

«پس از مدتی وقتی از سوی یکی از دلالان فوتبال ترکیه از من و یکی از دوستانم [ جلال طالبی] دعوت شد با گرفتن مبلغ کلانی به ترکیه بروم این مساله را با قره گوزلو دبیر وقت تربیت بدنی درمیان گذاشتیم. اما فردای آن روز یک آگهی، بدون اطلاع ما در روزنامه‌ها چاپ شد که بخاطر علائق به شاه دوستی و میهن‌پرستی حاضر به رفتن به ترکیه نیستیم.»

بلافاصله و بعد از جام عمران منطقه ای تیم های بوخوم و بایرن مونیخ هم به قلیچ خانی دعوتنامه دادند اما خسروانی که حالا رییس سازمان تربیت بدنی شده بود اعلام کرد شاهنشاه مایل به رفتن شما به کشورهای خارجی نیست، هیچ کس جرات استعلام ادعای خسروانی را نداشت،یک بار دیگر دعوتنامه گالاتاسرای ترکیه که این بار جلال طالبی را هم دعوت کرده بودند هم بی جواب ماند .

این مساله که برای پرویز قلیچ خانی و جلال طالبی رخ داد، بعدها باعث تلخکامی‌های بسیاری برای این 2 بازیکن شد. تربیت بدنی، به این 2 قول داده بود که ضررهای مالی از نپیوستن این2 بازیکن به باشگاه‌های خارج را تأمین کند که عملاً این کار را نکرد، حتی تیمسار خسروانی که حالا  با زد و بند به مقامی تربیت بدنی رسید. تنها راه دست یابی قلیچ خانی به جبران ضررهای مالی را پیوستن وی به تیم تاج که متعلق به خودش بود، قرار داد در حالی که هیچ گاه مبلغ باشگاه گالاتاسرای به او پرداخت نشد.

 

اولین توجه ساواک به قلیچ خانی کمی بعد از این بازی‌ها بود که موجب تقابل وی با فدراسیون فوتبال هم شد، همان‌طور که خود نوشته است:

به گزارش خبرنگار پیروزی دیلی، «وقتی تیم ایران اول شد. اعضای تیم به اصطلاح شرفیاب گردیدند و در این شرف به باد دهی، کلیه سرپرستان و مربیان و اعضای تیم تا کمر خم شده و بر دستان شاه بوسه زدند ولی من ( و یک نفر دیگر هم) از انجام این کار خودداری کردم و به همین دلیل از سوی تیمسار خسروانی و هاشمی نژاد مورد بازخواست قرار گرفتم که چرا دولا نشدی و دست شاه را نبوسیدی"

پس از پنج سال بازی در باشگاه کیان و بلافاصله بعد از جام ملت‌های آسیا که ایران مقام اول را بدست آورد، قلیچ خانی به تیم تاج یا استقلال فعلی پیوست. این اولین تغییر باشگاه در دوران فعالیت حرفه‌ای پرویز قلیچ خانی بود. اما بخاطر مخالفت اش با سیاست‌ها و روش‌های تیمسار خسروانی رییس باشگاه، بعدها از تاج به باشگاه پاس و سپس به باشگاه عقاب و پس از انحلال عقاب به دارایی و سرانجام به مدت 6 ماه به پرسپولیس پیوست.

 

انتخاب داوران توجیه شده دربی ها

پس از جدایی از تاج پرویز قلیچ خانی به باشگاه عقاب پیوست که به تازگی تشکیل شده بود و مدت 2 سال در باشگاه‌های ایران حضور داشت. او بعد از جدایی از تاج که همراه با قهر و دعوا بود در مصاحبه‌ای ادعا کرد «ما در تاج پیش از هر مسابقه‌ای داور را انتخاب می‌کردیم.قلیچ خانی ادامه داد در بازی برابر پرسپولیس در سال 48 و49 که ابتدا ابوالقاسم حاج ابوالحسن و سپس ارشد برازنده داور بودند، داوران با هماهنگی خسروانی انتخاب شده بودند، در بازی برابر تیم جوان پرسپولیس 48 زمانی که ستارگان آنها به پیکان رفته بودند، محمود خوردبین گل زد اما داور فول او را بر روی من گرفت در حالی که من روی او خطا کرده بودم!»

 

قمار بازی و  بازنشستگی

پرویز خسروانی در سال 1351 بازنشسته اعلام شد، ببینید آش چقدر شور بود که خان هم فهمید! او با افرادی چون گلسرخی و آهنچیان جلسات شبانه قمار تشکیل داده و برای تامین هزینه های قمار در آن زمان یاد گرفته بودند که زمین های موات را به نام باشگاه تاج سند زده و آنها را با قیمت‌های گزاف می فروختند و سازمان بازرسی کشور تخلف آنها را متوجه شد و از خدمت منفصل شان کرد و در پی این موضوع، خسروانی با درجه سپهبدی بازنشسته شد ضمن این که او بعد از ازدواج با همسرش که بهایی بود به روایتی بهایی شد و رسما به سلک مبلغان آئین بهایی در آمد ، مذهبی جعلی و استعماری که در ایران بسیار مورد تنفر بود، جنبه تبلیغی او برای آئین بهاییت با توجه به شرایط وحشتناک و نوع تبلیغات آن که گفتنی نیست و بسیار ضد اخلاقی است از او شخصیتی نه چندان موجه ساخت این در حالی بود که در تمام سال های دهه 50 و از زمان حضور پرسپولیس در مسابقات از علی عبده بنا بر اخبار و روایات موجود حتی در پرونده های ساواک یک نکته منفی هم وجود ندارد و هر آن چه از پرویز خسروانی در این مقال گفته ایم تنها و تنها از مدرک مستدلی است که گاهی در پرونده های ساواک قید شده ونکته قابل توجه این که هر چند ساواک یکی از منفورترین سیستم های اطلاعاتی در تاریخ کشورمان ودنیا بوده است با این حال گزارشات ارایه شده آن چنان دقیق و مکتوب و مستند است که بسیاری از کتاب ها وبرنامه های تاریخی ساخته شده در کشورمان برمبنای همین گزارشات درج شده است .

 

 

روایت فردوست از شیرین کاری های خسروانی

 فردوست از دوستان بسیار نزدیک محمدرضا پهلوی در کتابش درباره خسروانی می نویسد:

به گزارش خبرنگار پیروزی دیلی، « پرویز خسروانی زمانی که دانشجوی دانشکده افسری بود، خود و خانواده اش بی پول بودند. وی در این زمان به دنبال زن پولداری بود که توسط او وضعش را روبه راه کند، تا بالاخره دختری پولدار از یک خانواده بهایی به نام نعیمی پیدا کرد. پدر دختر از بزرگان فرقه بهایی و بسیار متمول بود و در یک باغ 5هزار متری با ساختمان مجلل سکونت داشتند. پرویز هرروز عصر با دوچرخه از دانشکده افسری راه می افتاد و به عنوان تمرین دوچرخه سواری از مقابل خانه دختر می گذشت و نامه عاشقانه رد می کرد. خانواده دختر با ازدواج این دو مخالف بودند، ولی به علت سماجت پرویز این ازدواج انجام شد و ایشان به عنوان دامادسرخانه به باغ دختر کوچید»

پدر دختر در جوار خانه خود، خانه ای ساخت که خسروانی و زنش در آنجا زندگی می کردند. این خانه در کنار بلوار واقع بود و بعدها به اداره نظام وظیفه اجاره داده شد و خسروانی و زنش در الهیه، خانه مجلل با محوطه پنج‌هزار متری درست کردند. پس از فوت پدر دختر، ارث هنگفتی به زن خسروانی رسید و صاحب چندین باغ و خانه در ونک و چندین ویلا در جنوب فرانسه و آپارتمان های متعدد در پیچ یوسف آباد و مجتمع سامان و غیره شد. خسروانی در زمان مصدق باشگاه ورزشی تاج را داشت و در آن تعداد زیادی از ورزشکاران و باج بگیران سرشناس تهران (مانند شعبان بی مخ) را جمع کرده بود. او هر طرف که باد می آمد بدان سو می رفت.

 

 

از شعار به نفع تا علیه مصدق

 فردوست در کتاب خود می‌نویسد: 

در زمان مصدق (اگر اشتباه نکنم در 30 تیر) ورزشکاران را به خیابان ریخته و به نفع مصدق شعار می داد، ولی چندی بعد در 28 مرداد توسط اشرف اجیر شد و همین ورزشکاران را به خیابان ریخت و علیه مصدق و به نفع محمدرضا شاه شعار داد.

 

پس از 28 مرداد، خسروانی و باشگاه تاجش به بلای جان مردم تبدیل شد. او راه می افتاد و هر جا که زمین شهری مرغوبی می دید به مالک آن مراجعه می کرد اگر طرف حاضر می شد زمین را به او واگذار کند فبها، وگرنه یک جوخه ژاندارم می رفت و یک پرچم سلطنتی را در وسط زمین فرومی کرد و خسروانی صاحب زمین را تهدید می کرد که زمین برای شاهنشاه است! طرف مسلماً تسلیم می شد و زمین را واگذار می کرد. سند به نام خسروانی، زن یا2 دخترش صادر می شد. خسروانی علاوه بر باشگاه های ورزشی تاج، به تدریج تأسیسات ورزشی دیگری تأسیس کرده بود که بسیار مدرن بود. یکی از این تأسیسات در خیابان بخارست و دیگری حوالی ونک بود، که ساختمان مجللی با بیش از 10 زمین تنیس در محوطه ای حدود 10هزارمترمربع بود. به علاوه، در آنکارا (ترکیه) نیز تأسیسات ورزشی مهمی احداث کرده بود، که سند به نام خودش بود.»

ماجرای خسروانی که در سال 1324 ابتدا باشگاه دوچرخه سواران را راه انداخت و بعد با بالا رفتن سمتش در دربار پهلوی، و برای توسعه این تیم ورزشی و استفاده از رانت های دولتی، نام باشگاه را به تاج تغییر داد و توانست املاک و دارایی های این باشگاه را افزایش دهد.

 

سیلی مرتضی احمدی در گوش خسروانی

به گزارش خبرنگار پیروزی دیلی، شادروان مرتضی احمدی که سال های سال قبل در نازی آباد تهران با پرویز خسروانی همسایه بودند، در بخشی از خاطراتش که در گفت وگوی سال 1389 در خبر آنلاین منتشرشده بود درباره خسروانی گفته بود: «من پرسپولیسی بودم و هیچ وقت از او خوشم نمی آمد. تازه ما بچه محل بودیم و از قدیم هم باهم دعوا داشتیم. با دوچرخه اشمی آمد در محله ما و جلوی خانه یک دختری می ایستاد. یک باردعوایمان شد و سیلی محکمی در گوشش زدم. ولی به هرحال تیم خوبی ساخته بود.»

خسروانی که یکی از متواریان بعد از انقلاب اسلامی مردم ایران بود، از آن سال به لندن گریخت. اموال مختلف باشگاه تاج که به استقلال تغییر نام پیداکرده بود توسط بنیاد مستضعفان و سازمان تربیت بدنی مصادره شد و بعدها باشگاه استقلال جای باشگاه تاج را گرفت. کمپ بزرگ آنکارای این تیم هم به دلیل عدم پیگیری از سوی مسئولان وقت کشور در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در ترکیه غصب شد.

جالب اما درباره خسروانی این که او در همه این سال ها به شدت فوتبالی بود و تک تک بازی های استقلال را از پای تلویزیون می دید.

مردی که در تاریخ سیاسی ایران، بدنام است اما در فوتبال و به عنوان یک هوادار در کنار فساد و استفاده نابجا از قدرتش کارهای قابل ذکری هم از جمله ساخت استادیوم ها و . . .داشته است.

 

 

خسروانی به روایت اسناد ساواک (1)

پرویز خسروانی نمونه رجال فاسد دربار پهلوی است. وی به تمام انحرافات اخلاقی و جنسی آلوده بود و با سوء ‌استفاده از موقعیت خود هر عمل خلاف اخلاقی را بدون واهمه انجام می‌داد. اگرچه نامبرده از دوران طفولیت به اعمال رذیله شهرت داشت و این مساله اشتهار پیدا کرده بود؛ ولی دامنه آن بعدها به نوعی دیگر ادامه یافت. سندی از ساواک اشتهار خسروانی به فساد را چنین بیان کرده است:

"در اتاق "آقای مصطفوی" ضمن مذاکره با "آقای عترت" که در دوره قبل نماینده مجلس شورای ملی بوده درباره خانواده خسروانی صحبت می‌کرد، "آقای مصطفوی" که هم کلاس پرویز خسروانی در دبیرستان دارالفنون بوده درباره وضعیت اخلاقی ایشان می‌گوید: یک روز در ساعت درس زنگ زده شد آمدیم بیرون از کلاس، مدیر و ناظم بودند، پس از جمع شدن شاگردان مدیر گفت: آقایان من شرمنده و خجل هستم موضوع را بگویم فقط این آقای خسروانی را به علت فساد اخلاقی از مدرسه اخراج می‌کنم. بعد معلوم شد که در ساعت درس خسروانی را با یک نفر که از خیابان آورده ‌بود در یکی از مستراح‌های زمین شمالی دارالفنون مفعول واقع بود دستگیرشان می‌کنند که شخص فرار می‌کند حالا خسروانی سپهبد است و این مشاغل را تا به حال احراز کردند.» دیگر گزارش‌های ساواک نیز صراحتاً به این موضوع اشاره کرده‌اند. 

 

 

 تصرف زمین های موات

پرویز خسروانی از جمله امرای قدرتمند و با نفوذ ارتش بود که زمین‌های شخصی و ملی زیادی را تصرف نمود و سند آن را به اسم خود ثبت کرد. اسناد این مجموعه موارد متعددی از تصرف، دعوای حقوقی، تقسیط، فروش، حصارکشی یا تصاحب و نهال‌کاری زمین‌های ملی را نشان می‌دهد که در نوع خود کم نظیر است. 

 

میزان زمین‌خواری خسروانی از حساب و کتاب خارج بود. "فردوست" در این زمینه می‌نویسد:

روزی "سرهنگ ضرابی"، مدیر کل نهم ساواک را احضار و به او دستور دادم درباره اموال خسروانی تحقیق کند و در سطح کشور هر چه به نام خسروانی، زن و ۲ دختر اوست و سند صادر شده گزارش نماید. پس از ۳-۴ ماه گزارش تحویل شد با کمال تعجب دیدم که بیش از تصور قبلی‌ام است. در مراکز استان یک یا چند زمین در مراکز شهرستان‌ها یک زمین در برخی مراکز بخش یک زمین و در تهران ده‌ها زمین که هم بسیار مرغوب و وسیع بود، به نام خسروانی و خانواده‌اش است. اداره کل نهم ساواک در گزارش خود لیست کاملی از زمین‌ها و تاسیسات خسروانی در سطح کشور ارایه داد که به بیش از ۲۰۰ رقم می‌رسید.

 

 

رشواه‌خواری خسروانی

شیوه رشوه‌دادن و رشوه‌گرفتن خسروانی در نوع خود نیز جالب بود. سند ساواک رشوه‌دادن خسروانی به شاه را چنین ثبت نموده است. «خسروانی با "بیگلو" (کارمند دربار) صحبت کرد و "بیگلو" گفت: دوچرخه، مورد پسند اعلیحضرت واقع شده، البته من فکر کردم، دوچرخه را برای علیا حضرت فرستاده‌اید؛ ولی شاهنشاه فرموده‌اند، خیر برای خودم سفارش داده‌ام، خسروانی اضافه کرد که من کادویی برای شما و آقای "پورشجاع" تهیه کرده‌ام، خواهش می‌کنم یک نفر را به «باشگاه تاج» بفرستید که من آن را برای شما بفرستم.

اهدا یک جاسویچی طلا به یکی از وکلای تهران از دیگر موارد رشوه خسروانی می‌باشد. در سندی که به این موضوع اشاره دارد آمده‌است: «در هفته اخیر تیمسار خسروانی از بودجه تربیت‌بدنی یک جاسویچی تمام طلا با مارک تربیت‌بدنی برای "هوشنگ شمیرانی" وکیل دادگستری تهیه و ارسال نموده است که هم اکنون مورد استفاده وی قرار گرفته است.

 

قماربازی خسروانی

به گزارش خبرنگار پیروزی دیلی،یکی از معروف‌ترین جلسات قماربازی در منزل پرویز خسروانی برگزار می‌شد که در آن چندین وزیر و وکیل و عده دیگری از مسوولین عالی‌رتبه حضوری همیشگی داشتند و مبالغ میلیونی برد و باخت می‌شد.

بولتن ویژه ساواک، مورخ ۲۱/۱۲/۱۳۲۵ حاکی است: «... منزل مشارالیها (خسروانی) محل قمار افسر یاد شده و افرادی از جمله "جلال آهنچیان" (تاجر)، "حاج‌آقا آهنچیان" (برادر جلال آهنچیان)، "مهندس الماسی‌پور"، "علی‌دهستانه" و "هدایت ذوالفقاری" (آجودان کشوری شاهنشاه) و چند نفر دیگر می‌باشد. ضمناً یاد شده وی به یکی از دوستان همبازی خود اظهار داشته که حدود ۳-۴ میلیون تومان در چند ماه اخیر باخته است و حتی یک فقره چک به مبلغ ۱۷۰ هزار تومان از حساب فروشگاه «باشگاه تاج» کشیده است و اضافه نموده مدت ۴ سال است، آرزو به دلم مانده که یک دفعه ببرم. چنین استنباط می‌گردد که نامبرده در اکثر جلسات قمار بازنده بوده است»

 

 

حسادت مدیر تاجی به عبده پرسپولیس

در سال 1351، علی عبده با اعلام حرفه ای شدن باشگاه پرسپولیس، تیم اصلی را از مسابقات خارج و تنها به دیدار با تیم‌های مطرح خارجی بسنده کرد. پرویز خسروانی که از شرایط به وجود آمده بسیار خشمگین شده بود در نامه ای به کامبیز آتابای آجودان شاه و رییس فدراسیون فوتبال نامه ای در جهت تخریب این حرکت نوشت. جمله شاخص این نامه چنین به تحریر درآمد:

ساواک در گزارش خود در تاریخ 19/7/1351 می گوید: سپهبد بازنشسته پرویز خسروانی با کامبیز آتابای رییس فدراسیون فوتبال تماس حاصل کرده و اظهار داشته است: ملاحظه می کنید این علی عبده مدیر باشگاه پرسپولیس چه جنجالی بپا کرده است؟

گرچه نامبرده با اجازه در پیشگاه شاهنشاه مبادرت به حرفه ای کردن باشگاه پرسپولیس کرده ولی او بایستی این موضوع را قبلاً با تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال ایران در میان می گذاشت تا چنانچه شما صلاح می دانستید این کار عملی می‌شد:

خسروانی می گفت: عبده و دوستانش که خودت می دانی باندی تشکیل داده اند و خود شاهدی که من در مواقعی که سرپرست تربیت بدنی بودم از دست اینها چه زجری کشیدم! ...

کاملاً روشن است که تیمسار خسروانی، همه کاره تیم تاج در جهت اختلال در اهداف علی عبده با او همگام نمی شود تا تیم پرسپولیس در حرفه ای شدن شکست بخورد.

کیهان ورزشی در شماره 967 خود در باره انحلال تیم حرفه ای پرسپولیس از زبان عبده می نویسد: 

به گزارش خبرنگار پیروزی دیلی، جبران زمان و شرایط کنونی، فوتبال حرفه ای را نمی پذیرد. ما نمی خواهیم از فوتبال ثروتمند شویم زیرا معتقدیم که فوتبال باید خودش، خودش را اداره کند، او می افزاید: پرسپولیس در راه فوتبال حرفه ای پیشقدم شد که خواست شاهنشاه آریا مهر بود. اما متاسفانه ما را در این را تنها گذاشتند و حتی فدراسیون فوتبال هم با ما همکاری نکرد و در شرایط کنونی حتی زمین در اختیار ما قرار نمی دهد.

 

 

وقتی استقلالی ها با اتکا به ادعای سازمان تروریستی مجاهدین خلق به دنبال تخریب عبده هستند

 

گاهی یاوه گویی برای بعضی چقدر آسان است و برخی ندانسته سعی بر متهم کردن دیگران دارند.

اختصاصی پیروزی دیلی؛ دیروز سالروز درگذشت علی عبده بود. علی عبده برادر عبده بزرگ، رییس دادگاه های بعد از شهریور 1320 بود، او از جمله افراد منتسب به حاکمیت وقت نبود و تنها در خانواده ای بسیار متنفذ زندگی کرده بود .او عاشق ورزش بود و در رشته های بوکس و والیبال قهرمان بود و عاشق رشته بولینگ بود ، آذر ابتهاج و علی عبده تنها، بولینگ را داشتند، عبده در سال 1340 و در 37سالگی از واشنگتن به ایران برگشت و پاسپورت آمریکایی خود به نام آلن مورگان و مدیریت فدراسیون ورزش والیبال در ایالت واشنگتن را در آن کشور گذاشت و برگشت و رییس فدراسیون بوکس شد و در زمان حضور او، برای اولین بار کشورمان در رشته بوکس مدال طلای آسیایی گرفت، سپس او به عضویت هیات مدیره  شرکت تجاری سی آر سی  در آمد و سهامداران بزرگ این شرکت او را به سمت مدیر عامل این موسسه رساندند، او که به ورزش علاقمند بود با اجازه سهامداران تشکیلات ورزشی پل رومی را پایه گذاشت  وروی سر در این موسسه تنها نام بولینگ را نوشت که بعدها بین مردم به بولینگ عبده موسوم شد، همه موسسات ورزشی در آن دوران به جز ورزش اصلی خود، ورزش های دیگری هم داشتند، مثل موسسه دوچرخه سواران که تیم فوتبال تشکیل داد و بعدها به تاج تغییر نام داد و موسسه ورزشی جعفری که ورزش باستانی داشت و سپس حتی تیم فوتبال هم داشت و بالاخره بولینگ سی آر سی که تیم های ورزشی والیبال و بوکس و سپس بسکتبال و فوتبال داشت و نام پرسپولیس را برای خود انتخاب کرد .

 

دکترین دهداری 
به گزارش پیروزی دیلی، در این سال ها اختلاف باشگاه شاهین با مسوولان سیاسی وقت هر روز بیشتر می شد تا این که در تیرماه سال 1346 باشگاه شاهین رسما تعطیل شد، علی عبده به جز ورزش بوکس که زمانی رییس فدراسیونش بود هیچ نگاه و توجهی به ورزش دولتی نداشت و تشکیلات او کاملا خصوصی بود و حتی با همین تشکیلات خصوصی و بدون استفاده از حمایت دولتی یک بار مسابقات جهانی بولینگ را برگزار کرد. او اصلا نه ارتباطی با تشکیلات دولتی ورزش داشت و نه حضوری در جمع مسوولان مورد نظر،او پیش قراول خصوصی سازی در ورزش بود . در همین زمان و بعد از انحلال شاهین رفته رفته باشگاه های عقاب و پاس و تاج شروع به استفاده از مردان شاهین کردند، آشتیانی و معینی و رضا وطنخواه در آستانه حضور در پاس بودند و همایون بهزادی وکاشانی وکلانی به عقاب نزدیک شده بودند که دهداری فکری به نظرش رسید و به یاد علی عبده افتاد. به هر حال نظام وقت با حضور پرویز خسروانی مالک سابق تاج که حالا رییس سازمان تربیت بدنی شده بود حاضر نبود که شاهینی ها را دوباره تایید کند. اگر آنها تیمی دیگر تشکیل می دادند نبایستی در کنار هم بوده و باید نیمی از بازیکنان را تازه اضافه می کردند، دهداری فهمید که تنها یک فرد با نفوذ و قدرت اجتماعی می تواند تاییدیه سیاسی ها را بگیرد، در همان زمان در هیات مدیره شرکت سی آر سی یا همان پرسپولیس فرمانده نیروی هوایی یعنی ارتشبد خاتم حضور داشت. او هرچند سابقه حضور و بازی در تیم تاج را داشت اما به خاطر برخی از رفتارهای خسروانی با او مخالف بود. اگر خاتم درخواست تشکیل تیمی را می داد، بعید بود خسروانی جسارت مخالفت با فرمانده نیروی هوایی را داشته باشد به همین علت دهداری فهمید تنها عبده می تواند نجات دهنده باشد، این طور هم نبود که علی عبده نشسته و منتظر درخواست شاهینی ها باشد، همه می دانند که یک سال بعد از حیات پرسپولیس وقتی خیامی ایران ناسیونال از عبده بازیکنانش را خواست ، عبده موافقت کرد و تنها وقتی پرسپولیسی ها دوباره برگشته و قدرت یافتند که بازیکنان بزرگ تر تیم شاهین 46 و پرسپولیس 47  که حالا پیکان 48 شده بودند،‌با مسوولان تیم دچار مشکل شده و از عبده خواستند تا بازگشت آنها را قبول کند و عبده هم بلافاصله بعد از برگشت این نفرات اقدام به حرفه‌ای گری، کرد اما متاسفانه هیچ کدام از گروه های ورزشی او را همراهی نکردند .

 

 

عبده در آمریکا

بله ماجرا این است،‌وقتی دهداری به دوستش رجبعلی فرامرزی که مربی بانک ملی بود و برای پرسپولیس تیمی جوان وکوچک ساخته بود را واسطه قرار داد تا ستاره های شاهین درپرسپولیس بازی کنند فرامرزی از طریق مرحوم مجید حاج رضایی که درواقع مدیر داخلی باشگاه بولینگ بود،‌به اتاق عبده رفت که نه حوصله و نه فرصت مذاکره با مربی تیم جوان فوتبالش را داشت ، عبده 2ماه تمام از آذرماه تا بهمن سال 46 را در کشور آمریکا به سر برده و فرامرزی و دهداری 2ماه معطل ماندند تا عبده به ایران برگردد و به فرامرزی وقت ملاقات بدهد. آن روز، بلافاصله بعد از یک جلسه مهم کاری در شرکت سی آر سی ، وقتی خاتم و فاطمه پهلوی اتاق عبده را ترک کردند، فرامرزی نزد او رفته ودرخواست دهداری را مطرح کرد، عبده وقتی شنید این بازیکنان بزرگ فوتبال ایران چنین درخواستی دارند و با وجود این که تشکیل این تیم برایش توجیه اقتصادی نداشت، به حرمت ستاره های مملکت، پرسپولیس را ساخت، او ورزشکار بود و عاشق ورزشکاران و قهرمانان بود، باورکردنش سخت است که بدانید او به گوش ورزشکاری که با هنرپیشه نیمه برهنه سینما عکس گرفته بود سیلی زد. او اینچنین اخلاق مند بود، در این میان در پاسخ به مسایلی که بعضی نادانسته مطرح کرده اند باید گفت به راستی چطور می شود که علی عبده که 60 روز در آمریکا بود روز 17 دی ماه به ایران برگشته ، تختی را بکشد و فردا با خیال راحت به آمریکا برگردد؟ گاهی یاوه گویی برای بعضی چقدر آسان است!  

 

اختصاصی پیروزی دیلی؛ دیروز سالروز درگذشت علی عبده بود. علی عبده برادر عبده بزرگ، رییس دادگاه های بعد از شهریور 1320 بود، او از جمله افراد منتسب به حاکمیت وقت نبود و تنها در خانواده ای بسیار متنفذ زندگی کرده بود .او عاشق ورزش بود و در رشته های بوکس و والیبال قهرمان بود و عاشق رشته بولینگ بود ، آذر ابتهاج و علی عبده تنها، بولینگ را داشتند، عبده در سال 1340 و در 37سالگی از واشنگتن به ایران برگشت و پاسپورت آمریکایی خود به نام آلن مورگان و مدیریت فدراسیون ورزش والیبال در ایالت واشنگتن را در آن کشور گذاشت و برگشت و رییس فدراسیون بوکس شد و در زمان حضور او، برای اولین بار کشورمان در رشته بوکس مدال طلای آسیایی گرفت، سپس او به عضویت هیات مدیره  شرکت تجاری سی آر سی  در آمد و سهامداران بزرگ این شرکت او را به سمت مدیر عامل این موسسه رساندند، او که به ورزش علاقمند بود با اجازه سهامداران تشکیلات ورزشی پل رومی را پایه گذاشت  وروی سر در این موسسه تنها نام بولینگ را نوشت که بعدها بین مردم به بولینگ عبده موسوم شد، همه موسسات ورزشی در آن دوران به جز ورزش اصلی خود، ورزش های دیگری هم داشتند، مثل موسسه دوچرخه سواران که تیم فوتبال تشکیل داد و بعدها به تاج تغییر نام داد و موسسه ورزشی جعفری که ورزش باستانی داشت و سپس حتی تیم فوتبال هم داشت و بالاخره بولینگ سی آر سی که تیم های ورزشی والیبال و بوکس و سپس بسکتبال و فوتبال داشت و نام پرسپولیس را برای خود انتخاب کرد .

 

دکترین دهداری 
به گزارش پیروزی دیلی، در این سال ها اختلاف باشگاه شاهین با مسوولان سیاسی وقت هر روز بیشتر می شد تا این که در تیرماه سال 1346 باشگاه شاهین رسما تعطیل شد، علی عبده به جز ورزش بوکس که زمانی رییس فدراسیونش بود هیچ نگاه و توجهی به ورزش دولتی نداشت و تشکیلات او کاملا خصوصی بود و حتی با همین تشکیلات خصوصی و بدون استفاده از حمایت دولتی یک بار مسابقات جهانی بولینگ را برگزار کرد. او اصلا نه ارتباطی با تشکیلات دولتی ورزش داشت و نه حضوری در جمع مسوولان مورد نظر،او پیش قراول خصوصی سازی در ورزش بود . در همین زمان و بعد از انحلال شاهین رفته رفته باشگاه های عقاب و پاس و تاج شروع به استفاده از مردان شاهین کردند، آشتیانی و معینی و رضا وطنخواه در آستانه حضور در پاس بودند و همایون بهزادی وکاشانی وکلانی به عقاب نزدیک شده بودند که دهداری فکری به نظرش رسید و به یاد علی عبده افتاد. به هر حال نظام وقت با حضور پرویز خسروانی مالک سابق تاج که حالا رییس سازمان تربیت بدنی شده بود حاضر نبود که شاهینی ها را دوباره تایید کند. اگر آنها تیمی دیگر تشکیل می دادند نبایستی در کنار هم بوده و باید نیمی از بازیکنان را تازه اضافه می کردند، دهداری فهمید که تنها یک فرد با نفوذ و قدرت اجتماعی می تواند تاییدیه سیاسی ها را بگیرد، در همان زمان در هیات مدیره شرکت سی آر سی یا همان پرسپولیس فرمانده نیروی هوایی یعنی ارتشبد خاتم حضور داشت. او هرچند سابقه حضور و بازی در تیم تاج را داشت اما به خاطر برخی از رفتارهای خسروانی با او مخالف بود. اگر خاتم درخواست تشکیل تیمی را می داد، بعید بود خسروانی جسارت مخالفت با فرمانده نیروی هوایی را داشته باشد به همین علت دهداری فهمید تنها عبده می تواند نجات دهنده باشد، این طور هم نبود که علی عبده نشسته و منتظر درخواست شاهینی ها باشد، همه می دانند که یک سال بعد از حیات پرسپولیس وقتی خیامی ایران ناسیونال از عبده بازیکنانش را خواست ، عبده موافقت کرد و تنها وقتی پرسپولیسی ها دوباره برگشته و قدرت یافتند که بازیکنان بزرگ تر تیم شاهین 46 و پرسپولیس 47  که حالا پیکان 48 شده بودند،‌با مسوولان تیم دچار مشکل شده و از عبده خواستند تا بازگشت آنها را قبول کند و عبده هم بلافاصله بعد از برگشت این نفرات اقدام به حرفه‌ای گری، کرد اما متاسفانه هیچ کدام از گروه های ورزشی او را همراهی نکردند .

 

 

عبده در آمریکا

بله ماجرا این است،‌وقتی دهداری به دوستش رجبعلی فرامرزی که مربی بانک ملی بود و برای پرسپولیس تیمی جوان وکوچک ساخته بود را واسطه قرار داد تا ستاره های شاهین درپرسپولیس بازی کنند فرامرزی از طریق مرحوم مجید حاج رضایی که درواقع مدیر داخلی باشگاه بولینگ بود،‌به اتاق عبده رفت که نه حوصله و نه فرصت مذاکره با مربی تیم جوان فوتبالش را داشت ، عبده 2ماه تمام از آذرماه تا بهمن سال 46 را در کشور آمریکا به سر برده و فرامرزی و دهداری 2ماه معطل ماندند تا عبده به ایران برگردد و به فرامرزی وقت ملاقات بدهد. آن روز، بلافاصله بعد از یک جلسه مهم کاری در شرکت سی آر سی ، وقتی خاتم و فاطمه پهلوی اتاق عبده را ترک کردند، فرامرزی نزد او رفته ودرخواست دهداری را مطرح کرد، عبده وقتی شنید این بازیکنان بزرگ فوتبال ایران چنین درخواستی دارند و با وجود این که تشکیل این تیم برایش توجیه اقتصادی نداشت، به حرمت ستاره های مملکت، پرسپولیس را ساخت، او ورزشکار بود و عاشق ورزشکاران و قهرمانان بود، باورکردنش سخت است که بدانید او به گوش ورزشکاری که با هنرپیشه نیمه برهنه سینما عکس گرفته بود سیلی زد. او اینچنین اخلاق مند بود، در این میان در پاسخ به مسایلی که بعضی نادانسته مطرح کرده اند باید گفت به راستی چطور می شود که علی عبده که 60 روز در آمریکا بود روز 17 دی ماه به ایران برگشته ، تختی را بکشد و فردا با خیال راحت به آمریکا برگردد؟ گاهی یاوه گویی برای بعضی چقدر آسان است!  

 

 

به گزارش پیروزی دیلی، عبده 9 بهمن 58 در آمریکا درگذشت، او در این زمان 55ساله بود، فشارهای زندگی او را کشت، آتش سوزی در بولینگ و نابود شدن تجهیزات این ورزش و اتفاقاتی که باعث شد او از کشور برود عامل این ماجرا بود، انقلاب تازه پیروز شده بود و باید سره از ناسره مشخص می‌شد و این امر نیاز به زمان داشت. او سرمایه زندگیش پرسپولیس را آتش گرفته  می دید، سال ها بعد وقتی محمد دادکان در مراسمی اعلام کرد برای شادی روح عبده صلوات، می شد اشک های مردانی را دید که سال ها او را به عنوان یک طاغوتی مذمت می کردند در حالی که عبده در تمام زندگیش تنها عاشق 2 چیز بود. یکی تجارت و دیگری ورزش و حتی در همان زمان طاغوت برای از بین بردن او، آدم اجیر کرده بودند تا او را چاقو بزنند. رژیم گذشته در صدد از بین بردن افرادی مثل عبده بود که عاشق بی‌دریغ ورزشی بودند و مثل مدیران تیم های دیگر در جهت تبلیغ نظام سلطنتی فعالیت نمی کردند. حتی با ساختن تیمی مثل پرسپولیس، شرایطی را به وجود آوردند که مردم ناراضی و ناراحت، یک جا جمع شوند و اعتراض هواداران پرسپولیس به حکومت و حتی شعارهای آنها علیه رژیم آن زمان وقتی بعد از بازی پرسپولیس از امجدیه خارج می‌شدند، شهره بود. او تیمی ساخته بود که مقابل تیم تاج متصل به حکومت قرار داشت و به خوبی تعداد بسیار بالاتر هوادارانش، حقیقت تلخ را به رخ آنها می‌کشید. 

  

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

3 0
علی مهریزی   undefined 1396/11/12 20:11:36

روزنامه #پیروزی تیمسار خسروانی را "همجنسگرای متجاوز به زنان" نامیده، یادم نمی‌آید شغل روزنامه‌نگاری هیچوقت در این مملکت، تا این حد کثیف و چرک شده باشد. #خسروانی بنیانگذار تاج و قطعا بهترین مدیر تاریخ باشگاه است. نفرات بعد از او چقدر در تکرار موفقیت‌ها و خدماتش موفق بودند؟ این بازی کودکانه، زشت و آلوده به تهمت را تمام کنید. آدم خجالت می‌کشد به شما بگوید همکار.