محل تبلیغ شما
پرونده خودکشی دسته جمعی !

تاریخ خبر: 1399/9/10

پرونده خودکشی دسته جمعی !

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

دختری ۱۵ساله در یکی از مراکز بهزیستی مشهد خود را حلق‌آویز کرد | ساجده چرا خودکشی کرد؟ | خودکشی دسته‌جمعی دختران در این مرکز صحت دارد؟

ماجرای خودکشی دختر ۱۵ساله در بهزیستی

مرگ دختر ۱۵ ساله در مرکز نگهداری سلامت دختران مشهد

خودکشی یک دانش‌آموز دیگر، بازهم پای تبلت در میان است؟‌

سایه خودکشی بر سر دانش‌آموزان!

عوامل خودکشی
 
لطفا خودکشی دسته جمعی نکنید!

 

دختری ۱۵ساله در یکی از مراکز بهزیستی مشهد خود را حلق‌آویز کرد | ساجده چرا خودکشی کرد؟ | خودکشی دسته‌جمعی دختران در این مرکز صحت دارد؟

به گزارش همشهری‌آنلاین، این دختر ۱۵ساله که ساجده نام دارد حدود ۶‌ماه قبل درحالی‌که در یکی از پارک‌های مشهد پرسه می‌زد توسط پلیس دستگیر شد. 

با انتقال او به کلانتری معلوم شد دختر نوجوان وضعیت خانوادگی مناسبی ندارد. پدرش مدتی قبل به زندان افتاده بود و مادرش نیز به مواد ‌مخدر اعتیاد داشت. از سویی معلوم شد او یک خواهر و برادر نیز دارد که آنها به‌دلیل شرایط نابسامان خانوادگی در بهزیستی نگهداری می‌شوند. در چنین شرایطی بود که با دستور قاضی ساجده نیز به مرکز نگهداری دختران در معرض آسیب بهزیستی مشهد واقع در بلوار شفای مشهد منتقل شد. 

ورود به بهزیستی، دوران تازه‌ای از زندگی دختر نوجوان را رقم زد. او و ۲۲دختر دیگر همراه با یک مددکار در این مرکز زندگی می‌کردند. هرچند او از خانواده‌اش دور بود اما شرایط زندگی برایش بهتر از پیش شده بود. در این مرکز روانشناس یا روانپزشک حضور نداشت، اما دختران مددجو به‌طور دوره‌ای معاینه و وضعیت سلامتی‌شان کنترل می‌شد.

پنج‌شنبه شوم

۶‌ ماه از انتقال ساجده به این مرکز می‌گذشت و او به زندگی در آنجا عادت کرده بود. با تعدادی از دختران مددجو دوست شده بود و در کنار آنها زندگی آرامی داشت تا اینکه پنج‌شنبه گذشته فرارسید. دختر نوجوان عصر آن روز به حمام رفت اما هرچه گذشت خبری از او نشد. وقتی حمام ساجده طول کشید یکی از مددجویان دنبالش رفت و زمانی که در حمام را باز کرد با صحنه وحشتناکی مواجه شد. دختر نوجوان در اقدامی هولناک با روسری‌اش خودش را حلق‌آویز کرده و به زندگی‌اش پایان داده بود. 

فریاد این مددجو وقتی ساجده را در این وضعیت دید باعث شد سایر مددجویان و مددکارشان سراسیمه خود را به حمام برسانند. آنها صحنه‌ای را که با چشم می‌دیدند باور نداشتند. ساجده با وجود مشکلاتی که داشت، اما دختر آرامی بود و هیچ‌کس باورش نمی‌شد که او خودکشی کرده است. هرچند دقایقی بعد امدادگران اورژانس خود را به محل حادثه رساندند اما دیگر کار از کار گذشته بود. در این شرایط بود که با دستور قضایی تحقیقات درباره روشن شدن ابعاد این حادثه دلخراش آغاز شد.

ساجده چرا خودکشی کرد؟

انتشار خبر خودکشی دختر نوجوان مشهدی موجب جریحه‌دار شدن افکار عمومی شد و همه به‌ دنبال پاسخ این سؤال بودند که ساجده چرا خودکشی کرده است؟ 

حمیدرضا پوریوسف، مدیرکل بهزیستی خراسان رضوی، در این ‌باره می‌گوید: «این حادثه پنج‌شنبه ۶آذرماه در مرکزی که تحت نظر ما قرار دارد اتفاق افتاد. این دختر ۱۵ ساله ۶‌ماه بود که در این مرکز نگهداری می‌شد و به‌خاطر اینکه خانواده صلاحیت نگهداری وی را نداشتند، بنا بر حکم قضایی در مرکز پذیرش شده بود. » 

وی درباره وضعیت روحی ـ روانی این دختر می‌گوید: «او تحت نظر روانشناس و روانپزشک بود و دارو مصرف می‌کرد، ولی پیش از خودکشی هیچ‌گونه نشانه یا علائمی که نشان دهد در شرایط نامناسبی قرار دارد نداشت. دوربین‌های مرکز نیز کنترل شدند و رفتار غیرعادی از او مشاهده نشد.»

پوریوسف درباره وضعیت خانوادگی ساجده نیز می‌گوید: «پدر این دختر در زندان به سر می‌برد و مادرش نیز دچار اعتیاد است و به همین دلیل خواهر و برادر دیگر این دختر نیز به‌ خاطر مشکلات مادرشان در سرپرستی از فرزندان در سایر مراکز بهزیستی نگهداری می‌شوند.»

شایعه خودکشی دسته‌جمعی؟

انتشار خبر خودکشی دختر ۱۵ساله در بهزیستی مشهد موجب انتشار شایعه‌های زیادی شد. یکی از این شایعات، خودکشی دسته‌جمعی دختران در این مرکز بود. خبری که از سوی بهزیستی خراسان رضوی تکذیب شد. 

پوریوسف در این‌باره می‌گوید: «موضوع خودکشی دسته‌جمعی در این مرکز که در بعضی رسانه‌ها منتشر شده است صحت ندارد و چنین اتفاقی رخ نداده است و این خبر تکذیب می‌شود. اما درباره مرگ دختر ۱۵ساله تحقیقات برای روشن شدن همه ابعاد حادثه ادامه دارد.» 

در شرایطی که مدیرکل بهزیستی خراسان رضوی ماجرای خودکشی دسته‌جمعی را شایعه می‌داند، اما نیره عابدین‌زاده، معاون دادستان استان خراسان رضوی، می‌گوید دختران حاضر در مرکز نگهداری گفته‌اند قصد خودکشی با قرص را داشته‌اند. 

او می‌گوید: ‌«در صحبت با دختران گزارش شد که آنها هم قصد خودکشی با قرص داشتند. در شب خودکشی ساجده اورژانس در محل حاضر شده بود و باید گزارش‌های دقیق‌تری از مأموران اورژانس بگیریم که آیا حالتی در دختران دیگر مبنی ‌بر اینکه قرص خورده بودند، وجود داشته است یا نه؟ چون بحث خودکشی دسته‌جمعی را خود دختران به ما گفته‌اند، اما صحت آن را باید بررسی کنیم.» 
وی ادامه می‌دهد: «نشانه‌هایی از قبل بوده که افسردگی و آشفتگی ساجده را نشان می‌داده، همه این مسائل کنترل‌پذیر بوده است و بهزیستی باید پاسخگو باشد که چرا این دختر را درمان نکرده یا اینکه درمانش کافی نبوده و سبب خودکشی شده است. 

در ماجرای خودکشی ساجده باید مقصر مشخص شود و ما در دستگاه قضایی در حال بررسی همه مستندات و پرونده این دختر ۱۵ساله هستیم. حتی با دختران دیگر مرکز خانه سلامت هم صحبت کردیم که مشخص شود رفتار مربی این مرکز با ساجده چطور بوده است. دختران دیگر گزارش داده‌اند که رفتار مربی خشن و بد بوده است. البته صحت این موضوع را بررسی خواهیم کرد.»

او در ادامه می‌گوید: «ساجده به‌طرز دلخراشی با روسری خودش را حلق‌آویز کرده و این اقدام او درحالی بوده که دختران دیگر مرکز از تصمیم او خبر داشتند. حال چطور مسئول مرکز متوجه برنامه‌ریزی آنها نشده است؟ بنابراین همه مسئولان بهزیستی که مرتبط با این موضوع هستند، باید پاسخگو باشند.»  

در همین حال از مشهد خبر می‌رسد که گروهی از کارشناسان بهزیستی برای بررسی ابعاد مختلف این حادثه از تهران راهی محل حادثه شده‌اند و بررسی‌ها در این ‌باره در جریان است. از سوی دیگر پرونده‌ای در این ‌باره در دادسرای مشهد تشکیل شده و بازپرس جنایی تحقیقات قضایی را آغاز کرده است.

ماجرای خودکشی دختر ۱۵ساله در بهزیستی

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از ایلنا، حمیدرضا پوریوسف مدیرکل بهزیستی استان خراسان رضوی گفت: متاسفانه این خبر صحت دارد و یکی از دختران ما در مرکز ساماندهی دخترانِ در معرض آسیب، روز پنجشنبه (۶ آذر) اقدام به خودکشی کرد.

وی ادامه داد: این دختر ۱۵ساله که پدر او در زندان بوده و مادرش اعتیاد داشت، حدود ۶ ماه پیش  با حکم قضایی به مرکز نگهداری دختران در معرض آسیب بهزیستی منتقل شد. این دختر به افسردگی دچار شده بود و پنجشنبه شب اقدام به خودکشی کرد و با این که عوامل اورژانس به محل آمدند، نتوانستند کاری برای او انجام دهند.

پوریوسف گفت: علت وقوع این حادثه در دست بررسی است، اما همانطور که گفتم، این دخترخانم دچار افسردگی شده بود و تحت درمان بود.

وی درباره خانواده این دختر گفت: پدر این دختر در زندان است و مادرش پس از درمان اعتیاد به دلیل نداشتن مکان مشخصی برای استقرار، امکان نگهداری از دخترش را نداشت.

مدیرکل بهزیستی استان خراسان رضوی در پاسخ به این سوال که آیا از مسئولان بهزیستی فردی در خصوص این ماجرا بازداشت شده است، گفت: کسی در بازداشت نیست اما معاون دادستان دستور بررسی داده‌اند.

 

مرگ دختر ۱۵ ساله در مرکز نگهداری سلامت دختران مشهد

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از فارس، ساجده دختر ۱۵ ساله ساکن مشهد، که به دلیل اعتیاد خانواده در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار گرفته بود ۶ ماه پیش تحت حکم قضایی به مرکز نگهداری سلامت دختران بهزیستی در بلوار شفای مشهد سپرده شد. متاسفانه ۶ آذرماه وی در حمام مرکز نگهداری، خود را با روسری حلق‌آویز کرد که منجر به مرگ او شد.

مرکز نگهداری دختران سلامت که تا آن شب ۲۳دختر را در خود جای داده بود تنها با حضور یک مددکار و بدون حضور روانشناس یا روانپزشکی ایام را سپری کرده است. برای کسب جزئیات بیشتر با مدیر کل بهزیستی خراسان رضوی گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌خوانید.

حمیدرضا پوریوسف در خصوص این حادثه اظهار کرد: متاسفانه این حادثه در مرکز نگهداری و توانمندسازی دختران در معرض آسیب که مرکز حاکمیتی ما نیز هست رخ داده، این دختر ۱۵ ساله ۶ ماه است که در این مرکز نگهداری می‌شود و به‌خاطر این‌که خانواده صلاحیت نگهداری این دختر را نداشتند بنا بر حکم قضایی در مرکز پذیرش شده است.

وی در پاسخ به این سوال که آیا ساجده تحت نظر پزشک و یا روان‌شناس بوده، تصریح کرد: این دختر تحت نظر روانشناس و روانپزشک بوده و دارو مصرف می‌کرده، ولی متاسفانه پیش از خودکشی هیچ‌گونه نشانه یا علائمی که نشان دهد در شرایط نامناسبی قرار دارد را نداشته، دوربین‌های مرکز نیز چک شدند و رفتار غیرعادی مشاهده نشد. همکاران ما اقدامات لازم را در نگهداری از این دختران انجام داده‌اند، هنوز بررسی‌ها به‌صورت کامل انجام نشده و از شب گذشته چند مرتبه به مرکز رفتیم و درحال تحقیق هستیم تا علت واقعی را دریابیم.

اداره بهزیستی مشهد حدود یک ماه است که بدون سرپرست و رئیس اداره می‌شود.

خودکشی یک دانش‌آموز دیگر، بازهم پای تبلت در میان است؟‌

آرمان ملي- وحيد استرون: شايد زماني‌که محمد موسوي‌زاده 11 ساله، دانش‌آموز اهل دير در استان بوشهر خودکشي کرد خيلي‌ها اين موضوع را جدي نگرفتند. اوايل آبان پرستو جليلي آذر، يک دانش‌آموز 13 ساله، در دهستان طلاتپه اروميه به دليل فقر و نداشتن گوشي و محروميت از حضور در کلاس‌هاي آنلاين خودکشي کرد و حالا با خودکشي دختر 15 ساله رامهرمزي و چند نوجوان ديگر در استان‌هاي کشور، حالا بايد بيشتر به اين موضوع پرداخت و از شيوع اين امر که خطرناک‌تر از شيوع کروناست، جلوگيري شود. به اعتقاد کارشناسان، بايد تيمي متشكل از پليس و آسيب‌شناسان به همراه مسئولان آموزشي كشور تشكيل شده و براي آنچه در ميان دانش‌آموزان ما رخ مي‌دهد، تحقيق كنند. در روزهاي گذشته خبرهايي در رابطه با خودکشي شش دانش آموز در شهرستان رامهرز شنيده شد و حتي يکي از رسانه‌هاي معتبر و مکتوب کشور آن را تاييد کرد، اما روز گذشته فرماندار رامهرمز با تکذيب اين اخبار گفت: يکسري رسانه‌هاي بي‌تعهد اقدام به نشر اين خبر کردند! آرش قنبريان افزود: «تنها يک دانش آموز اقدام به خودکشي کرده و شش نفر نبودند.» بر اساس گزارش‌هاي محلي منتشرشده، شامگاه جمعه 22 آبان 99 دختر 15 ساله ديگري در رامهرمز خوزستان خود را حلق‌آويز كرده است. نکته بحث برانگيز واکنش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي رامهرمز به خبر اين خودکشي بود که در نامه‌اي بنابر دستور آرش قنبري، فرماندار رامهرمز، رسانه‌ها را از انتشار اخبار خودکشي‌هاي اين شهر، منع کرد.
واکنش آموزش و پرورش
طبق موارد قبلي نيز، مسئولان آموزش و پرورش نيز به اين موضوع واکنش نشان داد. در رابطه با خودکشي دانش آموز رامهرزي، روابط عمومي آموزش و پرورش شهرستان رامهرمز اعلام کرد: «اخيرا نوجوان 15 ساله‌اي که در يکي از دبيرستان‌هاي دوره اول متوسطه شهرستان رامهرمز مشغول تحصيل بوده است اقدام به خودکشي کرده که متاسفانه منجر به فوت اين دانش‌آموز شد.» با دستور رئيس شوراي تامين شهرستان رامهرمز يک تيم کارشناسي متشکل از نيروي انتظامي، اورژانس اجتماعي، بهزيستي، فرمانداري و آموزش و پرورش تشکيل شده است تا زواياي مختلف اين اتفاق را بررسي کنند و اقدامات مداخله‌اي لازم را برنامه‌ريزي کنند.
چند خودکشي و يک دليل
اين در حالي است كه پيش از اين خودكشي، طي يك ماه گذشته، 5 خودكشي مشابه ميان دانش‌آموزان اين شهرستان رخ داده است. ماجراي خودكشي‌ها و رفتارهاي خشن آسيب‌زاي كودكان فقط محدود به رامهرمز نبوده است. در چندين هفته گذشته كه سال تحصيلي با طعم كرونا را تجربه كرده‌ايم اتفاقاتي روي داده كه بر حساسيت اين رويدادها مي‌افزايد. 2 آبان امسال نيز يك حادثه مشابه براي پسري روي داد كه باز هم اطلاعات بسيار اندكي درباره او و انگيزه‌هاي او به دست آمده است. براساس گزارش‌ ايلنا پسر 16 ساله‌اي در شهرستان پلدختر استان لرستان خودش را به آتش كشيد و جان باخت. اين اتفاق در روستاي واشيان از توابع شهرستان پلدختر روي داد. علاوه بر اين دختري در اروميه نيز خودكشي كرد. وزارت آموزش و پرورش در مواردي كه بحث بر سر نداشتن تبلت و گوشي هوشمند در ميان دانش‌آموزان بوده به سرعت واكنش نشان داده است. با اين حال و در شرايطي كه شيوع كرونا همه آسيب‌هاي اجتماعي را كمرنگ‌تر كرده عملا تاكنون انرژي قابل توجهي براي كاوش در اين زمينه روي نداده است.
خطر کاهش سن خودکشي
چندي پيش برنا در گزارشي اعلام کرد:«عمده خودکشي‌ها بين سنين 15 تا 35 سال در کشور رخ مي‌دهد، اما در سال جاري شاهد خودکشي‌ کودکان زير 15 سال هم بوديم.» عباس محمدي اصل، جامعه‌شناس در خصوص بحث ازدياد خودکشي دانش‌آموزان به «آرمان ملي» گفت: «دليل گرايش دانش‌آموزان به خودکشي مانند هر پديده ديگر اجتماعي عوامل مختلفي دارد اما اين موضوع در نابه هنجاري اجتماعي تعريف مي‌شود. اگر در جامعه‌اي شرايط مناسب خواسته فرد نباشد فضايي براي او به‌وجود مي‌آيد که شرايط زندگي و ادامه آن سخت شود.» محمدي اصل با اشاره به اينکه خودکشي امروزه به قوت جامعه را فرا گرفته است، بيان کرد: خودکشي دانش‌آموزان مصداقي از نابهنجاري فضاي اجتماعي است که جامعه را احاطه کرده است. دانش‌آموزان به عنوان نسل خردسال جامعه مانند يک آينه تمام نما عمل مي‌کنند که گاهي تصوير دريافتي آنها از زندگي و والدين خود باعث يأس و سرخوردگي آنها مي‌شود. من به عنوان جامعه‌شناس هشدار مي‌دهم که جامعه کنوني دچار يک فضاي آنوميک شده است و دانش‌آموزان ما احساس مي‌کنند هيچ آينده تشويق‌آميزي در انتظار آنها نيست و زندگي بي‌هدف شده است.

 

سایه خودکشی بر سر دانش‌آموزان!

آرمان ملي: هنوز يک هفته از خبر خودکشي سيد محمد موسوي‌زاده، دانش‌آموز 11 ساله در شهرستان دير استان بوشهر نگذشته است که روز گذشته خبر خودکشي يک دانش آموز 11 ساله ديگر خبرساز شد. حسن خانجاني، دادستان استان همدان اين موضوع را تاييد کرده و گفته است: «پدر و نامادري کودک 11 ساله اعتقاد دارند ممکن است خودکشي بر اثر تأثير گرفتن از چالش مومو باشد اما اين ادعا هنوز محرز نشده است.» او همچنين افزود که «طبق گفته‌ها نوجوان خود را حلق‌آويز کرده و اين ادعا نيز بايد بررسي شود». بعد از مرگ محمد موسوي‌زاده نيز، دو مقام استان بوشهر از خودکشي يک نوجوان که به دليل فقر و زنداني بودن پدرش ترک تحصيل‌کرده و به کار در يک سنگ‌فروشي مشغول بود به عنوان دومين مورد از خودکشي کودکان و نوجوانان در اين استان در کمتر از يک هفته خبر داده بودند. همان‌طور که مجيد خورشيدي، معاون استاندار بوشهر، از خودکشي اين نوجوان در جنوب اين استان و اين‌بار در شهر کنگان خبر داده و اين موضوع را نگران‌‌کننده خوانده است. خانواده اين نوجوان ساکن کنگان، به‌دليل حبس پدر با محکوميت قتل عمد، از فقر اقتصادي و آسيب‌هاي اجتماعي رنج مي‌بردند. به گفته خورشيدي، خانواده اين نوجوان درحالي که بومي شهرستان کنگان نبودند در يک خانه‌باغ در اين منطقه سکونت داشتند و پدر خانواده نيز در يکي از استان‌هاي همجوار بوشهر زنداني و در حال تحمل کيفر بوده است. خورشيدي سن دومين قرباني خودکشي در جنوب بوشهر را 15 سال اعلام کرد و گفت که اين نوجوان از دو سال پيش و در پي زنداني شدن پدر ترک تحصيل کرده بود و در يک کارگاه سنگ‌فروشي کار مي‌کرد.
تبعات کاهش سن خودکشي
با توجه به اين روند خودکشي دانش‌‏آموزان و نوجوانان در حال تبديل شدن به يکي از معضلات مهم اجتماعي است، در حالي‌که بسياري از جامعه‌شناسان معتقدند که بزرگترين تهديد و خطر خودکشي جنبه يادگيري و آموزشي آن را براي افراد ديگر دارد. همان‌طور که سيد حسن موسوي چلک، رئيس انجمن مددکاران اجتماعي ايران از کاهش سن اقدام به خودکشي در کشور ابراز نگراني شديد مي‌کند و به «آرمان ملي» مي‌گويد: يکي از مشکلات ما در اقدام به خودکشي، جنبه يادگيري آن در جامعه است که باعث مي‌شود که هر فردي که ناراحتي برايش به وجود مي‌آيد، دست به خودکشي بزند، به اين دليل است که مي‌گويند اگر در محيطي فردي اقدام به خودکشي کرد، اطرافيان آن فرد و کساني که در آن محيط قرار داشتند بايد برنامه‌هاي پيشگيرانه در مورد آنها انجام شود، چون ريسک خودکشي در چنين خانواده‌ها و محيط‌هايي در حالت معمول بيشتر از ساير نقاط است. وي براي تاييد اين ادعا به خودکشي چند دانش‌آموز و نوجوان در هفته گذشته اشاره مي‌کند و مي‌افزايد: شيوع کرونا زشتي‌ها و مشکلات جامعه را نمايان کرد. به عنوان مثال نوجوانان 10 تا 15 ساله‌اي که به دليل نداشتن گوشي هوشمند و فقر خانواده‌شان اقدام به خودکشي مي‌کنند و اين امر نشانگر مشکلات اقتصادي جامعه است که اين روزها کودکان را نيز درگير کرده است. بي‌شک خودکشي راه برون‌رفت از مشکلات نيست و براي فرد مشکلات بسياري را بر مشکل قبلي مي‌افزايد و اصلا نمي‌تواند راهگشا باشد. اين‌ها را بايد آموزش و پرورش به دانش‌آموزان آموزش دهد و از تابوهاي کهنه و نخ‌نماي خود دست بردارد. طبيعتا آموزش‌وپرورش و رسانه‌ها نقش اساسي در بالابردن سواد اجتماعي دارند و مجموعه دانشگاه‌ها در اين رابطه مي‌توانند موثر عمل کنند. نکته بعدي نقش مشاوران و روانشناسان در اين رابطه است و بايد نگاه جامعه نسبت به روانشناس تغيير پيدا کند، چون قرار نيست حل همه مشکلات برعهده خود فرد باشد. بهتر است که از ظرفيت منابع و متخصصان اجتماعي مانند روانشناسان، مددکاران، مشاوران و روانپزشکان استفاده کنيم.

 

عوامل خودکشی

خود کشی نوجوان یازده ساله بوشهری درچند روزگذشته از دیدگاه: "امیل دورکیم" از نوع خودکشی: خودخواهانه، آنومیک( فروریزی ارزش‌ها وهنجار‌های اجتماعی ) وفاتالیستیک ( Fatalistc Suicide) یا جبرگرایی، بازبینیوکنترل‌های ناخواسته اجتماعی مفرط وشدید اجتما عی وازدیدگاه "رابرت مرتن " جامعه شناس بزرگ آمریکایی:" فاصله وشکاف عمیق بین هدف و وسیله رسیدن به هدف است" زنگ خطری است که جامعه را تهدید می‌کند ومایه نگرانی شدید خانواده‌ها ودلسوزان جامعه شده است.
علاوه بر آن تحقیقات " تالکوت پارسونز" تحت عنوان "ساختار عمل اجتماعی و خود کشی" و "هنری شورت" تحت عنوان
"خودکشی ودیگر کشی " وتحقیقات عالمانه
" گیس ومارتین " تحت عنوان "یکپارچگی موقعیت اجتماعی وخودکشی" ودیگر جامعه شناسان وتحقیقاتی که نگارنده در سی وسه شهر کشور در سالهای قبل صورت گرفته وبارها به چاپ رسیده مورد بررسی قرارگیرد به‌خوبی حاکی از آن است که فقرودرماندگی وفاصله بین هدف ووسیله رسیدن به هدف و ندانم کاری مسئولان از عوامل مهم در افزایش تعداد خودکشی است.
زیرا شکاف عمیق طبقاتی که هرروز بیشتر وبیشتر می‌شود وموج فروریزی طبقه متوسط به قول" لوئید وارنر" جامعه شناس بزرگ به طبقه پایین وطبقه پایین پایین مداوما ادامه دارد، موجب شده تا اکثریت عظیمی از جوانان اقشار محروم در رسیدن به اهداف وخواسته‌های معقول خود احساس ناتوانی و درماندگی نمایند وهمانطور که" رابرت مرتن" گفته بین هدف و وسیله رسیدن به هدف شکاف عمیقی و دست نیافتنی ایجاد و در نتیجه مایوس، ناامید و سرخورده شوند و چشم انداز پیش رورا تیره و تار ببینند؛ چرا که خودکشی بطورکلی وبویژه درمورد جوانان بر اساس نظر صاحبنظران نامبرده ودیگران حاصل جمع شدگی عوامل گوناگونی چون: خانوادگی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و درهم ریختگی قالب‌ها و ازهم پاشیدگی وگسستگی روابط،درجامعه یا بقول "پتریم سوروکین "استادجامعه شناسی" دانشگاه هاروارد" درنتیجه "حاکمیت ذهنیت حسی ومادی " و شئی سروری (Reification) یعنی اشیاء ارزش گذارند و انسانها ارزش خود را از شئی یا وسیله شان می‌گیرند وبوسیله اشیاء چون: النگو، ماشین، تلفن همراه، انگشتر و... خود را معرفی می‌کند ومی خواهد شخصیت کسب کند خودخواهی (Egoism)،خودگرایی(Egotism)،خود محوری ( Egocentrism)و" رباتیک شدن انسان ها" برجوامع وسرانجام احساس تنهایی وبی کسی ومطرود شدن فرد وسست شدن ارزشها وهنجارهای اجتماعی یا آنومی اجتماعی است.
بویژه در زندگی شهری که ارزش‌ها وهنجارها فروریخته و انسانها در تنهایی به سرمی‌برند. بی‌هویت شده ودرانبوه انسانها گم شده‌اند و به علت تراکم جمعیت وعدم تجانس فرهنگی ترس از شناخته شدن ندارند و در تنهایی وغربت به سرمی برند. آرزو ها و اهداف معقول دور ودراز که در نتیجه تغییرات تحولات اجتماعی وفناوری حاصل شده سبک زندگی را تغییرداده وبر پیچیدگی روابط ومناسبات اجتماعی افزوده است؛ درنتیجه قدرت تصمصیم‌گیری از دست می‌رود وپریشان فکری بویژه نزد نوجوانان وجوانان فزونی می‌جوید و زندگی را بی‌مفهوم می‌بیند وپیوند هایش باجامعه ودیگران قطع می‌شود؛ در این حالت مانند بادکنکی که نخ‌های وابسته به آن مانند: پدر مادر، شوهر، همسر، برادر، خواهر واطرفیان، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و پیوندهای سنتی و ارزشی و هنجاری و... یکی یکی بریده می‌شود و فرد احساس بی‌کسی و بی‌وزنی و پوچی می‌کند وچون احساس می‌کند چیزی برای از دست دادن ندارد خودر ا پوچ می‌بیند ودرخلاء رهامی شود آن وقت راهی جز خودکشی نمی‌یابد که به آن متصل شود و در نتیجه به خودکشی
دست میزند.
به همین جهت تحقیقات جامعه شناسانی چون: دورکیم،"موریس هالبواکس "و"رابرت مرتن" و دیگر
جامعه شناسان نشان می‌دهد که : خانواده، اختلافات خانوادگی، وضع تاهل، مجرد بودن، ناکامی درعشق و ازدواج، ازدواج‌های تحمیلی نا امیدی به آینده، اعتیاد و عوامل سیاسی چون: درگیری‌های سیاسی، شغل، شهری و روستایی بودن،سلامت جسمانی، عوامل اقتصادی وبحرانهای اقتصادی چنانکه در ایران اکنون وجود دارد و...در افزایش میزان خودکشی موثر است؛ زیرا اینها باعث افزایش یا کاهش همبستگی اجتماعی می‌گردد.

لطفا خودکشی دسته جمعی نکنید!

همشهری آنلاین/ راحله عبدالحسینی: «محسن هجری» نویسنده، روزنامه نگار و محقق برای ما از شرایطی می گوید که در آن قرار داریم و همین طور از کارهایی که می توان انجام داد. فرصتی که اگر به چشم گریز از هیاهو و کمک به سلامتی جامعه به آن نگاه کنیم کلافه کننده نخواهد بود.
برای کمک  به سلامت خود و مردم شهرمان چاره ای جز رعایت نکات بهداشتی و در خانه ماندن نداریم. اما خانه نشینی برای بعضی ها موضوع بغرنجی است و به همین دلیل چنان که باید و شاید با آن کنار نمی آیند.

از دیدگاه شما برای گذر از روزگار بحران چطور می  توانیم همراهی خود را نشان دهیم؟
در این شرایط بسیار خطرناک، خانه نشینی افراد یک ضرورت حیاتی است و نه امر تفننی! زیرا نه امکانات بیمارستانی ما کفاف می دهد و نه راه درمان قطعی برای بیماری کرونا پیدا شده است.  تنها راهی که پیش روی ما باقی می ماند پیشگیری از مبتلا شدن به بیماری است. اگر مردم همکاری کنند و در خانه هایشان بمانند می توان از شکل گیری این فاجعه جلوگیری کرد. در غیر این صورت هزینه های سنگینی  بابت این اهمال باید بپردازیم. برای آن که تمامی اقشار این وضع را جدی بگیرند رسانه ها، کارشناسان و مسئولان باید اطلاعات دقیق تری به مردم بدهند.

یعنی خبررسانی موجود  را کافی نمی دانید؟
خیر! کافی نیست. شرایط بسیار اضطراری است و به گواه آماری که از مراکز درمانی شهرستان ها در رسانه ها منعکس می شود تاکنون تلفات سنگینی داشته ایم. ولی بسیاری از شهروندان تصور می کنند که با یک بیماری فصلی مواجهند. چون اگر وضع را جدی گرفته بودند این طور عازم سفر نمی شدند یا به مراکز خرید و بازار نمی رفتند. من با تولید وحشت مخالفم. زیرا ترس بیش از اندازه ذهن را فلج می کند و میزان ایمنی بدن را پایین می آورد. اما در شرایطی که خطر مرگ آدم ها را تهدید می کند نباید به گونه ای رفتار کنیم که دچار خوش خیالی شوند و ارائه اطلاعات علاوه بر اینکه باید صادقانه باشد باید به نحوی مطرح شود که نه تولید وحشت کند و نه باعث خوش خیالی شود. 

چطور می توان این کار را انجام داد؟
ما طی سال های گذشته، سالانه نزدیک به 20هزار نفر تلفات در تصادف های رانندگی داشته ایم.اما چرا این آمار بسیار سنگین برای ما عبرت آموز نمی شود؟ چون به عنوان یک اتفاق روزمره با آن برخورد می کنیم. اگر تلفات رانندگی 40سال را جمع بزنیم به رقم 800هزار نفر می رسیم. این اطلاعات را باید به نحوی برای جامعه مطرح کرد که در افراد منجر به تأمل و درنگ شود. الان هم در پدیده بیماری کرونا هم با چنین وضعی مواجهیم. چند روز پیش گفته می شد که اوضاع گیلان به ویژه شهر رشت بحرانی است. اما وقتی به طور رسمی  آمار پایینی از  تلفات گیلان داده می شد آن گزاره اول را که دال بر بحرانی بودن شرایط است در نگاه ناظر بی معنا می کرد. تا اینکه نماینده وزارت بهداشت از آمار 200نفری تلفات گیلان حرف زد. این آمار می توانست به مردم این حس را القا کند که با شرایط دشواری مواجهند. پس زمانی که به آنها گفته می شود به شهرهای شمالی سفر نکنند توصیه ای موجه و عقلانی است. یا اینکه دیروز در رسانه ها دیدم که به نقل از مدیر یکی از سایت های خبری در داخل به آمار تلفات 2هزار نفری در کل ایران اشاره شده بود. این آمارها می توانند بالا و پایین شوند اما مهم این است که با گفتن واقعیت ها، جامعه را نسبت به وضع کنونی هوشیار کنیم. زیرا از آن طرف هم آمارهای امیدوارکننده داریم. تعداد قابل توجهی از مبتلایان به کرونا درمان شده اند. مهم تر از همه اینکه با تغییر شیوه زندگی به راحتی می توانیم با این اپیدمی مقابله کنیم. شستن مرتب دست ها به ویژه قبل از خوردن غذا، ضدعفونی کردن محل زندگی مان، پرهیز از حضور در مکان های شلوغ و حفظ فاصله با افراد هنگام سخن گفتن یا پرهیز از دست دادن و روبوسی امور دشواری نیستند که نتوانیم از عهده آنها برآییم.

اهالی محله شما چقدر به کمپین «در خانه بمانیم» پایبند هستند؟
خوشبختانه بسیاری از افراد نکات ایمنی و بهداشتی را رعایت می کنند و با توجه به پارکینگ های منازل و مجتمع ها به نظر می رسد جز در موارد ضروری از خانه خارج نمی شوند. البته در مقابل افراد بی توجه به این وضع بحرانی هم کم نیستند.

ریشه های فرهنگی این بی توجهی را چه عواملی می دانید؟
با نگاهی کلی به فرهنگ عمومی جامعه شاهد یک نوع تفکر تقدیرگرایانه هستیم که مانع از جدی گرفتن هشدارهای علمی و کارشناسی می شود. اهالی این فرهنگ باور دارند که هرچه تقدیر باشد همان می شود. پس تمهیدات و احتیاط های ما فایده ای ندارند.  واقعیت این است که تفکر تقدیرگرا به قانون علیت تن نمی دهد و مناسبات علت و معلولی را درک نمی کند. برخی می گویند که این فرهنگ تقدیرگرایی ریشه در تفکر مذهبی دارد اما من موارد بسیاری در قرآن و سنت سراغ دارم که انسان را به پیروی از قوانین خلقت دعوت می کند و اینکه در هر کاری از اسباب آن پیروی کنند. روایت مشهور داریم که امام علی(ع) از کنار دیواری که در شرف ریختن بود برخاست. یکی گفت: «از تقدیر فرار می کنی؟» ایشان پاسخ داد: «از قضای خدا به قدرش پناه می برم.» که در واقع مصداق آیه ای است که خطاب می کند با دست های خودتان به سوی مهلکه نروید. با این حال در فرهنگ عمومی ما تقدیرگرایی رفتار بسیاری از آدم ها را تحت تأثیر خود قرار می دهد. ما در مواجهه با اپیدمی کرونا هم از این فرهنگ رنج می بریم و بسیاری از بی توجهی ها به هشدارهای کارشناسان به همین عنصر تقدیرگرایی بازمی گردد. در حالی که نه دین و نه عقل هیچ کدام از ما را به خودکشی دعوت نمی کنند.

این روزها شما چگونه به توصیه های بهداشتی و ایمنی عمل می کنید؟
من بسیاری از ساعت های زندگی ام با مطالعه و تحقیق سپری می شود. اما هنگامی که با مسائل تخصصی و کارشناسی مواجه می شوم مانند دانش آموزی رفتار می کنم که وامدار آموزگار خویش است. در این روزها به شدت تلاش می کنم نکات بهداشتی وایمنی را که متخصصان و  پزشکان در مواجهه با کرونا  می گویند مو به مو اجرا کنم. به جز در موارد بسیار ضروری از منزل بیرون نمی روم. اگر هم برای خرید مایحتاج ناچار به خروج از خانه شوم زمانی را انتخاب می کنم که بیرون خلوت باشد. در بازگشت هم پاکسازی را با نهایت دقت انجام می دهم. 

گاهی روزهای خانه نشینی بلند و کشدار به نظر می رسد. چطور این ساعت ها را دلچسب کنیم؟
جالب است بدانید من اهل سفرم و از ایرانگردی و شهرگردی بسیار لذت می برم. با چنین روحیه ای طبیعی است با چندین روز پیاپی خانه نشینی مشکل پیدا کنم. اما چنین نیست؛ چون وقتی اهل مطالعه باشیم به گونه دیگری به سفر می رویم. آن هم سفرهایی به اعماق تاریخ یا دورترین نقاط دنیا که در شرایط عادی برای ما قابل دسترسی نیست. در این روزها از فرصت خانه نشینی برای نوشتن و خواندن و تحقیق بهره می برم. فیلم می بینم و موسیقی گوش می دهم. به گل و گلدان رسیدگی می کنم. کارهای خانه را انجام می دهم. با تلفن و شبکه های اجتماعی از حال  اقوام و آشنایان باخبر می شوم. در واقع تلاش می کنم  ارزش این خلوت گزینی را و دوری از هیاهو را با تمام وجود درک کنم. ما فرصت خوبی داریم که خانه تکانی ذهنی کنیم. بنابراین از این خلوت گریزان نباشیم. شاید برخی الان در خانه کتابی برای خواندن نداشته باشند اما خوشبختانه در برخی سایت های اینترنتی پی دی اف. کتاب ها هست. می توانند از این فرصت برای آشتی با کتاب و مطالعه استفاده کنند یا کارهای هنری و ذوقی دیگری انجام دهند که به آن علاقه دارند. جابه جایی وسایل خانه و نظافت و مرتب کردن وسایل شخصی هم که در این روزهای آخر سال یک سنت دیرین به حساب می آید. جان انسان گنجینه ای ارزشمند و بی نظیر است. در این روزهای حساس با رعایت نکات ایمنی و بهداشتی از این گنجینه مراقبت کنیم. هم در قبال خودمان احساس مسئولیت کنیم و هم در قبال دیگران. ما اگر به قوانین آفرینش عمل کنیم نجات پیدا خواهیم کرد. در غیر این صورت هیچ کس به فریاد ما نخواهد رسید که خودکرده را تدبیر نیست!

 

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است