محل تبلیغ شما
آیا پیشگیری از خودکشی امکان پذیر است؟افزایش ۲۳درصدی آمار خودکشی در ایران

تاریخ خبر: 1399/6/23

آیا پیشگیری از خودکشی امکان پذیر است؟افزایش ۲۳درصدی آمار خودکشی در ایران

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

رییس اداره مشاوره و سلامت‌روان دانشجویان وزارت بهداشت به بهانه روز جهانی پیشگیری از خودکشی؛

آیا پیشگیری از خودکشی امکان پذیر است؟

آسیب عمدی به خود یکی از رفتارهای پر خطر دانشجویان/مرگ سالانه ۸۰۰ هزار نفر بر اثر خودکشی

افزایش ۲۳درصدی آمار خودکشی در ایران

چرا نوجوانان ایرانی خودکشی می‌کنند؟

 

به گزارش وبدا، دکتر فرهاد طارمیان در خصوص روز جهانی پیشگیری از خودکشی گفت: از سال ۲۰۰۳،  به پیشنهاد انجمن بین المللی پیشگیری از خود کشی و با همکاری رسمی سازمان جهانی بهداشت، دهم سپتامبر هر سال به عنوان روز پیشگیری از خودکشی انتخاب شده و چند سالی است که در ایران نیز شاهد برگزاری جلسات و نشست‌های تخصصی در خصوص پیشگیری از خودکشی هستیم؛ اما ماهیت پدیده خودکشی چیست و معلول چه عواملی است؟ خودکشی به منزله یک آسیب روانی- اجتماعی، کتب و منابع علمی بسیاری را به خود اختصاص داده است اما در ساده‌ترین کلام باید گفت "خودکشی مرگی آگاهانه است که فرد با قصد قبلی برای رها کردن خود از یک درد که عمدتاً روانی و در برخی موارد جسمانی"، مبادرت به انجام آن می‌کند.

مرگ سالانه ۸۰۰ هزار نفر در اثر خودکشی

وی بیان داشت: سالانه بر اساس گزارشی که سازمان جهانی بهداشت ارایه می‌دهد، در جهان ۸۰۰ هزار نفر بر اثر خودکشی جان خود را از دست می‌دهند که به عبارت دیگر در هر ثانیه ۴۰ نفر اقدام به خودکشی‌های کامل و موفق می‌کنند، این در حالی است که بر اساس برآوردهای انجام شده، حدود ۲۰ برابر خودکشی‌های کامل، اقدام به خودکشی وجود دارد که به هر علتی موفق و کامل نبوده است.

جالب است بدانیم بیشترین افراد مورد اعتماد برای درد دل کردن در بین کسانی که قصد خودکشی دارند، دوستانشان هستند و به همین دلیل است که نقش هم‌کلاسی‌ها، دوستان، همسالان و هم خوابگاهی‌ها که در دانشگاه ها به آن‌ها "گروه همتایاران سلامت روان" می‌گوییم در پیشگیری از خودکشی بسیار اهمیت دارد.

خودجرحی یا آسیب عمدی به خود یکی از رفتارهای پر خطر در دانشجویان است

رییس اداره مشاوره و سلامت‌روان دانشجویان وزارت بهداشت خودجرحی یا آسیب عمدی به خود را یکی  از رفتارهای پر خطر در دانشجویان دانست و گفت: این رفتار اغلب مورد غفلت قرار می‌گیرد و متاسفانه در مواردی توسط خانواده یا دوستان بی‌اهمیت در نظر گرفته می‌شود در حالی که این رفتار مقدمه‌ای است برای حرکت به سمت خودکشی، خودجرحی، یعنی "آسیب رساندن تعمدی به قسمتی از بدن" که یکی از متداول ترین آنها ایجاد برش و جراحت‌های سطحی یا عمقی بر روی بدن با استفاده از ابزار تیز و برنده است که بیشتر این جراحت بر روی مچ دست‌ها، روی ساعد و پاها است. یکی دیگر از رفتارهای خودجرحی متداول ایجاد سوختگی با وسایل داغ از جمله سیگار است.

دکتر طارمیان تصریح کرد: این رفتار که به آن "خودجرحی بدون قصد خودکشی است" نیز می‌گویند، پدیده شناخته شده‌ای است که با عوامل بسیار زیادی از جمله ناتوانی در تنظیم هیجانات و عواطف و ناتوانی در مقابله با استرس‌ها و فشارهای محیطی در ارتباط است؛ اما نکته مهم آن است اگر مداخله به موقع برای رفتارهای خودجرحی نداشته باشیم، احتمال بروز خودکشی در سال‌های بعد افزایش می‌یابد. به واقع برخی از محققان معتقدند رفتار خودجرحی و خودکشی دو سر یک طیف هستند که در نهایت افرادی که دست به خودجرحی می‌زنند ممکن است به طرف خودکشی حرکت کنند. نکته این که رفتار خودجرحی به طور معمول در سنین  ۱۳ تا ۱۵ سالگی و در دوره نوجوانی و دوران دانش آموزی آغاز می‌شود و ممکن است تداوم آن در سال‌های دانشجویی دیده شود.

علائم خودکشی را بشناسیم تا بتوانیم از بروز این رفتار جلوگیری کنیم

وی با بیان این سؤال که آیا خودکشی قابل پیشگیری است یا خیر؟ بیان داشت: در پاسخ باید گفت: بله این رفتار با برنامه ریزی در سطح ملی، منطقه‌ای، استان، شهر و حتی در سطح خانواده و خود فرد قابل پیشگیری است. برای مثال یکی از اقدامات بسیار موثر، محدود کردن سختگیرانه دسترسی به وسایل اقدام به خودکشی مثل قرص برنج است. به واقع محدود کردن دسترسی به ابزارهای خودکشی یکی از عوامل پیشگیری فیزیکی در خودکشی است. مثال دیگر ایجاد محدودیت شدید جهت دسترسی افراد به مکان‌های مرتفع و دارای ارتفاع بلند است. بدیهی است اقدامات روانشناختی و سلامت روان متعددی نیز در این مسیر تاثیر گذار است ولی پیش از آن باید به این موضوع پرداخت که احتمال خودکشی در چه افرادی بیشتر است و یا علائم هشدار خودکشی چیست و بدانیم در صورت مشاهده چه نشانه‌ها و علائمی، احتمال خودکشی را جدی بگیریم.

طارمیان خاطر نشان کرد: در ابتدا فرد در صحبت‌های خود به یاس، ناامیدی، دل بریدن از زندگی اشاره می‌کند و جملاتی مانند زندگی برای من معنایی ندارد و دلیلی برای تلاش و انگیزه در زندگی نمی‌بینم، در صحبت‌های او شنیده می‌شد. تداوم این احساسات تا جایی که گویی زندگی فرد دچار پوچی و بی معنایی شده نیز یک نشانه دیگر است. نشانه دوم مشاهده علائم احساس گناه و تقصیر شدید در فرد است، حتی این احساس در موضوعات بی‌ربط به او نیز دیده می شود که این حالت معمولاً در افراد مبتلا به افسردگی شدید بیشتر مشاهده می‌شود.

رییس اداره مشاوره و سلامت‌روان دانشجویان وزارت بهداشت بیان داشت: سومین نشانه است که این که فرد در بیانات خود ابراز می‌کند اگر او نباشد، خانواده، نزدیکان، دوستان و عزیزان وی راحت‌تر خواهند بود. این فرد خود را باری بر دوش خانواده حس می‌کند و تصور می‌کند تنها مصرف کننده است و چون تایید اجتماعی لازم را نمی‌گیرد به این نتیجه می‌رسد که هر چه انجام می‌دهد بی‌فایده است و نبودنش را مهم تر از بودنش حس می‌کند.

انزوا و دوری‌گزینی فرد از جامعه مخاطب خود

او چهارمین مورد را انزوا و دوری‌گزینی دانست و بیان داشت: دوری‌گزینی به این معنا که یک دانشجو که فردی فعال، پر جنب و جوش و باانگیزه بوده، به تدریج و گاهی به یک باره در انزوا و گوشه گیری دیده می‌شود. این فرد دیگر پاسخ تماس‌های خود را نمی‌دهد، کم حوصله است، کمتر دیده می‌شود، گاه بی دلیل گریه می‌کند و بیرون از خانه و با خانواده جایی نمی‌رود. مورد پنجم این‌که، فردی که به این نتیجه رسیده که خود را بکشد، ممکن است اموال شخصی خود را  ببخشد و انگار این پیغام را می‌دهد که قصد رفتن دارد. این افراد حتی در صحبت‌های خود به رفتن و خداحافظی هم اشاره می‌کنند و با این‌که به دوستان و نزدیکان قابل اعتماد خود می‌گویند ممکن است دیگر نبینمتان اما متاسفانه هم‌کلاسی ها، نزدیکان و دوستان موضوع را جدی نمی‌گیرند.

دوستان بیشترین افراد مورد اعتماد برای درد دل کردن در بین کسانی هستند که قصد خودکشی دارند

وی در پایان گفت: جالب است بدانیم بیشترین افراد مورد اعتماد برای درد دل کردن در کسانی که قصد خودکشی دارند، دوستانشان هستند و به همین دلیل است که نقش هم‌کلاسی‌ها، دوستان، همسالان و هم خوابگاهی‌ها که در دانشگاه ها به آن‌ها "گروه همتایاران سلامت روان" می‌گوییم در پیشگیری از خودکشی بسیار اهمیت دارد. بنابراین اگر از میان همکلاسی‌ها و دوستان خود و یا در بین اقوام، همراهان و اعضای خانواده، فردی را دیدیم که دارای نشانه‌های هشدار خودکشی است، بدانیم که این فرد نیازمند گوش دادن عمیق است؛ پس هرگز او را مسخره یا قضاوت نکنیم و وعده یا قول بی‌پایه به او ندهیم و در ادامه به او پیشنهاد کنیم از کمک‌های حرفه‌ای  بهره ببرد و او را ترغیب کنیم تا به اداره‌های مشاوره و سلامت روان دانشگاه‌ها مراجعه کند. یادمان باشد محققین بر این باورند که فردی که قصد خودکشی دارد تا آخرین لحظات پیش از اقدام خود منتظر کمک، شنیده شدن یا راه چاره است.

وزارت بهداشت

آسیب عمدی به خود یکی از رفتارهای پر خطر دانشجویان
مرگ سالانه ۸۰۰ هزار نفر بر اثر خودکشی

 

 

 

رئیس اداره مشاوره و سلامت‌روان دانشجویان وزارت بهداشت خودجرحی یا آسیب عمدی به خود یکی از رفتارهای شایع دانشجویان اعلام کرد و گفت: متاسفانه این معضل در مواردی توسط خانواده یا دوستان بی‌اهمیت تلقی می‌شود در حالی که این رفتار مقدمه‌ای برای حرکت به سمت خودکشی به شمار می رود.

به گزارش ایسنا ، فرهاد طارمیان ضمن بیان این مطلب به اهمیت روز جهانی پیشگیری از خودکشی اشاره کرد و  گفت: از سال ۲۰۰۳،  به پیشنهاد انجمن بین المللی پیشگیری از خود کشی و با همکاری رسمی سازمان جهانی بهداشت، دهم سپتامبر هر سال به عنوان روز پیشگیری از خودکشی انتخاب شده و چند سالی است که در ایران نیز شاهد برگزاری جلسات و نشست‌های تخصصی در خصوص پیشگیری از خودکشی هستیم؛ اما ابتدا باید پی برد ماهیت پدیده خودکشی چیست و معلول چه عواملی است، خودکشی به منزله یک آسیب روانی- اجتماعی، کتب و منابع علمی بسیاری را به خود اختصاص داده است.

وی ادامه داد: بر این اساس در ساده‌ترین کلام باید گفت "خودکشی مرگی آگاهانه است که فرد با قصد قبلی برای رها کردن خود از یک درد که عمدتاً روانی و در برخی موارد جسمانی"، مبادرت به انجام آن می‌کند.

مرگ سالانه ۸۰۰ هزار نفر در اثر خودکشی

رئیس اداره مشاوره و سلامت‌روان دانشجویان وزارت بهداشت تصریح کرد: بر اساس گزارشی که سازمان جهانی بهداشت به طور سالیانه ارایه می‌دهد، در جهان ۸۰۰ هزار نفر بر اثر خودکشی جان خود را از دست می‌دهند که به عبارت دیگر در هر ثانیه ۴۰ نفر اقدام به خودکشی‌های کامل و موفق می‌کنند، این در حالی است که بر اساس برآوردهای انجام شده، حدود ۲۰ برابر خودکشی‌های کامل، اقدام به خودکشی وجود دارد که به هر علتی موفق و کامل نبوده است.

به گفته وی، جالب است بدانیم بیشترین افراد مورد اعتماد برای درد دل کردن در بین کسانی که قصد خودکشی دارند، دوستانشان هستند و به همین دلیل است که نقش هم‌کلاسی‌ها، دوستان، همسالان و هم خوابگاهی‌ها که در دانشگاه ها به آن‌ها "گروه همتایاران سلامت روان" می‌گوییم در پیشگیری از خودکشی بسیار اهمیت دارد.

آسیب عمدی به خود یکی از رفتارهای پر خطر در دانشجویان

رئیس اداره مشاوره و سلامت‌روان دانشجویان وزارت بهداشت خودجرحی یا آسیب عمدی به خود را یکی  از رفتارهای پر خطر در دانشجویان دانست و گفت: این رفتار اغلب مورد غفلت قرار می‌گیرد و متاسفانه در مواردی توسط خانواده یا دوستان بی‌اهمیت در نظر گرفته می‌شود در حالی که این رفتار مقدمه‌ای است برای حرکت به سمت خودکشی، خودجرحی، یعنی "آسیب رساندن تعمدی به قسمتی از بدن" که یکی از متداول ترین آنها ایجاد برش و جراحت‌های سطحی یا عمقی بر روی بدن با استفاده از ابزار تیز و برنده است که بیشتر این جراحت بر روی مچ دست‌ها، روی ساعد و پاها است. یکی دیگر از رفتارهای خودجرحی متداول ایجاد سوختگی با وسایل داغ از جمله سیگار است.

به گزارش مفدا، این مقام مسؤول تصریح کرد: این رفتار که به آن "خودجرحی بدون قصد خودکشی است" نیز می‌گویند، پدیده شناخته شده‌ای است که با عوامل بسیار زیادی از جمله ناتوانی در تنظیم هیجانات و عواطف و ناتوانی در مقابله با استرس‌ها و فشارهای محیطی در ارتباط است؛ اما نکته مهم آن است اگر مداخله به موقع برای رفتارهای خودجرحی نداشته باشیم، احتمال بروز خودکشی در سال‌های بعد افزایش می‌یابد. به واقع برخی از محققان معتقدند رفتار خودجرحی و خودکشی دو سر یک طیف هستند که در نهایت افرادی که دست به خودجرحی می‌زنند ممکن است به طرف خودکشی حرکت کنند. نکته این که رفتار خودجرحی به طور معمول در سنین  ۱۳ تا ۱۵ سالگی و در دوره نوجوانی و دوران دانش آموزی آغاز می‌شود و ممکن است تداوم آن در سال‌های دانشجویی دیده شود.

علائم خودکشی 

وی با بیان این سؤال که آیا خودکشی قابل پیشگیری است یا خیر؟ بیان کرد:  این رفتار با برنامه ریزی در سطح ملی، منطقه‌ای، استان، شهر و حتی در سطح خانواده و خود فرد قابل پیشگیری است. برای مثال یکی از اقدامات بسیار موثر، محدود کردن سختگیرانه دسترسی به وسایل اقدام به خودکشی مثل قرص برنج است. به واقع محدود کردن دسترسی به ابزارهای خودکشی یکی از عوامل پیشگیری فیزیکی در خودکشی است. مثال دیگر ایجاد محدودیت شدید جهت دسترسی افراد به مکان‌های مرتفع و دارای ارتفاع بلند است.

طارمیان در ادامه تاکید کرد: بدیهی است اقدامات روانشناختی و سلامت روان متعددی نیز در این مسیر تاثیر گذار است اما پیش از آن باید به این موضوع پرداخت که احتمال خودکشی در چه افرادی بیشتر است و یا علائم هشدار خودکشی چیست و بدانیم در صورت مشاهده چه نشانه‌ها و علائمی، احتمال خودکشی را جدی بگیریم.

ابراز یاس و نامیدی و نبود انگیزه برای زندگی

رئیس اداره مشاوره و سلامت‌روان دانشجویان وزارت بهداشت خاطر نشان کرد: در ابتدا فرد در صحبت‌های خود به یاس، ناامیدی، دل بریدن از زندگی اشاره می‌کند و جملاتی مانند زندگی برای من معنایی ندارد و دلیلی برای تلاش و انگیزه در زندگی نمی‌بینم، در صحبت‌های او شنیده می‌شد. تداوم این احساسات تا جایی که گویی زندگی فرد دچار پوچی و بی معنایی شده نیز یک نشانه دیگر است. نشانه دوم مشاهده علائم احساس گناه و تقصیر شدید در فرد است، حتی این احساس در موضوعات بی‌ربط به او نیز دیده می شود که این حالت معمولاً در افراد مبتلا به افسردگی شدید بیشتر مشاهده می‌شود.

 

افزایش ۲۳درصدی آمار خودکشی در ایران

مریم عباسی‌نژاد در ادامه ادعا کرده 100 هزار مورد اقدام به خودکشی در سال ۱۳۹۷ ثبت شده است. این در حالی است که بیشتر کارشناسان عنوان می‌کنند این آمار رسمی و دولتی بخش کمی از واقعیت خودکشی است و تنها نوک کوه یخ را نشان می‌دهد. براساس جدیدترین تحقیقات پژوهشگران رشته علوم اجتماعی آمار خودکشی در ایران طی مدت چهارساله ۱۳۹۸-۱۳۹۴ به میزان ۶۰ درصد افزایش نشان داده و هر سال ۱۵ درصد به آمار خودکشی در کشور افزوده شده است و خودکشی‌ها نیز متعلق به استان‌های مرزی و غرب کشور نبوده و دامنه خودکشی‌ها اکنون به سراسر کشور کشیده شده است.نکته قابل توجه اینکه آمار خودکشی‌ها در مدت سه ماهه نخست سال ۱۳۹۹ نسبت به مدت مشابه در سال گذشته افزایش معنی‌داری در تعداد پیدا کرده و حتی ماهیت و کیفیت آن متفاوت شده است. آمار خودکشی‌ها در ایران اکنون نسبت به سال ۱۳۹۸ با افزایش ۲۳ درصدی همراه بوده و ماهیت و کیفیت آن هولناک‌تر و وحشتناک‌تر بوده و در مدت کوتاه ۱۰روزه استمرار داشته و به صورت زنجیره‌ای و سریالی در نقاط مختلف کشور مشاهده شده است. از دیگر نکات حائزاهمیت در خصوص روند خودکشی‌ها در کشور و رفتار افرادی که اقدام به این عمل کرده‌اند خودکشی فرد آسیب‌دیده در محیط بیرون از خانه و در محل کار و همچنین در انظار عمومی بوده است. علاوه بر این، خودکشی‌ها در گذشته بیشتر شامل نوجوانان، جوانان و بزرگسالان در سنین ۴۵-۱۵ سال به روش‌هایی هولناک بود، اما امروزه خودکشی‌ها با روش‌های جدیدتر همراه شده و دامنه آن به کودکان نیز منتقل شده است و اخیرا جامعه شاهد خودکشی‌های دسته‌جمعی خانوادگی در کشور بوده و با این وصف می‌توان به جرأت از کاهش سن خودکشی و افزایش تلفات خودکشی کشور یاد کرد.

مشکلات اقتصادی، بیماری‌های روانی، آسیب‌های اجتماعی، مسائل سیاسی و فشارهای اجتماعی و فرهنگی از جمله دلایل اصلی خودکشی در کشور به شمار می‌آیند و اگر در گذشته عنوان می‌شد روند اقدام به خودکشی در ایران نسبت به جهان نگران‌کننده نیست و ایران در رتبه ۱۵۴ جهان و رتبه سوم خاورمیانه و کشورهای اسلامی قرار داشت، اکنون همزمان با رشد ایران در قعر جدول رتبه‌بندی شاخص فلاکت و صعود ایران به جایگاه دوم جهانی و رتبه اول خاورمیانه در شاخص فلاکت وضع متفاوت شده است. شرایط جامعه امروز ایران دلیل موجهی بوده که افکار خودکشی در تمام قشر‌ها رنگ بگیرد. در گذشته، شرایط تحریم و امروز علاوه بر تحریم‌ها رشد تعداد مبتلایان به کرونا و مرگ‌ومیرهای بیماری و اعمال محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های داخلی و خارجی در آینده نزدیک می‌رود که شرایط وخامت اقتصادی و مشکلات مالی در کشور را تشدید کند.علاوه بر این، افزایش فساد در ساختارهای سیاسی و اقتصادی کشور و همچنین سوء‌مدیریت و ضعف مدیریت در ساختارهای اقتصادی کشور همراه با افزایش تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران از اتفاقات مرسوم این روزهاست که تورم، گرانی، بیکاری، فقر و تبعیض بیشتر از همیشه جامعه را ناکام‌ می‌گذارد و در این شرایط ناهنجار قشرهای مختلف از افراد کم‌سواد و ناآگاه گرفته تا دانشجویان و نخبگان را به فکر خودکشی وا می‌دارد و وقتی احساس می‌کنند شرایط اقتصادی و مشکلات مالی نه‌تنها پایان ندارد بلکه تشدید هم می‌شود تصمیم به عملی کردن افکار خود می‌‌گیرند.

البته معضل اصلی امروز کشور تنها خودکشی نیست. خودکشی زاییده فقر و فقر حاصل تبعیض، بی‌عدالتی، بیکاری و نداشتن درآمد مناسب و مکفی به منظور جبران افزایش هزینه سبد معیشتی زندگی است. اکنون پدیده فقر و تبعیض در کشور به گونه‌ای است که خانواده‌ها و سرپرستان خانوار برای جبران افزایش خط فقر و هزینه سبد معیشت با مشکلات روحی و روانی عدیده‌ای مواجه شده‌اند. در کنار مشکلات اقتصادی و مالی، جبر فرهنگی و اجتماعی موجب رشد میزان خشونت و بروز رفتارهای خشن و ناهنجار در درون خانواده و سپس انتقال آن به سطح جامعه شده است. خودکشی و افزایش آن نیز معلول خشونت نهادینه شده و شکل‌گرفته در خانواده و جامعه است و خودکشی‌های سریالی اخیر در کشور نشان از یک زلزله خشونت و فراگیر در جامعه است.این نکته قابل ذکر است که همان‌طور که تبعات اجتماعی حاصل از تنزل شاخص‌های اقتصادی در دوران کرونا برخی کشورها در آمریکا و اروپا و خاورمیانه را با اعتراض‌هایی رو‌به‌رو کرده است، شرایط اقتصادی و مالی کشور ایران در دوران کرونا اکنون تبعات اجتماعی خودش را در درون جامعه نشان داده و قتل‌های ناموسی خانوادگی و خودکشی‌های سریالی اخیر در کشور تنها بخش اندکی از تبعات اجتماعی کروناست. تحریم‌های اقتصادی و مالی علیه کشور و افزایش دامنه آن در هفته‌ها و ماه‌های آینده در کنار عواملی مثل رشد آمار تعداد مبتلایان به کرونا و تلفات انسانی بیماری و بازگشت محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های گذشته به کشور و همچنین سوء‌مدیریت و ضعف مدیریت در ساختارهای اقتصادی کشور و افزایش روند فسادهای مالی و اقتصادی سیستماتیک در ساختارهای فعلی نهادهای حاکمیتی و رشد افزایش قیمت ارز و به تبع آن افزایش غیرقابل کنترل و چندبرابری قیمت کالاهای اساسی مردم و همچنین افزایش قیمت خرید و اجاره مسکن، تاب و تحمل اجتماعی را به طور محسوس و معناداری کاهش خواهد داد که نتیجه آن بروز و ظهور تورم و گرانی، بیکاری، فقر و ورشکستگی صنایع و کارگاه‌های کوچک و متوسط و بزرگ و اخراج کارکنان یا ناتوانی در پرداخت حق و حقوق این بخش از شاغلان کشور است.

با بررسی و مطالعه نقشه استان‌های شاخص فلاکت در ایران می‌توان به نسبت تورم و بیکاری با بروز اعتراضات اجتماعی پی برد. بخش کوچکی از اعتراضات اجتماعی اکنون در کشور به صورت خشونت، قتل‌های ناموسی و خودکشی‌های سریالی شکل گرفته و بخش اعظم آن به زودی می‌تواند بسان اعتراضات سال‌های ۹۶ و ۹۸ درآمده و به سراسر کشور با دامنه گسترده‌تر و تشدید خشونت‌ها منتقل شود. اگر در آبان سال ۹۸ نام چهار استان دارای شاخص فلاکت بالا بر سر زبان‌ها بود، این بار شاخص فلاکت مختص بخش کوچکی از کشور نیست و تقریبا کل کشور با بحران‌های مالی و اقتصادی دست به گریبان است و کاسه چه کنم چه کنم در دست گرفته است.گفتنی است خودکشی‌های سریالی به وقوع پیوسته طی روزهای اخیر به عنوان مهم‌‌ترین معضل امروز جامعه ایران حاصل ناتوانی مردم در حل مشکلات زندگی خود و عزیزان‌شان بوده است. اکنون افسردگی و ناامیدی نسبت به آینده در بروز خشونت و خودکشی در جامعه نقش پررنگی داشته است و با عنایت به کاهش محسوس تاب‌آوری اجتماعی و بی‌اعتمادی عمومی و شکاف‌های محسوس آن اکنون جمعیت ۸۵ میلیون نفری مردم ایران نیاز مبرم به خدمات مشاوره‌ای دارند. در پایان نیز ضمن فراخوانی اتاق‌های فکر امنیتی و اطلاعاتی درون حاکمیت جمهوری اسلامی ایران به بازسازی ساختارهای درونی خود، از این نهادها دعوت می‌شود در این برهه حساس به ایفای نقش تاریخی خود در جهت خروج از شرایط بحرانی فعلی کشور بپردازند و ایران و ایرانی را در خروج از وضعیت کنونی یاری و همراهی کنند.

جهان صنعت

 

چرا نوجوانان ایرانی خودکشی می‌کنند؟

 
ترس از خانواده، مشکلات عاطفی، تجدیدی در امتحان، شکست عشقی و مشکلات مالی شاید مسائل کوچکی به نظر بیاید اما می‌تواند به مشکل غیر قابل حلی برای یک نوجوان تبدیل شود؛ مشکلی که گاهی با مرگ خودخواسته به پایان می‌رسد. پوچی و بی‌انگیزگی برای ادامه حیات، تنها مربوط به قشر خاصی از جامعه نیست. هر کس در هر شرایطی ممکن است چنان به بحران هویتی و شخصیتی برسد که دیگر ادامه زندگی برایش غیرممکن شود. از طرف دیگر این حقیقت تلخ نیز آشکار می‌شود که هر کس در هر قشری ممکن است جنبه سیاه و تاریکی در زندگی خود داشته باشد که آنها را تا مرز نابودی می‌کشاند.
 
در چند وقت اخیر اخبار نگران‌کننده‌ای درباره خودکشی در سنین نوجوانی شنیده‌ایم که آخرین آن خودکشی دو دختر نوجوان اصفهانی بود. با این حال آمار دقیقی از میزان خودکشی‌ها در کشور منتشر نشده است و تنها آمار رسمی اعلام‌شده مربوط به چهار ماهه اول‌ سال ۱۳۹۲ است ولي اخبار منتشر‌شده در رسانه‌ها از افزایش میزان خودکشی افراد ١٥ تا ٢٥ساله حکایت دارد.در این رابطه کارشناسان حوزه اجتماعی و قضائی دلایل و راهکارهای مبارزه با این معضل نگران‌کننده را بررسی می‌کنند.
 
باید برای شادی هزینه شود
بهرام پارسایی، عضو فراکسیون امید در مجلس نیز از بُعد دیگری این را معضل در جامعه بررسی می‌کند و در این‌باره می‌گوید: «این مسأله واقعیت جامعه ماست. درواقع باید گفت که یکسری واقعیت‌ها در جامعه ما وجود دارد که باعث سرخوردگی و افسردگی می‌شود. همین سرخوردگی‌ها و افسردگی‌ها درنهایت ممکن است باعث خودکشی شود. درواقع فرد از لحاظ افسردگی در جایگاه خوبی قرار ندارد و با کوچکترین مشکل دست به خودکشی می‌زند. نمی‌توان دلایل خودکشی را به‌طور جزیی مشخص کرد، اما به‌طورکلی می‌توان گفت که افسردگی در کل جامعه وجود دارد و این موضوع باید واکاوی شود. دلیل افسردگی مشکلات در جامعه است که خواه‌ناخواه بین نوجوانان سرایت می‌کند. نوجوانان دیگر امیدی به آینده ندارند. آنها سردرگمی و بیکاری تحصیلکرده‌ها را در جامعه می‌بینند. مشکلات اقتصادی و زندگی‌های خانوادگی را می‌بینند و افسرده می‌شوند. دیگر انگیزه‌ای برای تلاش و پیشرفت در زندگیشان ندارند. همین می‌شود که بعضی از آنها در شرایطی خاص دست به خودکشی می‌زنند. مشکلات مالی، خانوادگی و اقتصادی انگیزه را در نوجوانان از بین می‌برد. به علت ناامیدی از آینده دست به این کار می‌زنند. از طرف دیگر خود خانواده نیز به دلیل مشکلات اقتصادی، فشار زیادی را تحمل می‌کند و این فشار ناخودآگاه به فرزندانشان منتقل می‌شود. درواقع مشکلات معیشتی و اشتغال به نحوه عملکرد بخش‌های فرهنگی جامعه ما برمی‌گردد. جامعه ما جامعه افسرده‌ای است و به سمت شادابی نمی‌رود. به نظر من باید در بخش‌های فرهنگی برای شادی و برنامه‌های شادمانه هزینه شود. در بخش آموزش نیز باید از همان ابتدا حتی در دوره مهدکودک تا مدارس و دانشگاه‌ها بحث روانی بچه‌ها جدی گرفته شود، ولی نحوه آموزش ما این‌طور نیست. ما در این زمینه هیچ پیشرفتی نکرده‌ایم، بنابراین تا دغدغه اصلی خانواده‌ها برطرف نشود و مسائلی که به افسردگی دامن می‌زند حل نشود، این معضل نیز از بین نمی‌رود. خروجی‌اش هم همین مسائل نگران‌کننده در کشور است. درواقع بخشی از آن به خودکشی و بخش دیگر نیز به طلاق، اعتیاد و دیگر بزهکاری‌های جامعه منجر می‌شود.»
 
تنها گذاشتن نوجوانان  با مشکلاتشان فاجعه‌بار است
حشمت‌الله توکلی، قاضی جنایی دادگاه کیفری درحالی‌که به آمار پایین خودکشی اشاره می‌کند، در این‌باره می‌گوید: «خوشبختانه آمارها نشان از کاهش خودکشی دارد. درواقع رسانه‌های مجازی موجب تسریع خبررسانی شده و شائبه افزایش آمار را به ذهن متبادر می‌سازد؛ در صورتی که خودکشی‌ نه‌تنها افزایش نداشته بلکه کاهش هم داشته است و چون اطلاع‌رسانی‌ها بیشتر شده، این تصور را در ذهن ایجاد می‌کند که خودکشی‌ افزایش داشته است.»
 
وی همچنین دلایل خودکشی در میان نوجوانان را بررسی می‌کند و ادامه می‌دهد: «شایع‌ترین علل خودکشی افسردگی است. علت افسردگی نیز در جامعه ماشینی امروز احساس ناکامی است. ناکامی‌های تحصیلی و عشقی و احساس تنهایی و سرباری خانواده متأثر از فقر اقتصادی و احساس بی‌توجهی از سوی خانواده از مهمترین آنهاست؛ به‌عنوان مثال این‌که نوجوان فکر کند برادر یا خواهرش در خانواده بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد، عاملی است که نوجوان را منزوی و از کانون گرم خانواده دور می‌کند. کانون خانواده مهمترین عامل ثبات شخصیت کودک و نوجوان است و اختلال در ارکان و مبانی خانواده مهمترین عامل اختلال شخصیت آنها تلقی می‌شود. مشکلات والدین، طلاق و جدایی عامل تأثیرگذاری در انزوای آنهاست.
 
همچنین قدرت درک ‌و کنار آمدن نوجوانان با مشکلات بسیار کمتر از افراد میانسال است. پس در مواجهه با خودکشی نوجوانان باید به وضع خانواده و روحیات جوانان توجه وافری داشت. می‌توان نتیجه گرفت دو گونه مشکل در خودکشی آنها تأثیرگذار است؛ نخست مشکلات و تمایلات شخصی آنها که دارای دنیای پیچیده‌ای هستند، دوم مسائل و مشکلات والدین و خانواده که نیازمند به توجه خاص است و می‌توان گفت میان خودکشی آنها و مشکلات خانواده رابطه مستقیمی وجود دارد. درک نکردن دنیای آنها و توجه نکردن به مشکلاتشان و تنها گذاشتن آنها با مشکلاتشان فاجعه‌بار است.»
 
نیاز به اصلاح ساختار فردی و اجتماعی
معمولا افرادی دست به خودکشی می‌زنند که در حالت افسردگی به‌سر می‌برند. درواقع علت اصلی خودکشی افسردگی است. کسانی که دچار اختلالات پنهان شخصیتی هستند برای فرار از مشکلاتشان هرچند اندک، ممکن است خودکشی را انتخاب کنند.
 
مصطفی تبریزی، روانشناس در حوزه نوجوانان با بیان این مطلب می‌گوید: «موارد اندکی است که براساس یک تصمیم ناگهانی و به دلیل یک موقعیت فشارآور دست به خودکشی می‌زنند. معمولا آمار دقیقی از این‌که این خودکشی‌ها در چه سنی بیشتر است در دست نیست و نمی‌توان به‌طور قطعی گفت که در دوران نوجوانی آمار خودکشی بالاتر است، اما می‌توان به‌طور قطع گفت که در دوره کودکی نسبت به دوره نوجوانی و جوانی کمتر است.»
 
وی دلایل خودکشی در نوجوانان را بررسی می‌کند و ادامه می‌دهد: «وقتی فرد سابقه افسردگی دارد و با ناکامی روبه‌رو شده و از طرفی در محیطی بزرگ شده که راه‌های مقابله با ناکامی را نمی‌داند، عزت نفسش پایین می‌آید و مأیوس می‌شود. گمان می‌کند درد و رنجش راه حلی ندارد و شرایط دشوار همیشه ادامه پیدا خواهد کرد. با خودش فکر می‌کند با اقدام به خودکشی از مشکلات و مصیبت‌هایش خلاص می‌شود. از طرف دیگر، هرچقدر فردی که این حالت‌های افسردگی را دارد، صحنه‌های خودکشی را ببیند یا بشنود، آن یادگیری در او ایجاد می‌شود. آموزش می‌بیند که راه‌های مقابله با خلاصی از ناکامی‌ها خودکشی است، بنابراین برای پیشگیری از خودکشی در درجه اول خانواده‌ها باید سلامت روان را در فرزندشان پرورش دهند. اگر در دوره کودکی روح و روان فرزندشان را رشد ندادند در دوره‌های بعدی با مشاوره و روان‌درمانی سعی کنند شناخت بیشتری راجع به مشکلات و مقابله با ناکامی‌ها به او بدهند.»
 
تبریزی درباره این‌که آیا دلایل اجتماعی هم تأثیری در افزایش خودکشی دارد یا خیر می‌گوید: «در جامعه‌ای که فقر، پرخاشگری، یأس و دلمردگی فراوان است، احتمال خودکشی هم افزایش پیدا می‌کند. بنابراین راه‌حل اساسی دو کار است؛ یکی اصلاح ساختار فردی انسان‌ها و دیگری اصلاح ساختار اجتماعی؛ همین‌طور که پرنده برای پرواز به دو بال نیاز دارد، آدمی هم برای زندگی شادمانه به این دو بال اساسی نیاز دارد. از طرف دیگر باید گفت، ترغیب به خودکشی ارتباطی به خانواده باسواد و روشنفکر یا برعکس ندارد. ممکن است خانواده‌ای روشنفکر و تحصیلکرده باشند، ولی تعلیم و تربیت روانشناختی آسیب‌زایی در مورد فرزندانشان داشته باشند. خانواده‌هایی هستند که خیلی مقیدند و تمام امکانات را برای بچه فراهم می‌کنند که در رفاه کامل باشد، ولی از این نکته غافلند که رشد باید همه‌جانبه باشد، نه در ابعاد خاصی، بنابراین، این افراد فرزندانشان درست مثل خانواده‌های دیگر می‌توانند در معرض آسیب قرار بگیرند.»
 
او ادامه داد: «این افراد طی مدت طولانی از لحاظ روحی مشکلات زیادی داشته‌اند و مدرسه و خانواده متوجه آن نشده‌اند، بنابراین نمی‌توان گفت که به سطح فرهنگ و سواد خانواده بستگی دارد. درواقع همه چیز به نوع تربیت و رسیدگی به روح و روان فرزند در خانواده بستگی دارد. به‌طورکلی اگر خانواده‌ها فرزندانشان را با عزت نفس بالا رشد و راه‌های حل مسأله و مقابله با ناکامی را آموزش بدهند، می‌توانند از اختلالات روانی فرزندانشان به‌خصوص در دوران حساس نوجوانی جلوگیری کنند. از طرف دیگر، تعلیم و تربیت در جامعه نیز یک فاجعه است. در مدارس فقط به بُعد آموزش می‌پردازند و پرورش روانی تقریبا تعطیل است. حتی گاهی در همین آموزش و پرورش بر اثر مقایسه دانش‌آموزان با همدیگر و تشویق سوگلی‌ها و در نتیجه تحقیر بقیه به اختلال روانی کودک بیشتر کمک می‌کنند. مسئولان فقط درس برایشان اهمیت دارد در صورتی که رشد روانی نیز از اهمیت زیادی در کودک و نوجوان برخوردار است. اگر یک دیپلمه شادمانه داشته باشیم، بهتر است که یک پروفسور افسرده داشته باشیم.»
شهروند
 

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است